|
اشکال عمده بر فرضیه داروین و نبود آفریننده!
|
|
۲۲:۰۲, ۵/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/اسفند/۹۱ ۲۲:۱۰ توسط راوی110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
(فلينظر الا نسن مم خلق # خلق من ماء دافق # يخرج من بين الصلب و الترائب # إ نه على رجعه ى لقادر).طارق / 5 - 8. پس انسان بايد بنگرد كه از چه آفريده شده است (۵) از آب جهندهاى خلق شده (۶) [كه] از صلب مرد و ميان استخوانهاى سينه زن بيرون مىآيد (۷) در حقيقت او [= خدا] بر بازگردانيدن وى بخوبى تواناست (۸) در آيات فوق ، تدبر در نطفه و ابتداى تكوين انسان ، مبرهن و روشن مى گردد. ((فلينظر))!!!!!! انسان بايد بنگرد از چه آفريده شده تا هم خداى خود و هم بازگشت خويش را بشناسد كه از قطره آبى ، چه ساختمان عجيبى تشكيل شده است كه سرتاسر، حكمت و مصلحت است به قدرى كه يك رگ ، بدون حكمت و يك استخوان زيادى ، آفريده نشده است ، آنچه لازمه اين ساختمان است ، خداوند در آن قرار داده است ، لذا انسان مى فهمد كه آفريننده اين بدن ، قدرتش بى نهايت است و حد ندارد، به قدرى تواناست كه از يك قطره آبى در ظلمات ثلاث ، چنين ساختمان عظيمى آفريده كه هزاران سال علما در تشريح و كيفيت آفرينش و خواص آن تحقيق دارند و اعتراف مى كنند كه هنوز بسيارى از آنها را نفهميده اند. ماده بى شعور نمى تواند چيزى بيافريند ديگر آنكه انسان پى به دانايى بى حد آفريننده مى برد، أَلَا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ ﴿۱۴-ملک﴾ ((آيا آن كس كه آفريده ، نمى داند؟)) آيا كسى كه ذره اى از ذرات آفريده اش بدون حكمت و مصلحت نيست ، علم نداشته ؟ كمونيستها كه منكر خدا و عالم اعلا هستند، مى گويند: هر چه هست تكامل ماده است ، درباره حكمتهايى كه سرتاسر عالم را فرا گرفته ، چه مى گويند؟ آيا مى شود سازنده اش حكيم نباشد؟ خودتان كه مى گوييد ماده شعور ندارد، آن وقت با اين انتخاب احسن ، چگونه جور مى آيد؟ اين تناقض است ، از يك طرف به بى شعورى طبيعت و ماده قايليد و از سوى ديگر مى گوييد انتخاب اصلح احسن ، ((انتخاب ))، فعل اختيارى است و دليل بر اين است كه شعور دارد لذا انتخاب مى كند. وَقَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُم بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ ﴿۲۴-جاثیه﴾ و گفتند غير از زندگانى دنياى ما [چيز ديگرى] نيست مىميريم و زنده مىشويم و ما را جز طبيعت هلاك نمىكند و[لى] به اين [مطلب] هيچ دانشى ندارند [و] جز [طريق] گمان نمىسپرند (۲۴) براى تسكين خاطر خودشان و انكار مبداء و معاد چيزهايى مى بافند، در حالى كه هيچگونه علمى به اين گفتارشان ندارند. ((داروين ))، اصل انسان را از ميمون دانسته و مى گويد طبيعت به تدريج آن را كامل نموده ، دمش را انداخته ، آن را از حال خميدگى ، مستقيم نموده و پشمش را ساقط كرده و... خوب اگر اين است پس ديگر نبايد در دنيا ميمونى باشد، چطور شد كه يك ميمون آدم شد و بقيه نشدند؟ اگر بناى طبيعت بر تكامل است ، خوب چه فرقى است ميان اين ميمونى كه تكامل يافته و ساير ميمونهايى كه تكامل نيافته و انسان نشده است ؟ آيا فقط يك ميمون در عالم تكامل يافته و ميمونهاى ديگر تكامل نيافته اند؟ معلوم است كه نمى خواهند تسليم حق شوند و ادراك واقعيات كنند و حقايق را دريابند؛ براى اينكه قيد ((دين )) به گردنشان نيايد، منكر بديهيات مى شوند. فهم انسان زاييده ماده نيست آدمى شعور دارد يا نه ؟ هر انسانى مى فهمد كه شعور دارد، آيا سازنده تو شعور نداشته است ؟ هر بشرى از نطفه به وجود آمده آيا ماده به او شعور داده ؟ ذات نايافته از هستى بخش كى تواند كه شود هستى بخش ؟ . . خشك ابرى كه بود زآب تهى نايد از وى صفت آب دهى . .
نطفه و ماده به تو شعور داده ؟ آيا كسى مى تواند چنين ادعايى بكند؟ چاره اى ندارد جز اينكه بگويد مبدئى كه عين علم و حيات است به من شعور داده است همانطورى كه خود بدن كه حادث است نخست نبوده و سپس بوجود آمده ، شعور و ادراك نيز حادث است ، شعور هم ، دهنده و عطا كننده دارد. اين فهم و ادراك از كجا آمده ؟ آيا مى شود نسبت به ماده داد و گفت تكامل ماده و انتخاب احسن طبيعت است ؟ آيا عقلت اين حرف را مى پسندد؟ منبع: اخلاق اسلامی شهید دستغیب،جلسه پنجم : جلسه پنجم : حكمت الهى در سرتاسر بدن |
|||
|
|
۲۳:۵۰, ۵/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
سلام خوب این اقای داروین که الان داره تو جهنم حسابی برشته میشه
از خودش نپریسده که این به اصطلاح میمون تکامل یافته چجوری و از کجا اومده بابا اینا همش یه مشت چرنده برای اینکه مردم رو از خدا پرستی دور کنن بنده در چند سالی که در خارج از کشور بودم یه دوستی داشتم که خواستم بهش بفهمونم که بابا اینا همش ساخته ی خود این مرده اما نتونستم چون این عقیده رو از همون زمان ابتدایی در دبستانها بهشون یاد میدن اینا همش کار اون شیطان لعنتیه که با حزبش میخواهد روبروی خدا بایستد |
|||
|
|
۰:۱۲, ۶/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
سلام
خیلی عذر می خوام این جوابی که شما دادید خیلی آبکی هست. اگه قرار هست که یک نظریه فوق العاده پیچیده رو نقد کنید اول برید خوب مطالعش کنید. اون هم یک نظریه ای به این بنیادی. اگه نه قرار فقط دل خودمونو خوش کنید که همه ما می دونیم داروین چرتوپرت گفته. دیگه نیازی به اثباتش نیست. ساده ترین اشکالی که می شه به نقد شما گرفت اینه که خوب اصلا شما درست بودن گفته هاتونو اثبات کن. مثلا اثبات کن که خدا انسانو آفریده؟؟!! قرار دادن آیات قرآن در مقابل یک نظریه الحادی کار اشتباهیه. چون اون موقع یا باید حقانیت قرآن را ثابت کنید (اون هم ریشه ای که فوق العاده دشوار و زمانبره) و یا متهم به خرافه گویی و عدم عقل گرایی می شید. |
|||
|
|
۰:۲۶, ۶/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
(۵/اسفند/۹۱ ۲۲:۰۲)راوی110 نوشته است:اولا کی گفته انسان از میمون تکامل یافته؟؟؟؟؟؟ جد مشترک انسان و میمون سال ها پیش منقرض شده. ثانیا خوشبختانه/متاسفانه این سوال هم جواب متقن و خیلی ساده ای داره... |
|||
|
|
۰:۴۹, ۶/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
(۶/اسفند/۹۱ ۰:۲۶)namekarbary نوشته است: اولا کی گفته انسان از میمون تکامل یافته؟؟؟؟؟؟ جد مشترک انسان و میمون سال ها پیش منقرض شده. جواب سوال شما: داروین. داروین معتقد هست که انسان هم مثل سایر موجودات از یک سیر تکامل برخوردار هست (تکامل از نوعی میمون به انسان) و خلقتش مجزا نیست. این نظریه یکی از نظریات بنیادین رد وجود خداست. یه سوال از شما یا کسانی که از این نظریه دفاع می کنید، اون میمون (یا هر موجودی که هست) رو به چشم دیدید یا اصلا کوچکترین نشانه ای ازش دارید؟ یا این که کوچکترین مدرکی دال بر این نحوه تکامل دارین؟ چطور ما برای جهان فرا مادی (مثل بهشت و جهنم) باید استناد شهودی بیاریم ولی برای یک همچین نظریه ای کوچکترین مدرک و اثباتی ارائه نمی شه؟ دوست عزیز این نظریه گیر زیاد داره. وقت خودتو برای دفاع ازش تلف نکن. |
|||
|
|
۱:۲۴, ۶/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
(۶/اسفند/۹۱ ۰:۴۹)R3Z4 نوشته است: جواب سوال شما: داروین. داروین معتقد هست که انسان هم مثل سایر موجودات از یک سیر تکامل برخوردار هست (تکامل از نوعی میمون به انسان) و خلقتش مجزا نیست.خدا پدرتو بیامرزه. داروین 150 سال پیش مرد. نظریه ی تکامل از زمان داروین به اندازه ی 150 سال متکامل شده. (۶/اسفند/۹۱ ۰:۴۹)R3Z4 نوشته است: یه سوال از شما یا کسانی که از این نظریه دفاع می کنید، اون میمون (یا هر موجودی که هست) رو به چشم دیدید یا اصلا کوچکترین نشانه ای ازش دارید؟ یا این که کوچکترین مدرکی دال بر این نحوه تکامل دارین؟البته. (۶/اسفند/۹۱ ۰:۴۹)R3Z4 نوشته است: چطور ما برای جهان فرا مادی (مثل بهشت و جهنم) باید استناد شهودی بیاریم ولی برای یک همچین نظریه ای کوچکترین مدرک و اثباتی ارائه نمی شه؟در کل پیشنهاد خوبیه! |
|||
|
|
۲:۰۴, ۶/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
|
۳:۱۷, ۶/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/اسفند/۹۱ ۶:۱۰ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
دوستان، این استدلالها فلسفی هستند، و آیات قرآن برای این آورده شدهاست که بگوید خداوند نیز در قرآن به این استدلالها اشاره فرمودهاست.
به نظر من(و همین طور که از شواهد پیداست) بهتر بود کمی مفصلتر موضوع را توضیح میدادند. طرفداران نظریهی طراحی هوشمند(Intelligent Design) هم با استدلالهایی از همین دست و با ارائهی شواهدی از عملکرد بسیار بسیار پیچیدهی ماشینهای مولکولی درون موجودات زنده، نظریهی داروین رو رد میکنند. طراحی هوشمند همان نظریهای است که در مستند Expelled میبینیم که طرفداری از آن و یا حتی اشاره به آن، باعث اخراج بسیاری از استادان دانشگاه و معلمان در آمریکا شده است. از آنجایی که این مستند قسمتهایی از این نظریه را توضیح میدهد، به کسانی که ندیدهاند پیشنهاد میکنم ببینند. (۵/اسفند/۹۱ ۲۳:۵۰)غفران غ نوشته است: سلام خوب این اقای داروین که الان داره تو جهنم حسابی برشته میشهعاقبت داروین معلوم نیست، آخه خیلی با انصافتر از دانشمندانی بود که طرفداران فعلی نظریهی تکامل هستند. داروین گفته بود: If it could be demonstrated that any complex organ existed which could not possibly have been formed by numerous, successive, slight modifications, my theory would absolutely break down.
اگر بتوان اثبات کرد که اندام پیچیدهای وجود دارد که احتمال ندارد توانستهباشد توسط تغییرات جزئی متعدد پیدرپی شکل گرفته باشد، نظریهی من کاملاً فرو میریزد.آن زمان میکروسکوپ قوی موجود نبوده، چه برسه به میکروسکوپ الکترونی، که باهاش بتونند ماشینهای مولکولی درون سلولها رو ببینند. بنابراین تصور دانشمندان آن زمان(و همچنین داروین) از سلول بسیار بسیار ابتدایی بوده. در مستند Expelled هم این حقیقت بیان شده. (۶/اسفند/۹۱ ۰:۲۶)namekarbary نوشته است: اولا کی گفته انسان از میمون تکامل یافته؟؟؟؟؟؟ جد مشترک انسان و میمون سال ها پیش منقرض شده.داروین در کتاب "منشأ انواع، از راه انتخاب طبیعی"، در تشریح نظریهی تکامل خود مطرح میکند که تکامل طی تغییرات جزئی متعدد پیدرپی، طی چند میلیون سال انجام میشود، یعنی طی چندین هزار نسل. پس نسلهای بسیار زیادی هستند که نه مانند موجود اولیه، و نه مانند موجودات تکاملیافته هستند(بلکه چیزی میان این دو هستند)، و الآن وجود ندارند(بخاطر انتخاب طبیعی حذف شدهاند، یعنی موجودات تکاملیافته در تنازع برای بقا برتر بودهاند). داروین نام آنها را گونههای انتقالی(transforming species) میگذارد. داروین استدلال میکند که اگر نظریهی من درست باشد، باید تعداد بیشماری فسیل یافت شود، که مربوط به جانوارانی باشد که در حال تکامل بودهاند، و حالا وجود ندارند. استدلالی که در مورد میمونها بود مطرح میکند که اگر بنای طبیعت بر تکامل است، به طوری که گونهای را برای چندین هزار نسل پیش میبرد و تمام گونههای انتقالی را کاملاً حذف میکند، پس باید در مورد موجود اولیه هم صادق باشد. به عبارت دیگر اگر موجودات، بدون دخالت عامل هوشمند تکامل پیدا میکنند، پس قاعدهی انتخاب طبیعی آنقدر محکم است که برای چندین هزار نسل بدون استثنا اتفاق میافتد، به طوری که تکتک موجودات نسلهای قبل در تنازع برای بقا شکست میخورند. در این صورت باید برای موجود اولیه نیز اتفاق بیفتد، و اگر گونههای انتقالی برتر بودهاند، موجود اولیه باید منقرض شود، و اگر برتر نبودهاند، خود باید منقرض شوند و سیر تکامل در همان ابتدا قطع شود. گذشته از این، تا به حال هیچ نمونهی واقعی از گونههای انتقالی بدست نیامدهاست. جمجمهای که بر اساس آن، انسانهای نئاندرتال مطرح شدند(انسانهایی که هنوز فک آنها تکامل نیافته بود و بنابراین نمیتوانستند حرف بزنند) و برای سی سال در موزهی لوور نگهداری شد، طی درخواست تعدادی از دانشمندان دوباره مورد بررسی قرار گرفت و معلوم شد که جعلی بوده، به این صورت که قسمت بالایی متعلق به انسان، و فک پایینی متعلق به اورانگوتان بودهاست. فسیل یک ماهی پادار پیدا شد، که گفته شد گونهی انتقالی بین ماهی و خزندگان بوده، ولی بعداً در اقیانوس هند زنده صید شد. دلیل اینکه تا آن زمان دیده نشده بوده این است که این ماهی روی کف اقیانوس راه میرود و هیچگاه از عمق مشخصی بالاتر نمیآید. |
|||
|
|
۱۴:۰۹, ۶/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/اسفند/۹۱ ۱۴:۲۹ توسط faraz_223.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
با سلام
نظريه داروين نظريه جالبيه كه براي خيلي از سوالات زيست شناسي و زمين شناسي جوابهاي منطقي داره، لااقلش اينه كه تا دليل محكمي براي ردش وجود نداشته باشه اون جوابها منطقي هستند. اينكه گونه هاي جانوري بهم نزديكند و گاهي اوقات آميزش هاي غير معمول فرزندان جديدي رو بوجود مياره اثبات شده است حالا اگه اين فرزندان زايا هم باشن تعجبي نداره و دليل بر رد برهان خلقت نيست. خلقت بر پايه تكوين استواره ، تعجبی نداره که یک نظریه مادی نتونه خلقت یعنی پدیدار شدن موجودی مادی رو از عدم توجیه کنه این شباهت شبهه بر انگیز آناتومی و فیزیولوژی بدن انسان به موجودات دیگه خودش در برگیرنده ی حکمت خالقه مثلا" اگه فرايند توليد مثل انسان با پستانداران ديگه از بنا تفاوت داشت عجيب نبود ؟ يا اينكه حالا كه اين فرايند به ساير موجودات شبيهه دليل بر تکاملی بودن خلقته ؟ اين سوال رو از شما ميپرسم چون جوابش برميگرده به پس زمينهء اعتقادي شما درك فرايند خلقت براي كسي كه خدارو قبول نداره خيلي سخته اينكه براي هر خلقت بستر مناسبي نيازه نشانه علم و وحدت ناظم و خالقه |
|||
|
|
۱۷:۳۹, ۶/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
(۶/اسفند/۹۱ ۱۴:۰۹)faraz_223 نوشته است: با سلامفرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه! 4 / دستاویزی به نام فسیل ها (سنگواره ها)!!! در بخش قبلی مقاله، بنا بر دلایل متعدد دریافتیم که « فرضیه ی تکامل »، به دلیل این که فاقد اسناد و مدارک دقیق و معتبری است که تمام ابعاد آن را پوشش دهد و اثبات نماید، در بهترین حالت، تنها یک « فرضیه » بوده و به هیچ وجه واجد شرایط « نظریه »، « واقعیت » یا « قانون » نیست! با این حال، طرفداران « فرضیه ی تکامل » به منظور کاملاً علمی جلوه دادن ادعای خود، بر برخی اطلاعات در حوزه های زمین شناسی، دیرینه شناسی، بیوشیمی، ژنتیک، بیولوژی مولکولی و ... تکیه کرده و از آن ها برای تأیید ادعای خود بهره می جویند. منبع مراجعه به ادامه ی مطلب: http://www.alvadossadegh.com/fa/best-art...7--4-.html همجنین مستند: مستند اخراج شدگان (Expelled) این فیلم مستند در 98 دقیقه سه مبحث کلیدی را همزمان دنبال میکند: نخست نشان میدهد که در پرمدعاترین کشور جهان از نظر دموکراسی و آزادی بیان چگونه دانشمندانی را که دیدگاهی متقابل با داروینیسم داشتهاند؛ یعنی مخالف به وجود آمدن جهان به صورت تصادفی و یا انتخاب طبیعی بودهاند از دانشگاههای آمریکا اخراج میکنند. در این مستند، به صراحت تاکید میشود که علاوه بر محروم کردن برخی استادان دانشگاه از خدمات شهروندی اجتماعی (مانند سوزاندن کارتهای اعتباری بانکیشان که این امر موجب میشود نتوانند نیازهای اولیه زندگیشان را رفع نمایند) حتی نام برخی از دانشمندان را برای چاپ در هر نشریه و کتاب یا در فضای اینترنت ممنوع میکنند به گونهای که گویا چنین دانشمندی اصلا به دنیا نیامده است. آنهم نه دانشمندانی که creationist و خلقتگرا باشند بلکه کسانی که صرفا به وجود نوعی Intelligent Design یعنی طرحی هوشمند در ساخت جهان قائلند و عالم را تصادفی نمیدانند. علت اهمیت این امر برای صحنهگردانان تمدن غرب آن است که اعتقاد به خلقت هوشمند جهان، زمینه پذیرش خالق جهان را فراهم کرده و دین گرایی در جهان افزایش چشم گیر خواهد یافت. دوم و در ضمن مصاحبه با دانشمندان اخراج شده از دانشگاهها، به بررسی عقاید آنها و علل مخالفتشان با داروینیسم میپردازد و این بهانهای میشود تا تهیه کننده مستند با بزرگترین داروینیستهای جهان مثل "پروفسور داوکینز" به صحبت بنشیند و دلایلشان را در اینکه چرا جهان نمیتواند یک خالق داشته باشد یا حتی بر اساس طرحی هوشمند به وجود آمده باشد بشنود و سپس همانها را از نگاه خردگرایانه و ساینتیستی به چالش میکشاند. سوم اینکه این مستند به بررسی ایدئولوژیهای برآمده از نگرش داروینیستی و اصل بقاء اصلح میپردازد و با سفر به آلمان و دیدار از کورههای آدم سوزی و کشتارگاههای بیماران روانی، مبادی تفکر نازیسم را به عنوان نمونهای از داروینیسم اجتماعی، طی مصاحبه با محققان این دیدگاه بررسی می کند. نکته جالب اینجاست که تعدادی از اساتیدی که به سمت نظریه داروین گرایش پیدا کردند همگی اعتراف می کنند که قبلا مسیحی معتقد بودند. اما بعد از دنبال کردن و پذیرفتن نظریه داروین، کم کم اعتقادات دینی از زندگی آنها رفته و در نهایت آنها را به الحاد کشانیده است. این نکته قابل توجه مسلمانانی است که ادعا می کنند در عین مسلمانی، نظریه داروین را نیز می پذیرند. چکیده نقطه نظرات دکتر سید حسین نصر فیلسوف بزرگ دانشگاه جرج واشینگتن راجع به داروینیسم: دکتر سيدحسين نصر سنت گراي معاصر ايراني که به غير از تبحر در فلسفه، حکمت و کلام اسلامي بر علوم فيزيک و زيست شناسي مسلط است، براساس آموزه هاي قرآني و مباني کلام و فلسفه اسلامي به نقد و ارزيابي اين ديدگاه مي پردازد: امروزه موضوعات اندکي وجود دارند که به اندازه نظريه تکامل اهميت بحث داشته و هم طراز با اين تئوري داراي معاني ضمني پنهان و موذيانه يي باشند. پيش از هر چيز اجازه دهيد بگويم من در هاروارد نه تنها فيزيک بلکه زمين شناسي و ديرين شناسي هم خوانده ام و با اين پيش زمينه فکري است که فهم رايج در خصوص نظريه تکاملي دارويني را - حتي با زمينه هاي علمي - رد مي کنم. نظريه تکامل ستون خيمه مدرنيسم است و اگر اين ستون سقوط کند، کل خيمه بر سر مدرنيسم فرو خواهد ريخت. بنابراين به مانند يک ايدئولوژي با آن رفتار مي شود، نه يک تئوري علمي که به اثبات رسيده است. مي دانم که بسياري از مردم اظهارات من در اين مورد را نمي پذيرند، اما حداقل مسلمانان بايد از اين ديدگاه به کل موضوع بنگرند. انواع مختلفي از نظريه هاي علمي وجود دارد. مثلاً مکانيک کوانتوم يا تئوري زنجيره در فيزيک و کيهان شناسي. اکنون اگر کساني با اين نظريه ها مخالفت ورزند، هيچ کس آنها را از دانشگاه اخراج نمي کند و هيچ کس به خاطر بر زبان راندن جمله «من اين نظريه را نمي پذيرم»، مانع ارتقاي شغلي آنها نمي شود. تئوري تکامل - برعکس همه نظريه ها- موضوعي کاملاً متفاوت است زيرا اين تئوري يک ايدئولوژي است و نه علم متعارف. بدين ترتيب اگر شما استاد زيست شناسي در يک دانشگاه به خصوص در دنياي آنگلوساکسون و کمتر در ايتاليا، آلمان و فرانسه باشيد و اگر طبق زمينه هاي کاملاً علمي با نظريه تکامل مخالفت مي ورزيد، فردي مطرود خواهيد بود و حتي موفقيت کاري خويش را نيز از دست خواهيد داد، همکارانتان شما را ابله مي پندارند، ارتقاي شغلي نمي يابيد و... تئوري تکامل از سوي بسياري از زيست شناسان دنياي انگلوساکسون به بوته نقد کشيده شده؛ کساني که معمولاً مورد طرد و تحقير قرار گرفته يا نظرياتشان ناچيز شمرده شده است. اين قضيه در مورد شخصي همچون داگلاس دور هم صادق است. وي عضو هيات علمي دانشگاه بود؛ اما به محض اينکه دست به قلم برد تا نظريه تکامل را مورد انتقاد قرار دهد به جاي اينکه چاپ و انتشار کتابش را به کمبريج ماساچوست بسپارد آن را در تنسي منتشر کرد. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| دانشمندان غربی مرگ نظریه داروین را اعلام کردند. | هادی... | 11 | 5,034 |
۲۵/خرداد/۹۳ ۲۳:۴۱ آخرین ارسال: namekarbary |
|









