|
تجمل گرایی مردم و مسئولین از زبان بزرگان
|
|
۱۷:۲۸, ۴/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/مرداد/۹۳ ۱۸:۳۸ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم ![]() راه زیادی نمانده است، از غفلت به بیداری رسیدن را شیطان طولانی نشان میدهد، اما راهیست کوتاه و نزدیک... صدای ضربات کلنگ است که میآید، میشنوی ؟! مردی غریب و تنها، در گوشهای از نخلستان، چاه میکند. از دور هم حتی، صدای ضرباتش نشان میدهد، قدرت دستانش، لیاقت آفرین گفتن دارد... نزدیک تر بیا، او را شناختی؟! فکر تو، چشم دلت را باز نکرد؟! او علیست... همان کسی که خلیفه ی مردمِ ظاهر بین، و امام و امیر و مولای همه مردم است تا ابد... اینجا چه می کند؟! سوال خوبیست ! برای نیاز خویش از دستان خویش کمک میگیرد... مگر بیت المال نیست که از آن استفاده کند و در دارالامارهاش بنشیند و خلافت کند؟! این هم سوال خوبیست!!! او به بیت المال برای این مردم بیش از حد حساس است. زندگیاش را که با چشم دل ببینی، پر از تعجب و سوال میشوی ! دقت او در بیت المال ضرب المثل مردمان همه اعصار شده است... آنقدر حساس است که برادرش او را نتوانست تحمل کند، و بسیاری او را رها کردند، همان ها که اسمشان بسیار بزرگتر از هیکلشان بود و ستوران!!!، بیشتر از مالشان، نامشان را یدک میکشیدند... این علیست، اما رهایش کن، او باید با چاه تنها بماند تا شرح ناحقی ها در حق خویش را در آن بازگو کند، بیا برویم و حرف هایش را بجوئیم و به گوش دل گیریم ... علی همیشه مظلوم بوده و هست ... اینها هم حرفهای اوست. این ها را باید بارها خواند که اگر ناممان شیعه است، باید و مجبور هستیم به آنها عمل کنیم... نامه 5 نهج البلاغه: نامه به «اشعث بن قیس» فرماندار آذربایجان ای فرماندار، مسؤولیّت تو «حرفه» نیست، بلکه «امانتی» است که به عهده گرفتهای. تو در برابر «مافوقت» مسئولی، تو را نسزد که نسبت به مردم خودسرانه تصمیم گیری و در کارهای مهم جز به «دستور» عمل کنی. اینک بخشی از بیت المال در دست تو است و تو نگهبان آنی تا به دستم سپاریش. بدان امید که «علی» برای تو بد فرمانروایی نباشد، و السّلام. نامه 20 نهج البلاغه: نامه به «زیاد بن ابیه»، جانشین «عبداللّه بن عبّاس» (کارگزار امام در بصره) به خدا سوگند سوگندی راست، اگر خبر رسد که در بیت المال مسلمین خیانت ورزیدی، چه کم یا زیاد، بر تو به نهایت سخت گیرم آنچنان که تهیدست و گرانبار و حقیر مانی، و السّلام. نامه 45 نهج البلاغه: نامه به «عثمان» پسر «حُنَیف انصاری»، کارگزار امام در بصره امّا بعد، ای پسر حُنَیف، به من خبر رسیده که مردی از جوانان و سرشناسان بصره تو را به سفرهای خوانده است و تو هم سر از پا نشناخته بدانجا شتافتهای، و او غذاهای رنگارنگ و مخصوص برای تو فراهم کرده و کاسهها یکی پس از دیگری پیش روی تو نهاده. و من گمان نمیکردم تو به سفره گروهی در آیی که "نیازمندانشان" را جفا کنند و "ثروتمندانشان" را به میهمانی خوانند... .... آری، اگر میخواستم، راهش را میدانستم که چگونه به عسل ناب، مغز گندم و بافته های ابریشمین دست یابم. امّا چه دور است که هوای نفس بر علی چیره شود و شکمبارگی او را بر سر سفره رنگین نشانَد تا به انتخاب خورشها پردازد در حالی که شاید در حجاز یا یمامه کسی باشد که خواب قرص نانی را هم نبیند و سیری را اصلًا نشناسد... یا چگونه شب را سیر و سیراب بخوابم و حال آنکه اطرافم شکمهایی گرسنه و جگرهایی سوخته باشد... |
|||
|
|
۱۰:۴۰, ۵/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/اردیبهشت/۹۳ ۱۱:۱۸ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم امام خمینی (رحمة الله علیه) :
امام خامنه ای مدظله العالی : يك وقت هست كه ما در زندگى شخصى خود مثلاً حركت اشرافگونهيى داريم بين خودمان و خدا؛ كه اگر حرام باشد، حرام است؛ اگر مكروه باشد، مكروه است؛ اگر مباح باشد، مباح است؛ اما يك وقت هست كه ما جلوى چشم مردم يك مانور اشرافىگرى مىدهيم؛ اين ديگر مباح و مكروه ندارد؛ همهاش حرام است؛ بهخاطر اينكه تعليمدهندهى اشرافىگرى است به: اولاً زيردستهاى خودمان، ثانياً آحاد مردم به اين كار تشويق مىشوند. |
|||
|
|
۱۱:۲۵, ۹/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم استفاده از وسایل بیت المال برای کارمندان دولت : "من الان اعلام مىکنم و قبلاً هم نوشتم و این را گفتم که آن وقتى که آقایان امکانات شخصى دارند، حق ندارند از امکانات دولتى استفاده بکنند. اگر ماشین دارید، آن را سوار شوید و به وزارتخانه و محل کارتان بیایید؛ ماشین دولتى یعنى چه؟ واللَّه اگر من از طرف مردم مورد ملامت قرار نمىگرفتم که مرتب ملاحظهى جهات امنیتى را توصیه مىکنند، بنده با ماشین پیکان بیرون مىآمدم." (بیانات مقام معظم رهبری در جمع کارگزاران نظام، 23 مرداد 1370) ![]() |
|||
|
|
۱۱:۱۵, ۲۶/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم نمونههایی از سادهزیستی امام علی (علیه السلام) : 1- سادهزیستی در پوشاک هارون بن عنتره میگوید: در شهر خورنق هوا سرد بود، علی (علیه السلام) را دیدم که قطیفهای بر خود پیچیده و از سرما رنج میبرد، گفتم از بیتالمال سهمی بردار. امام علی (علیه السلام) پاسخ داد: چیزی از مال شما برنمیدارم و این قطیفه را که میبینی بر خود پوشاندهام، آن را از مدینه همراه آوردهام.(1) 2- سادهزیستی در ازدواج وقتی علی (علیه السلام) از حضرت زهرا (سلام الله علیها) خواستگاری کرد و پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) موافقت نمود، فرمود: علی جان! از درهم و دینار چه داری؟ پاسخ داد: یک شتر و زره جنگی. پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: حیوان سواری لازم است، زره را بفروش. زره را به بازار برد و به 40 درهم فروخت و همه را تقدیم رسولخدا کرد. خطبهی عقد در حضور جمعی از یاران پیامبر خوانده شد، رسولخدا مقداری از قیمت زره را به سلمان داد تا لباس و برخی مایحتاج زندگی را تهیه کند و مقداری هم به مقداد داد و فرمود: آن را به خواهر علی، امّ هانی بده تا بهعنوان صدقه بر سر عروس بریزد و با دادن یک غذای ساده به جمعی از اصحاب، مراسم عروسی پایان گرفت.(2) 3- سادهزیستی در خوراک احنف بن قیس وقتی به دربار شام رفت و غذاهای رنگارنگ را دید به گریه افتاد. معاویه گفت: چرا گریه میکنی؟ پاسخ داد: یک شب هنگام افطار خدمت علی (علیه السلام) رفتم به من فرمود: برخیز با حسن و حسین همسفره باش و خود به نماز ایستاد، وقتی نماز امام علی (علیه السلام) به پایان رسید. ظرف در بستهای را جلوی امام گذاشتند، بهگونهای در پوش غذا بسته بود که دیگری نتواند آن را باز کند، امام دَرپوش غذا را برداشت و آرد جو را در آورد و تناول کرد. به حضرت عرض کردم: شما اهل سخاوت میباشید، پس چرا غذای خود را پنهان میکنید؟ فرمود: این کار از روی بخلورزی نیست، میخواهم فرزندانم از روی دلسوزی چیزی به آن (مانند روغنی یا دوغی) نیفزایند. عرض کردم: مگر حرام است؟ فرمودند: «نه! اما رهبر امّت اسلامی باید در خوراک و لباس مانند فقیرترین افراد جامعه زندگی کند. تا الگوی بینوایان باشد و فقرا بتوانند مشکلات و تهیدستی را تحمل کنند.»(3) 4- سادهزیستی در مسکن پس از جنگ جمل با مشورتهای فراوان تصویب شد که حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در شهر کوفه مستقر شود، بزرگان کوفه قصر سفیدی در نظر گرفتند که امام را در آنجا سکونت دهند تا به امور حکومتی بپردازد. وقتی حضرت متوجه این حرکت کوفیان شدند، فرمودند: «من حاضر نیستم تا دیوار خانهام از دیوار منازل بیچارگان بالاتر و خانهام از خانهی مستمندان بهتر باشد.(4) 5- سادهزیستی در امکانات منزل سوید بن غفله میگوید: روزی خدمت امام علی (علیه السلام) رسیدم، در آن ایام که همهی مردم با حضرت بیعت کرده بودند و ایشان خلیفهی مسلمین بود. دیدم بر روی حصیر کوچکی نشسته و چیز دیگری در آن خانه وجود ندارد. عرض کردم: یا امیرالمؤمنین! بیتالمال مسلمین در اختیار شماست، فرشی برای اطاقها تهیه فرمایید، میبینم که در خانهی شما فرشی جز حصیر وجود ندارد. حضرت فرمودند: «ای سوید! کسی که در راه است، در مسافرخانهای که زود از آنجا منتقل میشود، ابزار و وسایل فراوانی برای آنجا تهیه نمیکند. ما به زودی از این دنیا میرویم و به سوی خانهی آخرت رهسپار میگردیم، چرا فرشهای قیمتی فراهم کنیم؟!»(5) ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (1) کامل ابن اثیر، ج 2، ص 44؛ تذکره الخواص، ص 108؛ کشف الغمّه، ج 1، ص 203. (2) کامل بهایی، ج 1، ص 161 و خصایص نسائی. (3) ینابیع المودّه، ص 172 و تذکره الخواص. (4) امام علی (علیه السلام)، جرج جرداق، ج 1، ص 81. (5) دانشنامهی امام على (علیه السلام)، ج 11، ص 198، به نقل از تذکره الخواص، ص 110. |
|||
|
|
۲۳:۳۴, ۲۷/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/اردیبهشت/۹۳ ۱:۰۱ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم آثار سادهزیستی
1. همدردی با محرومان اگر سبک زندگی ساده را برگزینیم، درد و رنج محرومان را بهتر لمس خواهیم کرد. از این رو، امام علی (علیه السلام) میفرمایند: «و اگر خواستمی، دانستمی چگونه عسل پالوده و مغز گندم، و بافتهی ابریشم را به کار برم. لیکن هرگز هوایِ من بر من چیره نخواهد گردید و حرص مرا به گُزیدن خوراکیها نخواهد کشید. چه بُود که در حجاز یا یَمامَه کسی حسرت گردهی نانی برد، یا هرگز شکمی سیر نخورد و من سیر بخوابم و پیرامونم شکمهایی باشد از گرسنگی به پشت دوخته، جگرهایی سوخته ... آیا بدین بسنده کنم که مرا امیر مؤمنان گویند و در ناخوشایندهای روزگار شریک آنان نباشم؟ یا در سختی زندگی نمونهای برایشان نشوم؟»(1) 2. ترویج فرهنگ دینی سادهزیستی، موجب میشود که فرهنگ معنویت در بین مردم گسترش یابد و مردم از فرو غلطیدن در دام حرص و طمع نجات یابند؛ سادهزیستی عاملی است برای اینکه تجملگرایی بهعنوان یک ضد ارزش، رنگ و لعاب دینی به خود نگیرد. 3. جلب محبت مردم سادهزیستی قلوب مردم را جلب کرده و آرامش روحی را به جامعه تزریق میکند. به همین دلیل است که در طول تاریخ، عالمان دینی که چونان مردم زندگی ساده و بیتکلفی داشتند مورد عنایت و محبت مردم بودند و مردم که میان حرف و عمل این بزرگان تطابق میدیدند، از جان و دل مطیع آنان بودند. 4. امنیت روانی و آرامش اجتماعی زهد، قناعت و دلبریدن از مواهب دنیوی و پی بردن به حقیقت زندگی مادیگرایانه، ریشههای تعارضات درونی و بیرونی بین انسانها را برطرف میکند. به همین دلیل، ترویج فرهنگ سادهزیستی در جامعه و الزام به چنین رفتاری، آرامش خاطر و دوری از نزاع را در بین مردم پدیدار ساخته و امنیت روانی را که از عوامل ثبات و پایداری یک اجتماع انسانی است، برقرار میسازد. 5. تقویت عزت و اقتدار جامعه تاریخ چه بسیار ملتها و حکومتهایی را به خود دیده که بهخاطر روحیهی تجملگرایانهی سران و مردمانش تن به قراردادهای ذلتبار داده و استقلال مملکتی را به پای لذتهای زودگذر قربانی گردهاند! اگر جامعهای به حالت زهد و قناعت برسد و در برابر فشارها مقاومت کند و بهخاطر برخوردار شدن از مواهب زودگذر دنیایی، عزت و استقلال خود را از دست ندهد، به آنچه که خود دارد، اکتفا میکند و با تلاش و کوشش سعی میکند که موقعیتهای بهتری را به دست آورد. امام علی (علیه السلام) وقتی که شنید که شریح قاضی خانهای به 80 دینار خریده و برای این خریدش گواه گرفته و امضا زدهاند، امام با نگاه خشمآلودی به او فرمودند: «اگر آنگاه که این خانه را خریدی نزد من میآمدی، برای تو سندی مینوشتم بدینسان، پس رغبت نمیکردی به خریدن خانه به درهمی یا افزون از آن و سند چنین است: این خانهای است که خریده است آن را بندهای خوار، از مردهای که او را از جای برخیزاندهاند برای کوچ و بستن بار. از او خانهای از خانههای فریب خریده است ... به بهای برون شدن از قناعتی که موجب عزتمندی است و داخل شدن در ذلت.»(2) کلام امام بهروشنی بیانگر این نکته است که خروج از کمند زهد و قناعت و فرو افتادن در دام حرص و رفاهزدگی، ویروس عزتفروشی را در جامعه سرایت میدهد. 6. رشد تولیدملی و اشتغالزایی منابع جامعه یا برای تولید کالا و یا برای خدمات مصرفی به کار گرفته میشود. اگر بخواهیم منابع بیشتری به تولید اختصاص دهیم، بایستی از بخش خدمات مصرفی بکاهیم تا پسانداز صورت گیرد. زهد و قناعت مسئولان و بهتبع آن مردم، مصرف را کاهش و پسانداز را در جامعه افزایش میدهد. انسان سادهزیست چون کار و تولید را عبادت میداند، با هدایت پساندازهای اندک جامعه به سوی تولید زمینههای اشتغال را فراهم میکند. اشتغال، درآمد را به دنبال دارد و درآمد، میتواند تولید بیشتر و در عین حال رسیدگی به حال نیازمندان را در پی داشته باشد و این دو عمل (تولید بیشتر و رسیدگی به حال محرومان)، از وظایف مسئولان حکومتی است. 7. سادهزیستی و تثبیت حکومت یکی از وظایف مسئولان، تثبیت موقعیت حکومت دینی است؛ زیرا با حفظ حکومت اسلامی، اصل دین هم حفظ خواهد شد. در همین راستا، رفتار زاهدانه و سادهزیستی مسئولان، بزرگترین عامل تثبیت حکومت خواهد بود؛ زیرا زمینهی اصلاح فکری و تقویت مبانی اعتقادی مردم را نسبت به حکومت فراهم مینماید. امام علی (علیه السلام) در کلامی گهربار قناعت را برای تثبیت حکومت کافی میداند و میفرمایند: «قناعت دولتمندی را بس [است.]»(3) 8. پایداری و شجاعت در دفاع از حق در مقابل باطل کسی که خود را به سادهزیستی عادت داده و دل از تعلقات دنیا کنده است، آمادگی کامل برای دفاع از حق در مقابل زورگویان دارد. چنین کسی با شجاعت بیشتری در مقابل باطلگرایان میایستد. امام خمینی (رحمة الله علیه) که روحیهی مبارزه با ابرقدرتها را با سادهزیستی قرین ساخته بود، میفرمود: «اگر بخواهید بیخوف و هراس در مقابل باطل بایستید و از حق دفاع کنید و ابرقدرتان و سلاح های پیشرفته آنان و شیاطین و توطئههای آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از میدان بدر نکند، خود را به سادهزیستی عادت دهید و از تعلق قلب به مال و منال و جاه و مقام بپرهیزید.»(4) 9. سادهزیستی منشأ خدمات بزرگ انسانی که به سادهزیستی روی آورده است، میتواند منشأ بسیاری از خدمات بزرگ به جامعه شود. امام خمینی (رحمة الله علیه) خدمات بزرگ به جامعه و برکاتی را که به سوی جامعه سرازیر میشود از ناحیهی سادهزیستها میبیند و میفرماید: «مردان بزرگ، که خدمتهای بزرگ برای ملّتهای خود کردهاند، اکثر سادهزیست و بیعلاقه به زخارف دنیا بودهاند»(5) و چرا چنین نباشد درحالیکه یکی از مردان بزرگ و بینظیر خود ایشان بود که با آن زندگی محقرانه، بزرگترین خدمت را به عالم بشریت کرد. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (1) نهجالبلاغه، ترجمهی دکتر سید جعفر شهیدی، نامهی 45. (2) نهجالبلاغه، ترجمهی دکتر سید جعفر شهیدی، نامهی 3. (3) نهجالبلاغه، ترجمهی دکتر سید جعفر شهیدی، کلمهی 229. (4) صحیفهی نور، ج 19، ص 11. (5) صحیفهی نور، ج 19، ص 11. |
|||
|
|
۱:۱۱, ۲۸/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
(۹/اردیبهشت/۹۳ ۱۱:۲۵)مصباح نوشته است: مگر این دو چراغ با هم فرق دارند؟ حضرت علی(علیه السلام) شبی مشغول حسابرسی بیت المال بودند که طلحه و زبیر وارد شدند. آن حضرت بلافاصله چراغی را که در مقابلشان بود خاموش کردند و چراغ دیگری را آوردند. طلحه و زبیر از دیدن این صحنه تعجب کردند و خطاب به علی(علیه السلام) گفتند: مگر این دو چراغ با هم فرق دارند که اینها را عوض کردید؟ امام(علیه السلام) فرمودند: روغن چراغی که آن را خاموش کردم، از بیت المال است؛ در روشنیِ آن نشستن و با شما جز درباره بیت المال سخن گفتن، روا نیست. |
|||
|
|
۰:۵۳, ۱/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم آثار تجملگرایی 1. گسترش فساد با گرایش به زندگی تجملی، هزینههای مصرف بالا میرود و طبیعی است که راههای مشروع، کفایت نمیکند. لذا مردم تجملگرا برای برای اینکه از قافلهی دنیاداری و دنیاخواهی عقب نمانند به منظور دستیابی به خواستههای روزافزون خود، به انواع شیوههای نامشروع و شبهه ناک روی میآورند و به هر فسادی تن میدهند. امام خمینی (رحمة الله علیه) با درک صحیح از همین واقعه میفرماید: 2. سقوط و نابودی«این خوی کاخنشینی اسباب این میشود که انحطاط اخلاقی پیدا شود. اکثر این خویهای فاسد، از طبقهی مرفه به مردم دیگر صادر شده است.»(1) قرآن کریم، خوشگذرانی و اسراف سران جامعه را عامل سقوط و نابودی جامعه میشمارد: «و چون اراده کردیم که جمعیت و دیاری را نابود کنیم، توانگران خوشگذران را وادار به فساد میکنیم و وقتی به فسق پرداختند، سزاوار عذاب میشوند. آنگاه آنجا را زیر و زبر میکنیم و نابودشان میسازیم.»(18) این آیه به یکی از سنتهای قطعی پروردگار دربارهی هلاکت مردم و ارتباط آن با رفاهزدگان و تجملگرایان اشاره دارد. 3. انحطاط اخلاقی امام خمینی (رحمة الله علیه) معتقد بود گرایش به تجملگرایی بهتدریج ایجاد میشود و در درون مردم رسوخ میکند و اخلاق را تغییر میدهد. لذا دراینباره میفرماید: «این طور نیست که انسان خیال کند که شیطان ابتدا میآید به آدم بگوید که بیا و برو طاغوتی شو؛ این را نمیگوید. قدم به قدم انسان را پیش میبرد ... اگر جلویش را گرفتید، طمعش بریده میشود و اگر جلویش را نگرفتید، فردا یک قدم دیگر جلو میرود. یک وقت میبینید که این طلبهی زاهد عابد، که در مدرسه زندگی میکرد، متحول شد به یک نفر انسان طاغوتی.»(2) ایشان در جایی دیگر خطاب به نمایندگان مجلس شورای اسلامی بهصراحت میفرماید: «با زندگانی اشرافی و مصرفی نمیتوان ارزشهای انسانیاسلامی را حفظ کرد.»(3) ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (1) صحیفهی نور، ج 17، ص 218. (2) سورهی اسراء، آیهی 16. (3) صحیفهی امام، ج 18، ص 14. (4) صحیفهی نور، ج 19، ص 3. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| ريشه هاي تجمل گرايي و چشم و هم چشمي | عمار رهبری | 0 | 892 |
۴/مرداد/۹۳ ۱۸:۳۱ آخرین ارسال: عمار رهبری |
|





![[تصویر: siiNMBMh_535.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8121138468/siiNMBMh_535.jpg)


![[تصویر: 37329587649993170669.jpg]](http://8pic.ir/images/37329587649993170669.jpg)
