|
نقد سخنرانی های دکتر الهی قمشه ای
|
|
۰:۵۱, ۷/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/فروردین/۹۳ ۱۱:۳۳ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
...
بسم الله ... بنده پیرو برخی بحث ها یه مطلبی رو لازم دیدم عرض کنم با وجود تمام احترامی که برای همه ی دوستان قائل هستم باید خدمت همه عرض کنم که با جناب عبدالرحمن موافق هستم.علم ایشون واقعا نافع نیست و مصداق همون جمله ی " الهی اعوذ بک من علم لا ینفع " هستش. کسانی مثل مولوی و شمس و عطار و حسن بصری و رابعه عدویه و خواجه عبدالله انصاری و ابو سعید ابوالخیر و ابوالفرج غزالی و حامد غزالی و ... انسان هایی هستند که گرچه علوم بالا و مهارت های ادبی بالایی دارند ولی انسان هایی هستند گمراه و سراپا خطا و گناه و سیاهی.(حاضر به ارائه ی مستندات متعدد هستم) به علاوه همین جناب آقای الهی قمشه ای رو بنده فقط دو مظلبی رو که گفته اند خدمتتون عرض میکنم : 1.بنده 40 سال هستش که سر قبر پدرم نرفته ام و سر قبر رفتن فایده ای ندارد و تا کسی زنده است باید به سراغ او رفت ======> این جمله ی ایشون در تناقض کامل با توصیه های معصومین هستش. 2. عاشوراء نباید گریه کرد بلکه عاشوراء روز فرح و سرور هستش. ... |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۹:۳۷, ۷/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
(۷/فروردین/۹۳ ۱۹:۰۶)Havbb 110 نوشته است: خب جواب اصل مطلب پست بنده چی شد؟ چرا فقط جواب بحث حاشیه ایش رو میدید؟ اشتباه کردن که طبيعي است و چيزي نيست که با آن يک شخص را رد کنيم. مبلغان مذهب هم کساني هستند که با استفاده از قرآن و کلام معصومين تبليغ مذهب ميکنند ( و نه مولوي و شمس و ...) به علاوه مولوي و شمس و امثالهم از کدام آيه و حديث معتبر شرک حضرت ابوطالب را برداشت کرده اند تا به شعر در آورند و يا شمس لعنة الله عليه از کدام حديث و آيه استناد کرده تا در قالب نثر به حضرت صديقه طاهره جسارت کند؟؟!! بحث من اين نيست که اگر کسي در جايي اشتباي کند با آن اشتبا اون شخص رو رد کنم بلکه حرف من اين است که اشخاصي چون مولوي و شمس و ابوسعيد ابوالخير و عطار و جامي و غزالي و ... انسان هايي هستند که در تاريکي و جهالتشان روز به روز بيشتر فرو رفتند و انسان هايي نيستند که ما بخواهيم به آن ها براي شناخت توحيد و مسائل مشابه استفاده کنيم و به آن ها استناد کنيم.(بنده منکر توانايي ادبي اين افراد نيستم). |
|||
|
|
۱۹:۴۰, ۷/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/فروردین/۹۴ ۱۲:۰۸ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
|
-----------------------------
|
|||
|
۲۰:۰۲, ۷/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/اردیبهشت/۹۴ ۱۸:۱۶ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
|
...................
|
|||
|
|
۲۰:۰۵, ۷/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/فروردین/۹۳ ۲۰:۱۱ توسط al-shia.)
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
(۷/فروردین/۹۳ ۱۹:۴۰)مصباح نوشته است: ببخشید من چون با گوشی میام نقل قول برام کار نمی کنه: اما پاسخ به شما : در مورد مرحوم دولابی بنده اطلاعی ندارم ولی در مورد علامه حسن زاده ی آملی بیاد خدمتتون عرض کنم که آقای صمدی آملی که از شاگرانشون هستن در یکی از جلساتشون مسائلی رو مطرح کردند و منسوب کردند به جناب علامه حسن زاده ی آملی که بعد از اینکه علامه این مسائل رو شنیدند شدیدا تکذیب کردند و گفتند این اعتقاد من نیست که این ها هم ممکن است به بهشت بروند و دست خط ایشان هم موجود است. به علاوه هر کس با هر سطح علمی ای هم چنین مساله ای رو بیان کنه در تضاد با آیات و احادیث هستش و غیر ممکن است بر اساس قرآن و احادیث که کسی چون شمر و ... به بهشت بروند. (۷/فروردین/۹۳ ۲۰:۰۲)Havbb 110 نوشته است: آیا به عنوان مثال مولوی و امثال مولوی در آثارشان اصل را بر توهین گذاشتند و گمراهی پیشه کرده اند یا اینکه غالب اشعار ماهیتی مثبت و اخلاقی (با الهام گرفتن از آیات و روایات) داره؟ چند اشتباه نباید باعث بشه کل کار امثال مولوی زیر سوال بره و اونها رو گمراه بدونید بنده قبلا هم خدمت شما عرض کردم که منکر شعر های زیبا و مهارت های ادبی این افراد نیستم اما بحث من شخصیت این افراد هستش که گمراه هستند و این رو فقط کسی میتونه خوب متوجه میشه که به کلیت اشعار و آثار این افراد و نظر خود سایر شعراء و افراد هم تراز ایشان را بخواند و حب و بغضی هم نسبت به این افراد نداشته باشد. من منکر مفاهیم اخلاقی موجود در شعرهای این افراد نیستم وگرنه یزید لعنة الله علیه که جاودان در آتش است (بر خلاف سخن عده ای که هنوز مفاهیم ساده را درک نکرده اند) هم شاعر خوبی بوده است. این هم دستخط علامه حسن زاده آملی در رد تهمت هایی که به ایشان زده شد: ![]() |
|||
|
|
۲۰:۱۳, ۷/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
|
قمشه ای به کنار ...
اما چرا عطار رو لگدمال کردی ؟
|
|||
|
|
۲۰:۱۷, ۷/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/فروردین/۹۳ ۲۰:۱۹ توسط al-shia.)
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
(۷/فروردین/۹۳ ۲۰:۱۳)Reza2035 نوشته است: قمشه ای به کنار ... تذکرة الاولیای عطار رو به دقت بخونید و خودتون قضاوت کنید. ![]() به علاوه عطار بعد از انبیا بالاترین مقام رو مربوط به صوفیان و مشایخ صوفیه میدونه ( مقام اون ها رو از اهل بیت هم بالاتر میدونه) و اهل بیت رو اصلا انگار به حساب هم نمیاره. ( من از اون دسته ای خنده ام میگیره که میگن عطار شیعه بوده و تقیه میکرده! ) |
|||
|
|
۲۰:۲۰, ۷/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/فروردین/۹۴ ۱۲:۰۸ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
|
---------------------------------------
|
|||
|
۲۰:۲۷, ۷/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
نقل قول:تذکرة الاولیای عطار رو به دقت بخونید و خودتون قضاوت کنید. بفرمائید کجاش مشکل داره ؟ من که دیدم اولش با تعریف و تمجید از امام صادق شروع شده و خطاب به اهل سنت میگه باید این 12 امام رو قبول داشته باشید در ابتدای منطق الطیر هم میگه شیعه و سنی باید با هم باشن و اختلاف نداشته باشن ! توی کتاب الهی نامه هم میگه : ز مشرق تا مغرب گر امامست *** امیرالمومنین حیدر تمامست !!! اینی هم که فرمودید مقام صوفیه رو از اهل بیت بالاتر میدونه با ادرس دقیق ذکر کنید تا ببینم واقعا همچین عقیده ای داره یا نه . |
|||
|
|
۲۰:۳۵, ۷/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #39
|
|||
|
|||
نقل قول: عبدالرحمن نوشته است:برادر بزرگوار یعنی همه کسانی که قائل به تفکیک تعالیم قرآنی و معالم نبوی و اوصیائی از مباحث و مطالب من عندی بشری هستند لزوما دیگران را تکفیر می کنند؟ نقل قول:و خدمت شما برادر بزرگوار عرض کنم که همین مطلبی که شما در نقل قول فوق فرموده اید زبان حال و قال تابعین مکتب تفکیک هستش. نقل قول:و اما شما برادر بزرگوار سخنانتان کاملا بجاست. حتی معتقدین به مبانی مکتب تفکیک هم دیگران را کامل رد نمی کنند. و اینکه آنها را به این فعل متهم می کنند ظاهرا از روی عدم آشنایی درخور نسبت به مبانی معارفی ایشان است. والسلام علی من اتبع الهدی. |
|||
|
|
۲۰:۴۶, ۷/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/فروردین/۹۳ ۲۱:۰۰ توسط al-shia.)
شماره ارسال: #40
|
|||
|
|||
(۷/فروردین/۹۳ ۲۰:۳۵)El-Yasin نوشته است: و خدمت شما برادر بزرگوار عرض کنم که همین مطلبی که شما در نقل قول فوق فرموده اید زبان حال و قال تابعین مکتب تفکیک هستش. بله در جریان هستم برادر محترم! اما بنده اگر این مطالب را خدمت دوستان عرض میکنم به این دلیل نیست که به مکتب خاصی پایبند باشم و بنده فقط تابع مکتب اهل بیت و 14 نور هستم و ممکن است هر بخش از سخنانم با مکتبی موافقت داشته باشد اما دلیل بر پایبندی به آن مکتب نیست. (۷/فروردین/۹۳ ۲۰:۲۷)Reza2035 نوشته است: بفرمائید کجاش مشکل داره ؟ اولا شعرهایی که فرمودیدبایستی بررسی بشن تا نسبتشون به عطار ثابت بشه.چون مثلا اون شعری که منسوبش میکنن به حکیم فردوسی که در مدح ابوبکر و عمر و عثمان و حضرت علی هستش کاملا دروغ و جعلیه و با دلایل متعدد از جمله تاریخ لغت هم اثبات میشه.یا مثلا اشعاری رو در مدح حضرت علی به حافظ منسوب میکنن که نسبتش ثابت نیست. ثانیا بله از امام صادق هم تمجید کرده اما تمجیدش از بقیه رو هم ببینید که از بعضی ها چه قدر بیشتر و اغراق آمیز تمجید کرده. ثالثا : عطار می گوید : بعد از قرآن هیچ سخنی بالاتر از سخن مشایخ صوفیه وجود ندارد؛چرا که آنان وارثان انبیاء هستند و علم آن ها علم لدنی است !!!!!!!!! منبع : تذکرة الاولیاء،ص17 تصحیح ناصر هیری انتشارات طلوع به علاوه جناب عطار در همین کتابشون از بسیاری از افرادی که در گمراهی آنان شکی نیست تعریف و تمجید های عجیب و غریب میکنن. * به دوستان این قول رو میدم که در اسرع وقت که یه کم سرم خلوت بشه،مطالبی رو در نقد برخی از عرفاء و شعرای گمراه بنویسم. (۷/فروردین/۹۳ ۲۰:۲۰)مصباح نوشته است: ببخشید به طور مطلق نگفته شده که به بهشت می رن, گفتن: "اگر" اونا رو دیدین تعجب نکنید اما آقای صمدی آملی و هم فکرانشان اینطور فرموده اند : [b]" آنها در روز قیامت برهان اقامه میکنند! و می گویند: اگر من نبودم شما عزاداری نمیکردید.الان ما چقدر باید متشکر شمر باشیم . اگر شمر قتال با سید الشهدا (علیه السلام) را رها می کرد چه میشد؟ حالا حضرت (علیه السلام) چند سال بیشتر عمر میکرد! جناب نوح ۹۰۰ سال زحمت کشید ۷۰ نفر و امام حسین ۷۲ نفر ولی شمر با این کارش این همه خیل عزادران را جذب کرد! حالا می بینید حق شمر هم هست اینهمه بالا بیاید. استعدادهایی در آنها (شمر و یزید و…) دیده میشود که معلوم میکند آنها هم چیزهایی دارند! " * البته این فقط بخشی کوتاه از فرمایش های این عزیزان است.
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| ==مجموعه سخنرانی های استاد فلسفه دکتر دینانی== | rahbin | 2 | 2,852 |
۶/تیر/۹۳ ۱۸:۰۱ آخرین ارسال: مجتبی110 |
|










![[تصویر: dastkhat.jpg]](http://www.ebnearabi.com/wp-content/uploads/2012/05/dastkhat.jpg)

)![[تصویر: wink.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/wink.png)
در ابتدای منطق الطیر هم میگه شیعه و سنی باید با هم باشن و اختلاف نداشته باشن ! توی کتاب الهی نامه هم میگه :