|
طبع شاعری داری؟؟؟
|
|
۲۱:۳۶, ۲۷/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/آبان/۹۳ ۲۱:۴۰ توسط Hadith.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان این تایپیک مخصوص اونایی هست که طب شاعری دارن میخوام یه مصرع بگم بعد مصرع بعدی رو شما بگین(البته از خودتون)
شروع کنیم بسم الله... اینم اولین مصرع : تو کز محنت دیگران بی غمی.....حالا بقیه اش رو بگو |
|||
|
| آغاز صفحه 15 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۸:۰۲, ۵/اردیبهشت/۹۴
شماره ارسال: #141
|
|||
|
|||
|
با اجازه تون مصراع بعدی رو من پیشنهاد میدم:
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() من از بیگانگان هرگز ننالم ... ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
|
|||
|
|
۱۹:۴۲, ۵/اردیبهشت/۹۴
شماره ارسال: #142
|
|||
|
|||
|
من از بیگانگان هرگز ننالم .....که هرکه هر چه کرد از دوستان بود
|
|||
|
|
۱۹:۴۵, ۵/اردیبهشت/۹۴
شماره ارسال: #143
|
|||
|
|||
|
من از بیگانگان هرگز ننالم
ز حال خویش، بد آید به حالم. نبود ام ،غیر آن چیزی که کردم. ز بال خویش تیر آمد به بالم. گشودم تا پر و از جا بجستم محال آمد سقوط اندر خیالم. زدم پر،تا توانستم به قدرت ببین واقع شده اینک محالم. پری کاز من جدا شد سوی من شد. کنون او تیر و من فی الحال ، خالم. بزد بر بالم و در جا بیانداخت. ز بالم شد ببین آخر زوالم. |
|||
|
|
۲۲:۰۳, ۵/اردیبهشت/۹۴
شماره ارسال: #144
|
|||
|
|||
|
تو کز محنت دیگران بی غمی نشاید بفهمی ز غصه کمی
|
|||
|
|
۲۳:۳۸, ۶/اردیبهشت/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/اردیبهشت/۹۴ ۲۳:۳۸ توسط Islam.)
شماره ارسال: #145
|
|||
|
|||
|
تو کز محنت دیگران بی غمی--- به آینه نگاه کن ببین آدمی؟!
|
|||
|
|
۷:۴۵, ۷/اردیبهشت/۹۴
شماره ارسال: #146
|
|||
|
|||
|
تو کز محنت دیگران بی غمی...........نشانی نداری تو از آدمی!!
|
|||
|
|
۱۵:۴۳, ۷/اردیبهشت/۹۴
شماره ارسال: #147
|
|||
|
|||
|
من از بیگانگان هرگز ننالم----گلویم درد کرد، ترسم بچایم!
|
|||
|
|
۰:۵۷, ۱۴/اردیبهشت/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/اردیبهشت/۹۴ ۱۳:۴۲ توسط Islam.)
شماره ارسال: #148
|
|||
|
|||
|
بسم تعالی
بیت بعدی رو با اجازه من بگم. من به سرچشمه ی خورشید نه خود بردم راه --- ذره ای بودم و مهر تو مرا بالا برد از علامه طباطبایی رحمة الله علیه. خب حالا با مصرع اول شروع میکنیم.... من به سرچشمه ی خورشید نه خود بردم راه --- بُبریده نفس بودم و دست علی راهم بُرد |
|||
|
|
۱۴:۳۴, ۲۲/اردیبهشت/۹۴
شماره ارسال: #149
|
|||
|
|||
|
چرا اینجا خواب رفته
رفقا همینجوری هم شده یه چیز بگید راه بیافته تاپیک.
|
|||
|
|
۲۲:۴۵, ۲۲/اردیبهشت/۹۴
شماره ارسال: #150
|
|||
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |











رفقا همینجوری هم شده یه چیز بگید راه بیافته تاپیک.