|
سوالي از منكران غدير و ولايت
|
|
۱۵:۱۰, ۴/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/آبان/۹۲ ۱۲:۱۶ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام بر پيروان حق و حقيقت
[/font] اولاً " پيشاپيش فرارسيدن ايام تاجگذاري را خدمت همه مسلمين جهان چه شيعه و چه سني تبريك و شادباش عرض مي نمايم . در ثاني " از تمامي دوستان و كاربران عزيز ي كه [b]منكر واقعه بزرگ غدير خم مي باشند درخواست دارم با دليل و مدرك توضيح بفرمايند كه چرا مولاي ما حضرت علي عليه السلام به مدت 25 سال از خلافت محروم بودند ؟ [/b] موفق باشيم در راه كسب معارف دين حق |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۱:۲۴, ۵/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/مهر/۹۲ ۱۱:۲۶ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
سلام بنده هم با جناب تلمیخا موافق هستم تا اونجایی که من بحث هارو دنبال میکنم این افرادی که مد نظر شما هستن تو این تالار در اقلیتند و شاید هم بدلیل همین اقلیت بودن، نخواهند اینگونه واضح وارد این بحث بشوند. فکر نکنم تو این تالار به جواب سوالتون از کسایی که مدنظرتونه برسید. و این که پرسیدید : چرا مولاي ما حضرت علي عليه السلام به مدت 25 سال از خلافت محروم بودند؟ همان هایی که امام را محروم کردند، همان مسلمان ها بودند!! مسلمانان قلمرو اسلامی نه مسلمانان آسیای دور و آفریقا!!! همان ریش سفیدان اسلام بودند!!! همان شرکت کنندگان در جنگ بدر و احد بودند!!! همان ها که آیات تحسین به واسطه هجرت و انصاریتشان در شانشان نازل می گشت!!! پس جای دوری نرویم برای پاسخ به این سوال باید به خودمان مراجعه کنیم که اگر ماهم آن زمان بودیم این کار را با علی(علیه السلام) میکردیم یا خیر!!! چرا به گذشته سفر کنیم و در تخیل خود را محک بزنیم؟؟؟!!! نمونه واقعی و عینی پرسش شما در دسترس است. حال من از خودم، شما، موافقان ولایت ائمه و غدیر می پرسم : چرا مولاي ما حضرت مهدی فاطمه (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به مدت بیش از 1000 سال از خلافت محروم هستند ؟
|
|||
|
|
۱۱:۴۸, ۵/مهر/۹۲
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
(۵/مهر/۹۲ ۱۱:۲۴)مصباح نوشته است: سلام بنده هم با جناب تلمیخا موافق هستم تا اونجایی که من بحث هارو دنبال میکنم این افرادی که مد نظر شما هستن تو این تالار در اقلیتند و شاید هم بدلیل همین اقلیت بودن، نخواهند اینگونه واضح وارد این بحث بشوند. فکر نکنم تو این تالار به جواب سوالتون از کسایی که مدنظرتونه برسید.عليك السلام ابتدا ممنون كه نظر زيبايتان را درج نموديد . درست مي فرماييد بله در اقليت هستند اما آيا همين اقليت حق دارند بدانند كه اشتباه مي كنند يا نه ؟ و در ضمن بسا افرادي كه ادعاي شيعه و محب ولايت هم هستند كه نادانسته و از روي سهو دارن بر مظلوميت و غربت مولاي غريبمان مي افزايند . شايد برايتان پيش آمده باشد تو جامعه هستند افراد زيادي كه دم از كوروش و زرتشت و فرقه هاي ديگر مي زنند و غدير و و شهادت مادر و ووو كلاً اسلام را افسانه پنداشته و دينداري را كهنه پرستي و خود را آريايي و آزاده معرفي مي نمايند و از اسلام و مذهبشان اطلاعي ندارند . شايد با ايجاد اين سوال جرقه اي در ذهن برخي از معاندان و منكران و شايد هم خفتگان ايجاد شود تا با تحقيق و بررسي مذهب شيعه را با جان و دل قبول نمايند و دست از تمرد و سركشي بردارند و به ديگران هم توصيه نمايند تا در قبولي دين و مذهب خود تحقيق نمايند و آنچه كه حق است را قبول و ناحق را كناري گذارند . [/b] [b]و اما درباره قسمت آخر سوالتان "بايد عرض كنم پاسخم در امضاء من ثبت شده است . در هر صورت موفق و سلامت باشيد يا علي عليه السلام
|
|||
|
|
۱۳:۳۲, ۵/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/مهر/۹۲ ۳:۳۱ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
(۴/مهر/۹۲ ۱۶:۳۳)درست پسند نوشته است:پس چی شد؟(۴/مهر/۹۲ ۱۵:۵۲)aboutorab نوشته است: حقير هم عرض نمودم دنبال مدرك مستند هستم تا عنوان تاجگذاري را تغيير دهمبیانات امام خامنهای در ديدار اقشار مختلف مردم در روز پانزدهم ماه مبارك رمضان ۱۳۶۹/۰۱/۲۲: مدرک از این مستندتر میخواید؟ (ویرایش شد) |
|||
|
|
۱۵:۵۱, ۵/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/مهر/۹۲ ۱۲:۱۱ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
(۵/مهر/۹۲ ۱۳:۳۲)درست پسند نوشته است: پس چی شد؟به قول يه عزيزي « سلام نام خدام » عجب ماجرايي شده اين پست ما ! چي خواستيم چي شد!! [color=#ff0000] " اينكه عنوان تاج و شاه و سلطان طبق تحقيقاتي كه حقر انجام داده ام براي ائمه اطهار بلامانع بوده و اشكال شرعي ندارد . ولي شما بزرگوار فرمايش حضرت آقا حفظ الله را آورده ايد كه اين فرمايشات با اين موضوع بنده هيچ تناقص يا ربطي ندارد . و مربوط به موضوعات ديگري بوده . [/b] به فرض محال اگر هم اشكال داشت ، بودند بزرگان و اساتيد تالار كه حتماً بيشتر از من مي فهميدند و به حقير سراپا تقصير تذكر مي دادند . و اما شما بزرگوار حال كه اينقدر مصريد كه اين عنوان داراي اشكال شرعي مي باشد ، چند دقيقه از وقت شريفتان را بگيريد و يك استفتاء از يك مراجع بفرماييد و عكس آن را براي ديد عموم قرار دهيد تا حقير نه تنها از شما بلكه از تمامي محبان مولايم عذرخواهي نمايم . و در آخر هم اگر با طرح اين سوالم باعث شدم براي تني چند از برادرانم سوء تفاهم پيش بياد عذر خواهي مي كنم و همچنان منتظر آن دسته از كاربران عزيزي كه سمت استادي بنده را دارند هستم تا اولا اشكال بنده را برطرف نمايم و نيز از كاربراني كه با ولايت و واقعه بزرگ غدير مشكل دارند تقاضا دارم تكليف خودشان را با غدير خم معيين نمايند .[/b] [b] يا با دليل و منطق رد واقعه نموده و به انكار غدير و ولايت ادامه دهند و منتظر عواقب آن باشند ..... يا از خر شيطان به زير بيايند و عاقبت بخيري و سعادت دنيا و آخرت را براي خود تضمين نمايند . ببخشيد زياد حرف زدم می دانیم که در روز غدیر خم صاخب خلافت مسلمین تعیین شد و به ولایت عهدیپیامبرصلی الله علیه و آلهرسید. سزاوار بود که در آن روز بنا بر رسم شاهان و امرا تاج گذاری شود. ما چون تاج هایی که از جنس طلا و جواهر بود رسم شاهان ایرانی بود و در میان عرب جایی نداشت و فقط عمامه مرسوم بود لذا در آن روزپیامبر اکرمصلی اللهعلیه و آلهعمامه ای به نام«سحاب»بر سرامیرالمؤمنینسلام الله علیهگذاشتند. البته عده ای مانندابن اثیرکه از علمای بزرگ اهل تسنن هستند، قائل اند که«سحاب»عمامه خودپیامبرصلی الله علیه و آلهبوده است.[sup](1)[/sup] در توضیح مطلب بالا باید ذکر شود که عمامه را جز بزرگان و اشراف نمی گذاشتند. ضمناًپیامبر اکرمصلی الله علیه وآلهفرمودند: «العمائم تیجان العرب» «عمامه ها تاج های عرب هستند.» (مدرک این حدیث در ادامه مطلب آورده شده است) لذا گذاشتن عمامه بر سرامیرالمؤمنینعلیه السلامبه مقدار قابل توجهی به جلال و شکوهامیرالمؤمنینعلیهالسلامافزود. البته پیام دیگری که این کار دارد آن است که کسانی که ادعا می کنند که در آن روزپیامبرصلی الله علیه و آلهمی خواستند به مردم بگویند که باعلیعلیه السلامدوست باشید؛ چگونه این تاج گذاری را توجیه می کنند؟ پر واضح است که این تاج گذاری پیامی جز خلافت و وصایت و جانشینی آن پیامبر عظیم الشأن را ندارد. اما چند نقل از اهل تسنن که حاکی از گذاشتن عمامه بر سرامیر المؤمنینعلیه السلام است: 1- کنز العمال: ح 41909 امیرالمؤمنینعلیه السلامفرمود: «پیامبرصلی الله علیه و آلهدر روز غدیر خم بر سر من عمامه ای گذاشت و یک سر آن را به پشت سر من انداخت» (در برخی نقل ها فرموده بردوشم انداخت) سپس ادامه داد: «همانا خداوند در روز بدر و حنین توسط فرشتگانی که این عمامه را بر سر داشتند مرا یاری نمود» (این نقل را کتب دیگری نظیر الریاض النظره: ج3: 17 / فرائد السمطین: باب 12 ح 41 / الفصول المهمه: 41) 2- الفردوس بمأثور الخطاب: ح 4246 ابن عباسنقل می کند کهپیامبرصلی الله علیه و آلهعلیعلیه السلامرابا «سحاب»[/b]تاج گذاری کرد و فرمود: «یا علی! العمائم تیجان العرب» «ای علی جان! عمامه ها تاج های عرب هستند» 1- النهایه ابن کثیر: ج 2: 160 http://forum.bidari-andishe.ir/thread-28187-page-5.html موفق و سلامت باشيد يا علي عليه السلام [/b] |
|||
|
|
۱۷:۰۳, ۵/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/مهر/۹۲ ۱۱:۰۷ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
(۵/مهر/۹۲ ۱۶:۵۲)فرمیسک نوشته است: فکر میکنم یکی از ادله محکم در خصوص جانشینی پیامبر نظر خلیفه چهارم (جناب علی(علیه السلام)) راجع به خلفای سه گانه و در اصل شیخین هست. در جلد اول کتاب "الغارات" ثقفی شیعی صفحه 210 و "الدرجات الرفیعه" سید علی خان شوشتری صفحه336 و در جلد سوم تاریخ طبری صفحه 550 نامه ای هست که جناب علی به وسیله "قیسبن سعد بن عباده" فرماندار مصر برای اهل مصر فرستاده. در این نامه جناب علی فرمودن: "فلما قضی من ذلک ما علیه، قبضه الله عزوجل صلی الله علیه و رحمته وبرکاته؛ ثم ان المسلمین استخلفوا به امیرین صالحین عملا بالکتاب و السنه حسناالسیره و لم یعدوا السنه، ثم توفاهما الله عزوجل. " یعنی: چون رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)آنچه از فرائض را که بر عهده او بود انجام داد خدای عزوجل او را که صلوات خدا ورحمت و برکاتش بر او باد وفات داد آنگاه مسلمین دو امیر صالح و شایسته را جانشین او نمودند و آن دو به کتاب و سنت عمل کرده و روش خود را نیکو نموده و از سنت وسیره ی رسول خدا تجاوز نکردند.سپس پروردگار عزوجل آن دو را که خداوند از ایشان خشنود باشد قبض روح نمود. ایشان همچنین در خطبه 228نهج البلاغه نسبت به خلیفه ی ثانی عمر بن خطاب تمجید نموده و می فرمایند:"فقدقوم الاود و داوی العمد و اقام السنه و خلف الفتنه، ذهب نقی الثوب قلیل العیب اصابخیرها و سبق شرها ادی الی الله طاعته و اتقاه بحقه" یعنی: کژیها را راست کرد و بیماری را مداوا نمودو سنت را بپا داشت و فتنه را پشت سر نهاد و پاک جامه و کم عیب از این جهان رفت به خیر آن رسید و از شر آن پیشی رفت و رهایی یافت و حق را اطاعت کرده و چنانکه بایداز او تقوی گزید. آیا اگر حضرت علی شیخین را غاصب خلافت می دانست آنان را با لفظ صالح یاد میکرد؟ آیا اگر غدیر خم صحت داشت و دستور خدا مبنی بر جانشینی ایشان در آن مکان اعلام شده بود حضرت علی افرادی راکه برخلاف سخن پیامبر مسند خلافت را غصب کرده بودند "عامل به کتاب وسنت" می خواند و می فرمود آنها "از سنت و سیره ی رسول خدا تجاوزنکردند؟"!!!!!![/b][/size][/color] تشكر بابت اينكه نظر خودتون را ارائه نموديد باز اگر فرمايشي داشتيد . نگارش بفرماييد .
[/b] موفق باشيد در راه كسب معارف حق يا حق
|
|||
|
|
۱۷:۴۱, ۵/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/مهر/۹۲ ۱۱:۰۸ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
(۵/مهر/۹۲ ۱۷:۳۶)فرمیسک نوشته است: تشكر مجدد بابت اينكه نظر خودتون را ارائه نموديد باز اگر فرمايشي داشتيد . نگارش بفرماييد . موفق باشيد در راه كسب معارف حق يا حق
|
|||
|
|
۱۷:۴۲, ۵/مهر/۹۲
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
نقل قول: اول اینکه شما هرگز نمی توانید ثابت کنید منظور از خطبه مذکور آن طرف است. دوم من کمی در مورد لفظ صالح بگویم و خودتان بسنجید آیا فلان شخص می تواند صالح تلقی شود؟ يومنون بالله واليوم الآخر ويامرون بالمعروف وينهون عن المنكر ويسارعون في الخيرات واوليك من الصالحين آل عمران114 به خداوند و روز بازپسين ايمان مىآورند و به نيكى فرمان مىدهند و از ناشايستى بازمىدارند و به نيكوكارى مىشتابند و اينان از صالحانند خب اگر در همین مدارک موجود در صحاح بررسی کنید خواهید دید این شخص نه به خدا ایمان داشته نه به قیامت(مثلا در همان صلح حدیبیه که گفته بود هیچ روزی مثل امروز در نبوت پیامبر شک نکردم!!!) و بسیاری دیگر از گناهانش که بدعت هایش کافی هستند برای خالد بودنش در آتش اما صالح چه کسیست؟ بسیاری از پیامبران دعایشان این بوده که به صالحان ملحق شوند به حضرت عباس (علیه السلام) می گویند عبد صالح خدا پس این قیاس بسیار اشتباه است این را برای این گفتم که این آب در هاون کوبیدن منکران حقیقت در مورد مثلا همین خطبه امیرالمومنین بیشتر به جوک شبیه است تا واقعیت برای اطلاعات تکمیلی به این دو لینک مراجه کنید http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?ba...lat&id=139 http://shie.persianblog.ir/post/34 اما یک نکته مهم را عرض کنم بحث علمی خوب است ولی نباید از وحدت حول قرآن غافل شد مطلوب فعلی دشمن همین است که ما انرژی خود را صرف این امور کنیم با تشکر |
|||
|
|
۱۱:۵۶, ۶/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/مهر/۹۲ ۱۱:۵۶ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
سلام بر اهل انصاف ![]() آيا اين انصاف بود كه حضرت علي عليه السلام 25 سال از خلافت محروم باشند ؟ چرا؟؟؟؟؟؟؟
|
|||
|
|
۱۶:۰۸, ۶/مهر/۹۲
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
سلام به همه همکاران گرامی
دوستان مخالف با امامت بعد نبی اکرم میشه بفرماییند که این واژه ها در بحث غدیر یعنی چی و اینکه معنای امامت در کل این 23 سال از بعد بعثت تا زمان غدیر معنایش چه میشود و لطف کنید به این چند بخش توجه بفرمایید: أَنَّ عَلِىَّ بْنَ أَبى طالِبٍ أَخى وَ وَصِيّى وَ خَليفَتى (عَلى أُمَّتى) وَالْإِمامُ مِنْ بَعْدى، الَّذى مَحَلُّهُ مِنّى مَحَلُّ هارُونَ مِنْ مُوسى إِلاَّ أَنَّهُ لانَبِىَّ بَعْدى وَهُوَ وَلِيُّكُمْ بَعْدَاللَّهِ وَ رَسُولِهِ. مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّهُ آخِرُ مَقامٍ أَقُومُهُ فى هذا الْمَشْهَدِ، فَاسْمَعوا وَ أَطيعوا وَانْقادوا لاَِمْرِ(اللَّهِ) رَبِّكُمْ، فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ هُوَ مَوْلاكُمْ وَإِلاهُكُمْ، ثُمَّ مِنْ دونِهِ رَسولُهُ وَنَبِيُّهُ الُْمخاطِبُ لَكُمْ، ثُمَّ مِنْ بَعْدى عَلىٌّ وَلِيُّكُمْ وَ إِمامُكُمْ بِأَمْرِاللَّهِ رَبِّكُمْ، ثُمَّ الْإِمامَةُ فى ذُرِّيَّتى مِنْ وُلْدِهِ إِلى يَوْمٍ تَلْقَوْنَ اللَّهَ وَرَسولَهُ. لاحَلالَ إِلاّ ما أَحَلَّهُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَهُمْ، وَلاحَرامَ إِلاّ ما حَرَّمَهُ اللَّهُ (عَلَيْكُمْ) وَ رَسُولُهُ وَ هُمْ، وَاللَّهُ عَزَّوَجَلَّ عَرَّفَنِى الْحَلالَ وَالْحَرامَ وَأَنَا أَفْضَيْتُ بِما عَلَّمَنى رَبِّى مِنْ كِتابِهِ وَحَلالِهِ وَ حَرامِهِ إِلَيْهِ. (مَعاشِرَالنّاسِ)، أَلا وَ إِنِّى مُنْذِرٌ وَ عَلِىٌّ هادٍ اینایی که ابی نوشتم رو لطفا مخالفین خلافت بلافصل امیر المومنین پاسخ بدن که چرا این جملات زیر پا گذاشته شده/ جناب فرمیسک ، لطف کنید بجای نقل قولهایی که از نهج البلاغه و ... میاورید این بحث رو پاسخ بدید. چون اول غدیر بود بعد تمام اون ماجراها. فقط قبل از پاسخ توجه کنید که هر لغت در کلام جایگاهی داره و نبی اکرم میدونن که اون کلام برای چه چیزی هست و این رو گفتم که وارد بحث لغت شناسی و ... نشید/ وصی در امر حقوقی برای زمان ممات هست نه حیات. به بیان دیگر، وصی به کسی می گویند که بعد از مرگ وصیت کننده، طبق وصیتنامه، حق دخل و تصرف در امور و اموال میت را دارد. امام من بعدی یعنی بعد از من نه بعد از خلیفه چهارم اخی یعنی برادر و بعدش که وصی اومده یعنی برادر من مامور به انجام تمام کارهایی هست که باید انجام بدهد. دوستان مخاف ولایت و خلافت و جانشینی لطفا جواب بدن . |
|||
|
|
۱۶:۱۸, ۶/مهر/۹۲
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
(۵/مهر/۹۲ ۱۶:۵۲)فرمیسک نوشته است: می دانم که دوستان به قدر کفایت به زودی مطالب کافی در صحت وچود غدیر خم و مذمتهای مکرر امیرالمومنین از دومین غاصب مقام رسول الله را تقدیم خواهند کرد اما عجالتاً همانطور که قبلاً هم تقدیم شده بود: شاهکار احتجاج مولا علی در دلایل سکوتش در برابر غصب خلافت!!! تقدیم به شما میکنم شاهکار احتجاج قرآنی مولا علی را در دلایل سکوت ایشان بر غصب خلفا: ابوهاشم از قول ابو علی نقل کرده است که: هنگامی که به امیرالمومنین(علیه السلام) خبر رسید که مردم درباره ایشان گفتگو می کردند و می گفتند چرا با ابوبکر و عمر و عثمان نجنگید همانطور که با طلحه وزبیر و عایشه جنگید ؟ حضرت در حالی که ردایی به دوش انداخته بود ، از منزل بیرون آمد و بر منبر تشریف برده حمد و ثنای خدارا نمود و پیامبر(صلوات الله علیه) را یاد کرد و بر او صلوات فرستاد . سپس فرمود : ای گروه مسلمانان ، به من خبر رسیده است که گروهی گفته اند علی را چه می شود که با ابوبکر و عمر و عثمان نجنگید همانطور که با طلحه و زبیر و عایشه جنگید . من از جنگ با آنها عاجز نبودم ، ولی از هفت نفر از پیامبران پیروی کردم ... اولشان نوح(علیه السلام) است آنجا که خداوند تعالی از او خبر می دهد که گفت: فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانتَصِرْ ﴿قمر-۱۰﴾ «من مغلوب شدم پس مرا یاری کن» و اگر شما بگویید مغلوب نشده بود ، همانا کافر شده اید ، زیرا قرآن را تکذیب کرده اید و اگر بگویید او مغلوب بود ، پس علی دارای عذر بیشتری است. دوم از آنان ابراهیم(علیه السلام) است هنگامی که خداوند از او در قرآن خبر داد که به قومش فرمود: وَأَعْتَزِلُكُمْ وَمَا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَأَدْعُو رَبِّي عَسَى أَلَّا أَكُونَ بِدُعَاء رَبِّي شَقِيًّا ﴿مریم-۴۸﴾ «از شما و از آنچه غیر از خدا می پرستید دوری می گزینم» پس اگر بگویید او دوری جست بدون ناراحتی ، قرآن را تکذیب کرده اید و اگر بگویید که او رنج و ناراحتی دید و سپس دوری گزید ، پس علی دارای عذر بیشتری است. سوم لوط (علیه السلام) است که خداوند خبر داد از آنچه او گفت به قومش: قَالَ لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلَى رُكْنٍ شَدِيدٍ ﴿هود-۸۰﴾ «ای کاش مرا در دفع شما قوتی بود یا به جانب صاحب قوتی پناه می گرفتم» پس اگر بگویید که قدرت داشت بر آنان ، همانا قرآن را تکذیب کرده اید و اگر بگویید که بدانها قدرت نداشت پس علی دارای عذر بیشتری است. چهارم یوسف(علیه السلام) است آنجا که گفت: قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ ... ﴿یوسف-۳۳﴾ «پروردگارا زندان برای من بهتر است از آنچه مرا بدان می خوانند» پس اگر بگویید او سختی را همراه با خشم خدا خواست ، همانا کافر شده اید و اگر بگویید او به آنچه خدا را به خشم می آورد فرا خوانده شد ولی زندان را انتخاب کرد ، پس علی دارای عذر بیشتری است. پنجم موسی بن عمران(علیه السلام) است آنجا که خداوند تعالی از او خبر داد: فَفَرَرْتُ مِنكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْمًا وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿شعراء-۲۱﴾ «وقتی از شما ترسیدم فرار کردم و خداوند به من حکم داد و مرا از مرسلین قرار داد» پس اگر بگویید او گریخت بدون ترس ، همانا قرآن را تکذیب کرده اید و اگر بگویید او گریخت از ترسی که بر خود داشت ، پس علی دارای عذر بیشتری است. ششم برادرش هارون است از آنجا که خداوند تعالی از او خبر داد: قَالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَكَادُوا يَقْتُلُونَنِي فَلَا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْدَاءَ وَلَا تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿اعراف-150﴾ «ای پسر مادرم ، همانا این قوم مرا ضعیف کردند و نزدیک بود مرا بکشند ، پس دشمنان را بر علیه من سرزنش نیاور» پس اگر بگویید نزدیک نبود او را بکشند، همانا قرآن را تکذیب کرده اید و اگر بگویید نزدیک بود او را بکشند، پس علی عذر بیشتری دارد. هفتم پسر عمم محمّد است آنجا که از ترس کفار به غار گریخت(سوره ی توبه - 40)، پس اگر بگویید او از ترس جانش نگریخت ، همانا دروغ گفته اید و اگر بگویید او به خاطر حفظ جانش گریخت ، پس وصی پیامبر دارای عذر بیشتری است. ای مردم ، از هنگامی که مادر مرا زاده است ، پیوسته مظلوم بوده ام ... مناقب ابن شاذان ، صفحه 173 قضاوت ها و معجزات حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام ص 181 و همچنین مشاهده بفرماید پاسخ امام زمان علیه السلام را در این خصوص: استدلال عقلی و قرآنی امام زمان علیه السلام در مسئله ی امامت! اى مولاى من علّت چيست كه مردم از برگزيدن امام براى خويشتن ممنوع شده اند؟ فرمود: امام مصلح برگزينند و يا امام مفسد؟ گفتم: امام مصلح، فرمود: آيا امكان ندارند كه برگزيده آنها مفسد باشد؟ چون كسى از درون ديگرى كه صلاح است و يا فساد مطّلع نيست. گفتم: آرى امكان دارد، فرمود: علّت همين است و براى تو دليل ديگرى بياورم كه عقلت آن را بپذيرد، فرمود: رسولان الهى كه خداى تعالى آنها را برگزيده و بر آنها كتاب فرو فرستاده و آنها را به وحى و عصمت مؤيّد ساخته تا پيشوايان امّتها باشند چگونه اند؟ آيا مثل موسى و عيسى عليهما السّلام كه پيشوايان امتند و بر برگزيدن شايسته ترند و عقلشان بيشتر و علمشان كاملتر آيا ممكن است منافق را به جاى مؤمن برگزينند؟ گفتم: خير، فرمود: اين موسى كليم اللَّه است كه با وفور عقل و كمال علم و نزول وحى بر او از اعيان قوم و بزرگان لشكر خود براى ميقات پروردگارش هفتاد تن را برگزيد و در ايمان و اخلاص آنها هيچ گونه شك و ترديدى نداشت، امّا منافقين را برگزيده بود، خداى تعالى مىفرمايد: وَ اخْتارَ مُوسى قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلًا لِمِيقاتِنا « الأعراف: 155.» و موسى براى وعده گاه ما از ميان قومش هفتاد مرد را برگزيد.(155) تا اين آيه: لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً (55-بقره) و (نيز به ياد آوريد) هنگامى را كه گفتيد: «اى موسى! ما هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد مگر اينكه خدا را آشكارا (با چشم خود) ببينيم!» (55) تا آنجا كه فرمود: فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ (153-نساء) و بخاطر اين ظلم، صاعقه آنها را فرا گرفت (153) و چون مى بينيم كه برگزيده پيامبر افسد بوده و نه اصلح در حالى كه مى پنداشته آنها اصلح هستند، مى فهميم برگزيدن مخصوص كسى است كه ما في الصّدور و ضمائر و سرائر مردم را بداند و برگزيدن مهاجرين و انصار ارزشى ندارد جايى كه برگزيده پيامبران به جاى افراد صالح افراد فاسد باشند. سپس مولايمان فرمود: اى سعد! ... سعد گويد: سپس مولاى ما حسن بن عليّ عليه السّلام با آن پسربچه براى اقامه نماز برخاستند و من نيز برگشتم... كمال الدين / ترجمه پهلوان، ج2، ص: 191 تا 206 چه بگویم و اصلاً چه می توان گفت؟ فقط می توانم بگویم: الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابی طالب خدا را شکر که مولایم علی شد! دوستان در تصریح این معنا که امام و پیشوا و رهبری که بخواهد مردم را به سمت امر خدا هدایت کند باید تنها و فقط و فقط از سوی خود خدا مشخص شود این آیه را نیز تقدیم می کنم: وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا (24-سجده) و از آنان امامان (و پيشوايانى) قرار داديم كه به فرمان ما (مردم را) هدايت مى كردند امامت و پیشوایی برای هدایت مردم به سمت خدا فقط از سوی خدا مشخص می شود و خدا آن را واگذار نکرده است به احدی! و امیدواریم در روز قیامت که: يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ (71-اسراء) روزى را كه هر گروهى را با امامشان مى خوانيم!(71) ما را با امام زمانمان حضرت حجت ابن الحسن العسگری روحی لتراب مقدمه الفداه بخوانند و مشمول کسانی باشیم که: فَمَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمينِهِ فَأُولئِكَ يَقْرَؤُنَ كِتابَهُمْ وَ لا يُظْلَمُونَ فَتيلاً (71) پس كسانى كه نامه عملشان به دست راستشان داده شود، آن را (با شادى و سرور) مى خوانند و بقدر رشته شكاف هسته خرمايى به آنان ستم نمىشود! (71) |
|||
|
|
|
|
|










![[تصویر: 18.jpg]](http://www.kanoon-ansar.ir/images/stories/golha/18.jpg)

