تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: چند درصد احادیث کتاب اصول کافی صحیح اند؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5
آیا احادیث كافی صحیحند؟

حدیث صحیح:
• معیار قدما: احادیثی که در كتب معتبر شیعه ذكر شده‌است.
• معیار متأخرین: 1- سند متصل 2 - راویان امامی 3 – وثاقت راوی
• معیار قدما:
• همۀ احادیث كافی صحیحند.
• معیار متأخرین:
• 5000 صحیح -6000 حسن و موثق – 9500 ضعیف


معنی صحیح در اصطلاح قدما یعنی کلینی ،صدوق،مفید ،سید مرتضی ،نجاشی،شیخ طوسی.....تا نیمه قرن هفتم یعنی زمان سید احمد بن طاوس ،با معنی صحیح در اصطلاح متاخرین یعنی از ابن طاوس به بعد متفاوت می باشد

صحیح نزد قدما به حدیثی گفته میشود که نسبت به صدورش از معصوم اطمینان حاصل شود حالا به خاطر وثاقت راوی یا قرائن دیگر مانند حمایت از طرف روایات دیگر و...در این روش مهم اثبات صدور متن روایت به معصوم است بوسیله وثاقت راویان حدیث یا قوت متن یا قراین همراهی کننده مانند تشکیل خانواده حدیث در موضوع خاص و ....

ولی صحیح نزد متاخرین حدیثی هست که سندش به معصوم متصل باشد و راویانش همه امامی عادل باشند

در این روش توجهی به متن حدیث نمی شود و فقط سند برسی می شود و در نتیجه حکم به ضعف یا صحت به سند بر می گردد نه به متن حدیث
لذا گفته می شود صحیح السند یا ضعیف السند

توجه به این نکته لازم است که حکم به وثاقت یا تضعیف راوی بر اساس مطالبی روایی و تاریخی که در توثیق و مدح و ذم راویان جمع آوری شده است صورت می گیرد اگر یک راوی شناخته شده و مدح داشته یاشد روایت او صحیح می شود و اگر مذمت شده باشد روایتش ضعیف می شود و نیز اگر حرفی در باره راوی پیدا نکرده باشیم باز هم حکم به ضعف راوی می شود اگر چه ممکن است فی الواقع فرد خوبی بوده باشد اما برای ما مجهول است

حدیث موضوع یا جعلی

به حدیثی گفته می شود که ثابت شود از امام صادر نشده است به خاطر مخالفت با قرآن یا مسلمات اعتقادی و دینی و تاریخی . و...
بنابراین نمی شود به هر حدیث ضعیف جعلی یا تحریف شده گفت ضعیف آن است که استنادش به معصوم ثابت نشده باشد و جعلی آن است که صادر نشدنش ثابت شده باشد و این دو متفاوتند

با این حساب اعتقاد کلینی ،صدوق،مفید ،سید مرتضی،شیخ طوسی اعلی الله مقامهم با نظر متاخرین متفاوت هست قدما کافی را کاملا صحیح میدانند

خود مرحوم کلینی در مقدمه ی کافی می گوید:

كتاب كاف يجمع من جميع فنون علم الدين ما يكتفي به المتعلّم و يرجع إليه المسترشد و يأخذ منه من يريد علم الدين و العمل به بالآثار الصحيحة عن الصادقين عليهم السلام و السنن القائمة التي عليها العمل، و بها تؤدّى فرائض اللَّه و سنّة نبيّه صلى اللَّه عليه و آله کافی ج 1 ص9

کتاب کافی که از همه ی علوم مورد نیاز در آن است.....هر کس بخواهد به علم دین و روایات صحیحه از ائمه عمل کند..

مرحوم مجلسی در مراه العقول ج1 ص21و 22 نظرش را درباره ی کافی این گونه می گوید:

وجود خبر در امثال چنین اصول معتبری موجب جواز عمل به آن می گردد،اما ناچاریم به هنگام تعارض برای ترجبح روایات بر یک دیگر به سند آنها رجوع کنیم زیرا معتبر بودن تمام روایات کتاب ،منافاتی با این امر ندارد که برخی از آنها قوی تر باشند.

این در حالی است که خود مجلسی در مراه العقول که بزرگترین شرح کافی است بیش از 9000 روایت کافی را دارای سند ضعیف می داند

بر مبنای متاخرین :

جناب فخر الطریحی و شیخ یوسف بحرانی ،پس از اینکه مجموع روایات کافی را 16199 حدیث شمردند از این تعداد 5072 صحیح و 144 حدیث حسن و 1118 حدیث موثق و 302 حدیث قوی و 9485 حدیث ضعیف ،دانستند

جامع المقال ص193 و لولوه البحرین ص 394 و 395

و بنا به نظر آقای سید جواد شبیری زنجانی 9488 سند صحیح 2720 سند موثق و 6328 سند ضعیف می باشد

منبع:
http://www.askdin.com/showthread.php?t=3...#post47259
در مورد بحارالانوار آيا مي توان به همه احاديث آن اطمينان كرد؟

در پاسخ به اين پرسش نكات ذيل قابل توجه است :
1- پاسخ اجماليبه اين پرسش اين است كه كتاب ارزشمند بحار الانوار كه در واقع يك دائره المعارف بزرگ شيعه است مشتمل بر احاديثي است كه برخي صحيح و برخي ضعيف است و به همين دليل نيازمند بحث سندي و رجالي و متني است .
2- پاسخ مفصل به اين پرسش چنين است :
علامه مجلسي (ره ) و كساني كه همانند ايشان بوده و هستند, داراي دو گونه كار در زمينه احاديث اند :
1- گردآوري و طبقه بندي , 2- نقد و بررسي .
كسي كه اندك اطلاعي در مورد آثار علامه مجلسي (ره ) داشته باشد به آساني در مي يابد كه روش آن مرحوم در بحارالانوار گردآوري و طبقه بندي بوده است . كاري كه هر محققي در آغاز كار تحقيق بايد به آن بپردازد. كار علامه مجلسي در زمان خود كار بسيار لازم و ضروري بوده است ; چرا كه شيعه قرن ها در تحت فشار دستگاه هاي حكومتي بوده و از همين رو بسياري از احاديث و آثار آن نابود شده بود و يا در خطر نابودي قرار داشت . بقاي كتاب و حديث نيز در آن زمان به نوشتن و انتشار دستي وابسته بوده است . از اين رو اگر كتابي نوشته نمي شد واز روي آن نسخه هاي متعدد منتشر نمي گرديد, از بين مي رفت ; چنان كه آثار فراواني از بزرگان عالم اسلام به همين دليل و به دليل حوادث و پيشامدها, از بين رفته است . علامه مجلسي (رحمة الله علیه) در روزگار كوتاهي كه فرصتي براي شيعه پديد آمده بود (نسبت به تاريخ اسلام ) همت نهاد و كتاب هاي رو به نابودي شيعه را از اقصي نقاط عالم اسلام گردآوري و به طبقه بندي احاديث و تبويب آنها همت گماشت , حاصل اين كار مجموعه گران قدر ‹‹بحارالانوار›› و نيز ‹‹عوالم بحراني ›› است . شأن محقق در مرحله تتبع تنها گردآوري است .
علامه مجلسي (رحمة الله علیه) چهره ديگري دارد كه آن چهره نقد و بررسي است . كتاب شريف ‹‹مرآه العقول ›› -كه شرح و نقد علمي ودقيق كتاب گران قدر كافي است - اين جايگاه علامه را به روشني آشكار مي سازد. متأسفانه برخي كه از وادي تحقيق دورند, تنها يك چهره كار را ديده اند; گرچه آن نيز در جاي خود كاري لازم و ضروري بوده است (گردآوري ) و اگر بنا باشد محدث رواياتي را كه فقط به نظر او صحيح مي رسد گردآوري كند, اين كار عوارض بسيار نامطلوبي را در پي خواهد داشت :
اولا, بسياري از احاديث به دليل عدم نقل (به ويژه در گذشته ها) متروك و محجور مي ماند و كم كم از بين مي رفت .
ثانيا, نظر محدث نوعا نظري است اجتهادي كه بر طبق مباني خود آن را برمي گزيند. چه بسيار مواردي كه محدثي حديثي را صحيح مي داند ولي محدث ديگر بر طبق ادله آن را رد مي كند و برعكس . بنابراين حذف روايات , بستن راه تحقيق به روي ديگران است . چه بسا امروز حديثي فهميده نشود; ولي فردا همان حديث راه گشاي آيندگان باشد و... و يا با نقطه نظرهاي اجتهادي تازه , راه براي اثبات صحت سند آن فراهم گردد.
3-در مورد غير منطقي بودن و يا خرافي بودن برخي احاديث به نظر ما بايد گفت : «خرافه»؛ يعني چيزى كه فاقد سند و مدرك باشد و مردم بدون هيچ اصل و ريشه‏اى بدان معتقد باشند كه موارد آن ممكن است كه زياد هم باشد. در برخورد با مسائل ديني يك سري از آنها پايه و اساس و مدرك دارند و يك سري ديگر اين گونه نيست و ممكن است از خرافات و جعليات محسوب شوند. در شناخت اين دو گونه مي توان گفت ملاك شناخت حقيقت در حوزه معارف دينى دو منبع اصلى دارد كه عبارت است از وحى و عقل. اگر هر يك از عقل يا وحى موضوعى را تأييد نمود به عنوان حقيقت مى‏پذيريم. البته بايد توجه داشت كه استفاده از عقل و وحى ضوابطى دارد كه دانشمندان مسلمان در تنقيح آن ضوابط زحمات بسيارى كشيده‏اند و بايد به آن ضوابط توجه نمود. بعد از اين مقدمه توجه شما را به چند نكته جلب مى‏كنيم:
اول : عقل توانايى درك همه‏ى حقايق را ندارد و يكى از حكمت‏هاى نياز به وحى نيز همين نكته مى‏باشد.
دوم : علوم تجربى در حوزه خودش قابل استناد است كه البته محدود به امور مادى مى‏باشد.
سوم :حرف عدم درك يك چيز موجب انكار آن نمى‏شود، اگر در روايات معتبر براى انگشتر عقيق خواصى ذكر شده كه ما از درك آن از طريق عقل يا تجربه عاجزيم، نبايد منكر گرديم. چرا كه از يك سو عقل ناتوان است و از سوى ديگر بسيارى از امور به مرور زمان در علوم تجربى روشن مى‏گردد. ما به استناد علم كامل و عصمت معصومين(علیه السلام) از كلمات آنان تبعيت مى‏كنيم و علم و عصمت آنان را با ادله قطعى، عقلى و نقلى اثبات مى‏كنيم. بنابر اين در شناخت خرافه از حقيقت تكيه‏گاه اصلى معيارهاى شناخت است.
براى آگاه از معيارهاى شناخت و ارزش معلومات نگاه كنيد:
1. آية‏الله جوادى آملى، معرفت‏شناسى در قرآن، اسراء، قم.
2. علامه طباطبايى، اصول فلسفه و روش رئاليسم با پاورقى‏هاى شهيد مطهرى، مقاله چهارم.

http://www.porseman.org/q/show.aspx?id=130467
بسم الله الرحمن الرحیم
ریاد سخت نگیرید خود اهل بیت فرموده اند اگر مطابق قرآن نبود حدیث ما نیست خب قرآن رو باید از اهلش گرفت آیا تقاسیری از امام حسن عسکری (علیه السلام) وجو نداره دوم سخنانی که محتمل است رو با سخنان متواتر چک کنید
هدف طرح این مطالب؟
میخوایید بگید منابع شیعه نامعتبره ؟
اگه چنین باشه شق های مختلفی ایجاد میشه و مباحثی رو میش پیشفرض گرفت برای عقاید شما .
عزیز جان گرامی نور دیده ، هیج فقیه و محدث و کسی که سرو کارش با احادیث و بزار اصلا اینطور بگم ، هیج انسان عاقلی نمیگه همه کتب 100% صحیح هست مگر قران مجید.
البته برخی معتقد هستن برخی کتب صحیح صحیح هستن و مو لادرزشون نمیره که تکلیفشون جداس و معلوم الحل تشریف دارن .
حالا شما بدون هیچ پیش زمینه تخقیقی و مطالعاتی مخوای یسری کتب رو ( تعصب ندارم بگم نه این کتب 100% درسته و امثال علامه مجلسی و ابن بابویه و کلینی ... همه درست میگن و ... ) رد کنی و بگی اینام کتابشون پر خطاس و اساس عقاید رو از خطا میگیرین.Blush
عزیزم چرا اینقدر میخوای با حاشیه بگی مستقیم بگو بزار یکم حرفات از خودت باشهBlush
(۶/مهر/۹۵ ۲۱:۳۲)سعدی نوشته است: [ -> ]آیا احادیث كافی صحیحند؟

حدیث صحیح:
• معیار قدما: احادیثی که در كتب معتبر شیعه ذكر شده‌است.
• معیار متأخرین: 1- سند متصل 2 - راویان امامی 3 – وثاقت راوی
• معیار قدما:
• همۀ احادیث كافی صحیحند.
• معیار متأخرین:
• 5000 صحیح -6000 حسن و موثق – 9500 ضعیف


معنی صحیح در اصطلاح قدما یعنی کلینی ،صدوق،مفید ،سید مرتضی ،نجاشی،شیخ طوسی.....تا نیمه قرن هفتم یعنی زمان سید احمد بن طاوس ،با معنی صحیح در اصطلاح متاخرین یعنی از ابن طاوس به بعد متفاوت می باشد

صحیح نزد قدما به حدیثی گفته میشود که نسبت به صدورش از معصوم اطمینان حاصل شود حالا به خاطر وثاقت راوی یا قرائن دیگر مانند حمایت از طرف روایات دیگر و...در این روش مهم اثبات صدور متن روایت به معصوم است بوسیله وثاقت راویان حدیث یا قوت متن یا قراین همراهی کننده مانند تشکیل خانواده حدیث در موضوع خاص و ....

ولی صحیح نزد متاخرین حدیثی هست که سندش به معصوم متصل باشد و راویانش همه امامی عادل باشند

در این روش توجهی به متن حدیث نمی شود و فقط سند برسی می شود و در نتیجه حکم به ضعف یا صحت به سند بر می گردد نه به متن حدیث
لذا گفته می شود صحیح السند یا ضعیف السند

توجه به این نکته لازم است که حکم به وثاقت یا تضعیف راوی بر اساس مطالبی روایی و تاریخی که در توثیق و مدح و ذم راویان جمع آوری شده است صورت می گیرد اگر یک راوی شناخته شده و مدح داشته یاشد روایت او صحیح می شود و اگر مذمت شده باشد روایتش ضعیف می شود و نیز اگر حرفی در باره راوی پیدا نکرده باشیم باز هم حکم به ضعف راوی می شود اگر چه ممکن است فی الواقع فرد خوبی بوده باشد اما برای ما مجهول است

حدیث موضوع یا جعلی

به حدیثی گفته می شود که ثابت شود از امام صادر نشده است به خاطر مخالفت با قرآن یا مسلمات اعتقادی و دینی و تاریخی . و...
بنابراین نمی شود به هر حدیث ضعیف جعلی یا تحریف شده گفت ضعیف آن است که استنادش به معصوم ثابت نشده باشد و جعلی آن است که صادر نشدنش ثابت شده باشد و این دو متفاوتند

با این حساب اعتقاد کلینی ،صدوق،مفید ،سید مرتضی،شیخ طوسی اعلی الله مقامهم با نظر متاخرین متفاوت هست قدما کافی را کاملا صحیح میدانند

خود مرحوم کلینی در مقدمه ی کافی می گوید:

كتاب كاف يجمع من جميع فنون علم الدين ما يكتفي به المتعلّم و يرجع إليه المسترشد و يأخذ منه من يريد علم الدين و العمل به بالآثار الصحيحة عن الصادقين عليهم السلام و السنن القائمة التي عليها العمل، و بها تؤدّى فرائض اللَّه و سنّة نبيّه صلى اللَّه عليه و آله کافی ج 1 ص9

کتاب کافی که از همه ی علوم مورد نیاز در آن است.....هر کس بخواهد به علم دین و روایات صحیحه از ائمه عمل کند..

مرحوم مجلسی در مراه العقول ج1 ص21و 22 نظرش را درباره ی کافی این گونه می گوید:

وجود خبر در امثال چنین اصول معتبری موجب جواز عمل به آن می گردد،اما ناچاریم به هنگام تعارض برای ترجبح روایات بر یک دیگر به سند آنها رجوع کنیم زیرا معتبر بودن تمام روایات کتاب ،منافاتی با این امر ندارد که برخی از آنها قوی تر باشند.

این در حالی است که خود مجلسی در مراه العقول که بزرگترین شرح کافی است بیش از 9000 روایت کافی را دارای سند ضعیف می داند

بر مبنای متاخرین :

جناب فخر الطریحی و شیخ یوسف بحرانی ،پس از اینکه مجموع روایات کافی را 16199 حدیث شمردند از این تعداد 5072 صحیح و 144 حدیث حسن و 1118 حدیث موثق و 302 حدیث قوی و 9485 حدیث ضعیف ،دانستند

جامع المقال ص193 و لولوه البحرین ص 394 و 395

و بنا به نظر آقای سید جواد شبیری زنجانی 9488 سند صحیح 2720 سند موثق و 6328 سند ضعیف می باشد

منبع:
http://www.askdin.com/showthread.php?t=3...#post47259

جناب اینو هم ایکاش کارشناس مربوطهقید میکرد و شاید اضافه دید و سنگین برای بحث و شاید مصداق سوال این رو نمیطلبید که بگه رجال شناسی که یکی از مبانی علوم حدیث هست برای وثاقت و یا ضعف و ... ( اصطلاحات هست زیاد درگیر نشین) اینها اجتهادی هست و این یعنی شنا با سعی و کوشش و تحقیق تو تاریخ و منابعی که داری یک شخص رو ثقه و شاید دیگر محقق اون شخص رو غیر ثقه بدونه پس اگه بخوای از این دید استفاده ببری باید اینها رو هم تو پیش زمینه ها تصور کنی .
اینو گفتم تا اگه برای دوستان اشکالی ایجاد شد که چرا امار جناب فخر الطریحی و شیخ یوسف بحرانی و سید جواد شبیری زنجانی باهم احتلاف دارن داستان اینه .

اینم ضمیمه بحث
نقل قول:حدیث صحیح روایتی است که سلسله سند آن توسط راویانی قابل اعتماد و امامی مذهب به معصوم متصل گردد.
بعضی عالمان قیدهای دیگری نیز به تعریف اضافه کرده‌اند:
  • اهل سنت و جمعی از امامیه، قید عدم شُذوذ و عدم عِلَّت (ضعف و بیماری) را در تعریف، اضافه کرده‌اند. مراد از شذوذ آن است که با حدیث مشهور دیگری در تعارض نباشد و منظور از علت، عبارت است از عیب غیر آشکاری که موجب ضعف حدیث شود، مثلا سند در ظاهر متصل به معصوم است ولی با دقت روشن می‌شود در سند افتادگی وجود دارد.
  • بعضی چون بخاری در صحیح، ملاقات راوی را با مروی عنه نیز شرط صحت دانسته‌اند، ولی این شرط نزد مُسلم و دیگران از اهل سنت و نیز نزد امامیه معتبر نیست.
  • شافعی و سخاوی و به تبع آنان جمع دیگری از پیشوایان اهل سنت، مذهب خاصی را شرط قبول روایت ندانسته و روایات ثقات مذاهب را قبول دارند (محمد جمال الدین قاسمی، قواعد التحدیث، بیروت، دارالکتب العلمیه.)
  • خطیب بغدادی از علی بن مدینی (از پیشوایان حدیث اهل سنت) نقل می‌کند که می‌گفت: اگر حدیث اهل کوفه را به جهت تشیع رد کنیم، کتاب‌های حدیث از بین می‌رود.[sup]
    [/sup]
اگه بازم از این مباحث مطرح بشه بدون پشتوانه و پیشفرض صحیح بحث رو فقط انحرافی بحساب میارم. سابقه اینچنین مباحث معلوم هست و ماهیت پست هم معلومSmile
سلام مهدی سینای گرامی

آیا نتیجه این بحث، زیر سوال رفتن پایه و اساس عقایدی است که احادیث گرفته میشن؟ نه اینطور نیست. یک فقیه و یک عالم دینی روایات رو به صرف وجود در کتاب بحارالانوار نمی پذیره، بلکه ابتدا در مورد موثق بودنشون تحقیق می کنه. برای امثال من که علم بررسی صحت احادیث رو نداریم هم منابعی وجود داره که می تونیم بهشون رجوع کنیم. مثلاً یک بخشی از سایت askdin به طرح سوال در مورد سند احادیث مربوط میشه. کتابهایی هم هستند که صرفاً به ذکر احادیث صحیح پرداخته اند و ...

اگر این تاپیک ادامه پیدا کنه، با همکاری شما میتونیم یه درک بهتری از کتب حدیث برسیم. هر جایی که حس کردید داره شبهه ایجاد میشه یا سوء برداشتی دیدید بفرمایید. در نهایت می خوام دو تا نتیجه از بحث بگیرم:

1- ذکر شدن یک حدیث در کتابهای معروف، ما رو از بررسی صحت حدیث بی نیاز نمی کنه.

2- معرفی منابعی برای بررسی صحت احادیث. مثل سایتهایی که امکان استعلام در مورد صحت احادیث رو فراهم میارند، کتابهایی که بررسی رو انجام داده اند و ... . (دوستان هم منابعی که می شناسند رو معرفی بفرمایند)
مهدی سینای گرامی
امکان داره مطالبی در مورد میزان اطمینان پذیری منابع اهل سنت بفرمایید؟ چون می دونم اطلاعات خوبی در این زمینه دارید. ممنون

پرسش :
در کتاب هایی مانند بحارالانوار و حتی کافی احادیثی ضعیف به چشم می خورد. آیا نباید این کتاب ها را از وجود این احادیث ضعیف و احیاناً جعلی پیراست؟


پاسخ :
عملی شدن پیشنهاد شما از چند جهت ایراد دارد:
یک) یک حدیث ممکن است از نظر یک مجتهد یا رجالی، ضعیف باشد اما از نظر مجتهدی دیگر قوی.
دو) ممکن است در حال حاضر همه ی متخصصان حدیثی را ضعیف بدانند اما در آینده نسخه ای خطی و معتبر پیدا شده معلوم شود ایراد در کتابت بوده و متن آن در نسخه ی خطی معتبر درست است.
سه) ممکن است حدیثی، اشاره به اموری داشته باشد که فعلا با دانش بشر موافق نباشد اما در آینده، صحت آنها معلوم شود.
چهار) گاهی فقیه از مجموع احادیث ضعیف به نتیجه ای خاص می رسد.
بنابراین حذف حدیث هایی که به نظر ما ضعیف می رسد، به صلاح نیست.


http://www.hadith.net/post/39534/%D8%B9%...%8C%D9%81/
روال کار این نفوذی ها به این صورته که در صورت های مختلف با غلظت های مختلف وارد میشن

شبهه میندازن و دلشون رو هم قفل میکنن که یموقع هدایت نشن

این وسط اگر دو نفر هم تو شک بیفتن کاسبیشونو کردن

به همین راحتی به همین خوشمزگی
سلام عبدالرحمن گرامی
خوب بود اشاره می فرمودید که کجای این بحث شبهه است؟ چه مطلب نادرستی گفته شده؟

اگر برداشت نادرستی از این مطالب وجود داره بفرمایید تا توضیح داده بشه و تصحیح بشه.
سوال:
کتاب "مشرعه بحار الانوار" که به بررسی صحت احادیث کتاب بحارالانوار پرداخته است، چقدر قابل استناد است؟


پاسخ:
دو مسلک حدیثی شناخته شده در راستای رد و قبول روایات وجود دارد:
1. وثوق صدوری: برابر این معنی معیار پذیرش روایت، اطمینان نوعی به صدور روایت است. از هر راه عقلایی که بوده باشد. بنابراین، اعتبار سندی، تنها راه برای رد و قبول روایت نیست و تنها به عنوان یکی از راه ها، در کنار سایر گزینه ها قرار می گیرد. در نتیجه هماهنگی و ناهماهنگی با کتاب و یا عقل، می تواند موجب اطمینان به صدور یا عدم صدور گردد. مضمون حدیث، با رویدادهای تاریخی، همنوایی با سنت قطعیه و روایاتی که اعتبارشان ثابت است، می تواند مستند اعتبار یا عدم اعتبار قرار گیرد. این نظریه، نظریه اصحاب ائمه(علیه السلام) محدثان و فقهای شیعه در طول قرنها بوده است. (الموجز فی اصول الفقه، جعفر سبحانی، ج 283/2)
2. وثوق سندی: باورمندان این نظریه، وثوق به سند را تنها معیار در اعتبار روایت می دانند. برابر این نظر، هماهنگی مضمون روایت با قرآن، عقل و یا سنت قطعیه یا روایاتی که اعتبارشان ثابت شده است، نمی تواند دلیل اعتبار روایتی باشد که سند موثقی ندارد. بدین معنی که در این صورت، خود آیه، یا دلیل عقل و یا سنت قطعیه، حجت است و روایت دیگری که برابر با آن است، حجت نیست. این نظریه، گرچه باورمندانی از متأخرین نیز داشته، اما در دهه های اخیر و تحت تأثیر اندیشه های آیت اللّه خویی(رحمة الله علیه)، رشد فزاینده ای یافت. به گونه ای که نظر مشهور و رایج فقهای شیعه تحت تأثیر آن قرار گرفت و شماری گمان کردند که این روش، تنها روش پذیرفته شده علمای شیعه بوده است.
نویسنده محترم کتاب، آقای محمد آصف محسنی، از شاگردان آیت اللّه خویی بوده و تحت تأثیر ایشان به "وثوق سندی" باور دارد و بر همین اساس به نقد روایات "بحارالانوار" پرداخته است. ایشان در جای جای مقدمه کتاب خود بر این مطلب پای فشرده و می نویسد: "دست یافتن به حقیقت و مراقبت بر حدود دینی و وظایف شرعی از فزونی و کاستی، می طلبد که تنها بر احادیثی که از نظر سندی اعتبار دارند، بسنده شود و متونی که با سندهای ضعیف و مشکوک وارد شده اند، رها شود و ارزش علم و فطرت عالم، به مراعات کیفیت تمایل دارند، حتی اگر لازم باشد که از کمیت و اندازه چشم پوشی کرده و آن را رها سازد. (مشرعة بحارالانوار، ج 15/1)
بنابر همین اختلاف دیدگاه جناب آقای مهدی حسینیان قمی کتابی در رد مشرعه بحار و در دفاع از کتاب بحار الانوار نوشته است.

http://www.askdin.com/showthread.php?t=56569
سوال:
اگر وثوق صدوری را ملاک قرار دهیم، کتاب بحار الانوار چقدر قابل اطمینان است؟

پاسخ:
در وثوق صدوری محدث بر این باور است که معیار و تراز عمل به حدیث ، اطمینان به صدور آن از معصوم است. و صدور آن از معصوم، از دو راه ثابت می‌شود:
۱. از راه سند؛ یعنی سلسله سند آن باید موثق باشد.
۲. از راه قرینه‌ها و نشانه‌ها.
این راه قرینه‌ها و نشانه‌ها، فرعی از همان سخن معروف است: رویکرد و اقبال اصحاب، ضعف سند را جبران می‌کند و در برابر، روی گردانی اصحاب از حدیث، سبب وهن آن می‌شود. با این ملاک محدث بر این باور است: نمی‌توان با بودن یک راوی ضعیف، روایت را ضعیف انگاشت؛ زیرا ممکن است از راه دیگری اعتبار روایت ، ثابت شود. قرینه‌ها و نشانه‌های خارجی که نشان از اعتبار روایت دارند، تنها در سند خلاصه نمی‌شوند و اهمال راوی در کتاب‌های رجالی، دلیل ضعف راوی نیست.
بنابر این برای پاسخ به سوال شما بایستی اشاره کرد که بررسی روایت ابواب بحار الانوار لازم است وشاید در هر بابی نتیجه رد یا قبول آن دسته از روایات باشد و نمی توان یک جا وکلی قضاوت کرد.

http://www.askdin.com/showthread.php?t=56569
صفحه: 1 2 3 4 5
آدرس های مرجع