کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اشکال عمده بر فرضیه داروین و نبود آفریننده!
۲۲:۰۲, ۵/اسفند/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/اسفند/۹۱ ۲۲:۱۰ توسط راوی110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
(فلينظر الا نسن مم خلق # خلق من ماء دافق # يخرج من بين الصلب و الترائب # إ نه على رجعه ى لقادر).طارق / 5 - 8.

پس انسان بايد بنگرد كه از چه آفريده شده است (۵)
از آب جهنده‏اى خلق شده (۶)
[كه] از صلب مرد و ميان استخوانهاى سينه زن بيرون مى‏آيد (۷)
در حقيقت او [= خدا] بر بازگردانيدن وى بخوبى تواناست (۸)


در آيات فوق ، تدبر در نطفه و ابتداى تكوين انسان ، مبرهن و روشن مى گردد.
((فلينظر))!!!!!! انسان بايد بنگرد از چه آفريده شده تا هم خداى خود و هم بازگشت خويش را بشناسد
كه از قطره آبى ، چه ساختمان عجيبى تشكيل شده است كه سرتاسر، حكمت و مصلحت است به قدرى كه يك رگ ، بدون حكمت و يك استخوان زيادى ، آفريده نشده است ،
آنچه لازمه اين ساختمان است ، خداوند در آن قرار داده است ،
لذا انسان مى فهمد كه آفريننده اين بدن ، قدرتش بى نهايت است و حد ندارد، به قدرى تواناست كه از يك قطره آبى در ظلمات ثلاث ، چنين ساختمان عظيمى آفريده كه هزاران سال علما در تشريح و كيفيت آفرينش و خواص ‍ آن تحقيق دارند و اعتراف مى كنند كه هنوز بسيارى از آنها را نفهميده اند.


ماده بى شعور نمى تواند چيزى بيافريند

ديگر آنكه انسان پى به دانايى بى حد آفريننده مى برد،

أَلَا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ ﴿۱۴-ملک﴾
((آيا آن كس كه آفريده ، نمى داند؟))
آيا كسى كه ذره اى از ذرات آفريده اش بدون حكمت و مصلحت نيست ، علم نداشته ؟
كمونيستها كه منكر خدا و عالم اعلا هستند، مى گويند: هر چه هست تكامل ماده است ،
درباره حكمتهايى كه سرتاسر عالم را فرا گرفته ، چه مى گويند؟
آيا مى شود سازنده اش حكيم نباشد؟
خودتان كه مى گوييد ماده شعور ندارد، آن وقت با اين انتخاب احسن ، چگونه جور مى آيد؟
اين تناقض است ،
از يك طرف به بى شعورى طبيعت و ماده قايليد و از سوى ديگر مى گوييد انتخاب اصلح احسن ، ((انتخاب ))، فعل اختيارى است و دليل بر اين است كه شعور دارد لذا انتخاب مى كند.

وَقَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُم بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ ﴿۲۴-جاثیه﴾

و گفتند غير از زندگانى دنياى ما [چيز ديگرى] نيست مى‏ميريم و زنده مى‏شويم و ما را جز طبيعت هلاك نمى‏كند و[لى] به اين [مطلب] هيچ دانشى ندارند [و] جز [طريق] گمان نمى‏سپرند (۲۴)

براى تسكين خاطر خودشان و انكار مبداء و معاد چيزهايى مى بافند، در حالى كه هيچگونه علمى به اين گفتارشان ندارند.


اشكالى عمده به فرضيه داروين:
((داروين ))، اصل انسان را از ميمون دانسته و مى گويد طبيعت به تدريج آن را كامل نموده ، دمش را انداخته ، آن را از حال خميدگى ، مستقيم نموده و پشمش را ساقط كرده و...
خوب اگر اين است پس ديگر نبايد در دنيا ميمونى باشد، چطور شد كه يك ميمون آدم شد و بقيه نشدند؟
اگر بناى طبيعت بر تكامل است ، خوب چه فرقى است ميان اين ميمونى كه تكامل يافته و ساير ميمونهايى كه تكامل نيافته و انسان نشده است ؟
آيا فقط يك ميمون در عالم تكامل يافته و ميمونهاى ديگر تكامل نيافته اند؟

معلوم است كه نمى خواهند تسليم حق شوند و ادراك واقعيات كنند و حقايق را دريابند؛
براى اينكه قيد ((دين )) به گردنشان نيايد، منكر بديهيات مى شوند.
فهم انسان زاييده ماده نيست
آدمى شعور دارد يا نه ؟
هر انسانى مى فهمد كه شعور دارد، آيا سازنده تو شعور نداشته است ؟
هر بشرى از نطفه به وجود آمده
آيا ماده به او شعور داده ؟


ذات نايافته از هستى بخش
كى تواند كه شود هستى بخش ؟
.
.
خشك ابرى كه بود زآب تهى
نايد از وى صفت آب دهى
.
.
نطفه و ماده به تو شعور داده ؟
آيا كسى مى تواند چنين ادعايى بكند؟
چاره اى ندارد جز اينكه بگويد مبدئى كه عين علم و حيات است به من شعور داده است
همانطورى كه خود بدن كه حادث است نخست نبوده و سپس بوجود آمده ،
شعور و ادراك نيز حادث است ، شعور هم ، دهنده و عطا كننده دارد.
اين فهم و ادراك از كجا آمده ؟
آيا مى شود نسبت به ماده داد و گفت تكامل ماده و انتخاب احسن طبيعت است ؟
آيا عقلت اين حرف را مى پسندد؟

منبع: اخلاق اسلامی شهید دستغیب،جلسه پنجم : جلسه پنجم : حكمت الهى در سرتاسر بدن
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: درست پسند ، Braveheart ، فاطمه خانم ، faraz_223 ، salman313 ، یاســین ، omidman ، vahrakan ، rezvan ، fiftynine ، Bahar ، ضحی ، Islam ، ztb ، m.hossein ، nasimirad ، 46453 ، آیات ، mahdy30na

آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۳:۰۷, ۲۴/اردیبهشت/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/اردیبهشت/۹۲ ۳:۴۳ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #41

(۲۴/فروردین/۹۲ ۰:۵۵)namekarbary نوشته است:  
(۲۱/فروردین/۹۲ ۰:۵۷)ارش کمانگیر نوشته است:  اگر نظریه تکامل ثابت بشه در ان خدا رد و انکار میشه؟
جواب کوتاهتون اینه که نه. اگر چه دروغیه که خیلی در مورد تکامل گفته می شه.

چیزیم به اسم تکامل خودبه خودی یا غیر خود به خودی نداریم. اسمش تکامله، تنها نظریه ای تا امروز که می تونه پیدایش گونه های جدید رو توضیح بده.
(۱۱/اردیبهشت/۹۲ ۲۳:۵۴)namekarbary نوشته است:  
(۲۴/فروردین/۹۲ ۱۴:۰۱)nina نوشته است:  به نظر شما تکامل با وجود خدا در تناقضه؟
همون طور که گفتم، نه. تنها دلیلی که این همه تصورات نادرست در مورد تکامل شیوع داده می شه به نظر من رد باور های نادرست و دگماتیستیه (مثل بارو به خدای شکاف ها، یا برهان نظم یا افسانه های دینی...)
یعنی چی؟!Big Grin
ادیان الهی میگن خداوند همه‌ی موجودات زنده رو خلق کرده، تکامل میگه خود به خود بوجود اومدن، یعنی توسط هیچکس، توسط طبیعت کور.
ادیان الهی میگن خداوند انسان رو آفرید، تکامل میگه انسان تکامل یافته و جدش با میمون یکسانه.

(۱۱/اردیبهشت/۹۲ ۲۳:۵۴)namekarbary نوشته است:  وقتی در مورد چیزی اطلاعات نداری به این معنی نیست که ثابت نشده.
وقتی جمعیتو کم می کنه چند تا اتفاق می افته.
اول این که به خاطر خطای نمونه برداری تغییرات اساسی توی فرکانس آلل ها ایجاد می کنی.
دو این که این درون زایی رو افزایش می ده. که احتمال این که دو آلل یکسان اجدادی باشن افزایش پیدا می کنه و بنابراین هموزیگوسیتی رو افزایش می ده. این خودش یعنی پیدایش فنوتیپ جدید در نسل های جدید.
این اتفاقا تنها در شرایط سازگاری کامل و بدون فشار انتخاب طبیعی رخ می ده ولی ممکنه در جمعیت های کوچیک اتفاقای دیگه ای هم بیفته.
ما به افراد اولیه ی این جمعیت می گیم موسس یا بنیانگذار.

اگه می خوای بیشتر بدونی می تونی از این مقاله شروع کنی که فکر می کنم به اندازه ی کافی راحته:
http://www.ucl.ac.uk/~ucbhdjm/courses/b2...Drift.html
این مقاله(همانطور که در خط دومش میگه) تنها چیزی که میخواد نشون بده اینه که درون‌زایی باعث تغییرات تصادفی میشه.

تنها چیزی که در مورد اَلیل(یا همان ژنهای ناهمسان مجاور) اثبات شده همینه.

همین مقاله داره میگه که مدل فرض شده در بسیاری موارد با واقعیت جور در نمیاد.
مثلاً در پاراگراف زیر Is inbreeding always bad نوشته:
درون‌زایی عموماً توصیه نمی‌شود، بخاطر وجود اَلیل‌های نهفته‌ی آسیب‌رسان در اکثر جمعیت‌ها. گرچه اینها باید در هر ژن نادر باشند(معمولاً کمتر از 1 در 1000، mutation-selection balance رو ببینید)، اَلیل‌های آسیب‌رسان بسیاری در هر ژنوم خواهدبود.

در صفحه‌ی mutation-selection balance هم می‌بینیم(پایین صفحه):
بعضی بیماریهای کشنده یا تقریباً کشنده(برای مثال کم‌خونی سلول داسی‌شکل، بخصوص در اهالی غرب آفریقا، یا فیبروز سیستیک (1 در 20 درمیان اروپایی‌ها)) عمومی‌ترند. این دلالت بر آن دارد که چیز دیگری در حال رخ دادن است، احتمالاً انتخاب برای اَلیل‌های جهش‌پذیر در هتروزایگوت‌ها؟

پس حتی مدلی که برای دخالت اَلیل‌ها ارائه کرده‌اند اصلاً ثابت شده نیست. تازه بعد نوبت به آن می‌رسید که ثابت شود تغییرات تصادفی می‌تواند باعث تکامل شود.

این فکر که تغییرات تصادفی به تکامل منجر شود شاید در دهه‌ی 30 که ایده‌ی تکامل از راه تغییرات تصادفی در اَلیل‌ها مطرح شد هنوز هم قابل قبول بوده، ولی ژنتیک جدید برای اثبات تکامل به دنبال منشأ اطلاعات اولیه و منشأ ورود اطلاعات تازه می‌گردد.

(۱۱/اردیبهشت/۹۲ ۲۳:۵۴)namekarbary نوشته است:  اولا گونه ای وجود نداره که تغییرات بزرگ پیدا کرده باشه. موجودات زنده با روند بسیار آهسته و نرم به هم تبدیل می شن. فراموش نکن: تکامل یه روند تدریجیه.
من هم از اول تاپیک دارم همین رو میگم!!!Smile نمیدونم شما چطور از حرفهای من غیر از این برداشت کردین.

(۱۱/اردیبهشت/۹۲ ۲۳:۵۴)namekarbary نوشته است:  و همون طور که گفتم تمام موجودات گونه های انتقالی هستن.

ثانیا به ازای تمام پله ها یه گونه وجود نداره. این طوری نیست که مثلا گونه ی الف طی یه نسل گونه ی ب رو تولید کنه. موجودات گونه ی الف نسل به نسل بیشتر شبیه موجودات گونه ی ب می شن. متوجه شدی که گونه ی جدیدی توی این به قول شما پله های جدید وجود نداره.

و همون طور که حتما از حرف من نتیجه گرفتی مرز مشخصی بین گونه ی الف و گونه ی ب وجود نداره و مجبوریم یه تنوعی از این موجودات رو گونه ی الف و یه تنوعی رو گونه ی ب بگیریم. و واقعا هم همین طوره، تصمیم گیری راجع به این که چه موجوداتی توی یه گونه هستن کار تخصیصیه.
من هم نگاهم نسبت به تکامل همین هست.
البته در مورد بخش قرمز باید بگم که منظور من این نبود که هر پله یک گونه با تفاوت آشکار باشد. بلکه وقتی تمام موجودات گونه‌ی انتقالی هستند، پس هیچ گونه‌ای خاص نیست و در اصل هر پله یک گونه‌ی جدید است که خیلی خیلی کم با قبلی متفاوت شده.

(۱۱/اردیبهشت/۹۲ ۲۳:۵۴)namekarbary نوشته است:  چیزی که گفتی مثل این می مونه که بگی من بین رنگ قرمز و نارنجی رنگین کمان رنگی نمی بینم. این به این معنی نیست که رنگ قرمز به نارنجی تبدیل نشده و بی شمار رنگ بین هر دو رنگ وجود نداره.

حالا تو می تونی بگی در سیر تکاملی دایناسور-پرنده آرکئوپتریکس اولین پرنده بوده، یا جدش اولین پرنده بوده یا نسلش اولین پرنده بوده که تفاوتی ایجاد نمی کنه.
من هم نخواستم چنین حرفی بزنم.
منظورم از اون سؤال در مورد آرکئوپتریکس این بود که در آن سیر تکاملی، نسلهای خیلی زیادی قبل و بعد از اون وجود داشته.
اگر هم منظورم مشخص نبود، حداقل من فکر می‌کردم هست!Blush
به هر حال اگر مبهم بود ببخشید. خدا کنه که نظر من روشن شده باشه.Smile

ادامه‌ی بحث:
برای تمام آن پله‌های کوچک، که تغییری بسیار بسیار جزئی یافته‌اند، یک موجود متفاوت داریم(که من هرکدام از آنها را هم یک گونه نامیده‌بودم). تمام بحث من این هست که باید این تغییرات نرمی که رخ داده در اندوخته‌ی فسیلی دیده شود.

یعنی اگر فسیل دو گونه را می‌یابیم، و مشکوکیم که یکی جدّ دیگری است، باید:

به نسبت جمعیت آن گونه در ناحیه‌ای که آن مسیر تکاملی را طی کرده،
همچنین به نسبت تعداد فسیلهای یافته شده از دو سر این مسیر تکاملی،
و نیز به نسبت تعداد پله‌ها(که از روی فاصله‌ی زمانی قابل تخمین است)،

فسیل از پله‌های میانی داشته باشیم.

(۱۱/اردیبهشت/۹۲ ۲۳:۵۴)namekarbary نوشته است:  اگه فقط یه درخت بر اساس یافته های فسیل شناسی به دست میومد، می شد اطلاعات اولیه برای اثبات فرضیه. حالا ما درخت های تبار زایشی داریم که براساس داده های کاملا بی ربط ساخته شدن. این به معنی یه اثبات بی نقص برای تکامله.

برای نمونه اگه فقط چهل تا موجود زنده داشته باشی تعداد درخت های دلخواهی که می شه باهاش ساخت برابره با حدود "ده هزار میلیارد میلیارد میلیارد میلیارد میلیارد میلیارد" که عدد خوبیه برای اثبات یه نظریه.

ثابت گرانش که براساس گرانش نیوتن باید از روش های مختلف یکسان به دست بیاد فقط تا 5-6 رقم اعشاری حساب شده(؟)، یعنی دقت یک در چند صد هزار. ولی با فقط 30 آرایه ی مختلف می تونی 10 به توان 38.5 درخت مختلف بسازی و دقیقا یکی وجود داره:

یعنی دقت یک روی "10 به توان 38."

و تنها از ارتباط رویدادهای سطح مولکولی با رویدادهای مافوق مولکولی چنین نتیجه ای حاصل می شه که نظریه ی تکامله که چنین ارتباطی رو ارائه می ده.
خیلی مبهم بود. تصویر هم نیومد. من چیز زیادی دستگیرم نشد.Angel
لااقل یک منبع می‌دادید که برم اطلاعات کسب کنم.Smile

(۱۱/اردیبهشت/۹۲ ۲۳:۵۴)namekarbary نوشته است:  می تونی نظر دو تا دانشمند رو هم بذاری ولی اونی که من گذاشتم نظر میلیون ها دانشمنده.

ثانیا منظورت چیه فقط عوامل طبیعی دلیل محسوب میشن، و اگر شواهد و استدلالها ما رو به چیزی غیر از اون برسونه دیگه علم نیست!
فکر می‌کردم منظورتون از صفحه‌ای که در مورد روش علمی دادید، قسمت "subject to specific principles of reasoning" هست، و دارید همون حرف رو میزنید که نتیجه‌گیری ID (از مهندسی به طراحی) تابع اصول معین استدلال نیست و نتیجه‌گیری براساس ندانسته‌ها میشه(بعد هم من نگفتم چون نظر دو نفر دانشمنده، پس درسته، بلکه خواستم بگم که نمیشه گفت این حرف‌ها همه‌جا پذیرفته شده، و از این استفاده بشه تا گفته بشه که نباید رد بشه).

مطمئن نیستم که منظورتون از نظر میلیون ها دانشمند چیه.
اگر منظورتون دیدگاه بی‌طرف بود، باید بگم حرف خوبی زده‌اند.Big Grin
ولی در ID کجا بی‌طرفانه نگاه نشده؟
منظورتون اینه که نگاه مذهبی مؤثر بوده؟

(۱۱/اردیبهشت/۹۲ ۲۳:۵۴)namekarbary نوشته است:  اما وقتی یه متن برای خوندن معرفی می کنم تا آخر بخون چون اگه نخونی متوجه نمی شی.
تعریفی که اون صفحه در مورد روش علمی ارائه داده بود رو خوندم.
نکنه منظورتون اینه که تا آخر صفحه بخونم؟Smile

من اصلاً عادت ندارم از روی یک مطلب رد بشم قبل از اینکه آنقدر دقت به خرج داده باشم که مطمئن بشم نکته‌ای جا نیفتاده(دست خودم نیست، به نظر بعضی‌ها این یه جور بیماریهBig Grin). پس خیلی طول میکشه که بخوام یک متن به اون بلندی رو بخونم.

(۱۱/اردیبهشت/۹۲ ۲۳:۵۴)namekarbary نوشته است:  به هر حال پال نلسون تا حدی حق داره که بگه Rather, when we come to a puzzle in nature, we ought to bring to that puzzle every possible cause that might explain it.

تو می تونی هر دلیلی رو برای یه پدیده در نظر بگیری
مثلا می ری سر یخچال و می بینی کیکی که دیشب گذاشتی نیست.
حالا شروع می کنی به در نظر گرفتن هر چیزی که می تونه دلیل ناپدید شدن کیک باشه.
مثلا خواهر کوچیکه ی من دیشب کیکو خورده یا
مریخیا دیشب اومدن و کیکو بردن.
هیچ اشکالی نداره تو می تونی هر دلیل دیگه ای رو در نظر بگیری.
مشکل جایی شروع می شه بخوای بین این دلایل انتخاب کنی. می تونی از تجربیاتت استفاده کنی (مثلا آبجی کوچیکه کیکو خورده) یا به جاش از تصوراتت و توهماتت استفاده کنی (مثلا مریخیه کیکو برده!)
درسته. این بخشی از استدلالهای معمولی ماست که پدیده‌ها رو به عوامل هوشمند نسبت بدیم.Wink
آیا برای آن از دانسته‌هامون استفاده می‌کنیم یا ندانسته‌هامون؟Smile

(۱۱/اردیبهشت/۹۲ ۲۳:۵۴)namekarbary نوشته است:  حالا قراره ما یکی از توهماتی که دچارش می شی رو با هم بررسی کنیم ببینیم چه طوریه...!

خب حالا برای من ثابت کنید که بدون مهندس موجود پیچیده ای به وجود نمی آد.
البته این جمله صحیح نیست، زیرا تصادف می‌تواند با احتمالی نزدیک به صفر باعث آن شود.
بلکه باید گفت بدون مهندس موجود مهندسی‌شده‌ای بوجود نمی‌آید.

قبلاً هم گفتم: حاصل یک نوع مهندسی(هرچند تکاملی) باشد.

یعنی منظور از مهندس لزوماً یک عامل هوشمند نیست، بلکه هرچیزی که بتواند چیزی را مهندسی کند، حتی طبیعتی که به باور تکاملی‌ها چنین خاصیتی دارد.

به عبارت دیگر، فقط تصادف است که حتی اگر باعث بوجود آمدن یک موجود پیچیده شود، بازهم مهندس به حساب نخواهدآمد. هرچیزی که قرار باشد بطور غیرتصادفی موجودی مهندسی‌شده را بوجود بیاورد، دارای قابلیت بوجود آوردن آن بوده است و مهندس نام می‌گیرد.

با این تعریف از مهندس، می‌توان گفت بدون مهندس موجود مهندسی‌شده‌ای بوجود نمی‌آید.

در اصل مسئله‌ی ما در اینجا اینست که ببینیم آیا طبیعت چنین قابلیتی دارد؟

می‌دانیم خصوصیات طبیعت می‌تواند باعث بوجود آمدن ساختارهای پیچیده‌ای شود. شکل‌گیری سیاره‌ها و ستاره‌ها و تمام اتفاقات درون آنها با تمام پیچیدگی، با قوانین طبیعت قابل توجیه هستند.

مسلم است که اگر طبیعت دارای سطحی از قابلیت مهندسی باشد، باید قوانین آن چنین امری را ایجاب کنند. خیلی ساده، ما در طبیعت قوانینی نمی‌یابیم که بتوانند بوجود آمدن موجودات زنده را توجیه کنند.

قوانین طبیعت اصلاً به حدی پیچیده نیستند که بتوانند چنین پیچیدگی‌هایی را باعث شوند، و فراتر از این، اصلاً اثراگذاری‌شان در جهت شکل‌گیری ساختارهای زنده نیست، و برعکس باعث بروز فرایندهایی می‌شوند که با گسستن ساختارهای موجودات زنده، آنها را به موادی بلااستفاده برای حیات از قبیل نفت و ذغال‌سنگ تبدیل می‌کنند. با این حال، هرگونه ادعایی در این موضوع از پیش رد شده نیست، و اگر بتواند تأثیر مناسب قوانین طبیعت را نشان دهد قانع‌کننده خواهدبود.

(۱۲/اردیبهشت/۹۲ ۱۴:۵۶)namekarbary نوشته است:  حلزون ها براساس نسبت طلایی رشد نمی کنن، بلکه براساس مارپیچ لگاریتمی با نماهای متنوع رشد می کنن که اصلا منو شگفت زده نمی کنه.

واقعا اگه این افسانه ها رم از ID بگیریم چیزی ازش می مونه؟؟؟؟؟
بله،Smile تمام دانش ساخت حلزون با صدفی که با مارپیچ لگاریتمی رشد میکنه!Big GrinWink

(۱۲/اردیبهشت/۹۲ ۱۶:۵۵)rezvan نوشته است:  با سلام خدمت دوستان عزیز
این جناب آقای داروین با این نظریه آبکی شون نمی دونم چطور دانشمند شده . یکی نیست به این آقا بگه مرد حسابی اگه قرار بود انسان از نسل میمون ها باشه الان باید دیگه میمون ها همه شون آدم شده باشن یا لااقل آدم میمون نما زیاد داشتیم پرفسور
سلام

اتفاقاً داروین خودش در صفحه 143 کتاب منشأ انواع میگه:
"اولاً، اگر گونه‌ها از گونه‌های دیگر بواسطه‌ی تغییراتی که به طرز غیرمحسوسی نرم هستند زاده شده‌اند، چرا ما همه‌جا اشکال انتقالی بی‌شمار نمی‌بینیم؟ چرا تمام طبیعت در پریشانی نیست، بجای آنکه گونه‌ها، آنطور که می‌بینیم، تمام و کمال شکل داده‌شده‌باشند؟"

برای توضیح چیزی که من از حرفش دستگیرم میشه باید مثال برنامه‌های کامپیوتری رو بزنم، که همیشه قابل تکامل هستند، ولی برای ارائه‌ی یک نسخه مجبورند تکامل رو متوقف کنند و به پایدارسازی برنامه و مرتب کردن رابط کاربری بپردازند، و اگر این کار را نکنند، برنامه‌ای ناپایدار با ظاهری درهم‌ریخته خواهیم داشت.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۳:۴۱, ۲۴/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #42

دوستان یادیگیریم باهرمقوله وهرابزاری باهمان ابزارکارکنیم فرضیه تکامل یک تئوری علمی است سعی کنیم علمی برخوردکنیم نه احساسی!بعضی ازنکات موجود دراین فرضیه درسته وبمرورتوسط پیروان داروین بعضی دیگرردشده ماحتی اگرکل فرضیه رابپذیریم خللی به اینکه آفریدگاری سیستمی آفریده که بمرور دچارتحولاتی شده واردنمیکندطرفداران بدون غرض علم بعضی از نظریات اوراردکرده اند!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۴:۰۲, ۲۴/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #43

(۲۴/اردیبهشت/۹۲ ۳:۴۱)saeed111 نوشته است:  دوستان یادیگیریم باهرمقوله وهرابزاری باهمان ابزارکارکنیم فرضیه تکامل یک تئوری علمی است سعی کنیم علمی برخوردکنیم نه احساسی!
بگید منظورتون کجاست تا اگر طرف نظرش احساسی نبوده بتونه براتون مطلب رو روشن کنه.Smile

(۲۴/اردیبهشت/۹۲ ۳:۴۱)saeed111 نوشته است:  ماحتی اگرکل فرضیه رابپذیریم خللی به اینکه آفریدگاری سیستمی آفریده که بمرور دچارتحولاتی شده واردنمیکند
فرض کنیم که در مورد دیگر موجودات بشه چنین حرفی زد، اما در مورد انسان خیر، زیرا آفریدگاری که ما می‌شناسیم انسان را از نو خلق فرموده.

به هر حال موضوع مورد بحث این نیست، بلکه این هست که آیا موجودات توسط طبیعت کور تکامل یافته‌اند، یا توسط خداوند خلق شده‌اند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۵۱, ۲۵/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #44
آواتار
راستش اینجا تنها منبعی که جواب میده کتابهای دینی و روایت و این چیزهاست و نه کتاب علمی .... چون شما هر چیزی رو که ارایه کنی آخرش میگن این با فان آیه یا با حرف ِ فلان مرجع تقلید نمیخونه ، پس حرف باطل و بی ارزش هست ......

من خیلی سعی کردن اینجا از منطق استفاده کنم در بحثها و بحثهای علمی ، ولی بی فایدست ......
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: anti ، namekarbary
۱۷:۳۰, ۲۹/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #45
آواتار
(۲۵/اردیبهشت/۹۲ ۱۳:۵۱)blue.blood نوشته است:  راستش اینجا تنها منبعی که جواب میده کتابهای دینی و روایت و این چیزهاست و نه کتاب علمی .... چون شما هر چیزی رو که ارایه کنی آخرش میگن این با فان آیه یا با حرف ِ فلان مرجع تقلید نمیخونه ، پس حرف باطل و بی ارزش هست ......

من خیلی سعی کردن اینجا از منطق استفاده کنم در بحثها و بحثهای علمی ، ولی بی فایدست ......


قبلا خدمت شما عرض کردیم .
مبنای فکری هر انسان ، منبع قضاوت او را می سازد .
مبنای فکری ما هم ان شاء الله بر اساس تعالیم شریعت و اسلام هست .
البته حرف منطقی را می پذیریم ولی حرف روی حرف خداوند ، ائمه معصومین (سلام الله علیها) را خیر .
تشکر

امضای فاطمه خانم
[تصویر: 793255_714.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: درست پسند ، Night_World
۱۷:۵۲, ۲۹/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #46

(۲۵/اردیبهشت/۹۲ ۱۳:۵۱)blue.blood نوشته است:  راستش اینجا تنها منبعی که جواب میده کتابهای دینی و روایت و این چیزهاست و نه کتاب علمی .... چون شما هر چیزی رو که ارایه کنی آخرش میگن این با فان آیه یا با حرف ِ فلان مرجع تقلید نمیخونه ، پس حرف باطل و بی ارزش هست ......

من خیلی سعی کردن اینجا از منطق استفاده کنم در بحثها و بحثهای علمی ، ولی بی فایدست ......
پیش چشمت داشتی شیشه کبود / زان سبب عالم کبودت می‌نمود
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم ، دل خسته
۱:۱۴, ۳۰/اردیبهشت/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/اردیبهشت/۹۲ ۱:۲۸ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #47
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
من همچنان برام جالبه بدونم که با توجه به افزایش انتروپی چطور میشه ثابتات داشت که کلا منظورم تمامی فرمول های فیزیک و ریاضی هستن ،حالا به قول شما در مورد خاص تر،ثابت کیهانی؟؟؟!!!!!
گویا اینترنت ما با شما فرقداره چون طبق داده های من مارپیچ حلزون با نسبت رشد قطری ایش برار همون عدد طلاییه،یه سرچی کنید در مورد عدد طلایی اتفاقا این هم یکی از ثابتات هست،یکی از نسبت های بسیار زیبا که طبیعت اینو انتخاب میکنه،و من همچنان برام جالبه بدونم چرا نسبت های دیگه رو طبیعت حذف کرده؟
در مورد دندان عقل هم جوابتون ارتباطی به سوال من نداشت،تکامل فقط در ابعاد ماکروسک.پیک میتوونه توضیح بده اما در بعد میکروسکوپیک ماجرا و فلش بک لحظه به لحظه میمونه،دندان عقلی که من اشاره کردم ربطی به دندان عقل نهفته نداره که در تصویر برداری اشعه ایکس دیده میشه،20 درصد مردم کلا 28 عدد دندان در فکشون دارند،چطور مادر و پدر 32 داشتند اما بچه 28؟؟
Dodgyنمیدونم چرا بقیه اش پاک شد
به نظر این نظریه ایا با افزایش کروموزوم هوشمندی موجود افزایش میابد؟برای مثال گربه (پستانداران) از مرغ(پرندگان)،مرغ از ماهی ،ماهی از پشه و ....
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دل خسته
۱۲:۵۵, ۳۰/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #48
آواتار
(۲۹/اردیبهشت/۹۲ ۱۷:۵۲)درست پسند نوشته است:  پیش چشمت داشتی شیشه کبود / زان سبب عالم کبودت می‌نمود

خیلی جالبه ، چون این حرف 2 طرفست !
من هم میتونم به شما همین حرف رو بزنم که شما در مورد ِ من گفتی ......
شاید شما داری راه رو اشتباه میری و اون چیزی که گفته شده بهتون و شما پذیرفتید ، اشتباه باشه ................
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۴۱, ۳۱/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #49
آواتار
ای بابا هر وقت اسم داروین میاد یاد اون میمونا میوفتم که به زور به خورد ما میدادن......با خودم میگفتم ای خدا اگه من از نسل میمون باشم خودمو میکشمBig GrinBig Grin
خب شاید بعضی دوست داشته باشن.....Big Grin...که از نسل میمون باشنBig GrinBig Grin
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۵۷, ۳۱/اردیبهشت/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/اردیبهشت/۹۲ ۱۳:۰۳ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #50

(۳۱/اردیبهشت/۹۲ ۱۱:۴۱)Chista نوشته است:  
ای بابا هر وقت اسم داروین میاد یاد اون میمونا میوفتم که به زور به خورد ما میدادن......با خودم میگفتم ای خدا اگه من از نسل میمون باشم خودمو میکشمBig GrinBig Grin
برای من هم تصورش خیلی وحشتناکه.

(۳۱/اردیبهشت/۹۲ ۱۱:۴۱)Chista نوشته است:  
خب شاید بعضی دوست داشته باشن.....Big Grin...که از نسل میمون باشنBig GrinBig Grin
نباید اینطور بگید.
حتماً انسانی که روحیات متعارفی داره چنین چیزی برخلاف میلش هست، و فقط بخاطر دلایلی که می‌بینه قبولش داره.

طرف بحث من مثل مرد وایساده بحث میکنهSmile و نمیدونید چقدر در جریان بحث با اون چیز یاد گرفتم!
فقط خواستم با احترام به شما بگم، اصلاً دوست ندارم حرفی رو که باعث بشه چنین نسبتی به کسی که بهش احترام میذارم داده بشه، حتی اگر بطور ضمنی شاملش بشه.

اگر کسی بود که می‌خواست بدون ارائه منطق بگه منطق چیه، مورد دفاع و حمایت من نیست و خودش میتونه از خودش دفاع کنه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: پرنیان
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  دانشمندان غربی مرگ نظریه داروین را اعلام کردند. هادی... 11 5,040 ۲۵/خرداد/۹۳ ۲۳:۴۱
آخرین ارسال: namekarbary

پرش در بین بخشها:


بالا