کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
من فقط گرمم است برادر! - به نقل از جهان زن‎
۱۸:۵۳, ۱۷/تیر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/تیر/۹۰ ۲۰:۰۰ توسط mohammad790.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله

متنی خوندم که جالب بود برام

یک سری عکس گذاشته بود توی گوگل ریدر و این نوشته رو هم قرار داده بود

دوستان لطفا جواب بدید.
برای خود بنده سوال هست که آیا این گشت ارشاد واقعا راه درست مبارزه با بد حجابیه؟؟؟؟
اصلا جواب میده؟؟؟؟

نقل قول:من مدل نیستم. من مانکن نیستم. فاحشه و تحریک کننده هم نیستم. من فقط گرمم
است… برادر می‌فهمی؟ گرمم است.
من فقط گرمم است برادر!
فرین معلم
امروز کم مانده بود از گرمای وسط ظهر، که داشتم برای خودم، مردم، برای دولت، برای کشور عزیزمان، از یک محل کار به یک محل کار دیگر می‌رفتم، کم مانده بود از گرمای وسط ظهرش گریه کنم. می دانم این تازه اول گرماست… وای …به خرما پزان تابستان و تموز… گرمم …بود و به خودم که نگاه می‌کردم دلم به هم می‌خورد. می‌خواستم مقنعه و مانتو مشکی بلندم را در بیاورم. فقط گرمم بود همین. من مدل نیستم. من مانکن نیستم. فاحشه و تحریک کننده هم نیستم. من فقط گرمم است… برادر می‌فهمی؟ گرمم است. می‌خواهم این گرما را توی صورتت بالا بیاورم. می‌خواهم این مقنعه را که با سیلی نگاهت و لحن کثبفت گفتی “بکش جلو ” دور گردنت بیندازم و بگویم یک روز تمام این را سرت کن، بعد با همان خفه‌ات کنم. همین. خفه‌ات کنم؛ می‌دانی چرا؟ برای اینکه آنقدر به من گفتی من کثیف و پلیدم، من عامل فسادم، من چنین و چنانم که اصلا خودم را دوست ندارم… من انگار احساس می‌کنم باید خیلی قشنگ و عروسک باشم. من باید دل هر مردی را از دور ببرم. من باید بوی تحریک آمیز، راه رفتن و حرف زدن پر عشوه داشته باشم. من باید دماغم را عمل کنم. فکٌم را هم، چون اندکی به قشنگی آن عروسکی که تو می‌گویی نیست. من باید هیکل جنیفر لوپز را داشته باشم ولی برایش ورزش نکنم. چون بد است. دختر که نمی‌دود. دختر که کوه نمی‌رود. دختر که دوچرخه سواری… . پس رژیم می‌گیرم. چاره ندارم. رژیم طولانی و سخت. رژیم بیماری. رژیم اعتماد به نفس… پس خودم را از خوردن هم محروم می‌کنم. مثل همه‌ی لذتهای دیگری که ندارم. باید خوشگل به نظر برسم. همین. زن در نظر من، در نظر جامعه من، در نظر مردان من، در نظر زنان من یعنی همین. من اصلا خودم را دوست ندارم چون من می خواهم کار کنم. موقع کار کردن نمی‌رسم و نمی‌توانم آرایش کنم یا حتی موهایم را شانه کنم. من وقتی وقتم را به درس و کار و تحقیق می‌گذرانم نمی‌توانم روی لحن صدایم کار کنم. نمی‌توانم ناخنهایم را دائم پدیکور کنم. نمی‌رسم همیشه دلبر باشم. من میان یک پارادوکس عمیق، بین آینه و تصوُر، گیر کرده‌ام. دست و پا می‌زنم. ولی من باید زیبا به نظر برسم برادر. و تو تا کی می‌خواهی نان هیزی‌ات را بخوری؟ تا کی می‌خواهی توی چشم من و مادرم، یا به پاهای خواهرت نگاه کنی و شب هم با دخترت سر سفره بنشینی و نان همین هیزی‌ها را در گلویش فرو کنی.

[تصویر: 01%252874%2529.JPG]

[تصویر: 03%252861%2529.JPG]

[تصویر: 05%252842%2529.JPG]

[تصویر: 07%252838%2529.JPG]

[تصویر: 08%252836%2529.JPG]

[تصویر: 10%252873%2529.JPG]

[تصویر: 10%252873%2529.JPG]

[تصویر: 06%252838%2529.JPG]

یا الله
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: boghz ، sarbaz ، هانا نابغ ، am_po ، مفقود الاثر

آغاز صفحه 6 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۴:۳۷, ۲۸/تیر/۹۰
شماره ارسال: #51

به به خیلی جالبه .کم کم پیش بره کلا بهشت و جهنم میره زیر سوال .من خانم هستم .با عادت و حرفهای مامان مهربونم چادر پوشیدم .از ترس خدا و جهنم چادرم رو نگه داشتم و حالا اونقدر عاشق چادرم هستم که تازه معنای عمل کثیف و پلید کشف حجاب رو می فهمم .در آشکار و خفا هم با دقت تمام مراقب حیا و حجابم هستم .

کاش اگر بنده خدا نیستیم جهنم خدا رو باور کنیم .آخه عقل من و شما چه میرسه به این حرف ها .من که دنیا رو نمی فهمم چطور میخوام حقیقت بهشت و جهنم رو بفهمم ؟؟؟
آره من یک زنم و با کمال افتخار و بندگی از جهنم و عذاب الهی می ترسم و این افتخار من است نه ترس زشت و قبیح .
خداجان من گرمای خفه کننده این تهران رو از ترس گرمای سوزاننده جهنمت ___که ماهیت اعمال من است نه فقط تنبیه شما ____تحمل میکنم و حاضرم خیس عرق شوم و بیهوش شوم ولی دست از فرمانت نکشم تا کمی نگاهم کنی و به خاطر بدحجابی به اتش دچار نشوم .
الهی شکرت که به من خوف از خودت رو کمی عطا کردی .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ثامن ضامن ، libera ، rastin ، بیداری12 ، مهسا110
۱۴:۴۰, ۲۸/تیر/۹۰
شماره ارسال: #52

بسیاری از احکام که رعایت آنها بر ما واجبه آسون نیست.مگه روزه گرفتن تو گرمای تابستون راحته؟مگه مبارزه با نفس میتونه کار راحتی باشه ؟ از نظر نویسنده این متن اونهایی که در گرما حجابشون را رعایت میکنند خدایی نکرده به بیماری خود آزاری مبتلا هستند؟؟؟؟
حالا تابستون گرمه بهانه داریم ، زمستون چی؟؟حتما 3 الی 4 ماه آینده مقاله ای با این تیتر درمیاد:
من فقط تحمل این همه لباس را ندارم برادر!!!
من خودم یک زنم و بسیار گرمایی.خدا میدونه از اول همین ماه 4 بار به علاوه روزهای تعطیل به خاطر گرما زدگی مجبور شدم محل کارم رو ترک کنم یا مرخصی بگیرم.اینو گفتم که بدونید منم این شرایط را میگذرونم و درک میکنم.
اما میبینم دو وجب مانتوم بالا و پایین باشه به خدا هیچ تاثیری در خنک شدن من نداره.اگر کفش رو باز بپوشم یا مانتو آستین کوتاه جز این نیست که باعث آفتاب سوختگی خودم میشم.(بگذریم از اینکه نگاه ما در اسلام به این موضوع اصلا نباید همچین چیزی باشه).
اما یه چیزیو تجربه کردم که خیلی موثر هست.قبل از خروج از منزل دوش آب خنک باعث میشه که گرما اینقدر آزار دهنده نباشه. _عذر میخواهم _چون هر چی پوست چرب تر و کثیفتر باشه ، تعریق نامطبوعتر و کلافه گی ما هم بیشتر خواهد شد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: انتخاب ، rastin ، ثامن ضامن
۱۴:۴۰, ۲۸/تیر/۹۰
شماره ارسال: #53
آواتار
خدا خیری شون بده برن سینما رو درست کنند گیر دادن به چهار تا تو خیابانhttp://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/sleepy.gif
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: libera
۱۹:۱۲, ۲۸/تیر/۹۰
شماره ارسال: #54
آواتار
در ضمن از مدیریت یا مسئول این بحث تقاضا میشه عنوان رو تصحیح کنن
یعنی چی جهان زن؟؟؟؟؟؟؟
DodgyDodgy
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mohammad008
۹:۳۳, ۲۹/تیر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/تیر/۹۰ ۹:۳۳ توسط rajaby.)
شماره ارسال: #55

می ترسم از خدا که نمی ترسد از کسی
می ترسم از کسی که نمی ترسد از خدا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ثامن ضامن
۱۰:۴۲, ۲۹/تیر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/تیر/۹۰ ۱۱:۲۹ توسط سوشیانس.)
شماره ارسال: #56
آواتار
سلام من نمی دونم شرایط گشت ارشاد رو که چه جوری هست فقط ادامه بحث رو با عقل کوته خودم نقد میکنم
من هم گرمم هست خواهر


اما 3 موضوع گرمای بدنم را رفع میکند

1:یاد حضرت زهرا (سلام الله علیها) که ایشان هم زن بودند و بخاطر مومن شدن ما چه گرماهایی راتحمل کردند {حتی اگر آتش بگیرم باز هم کم است}
2:آن افریدگاری که همه میداننداز همه داناتر است در سوره ی فکر کنم نور به پیامبر دستور حجاب را دادند. پس او که دانا هست فکر همه جا را کرده
3:یا تحمل این گرمای کوچک یا تحمل سوختن در آتش و تمام عذاب هایی که پیامبر در معراج دیدند یکی را باید انتخاب کنم
نمی دونم درست میگم یانه اما شما به درستی خودتون درستش کنید...!

این فایل را دانلود کنید

[تصویر: S.png]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: انتخاب ، ثامن ضامن ، خیبر110 ، rastin ، بیداری اندیشه ، libera ، ELENOR ، وحید110 ، محمداحسان ، user313 ، fardinho
۱۴:۱۶, ۳۰/تیر/۹۰
شماره ارسال: #57
آواتار
یکی از علل بی حجابی بی غیرتی مرداست !!؟
باور ندارید !!

جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی مؤدبانه گفت:

«ببخشید آقا! من می­تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟»

مرد که اصلاً توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد:

«مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری... خجالت نمی­کشی؟ ...»

جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش­های مرد عصبی شود و عکس­العملی نشان دهد، همانطور مؤدبانه و متین ادامه داد:

«خیلی عذر می­خوام فکر نمی­کردم این همه عصبی و غیرتی شین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت می­برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم... حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم»

مرد خشکش زد... همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: امیرحسن
۱۵:۱۵, ۳۰/تیر/۹۰
شماره ارسال: #58

(۳۰/تیر/۹۰ ۱۴:۱۶)ثامن ضامن نوشته است:  دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت می­برن،
یعنی ما ایرانی ها اینگونه هستیم؟
به یک زن غریبه نگاه می کنیم و لذت می بریم.
اگر همین طور است وای به حال ما و روزگاری که ما را به این روز انداخت.
یاد آن کارگردانی افتادم که می گفت: مگر می شود در ایران به دنیا آمده باشی و عقده ای نباشی.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۵۶, ۳۰/تیر/۹۰
شماره ارسال: #59
آواتار
منظورم توهین به شخص خاص یا به هموطنام نبود
اما خودتون تو جامعه هستین و از وضعیت آگاه ...

در ضمن ضمیر خودش مرجعش رو پیدا میکنه rahbar گرامی
شما غصه شو نخور SmileBig Grin
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: امیرحسن
۱۷:۰۳, ۳۰/تیر/۹۰
شماره ارسال: #60

(۲۸/تیر/۹۰ ۱۴:۰۷)zohur نوشته است:  کسی که این مطلب رو نوشته تا حالا نفهمیده که اون گرما از خنکای نسیم هم برای دختران مسلمان لذت بخش تره.نفهمیده نفهمیده نفهمیده همین

نگران چی هستی؟با اینطور حرف زدن شما حتمن حتمن حتمن می فهمه.Dodgy
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا