کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 20 رای - 3.75 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سامی یوسف
۱۳:۱۳, ۲۳/دی/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/بهمن/۹۰ ۰:۵۵ توسط Amir.)
شماره ارسال: #1
آواتار
[تصویر: 4pcde1r30aysctur3lyj.jpg]
بسم الله الرحمن الرحیم

اول بیو گرافی این فرد بزرگ را با هم بخوانیم :

بیوگرافی سامی یوسف

سامی یوسف در تیرماه سال ۱۹۸۰ در یک خانوادهٔ آذربایجانی در شهر تهران متولد شد. در ۳ سالگی به همراه خانواده‌اش به بریتانیا رفت. در ۱۸ سالگی برای تحصیل وارد فرهنگستان سلطنتی موسیقی در لندن شد.
سامی یوسف مسلمانی است که معتقد است موسیقی راهی برای رساندن پیام اسلام و تشویق جوانان به اینکه به هویت و دین خود افتخار کنند، است. موسیقی او غالباً دربر گیرندهٔ ترانه‌هایی است با مضمون اسلام و مسلمان بودن در جهان امروز است. وی همچنین از موضوعات اجتماعی و بشر دوستانه در موسیقی خود استفاده می‌کند.
عده‌ای موفقیت سامی یوسف را در قبال چهره او و یا کلیپ‌هایی که از آهنگ‌هایش ساخته می‌شود، می‌دانند اما بی شک مضامین اجتماعی، آرمان‌گرایانه و اعتراضی ترانه‌ها و آهنگ‌هایش هم در این موفقیت، بخصوص در موسیقی جهان اسلامی، بی‌تأثیر نیست.
او تا به حال با آمیختن موسیقی اصیل شرقی با نواهای کلاسیک غربی و اشعاری که اکثرا در وصف پیامبر اسلام و دین اسلام است مخاطبین بسیاری را جذب کرده . از ویژگی های دیگر کار های او این است که او آثارش را به زبان های مختلف اجرا می کند. فارسی، عربی، انگلیسی، ترکی، هندی و اردو از جمله زبانهایی است که در آلبوم هایش به کار برده است.

او از کودکی به موسیقی علاقه داشت و اولین ملودی خود را در سن 6 سالگی ساخت و برخی از سازهای موسیقی را از طریق پدرش که موسیقیدان و شاعر ماهر و به نامی می باشد فرا گرفت. در ۱۸ سالگی به مدرسه موسیقی لندن Royal Academi of Music رفت و در آنجا با تحصیلات آکادمیک موسیقی آشنا شد.

آموزش موسیقی را از سن کم توسط پدر ـ که موسیقیدان، نوازنده و شاعری مشهور بود ـ آغاز نمود و پس ازتسلط بر چند ساز، موسیقی را به صورت آکادمیک ابتدا در دانشگاه منچستر و سپس در معتبرترین مؤسسات موسیقی لندن و پس از دریافت بورس تحصیلی در 18 سالگی تحت نظر مشهورترین موسیقیدان‌های «مدرسه سلطنتی موسیقی لندن» فرا گرفته است. گرچه سامی از سه سالگی در لندن بزرگ شده اما ریشه‌‌های شرقی‌اش (او در یک خانواده ایرانی آذربایجانی الاصل به دنیا آمده است) در ساخت ملودی‌ها، آهنگ‌ها و نماهنگ‌‌هایش کاملاً مؤثر بوده است. هوش سرشار سامی و فهم عمیق او در تئوری موسیقی و نوازندگی، زمینه‌ای شد تا بتواند فرهنگ‌‌های مختلف موسیقی کلاسیک غربی تا موسیقی مقامی خاورمیانه اعم از عربی و ایرانی و صوفی)، ترکی، آواز‌های فارسی، آذری، هندی و پاکستانی و حتی ملودی‌‌های افغانی را یاد بگیرد.

[تصویر: xom9t1ilvbs8uzo3016o.jpg]
این جوان 26 ساله انگلیسی، در 23 سالگی (2003) آلبوم اول زیبایش، «المعلم» را به بازار‌های جهانی عرضه کرد که شکلی مدرن‌تر و بسیار جذاب تر از همان تواشیح خودمان است به زبان‌‌های انگلیسی و عربی. اهل فن می‌گویند که این آلبوم، انقلابی در اناشید انگلیسی بوده است. بعد از کت استیونس (یوسف اسلام)، خواننده مسلمان بریتانیایی، حالا نوبت به سامی یوسف رسیده است که آواز‌‌های اسلامی‌اش به صدر جدول فروش آلبوم‌‌های اروپا و آمریکا برسد؛ فراموش نکنید که موسیقی پاپ در این کشور‌ها برای خودش بروبیایی دارد. بسیاری به محض اینکه صدای مسحورکننده‌اش را شنیدند به خریدن آلبوم‌‌هایش روی آوردند تا جایی که تعداد فروش آن در روز اول به طور متوسط به 40 نسخه در هر فروشگاه رسید. یکی از معتبرترین روزنامه‌‌های اروپا در خصوص آلبوم او نوشته است «آثار این هنرمند به قدری زیباست که قلب‌‌ها را تسخیر می‌کند». در کشور‌های عربی البته استقبال نسبتاً بیشتری نسبت به آلبوم سامی یوسف شد. درست همزمان با حلول ماه مبارک رمضان در یکی از کشور‌های عربی تعداد فروش متوسط آلبوم وی در هر فروشگاه به۷۵۰ نسخه رسید. سامی توانست در مدت یک سال تحول عظیمی در عالم موسیقی و سرود دینی ایجاد کند. اولین آلبومش جزو پرفروش‌ترین‌‌های خاورمیانه و اروپا شد. نماهنگ «المعلم» به مدت 21 هفته در مصر و 12 هفته در ترکیه در صدر جدول آلبوم‌‌های پر فروش بوده است.آلبوم «معلم » او 2000000 نسخه توانست فروش جهانی کند.

در سال 2005 آلبوم عالی‌اش «امت من» را، در میان استقبال بی نظیر مردم، با مضامینی و اشعاری قوی و غالباً اجتماعی، آرمان‌گرایانه، معترض و عدالت‌خواهانه منتشر نمود که بیش از 4000000 نسخه به فروش رفت.

سامی یوسف تاکنون بیش از ۳۰ کشور در دنیا کنسرت موسیقی برگزار کرده است . از استانبول ترکیه تا کازابلانکای مراکش از ایالات متحده امریکا تا آلمان و بزرگترین کنسرت وی در فشن ترکیه بود که بیش از 200000 نفر شرکت کرده بودند. سامی یوسف اواخر سال ۲۰۰۷ نیز کنسرتی را برای حمایت از مردم مظلوم و ستمدیده دارفور منطقه ای جنگ زده در سودان برگزار کرد، این کنسرت در ورزشگاه تاریخی ویمبلی لندن برگزار شد که بیش از ۲ ملیون یورو برای مردمان« دارفور» جمع آوری شد.

مجله ایندیپندت لقب "Sami Yusuf is the biggest name in Muslim Music - anywhere" ، (بزرگترین نام موسیقی در هر جای جهان اسلام ) و مجله تایمز لقب "Islam's biggest Rock Star" (بزرگترین ستاره موسیقی اسلام )را به سامی یوسف دادند.

سامی یوسف سال ۲۰۰۷ از موسسه« اوکنینگ» به علت خیانتی که به او کردند جدا شد و هم اکنون با موسسه به ETM Internationalفعالیت های خود ادامه می دهد. وی موسسه موسیقی شخصی خود را به نام ” اندنته رکورد” بزودی افتتاح می کند.

سامی یوسف در سال 2010 زیبا ترین آلبوم خود به نام «Wherever you are» یا«هر کجا که هستی » را توسط ETM International در سراسر جهان منتشر کرد و کنسرت هایی در کشور های مختلف از جمله آلمان ،اتریش و ... برگزار کرده است.

انتخاب سامی یوسف به عنوان ستاره شریک سازمان ملل متحد(6 آبان 90):

سازمان ملل متحد سامی یوسف را به عنوان یکی از ستارگان شریک خود در کنار ستارگانی مثل شان پن و شریل کرو برگزیده است. سامی یوسف، به عنوان یک ستاره شریک سازمان ملل در WFP (برنامه جهانی غذا) متعهد شده است که تلاشهایش در راستای خدمت به بشریت را تقویت کند.

تا اینجا با زندگی نامه ی این خواننده ی خوب اسلام اشنا شدید
حال برای اشنایی بیشتر ، بهتر است تفکرات و سیاستهای این جوان عاشق را بررسی کنیم

در وبلاگ خود درباره ی “یازدهم سپتامبر” چنین مینویسد :

سامی از “یازدهم سپتامبر” یاد میکند، به خانواده همه کسانی که جانشان را از دست دادند ادای احترام کرده و آینده ای روشنتر برای همگان آرزو میکند. این تجدید خاطره را حتما بخوانید.

من هنوز خاطره چنین روزی در ده سال پیش را به روشنی به یاد دارم. صبح زود منزلم را به قصد استادیوی ضبط موسیقی ام که در آن زمان در شهر منچستر بود ترک کردم. به خاطر دارم که داشتم از پله ها بالا میرفتم تا درِ استادیو که در طبقه بالا (طبقه سوم) بود را باز کنم اما در میانه راه مجبور به توقف شدم وقتی صاحب خانه ام را حیرت زده در حال تماشای تلویزیون دیدم. به سمتش رفتم و خودم هم دقیقا به همان حال دچار شدم! من صحنه ای را دیدم که هواپیمای اول در حال برخورد با یکی از برجهای دوقلو بود. ما در نهایت شوک زدگی و ناباوری بی حرکت مانده بودیم. من به یاد دارم که در ابتدا با خودم فکر کردم: “چه تصادف وحشتناکی! چطور ممکن است چنین چیزی اتفاق بیفتد؟!” ناگهان در لحظه ای که هیچ کس توقع نداشت – هواپیمای دومی به برج دوم برخورد کرد. حقیقتی خشن و تکان دهنده بود – حادثه تصادفی اتفاق نیفتاده بود.

[تصویر: 9adw7dvk4zihmbyaseki.jpg]
یکی از اولین کارهایی که من کردم این بود که به یکی از دوستان تلفن زدم و از او پرسیدم که فکر میکند ماجرا چیست. مضطرب بودم. در یک لحظه کاملا به یاد دارم که از دوستم شنیدم: “من نمیدانم ماجرا چیست، سامی. اما فقط دعا میکنم که مسلمانان ارتباطی با این قضیه نداشته باشند!”

سکوت در تماس تلفنی ما حکم فرما شده بود. اشک در چشمان من جمع شده بود چون میدانستم چه چیزی میتوانست اتفاق بیفتد اگر اسلام/ مسلمانان به شکلی در ماجرا دخیل می بودند.

یازده سپتامبر یک روز سیاه در تاریخ بود و من معتقدم اگر کسانی در آن روز شهید شده باشند مسلما باید آن مسافران، آتش نشانها، مردم عادی و نیز تعداد بسیار زیادی از انسانهای خوش قلبی باشند که جانهایشان را فدا کردند تا از شهروندانشان دفاع کنند و نه آن عده بیمار شستشوی مغزی شده ای که هواپیما را در برجهای دوقلو خرد کردند! آنهایی که هواپیما را در روز یازدهم سپتامبر ربودند دین ما مسلمانان را هم ربودند.

هرچند آن روز یک روز واقعا سیاه بود، آن چیزی که در راه بود بسیار تیره تر بود. حمله به افغانستان، جنگ غیرقانونی در عراق و سرنگونی حکومت، آنچه که به اصطلاح جنگ علیه تروریسم خوانده میشود و هزینه اش نه تنها میلیاردها دلار بلکه تعداد غیرقابل باوری از جان میلیونها انسان بوده است ولی این انتهای کار نیست. هنوز هم روزانه هزاران نفر به وسیله حمله هواپیماهای بدون سرنشین و انفجار بمبها قتل عام میشوند. ای کاش بجای آن، همه این دلارها برای جنگ علیه گرسنگی، فقر و بیسوادی خرج میشد.

سوال حقیقی این است که کی همه اینها تمام میشود؟ کی نفرت پایان می پذیرد؟

کی تکبر و عقده برتری جویی قرارست تمام شود؟ آیا همه جانها گرامی نیستند؟ آیا همه انسانها برابر نیستند؟ یا اینکه بعضی جانها از بعضی دیگر گران بهاترند؟!

تا زمانی که ما یاد نگیریم همدیگر را عاشقانه دوست بداریم – بدون قید و شرط – و بدون ادعا وتظاهر و یاد نگیریم که به همدیگر با روحیه برابری و برادری احترام بگذاریم – متاسفم که باید بگویم این ماجراها تمام نخواهد شد.



دوست دارم این نوشته را با چند خط از یکی از ترانه هایی که نوشته ام به نام “سلام” پایان دهم

I pray for a day when there’ll be

من برای روزی دعا میکنم که در آن

Justice and unity

عدالت و اتحاد باشد

When we put aside our differences

روزی که اختلافاتمان را کنار بگذاریم

Fighting makes no sense

جنگیدن بی معنا شود

Just a little faith

فقط کمی ایمان

To make it a better place

برای اینکه اینجا را به دنیای بهتری تبدیل کنیم

We’re here for a day or two…

ما [فقط] برای یک یا دو روز اینجا خواهیم بود…

Let me show my way

بگذارید من روشم را نشان دهم:

Salaamu alaik, Salaamu alaik, Salaamu alaiokom

درود بر تو، درود بر تو، درود بر شما

سامی

منبع : سایتهای معتبر از جمله ویکی و سایت شخصی سامی یوسف

ادامه خواهد داشت
یا حق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: اکبر.ع ، m.hossein ، Mohammad Trust ، Amir ، Abasaleh ، N.Mahdavian ، MAHDI59 ، soldier ، Aleyasin ، ario65 ، t.kam67 ، rastin ، yeganeh ، هدهد ، peimane ، Alberto ، رضا میزانی ، سید محمد مدنی ، یاشار ، Prana ، a.l.? ، ضرغامیان ، یاوران مهدی ، mahsan ، یا رب العالمین ، انديشه نو ، Aryha ، fiftynine

آغاز صفحه 8 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۷:۱۴, ۱۶/شهریور/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/شهریور/۹۲ ۷:۱۷ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #71

(۱۳/شهریور/۹۲ ۱۵:۳۰)هامون نوشته است:  غربی بودن و مسلمان بودن باهم منافاتی نداره مگه منظورتون از غرب لایف استایل غربی باشه!
بله، صد البته منظور سبک زندگی غربی هست(به قول شما لایف استایل غربی).

(۱۳/شهریور/۹۲ ۱۵:۳۰)هامون نوشته است:  من چیزهایی که به سایر مسلمون های جهان ( مثلا مردم ترکیه ، مردم مالزی و امثالهم) نسبت میدن قبول ندارم مثلا به مردم ( توجه کن مردم نه دولتشون نه حکومتشون ) میگن مسلمان آمریکایی واقعا این انگ بدیه که به یه مسلمون که خدا و قبله و پیامبرمون یکیه چنین حرفی رو بزنیم( خیلی وقت ها مردم دستشون در قدرت بسیار کم و محدود به یک رای انتخاباتی هست ، که حتی در همین یک رای هم می تونین افکار و سلایقشون رو ببینیم مثلا وقتی در ترکیه لاییک حذب اسلامگرا رای میاره، پس اونها هم طالب اسلام هستند) واقعا آمریکای متجاوز و انسان کش هیچ جوره لقب و اسمش به این مسلمانان نمی چسبه خیلی هم ناراحت کننده و تفرقه آوره ، به یک مالزیایی مسلمان این حرف رو بزن واکنش رو ببین Confused
«مسلمان آمریکایی» یه اصطلاح هست، و البته بیشتر بصورت «اسلام آمریکایی» بیان میشه که همون اسلامی هست که در اون فقط پوسته‌ی دین و ظواهر دین مونده و به اسم دین همه‌کار انجام میشه. به این خاطر به این اسلام آمریکایی گفته میشه که مورد تأیید آمریکا هست. نمونه‌هاش هم میشه بهایی‌ها و باقی فرقه‌هایی که اومانیسم با ظاهر اسلام هستن.

مثلاً چند وقت پیش خبری از راه‌اندازی چیزی به نام «دیسکو اسلامی» در ترکیه شده بود که در آن خانمهایی با حجاب می‌رقصیدند، و از میان مقامات ترکیه هم در مراسم افتتاحش شرکت کردن و حتی براش دعای افتتاح هم خوندن! در همون حال مقامات ترکیه به انجام جنایات فجیع در سوریه کمک می‌کردن.

در تمام دنیا مسلمانان مقید پیدا میشن، و در مورد ترکیه و مالزی و حتی خود آمریکا هم اگر کسی به کسری از مسلمانانشون رفتار بدی رو نسبت داده، نیازمند اثبات صحت هست، و حسابش جدا هست از اصطلاح «اسلام آمریکایی».

جواب صحبت‌های تازه‌تون رو إن‌شاءالله فردا می‌نویسم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آیلار
۱۵:۳۷, ۱۶/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #72

این رو در نظر نگرفتین که خیلی از مسلمون ها تو کشور های اسلامی نه حجاب دارن نه مثل ما روابط رو محدود میکنن مثلا طرف تو کانادا یه روسری سرش کرده اما با یه تاپ داره تو پارک میدوه
یا شما یه سر به شبکه های عربی زبان بزن ببین اصلا اسلامشون با مال ما زمین تا آسمون فرق داره این که دلیل نمیشه که چون طرف دست داده پس مسلمون نیست حالا اینجا طرف دست نمیده اما.....
بغیر ازین شما مگه مامور تفتیش عقایدی چون سامی یوسف و یا خیلی های دیگه مثل ما نیستن و بعضی احکام رو درست اجرا نمیکنن یعنی مسلمون نیستن پناه بر خدا از این افراط ها و تفریط ها
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۰۶, ۱۷/شهریور/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/شهریور/۹۲ ۲۱:۰۶ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #73

دو کاربر با نام «هامون» داریم انگار! اولش اشتباه گرفتم!

(۱۶/شهریور/۹۲ ۱۵:۳۷)hamoon نوشته است:  این رو در نظر نگرفتین که خیلی از مسلمون ها تو کشور های اسلامی نه حجاب دارن نه مثل ما روابط رو محدود میکنن مثلا طرف تو کانادا یه روسری سرش کرده اما با یه تاپ داره تو پارک میدوه
خب اومانیسم با ظاهر اسلام همینه دیگه!

البته من کمی اشتباه گفته بودم که قرآن می‌فرماید «نگویید مسلمان نیستی»، درستش اینه که می‌فرماید «نگویید مؤمن نیستی».
بالأخره اینکه یه آدم بی‌حجاب تسلیم بخشی از احکام الهی نیست مشخصه، ولی بهش نمیشه گفت مؤمن نیستی.

حجاب برای پرهیزکاری هست. اگه پرهیزکاری صورت نگیره، آیا اون حجاب بیشتر از یه ظاهر ِ شبیه اسلام هست؟
نمیشه که فکر کنیم اون کسی که چنین ظاهری درست میکنه نمیتونه بفهمه کارش مشکل داره، بلکه در مورد کارش فکر نمیکنه. اینکه بی‌حجابی خودنمایانه و گناه‌آمیز هست آنقدر واضحه که در میان افراد مقید ادیان دیگر هم درک این مسئله رو می‌بینیم(منظورم روحانیونشون نیست).

به همین اندازه واضحه که نگاه به نامحرم برای مردان گناه‌آمیز هست، و کسی که بچه یا پیر نباشه ابداً نمیتونه ادعا کنه که میتونه به زیبایی‌های نامحرمان خیره بشه و لذت حرام نبره.
اگر من بجای بال و پر گرفتن از پرهیزکاری، دنبال این باشم که از نگاه کردن به نامحرم بال و پر بگیرم، دیگه چه اهمیتی داره که ریش دارم و نماز و دعا میخونم؟

آیا چیزی که باید در من یافت بشه تا بشه من رو مسلمون محمدی نامید، از میان ظواهر اسلام هست، یا اخلاقیات اسلامی؟
به قول معروف، قسم حضرت عباس رو باور کنیم یا دم خروس رو؟

(۱۶/شهریور/۹۲ ۱۵:۳۷)hamoon نوشته است:  یا شما یه سر به شبکه های عربی زبان بزن ببین اصلا اسلامشون با مال ما زمین تا آسمون فرق داره
خب اومانیسم با ظاهر اسلام همینه دیگه!
پس داریم چی میگیم که این حکومت‌های موافق آمریکا در کشورهای مسلمان دارن اسلام آمریکایی رو رواج میدن؟
البته حساب شبکه‌های عرب‌زبان با خود مسلمانان اون کشورها جداست،
همینطور که حساب شبکه‌های ما با ما جداست!
مثلاً آیا خیلی از این کارهایی که توی تلویزیون ما انجام میشه، یا فیلم‌هایی که توی سینماهای ما نمایش میدن، معرف اسلام ماست؟

در مورد اسلام خود مردم، بحث اینه که اصلیت اسلام از کجا میاد؟ از عمل مردم، یا از قرآن و حدیث؟
بخاطر عمل مردم اسلام رو تعریف نمی‌کنیم، بلکه اگه عمل مردم فرق داشت میگیم اینها «درجه‌ای» از اسلام هستن، یعنی بعضی بخش‌ها رو به عنوان دین درک نکرده‌اند.

(۱۶/شهریور/۹۲ ۱۵:۳۷)hamoon نوشته است:  این که دلیل نمیشه که چون طرف دست داده پس مسلمون نیست حالا اینجا طرف دست نمیده اما.....
ما که نگفتیم دلش با اسلام نیست، گفتیم این اسلام نیست.

بعد هم، بدی کار یه نفر دیگه چه ربطی به کار اون داره؟ خب اینی که اینجا هست و به قول شما «دست نمیده اما...» هم اون کار دیگرش خارج از اسلامه!
همینطور که شما بخاطر اون کارش چنین کسی رو مذمت می‌کنید، میشه بخاطر گناه ندانستن این مسئله، سامی یوسف رو مذمت کرد.

(۱۶/شهریور/۹۲ ۱۵:۳۷)hamoon نوشته است:  بغیر ازین شما مگه مامور تفتیش عقایدی چون سامی یوسف و یا خیلی های دیگه مثل ما نیستن و بعضی احکام رو درست اجرا نمیکنن یعنی مسلمون نیستن. پناه بر خدا از این افراط ها و تفریط ها
ببینید، ما از اون اول که ایشون رو دیدیم، آیا به صرف ظاهر اسلامی و اظهار اسلامش ایشون رو مسلمون ندونستیم؟
پس ما تفتیش عقاید نمی‌کنیم.
فقط میگیم اسلام ضرر میکنه اگه احکام الهی افراط شمرده بشن.

(۱۶/شهریور/۹۲ ۳:۳۴)هامون نوشته است:  ایتالیایی ها معروفن به خودمانی برخورد کردن این مثال خوبی نیست که زدین من هم کلی مثال در نقض حرف شما دارم
نکته‌ی سخنم این بود که به هر حال از مثبت تلقی شدندش میشه فهمید که چنین چیزی در فرهنگ غرب بد تلقی نمیشه.

(۱۶/شهریور/۹۲ ۳:۳۴)هامون نوشته است:  من این کارهای خیریه این بازیگرها رو هم تحسین میکنم چرا همشون نمیکنن؟ چرا ارزش کار خیر و مفید رو پایین بیارم با گناه اون شخص بسنجم؟ نه هر کاری جای خود داره.
اون بازیگری که بخاطر پول میلیون‌ها نفر رو به فساد میکشونه اول باید نفس پلیدش رو زیر پا بذاره، تا بعد بتونه بخاطر هدفی نیکو از اون پول صرف کنه.

1. فیلم‌ها و در کل تمام محتواهایی که فسادآمیز هستن یا به هدف تأثیرات مخرب دیگه تولید میشن اونقدر اهمیت دارن که می‌ارزه حتی با ضرر مادی هم تولید بشن، و یه دسته‌شون هم واقعاً اینطوری هستن و از اول سازنده میدونه که از فروش سود نخواهد برد و از جای دیگری حمایت میشه، مثل فیلم‌هایی که به اسلام توهین‌های شنیع میکنن. در باقی موارد فیلم‌ها جذاب ساخته میشن و سود مادی هم به سازندگان می‌رسونن.
2. بخش کوچکی از این پول دستمزد اون بازیگر هست.
3. اون بازیگر بخش کوچکی از درآمدش رو به یه کشور آسیایی یا آفریقایی که کمک میکنه، ولی اینها همون کشورهایی هستن که با فیلم‌هاشون قصد اضمحلالشون رو داشته‌اند.

یعنی این کمک به هیچ‌وجه قابل مقایسه نیست با ضرری که به اون مردم زده شده.
اون وقت ما چطور میتونیم فکر کنیم این کار خیر هست؟
بلکه اهداف تبلیغاتی در این کار هست.

(۱۶/شهریور/۹۲ ۳:۳۴)هامون نوشته است:  من حرفم فقط این آقا نیست حرفم توهمیه که عده ای دارن که خودشون رو فوق بشر می دونن هرروز گناه یه ادم معروف رو علم میکنن کل شخصیت و کارهای مثبتشو به زیر سوال میرن ( این حرفم کلی بود مخاطبش همه و خودم بود لطفا کسی به خودش نگیره!)
نه، قرار نیست با یه گناه کل شخصیت کسی زیرسؤال بره. هرکسی هم که این کار رو میکنه اشتباه میکنه.
ولی گناه خیلی فرق داره با گناه نپنداشتن.
همونطور که قبلاً گفتم، گناه مربوط به لغزش هست، و تفکری که گناه رو درست بپنداره مربوط به اشتباه در عقاید هست.

گناه نپنداشتن بطور ضمنی این پیام رو داره که: آهای تمام جامعه! برید همتون این کار رو بکنید که هیچ اشکالی نداره.
این همون آسیب به اسلام هست.
«علنی گناه کردن» هم همین «گناه نپنداشتن» هست،
ولی زمانی که علنی گناه نکرده، اگه کسی فهمید نباید علنی‌اش کنه، و حتی اگه علنی شد باز هم فقط یه لغزش به حساب میاد.

(۱۶/شهریور/۹۲ ۳:۳۴)هامون نوشته است:  ببین من دارم خودم رو میگم... من برام مهم نیست این آقا تو زندگی شخصیش چه غلط و درستی رو انجام میده ( این موضوع همیشه بین من و دوستانم مساله بوده و همیشه همه به من خرده گرفتن که این فکر اشتباهه...) من دلم میخواد از هنرش استفاده کنم نه از سبک زندگیش به من مربوط نیست که قاطی نامحرم شده یا نشده چون نمیبینمش که امر به معروفش کنم نه اونقدر برام عزیزه که الگوش کنم و سبک زندگیمو مثل اون کنم همه ادم کامل کامل نیستند و در زندگیشوت اشتباهاتی رو انجام میدن برای همینه که معترضم نباید خودمون رو جدا از اینجور گناهان بدونیم چه تضمینی هست اگه فرضا من یا شما جای ایشون بودیم بهتر از این آقا رفتار میکردیم؟
حرفی که این بالا گفتم اینجا مشخصه:
دقت بفرمایید، زندگی شخصی شخصی هست، نه چیزی که خودش میاد علنی‌اش میکنه(اینکه یه رسانه در موردش دروغ بگه یا مسئله‌ای که خودش علنی نکرده رو علنی کنه بحثش کلاً از این بحث جداست).

بحث اینه که ما سبک زندگی‌اش و اینکه قاطی نامحرم شده یا نشده رو از کجا دیدیم؟ علنی شده که دیدیم. حالا اینجا دو حالت داره:

1. اگه توسط خودش چنین چیزی از زندگی خصوصی‌اش بروز داده شده، با بطور علنی اینطور رفتار کرده، به معنی پیامی در حمایت از این کار هست.

2. اگه توسط شخص دیگری چیزی از زندگی خصوصی‌اش مطرح شده، در این حالت اگه خودش تأیید و همراهی کنه میشه حالت 1، و در غیر این صورت فقط یه لغزش هست، و کسی نباید اصلاً باور کنه، چه برسه به اینکه به روی خودش بیاره.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۲۳, ۱۷/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #74
آواتار
(۱۷/شهریور/۹۲ ۲۰:۰۶)درست پسند نوشته است:  دو کاربر با نام «هامون» داریم انگار! اولش اشتباه گرفتم!
Confused
(۱۷/شهریور/۹۲ ۲۰:۰۶)درست پسند نوشته است:  اون بازیگری که بخاطر پول میلیون‌ها نفر رو به فساد میکشونه اول باید نفس پلیدش رو زیر پا بذاره، تا بعد بتونه بخاطر هدفی نیکو از اون پول صرف کنه.

1. فیلم‌ها و در کل تمام محتواهایی که فسادآمیز هستن یا به هدف تأثیرات مخرب دیگه تولید میشن اونقدر اهمیت دارن که می‌ارزه حتی با ضرر مادی هم تولید بشن، و یه دسته‌شون هم واقعاً اینطوری هستن و از اول سازنده میدونه که از فروش سود نخواهد برد و از جای دیگری حمایت میشه، مثل فیلم‌هایی که به اسلام توهین‌های شنیع میکنن. در باقی موارد فیلم‌ها جذاب ساخته میشن و سود مادی هم به سازندگان می‌رسونن.
2. بخش کوچکی از این پول دستمزد اون بازیگر هست.
3. اون بازیگر بخش کوچکی از درآمدش رو به یه کشور آسیایی یا آفریقایی که کمک میکنه، ولی اینها همون کشورهایی هستن که با فیلم‌هاشون قصد اضمحلالشون رو داشته‌اند.

یعنی این کمک به هیچ‌وجه قابل مقایسه نیست با ضرری که به اون مردم زده شده.
اون وقت ما چطور میتونیم فکر کنیم این کار خیر هست؟
بلکه اهداف تبلیغاتی در این کار هست.
این شد حرف حساب منم اینو قبول دارم اما به سبک خودم ، جایی اگه بازیگری فیلمی بازی کنه که توش توهینه کارشو تقبیح میکنم!
(۱۷/شهریور/۹۲ ۲۰:۰۶)درست پسند نوشته است:  نه، قرار نیست با یه گناه کل شخصیت کسی زیرسؤال بره. هرکسی هم که این کار رو میکنه اشتباه میکنه.
ولی گناه خیلی فرق داره با گناه نپنداشتن.
همونطور که قبلاً گفتم، گناه مربوط به لغزش هست، و تفکری که گناه رو درست بپنداره مربوط به اشتباه در عقاید هست.

گناه نپنداشتن بطور ضمنی این پیام رو داره که: آهای تمام جامعه! برید همتون این کار رو بکنید که هیچ اشکالی نداره.
این همون آسیب به اسلام هست.
«علنی گناه کردن» هم همین «گناه نپنداشتن» هست،
ولی زمانی که علنی گناه نکرده، اگه کسی فهمید نباید علنی‌اش کنه، و حتی اگه علنی شد باز هم فقط یه لغزش به حساب میاد.
ببین من شرایط زندگی این آدم رو هم در نظر میگریم وقتی تو کشورشون صوفی گری از گذشته بوده و الان هم مثلا علویانی هستند که می تونین خودتون روش های عبادتشون رو ببینین ، خب همین چیزهاست که این فرد این کار رو صحیح فرض میکنه! من هم گفتم صحیحش اینه که رعایت کنن! که نمی کنن.
(۱۷/شهریور/۹۲ ۲۰:۰۶)درست پسند نوشته است:  حرفی که این بالا گفتم اینجا مشخصه:
دقت بفرمایید، زندگی شخصی شخصی هست، نه چیزی که خودش میاد علنی‌اش میکنه(اینکه یه رسانه در موردش دروغ بگه یا مسئله‌ای که خودش علنی نکرده رو علنی کنه بحثش کلاً از این بحث جداست).

بحث اینه که ما سبک زندگی‌اش و اینکه قاطی نامحرم شده یا نشده رو از کجا دیدیم؟ علنی شده که دیدیم. حالا اینجا دو حالت داره:

1. اگه توسط خودش چنین چیزی از زندگی خصوصی‌اش بروز داده شده، با بطور علنی اینطور رفتار کرده، به معنی پیامی در حمایت از این کار هست.

2. اگه توسط شخص دیگری چیزی از زندگی خصوصی‌اش مطرح شده، در این حالت اگه خودش تأیید و همراهی کنه میشه حالت 1، و در غیر این صورت فقط یه لغزش هست، و کسی نباید اصلاً باور کنه، چه برسه به اینکه به روی خودش بیاره.
ببین این ها چون معروف هستند مردم بیشتر توجه میکنن وقتی عکس شخصی یه بازیگر یا هر کس دیگه ای بیرون میاد بیشتر مورد توجه قرار میگیره بیشتر شییر میشه بیشتر نظر داده میشه بیشتر پخش میشه بیشتر Confused
همین میشه که علنی میشه و الا شما هی عکس منو سرچ کن اگه دیدی!ConfusedConfused
کلا من حرف شما رو قبول دارم چون خودمم موافق این کارش نبودم! من میگم این آقا میاد شعری خوب میخونه شنونده بی جنبه اس که میاد قر میده و ضمنا بی بی سی مرض داره که میاد صحنه دست دادنش رو هم تو مصاحبه اش میذاره... ببین چقدر با این کارهاش باعث شده همه خواننده ها رو آدم های مورد دار فرض کنن شما بحث من و جناب تلمیخا رو ببین که همین رسانه چه حالت تدافعی ایجاد کرده من میگم حالا این آدم هرکی که هست انسانه و اشتباه میکنه و شرایط زندگیشو هم در نظر بگیرین، فکر میکنم در ابتدای تاپیک یه مقدار در توضیح نظرتون تند رفتین الان من هم قبول دارم نباید کاری کنه که ملت با اسم رسول الله برقصه هم شما نظرتون اینه که نباید انگ ظاهرا مسلمون رو به راحتی در هر موردی به کار برد!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲:۱۹, ۱۸/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #75

(۱۷/شهریور/۹۲ ۲۲:۲۳)هامون نوشته است:  من میگم حالا این آدم هرکی که هست انسانه و اشتباه میکنه و شرایط زندگیشو هم در نظر بگیرین، فکر میکنم در ابتدای تاپیک یه مقدار در توضیح نظرتون تند رفتین الان من هم قبول دارم نباید کاری کنه که ملت با اسم رسول الله برقصه هم شما نظرتون اینه که نباید انگ ظاهرا مسلمون رو به راحتی در هر موردی به کار برد!
بله! آدمه و اشتباه میکنه، ما هم نخواستیم اعدامش کنیم بابت این کارش!
نحوه‌ی برگزاری کنسرت، یعنی به تکان آمدن زنان باحجاب با اسماء الهی خیلی خیلی بزرگتر و مهمتر از این قضیه‌ی دست دادن هست.

مثلاً شما یه نفر بچه مسلمون می‌بینید و باهاش دوست و هم‌نشین میشید. بعد از چند وقت می‌بینید طرف همچنین کاری میکنه!!! اون وقت آیا باز هم علاقه‌مندید باهاش هم‌نشین بشید؟

این از بحث اول در مورد علاقه‌مندی به گوش دادن آهنگ‌ها.

همچنین قبل از این ممکنه به دوستای دیگرتون معرفی‌اش کرده باشین، ولی بعد از این اگه دوستاتون بخوان باهاش بچرخن به اونها هم وضعیتش رو میگید، چون فکر می‌کنید اونها هم مثل شما حاضر نیستن با چنین کسی هم‌نشین بشن.

این هم در مورد چرایی صحبت کردنمون راجع به این آقا.

کجاش رو تند رفتم؟
ایشون اظهار اسلام میکنه، إن‌شاءالله که مؤمن هستن، ولی می‌بینیم که یه کارهای عجیب و غریبی میکنن اینها، و اگه نخوایم قبح این نحوه‌ی برکزاری کنسرت رو به حساب بیاریم، خدای نکرده خودمون هم کم‌کم برامون مقبول میفته و با طی کردن روندی مانند اونها، تبدیل به الآن اونها میشیم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲:۴۵, ۱۸/شهریور/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/شهریور/۹۲ ۳:۰۶ توسط آیلار.)
شماره ارسال: #76
آواتار
(۱۸/شهریور/۹۲ ۲:۱۹)درست پسند نوشته است:  کجاش رو تند رفتم؟
ایشون اظهار اسلام میکنه، إن‌شاءالله که مؤمن هستن، ولی می‌بینیم که یه کارهای عجیب و غریبی میکنن اینها، و اگه نخوایم قبح این نحوه‌ی برکزاری کنسرت رو به حساب بیاریم، خدای نکرده خودمون هم کم‌کم برامون مقبول میفته و با طی کردن روندی مانند اونها، تبدیل به الآن اونها میشیم.
(۱۳/شهریور/۹۲ ۳:۴۰)درست پسند نوشته است:  مسلماً این طرز فکرش که رقصیدن با حجاب و دست دادن با زنان رو مجاز میدونه با اصول مشخص آیات قرآن در تضاد کامل هست، و به خیال تفکر باز و دوری از افراط، گناهانی که توی غرب عادی هستن رو گناه به حساب نمیارن.
اینکه بجای ایشون فکر کردین Confused

در مورد اون تهمت ( امیدوارم غلط باشه ) هم من واقعا شرمنده هستم چنین چیزی اینجا نوشته میشه ، من نرفتم دنبال اون مطلب و منبعی که معرفی کردن ،شما جناب درست پسند در این مورد مستندی دارین؟ نظرتون چیه؟ نباید ناظر این اظهار نظر رو پاک کنه؟ نهی از منکر اگه قراره در مورد سامی یوسف گفته بشه چرا در مورد این اظهار نظر نهی از منکر نکردین؟Sad
این هم نقل قولی که یکی از بچه ها تو سایت داشته
(۳۱/اردیبهشت/۹۱ ۱۶:۳۰) نوشته است:  سلام مجدد!
شما در سخنرانی ای که درباره بهاییت داشتین به موضوعی اشاره کردین که برای من جای اشاره، تذکر یا هرچی که شما بهش بگین داره.
فرمودین که قبل انقلاب خیلی ها بهایی بودن، از جمله هویدا، عهدیه و ایرج.
آقای خواجه امیری بزرگ با پدربزرگ بنده همکار بودن و رفت و آمد خانوادگی داشتن.
هر دو در مرکز برق ژاندارمری کار میکردن. (چون مامان بزرگم تعریف میکنه، من دقیقاً نمی تونم بگم تو چه شرکت و چه جایی. چون مامان بزرگم نمی دونه و همیشه میگه توی بخش برق ژاندارمری بودن.)
دیروز که من از مامان بزرگم پرسیدم که آیا ایرج هم بهایی بوده، دستشو چند بار گاز گرفت و چند تا تف اینور و اونور انداخت که دختر واسه چی به مردم تهمت میزنی!
مامان بزرگ من قسم میخورد که نماز خوندن این آقا رو به چشم دیده، روزه گرفتنش رو دیده.
درسته که ایشون خواننده بودن، اما از فرقه ای به نام بهاییت به دور بودن و مسلمان بودند.
اگر حتی ذره ای به حرف های مامان بزرگم شک داشتم، این موضوع رو مطرح نمی کردم. اما به نظرم بهتره که این موضوع اصلاح بشه. ایشون و پسرشون در همین کشور خودمون در حال خوانندگی هستن.
فکر میکنم وجهه خوبی نداشته باشه اگه این حرف ها دهان به دهان بچرخه.

اونچه که ما از صحت و سقمش 100% مطمئن بودیم رو مطرح کردیم.
به قول معروف...
خواه پند گیر و خواه ملال...

موفق و مؤید باشین.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲:۵۱, ۱۸/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #77

(۱۵/شهریور/۹۲ ۱۵:۲۰)110 نوشته است:  اگه شما به سامی یوسف مشکوکید
من گفتم به سامی یوسف مشکوکم؟
آیا من گفتم به سامی یوسف مشکوکم؟
اصلاً شما حوصله می‌کنید درست بخونید؟
اینطوری میخونید و بعد هم نفهمیدن حرفهامون رو به حساب ما میذارید؟

(۱۵/شهریور/۹۲ ۱۵:۲۰)110 نوشته است:  شما برو مداحی های مداح معروف رو گوش بده که پس از رسوایی اخلاقیش بازهم ملت متوهم ما زیر بیرقش سینه می زنن! وهیچ کس هم به خودش اجازه نداده در مورد این مداح که چند بار هم توسط وزارت بالا گرفتنش بیاد تایپیک بزنه.
من کی گفتم نوع مداحی‌های این آقایون رو تأیید میکنم؟ چه برسه به اینکه بگم خودشون رو تأیید میکنم.
برای خودتون یه چیزی توهم میزنید و به ما میگید متوهم.
اصلاً کی گفته خود کسانی که مداحی‌هاشون رو دوست دارن خود مداح رو تأیید میکنن؟

(۱۵/شهریور/۹۲ ۱۵:۲۰)110 نوشته است:  من نسبت به کثافت کاری بعضی افراد که شما عاشقانه زیر بیرقش سینه می زنید مطمئنم .
قبل از قضاوت عادلانه، یعنی قبل از اینکه مثل یه دادگاه تمام مدارک و شواهد و ادله‌ی طرفین رو بشنوید، میگید مطمئنم. پس معلومه چه مقدار از این اطمینان رو بی‌انصافی یا توهم تشکیل میده.

(۱۵/شهریور/۹۲ ۲:۴۵)110 نوشته است:  در هر حال اگر کسی بی دلیل حرفی رو باور می کنه اشکال از اونه من حرفی بی سند تو کتم نمی ره!
حرف با سند چی؟!Big Grin
بعدش میگین:
(۱۵/شهریور/۹۲ ۱۵:۲۰)110 نوشته است:  نرود میخ آهنین در سنگ!
خب این رو منم میتونم بگم!
وقتی براتون منطق میارن و بدون ارائه‌ی منطق چنین جوابی میدید، فقط معنی‌اش این میشه که منطقی در جوابش ندارید.
جدل می‌کنید، و وقتی جوابی می‌گیرید حرف از بی‌منطقی طرف مقابل می‌زنید!Big Grin
به نظرم شما فقط با کل‌کل و جدل بی‌نتیجه سازگاری دارید،
و این حرفتون هم در اصل Error خود شما هست که موقع گرفتن جواب منطقی و عدم توانایی در پذیرشش نمایش میدید:
«Error 404: نرود میخ آهنین در سنگ!»

(۱۵/شهریور/۹۲ ۱۵:۲۰)110 نوشته است:  این حرف هاتون رو اگه اول می گفتید من اصلا با شما بحث نمی کردم!آدمی که توهم داره یعنی واقعیت رو وارونه می بینه پس با بحث نمی شه بهش واقعیت رو قبولوند.
(۱۵/شهریور/۹۲ ۱۵:۲۰)110 نوشته است:  از این به بعد اگه خواستم با کسی بحث کنم ازش یک تست می گیرم ببینم توهم توطئه نداشته باشه!
ما متوهم، استاد عباسی متوهم، رائفی‌پور متوهم، باقی اساتید و روانشناسان ایرانی متوهم، چرا این مقاله‌نویس‌های آمریکایی روزنامه‌ی Christian Science Monitor هم دچار همین توهم شدن؟ چرا چندین نفر از روانشناسان دیگه هم دچار همین توهم شدن؟

آیا درست‌ترش این نیست که توهم ما فقط توهم شماست؟

واقعیت اینه که گفتن متوهم به طرف در جواب دلایل منطقی‌اش ساده‌ترین راه هست برای اعتراف به عدم توانایی در ادامه‌ی بحث منطقی، و عدم پایبندی به نتیجه‌ی بحث منطقی.

(۱۵/شهریور/۹۲ ۱۳:۳۶)110 نوشته است:  داروین یک نظریه معتبر تو مجامع علمی هست و نیاز به اثبات من ندارد. شما باید بیاید اثبات کنید.
این حرفیه که توسط خیلی‌ها برای فرار از اثبات چیزی که بزرگترین دانشمندان در اثباتش موندن گفته میشه.
اگر مستند Expelled رو دیده باشین چنین حرفی نمیزنین.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، Reza2035 ، fiftynine
۱۷:۲۱, ۱۸/شهریور/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/شهریور/۹۲ ۱۷:۲۴ توسط مجتبی110.)
شماره ارسال: #78

(۱۵/شهریور/۹۲ ۱۴:۵۶)درست پسند نوشته است:  و البته جامعه‌ی ایشون هم «انگلیس» نیست، بلکه «جامعه‌ی مسلمانان انگلیس هست»، یعنی اگه خدای نکرده یکی‌شون ریاکار باشه، رفتارهایی رو بروز نخواهد داد که در میان همفکرانش مذموم تلقی میشن(مثل روابط منحرف)، و به رفتارهایی گرایش نشان خواهدداد که پسندیده تلقی میشن(مثل ریش گذاشتن).
آیا حالا مشکوک هستید اینکه سامی یوسف روابط منحرف نداره و ریش میذاره بخاطر ریاکاری هست؟
اگر به نظرتون لازمه بگید که بگیم در میان مسلمانان انگلیس این کارها محبوب نباشه تا شائبه‌ای در مورد ریاکاری کسی نباشه!

تناقض بسیار بزرگی بوجود میاد در این تفکر که: «اگه ارزش‌ها برای مردم مهم باشن، باعث میشه یه عده در موردش ریاکاری کنن».


این اوج توهم شما رو می رسونه!
در ضمن قرار نیست نامه ی متوهمانه ی چند صفحه ای شما رو بخونم! وقتی به جایی می رسم که شما چنین نظری رو دارید باید خیلی احمق باشم که وقت بزارم نظرات شما رو بخونم. در هر حال کسی که 24 ساعت گوشش به یک متوهم بنام رائفی پور باشه بیشتر از این نمی شه ازش انتظار داشت!

استناد کردن به "ریش " مضحک ترین استدلالی بود که می تونستم ببینم! در هر حال شما جامعه ی خودتون رو هم خوب نمی شناسید چه برسه به جامعه ی مسلمانان خارج از کشور!
شما برو آهنگ های دیگر مداحان رو گوش بده یک وقت سامی یوسف منحرفت نکنه!

انیشتین حرف خوبی می زد:
دو چیز پایانی نداره: "حماقت افراد و کائنات البته رو دومی مطمئن نیستم"
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۲۶, ۱۸/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #79
آواتار
(۱۸/شهریور/۹۲ ۱۷:۲۱)110 نوشته است:  کسی که 24 ساعت گوشش به یک متوهم بنام رائفی پور باشه بیشتر از این نمی شه ازش انتظار داشت!


چند مورد از توهمات جناب اقای رائفی پور رو میشه ذکر کنید ؟
من کاری به این مبحث سامی یوسف ندارم ولی چرا استاد رو قاطی بحث میکنید ؟
اصن استاد تا حالا نه راجع به سامی یوسف حرف زده نه نظری داده .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، fiftynine ، درست پسند
۱۷:۲۶, ۱۸/شهریور/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/شهریور/۹۲ ۱۷:۳۰ توسط مجتبی110.)
شماره ارسال: #80

(۱۵/شهریور/۹۲ ۱۴:۵۶)درست پسند نوشته است:  ما میگیم: در مورد محرم و نامحرمی اشتباه میکنه، و باید برحذر باشیم از هم‌نشین شدن با چنین کسی.
شما میگید: خیلی‌ها در این مورد اشتباه میکنن، پس اشکالی نداره، طبیعیه، عادیه!
الان بهت بخندم؟ واقعا خودت نمی خندی! Big Grin

(۱۸/شهریور/۹۲ ۱۷:۲۶)faateme-313 نوشته است:  چند مورد از توهمات جناب اقای رائفی پور رو میشه ذکر کنید ؟
من کاری به این مبحث سامی یوسف ندارم ولی چرا استاد رو قاطی بحث میکنید ؟
اصن استاد تا حالا نه راجع به سامی یوسف حرف زده نه نظری داده .
من پیش نکشیدم دوستان پیش کشیدن. در مورد توهم رائفی پور هم صحبتی نکنید که اوووووووووووووووه خیلی فراوونه!
راستی پیشگویی اســـــــــــــــــــتادتون (!) چی شد؟ ملک عبدالله رو می گم! [تصویر: ((asal-0002)).gif]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  طرفداران یوسف: چرا «سامی یوسف» در «اسرائیل» کنسرت برگزار کرد vahrakan 3 2,490 ۹/مرداد/۹۴ ۰:۵۲
آخرین ارسال: فدايي ولايت
  آلبوم جدید سامی یوسف // songs of the way فدايي ولايت 8 2,834 ۱۳/دی/۹۳ ۱۵:۲۱
آخرین ارسال: فدايي ولايت

پرش در بین بخشها:


بالا