کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چند درصد احادیث کتاب اصول کافی صحیح اند؟
۲۱:۳۲, ۶/مهر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/مهر/۹۵ ۲۱:۳۵ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #1

آیا احادیث كافی صحیحند؟

حدیث صحیح:
• معیار قدما: احادیثی که در كتب معتبر شیعه ذكر شده‌است.
• معیار متأخرین: 1- سند متصل 2 - راویان امامی 3 – وثاقت راوی
• معیار قدما:
• همۀ احادیث كافی صحیحند.
• معیار متأخرین:
• 5000 صحیح -6000 حسن و موثق – 9500 ضعیف


معنی صحیح در اصطلاح قدما یعنی کلینی ،صدوق،مفید ،سید مرتضی ،نجاشی،شیخ طوسی.....تا نیمه قرن هفتم یعنی زمان سید احمد بن طاوس ،با معنی صحیح در اصطلاح متاخرین یعنی از ابن طاوس به بعد متفاوت می باشد

صحیح نزد قدما به حدیثی گفته میشود که نسبت به صدورش از معصوم اطمینان حاصل شود حالا به خاطر وثاقت راوی یا قرائن دیگر مانند حمایت از طرف روایات دیگر و...در این روش مهم اثبات صدور متن روایت به معصوم است بوسیله وثاقت راویان حدیث یا قوت متن یا قراین همراهی کننده مانند تشکیل خانواده حدیث در موضوع خاص و ....

ولی صحیح نزد متاخرین حدیثی هست که سندش به معصوم متصل باشد و راویانش همه امامی عادل باشند

در این روش توجهی به متن حدیث نمی شود و فقط سند برسی می شود و در نتیجه حکم به ضعف یا صحت به سند بر می گردد نه به متن حدیث
لذا گفته می شود صحیح السند یا ضعیف السند

توجه به این نکته لازم است که حکم به وثاقت یا تضعیف راوی بر اساس مطالبی روایی و تاریخی که در توثیق و مدح و ذم راویان جمع آوری شده است صورت می گیرد اگر یک راوی شناخته شده و مدح داشته یاشد روایت او صحیح می شود و اگر مذمت شده باشد روایتش ضعیف می شود و نیز اگر حرفی در باره راوی پیدا نکرده باشیم باز هم حکم به ضعف راوی می شود اگر چه ممکن است فی الواقع فرد خوبی بوده باشد اما برای ما مجهول است

حدیث موضوع یا جعلی

به حدیثی گفته می شود که ثابت شود از امام صادر نشده است به خاطر مخالفت با قرآن یا مسلمات اعتقادی و دینی و تاریخی . و...
بنابراین نمی شود به هر حدیث ضعیف جعلی یا تحریف شده گفت ضعیف آن است که استنادش به معصوم ثابت نشده باشد و جعلی آن است که صادر نشدنش ثابت شده باشد و این دو متفاوتند

با این حساب اعتقاد کلینی ،صدوق،مفید ،سید مرتضی،شیخ طوسی اعلی الله مقامهم با نظر متاخرین متفاوت هست قدما کافی را کاملا صحیح میدانند

خود مرحوم کلینی در مقدمه ی کافی می گوید:

كتاب كاف يجمع من جميع فنون علم الدين ما يكتفي به المتعلّم و يرجع إليه المسترشد و يأخذ منه من يريد علم الدين و العمل به بالآثار الصحيحة عن الصادقين عليهم السلام و السنن القائمة التي عليها العمل، و بها تؤدّى فرائض اللَّه و سنّة نبيّه صلى اللَّه عليه و آله کافی ج 1 ص9

کتاب کافی که از همه ی علوم مورد نیاز در آن است.....هر کس بخواهد به علم دین و روایات صحیحه از ائمه عمل کند..

مرحوم مجلسی در مراه العقول ج1 ص21و 22 نظرش را درباره ی کافی این گونه می گوید:

وجود خبر در امثال چنین اصول معتبری موجب جواز عمل به آن می گردد،اما ناچاریم به هنگام تعارض برای ترجبح روایات بر یک دیگر به سند آنها رجوع کنیم زیرا معتبر بودن تمام روایات کتاب ،منافاتی با این امر ندارد که برخی از آنها قوی تر باشند.

این در حالی است که خود مجلسی در مراه العقول که بزرگترین شرح کافی است بیش از 9000 روایت کافی را دارای سند ضعیف می داند

بر مبنای متاخرین :

جناب فخر الطریحی و شیخ یوسف بحرانی ،پس از اینکه مجموع روایات کافی را 16199 حدیث شمردند از این تعداد 5072 صحیح و 144 حدیث حسن و 1118 حدیث موثق و 302 حدیث قوی و 9485 حدیث ضعیف ،دانستند

جامع المقال ص193 و لولوه البحرین ص 394 و 395

و بنا به نظر آقای سید جواد شبیری زنجانی 9488 سند صحیح 2720 سند موثق و 6328 سند ضعیف می باشد

منبع:
http://www.askdin.com/showthread.php?t=3...#post47259
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم ، میثم2 ، قلب

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۰:۵۴, ۲۰/مهر/۹۵
شماره ارسال: #21
آواتار
(۱۹/مهر/۹۵ ۲۱:۵۸)سعدی نوشته است:  خود شما این کتاب رو دیده اید؟

اگر شک دارید می تونید در مورد صحت روایت سوال کنید.

متشکرم

به نکته ی بسیار خوبی اشاره کردید که میتواند از اصل تاپیک هم مهمتر باشد .

من شخصا این کتاب را ندیدم ، منتها این حدیث را شخص معممی دیده و نقل کردند که دارای ویژگی های زیر بوده اند :

1.شخصیت شناخته شده
2.موجودیت فیزیکی
3.عدم دغلبازی در گذشته


باید یاد بگیریم که اگر شخصی دارای این ویژگی ها بود و سخنی را مطرح کرد و در مقابل شخصی فاقد این ویژگی ها بود و نسبت به آن سخن تشکیک کرد ، ارزشی برای سوالش قایل نباشیم !


میکا جواب دوستان در سایت های پاسخگویی خوب است و البته در مکانی ذکر شده که ربطی به موضوع تاپیک نداشته ، تو مجبور هستی در زمین منطق بازی کنی !

برای شروع بهتر است به این سوال پاسخ دهی (چون با قرار گرفتن در گروه ی سخنت خود به خود معتبر میشود ،با قرار گرفتن در گروه دیگر ارزش مباحثه پیدا میکنی و متاسفانه اگر در گروه آخر باشی باید به سطل زباله فکر کنی)

نسبت شما با کتاب بحارالانوار چیست؟

1.مولف کتاب هستید یا خودتان محدث هستید .

2.عالم دینی و فقیه هستید و درستی احادیث را بررسی میکنید .

3.یک شیعه ی عامی یا یک علاقه مند به شیعه هستید و قصد اصلاح و جواب به شبهات را دارید

4.یک دشمن موذی هستید

گزینه ی درست را انتخاب کنید و ما هم طبق آنچه در تاپیک گذشت بررسی میکنیم که ادعایتان چه قدر درست است
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۴۷, ۲۰/مهر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/مهر/۹۵ ۱۳:۵۴ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #22
آواتار
شنیدن و خواندن بعضی از نوشته ها در این موضوع انسان رو شگفت زده می کنه .
ببینید موضوع سختی نیست . بنده هم در کلیت صحبت می کنم .
خطابم به کسی نیست که جناب عمار شما نام بردید که فلانی و فلانی ساده هستند اما ساده لوح نیستند یا خشن هستند ؟! ! این حرفها برای چی هستند بنده متوجه نمیشم !
هر کس در اینجا فعالیت می کنه باید نظر خودش رو بگه و دلایل خودش رو برای گفته های خودش اقامه کنه .
جناب سعدی دلایل میارند و جناب مهدی سینا هم همینطور ولی شما متاسفانه به جای اینکه دلایل خودتون رو ، منبع صحبت خود رو بیاورید ، مداوم حاشیه می پردازید .
خوب در کتاب منهاج که می فرمایید کتابش رو بیاورید . من حداقل صد صفحه قبل و صد صفحه بعد از کتاب بحار رو گشتم اما اون حدیث رو پیدا هم نکردم .
نمی دونم چرا بعضی ها برای خودشون داشتان پردازی کردند و روایتی مثل اون روایت رو جعلی در اون موضوع که همه می دونیم رو آوردند و ساختند !! خوب کار اشتباهی بود !
این همه حاشیه و توهین برای چی هست ؟

البته الان مشکل دوتا شده و الان راجع به بحارالانوار صحبت می کنیم که
  • همونطور که جناب مهدی سینا فرمودند ، کتاب بحار کتاب مهم هست و جزء منابع . اما مطلقا درست نیست و با تحقیق و پرسش و استفاده از منابع مختلف میشه پرسید و بررسی کرد .
  • مطلقا همش درست نیست . مطلقا غلط هم نیست !

امضای فاطمه خانم
[تصویر: 793255_714.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی ، Anti gods
۱۵:۰۷, ۲۰/مهر/۹۵
شماره ارسال: #23

سلام

اگر یک شخص معمم و مومن که روایتی رو ذکر کرد، آیا لزوماً اون روایت مستنده؟

در جواب باید گفت که استدلالهایی که برای تبیین مسائل دینی بیان میشن بر دو نوع اند:

1- استدلال برهانی
2- استدلال خطابی

استدلالهای برهانی باید از منطق پیروی کنند. در اینگونه استدلالها استفاده از احساسات، داستانهای غیر واقعی و مغلطه ها جایز نیست. اما در مقابل، استدلالهای خطابی می تونند مبتنی بر احساسات، ذکر داستان، روایتهای ضعیف و ... باشند.

کاربرد این دو نوع استدلال با همدیگر متفاوته. به طور مثال به مطلبی که کارشناس سایت askdin در مورد اعتبار کتاب "سیصد و بیست داستان از معجزات و کرامات امام علی (علیه السلام)" فرمودند توجه بفرمایید:
http://www.askdin.com/showthread.php?t=55543
نقل قول:با سلام و احترام
ببینید اگر بخواهم در سطح کلان و بالاتر از این کتاب سخن بگوییم و یک قاعده کلی به دست آوریم باید عرض کنم که اعتبار لازم و استواری لازم برای هر مطلبی متناسب با این است که از آن چه انتظاری داریم و به چه منظوری می خواهیم از ان متن استفاده کنیم.
اگر بخواهیم اعتقاداتمان را بر امری بنا سازیم باید آن چیز محکم و استوار باشد، نمیتوان اعتقادات را بر داستان و امثال آن بنا نمود؛ لذا هرگز نمی توان به این کتاب یک نگاه اعتقادی داشت.
اما گاهی هدف انسان کشف اعتقاد حقه نیست، بلکه با دلائل برهانی در جای خودش امامت، افضلیت، عصمت و قدرت کرامت امیرالمومنین(علیه السلام) اثبات شده است و اکنون به دنبال افزایش عشق به آن حضرت(علیه السلام) در دل مخاطب یا توصیه های اخلاقی و امثال آن هستیم، در اینجا میتوان از داستان ها و حکایات بهره گرفت و چون عجیب بودن انها با اعتقادات ما در تعارض نیست مشکلی ندارد. چون ما به دنبال بهره بردن اعتقادی از آنها نیستیم.
قرآن کریم هم پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را برای تشویق به دین از طذق مختلف متناسب با مخاطب، و مناسب با هدفی که انتظار دارد ، دعوت نموده است: «ادْعُ إِلى‏ سَبيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتي‏ هِيَ أَحْسَن‏»؛ با حكمت، و با اندرز نيكو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى كه نيكوتر است، استدلال و مناظره كن‏(نحل:125)
معنى" حكمت"- بطورى كه در مفردات آمده به معناى اصابه حق و رسيدن به آن به وسيله علم و عقل است، و اما" موعظه" به اين معنا تفسير شده كه كارهاى نيك طورى يادآورى شود كه قلب شنونده از شنيدن آن بيان، رقت پيدا كند، و در نتيجه تسليم گردد، و اما" جدال" عبارت از سخن گفتن از طريق نزاع و غلبه جويى است‏. بنا بر اين، اين سه طريقى كه خداى تعالى براى دعوت بيان كرده با همان سه طريق منطقى، يعنى برهان و خطابه و جدل منطبق مى‏ شود.
لذا همان طور که حکمت و برهان در جای خودش کارآمد است، استدلالات خطابی که نیازی نیست برهانی باشند نیز در جای خود کارآمد بوده و نقش مثبت خود را در تحریک مخاطب خواهند داشت.
با این مقدمه می رویم به سراغ کتابی که شما فرمودید، حال اینگونه پاسخ می دهیم:
این کتاب به عنوان یک کتاب اعتقادی معتبر نیست؛ چون مواد کتب اعتقادی باید برهانی یا حداقل موجب علم اطمینانی باشند؛ اما به عنوان یک کتاب اخلاقی در جهت تقویت احساسات نسبت به امام علی(علیه السلام) تا زمانی که خلاف آن ثابت نشود و عقل ستیز نباشد معتبر بوده و می توان از آن بهره برد.

ممکنه داستانهای این کتاب برای ذکر در یک جمع خاص مناسب باشند، اما نمی تونند پایه محکمی برای اعتقادات ما باشند و برای ترویج اعتقادات در میان مخالفان هم مناسب نیستند. برای مطالعه کتاب "سیصد و بیست داستان از معجزات و کرامات امام علی (علیه السلام)" می تونید به لینک زیر مراجعه بفرمایید:
http://www.ghadeer.org/Book/990/147985
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۵۵, ۲۰/مهر/۹۵
شماره ارسال: #24
آواتار
(۲۰/مهر/۹۵ ۱۳:۴۷)فاطمه خانم نوشته است:  شنیدن و خواندن بعضی از نوشته ها در این موضوع انسان رو شگفت زده می کنه .
ببینید موضوع سختی نیست . بنده هم در کلیت صحبت می کنم .
خطابم به کسی نیست که جناب عمار شما نام بردید که فلانی و فلانی ساده هستند اما ساده لوح نیستند یا خشن هستند ؟! ! این حرفها برای چی هستند بنده متوجه نمیشم !

ساده بودن یک صفت نیک است ولی برخلاف نامش رسیدن به (ساده بودن) هم زمان بر است و هم مشکل ، کسی که میخواهد به سادگی برسد اما مقدمات آن را درست طی نکرده تبدیل به ساده لوح میشود . افراد ساد لوح همیشه در طول تاریخ بوده اند و میتوان با بررسی وضع انها متوجه جریان شد .

(۲۰/مهر/۹۵ ۱۳:۴۷)فاطمه خانم نوشته است:  هر کس در اینجا فعالیت می کنه باید نظر خودش رو بگه و دلایل خودش رو برای گفته های خودش اقامه کنه .
در این صورت کل سیستم تالار مشکل دارد ! برای درک بهتر موضوع پیشنهاد میکنم مدتی طرز فعالیت سایتی مانند ویکی را در نظر بگیرید ! آنها از ان سمت بام افتاده اند و به مخالف اجازه ی نفس هم نمیدهند و شما از این طرف ! گفتگو قوائد خودش را دارد !

(۲۰/مهر/۹۵ ۱۳:۴۷)فاطمه خانم نوشته است:  
  • همونطور که جناب مهدی سینا فرمودند ، کتاب بحار کتاب مهم هست و جزء منابع . اما مطلقا درست نیست و با تحقیق و پرسش و استفاده از منابع مختلف میشه پرسید و بررسی کرد .
  • مطلقا همش درست نیست . مطلقا غلط هم نیست !
به نظرم بهتره شما هم به این سوال جواب بدید ، اما چون میدونستم حتما 4 نیستید ، حذفش کردم
نقل قول:نسبت شما با کتاب بحارالانوار چیست؟

1.مولف کتاب هستید یا خودتان محدث هستید .

2.عالم دینی و فقیه هستید و درستی احادیث را بررسی میکنید .

3.یک شیعه ی عامی یا یک علاقه مند به شیعه هستید و قصد اصلاح و جواب به شبهات را دارید


(۲۰/مهر/۹۵ ۱۵:۰۷)سعدی نوشته است:  سلام

اگر یک شخص معمم و مومن که روایتی رو ذکر کرد، آیا لزوماً اون روایت مستنده؟
بهتره طفره نرید ! من خودم این ترفندها رو بهتر بلدم .

سوال من این بود ایا اگر شخصی روحانی با صفات ذکر شده عنوان کرد که روایتی در کتابی وجود دارد ، و در مقابل کاربری با سوابق معلوم (که در جایی حتی خودش با خودش مباحثه کرده !!!) اعلام کرد که این روایت در ان سند نیست . سخن کدام ارحج است؟

قرار بود به سوال اصلی پاسخ دهید ؟؟؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۳۵, ۲۰/مهر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/مهر/۹۵ ۱۷:۳۷ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #25

عمار گرامی
یه سوال در مورد صحت روایت از سایتهای پاسخگویی بپرس. خیال همه رو هم راحت کن.

سوال:

چرا علامه مجلسی در بحارالانوار روایات ضعیف بسیاری را نقل نموده است؟ من خوانده ام که او تلاش نمود که روایات کاذب بحار را از بین ببرد اما قبل از اینکه بتواند این کار را انجام دهد از دنیا رفت.

پاسخ:

وضعیت مرحوم علامه مجلسی در گرد آوری بحار الانوار بسیار متفاوت از شرایط عادی است. اگر بخواهیم کار ایشان را به امری محسوس تشبیه کنیم، مانند آن است که کسی جواهرات و طلاها از جیبش به زمین ریخته شده و از سوی دیگر راهزنان در تعقیب او هستند، عاقلانه­ترین کار این انسان آن است که جواهرات را با خاشاک و خاکهای اطراف جمع کرده و با خود ببرد و در فرصت مناسب به تجزیه خاشاک از جواهرات بپردازد. زیرا اگر بخواهد در همان منطقه به تجزیه آنان بپردازد ممکن است دشمنان و راهزنان سر رسیده و جواهرات را به یغما ببرند. از این جهت کار علامه مجلسی بسیار ارزشمند اشت و بر عهده محققین بزرگوار است که به تحلیل و اصطیاد روایات ارزشمند اثر گرانقدر بحار الانوار بپردازند و البته این تمثیل تا حدود زیادی دیگر کتب روایی شیعه را هم شامل می­شود.

http://www.hawzah.net/fa/Question/View/9...8%A7%D8%B1
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم
۲۳:۵۳, ۲۱/مهر/۹۵
شماره ارسال: #26
آواتار
نقل قول:نسبت شما با کتاب بحارالانوار چیست؟

1.مولف کتاب هستید یا خودتان محدث هستید .

2.عالم دینی و فقیه هستید و درستی احادیث را بررسی میکنید .

3.یک شیعه ی عامی یا یک علاقه مند به شیعه هستید و قصد اصلاح و جواب به شبهات را دارید

4.یک دشمن موذی هستید
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۰:۳۲, ۲۲/مهر/۹۵
شماره ارسال: #27

سلام عمار گرامی
پاسخ سوال شما بستگی به تعریف کلمه دشمن داره. من و شما ممکنه اختلاف نظرهایی با هم داشته باشیم اما این اختلاف نظرها ما رو به دشمن تبدیل نمی کنه. اختلاف نظرها رو باید با منطق حل کرد نه با دشمنی و افزایش روحیه تحقیق می تونه به رفع این دشمنی ها کمک کنه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۳۵, ۲۲/مهر/۹۵
شماره ارسال: #28
آواتار
تعریف دشمن دست من نیست ! اما برای اینکه سوتفاهمی پیش نیاد از یک واژه ی مترادف استفاده میکنم . و تعریف کلمه ی مخالف هم سخت نیست و از یک منتقد معمولی به ظاهرآدم حسابی شروع میشود و تا ..... هم ادامه داره !!!
نقل قول:نسبت شما با کتاب بحارالانوار چیست؟

1.مولف کتاب هستید یا خودتان محدث هستید .

2.عالم دینی و فقیه هستید و درستی احادیث را بررسی میکنید .

3.یک شیعه ی عامی یا یک علاقه مند به شیعه هستید و قصد اصلاح و جواب به شبهات را دارید

4.مخالف مکتب تشیع هستید .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی
۱۸:۰۰, ۲۲/مهر/۹۵
شماره ارسال: #29

سلام
بسیار خوب. در واقع سوال شما این است که آیا اصول مذهب تشیع را پذیرفته ام یا خیر؟
ما به لحاظ عقلی و شرعی موظفیم اصول دین را بر اساس یک پایه محکم بپذیریم و تقلید در اصول دین جایز نیست. در حال حاضر چنین پایه محکمی رو برای توحید دارم و در مورد سایر عقاید در حال تحقیقم. در این میان آشنایی با روشهای تشخیص صحت احادیث اهمیت خودش رو داره. این تاپیک باعث شد مجبور بشم در این مورد تحقیق کنم و به لطف جناب مهدی سینا و سرکار خانم فاطمه گرامی دیدگاه بهتری رو در این زمینه پیدا کنم. امیدوارم این تاپیک برای شما هم مفید بوده باشه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم
۲۱:۳۶, ۲۲/مهر/۹۵
شماره ارسال: #30
آواتار
نقل قول:
نسبت شما با کتاب بحارالانوار چیست؟


1.مولف کتاب هستید یا خودتان محدث هستید .


2.عالم دینی و فقیه هستید و درستی احادیث را بررسی میکنید .


3.یک شیعه ی عامی یا یک علاقه مند به شیعه هستید و قصد اصلاح و جواب به شبهات را دارید


4.مخالف مکتب تشیع هستید .

هدف شما در این تاپیک ها چیست؟

1. فرافکنی و کشاندن بحث به حاشیه

2. جواب ندارم می خوام یه چی دیگه بندازم وسط

3. از هر روشی برای سرکوب مخالفم استفاده کنم

4. می خوام بحث با سیر منطقی خودش به نتیجه مطلوب برسه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی ، Anti gods
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا