کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
برو تو تنور.
۲۲:۰۵, ۶/شهریور/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/شهریور/۹۴ ۲۳:۲۴ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

هارون مكّى در حالی که کفش هایش را در دست داشت وارد شد امام صادق گفت هارون کفش هایت را زمین بگذار و وارد تنور آتش شو

...

امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: اى سهل ! ما خود مى دانيم كه در چه زمانى خروج و قيام نمائيم ؛ و آن زمان موقعى خواهد بود، كه حدّاقلّ پنج نفر هم دست ، مطيع و مخلص ما يافت شوند، در ضمن بدان كه ما خود آگاه به تمام آن مسائل بوده و هستيم.




دوستان با خودم می گفتم سهل عجب آدم عوضی بوده بابا امام صادق گفته برو تنور چرا نرفته خاک تو سرش....!!!

یه مدت بعد با خودم گفتم عجب آدم خوبی شدم اگر از من می خواست برم تو تنور با کله می پریدم.


سرتون رو در نمیارم بعد از یه مدت صبح ساعت ... نمی دونم چی شد صدای اذان رو شنیدم عجیب بود. من معمولاً چنان خوابم که صدای اذان من رو بیدار نمی کنه. هنوز نیم ساعت مونده بود به ساعتی که زنگ موبایلم رو برای نماز کوک کرده بودم.

با خودم گفتم الان امام زمان از من چی می خواد؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تو حالت گیجی و منگی خواب با خودم گفتم: "خوب وقت نمازه دیگه میگه بلند شو نماز اول وقتت رو بخون." جاتون خالی گیج خواب بودم با خودم گفتم: "که ساعت کوک کردم دیگه نیم ساعت دیگه بیدار میشم و ...."


لازم نیست توضیح بدم که چی شد.

خیلی ساده است، لازم نیست برم تو تنور، خیلی گنده تر از کله منه. همون نمازم رو اول وقت بخونم کلی هنر کردم.

از این اتفاقات زیاد بوده، خسته بودم صدای اذان از مسجد می اومد با خودم گفتم الان امام زمان از من چی می خواد؟؟؟؟؟ جاتون خالی تو خونه نماز خوندم.

با خودم گفتم الان امام زمان از من چی می خواد؟ "بلند شو درست رو بخون"
با خودم گفتم الان امام زمان از من چی می خواد؟ "بلند شو برای مادرت نون بخر"
با خودم گفتم الان امام زمان از من چی می خواد؟ "بلند شو ورزش کن"
با خودم گفتم الان امام زمان از من چی می خواد؟ "بلند شو تنبلی نکن بازی با موبایل بسه"

با خودم گفتم خاک توی سر من تا حالا اگر فقط به حرفش گوش داده بودم وضع من کلی با اینی که هست تفاوت می کرد.


شما چطور؟ تو تنور میرید؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن.س. ، السا ، مصباح ، rezamohammadi ، علائم ظهور ، میم.حسین.الف ، شیدا ، Eve ، ضحی ، قلب ، ام ابیها ، MEEAAD ، حسین14 ، آفتاب پنهانی ، غریب ، پارمیس ، amirak ، مجتبی110 ، افشین

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۵:۱۷, ۲۲/شهریور/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/شهریور/۹۴ ۱۵:۱۹ توسط ام ابیها.)
شماره ارسال: #11

آقای عمار!
برادر گرامی.

امام زمان به 313 نفر تو تنور برو احتیاج داره.
با حساب شما الآن ایشون تاخیر غیر موجه دارن.

هنوزم هستن کسانی که رو مین برن؟؟؟
الآن آیا شیرینی دلار و بنز و خونه لوکس و ... کسی رو از ایشون باز نداشته.
من الآن نزدیک به 4 ساله که شرایط سختی رو متحمل شدم که بتونیم صاحب خونه بشیم.
یعنی اینقدر که من واسه آماده شدن خونه مون لحظه شماری میکنم، واسه ظهور نمیکنم.
دچار دوگانگی شخصیتی شدم.
رفتم مدل کابینت انتخاب کنم و در حالی که ته دلم داشت قنج میرفت با همسرم سر رنگ کابینت ها اندک مشاجره ای کردم.
بعد هم بغضم ترکید که اگه الآن جای مسلونای سوریه و عراق و یمن و فلسطین و افغانستان و پاکستان و بحرین و ... بودم داشتم از دست یه سری اراذل در میرفتم.
معلوم نبود شب بتونم تو کدوم خرابه ای قایم شم که مبادا پیدام کنن.
اون وقت از رنگ کابینت مینالم؟
نه میتونم لذت شیرین امام داشتن رو فراموش کنم و نه میتونم برای رسیدن به خونه مون ذوق نکنم.
بعد فکرشو میکنم که مالی که با این بدبختی به دست اومده چقدر قراره شیرین بشه!!!
همه اش از خدا میخوام که بهش دل نبندم.
اما مگه میشه؟؟؟
مطمئنم خیلی ها هم مثل من از بعضی خوشیهای دنیا نمیتونن بگذرن که امام زمان هنوز نیومده.
نقطه ضعف من خونه است و مال یکی دیگه بنزشه و یکی دیگه بچه اش.
با این فتنه ها چه کنیم؟؟؟
همون آدمایی که جان بر کف جلوی دشمن ایستاده بودن، آیا امروز که زمان جنگ نرمه همون عقاید رو دارن؟
زبیر امروز اون کسیه که دیروز دامادش اعدام شد و دم نزد.
تمام باغهاب پسته اش رو خرج پیروزی انقلاب کرد.
اما امروز بچه اش میره زندان، نظام رو زیر سوال میبره.
هر کی که اون روز از جان و مالش گذشت لزوما امروز هم نمیگذره.
اگه همه اینجوری بودن که چرا ایشون هنوز نیومدن؟؟
همه مون یه نقطه ضعفی داریم که با همون آزمایش میشیم.
همه مون تو یه غربیل بزرگیم.
اگه نقطه ضعفا کوچیک و حقیرمون کرده باشه از سوراخای الک میفتیم.
اما اگه دنیا با بازیچه هاش خردمون نکنه یه الماس درشتیم که بالای غربیل میمونیم.
هنوز سنگای بالای غربیل 313 تا نشدن.
هنوز زمان آزمایشه.
از جون گذشتیم.
از خانواده و اولاد هم میگذریم؟؟؟
از پول شیرین هم میگذریم؟؟؟

من خودم رو عرض میکنم که هنوز واسه الماس شدن خیلی کار دارم.
شاید الآن یه مشت کربن ساده باشم.
هنوز گذر زمان بهم فشار نیاورده.
اگه فشار رو تحمل کنم الماس میشم.
وگرنه مثل گرد مداد BH از الک میریزم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MohammadSadra ، شیدا ، علی املشی ، غریب ، آیات
۱۸:۰۰, ۲۲/شهریور/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/شهریور/۹۴ ۱۸:۰۰ توسط عمار94.)
شماره ارسال: #12
آواتار
متاسفانه جواب حرفهاي شما در همان نكته ي اول بود كه ناگفته رد شدم . در مورد مسئله ظهور و شرايطش هم بحث نميكنم. ولي اگر حرف حرف جانفشاني باشد ، مرد ميدان زياد است ،اصلا ايران به كنار ! بسيج عراق را چه ميگوييد؟حزب الله و انصارالله را چه ميگوييد؟رزمندگان افغان را چه ميگوييد ؟علويان مديترانه را چه ميگوييد؟...... اين حرف هست اما همه ي حرف نيست !

اصلا به گذشته نگاه كنيم مطالعه چند روز قبل و بعد از قطعنامه جنگ تحميلي ميتواند راهنماي خوبي باشد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ام ابیها ، MohammadSadra ، غریب ، آیات
۱۸:۱۳, ۲۲/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #13

حرف شما درسته.
اما جانفشانی و گذشتن از جان تنها یه بخش از گذشته.
این اولین مرحله است.
مرحله های بعدی گذشتن از مال و فرزندانه که تو این مرحله سخت میشه.
الآن لبنانی ها و عراقی ها و سوری ها در مرحله آزمایش گذشت از جانن.
خیلی ها تو کشور ما از این مرحله رد شدن.
اما تو مراحل بعدی گیر کردن.
منظور من این بود که کسی که میره تو تنور از همه چیش واسه امامش گذشته.
اون ایمانی که حضرت ابراهیم به خدا داشت که آتیش رو براش سرد میکنه، این آقا هم داشته.
من خودم رو در این قد و قواره ها نمیبینم.
وگرنه حرف شما برای یه برهه زمان خاص واسه ایران و واسه امروز عراق صادقه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MohammadSadra ، غریب
۱۸:۳۸, ۲۲/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #14
آواتار
اين اخرين پستم تو تاپيك هست

ببينيد بحث فراي گذشت از مال و جان و فرزند هست ، اصلا كسي كه از جان ميگذره واضحا از مال و فرزند هم ميگذره ، اون مادر شهيدي كه ميگه اگر ده تا پسر داشتم هرده تاش رو ميفرستادم دروغ نميگه ، نمرده ، مال گذشته نيست حرفيه كه امروز داره ميزنه . گذشتن از مال و جان و فرزند و ماشين و هر چيه ديگه لازمه ولي كافي نيست ، برويد قبل و بعد قطعنامه را بخوانيد ، عمليات مرصاد را بخوانيد مرد جنگ بود ولي....
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ام ابیها ، غریب ، آیات ، MohammadSadra
۲۱:۱۳, ۲۲/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #15

من هم از امروز مثال میزنم و هم از صدر اسلام.
زبیر صفت سیف الاسلام داشت.
این صفت رو هم پیغمبر بهش داده بود.
زبیر جزو مهاجران بود.
یعنی خونه و مال و زندگیشو ول کرد و اومد مدینه.
از جونش توی تمام جنگهای پیغمبر گذشت.
تنها کسی بود که واسه دفاع ار دردانه رسول اکرم از جان شیرین گذشت و روی عمر شمشیر کشید.
طبق حدیثی از امام علی کم مونده بود از اهل بیت بشه.
اما به خاطر پسر مال پرست و شومش از راه درست برگشت.

امروز یه بنده خدایی در کمین رهبریت ایران نشسته که زمان شاه ساواک گرفتش و شکنجه اش میکرد.
از جونش واسه انقلاب ایران گذشت.
ممکن بود بمیره تو همون مبارزات و شهید بشه.
تمام باغهای پسته اش رو تو رفسنجان خرج انقلاب کرد.
به قول آقای توکلی نماینده مجلس در سال 84 اموال ایشون در قبل از انقلاب خیلی بیشتر از امروز بوده.
اما به خاطر اولادش فاتحه انقلاب رو خوند.

من دارم میگم آزمایشا مرحله به مرحله است.
مرحله اولش آزمون جانیه که خیلیها توش سربلند میشن و شهید میشن.
اما اونایی که زنده میمونن باید از فتنه اولاد و اموال طبق آیات قرآن سربلند بیرون بیان.
اما همونطور که گفتم با کلیت حرفتون موافقم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: غریب ، آیات ، MohammadSadra
۲۳:۵۹, ۲۲/شهریور/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/شهریور/۹۴ ۰:۲۴ توسط آیات.)
شماره ارسال: #16
آواتار
(۲۲/شهریور/۹۴ ۱۵:۱۷)ام ابیها نوشته است:  هنوزم هستن کسانی که رو مین برن؟؟؟
الآن آیا شیرینی دلار و بنز و خونه لوکس و ... کسی رو از ایشون باز نداشته.
من الآن نزدیک به 4 ساله که شرایط سختی رو متحمل شدم که بتونیم صاحب خونه بشیم.
یعنی اینقدر که من واسه آماده شدن خونه مون لحظه شماری میکنم، واسه ظهور نمیکنم.
دچار دوگانگی شخصیتی شدم.
رفتم مدل کابینت انتخاب کنم و در حالی که ته دلم داشت قنج میرفت با همسرم سر رنگ کابینت ها اندک مشاجره ای کردم.
بعد هم بغضم ترکید که اگه الآن جای مسلونای سوریه و عراق و یمن و فلسطین و افغانستان و پاکستان و بحرین و ... بودم داشتم از دست یه سری اراذل در میرفتم.
معلوم نبود شب بتونم تو کدوم خرابه ای قایم شم که مبادا پیدام کنن.
اون وقت از رنگ کابینت مینالم؟
بسم الله الرّحمن الرّحیم
سلام خواهری

ای بابا فکر کنم شما مثل من زیاد آش می پزید ..باز هم که موضوعات رو همان! جوری به هم ربط دادید ..!

این آیه شریفه رو قرائت کنید:

قل من حرّم زینة الله الّتی اخرج لعباده والطّیبات من الرّزق

این بحثی که شما مطرح فرمودید اگر بخواهم پاسخ بدم به این تاپیک مربوط نمی شود.. به همین خاطر خلاصه می گم...

این بحث که شیعه باید منظم باشه و آیه ای که یاد آوری کردم توضیح بیشتر نیاز داره

اینکه ما نتونیم وظیفه و کار صحیح رو از غیر صحیح تشخیص بدیم و عذاب وجدان های بیجا داشته باشیم گاه باعث میشه از چیزهای مهم تر غافل بمونیم و ذهنمون محدود بشه به همین خاطر احتیاطا باید مراقب ذهنمون باشیم

به نظرم نیاز به بررسی و فکر کردن داره اما هرکسی خودش از اوضاع زندگی اش خبر داره

مثلا شما می توانید بخشی از سهمی که برای خرید کابینت جدا کرده اید رو اختصاص بدید جهت کمک به مظلومین

می تونید از تمام سهمیه ها سهمی رو جدا کنید اختصاص بدهید به مظلومین و ان شاءالله برکت آن را مشاهده کنید

یک مومن نباید زیاده روی داشته باشد و هرچند ثروتمند ترین و یا قدرت مند ترین فرد هم که باشد بالاخره که چهار تا چشم و دوتا بینی ندارد تا بخواهد زیاده روی داشته باشد و یک مومن واقعی فقط به قدر نیاز از فضلی که خداوند به او عطا کرده بهره می برد وبقیه را در راه خدا استفاده و مدیریت می کند

و این جور مسائل منافاتی با حفظ ایمان ندارد

شاید خدا خواسته از فضلش به شما عطا کند مهم مدیریت صحیح توسط شماست بنابراین اگر به چیزی نیازمند بودید عذاب وجدان نداشته باشید

چون گاهی وسوسه های شیاطین جهت آزار مومنین هم وجود دارند

یک توصیه هم ان شاءالله خصوصی خواهد کرد...

پ.ن 1....قصدم این نبود تا بگم آیه ذکر شده به وسیله ای به نام کابینت ربط دارد ولی چون به عنوان مثالی از زینت بیان شده بود این آیه ذکر گردید..

پ.ن2...این نوشته جهت نقد ناراحتی وغصه ی به حق برای مظلومین و یاد آوری مظلومیت ان ها در لحظات زندگی نیست واتفاقا این ناراحتی بسیار ارزشمند است
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ام ابیها ، MohammadSadra
۸:۴۹, ۲۳/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #17
آواتار
دوستان هدف من از این تاپیک فقط

اندر احوالات منتظر سوپر مدعی کشککی مثل خودم بود.

می خواستم بگم ما در زندگی به ساده ترین چیزهایی که می دونیم رضایت صاحب الزمان در اونها هست عمل نمی کنیم چه برسه به تنور.

به آنچه میدانید عمل کنید این کل عرفان است.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: افشین ، ام ابیها ، میم.حسین.الف
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا