کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اینجا کجاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
۳:۰۱, ۶/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #1
آواتار
روزی گرهارد ویلموتس (استاد حقه های نوشتاری در جنگ جهانی دوم) به منشی اش میگه:"سعی کن فردا نیای یا اگه اومدی سعی کن دیر بیای و اگر دیر نیومدی سعی کن پشت در وایسی و اگر نایستادی آروم وارد شو و مزاحم من نشو."روز بعد منشی زودتر از همیشه و با سر و صدای زیاد به دفتر ویلموتس وارد میشه ولی خشکش میزنه.ویلموتس روی تابلوی اتاق کارش نوشته بود:"آدمها احمقند و تنها کارهایی را میکنند که ازشون میخوایم یا نمیخوایم،تنها در صورتی احمق نیستند که بدونند کجا هستند و در چه زمانی بسر میبرند."و زیرش را امضا کرده بود شنبه و بزرگ نوشته بود فردا یکشنبه و روز تعطیل

دوستان من سلام

اوضاع این تالار مثل این داستانه...همه بطور دگم گونه ای رفتار میکنند.آقایان حضرات ناظران و مدیران نوشابه باز میکنند برای هم و یکدیگر را تحسین میکنند و دوستان دیگر نیز به شدت دچار تفرقه شده اند.این تالار در اکثر پست ها یا دفتر آیات عظام است یا تقدیرو تبلیغ رائفی و عباسی.یا از فلانی میگویند یا از بهمانی.
آقایان چنان باشید که از شما روایت کنند و نه روایتگر دیگران باشید...
حضرات اینجا جمع شده ایم که مثلا راه چاره پیدا کنیم یک مثال میزنم:
کلاسها بعد از نوروز شروع شده بود و من در اولین جلسه بعد از نوروز متوجه شدم بخشی از دانشجویان جدید هستند(من حضور و غیاب نمیکنم و اصلا غیبت دانشجو برایم مهم نیست)...یکی از این دوستان جدید وقتی نیمی از کلاس گذشت سوال کرد:مگه اسلام هم میتونه اقتصاد را بفهمه؟(توجه کنید درس اقتصاد مدیریت کارشناسی ارشد)من با خرسندی گفتم کی میتونه جواب ایشون رو بده.5 نفر جواب دادند و من جوابهارو روی بورد نوشتم.بعد از خودش خواستم اظهار نظر کنه و گفت قانع نشده و دلیلش هم این بود که چرا جامعه اسلامی فقیره با کلی نشانه و دلیل.
من با خونسردی پای بورد نوشتم دکترین زکات:الگوی پیشرفته نهادینه سازی تولید ثروت و توسعه زیر ساخت های اجتماعی و اقتصادی
40 دقیقه دکترین زکات را با همه اشکال کاربردیش توضیح دادم و در پایان سوال کردم آیا اینو تو جامعه دیدید؟همه پاسخ منفی دادند.من گفتم پس اقتصاد اسلامی نیست.
دوست مخالف ما گفت:آیا اسلام بازهم از این راه حل ها دارد؟بسیار شگففت زده و خوشحال بود.دانشجویی که به زور به کلاس آمده بود و قصدش ناچیز شمردن بحث بود حالا به قدری علاقمند است که حتی کلاسهای درسهای دیگر هم میاید.این همان مخالف با همان ریش و موی کریه است که اکنون تمام اندیشه اش اقتصاد اسلامیست.


امیدوارم کاملا حرفهایم را درک کرده باشید.وقتتان را بیهوده هدر ندهید...گروههای فکری تشکیل دهید و یک موضوع از مشکلات جامعه را به چالش بکشید و راه حلی عقلی اسلامی بیابید.

دوستان و مدیران و ناظران لطفا بخود بیایید...

هرجا هم نیاز به حضورم باشد در خدمتم.
در پناه حق...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: خاک ، MohammadSadra ، Reza2035 ، فرهاد ، sasa ، MESSENGER ، chelcheleh ، ONLY66 ، فاطمه خانم ، محب الزهرا ، boghz ، mohammad790 ، زینت ، Admirer ، shafagh_mah ، Imam12 ، Havbb 110 ، مجید املشی

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۳:۵۷, ۶/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #11
آواتار
با سلام و احترام
حقیر توضیحاتی مختصر بعنوان یک معلم کوچک دارم:
1- شخصا برای تشکر از ترجمه و نشر مناسب دوستان در ارائه کار "مستند ظهور" قدم به این تالار گذاشته ام.
2- با هیچیک از مدیران و ناظران محترم کوچکترین آشنایی نداشته ولذا از دید مستقل خویش این چند جمله را تقدیم میکنم.
3- از کارهای تحقیقی و ثبت شده حقیر، موضوع "روانشناسی چت و تالارهای گفتگوی ایرانی" بوده و لذا با این مقوله آشنایی دارم.
4- در حوزه مجازی نت،هیچگاه کلام منعقد نشده و هیچ بحثی در "دیالوگ"(توجه شود به مفهوم واقعی دیالوگ) اثربخشی کامل و موثر خویش را ندارد.بدیهی است که در اصول ارتباطی،مهمترین و اولیه ترین اصل،"گفتگوی چهره به چهره" خواهد بود.
بیشترین عامل "جر و بحث بی نتیجه" در تالار و فضای مجازی نت،تغافل از این اصل اولیه ارتباطی است.
بعبارتی در حالیکه که:
- همدیگر را بخوبی نمی شناسیم!
- با خلق و خوی هم بیگانه ایم!
- "همدلی" اساساً ایجاد نمی شود!
- ارتباط چشمی و همکلامی مناسبی نداریم!
- وقت کافی نداریم!(زمان در دنیای مجاز اصطلاحاً 180 درجه! می باشد!!!)
- در سنین مختلف هستیم!
- گاهی براحتی "برچسب" می زنیم!
- در جایگاه علمی و مرتبه شغلی متفاوت هستیم!
- در ایام و اوقاتی خاص به نت مراجعه می کنیم!
- مدیران و راهبران برایمان "ناآشنا" هستند!
- گاهی خسته و ملول می باشیم و ...!
- "درون فکنی" یا "برون فکنی" در ایده و رفتار؛ "ناخودآگاهانه" جولان می دهد!
و..............

چگونه ممکن است که انتظار یک "جامعه مجازی ایده آل" داشته باشیم!؟

یک مثال بسیار عملی و ساده!
اینجا را به مثابه یک اتاقی بدانیم که چندین مدیر،ناظم و... همه جور دانشجو و دانش آموز و ...
عضو جدید و قدیم و... پدر و مادر و خواهر و برادر! و... کاسب و شاغل و ...!!!
این همان است!!!
دنیای مجازی نت!!!

.
.
.
عزیزان؛
1- انتخاب اهداف محدودتر و قابل دستیابی بیشتر و با نگاه "اطلاع رسانی مفهومی و محتوایی" در کل تالار پیشنهاد می شود.
2- اصل مذکور را به یاد داشته و بدانیم که قدم زدن در "دنیای مجازی" آدابی! متفاوت می خواهد!
3- گقتگو های کوتاه و آرام بهتر نتیجه می دهد.
4- ماهیتاً "جدل علمی" در "فضای مجازی" امکان تحقق ندارد!(تاکید می کنم!!!!)
5- تا جایی که می توانیم در راستای تشکیل "حلقه های معرفتی حضوری" با یکدیگر بکوشیم(با توجه به محل سکونت، تحصیل و...)
6- توقعات مان "بجا" و مطابق با ماهیت و جوهره "فضای مجازی نت" باشد.
7- سریع عصبی نشده و بدانیم که این "چند پنجره"! براحتی یک "کلیک" باز و بسته می شوند! و "درگاه ها" و "پنجره های ذهنی واقعی" ما با هزار دشواری و ممارست و...!
8- اوقات حضور ما در نت،کوتاه و بدور از هر گونه تنش عصبی باشد(بعید می دانم که عزیزان فرهیخته این تالار با عوارض جسمی و روانشناختی "اینترنت و دنیای مجاز" آشنا نباشند!)
9- قوانین هر تالار کمک کننده هستند!(میزان توقع ما را تعدیل کرده و انتظار زیادی بوجود نمی آورد!)
10- نمایه هر تالار را در همان حد ظاهر شده،پذیرا باشیم و به نقد و نظر و انتقاد و پیشنهاد در همین محدوده ی کوچک،بسنده کرده و به یاد داشته باشیم که "وظیفه عملی" ما در "دنیای واقعی" ماهیتی متفاوت دارد.....
.
.
.
در پناه خدا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فرهاد ، chelcheleh ، ONLY66 ، بیداری اندیشه ، paradise ، علی 110 ، مسافر ، MAHDI59 ، boghz ، Seyed Mohsen ، arnh ، user313 ، جوینده حق ، خادمة الزهرا ، مجید املشی ، Farzaneh
۰:۵۴, ۷/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #12

من به عنوان کسی که می تونم بگم نظرات و افکار در بسیاری موارد با اندیشه ای که پشت ایجاد این تالار بوده و در تالار جریان داره نه تنها همسو نیست که میتونم بگم مخالف است ،وظیفه ی خودم دونستم بگم که:
من اکثریت قریب به اتفاق پست هایی که اینجا گذاشتم حالت ستیز و مخالفت داشته و عموما هم بحث در گرفته (هر چند بیشتر شون از جانب من نیمه کاره مونده و رها کردم به دلایل شخصی ....) ولی در هیچ کدومشون جوری با من برخورد نشده که زننده باشه و احساس کنم میخوان منه مخالف رو دک کنند .همیشه دوستانی بودند که اگه با رعایت احترام باهاشون حرف زدم اونها هم با رعایت احترام جواب دادن و همین دوستان هستند که به این فروم زینت دادند....
......................
اینوگفتم که بگم مخالف اینم که اینحا نظرات مخالف رو طرد میکنند، اما قبول دارم در برابر نظرات مخالف موضع دفاعی گرفته میشه که فکر میکنم همه جا همین طور باشه ......
و اینکه به نظر من مشکل اصلی از کاربران است نه مدیران .....باید نحوه ی بحث درست رو یاد بگیریم ،تا بحث ها به توهین کشیده نشه و اثر داشته باشه ....
..................
در ضمن سخنم به ایجاد کننده ی تاپیک این است که برادر من :
خود شما "گروههای فکری تشکیل دهید و یک موضوع از مشکلات جامعه را به چالش بکشید و راه حلی عقلی اسلامی بیابید" ...مگر مشکلی در این زمینه وجود دارد ؟ شروع کنید حتما استقبال خواهد شد
.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فرهاد ، ONLY66 ، وحید110 ، بیداری اندیشه ، MESSENGER ، علی 110 ، جوینده حق ، خادمة الزهرا ، مجید املشی
۱:۱۲, ۷/اردیبهشت/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/اردیبهشت/۹۰ ۱:۱۹ توسط فرهاد.)
شماره ارسال: #13
آواتار
سلام
جناب بیداری اندیشه از بابت اینکه پست من رو خوندید ممنون و تشکر میکنم

پیدا کردن یک راهکار عملی کار سختی هست و متناسب با هدف باید تعیین شود
یک سوال آیا فروم بیداری اندیشه یک فروم انقلابی هست ؟
انقلاب یعنی دگرگونی یعنی شکستن ساختارها و حرکت رو به جلو
جواب رو خودم میدم و هر یک از دوستان که نظری جز من دارند بیایند و بگویند که غیر از این است
اینجا یک فروم ضد انقلابی هست شما اینجا به حداقل داشته ها چسبیدید و حاضر نیستید به سنگر دشمن حمله کنید اصلا شما حاضر به پذیرش دشمن نیستید و همیشه دشمن را انکار کرده اید اولین شرط پذیرش دشمن هست.

نقل قول:باور کنین بارها گذاشتم بحثی که خلاف عقاید من بود ادامه پیدا کنه اما دیدم به چنان افتضاحی کشیده شده که نه تنها خودم و مدیران با دیدن اون بحثهای بچگانه و متعصبانه ناراحت و کدر می شدن بلکه حتی کاربران بعضا میخواستن تاپیک حذف و بسته بشه. چون وقتی می گفتیم توهین نشه کسی گوش نداد. گفتیم بی سند تهمت زده نشه کسی گوش نداد. بازار تهمت و خشم و تعصب داغ میشد و می دیدین چندین صفحه بحث جلو رفته اما جز کل کل کردن و غرور و لجبازی و دلخوری و ناراحتی .... چیزی عاید کسی نمیشد.
بله من هم قبول دارم ولی آیا واقعا راه حلی برای جلوگیری از بروز اینگونه لجبازی ها وجود نداره.

نقل قول:فرمودین به جای اینکه طرف حق رو بگیریم.... کدوم حق برادر من؟ مگه حق به همین راحتی مشخصه؟ از زمان پیامبر و خصوصا در زمان حضرت علی (علیه السلام) حق و ظلم و راست و دروغ با هم آمیخته شد و روز به روز بر شدتش اضافه شد. کی میخواد بگه حقیقت محض چیه؟ عزیز در بعضی موارد اگر مرز حق و باطل مشخص بود که مشکلی وجود نداشت اما متاسفانه اینطور نیست. اینها حقایق تلخ زمانه هست.
جناب بیداری اندیشه حقیقت اکثر اوقات مشخصه ولی خیلی وقتها حقیقت با منفعت و تعصب اشتباه میشه و ما حاضر به دیدن حقیقت نمیشویم
دنیا خاکستری هست و زمانی که حقیقت مشخص نبود رای به منفعت هست پس اگر در اینصورت به کسی ظلم شد چه یعنی خدا اینگونه ما را در عالمی که حق و حقیقت قابل تشخیص نیست رها کرده و در صورت خطا ما را سرزنش میکنه من به هیچ وجه اینگونه فکر نمیکنم و حقیقت برای همه ما روشنه ولی ما خیلی وقتها حاضر به پذیرشش نیستیم.

نقل قول:از طرفی به هر حال ما دینی داریم، عقایدی داریم، فرهنگی داریم، طبیعی هست که برای خودمون خط فکری خاصی داریم. چارچوبی داریم. دستورالعمل داریم. قانون داریم. اینها غیر طبیعی هستن؟ اگر بگیم هر که هر چه دل تنگش میخواهد بدون چارچوب، هرج و مرج پیش نمیاد؟
پس مدیریت کردن چه معنی میدهد اینجا برای اینها یک قاضی لازم هست

چارچوب ها و خط فکری ما باید همیشه ثابت بماند یعنی ما نباید متناسب با تغیر ماهیت دادن های دشمن تغیر روش دهیم دین ما باید پویا باشه باید ضمن اینکه ارزشها و اصول خودش رو حفظ کنه به روز باشه باید قابلیت پذیرش و هضم حوادث و شرایط جدید رو داشته باشه نه اینکه متخاصم و غیر قابل انعطاف باشه مادرم به عنوان یک خاطره تلخ تعریف میکرد زمانی که ما برای اولین بار تلویزیون دار شدیم پدربزرگش چون از مسجد محلشون شنیده بود تلویزیون شیطانه زده بود تلویزیون رو خورد و خاک شیر کرده بود و اینها مجبور بودن با آوارگی هر شب خونه ی یکی بشینند پای تلویزیون
این چارچوبی که شما تعریف میکنید نتیجش همین تسلیم شدن و نهایتش استفاده برای تبلیغ از همان شیطان دیروز میشه
البته شاید من منظورتون رو از چار چوب بد فهمیده باشم

داداش منظور من از پویایی همون حرکت امام بود وگرنه اون که شما گفتید میشه پویایی دشمن این امام بود که از خود پویایی نشان داد و حکم کافر بودن سلمان رشدی رو صادر کرد

من نگفتم و هرگز از شما نمیخوام اینجا را به یک فروم پاسخگویی به شبهات تبدیل کنید

ارائه دادن یک راهکار برای برون رفت از این وضعیت شما عجب کار سختی از خوانندگان بیداری اندیشه میخواهیدBlush

از شما هم تشکر میکنم جناب بیداری اندیشه و از شما میخواهم یک فروم انقلابی داشته باشیم راه حل در انقلابی بودن فروم و ما هست
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: asier ، وحید110 ، ONLY66 ، بیداری اندیشه ، MESSENGER ، خادمة الزهرا ، Admirer ، مجید املشی
۱:۵۷, ۷/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #14

تو خود این تالار افراط و تفریط بسیار هست
تا حالا 5 تا از پست های منو حذف کردند که یکیشون جمع آوری امضا برای شیعه های مردم بحرین بود
این که دیگه یه کار عملی بود چرا این رو حذف کردند؟
اصلا کاری با بحث امتیاز دهی ندارم ، بحثم فضای تالاره
دو سه تا از خواهر هستند هنوز 20 روز از عضویت و پست هاشون نگذشته به اندازه تماتمی پسر های اینجا امتیاز گرفتند
بازم میگم بحث بچه بازی و امتیاز نیست ، این کار بقیه رو سرد میکنه
تا یکی از ناظران مطلب میذاره 100 تا تشکر میخوره زیرش ، ولی یه تازه وارد فقط کافی هست که یه خورده تو پستی که میذاره مخالف بوده باشه یک تشکر ازش نمیشه
من تو یکی از پست ها اینو گفتم همه سریع جبهه گرفتن ، ما شیعه ها اصولا اهل حرف زدنیم ،اگر این نبود خیلی وقت پیش به نتیجه میرسیدیم خودمم میگم ، خیلی از مسیر اصلی فاصله گرفتیم
هر چیزی که ایمان و تقوای آدم رو بالا نبره پشیزی نمی ارزه ، حالا هر چی میخواد باشه
دیگه بالاتر از قرآن چی داریم ، سید کائنات میگه چه بسا کسی که قرآن میخواند و قرآن او را لعنت میکند
تا یک فیلمی به بازار میاد همه میریزن سر فیلم که آیا فراماسونی هست یا نه ؟حالا گیریم بود چی کار تونستیم بکنیم
ما یی که این همه از دم از فراماسونی و شیطان پرستی میزنیم یه اتحاد کوچیک نداریم
اون وقت 6 میلیون عضو فراماسونی دیدار حضوری داریم ، مثلا چی میشه تو یکی از مساجد جمع شیم همدیگروببینیم
چطور واسه بعضی جاها وقت داریم واسه یه دیدار 10 دقیقه ای وقت نداریم
همه چی رو نمیشه تو نوشته گفت ،منظورو نمیشه رسوند اگر بخواهی همرو بنویسی باید 20 خط بنویسی که اون وقت هم کسی نمیخونه ، همه با هم ضدیم ،واقعا فکر میکنید مقاله ای که مینویسید از این 2 هزار و خورده ای چند نفرشون مقاله رو میخونن ،ما شدیدا به برنامه های سمعی بصری نیاز داریم
سریع تر یه اقدامی بکنید وگر نه عوض پیشرفت ، پسرفت میکنیم
از صحبت های تند من ناراحت نشید ، فقط بخاطر کمک به خودمون گفتم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فرهاد ، montazer ، asier ، بیداری اندیشه ، وحید110 ، mohamad ، MESSENGER ، مسافر ، Ara ، shahede hagh ، جوینده حق ، خادمة الزهرا ، مجید املشی
۶:۴۱, ۷/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #15
آواتار
به هر حال من دوست داشته و دارم این فروم رو کاربران متعلق به خودشون بدونن. ما هم در حد خودمون، در حد افکار خودمون، در حد سواد خودمون در خدمتیم. این رو هم بگم همه مدیران اگرچه خط فکری نزدیک به هم دارن اما همه با هم در همه جزئیات مسائل اتفاق نظر نداریم. اما اگر نشه به مدیران اجازه داد کارشون رو بکنن چطور میشه بخشها رو مدیریت کرد؟ اینکه جایی روبروی مخالف جبهه میگیریم یا حذف میکنیم اکثر اوقات درسته و گاهی هم اشتباه اما خوب این چیزها طبیعیه. نمیشه مرز دقیق و بی خطایی تعریف کرد.

فرهاد جان من منظور شما رو از انقلابی بودن متوجه نمیشم. بالاخره سطح درک ما شاید پایینه و توقع شما از ما بالا. اینکه می فرمایین انقلابی بودن یعنی چی؟ شکستن ساختار یعنی کدوم ساختار؟ شکستن تلویزیون به نظر ما هم کار اشتباهی بود اما مصداقش در تالار رو پیدا کنیم تا در مورد اون بحث کنیم.

تعریف چارچوب مد نظر من شاید با تعریف شما متفاوت باشه. چارچوب مد نظر من قرآن و اهل بیته. هیچگاه هم وضعیت چارچوب من با تغییر دشمن عوض نمیشه. اصلا ربطی نداره به تغییر دشمن. روشی که ارائه شده در مقابل هر دشمنی جواب میده. حدسم اینه که تعاریف یکسان نبوده.

به هر حال من همچنان منتظر راهکار عملی هستم. دیگه چیز بیشتری به ذهن خودم نمیرسه. معتقدم راهکار ایده آل هم در تالار گفتگوی مجازی میسر نمیشه همونطوری که دوستمون messenger فرمودن. اما خوب تا جایی که بشه رضایت اکثر کاربران تالار رو فراهم کرد...

امضای بیداری اندیشه
[تصویر: signature.jpg]

والذین جاهدوا فینا، لنهدینهم سبلنا
به یقین کسانی که در راه ما تلاش کنند را به راه های خود هدایت خواهیم نمود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، MohammadSadra ، MESSENGER ، ELENOR ، ONLY66 ، علی 110 ، فرهاد ، جوینده حق ، خادمة الزهرا ، مجید املشی
۱:۲۹, ۸/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #16
آواتار
جذابیت!!!
(یک جای معمولی که دور هم جمع شدن، مثلا اتوبوس)
- بچه ها یک جایی هست راجع به شیطان پرستی حرف می زنه!
- آره من هم شنیدم، می گن سی دی هم میدن
- راستی دیروز یکی اومده بود دانشگامون راجع به فراماسونیها حرف می زد. یک چیزهایی هم از کابالا گفت. راستی می دونید قضیه 11 سپتامبر کاملا ساختگی بوده یارو می گفت تو دلار ها هست اما من هرچی با 1 دلاری ور رفتم نشد!!
- نه بابا همش چرنده مگه میشه. اینها همش حرف مذهبی هاست
- زیادم بیراه نمیگن هی چی تو دنیا غیر ممکن نیست!

(2 روز بعد، یک جای معمولی دیگه مثلا صف اتوبوس)
- آره منم دیشب رفتم سخنرانی های رافئی پور رو دانلود کردم جالب بود اما به نظرم چند جا ایراد داشت!!
- موافقم به نظر من یکم مغرضانه برخورد کرده. نمیشه گفت دروغ می گه چون حرفاش با سنده اما واقعا هلوکاست دروغ بوده؟ راستی من هنوز نمی دونم کابالا جادوگر بودن یا به کاهن های مصر گفته می شد؟
- کابالا رو به یهودیها می گن. فراماسونی ها هم اسم جدیدشونه. می گن با جن ها زندگی می کنن.
- چه با حال نه؟ فکرش رو بکن با جنها زندگی کنی. بعد بهشون دستور بدی بهت می گن کجا چه خبره.
- آره همسایه مون دخترش خواستگار جن داشت!!!! دختر بهش م یگه نه اون هم بختش رو می بنده.
حالا از کجا جن گیری یاد بگیرم

3 روز بعد (یک جای معمولی دیگه مثلا مترو)

- سلام چه خبر ازتون خبری نیست بچه ها
- ای گرفتاریم. داریم راجع به یوفوها تحقیق می کنیم. سرم مون خیلی شلوغه
- خودت رو سرکار نذار. فضایی ها همون جنهان . این هم یک پروژه ماسونی دیگس.
- اوهوم دیروز ما داشتیم رو پروژه مترو کار می کردیم . می دونستین کل دور و بر خودمون پر از این جور علامتهاست مخصوصا چشم.
- آره منم دیروز گشتم از کل ایران عکسهاشون رو جمع کردم تو وبلاگ ضد شیطان پرستیم نوشتم. نامردها همه جا کپی کردن اسم من رو نبردن!!!!!!!!!!
- همیشه همینجوریه یکی زحمت می کشه مثل ما کلی تحقیق می کنن بقیه می زنن به اسم خودشون.
- آره عجب روزگاری شده!!!! راستی مستند ظهور رو برات آوردم تموم 52 قسمتشه
- ممنون تا 34 رو دیدم چیز جدیدی داره؟
- نه همون بحث هاست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
- فاز سه رو دید؟ چند نکته قشنگ داره. اما در کل اون هم تکراریه. می گم اون وبلاگه اخر فیلم ظهور اسمش میاد چی بود؟
- اندیشه بیدار چطور رفتی؟
- من رفتم. اسمش هم بیداری اندیشه است فکر کنم مال رافئی پور باشه... در کل خیلی مذهبین. راجع به جن گیری و شیطان پرستی هم چیزی ننوشته
- خب به چه درد می خوره؟؟؟
- هیچی همش هم گی رمی دن به این و اون. فکرش رو بکن به مهران مدیری گیر دادن حتی به قلب یخی هم رحم نکردن...
- می گم بچه ها آلبوم جدید امو رو شنیدین؟


جذابیت، حقیقت تلخ اینه دوستان. برای همینه که 2000 عضو داریم همش 60-70 نفر مطالب ارسال می کنن، حرف می زنن و نقد می کنن و یا حداقل تشکر رو می زنن. خیلی ها می رسن به یک تایپک بلند همش رو نمی خونن میگن کی حوصله داره اول و آخرش رو می خونن و می گن گرفتیم لپ مطلب رو!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ما به ایمان و اعتماد نیاز داریم. به اینکه نترسیم خودمون رو معرفی کنیم. مگه سرباز آقا شدن ترس و خجالت داره؟ از این که اگه یهو بعد 20 سال، 30 سال زندگی دیدیم تمام روش و راه زندگیمون غلط بوده نترسیم و در جا نزنیم. از این که هم سنگر من عقیده اش با من مخالفه نرم سرش رو قطع کنم. برم باهاش حرف بزنم ببینم چرا مخالفه؟ تعصب داشتن خوبه ، غیرت چیز قشنگیه اما وای به روزی که جهالتمون خودش رو به این اسم نشون بده...
ما همه دوستیم نه؟ هم دلیم نه؟ هم فکریم نه؟ همکار نیستیم؟ من می گم هستیم.
مگه همه ماها عاشق خدا نیستیم؟
مگه همه ماها عاشق اسلام نیستیم؟
کیه به حقانیت پیغمبرمون و اهل بیت و ائمه اطهار شک داشته باشه؟
کدومتون عاشق این نیستین که بهشتی باشین؟
کدومتونه که می خواد فردا روز قیامت جلو خدا و پیغمبر و امامتون سر بلند باشه؟
مگه هدف ما جنگ با شیطان نیست؟
هدف ما چیه؟ نقد فیلم؟ حرفهای خاله زنک؟ دیدن چندتا مستند و ادعای روشن فکری رو در آوردن؟
ماها همه مون خودمون رو سربازان آقا می دونیم. یک سرباز کارش چیه؟ جنگیدن به محض دیدن دشمن یا ایستادن و حرف زدن در مورد دشمن؟
حرف از خود بینی نمی زنم. حرف از دلامون می زنم. همه ما ها گناهانی داریم درست. اما مگه راه توبه بسته است؟ پاکشون می کنیم. همش منتظر باشیم دیگری کار برامون انجام بده؟ چرا همش باید نوشته بشه این جمع ظرفیت شنیدن خیلی از حرف ها رو نداره؟
بابا به خودمون بیایم. ببینید چه مطالب قشنگی نوشته شده. یکی از دوستان تو امضاش نقل قول کرده بود که شناسایی 100%=موفقیت100%
دوستان شناسایی انجام نشده؟ کل فراماسونی با رک و ریشه و کل گروه های منشعب شناخته شده اش توی همین سایت معرفی شده. دوستانی داریم که به عشق ماها هر روز مقاله می ذارن، هر باز ییا مستندی دارن فورا میان معرف یم یکنن که بدونیم قدم بعدی دشمن چیه، ویدئو آپ لود می کنن. خب ما هام شروع کنیم. متحد بشیم. هنوز میان اصول و عقاید خودمون موندیم.
شیطان و پیروانش از هر ثانیه برای نزدیک تر کردن ماها به جهنم به شدت در تلاشند. اونوقت ما هی این دست و او دست میکنیم. ببینیم دیگری چیکار میکنه. مگه قرار نبود با کمک هم دیگه تالار رو به سیستم تبدیل کنیم؟
مگه قرار نبود جلسات استانی و شهرستانی بذاریم؟
مگه شما الان که این تایپیک رو می خونید همتون با اعضای خانواده هاتون از هر نظر در تفاهم کاملید؟ اینجا تا یکی بر ضد شما حرف می زنه می پرید رو سر و کولش؟
بابا برادر، خواهر، هم سنگر دست از جبه گرفتن بردارید.
چندتا از دوستام رو فرستادم بیان تو سایت یک سریشون گفتن اینجا همه تند رو مذهبین. گفتم نیستن. یک سری دیگشون گفتن اینجا فقط مال شیعه هاست . گفتم نه نیست.
اینجا وبسایت بیدار ی اندیشه است، قصدش آگاه سازی اذهان خفته من و تو.
عزیز من اگه شیعه نبودیم اگه مسلمون نبودیم اون وقت باید تن به خواسته های شیطان می دادیم؟ اگه قرار نبود آقا بیاد باهاش نمی جنگیدیم؟ ماها انسانیم. به واسطه روح خداوندی اشرف مخلوقاتیم. آزاده ایم و دارای قدرت انتخاب. اگه جنگیدن با شیطان رو با هر بهانه ای (چه انسان بودن، چه مسلمون بودن، چه شیعه یا سنی بودن، چه مسیحی بودن، چه آزاده بودن و..) انتخاب کردیم دیگه حمله کردن به خودی ها یعنی چه؟ ماها راه داریم برای رفتن. قرآن و اسلام هم وسیله رسیدنه دیگه این همه اختلاف برای چی؟ اگه هدف یکیه، اگه راه یکیه، این همه دل تنگی بچه ها برای چیه؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، fazel ، MESSENGER ، ONLY66 ، مسافر ، جوینده حق ، boghz ، خادمة الزهرا ، Admirer ، مجید املشی
۳:۲۴, ۸/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #17
آواتار
ارا جان من هم موافقم اما اینکه همه بچه مذهبیا اینجا جمعند .چیز بدی نیست.مذهبی ها شامه تیزتری برای درک واقعیت دارند .
اما باید ظرفیت شنیدن و بحث را داشت .چرا تا یه نفر میاد حرف مخالفی میزنه طوری باید باهاش برخورد بشه که فرار کنه؟
اقا این انجمن چند بخش داره .هر کسی هم در هر بخشی فعالیت میکنه .نمیشه که تا یه مقاله تحقبقی میزاری بیایم گیر بدیم که بیا اول تقوات رو ثابت کن بعد حرف بزن؟
مگه شما مسئول تقوای منی؟مگه میدونی من چقدر تقوا دارم؟
تا حرف میزنی میگن حالا که چی ؟حالا اینم فهمیدی اقا بیاد چیکار میکنی.کی گفته باید کامل باشی برای سربازی؟
امام خمینی (رحمة الله علیه)که فرزند اقا(عجل الله تعالی فرجه الشریف)هستند .ببینید چقدر فدایی داره و داشت.شهدا که همه عارف نبودند .از همه سن همه قشر.با سواد .بی سواد.نماز خون .خیلیا لاتو چاقوکش بودن رفتند ادم شدند شهید شدند.تقوا برای من 4 تا کار کوچیکه .برای شما 100 تا مستحب برای یکی دیگه.....
برادر من بحث با مخالف راه داره .زبان نرم .دوستانه .ملایم بحث عقلی.فرض که طرف قبول نکرد شاید حرف شما اثر گذاشته اما غرور طرف اجازه نمیده اعتراف کنه
هر جا نگاه میکنی تا موج منفی و انرژی منفی داره متصاعد میشه .امید ...ما میتوانیم.
اقا شما اگه میبینی از نظر خودت یه بحث اساسی مطرح کردی و استقبال نشد بدون نتونستین جذابیت براش ایجاد کنی .بگرد جذابیت ایجاد کن نه اینگه به ملت گیر بده که بحث شما بده بدرد نمیخوره مال من خوبه چرا نیاید بحث من رو بخونید .مدیر بدو همه تالارا رو ببند تا بیان اینجا.
پیامبر رو در نظر بگیرید.4 نفر انسان کامل داشت.10 نفر در حد اجتهاد 20 تا دانا 100 تا فدایی 1000 تا مسلملن 10000 تا ادم عادی
به 4 تای اولی یک چیزی میگفت به 10 تای دومی یه چیزی.به اون عرب بادیه نشین هم یه چیزی.

بیداری از همین نماد شناسی شروع میشه .از نقد فیلم
از درک دنیا پرستی .این که شما فکر کنید بله دیگه نماد ها رو شناختیم تمام!خوب هر روز کسانی جدید بیدار میشن و اولین تلنگر همین نماد ها بوده.حالا میاد میگه بله منم چند تا نماد کشف کردم.خوب چرا میزنی تو ذوقش؟!
بابا طرف 14 سالشه باید با زبون خودش حرف بزنی از دنیای خودش از بازی....
اقا من یک بار رفتم قم.گفتم میخوام برم پیش فلان ایت الله .دوستم روحانی بود گفت بابا ایشون وقت نداره استاد دانشگاه درس خارجش 300 400 تا شاگرد داره .شاگرد اقای بهجت بوده و ...من گفتم حالا تو ادرس بده چه کار داری.دست اخر گفت استخاره میگیرم!
من رفتم در دفتر حاج اقا زنگ زدم .خودش شخصا امد در رو برام باز کرد .تعارفم کرد بیام داخل .برام خرما اورد .انقدری هم تحویل گرفت با روی گشاده که من مونده بودم!این همونی بود که رفیقم میگفت؟!!
30 دقیقه باهاش حرف زدم .راهنماییم کرد شماره داد ....باور بفرمایید نه علم ایشون روی من اثر گذاشت نه ...
بلکه اخلاقش .من بعد اون کلی عوض شدم .راهم فکرم .روشم.هر شب براش دعا میکنم .
شما مسایل را از دید یکی دیگه ببین.از دید اونی که امده محکومت کنه ببین.از این فرصت استفاده کن .نزار خاطره بدی از تو مذهبی داشته باشه .نزار فکر کنه مذهب یعنی تندی.میدونی اگه این بابا رفت دیگه بر نگشت تو مسئولی؟
ارا جان درد دلی بود برادر.منظورم شما نبودیا.
التماس دعا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری اندیشه ، Ara ، fazel ، paradise ، MESSENGER ، rastin ، مسافر ، فرهاد ، جوینده حق ، آرین (الهه.ع) ، خادمة الزهرا ، Admirer ، مجید املشی
۸:۴۲, ۸/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #18
آواتار
من هم موافقم مذهبی بودن چیز بدی نیست افتخار هم داره، اما این که دیگرانی که میان ما رو ببینن جوری برداشت کنن که ما خشک مذهبی، بدون ظرفیت و متعصب و تند رو هستیم رو دوست ندارم. باید یکمی نرمش و تحمل به خرج داد. اما هوشیار بود تا مورد سواستفاده واقع نشیم.

(۸/اردیبهشت/۹۰ ۳:۲۴)وحید110 نوشته است:  اقا من یک بار رفتم قم.گفتم میخوام برم پیش فلان ایت الله .دوستم روحانی بود گفت بابا ایشون وقت نداره استاد دانشگاه درس خارجش 300 400 تا شاگرد داره .شاگرد اقای بهجت بوده و ...من گفتم حالا تو ادرس بده چه کار داری.دست اخر گفت استخاره میگیرم!
من رفتم در دفتر حاج اقا زنگ زدم .خودش شخصا امد در رو برام باز کرد .تعارفم کرد بیام داخل .برام خرما اورد .انقدری هم تحویل گرفت با روی گشاده که من مونده بودم!این همونی بود که رفیقم میگفت؟!!
30 دقیقه باهاش حرف زدم .راهنماییم کرد شماره داد ....باور بفرمایید نه علم ایشون روی من اثر گذاشت نه ...
بلکه اخلاقش .من بعد اون کلی عوض شدم .راهم فکرم .روشم.هر شب براش دعا میکنم .
شما مسایل را از دید یکی دیگه ببین.از دید اونی که امده محکومت کنه ببین.از این فرصت استفاده کن .نزار خاطره بدی از تو مذهبی داشته باشه .نزار فکر کنه مذهب یعنی تندی.میدونی اگه این بابا رفت دیگه بر نگشت تو مسئولی؟

واقعا هرچیزی با اخلاق خوش حل میشه. هزاران روایتو حدیث داریم از پیغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ائمه اطهار که با اخلاق خوش و مدارا باعث هدایت و ایمان آوردن دیگران شدن. خب بیایم ما هم تلاش کنیم.
الان یک جو فراماسون شناسی تو کشور ایجاد شده ما باید تا می تونیم از این فرصت برای جذب و بیداری جوانهامون تلاش کنیم.
ممنون عزیز، محتاجیم به دعا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: fazel ، paradise ، MESSENGER ، بیداری اندیشه ، ONLY66 ، وحید110 ، جوینده حق ، boghz ، خادمة الزهرا ، مجید املشی
۱۰:۳۷, ۸/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #19

من تو این بحث ها بیشتر با حرف های آرا موافقم
من خودم مذهبی هستم ، و به این مذهبی بودنمم افتخار میکنم ، ولی جز برای دینم به هیچ چیز تعصب ندارم
الان فقط کافیه یه کسی بگه من به فلانی به دید یه آدم عادی نگاه میکنم دیگه زنده نمیمونه انقدر بهش میتوپید که طرف از همه چی زده میشه
باید یه کاری کرد تا این تالار به یک تالار عمومی گسترده تبدیل شه
تلویزیون ما هر 8 تا کانالش وعظ و نصیحت داره ،کو نتیجه داده پس چرا این همه فحشا تو جامعه ما زیاده
چون تا عمل نباشه حرفامون به هیچ چیز نمی ارزه
چرا سخنرانی های آیت الله بهجت رضوان الله علیه رو پخش نمیکردند ، این جا هم داره شبیه تلویزیون میشه
تو این تالار به افرادی مثل آیت الله بهجت نیاز داریم ، بچه ها باید یه خورده هم و غمشون زیاد کنند تا بتونیم کارهای عملی انجام بدیم وگر نه نتیجه نمیده
به امید ظهور مولا و رو سفیدی ما پیش مولا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MESSENGER ، فرهاد ، Ara ، boghz ، مجید املشی
۱۲:۲۷, ۸/اردیبهشت/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/اردیبهشت/۹۰ ۱۲:۲۸ توسط Ramin_Ghn.)
شماره ارسال: #20
آواتار
سلام
نمی دونم چرا یه مدتیه هر کاری می خوام بکنم چون قبلش به خدا متوسل شدم اسباب اون کار برام محیا می شه Dodgy الحمدلله
بنده مدتی در ارومیه دانشجو بودم یه دوستی داشتیم به اسم معین ، نمی دونستم این دوستم معین چه ویژگی داشت که همه رو مجذوب خودش کرده بود : مومن ، کافر ، عرق خور ، چاقوکش ، افراد عادی و ... خلاصه همه رو ، همه دوست داشتن همیشه با ایشون باشن از جمله خود بنده ، وقتی میومد خونه ما حتی موقع خواب دوست داشتم جاشو نزدیک جای خودم بندازم ، راز این همه محبت و صمیمیت چی بود دوستان؟می دونید چرا؟ایشون همیشه یک تبسمی توی چهرشون داشتن همیشه با لبخند و جان و دل حرف دیگران رو گوش می کردن ، تو درک و فهم دوستانش مهارت خاصی داره ، نه عالم هست نه مومن نه پولدار نه خوشگل Blush ایشون شنونده خوبی بودن(الانم هستن) ، چه خوب می شد این شنونده خوب ، گوینده خوبی هم می بود و چه خوب که این شنونده و گوینده خوب یک دیندار مومن و باسواد هم باشن Smile
جناب وحید110 به نکته خیلی دقیق و ریزی اشاره کردند ، مشکل واقعی سایت همین مشکل اخلاق و طرز رفتار دوستان با همدیگه هست مخصوصا مدیران عزیز ، اشکالی نداره مدیران هم کمی بیشتر قاطی بچه های سایت بشن و خودشون رو جدای از دیگر کاربران ندونن Blush حتی اگر مخالف یک مطلبی بودن می تونن نظر و طرز فکرشون رو به نحو دوستانه تر و ملایم تر ارائه بدن ، بنده خودم یه مدت قبل از جمله کسانی بودم که اکثر موارد با عقاید ، تند برخورد می کردم ولی الان پشیمونم و درصدد جبران Blush برای اینکه بیشتر همدیگر رو درک کنیم و به حرف و نصایح همدیگه گوش کنیم باید قبلش دوست خوبی برای همدیگه باشیم Smile مثلا چه ایرادی داشت مدیران هم برای صمیمیت بیشتر در بخش "معرفی اجمالی کاربران"شرکت می کردن و همچنین دیگر دوستان گرامی ! به نظرتون وقت اون نشده که با برنامه ریزی دقیق یک گردهمایی عمومی برای یکی دو ماه آینده در حرم مطهر حضرت معصومه داشته باشیم طبق فرمایش جناب مسنجر نمی شه از دوستی فقط و فقط اینترنتی همبستگی و همفکری ایجاد کرد، جناب آسیر اینکه می بینیم ناظرین باهم خیلی صمیمی هستن دلیلش اینه که حداقل یکبار خارج از فضای نت همدیگر رو دیدن و همیشه با هم تماس تلفنی دارن و بیشتر با خصوصیات و رفتار همدیگه آشنا هستن...

یا مولا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MESSENGER ، وحید110 ، بیداری اندیشه ، فرهاد ، zohur ، Ara ، جوینده حق ، boghz ، خادمة الزهرا ، Admirer ، مجید املشی
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا