کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شبهه ای در جریان عاشورا //خواهشمندم کمک و مشارکت کنید
۲:۱۴, ۱۵/آبان/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/آبان/۹۳ ۲:۲۲ توسط فدايي ولايت.)
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام خدمت همه ی شما سروران
ان شالله تاپیک جدی و عقلانی ای خواهیم داشت ، خواهش میکنم به شبهه ای که مطرح میشه پاسخ بدید و درست پاسخ بدید
نکته مهم اینکه این شبهات برای برطرف شدن مطرح میشن . خدای نکرده به معنی نفی و کتمان یا هر چیز دیگه ای نیستن
از عزیزانی که شبهات رو میخونن خواهش میکنم منتظر جواب باشن و جواب رو هم بخونن تا خدای نکرده این شبهه ی ما عامل گمراهی نشه!

دو شبهه برای بنده ی حقیر وجود داره و هر دو مورد هم پیرامون مسئله عطش و تشنگی در عاشورا هستش (البته بدنبالش مسائل دیگه ای هم مطرح خواهم کرد). تحقیقاتی هم کردم اما همه ی نتایج به نوعی فقط خواستن به هر طریقی که شده به این شبهه پاسخ بدن ، پاسخ هایی که چندان منطقی نیست و با عظمتی که از جریان عاشورا سراغ داریم سازگار نیست
جریان از جایی شروع میشه که شب تاسوعا (یا یکی دوشب قبل تر) برای اولین بار از زبون روضه خون هیئت که داشت جریان قبل از روز عاشورا رو توضیح میداد شنیدم امام حسین ع و یارانش شب عاشورا ، غسل کردند . این رو بعدش در یکسری منابع هم دیدم

مساله هم سر همینه. ما مدام میشنویم شهدای کربلا و افراد در خیمه ها در نهایت عطش بودن که لازم به توضیح بیشتر هم نیست.همه مون از قدیم اینو شنیدیم و نصف گریه عزادارا سر تشنگی امام حسین و یارانشه! این تشنگی در حدیه که حضرت ابالفضل (علیه السلام)که علمدار سپاهه شخصا میره آب بیاره ، درحالیکه تقریبا مشخص بود همین اتفاقی که افتاد ، میفته
از طرفی این تشنگی در حدی زیاد بود که امام حسین (علیه السلام) حضرت علی اصغر (علیه السلام) رو روی دست گرفتن و به دشمن گفتن که حداقل به این بچه آب بدید ، و مسائلی که اتفاق افتاد

سوال اینجاست که چطور ممکنه در ظهر عاشورا تشنگی در حدی باشه که دو اتفاق عظیم بالا رخ بده ، در حالیکه شب قبلش آب برای غسل وجود داشته؟
اگه تا شبش آب وجود داشته ، پس تشنگی ظهر عاشورا هم چیزی در حد تشنگی ظهر هنگام روزه گرفتن بوده دیگه. یا مثلا بگیم کربلا خیلی گرم بوده.دیگه از تشنگی دم افطار وسط تابستون که بیشتر نبوده؟ اگه تشنگی فقط در این حد بوده ، پس چرا این همه بزرگنمایی رخ داده؟ چرا اون دو اتفاق بالا با اون بزرگیش رخ میده؟ چرا حضرت عباس علیه السلام در جریان از پیش تعیین شده ای میره و به شهادت میرسه؟ خب اینها در هر منطقی تناقضه دیگه

اگر هم آب وجود نداشته ، پس جریان این مقتل ها چیه که میگن شب عاشورا امام و یارانش غسل شهادت کردند؟ غسل کردن 72 نفر هرچه قدر هم کم آب ببره ، بالاخره به اندازه ای هست که تا نیمروز سپاه رو سیراب نگه داره دیگه؟!


خواهش میکنم به این سوال ، پاسخ عقلانی و منطقی بدید . مسائل دیگری هم هست که در صورت به نتیجه رسیدن بحث فعلی ان شالله مطرح میشه
البته من اعتقاد دارم که علت به وجود اومدن این شبهه ها ، کم کاری افراد مسئول در این زمینست ، که چرا این مسائل کامل از اول تا آخر توضیح نمیدن؟ اول باید شک و شبهه پیش بیاد تا اونا پاسخ بدن؟ خب چرا از اول کامل توضیح نمیدن تا از هرگونه شبهه و انحرافی پیشگیری بشه؟؟!
در مورد این مساله هم نسبتا مفصل بحث دارم که ان شالله اگه تونستم در تاپیکی مجزا مطرح میکنم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میم.حسین.الف ، 135 ، نورالسادات ، حضرت عشق ، m.hossein ، مجتبی110 ، عبداللهی

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۱:۵۶, ۱۵/آبان/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/آبان/۹۳ ۲۱:۵۹ توسط m.hossein.)
شماره ارسال: #11
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

نقل قول:از طرفی این تشنگی در حدی زیاد بود که امام حسین (علیه السلام) حضرت علی اصغر (علیه السلام) رو روی دست گرفتن و به دشمن گفتن که حداقل به این بچه آب بدید

البته این قضیه یک کمی مورد شک هست مثلا سید ابن طاووس در لهوف نوشته:

ناوِلینی وَلَدِیَ الصغیرِ حتی أُوَدِّعَهُ
کودک شیرخوار مرا بده تا با او وداع کنم.

و بعد نوشتند که حضرت بچه را گرفته بودند و خم شدند تا او را ببوسند که همان لحظه ...

اما حالا برادر بزرگوارمون شبهاتی ذکر کردند یک سوال برای بنده هم پیش آمده:

س : طبق اخبار واصله زیارت ناحیه ی مقدسه بسیار معتبر است و همچنین کتاب شریف لهوف هم معتبر است اما در زیارت ناحیه قاتل شمر معرفی می شود اما در لهوف سنان در روایتی که از امیرالمؤمنین(علیه السلام) هم نقل می شود در این مورد شک وجود دارد کدام قول بیشتر مورد قبول است؟

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، نورالسادات ، فدايي ولايت ، میم.حسین.الف
۲۲:۰۸, ۱۵/آبان/۹۳
شماره ارسال: #12
آواتار
سلام و عرض تسلیت ایام و التماس دعابنده شنیده ام که تو شرایط خاص ( همون فورس ماژور خودمون ! ) مثل جنگ میشه برای غسل شهادت از تیمم هم استفاده کردمنبع یا مرجع خاصی تو ذهنم نیست جون حدود دوازده سال پیش تو زمان دبریستان معلم بینش اسلامی مون گفته بود ! و عزیزان یه جمله که خیلی مهمه :
حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود . اما افسوس که به جای افکارش زخمهایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند .
دکتر علی شریعتی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Bidel.s ، رهگذر. ، فدايي ولايت ، میم.حسین.الف
۲۲:۱۳, ۱۵/آبان/۹۳
شماره ارسال: #13
آواتار
تحقیقی که داشتم تقریبا دو سه نفر همچون گرگ در گودال.... تا جایی این قضیه پیش رفت که حتی قاتل دقیق حضرت مشخص نشد زیرا...

ولی بحث خود سر بریدن حضرت طبق زیارت ناحیه کار شمر بوده است...

شیخ مفید و طبرسی نیز این عمل را کار شمر لعین می دانند.

امضای سید ابراهیم
[تصویر: 70398176744835468767.png]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: m.hossein ، نورالسادات ، فدايي ولايت ، حضرت عشق ، میم.حسین.الف ، دل خسته
۲۲:۱۶, ۱۵/آبان/۹۳
شماره ارسال: #14
آواتار
نقل قول:سلام و عرض تسلیت ایام و التماس دعابنده شنیده ام که تو شرایط خاص ( همون فورس ماژور خودمون ! ) مثل جنگ میشه برای غسل شهادت از تیمم هم استفاده کردمنبع یا مرجع خاصی تو ذهنم نیست جون حدود دوازده سال پیش تو زمان دبریستان معلم بینش اسلامی مون گفته بود ! و عزیزان یه جمله که خیلی مهمه :
حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود . اما افسوس که به جای افکارش زخمهایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند .
دکتر علی شریعتی
عاشورا دو بعد شور و شعور داره
بعد شعورش که مد نظر دکتر بود فعلا تکمیله و هیچ احدی در تاریخ نتونسته بهش تعرض واقعی بکنه(تعرض تصنعی و مسخره از طرف وهابیون صادر شده ولی در حد شبهه و ... نبوده)
اون بعدی که آماج تعرض و شبهه هست، بعد شور هست. بهتره برای شبهه هاش جواب پیدا کنیم تا یه وقت نلرزیم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فدايي ولايت
۲۲:۲۶, ۱۵/آبان/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/آبان/۹۳ ۲۲:۳۳ توسط Bamdaad.)
شماره ارسال: #15
آواتار
یه سوال مهم تر !
من همیشه برای مسافرت سخن های مرحوم کافی رو برمیدارم که تو مسیر از وقت استفاده کنم . . .
تقریبا سه ماه پیش بود که یه البومش تو فلشم بود با نام داستان ارینت ( oreynat )
کنجکاو شدم و گوش دادم
داستان مربوط میشه به کینه ای که یزید از امام حسین داره
که اونم مربوط میشه به خانومی به اسم ارینت که زیبا رو بوده و یزید که توصیف و تمجید از کمالات وی بسیار شنیده و مهر ش به دل او نشسته بود میخواست اون زن رو از همسرش عبداله بن سلام طلاق و برا خودش بگیره
که موفق هم شده بود طلاق نامه را بگیرد ولی با تدبیر خاصی امام حسین ( ع ) آن زن را آگاه و مانع از عقد ایشان شده بودند و پس از اغفال همسر قبلی ش آن امام بزرگوار با نصیحت هر دوتاشون اونا رو به خونه شون برمیگردونه . . .
و یزید ملعون کینه و شقاوتش را با آن امام از همان جریان شروع میکند .
عزیزان این داستان درسته ؟!
اگه درسته بنده به شخصه از یه نفر شنیدام که ( با عرض پوزش فراوان ) داستان کربلا به خاطر همون زنه بود !!!!!!!
که این مسله شبهات بسیاری رو ایجاد میکنه
منبع هم که عرض کردم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، m.hossein ، فدايي ولايت ، دل خسته
۲۲:۳۵, ۱۵/آبان/۹۳
شماره ارسال: #16
آواتار
علی جان سندیت این داستان ضعیف است. حتی اگر هم این اتفاق افتاده باشد، تاریــخ اینقدر حقیر نیست که به این علل بخواهد حوادث بزرگ را رقم بزند. حداقلش این است که علت تامه نبوده است.

در ضمن در هیچ یک از روایات و مقاتل این مورد به عنوان انگیزه یزید نیامده است، بعد اگر بخواهیم دقیقتر هم به قضیه نگاه کنیم این آقا ابی عبدالله بودند که حرکت و انقلاب را آغاز نمودند... حال اگر قرار بود این اتفاق بیفتد یزید خود باید شخصا اقدام میکرد.

باز اگر قانع نشدید بفرمایید تا توضیحاتی بیشتری محضرتان عرض کنم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: رکن الهدی ، نورالسادات ، m.hossein ، فدايي ولايت ، حضرت عشق ، عبدالرحمن
۲۲:۵۸, ۱۵/آبان/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/آبان/۹۳ ۲۳:۰۰ توسط Bamdaad.)
شماره ارسال: #17
آواتار
با تشکر منظور از گفتن نام شخص مرحوم کافی سندیت و مستند بودن نیست چون ایشونم یک شخص هست و اینکه ایشون نگفتن که دلیل کربلا همین بوده ولی به نوعی توی ذهنم سوال پیش اومد . صد البته که از ارزش و تقدس کربلا توی اعتقادم کم نمیشه چون کربلا صحنه عشقبازی امام همام با تمام وجود و بود و نبود با خدای خودشه و نه برای خلافت و دنیا
یه داستان :
علامه بحر العلوم براش سوال شده بود که چرا پیامبر فرمودن زیارت کربلا ثواب چهل حج رو داره این سوال خیلی ذهنش رو درگیر کرده بود تا اینکه با توسل به صاحب الزمان و طی ملاقات ایشون قبل از اینکه علامه سوال خود را عرض کند امام ( عج ) برایش یه داستان تعذیف میکند :
در زمان های بسیار قدیم پادشاه حک.متی بسیار بزرگ با وزیران خود برای شکار به جنگل میرود در حال گردش پادشاه با فرار یه آهوی که میخواست شکارش کند از همراهیان خود دور شده و در جنگل گم میشود پس از سه روز بدون آب و غذا و گمراهی در جنگل و از حال رفتن ، چشمان خود را در کلبه ای که در آن مادر و پسری زندگی میکردند باز میکندآن مادر و پسر که تمام گذران زندگی شان از شیر تنها بز خودشان بود با درک حال پادشاه و اینکه مادرش با دیدن لباس های اشرافی فرزند خود میگوید که پسر ایشان از اشرافیان هستند و نمیتوانند با شیر و ماست و پنیر جان دوباره پیدا کنند و باید بز را سر بریده و برایش بپزیم تا حالشان بهتر شود پسر نیز امر مادر را اجرا و پس از خوراندن گوشت بز پادشاه به حال خود برمیگردد و داستان گم شدنش را برای آنها بیان میکند .از آن مادر و پسر میپرسد که گذران زندگی تان در این جنگل از چیست و مادر نیز میگوید از بزی بود که برایت سربریدیم تا زنده شوی و برای این پس هم خدا بزرگ است و از جنگل چیزهایی پیدا میکنیم .
خلاصه پس از سرحال شدن پادشاه ایشان از پسر میخواهد که او را در مسیر سرزمین اش راهنمایی کند تا به حکومت خود برگردد پادشاه پس از اینکه به سرزمین خود رسید ف پس از مدتی آن زن و فرزند را به کاخ خود دعوت و در مراسمی خطاب به اطرافیان خود میگوید من چگونه از لطف این مادر و پسر تقدیر کنم ؟!
هر کدام از وزیران و مشاوران پیشنهادی میدهند : ده هزار سکه طلا . مالکیت باغستان های فلان شهر و . . .
پادشاه پس از شنیدن پیشنهاد ها با احترام در مقابل مادر و فرزند به اطرافیان میگوید که اینها برای زنده ماندن من تنها دارایی و بود و نبودشان را برایم دادند تا من زندگی دوباره پیدا کنم پس شایسته است من هم بود و نبود خود را به آنها دهم تا بی حساب شویم . . .
ای وزیر اعظم این پسر برای من جانشین و مادرش از این پس از درباریانمان خواهند بود . . . ..
آری امام حسین نیز با تمام بود و نبود خود عشقبازی کرد و این چنین است که میگویند : .

هیچ دانی در دلم جا کرده ای
عرش حق شش گوشه برپا کرده ای
عشق بازی با تو معنا میشود
نور حق از تو هویدا میشود
.و علامه بحر العلوم بدون پرسیدن سوال جواب خود را یافت . . .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، رکن الهدی ، m.hossein ، رهگذر. ، فدايي ولايت ، دل خسته
۹:۱۳, ۱۶/آبان/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/آبان/۹۳ ۹:۲۵ توسط antares.)
شماره ارسال: #18
آواتار
(۱۵/آبان/۹۳ ۱۸:۰۰)رکن الهدی نوشته است:  ببنیدالان من یه چیزی به ذهنم رسید ما دیگه از حضرت علی اصغر که واجب تر نداشتیم این همه می گن شیر حضرت رباب خشک شده بود واقعا می شه پذیرفت تا شب عاشورا آب باشه واز شب تا ظهر شیر این مادر خشک بشه؟!به نظر میاد عقلانیش اینه نهایتا بپذیریم. تا شب تاسوعا آب آورده شده و انقدر هم کم بود که فقط طفلان خوردن...غسل با تیمم هم می شه انجام بگیره ...
همه شنیده‌ایم که «ابی عبدالله الحسین (علیه السلام) کودک شش ماهه‌ای به نام علی اصغر داشته است. زمانیکه امام تشنگی کودک خود را احساس کرد، او را جلوی لشکر دشمن آورد و گفت: اگر به من رحم نمی‌کنید، لااقل بر لب تشنه و جگر سوخته این کودک رحم کنید و جرعه‌ای آب به او بنوشانید. در این زمان حرمله با تیر سه شعبه گلوی علی اصغر را نشانه گرفت.»
این داستان به این شکل هیچ مستند تاریخی درستی ندارد و به نظر می‌رسد که از جعلیات ملاحسین کاشفی سنی مذهب، در کتاب «روضة الشهداء» باشد.
ملاحسین کاشفی اسطوره پرداز متوفای ۹۱۰ هجری است. کاشفی این کتاب را به سفارش حاکم وقت و برای خوشایند او پردازش شده است. این کتاب اولین مقتل فارسی است که با قلم زیبا و نثر روان فارسی تنظیم شد و مبلغین مذهبی با خواندن این کتاب به «روضه خوان» معروف شدند و به این مجالس، مجالس «روضه خوانی» گفته شد. دلیل اینکه می‌گوییم این داستان ساخته اوست این است که وی تراژدی علی اصغر را برخلاف برخی از اخبار یا داستان‌های دیگر کتاب خود، که آن را از منبعی نقل می‌کند، بدون استناد به هیچ منبع، با آب و تاب بیشتر از آنچه نقل شد به همین صورت آن را پردازش کرده است. (روضة الشهداء،‌ ص۷۵۳)
شیخ مفید متوفای ۴۱۳ هجری یعنی حدود پانصد سال قبل از کاشفی، در بخش مقتل کتاب «ارشاد» خود، که معتبر‌ترین کتاب شیعه در زمینه تاریخ ائمه اطهار (علیه السلام) است می‌نویسد: پسران امام حسین (علیه السلام) عبارت بودند از جعفر،‌ علی اصغر،‌ علی اکبر و عبدالله. جعفر در زمان حیات امام فوت کرد. (الارشاد، ص۱۲۶)

سه فرزند دیگر او که در کربلا حضور داشتند، یکی علی اصغر بود که مادرش لیلی دختر مسعود ثقفی بود و در کربلا جنگید و اولین شهید بنی‌هاشم شد. (تاریخ طبری، ج۷، ص۳۰۵۲ ) (همان که در بین ما امروز به علی اکبر معروف است)

نام فرزند دیگر او علی اکبر بود. (الارشاد، ص۱۲۷) علی اکبر به نظر شیخ مفید همان امام زین العابدین (علیه السلام) است. عبدالله که کوچکترین فرزند امام بود مثل برادرش در کربلا شهید شد.(همان، ص ۱۲۹) نحوۀ شهادت عبدالله بن حسین (علیه السلام) اینگونه بود که، امام حسین در حالی که جلو خیمه‌ها نشسته بود. فرزندش عبدالله که کودکی بود پیش پدر آمد. امام او را بر روی زانوهای خود نشاند. مردی از بنی اسد تیری به سوی او پرتاب کرد. آن تیر به گلوی کودک اصابت کرد و او شهید شد. سید الشهدا(علیه السلام) دست خود را از خون او پر کرد و به زمین ریخت. سپس گفت: پروردگارا اگر یاری خود از آسمان را بر ما دریغ می‌داری، پس پاداش ما را، در آنچه بهتر است قرار ده و انتقام ما را از این مردم ستمکار بگیر. ( تاریخ طبری هم، ج۷، ص۳۰۵۵ ) سپس امام آن کودک را برداشت و در کنار کشتگان خاندان خود نهاد. (الارشاد، ص۱۱۲)

(وَلاَ تَدْعُ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ یَنفَعُكَ وَلاَ یَضُرُّكَ فَإِن فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذاً مِّنَ الظَّالِمِینَ ) (‏106 یونس)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فدايي ولايت ، دل خسته
۱۲:۴۲, ۱۶/آبان/۹۳
شماره ارسال: #19
آواتار
(۱۵/آبان/۹۳ ۲۲:۲۶)ali 64 نوشته است:  یه سوال مهم تر !
من همیشه برای مسافرت سخن های مرحوم کافی رو برمیدارم که تو مسیر از وقت استفاده کنم . . .
تقریبا سه ماه پیش بود که یه البومش تو فلشم بود با نام داستان ارینت ( oreynat )
کنجکاو شدم و گوش دادم
داستان مربوط میشه به کینه ای که یزید از امام حسین داره
که اونم مربوط میشه به خانومی به اسم ارینت که زیبا رو بوده و یزید که توصیف و تمجید از کمالات وی بسیار شنیده و مهر ش به دل او نشسته بود میخواست اون زن رو از همسرش عبداله بن سلام طلاق و برا خودش بگیره
که موفق هم شده بود طلاق نامه را بگیرد ولی با تدبیر خاصی امام حسین ( ع ) آن زن را آگاه و مانع از عقد ایشان شده بودند و پس از اغفال همسر قبلی ش آن امام بزرگوار با نصیحت هر دوتاشون اونا رو به خونه شون برمیگردونه . . .
و یزید ملعون کینه و شقاوتش را با آن امام از همان جریان شروع میکند .
عزیزان این داستان درسته ؟!
اگه درسته بنده به شخصه از یه نفر شنیدام که ( با عرض پوزش فراوان ) داستان کربلا به خاطر همون زنه بود !!!!!!!
که این مسله شبهات بسیاری رو ایجاد میکنه
منبع هم که عرض کردم


اسمش ارینب بوده

OREYNӔB

این لینک رو ببینید

http://forum.bidari-andishe.ir/thread-29...#pid258105
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فدايي ولايت
۱۳:۱۶, ۱۶/آبان/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/آبان/۹۳ ۱۳:۱۸ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #20
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

(۱۶/آبان/۹۳ ۹:۱۳)antares نوشته است:  
همه شنیده‌ایم که «ابی عبدالله الحسین (علیه السلام) کودک شش ماهه‌ای به نام علی اصغر داشته است. زمانیکه امام تشنگی کودک خود را احساس کرد، او را جلوی لشکر دشمن آورد و گفت: اگر به من رحم نمی‌کنید، لااقل بر لب تشنه و جگر سوخته این کودک رحم کنید و جرعه‌ای آب به او بنوشانید. در این زمان حرمله با تیر سه شعبه گلوی علی اصغر را نشانه گرفت.»
این داستان به این شکل هیچ مستند تاریخی درستی ندارد و به نظر می‌رسد که از جعلیات ملاحسین کاشفی سنی مذهب، در کتاب «روضة الشهداء» باشد.

«السلام على عبد الله بن الحسين،الطفل الرضيع،المرمى الصريع،المشحط دما،المصعد دمه فى السماء،المذبوح بالسهم فى حجر ابيه،لعن الله راميه حرملة بن كاهل الأسدى»
زیارت ناحیه مقدسه



شهادت کودکی شیرخوار در حوادث فاجعه ‌آمیز کربلا، واقعه‌‌ای انکارناپذیر و دردناکه که توسط بسیاری از مورخا بیان شده . تنها اونچه که محل اختلافه، نام و سن این فرزند کوچک امام حسین(علیه السلام) هستش.

در بسیاری از منابع اوّلیه و معتبر تاریخی از ایشان با نام «عبد الله(علیه السلام)» یاد شده، اما برخی منابع، «علی» را نام این شهید شیرخوار دانسته ­اند. به هر حال، شهرت ایشان به «علی اصغر» در زمان‌‌های بعدی بوده است.


امام باقر(ع ) به عقبه ابن بشیر اسدی فرمود:
شما بني اسد خوني از ما ريختيد كه حق ما بر شماست .
پرسيد آن چيست و چه گناهي است ؟
امام فرمود: فرزند خردسال امام را نزد حضرت آوردند و امام آن را در دامن داشت كه تيري از بني اسد (حرمله بن كاهل اسدي ) آمد و گلويش را دريد. امام حسين (علیه السلام) دست خود را از خون گلوي طفل پر كرد و به آسمان پاشيد سپس ... .
اين روايت با اين سند معتبر چگونگي شهادت آن طفل صغير را بيان مي كند.(نصوص من تاريخ ابي مخنف , ج 1, ص 487.)



در زيارت صادره از ناحيه مقدس امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) چنين آمده است :
السلام علي عبدالله الرضيع , المرمي , الصريع , المتشحط دماا, و المصعد بدمه الي السما, المذبوح بالسهم في حجر ابيه ,...
(مقرم , مقتل الحسين (علیه السلام), ص 272.)



امام طفل شيرخوار خود را... در پيش زين گرفته , ميان هر دو صف آورد و آواز برآورد:
اي قوم , اگر من به زعم شما گناهكارم , اين طفل گناهي نكرده او را جرعه اي آب دهيد.
چون آواز حسين (علیه السلام) شنيدند، يكي از آن گروه تيري به سوي آن حضرت روان كرد. آن تير بر گلوي آن طفل شيرخوار آمد و از آن سوي بر بازوي حسين (علیه السلام) رسيد آن حضرت تير را بيرون آورد و هم در آن ساعت , آن طفل جان داد.
(الفتوح , ترجمه , ص 908.)



سید بن طاووس نقل مي كند :
حضرت زينب (سلام الله علیها) طفل را نزد امام آورد و عرض كرد اين بچه تشنه لب است، براي او درخواست آب كن . امام كودك را بر روي دست گرفت و فرياد برآورد:
يا قوم قد قتلتم شيعتي و اهل بيتي , و قد بقي هذا الطفل يتلظي عطشا فاسقوه شرب من الماء؛
اي مردم پيروان و اهل بيتم را كشتيد و تنها اين كودك باقي مانده است كه از تشنگي لبانش را بر هم مي زند, او را با جرعه آبي سيراب كنيد».
در اين بين كه كلام امام تمام نشده بود تيري گلوي او را دريد.
(الملهوف علي قتلي الطفوف , ص 169.)


و ....


امام (علیه السلام) در چند مورد، سپاهیان یزید رو نفرین کردن، از جمله :
موقع شهادت طفل شیرخوارش فرمود : و انتقم لنا من هولاء القوم الظالمین
خدایا انتقام ما را از این قوم ظالمین بگیر.
اعلام الوری - ارشاد مفید


این هم بند 79 دعای جوشن کبیر تقدیم به محبین اهل بیت (علیهم السلام) :


یَا خَالِقَ الشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ الْمُنِیرِ

ای آفریننده مهر و ماه تابنده

یَا مُغْنِیَ الْبَائِسِ الْفَقِیرِ
ای بی نیاز کننده بینوای درمانده

یَا رَازِقَ الطِّفْلِ الصَّغِیرِ
ای روزی ده کودک خردسال


یَا رَاحِمَ الشَّیْخِ الْکَبِیرِ
ای مهرورز پیر کهن سال

یَا جَابِرَ الْعَظْمِ الْکَسِیرِ
ای جوش ده استخوان شکسته


یَا عِصْمَهَ الْخَائِفِ الْمُسْتَجِیرِ
ای نگهدار ترسان پناهنده


.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، سید ابراهیم ، فدايي ولايت ، رکن الهدی ، m.hossein
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا