|
فیلم ویلای من
|
|
۲۰:۲۴, ۶/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/بهمن/۹۱ ۱۴:۳۸ توسط rahbin.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
*ویلای من
کاری جدید از مهران مدیری هدف مهران مدیری از ساخت این فیلم ترمیم کردن و پاک کردن هر آنچه در قهوه تلخ رخ داده است نکته بسیار بسیار مهم این است که تمامی کارهای اینبار مستقیما بر عهده خود مهران مدیری است . این مجموعه به مدت "22 هفته" و 44 قسمت پخش خواهد شد. "فراموش نکنیم که آخرین هدف رسانه سرگرم سازی است." ماجرا چیست؟ ماجرا این است که شاهی با نام مشکین مشکات (مشکات به معنی منفذ وجائی که در آنچراغ بگذارند- که به نظرم به معنی تاریکی که در آن چراغ بگذارند یا چیزی شبیه به این) به کما رفته است آلبرت مشاور مشاور مشکین مشکات طبق معمول در ساعت 7 صبح در اتاق او را می زند تا او را بیدار کند و متوجه می شود که او بیدار نمی شود وارد اتاق او شده و متوجه می شود که او مریض است. پزشک مخصوص دربار خبر می شود و متوجه می شود که "شست بزرگ انگشت پای او ورم کرده است (نمیدانم اشاره به چه حادثه ای دارد اما مطمئن هستم بی معنی نیست)" آزمایشی نوشته و بعد از انجام آزمایش متوجه می شود که او "به نوعی ویروس!" دچار شده است که هیچ درمانی هم ندارد! پزشکش تشخیص می دهد که ویروسی در بدن او وارد شده است و دقیقا مسیر را اینگونه توضیح می دهد ابتدا در شست پا بعد قوزک پا بعد زانو بعد ران بعد پشت باسن بعد توی شکم بعد به قلب او رفته و بعد هم می میرد و هیچ دارو و درمانی ندارد.(اینکه به کجا یا کدام منطقه آدرس می دهد را متوجه نشدم) پزشک تشخیص می دهد که 44 روز تا مرگ او مانده است. آلبرت که مشاور اعظم اوست به بیمارستان زنگ می زند و می گوید من از طرف مشکات هستم و میخواهم یک دستگاه iccu آورده تا ایشان بتواند زنده بماند. (کلمه iccu را در ذهنتان داشته باشید) مشکات از آنجایی که در کماست با وکیل او آقای اعتمادی تماس می گیرند اعتمادی با صحبت با اطرافیان مشکات متوجه می شود که مشکین مشکات هیچگونه ورثه ای ندارد و اطرافیان وی می خواهند تا ثروت او را بین خودشان تقسیم کنند وکیل به علت سکونت در اتریش و ترس از اینکه اگر دیر برسد برایش مشکلی پیش بیای با یکی از وکلا که شاگرد خودش بوده است تماس میگیرد و از او میخواهد تا در رستوران بالای دفترش با هم صحبت و دیدار داشته باشند. قصه به این سمت می رود که دو فرد آواره و دربدری که دزد بوده اند توسط مدیر رستورانی که قرار است اعتمادی و شاگردش در آن همدیگر را ببینند پناه و به آن دو سابقه دار کار داده شده و جای خوابشان در همان رستوران است. ارسلان که نقشش را مهران مدیری بازی می کند با یک کلاه برداری کوچک زندان بوده و الان که در این رستوران است نقش گارسون را دارد و از زنش منیژه جداشده است و باید هر ماه یک سکه به همسرش بدهد. او دوست دیگری دارد که نقشش را سیامک انصاری بازی می کند و یک فرد جاعل است که مادرش شوهر کرده است و اگر بخواهد مادرش را ببیند شوهر مادرش او را طلاق می دهد. شب قرار فرا می رسد و اعتمادی با شاگرد سابقش که هم اکنون وکیل است در رستوران بالای دفترش که ارسلان دوست سابقه دارش در آنجا کار می کنند صحبت می کند و لیست اموال مشکین مشکات که در کماست را میخواند. در همین حال ارسلان (مهران مدیری) با دقت تمام حرفهای این دو فرد را به بهانه روشن کردن شمع سر میز می شنود و در هنگام خواب به دوستش می گوید. آن دو در ابتدا راضی به دزدی از مشکات در قالب برادر زاده اش نیستند اما با دیدن جنبه های سخت کار رستوران راضی به انجام این کار می شوند. وکیل جوان که شاگرد اعتمادی است نیز به ثروت مشکات طمع کرده و وارد منزل او می شود و آلبرت که مشاور اعظم مشکات است او را به اتاقش راهنمایی می کند و با او صحبت می کند. چشم جهان بین در سریال "ویلای من". شاگرد اعتمادی در حال صحبت با آلبرت. او از خانم وکیل میخواهد تا در لحظه مرگ مشکات باشد و تا زمانی که مشکات در کماست اجازه خروج ندارد زیرا او دستور داده است به محض مردنش وصیتش خوانده شود و در عوض ماندنش حقوق و مزایای خوبی دریافت خواهد کرد. او بعد از شرح قوانین می گوید که سر ساعت 11 چراغ های خاموش می شود و در ساعات خاموشی نباید در خارج از اتاقتان ترددی داشته باشید مگر با هماهنگی قبلی!! و با آرامی به وکیل می گوید به یاد داشته باشید که: "من همیشه بیدارم" و این رابطه دقیق با جمله iccu که در واقع به نظر من i see see you است دارد. اما تحلیل قطعی من این است که بحث انتقال قدرت بوده یا در حال انجام است. این مجموعه در هر هفته دو روز به طور گسترده توسط شرکت گلرنگ رسانه در سراسر ایران پخش می شود. شاید باور نکنید ولی به طور اتفاقی کلیپی از شب های برره را دیدم که شیرفرهاد به کیانوش می گفت ما جشن بالماسک داریم و ماسک می زنیم تا شناخته نشویم.حتما و قطعا این کلیپ را گیر میارم و براتون میذارم. بنده هیچکاری با کسانی که من را متهم به توهم توطئه کنند یا به من بگویند باید به اصل ظهور و... بپردازی و اینها را رها کنی ندارم و از آنان خواهش می کنم نظر ندهند. اما از افرادی که دغدغه یهود شناسی و درک استراتژی و نقشه های ماسون ها را دارند خواهش میکنم با دقت این فیلم بسیار بسیار مهم را دنبال کنند و حتما بعد از مشاهده فیلم نتیجه دقیقش را به عموم اعلام کنند. * خوشحالم که در کل اینترنت ایران اولین نفری هستم که این مطلب را ارسال می کنم و از هیچ منبعی هم استفاده نکردم و موضوعی را ایجاد کردم تا بدون تعصب و کینه درباره این فیلم بحث سالم داشته باشیم. یا حق در آخر اینکه دوستان عزیز از شما خواهش دارم حتما این فیلم مهم را ببینید و تحلیل شخصی تان را در همین صفحه ارسال کنید. با سپاس از شما یا حق |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۷:۲۴, ۲۶/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
با سلام به همه
خلاصه هر چی هست خیلی مشکوک میزنه توی قسمت 9 مهران مدیری یه حوله روی سرش انداخته که علامت لنگر روش هست که این علامت در نقاشی ها و تصاویر معبد سلیمان هست و او در این حالت که صورتش دیده نمی شه میگه 33 میلیارد و نفر روبروش هم هی تکرار می کنه. حالا چه مفهومی رو می خواد برسونه نمی دونم. جایی از سریال که نماد چشم گور خر را نشون می ده که بیشتر به چشم راست شبیه هست، بلافاصله نمای ورودی ویلا که شبیه دروازه معبد سلیمان هست رو نشون میده!!! چرا؟؟ باز هم ار اشتباه نکنم در قسمت 9 جایی که زن جمشید انگشترشو میدهبه نفر مقابل میگه یکیش دست منه و دیگریش دست فرعون مصر در اهرام ثلاثه. باز یه آدرس. چرا؟؟؟ |
|||
|
|
۱۸:۴۹, ۲۶/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
واقعا برای دوستان متاسفم...
به همه چیز دارید گیر بی خود و بی جهت میدهید.. پیشنهاد میکنم پست شماره 16 را بخوانید بیخود و بی جهت تهمت نزنید اون دنیا باید تاوان پس داد |
|||
|
|
۲۲:۵۲, ۲۶/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/اسفند/۹۱ ۲۳:۱۸ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
من این سریال رو ندیدم، فقط وقتی داداشم نگام میکرد چند تا صحنه از قسمتهای آخر رو دیدم.
اول بگم که بخاطر کارهای بدی که مهران مدیری انجام داده اصلاً ازش دل خوشی ندارم. آخر این ارسال میگم کدوم نوع کارها. (۲۱/بهمن/۹۱ ۹:۴۳)rahbin نوشته است: ارسلان مشکات در صحنه ای از فیلم که هیچ ارتباطی با فیلم ندارد و بدون هیچ دلیلی قانع کننده و صحبت قبلی با دیگران به ارتفاع بلندی از منزل مشکات رفته مقداری برف از روی نرده ای که زیرش ستون های شبیه بواز و جاشین دارد پاک نموده و خودش را از ارتفاع پرتاب نموده و روی کف حیاط بی هیچ صدمه ای می نشیند و خانم آشپز از دیدن این صحنه بسیار تعجب می کند و آنرا برای دیگر آشپزها تعریف می کند.اگر واقعاً بی ربط بوده، و از "وسط" آن دو ستون پریده، باتوجه به اینکه: "بطور غیرطبیعی سالم به زمین رسیده" و "جریانات داستان از این نوع نیست" به نظرم آمد کمی شبیه آن عقیده در کابالا هست که شیاطین من الجن از وسط این دو ستون فرود میآیند. البته میگن آنها از روی نردبانی که بین آن دو هست پایین میآیند. (۲۴/اسفند/۹۱ ۱۹:۲۱)choobak نوشته است: دقیقا من برداشت برعکسی نسبت به استارتر گرامی دارمتا جایی که من دیدم شما هم نظرتون موافق ایشون بود. تا آخر خوندم همش دنبال یه برداشت مخالف با ایشون بودم (۲۴/اسفند/۹۱ ۱۹:۲۱)choobak نوشته است: انها بز را به عنوان حیوان مقدس خود قبول دارند به طوری که آن را به عنوان نماد در وسط میدان دهکده خود نصب کرده اند و عکس آن را به روی پول خود آورده اند.پولهایی که با عکس بز چاپ شده بود و در دست بچه ها بود، ربطی به سازندگان این سریال نداشت، و کسانی به ظاهر برای سودجویی آنها را ساخته بودند. سخت میشه تصور کرد که آنقدر احمق بوده باشند که بدون غرض چنین توهینی کردهباشند. چنین چیزی، کاری است که کسی که شناخته شود عمراً جرأت انجام آنرا نخواهد داشت. هر چند، گذاشتن مجسمهی بز در وسط میدان هم به اندازهی کافی توهینآمیز هست. (۲۴/اسفند/۹۱ ۱۹:۲۱)choobak نوشته است: شخصیت (غلامرضا نیکخواه) شباهت عجیبی به نوستر داموس پیشگوی معروف جهانی دارد که تاریخ پایان جهان را تعیین نمود ( این کارکتار جوری طراحی شد که خصوصیات این فرد دروغگو و چاپلوسی می باشد)شباهت عحیبی؟ مسلم است که خود سازندگان سریال آن را شبیه نوستراداموس ساخته بودند، و به نظرم پیشگوییهای سراسر دروغ و اراجیف او در سریال، از لحاظ دست انداختن آن موضوع خیلی هم خوب بود. (۲۴/اسفند/۹۱ ۱۹:۲۱)choobak نوشته است: آنها در این مراسم سوگند می خورند که کاخ قدیمی خود رو از مالکان جدید خود پس بگیرند و مراسم تاجگذاری خود را در آنجا انجام دهنداز این تکه از نقدتون واقعاً خوشم اومد. (۲۴/اسفند/۹۱ ۱۹:۲۱)choobak نوشته است: همچنین مراسم تاجگذاری آنها بسیار شبیه مراسم ماسون هاست به طوری که برای اعطای درجه ماسونی چنین مراسمی را تدارک می بینند....اگر قشنگ توضیح میدادید از چه نظر شبیه است خیلی خوب بود. جناب ره بین، به نظرم خوب است که بیشتر دنبال فعالیتهای واقعی آنها برای اثر گذاشتن بر مخاطب باشیم، مثل موقعیتها و دیالوگهایی که پیام خودآگاه و ناخودآگاه دارند، و باعث یادآوری مسائل قبیح به ذهن جوانکها(و امثال ما که چند سال بینشون بودیم) میشود. مثلاً در همین قسمتی که مهران مدیری بجای شوهر یه زن نقش بازی کرد. این کار در بهترین صورتش هم معنای خیلی بدی دارد و وقیح است. اینطور که اینها اجرایش کردند، و با زن نامحرم به عنوان شوهرش بسیار خودمانی شد، میتواند خیلی نکتهدار باشد. البته برای نقد باید همانطور که شما نوشتید، بطور دقیق دیالوگها بررسی بشه. این رو منباب مثال عرض کردم. نمونههایی که من در شبهای برره دیدهام را زمان پخش در تلویزیون درنیافتهبودم، و زمانی که بزرگتر شدم و فامیلمون سیدی چندتا از قسمتها رو گذاشته بود دریافتم. از کسانی که این رو میخوانند، بخاطر نوشتن این موارد عذر میخوام، ولی برای روشن شدن ماهیت کثیف بعضی از کارهای اینها برای کسانی که به اصل موضوع شک دارند، ضروری است. در سریال شبهای برره، در قسمتی که کیانوش تازه عروسی کرده بود، و سردارخان تمام خانوادهی سالار رو به مهمونی دعوت کرده بود. دم در خانهی سردار رسیدند. خانوادهی سالار گفتند: معلوم نیست سردارخان چه نیت شومی داشته. معلوم نیست برای چی دعوتمون کرده. کیانوش گفت: چه نیت شومی؟ حتماً میخواسته پاگشامون کنه. خانوادهی سالار لب گزیدند و بر پشت دست زدند و گفتند: این چه حرفیه؟ خجالت بکش! این دیگه چه جور دامادیه؟ کیانوش گفت: من که چیز بدی نگفتم، گفتم حتماً میخواسته پاگشامون کنه. خانوادهی سالار دوباره عصبانی شدند، و گفتند: باز هم تکرار کرد. خجالت نمیکشه. ببینید چقدر همشون بیشرمند، و چطور برای کسانی که بار اول نگرفتند دوباره روی اون تأکید کردند. از این دست موارد در خیلی از برنامه ها هست. مثلاً چند روز پیش کلاه قرمزی نگاه میکردم(فکر کنم تکرار پارسال بود). کلاه قرمزی، برای بازی لباس زنانه پوشیده بود، و میگفت: "من زن همسادهام." یه کم بعد از اون، آقای مجری میخواست بهش عیدی بده. آقای مجری گفت: "میشه شما رو ماچ کنم؟" کلاه قرمزی گفت: "من زن همسادهام. خجالت بکش." واقعاً برای کسانی که دیدند بامزه بود، ولی فقط چون مثلاً از زبان بچه بود. مسئلهی پیچیدهای دربین نیست، صرف پیشآوردن چنین موقعیتی تأثیر خودش را دارد. موارد دیگری هم در فیلمها یا سریالهایی که مدیری ساخته یا بازی کرده دیدهام، که بعضیهاشون یادم نمونده، و بعضیهاشون رو یادمه، و چندتاشون حتی بیشرمانهترند. این که "اصل کدام هست" من رو یاد یه نسخه از داستان فریدون میندازه. در این نسخه که در یک پویانمایی دیدم، زمانی که فریدون به ضحاک رسید تا اون رو بکشه، ناگهان ضحاک به سر بزرگ یک دیو تبدیل شد، و مارهای روی دوشش هم به دو اژدهای چسبیده به کنارش تبدیل شدند. آن دو اژدها سروصدا و جنبوجوش زیادی داشتند، و زمانی که فریدون سرشون رو میبرید، دوباره سر درمیآوردند. هماوردی با آنان علاوه بر اینکه راه به جایی نبردهبود، مدت زیادی طول کشیدهبود، و فریدون رو هم خسته کردهبود. در این زمان سروش خجسته(اسم و فامیل نیست ها ) آمد و به فریدون گفت که این دو اژدها کارشون این هست که حواس تو رو از سر دیو پرت کنند، و خودشون برخلاف ظاهرشون هیچ خطری ندارند، و تو باید این یکی رو بکشی تا پیروز بشی.فریدون هم زد و دیو رو کشت(این آخرش مسلم بود، ولی همیشه بدم میومد از داستانهایی که نویسندهاش آخرش رو ننوشته و به عهدهی خود مخاطب گذاشته ![]() ).خلاصه، ما هم باید به عنوان اصل تلاشمون با گناه پراکنیهاشون دربیفتیم. استاد رائفیپور هم گفتند که اصل قضیه برای اینها جز اومانیسم نیست. |
|||
|
|
۱۲:۰۴, ۲۷/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
بسیار فیلم جالبیه. خیلی هم خنده دار. الان داشتم 2 قسمت دیگه ازش میدیدم. نمیدونم چرا دوست دارید به همه چی گیر بدید . من یه بار گفتم ولی پاک شد. بی ادبیه ، جدا ببخشید ولی من حساب کردم که گلاب به روتون ، بی ادبیه سنگ توالت ما هم 33 تا خط داره ، ماسونیه ؟ خب این چه حرفیه میزنید. اگه اقای مدیری حتی ماسون باشن ، بازم دمشون گرم ، حداقل عرضشون از خیلی ها بیشتره
|
|||
|
|
۱۳:۱۰, ۲۷/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
فکر نمیکنین توی این سایت همه توهم دارن که دیگران یا دشمن هستن یا ماسون یا صهیونیست یا .....
یا یه منظور بدی دارن؟!!! |
|||
|
|
۲۲:۳۳, ۲۷/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/اسفند/۹۱ ۲۲:۳۶ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
(۲۷/اسفند/۹۱ ۱۲:۰۴)Mohammad Trust نوشته است: بسیار فیلم جالبیه. خیلی هم خنده دار. الان داشتم 2 قسمت دیگه ازش میدیدم.داداش ِ منم هر وقت میبینه غش میکنه. اتفاقاً اون هم هر بار دو تا قسمت رو با هم میبینه! ![]() ما که نگفتیم اصلاً خنده دار نیست، گفتیم از این جماعت بهاصطلاح هنرمند چیزهایی دیدهایم که سزاوار بدگمانی بوده، و الآن هم دوستان فقط گمان مطرح کردند، تا ببینیم آخرش که عقلمون رو روی هم بذاریم به نکتهی روشنی میرسیم یا نه. (۲۷/اسفند/۹۱ ۱۲:۰۴)Mohammad Trust نوشته است: خب این چه حرفیه میزنید. اگه اقای مدیری حتی ماسون باشن ، بازم دمشون گرم ، حداقل عرضشون از خیلی ها بیشترهاین چه حرفیه شما میزنید. ماسون بودن پیشکش، حتی اگر کمی ادای ماسون بودن در آورده باشه، یعنی میتونه واقعاً به شیطانپرستها متمایل باشه، که میدونید این یعنی چی. حداقلش اینه که خواسته ما رو سرکار بذاره، که این هم خودش خیلی بده و فرقی نمیکنه که حاصل درخواست کسی باشه یا کرم خودش. فعلاً که از نظر سطح کار و محبوبیت بشدت افت کرده. (۲۷/اسفند/۹۱ ۱۲:۰۴)Mohammad Trust نوشته است: 33 تا خط داره ، ماسونیه ؟ (۲۷/اسفند/۹۱ ۱۳:۱۰)Shiva نوشته است: فکر نمیکنین توی این سایت همه توهم دارن که دیگران یا دشمن هستن یا ماسون یا صهیونیست یا .....ماسون دیگه چیه؟ شما دو گرامی بفرمایید اون پاراگرافی که در ارسال 23 زیر "عذرخواهی" قرمزم نوشتم توهم هست یا نه؟ به چه حقی چنین چیزهایی رو تحویل ملتی میدهند که جوانان دستهگل باحیاشون رو برای برپایی اسلام دادهاند؟ |
|||
|
|
۲۳:۱۰, ۲۷/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/اسفند/۹۱ ۲۳:۱۱ توسط rahbin.)
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
نقل قول:ادبیه سنگ توالت ما هم 33 تا خط داره ، ماسونیه ؟ خب این چه حرفیه میزنید. اگه اقای مدیری حتی ماسون باشن Mohammad Trust از شما که کاربر با امتیاز و با سابقه این وب هستید این لحن صحبت بعید بود ... به هر حال نظر شماست دیگه.. موفق باشید.. |
|||
|
|
۲:۴۵, ۲۸/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
(۲۷/اسفند/۹۱ ۲۳:۱۰)rahbin نوشته است: Mohammad Trust از شما که کاربر با امتیاز و با سابقه این وب هستید این لحن صحبت بعید بود ... خداییش ادم میبینه به چه چیزایی گیر میدن ، زورش میاد که الکی یه حرفی رو میزنن و روش پافشاری میکنن. جنبه ی طنز داشت حرفم ، قبلش هم که 2 خط معذرت خواهی کرده بودم
|
|||
|
|
۴:۱۸, ۲۸/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/اسفند/۹۱ ۱۴:۵۳ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
به دوستان حق میدم. آخه موضوع دیگه ای برای گیر دادن ندارند. جالب بود یکی از کاربرا گفت
توی قسمت 9 مهران مدیری یه حوله روی سرش انداخته که علامت لنگر روش هست که این علامت در نقاشی ها و تصاویر معبد سلیمان هست و او در این حالت که صورتش دیده نمی شه میگه 33 میلیارد و نفر روبروش هم هی تکرار می کنه. حالا چه مفهومی رو می خواد برسونه نمی دونم. آخه برادر من... خواهر من... چرا چیزی رو که نمیدونی رو هی میگی؟ چرا بیخود و بیجهت کسی رو متهم میکنید ؟ واقعا از خدا نمیرسید ؟ یا اینکه خدا فقط ذکر زبونتونه ؟جلل خالق. ادم چه چیزایی که تو این سایت نمیبیه. میترسم دو روز دیگه کلا هر چی کارگردانه ماسونی بشه... هر چه سریاله شیطانی و قصد گمراه کردن ما رو داشته باشه... هر چی برنامست کار اسراییل بشه... |
|||
|
|
۶:۵۰, ۲۸/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/اسفند/۹۱ ۱۴:۵۷ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
نقل قول: شما اگر به صفحه اول این مبحث رجوع می کردی من نوشته ام: نقل قول: که شما متاسفانه جمله من را نخواندی نقل قول: خدایا ما را از شر بی بصیرت ها خلاص کن. که تو خودت می دانی بی بصیرتی در مقیاس بالا چه می شود ===دوستان عزیز و بازدیدکنندگان محترم 1-لطف کنید اول تحلیل شخصی من را بخوانید بعد نظر بدهید 2-همانطوری که در صفحه اول گفتم باز هم با صراحت تکرار می کنم که بنده هیچکاری با کسانی که من را متهم به توهم توطئه کنند یا به من بگویند باید به اصل ظهور و... بپردازی و اینها را رها کنی ندارم و از آنان خواهش می کنم نظر ندهند 3- من از زمان عضویتم در تالار هیچگونه اظهارات سخیفی نسبت به هیچکسی استفاده ننموده ام من تا این لحظه با آرامش و شوخی خیلی از طعنه های بی جا و بی ربط به مبحثی که ایجاد کرده ام را نادیده گرفتم اگر کسی نقدی درباره تحلیل من دارد با دلیل و سند و ادب و منطق بنویسد و گرنه اصلا نظر نــــــدهید . به زودی نقد شخصی خودم که درباره ادامه قسمت هاست را قرار میدهم. حضرت حق نگهدارتان |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| ((گذشته)) فرهادی ((ویلای من)) مدیری و سقوط فرهنگی | عدالت | 16 | 11,852 |
۵/مرداد/۹۲ ۱۴:۳۳ آخرین ارسال: مجتبی110 |
|










