|
پایتخت2
|
|
۱۶:۵۴, ۸/فروردین/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/فروردین/۹۲ ۱۶:۵۷ توسط ارش کمانگیر.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام یزدان
خواهشا تعصبی نگاه نکنید بنده نظر خودمرو در پرانتز گذاشتم و هر کس میتونه نظر دیگه ای داشته باشه داستان فیلم . یک کامیون که که یک با گنبد و گلدسته که قراره به سمت جنوب بره(یک کاروان با هدف مقدس) که راننده نصاب و خانواده ان و صاحب بار(مردم) در راه برای این کاروان مشکلات زیادی اتفاق میوفتد قسمت 8 این سریال توجه منو جلب کرد در راه این کاروان به 3 پیر مرد برخورد میکنند( 3 تن از اعضای مجلس که به نظرم اقایان توکلی کواکبیان و مطهری هستند) که ماشینشان خراب شده( خودشان چند بار در دستکاری شدن ان حرف زدند یعنی جلوی پایشان سنگ می اندازند) ادامه داستان در رستوران که در ان نوشته شده از بحث سیاسی خودداری کنید که خود خدمه رستوران بحث سیاسی را پیش میکشند و میگویند بحث سیاسی نکنید در انجا اعضای شورا ( مجلس ) به حساب شورا غذا می خورند که یکی از انها از این کار را انجام نمیدهد سکانس بعد یکی از اعضای شورا با یکی تلفنی صحبت میکند که تمام کارها را به اون گذارش میدهد اصل این قسمت در سکانس بعد شروع میشود که معلوم میشود که هدف این سه نفر رسوندن نامه های امضا شده( جمع اوری امضا برای استیضاح وزیر و رئیس جمهور) به ضد اقای بخشدار( رئیس جمهور) که باید به دست رئیس جمهور ( اقای خامنه ای) در این سکانس عده ای برای پس گرفتن امضای خود می ایند ( قضیه پس گرفتن امضا برای استیضاح) که با مخالفت رئیس شورا مواجه میشوند یادم رفت که بگم ماشین اعضا به وسیله کامیون بکسل میشود در ادامه رئیس اعضای شورا تلفنی با کسی صحبت میکند که او را مقصر اصلی میداند ( اقای مشای) که چوب لای چرخ بخشدار( رئیس جمهور) میگذارد بعد اعضای کاروان (کامیون یا مردم) این موقعیت را مفید دانسته که قصد نوشتن نامه میکنند که با زیاد بودن مشکلات در این کار عاجزند که کدام مشکل خود را بنویسند در ادامه و در تاثیر گذار ترین سکانس یکی از کارکنان شورا بخاطر فشار بخشداری جلوی کاروان را میگیرد که رئیس شورا اشاره به دادن ماشین دولتی به کارمند شورا میکند ( یعنی اینها هم گناه کار هستند) بعد کارمند طناب بکسل را پاره میکند(ایجاد تشنج یا شاید 9 دی یا...) که بابا پنجعلی ( فردی مقدس برای مردم یا اعضای کاروان) در ان هست ماشین عقب عقب میرود که یک سریال طنز تبدیل به یک سریال کاملا حیجانی میشود در این گیرو دار نقی برای نگه داشتن ماشین خود را به زمین میکشد که اعضای کاروان هم کاملا مشوش میشوند و بهم میریزند بعد ماشین لبه پرتگاه میرسد و کیف که حاوی امضاها هست داخل رودخانه میریزد( ارای مردم در این تشنج از بین میرود و حتی از یاد مردم هم میرود) جالبه که رئیس شورا به پلیس زنگ میزند( همه چیز را با قانون حل میکند) و ماشینهای که از خارج اضافه میشوند کمکی نمیکنند اقای مقدم کارگردان فوق الهاده با هوشی هستند و این نظر و نگاه من بود و ممکن است اشتباه باشد |
|||
|
| آغاز صفحه 8 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۷:۵۷, ۱۸/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #71
|
|||
|
|||
|
سلام
تا حدودی نظر بزرگواران رو خونده بودم مسلما هر سریالی نقاط ضعف و قوتی داره که شامل این سریال هم میشه ایرادهای زیادی به تلفظ اسم نقی از جانب بابا پنجعلی وارد شده بود ولی یکی از کسایی که به نظرم نقی رو خیلی قشنگ بیان میکرد هما بود و اینکه دوستان توجه داشته باشن بعضی وقتا تو لهجه های مختلف نوع گویش هم در تلفظ کلمات خیلی تاثیر داره، مازندرانی های عزیز که لهجه دارن و محلی صحبت میکنن معمولا کلمات رو خیلی میکشن و یه نکته دیگه شاید این اشتباه از ماهاست که با بد بیان کردن اسمها در زندگی خودمون برخورد نمیکنیم یکی دوستام میگفت تو محل ما به محمدحسین میگن مَسِّن و به محمد حسن میگن مَسََّن(سین فتحه داره) تا اون موقع همچین خلاصه ی اسمی به گوشم نخورده بود یا اونجایی که ارسطو به نقی میگه دشداشه رو بپوش بهت بخندیم به نظر من غیر معمول بودن اون لباس برای اونا بود وگرنه جدای این که آدم به موطنش علاقه خاصی داره،همه جای ایران سرای من است دیگه و اینکه بعضی بزرگواران فرموده بودن معمولا افراد کم سواد اسمهای مذهبی دارن البته همیشه استثنا وجود داره ولی خیلی از روستایی ها که سواد چندانی ندارن خیلی خیلی معتقدتر هستن نسبت به بسیاری از افراد تحصیلکرده( قصد جسارت به کسی رو ندارم چیزیه که در اجتماع میبینیم) و حتما دوست دارن اسم فرزندانشون رو مذهبی بذارن مثلا همین بابا پنجعلی الحمد لله که میگفت وقتی یه خبر خوب میشنید یا نمازی که نقی تکرار میکرد و اون میخوند برام خیلی قشنگ بود حالا اون لایه های پنهان که دوستان گفتن؟؟؟؟؟؟؟ الله اعلم یا علی/ التماس دعا |
|||
|
|
۲۱:۴۳, ۱۸/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #72
|
|||
|
|||
نقل قول:جای ما هم آدمای قدیمی همینجوری همه چیز رو خلاصه کردن محمد حسین رو میگن مَسََّن. محمدعلی رو میگن مَمَلی. ![]() ![]()
|
|||
|
|
۲۲:۳۰, ۱۸/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #73
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم سلام دوستان عزیز :متن زیر رو بخونین : « نماینده ساری در مجلس با انتقاد شدید از آنچه تمسخر گویش مازندرانی در سریال «پایتخت» مینامید،گفت: سریالهایی نظیر «پایتخت» به تفریح سبک رسانه ملی تبدیل شده است.[/b] آفتاب: محمد دامادی نماینده مردم ساری در مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی امروز (یکشنبه) خانه ملت در تذکری آئیننامهای نسبت به پخش سریال «پایتخت» از رسانه ملی به شدت انتقاد کرد.
وی گفت: جامعهای که تنها یک رسانه دارد آن هم رسانه ملی، در دو سال گذشته اتفاقاتی را تجربه کرده که به شدت تاسف و تاثربرانگیز بوده است. دامادی ادامه داد: این اقدامات یعنی تمسخر لهجه مازندرانیها در قالب برنامهها و سریالهایی نظیر «پایتخت» به تفریح سبک رسانه ملی تبدیل شده است، آنهم در شرایطی که مازندران در این سالها قربانی تصمیمات پایتخت نشینانی بوده که زمینشان را با ثروت آنچنانی غصب کردهاند و زحماتشان را به باد فنا دادهاند، کسانی که باعث و بانی پایتختاند، چه میدانند کار کردن در هوای شرجی و گرم مازندران آن هم در شالیزارها، چقدر طاقتفرساست. چون زیر کولرهایشان در ویلاهایشان نشستهاند و فیلمنامه تنظیم میکنند. «دیروز آذربایجانیها، امروز مازندرانیها، فردا نوبت کدام قوم ایرانی است؟! یک روز برنج وارد کردند و یک روز زمین ما را در مازندران غصب کردند و ویلاسازی کردند، یک روز جنگل را نابود کردند و حالا هم رویه تمسخر پیش گرفتهاند.» نماینده مردم ساری در مجلس در بخش دیگری از سخنانش تصریح کرد: کاری که این رسانه انجام داده است، علیرغم همه تذکرات، این کار را حتی استعمارگران اروپایی در کشورهای آفریقایی وقتی مشغول غارت آنها بودند، انجام ندادند؛ این همان گویشی است که مورد تمسخر قرار گرفته، همان گویش و آئینی است که اسطورههایی همچون سیدمجتبی علمدار، بصیر و طوسیها را پرورش داده است؛ و فراموش نشدگانی از جنس اسطورهها و دلاورانی چون لشکر 25 کربلای مازندران را پرورش داده است که در ولایتمداری نمره یک آوردهاند و حماسه خلق کردهاند. به گزارش فارس،دامادی در خاتمه گفت: به جای ساختن فیلمنامههای اینچنینی، از کارگران زحمتکش فولاد بگوییم که حقوق شب عید خود را دریافت نکردهاند و فریاد من مازندرانی و این کارگران به جایی نرسید.» در پناه الله یا مهدی مدد |
|||
|
|
۱۵:۰۱, ۲۶/فروردین/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/فروردین/۹۲ ۱۵:۰۵ توسط Jim.m.)
شماره ارسال: #74
|
|||
|
|||
|
نماینده ساری در مجلس با انتقاد شدید از آنچه تمسخر گویش مازندرانی در سریال «پایتخت» مینامید،گفت: سریالهایی نظیر «پایتخت» به تفریح سبک رسانه ملی تبدیل شده است.
محمد دامادی نماینده مردم ساری در مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی خانه ملت در تذکری آئیننامهای نسبت به پخش سریال «پایتخت» از رسانه ملی به شدت انتقاد کرد. وی گفت: جامعهای که تنها یک رسانه دارد آن هم رسانه ملی، در دو سال گذشته اتفاقاتی را تجربه کرده که به شدت تاسف و تاثربرانگیز بوده است. دامادی ادامه داد: این اقدامات یعنی تمسخر لهجه مازندرانیها در قالب برنامهها و سریالهایی نظیر «پایتخت» به تفریح سبک رسانه ملی تبدیل شده است، آنهم در شرایطی که مازندران در این سالها قربانی تصمیمات پایتخت نشینانی بوده که زمینشان را با ثروت آنچنانی غصب کردهاند و زحماتشان را به باد فنا دادهاند، کسانی که باعث و بانی پایتختاند، چه میدانند کار کردن در هوای شرجی و گرم مازندران آن هم در شالیزارها، چقدر طاقتفرساست. چون زیر کولرهایشان در ویلاهایشان نشستهاند و فیلمنامه تنظیم میکنند. «دیروز آذربایجانیها، امروز مازندرانیها، فردا نوبت کدام قوم ایرانی است؟! یک روز برنج وارد کردند و یک روز زمین ما را در مازندران غصب کردند و ویلاسازی کردند، یک روز جنگل را نابود کردند و حالا هم رویه تمسخر پیش گرفتهاند.» نماینده مردم ساری در مجلس در بخش دیگری از سخنانش تصریح کرد: کاری که این رسانه انجام داده است، علیرغم همه تذکرات، این کار را حتی استعمارگران اروپایی در کشورهای آفریقایی وقتی مشغول غارت آنها بودند، انجام ندادند؛ این همان گویشی است که مورد تمسخر قرار گرفته، همان گویش و آئینی است که اسطورههایی همچون سیدمجتبی علمدار، بصیر و طوسیها را پرورش داده است؛ و فراموش نشدگانی از جنس اسطورهها و دلاورانی چون لشکر 25 کربلای مازندران را پرورش داده است که در ولایتمداری نمره یک آوردهاند و حماسه خلق کردهاند. دامادی در خاتمه گفت: به جای ساختن فیلمنامههای اینچنینی، از کارگران زحمتکش فولاد بگوییم که حقوق شب عید خود را دریافت نکردهاند و فریاد من مازندرانی و این کارگران به جایی نرسید. (۱۸/فروردین/۹۲ ۲۲:۳۰)جویای حقیقت نوشته است: آقا شرمنده من ندیدم شما هم اینو ارسال کردید. بعد از اینکه پست زدم دیدم |
|||
|
|
۱۷:۲۰, ۷/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #75
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم سلام دوستان عزیز :امسال پایتخت 3 داره از شبکه 3 پخش میشه و به نظرم نسبت به سال گذشته یه مقداری بهتر شده . اما امروز با خبر شدم که جمعی از مازندرانی ها جلوی استانداری مازندران تجمع کردن و نسبت به پخش این سریال اعتراض کردن !!! از اونجایی که سال گذشته از منتقدین این سریال بودم ، اما امسال مورد خاصی ندیدم . با این حال از دوستان مازندرانی که توی تالار فعالیت دارن میخوام که نظرشون رو در مورد این سریال اعلام کنن . منتظر دوستان هستم . . . در پناه الله یا مهدی مدد |
|||
|
|
۱۷:۴۶, ۷/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/فروردین/۹۳ ۱۸:۰۴ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #76
|
|||
|
|||
|
علیکم السّلام
ما مازندرانی ها که هرجا مهمونی میریم، همه با اشتیاق منتظر پخش این فیلم هستیم و اگه شب از دستمون در رفت، روز بعد تکرارش رو میبینم ![]() زمان فیلم پایخت 1 ، یک سری حساسیت هایی از طرف مازندرانی ها بوجود اومده بود بخاطر تمسخر لهجه و همچنین نشون دادن لودگی و نسبت دادنش به مردم مازندران. حتی ائمه جمعه هم اعتراضاتی کرده بودند. اما الان دیگه عادی شده. من پایتخت 1 و 2 رو ندیده بودم کامل. ولی الان که 3 رو نگاه میکنم، خوشم اومده. مشکلات ، خوبی ها ، بدی ها ، دلسوزی ها ، محبت ها ، فداکاری ها ، گرفتاری ها ، پایبندی به اعتقادات مذهبی حتی در انتخاب اسم فرزند و... و در کل ویژگی های یک خانواده عرفی از صدها خانواده ای که دارای این مسائل هستند در جامعه امروزی رو داره نشون میده. |
|||
|
|
۲۰:۵۲, ۷/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #77
|
|||
|
|||
(۷/فروردین/۹۳ ۱۷:۲۰)جویای حقیقت نوشته است: بله درسته اما به نظر من چیز خاصی نداشت که براش تجمع کنن همین کسایی که تجمع کردن شب میرن خونه میبیننش خیلی فیلم قشنگیه بعدش هم اگر بخواد اینطوری باشه باید کلا فیلم ساختن رو تعطیل کنیم چون همه ی مردمای ایران در هر جا خصوصیات مکان زندگی خودشون رو دارن حالا شمالیا لهجه دارن بقیه ...و اگر کارگردان بخواد نقش های فیلمش تو شمال باشن باید خصوصیاتی مثل لهجه رو تو فیلمش بزاره بعضی چیز های دیگه ی توی فیلمم هدف مسخره کردن نیست واقعیته بعضی مواقع توی فیلم شخصیتا یه کارایی می کنن که ما که خودمون مازندرانی هستیم می فهمیم این کارای خودمونه و چه قدر خوب شمالی هارو میشناسن مثل همون قهر کردن یکدفعه ی نقی که من نمیام جشن یا همین تیکه کلام های ارسطو و نقی یا...حالا اگه کارگردان بخواد فیلم تو یه جای دیگه باشه باید خصوصیات مردم اون مکان رو توفیلمش بزاره درسته؟ولی یه کوچولو لهجشو غلیظ کردن یعنی دیگه واقعا تا به این حد لهجه نداریم(ما که اصلا کلا فارسی صحبت می کنیم)همین دیگه در مورد پدر نقی ام باید بگم توی این سری واقعا نبود بهتر بود
|
|||
|
|
۲۳:۴۴, ۷/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #78
|
|||
|
|||
|
این تجمع کردن رو که یاد ملت داده هی الکی واسه یه فیلم میرن تجمع می کنن این فیلم الان کلا به به چه قشری و چرا و چه جری داره تهین می کنه !!!!!!!!
شده قضیه ی مجمعه ی سرزمین کهن عجبااااااااااااااااااااااااا |
|||
|
|
۲۳:۴۵, ۷/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #79
|
|||
|
|||
|
من تو بعضی از صحنه های فیلمبرداریش بودم...آقای مقدم آدم جالبیه...من خودم ندیدم ولی یکی از دوستام می گفت کارو به خاطر نماز اول وقت ترک می کرد...فکر نمی کنم هیچ مازندارنی باشه که این فیلمو نبینه...سبک زندگی مردم مازندران مخصوصاً قائمشهر خیلی به این خانواده نزدیکه...
|
|||
|
|
۲:۱۱, ۸/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #80
|
|||
|
|||
|
سلام
خداییش عالیه واقعا زندگی مازندرانی ها خوب به تصویر کشیده من چون خودم مازندرانیم میفهمم چقدر زحمت کشیده شده واسه ساختش اصلا من هر جا دیدم خود ما بیشتر مشتاق دیدنشیم من که ندیدم کسی از دوستا و اطرافیانم کوچکترین انتقادی بکنن بلکه از خنده روده بر میشن و برا هرچیز الکیش میخندن بنظرمن اصلا مسخره نکرده واقعیت رو با درجه اغراق خیلی کم نشون داده مازندرانی ها همینجور صاف و ساده هستن قهر و آشتیشون هم دقیقا مثل همین نقیه نکات آموزنده خوبی هم داره مثل تلاش هما و همراهی با خواهرشوهرش برا برگردوندن شوهرش به زندگی یا کارکردنش وقتی شوهرش حال خوبی نداره درکل نه تنها مازدرانیا بلکه اکثر زنان شهرستانی همجوره پای مرداشون با همه ی بداخلاقی هاشون وایمستن (در اینجور مواقع باید گفت زنها فرشته اند) یا همین رابطه خوب هما با فهیمه که خواهر شوهرشه یا تحمل پدرشوهر بخاطر علاقه به شوهر که الان داره یه خورده تو زندگی های شهرای بزرگ کمرنگ میشه خود ما نزدیکه 12 سال از مادربزرگ مادریم نگه داری کردیم که سالای آخر خیلی وضعیتش ناراحت کننده بود پدرم هم همراهی میکرد البته در حد توانش یا همسایمون هم همین وضعیتو داشت چیزاییه که داره فراموش میشه البته هنوز تو شهرستانا هست خیلی خوب این موضوعاتو به تصویر کشیده دست آقای مقدم و همکاراش درد نکنه بعضی از دوستام اینقدر خوششون اومده که میگن هر سال عید سری جدید بسازن ولی فکر کنم این آخریش باشه در کل من که خیلی راضیم |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |










![[تصویر: surprise.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/surprise.png)

