|
دغدغه های سیاسی و ....روزانهء انقلابیون ،دلواپس و بیسواد ..
|
|
۹:۴۷, ۶/مهر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/مهر/۹۵ ۱۴:۲۶ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() زندگی به دو سبک! به سبک ضرب المثل؛ چراغی که به خانه رواست بر مسجد حرام است؛ بیشتر کسایی که این ضرب المثل دستاویزشون شده تمامیت خواه شدن طوری عمل میکنن که گویا کل چراغ های عالم باید در خونه ایشون روشن باشه! با درآمد میلیاردی یارانه چهل هزاری میگیره هنوز چون معتقده چراغی که به خانه رواست بر مسجد حرام است! تو آپارتمانش چون کنتور آب مشترک دارن تا دلت بخواد آب اسراف میکنه و با افتخار به اهل خانوادش میگه ما استفاده نکنیم بقیه استفاده کنن؟ چراغی که به خانه رواست بر مسجد حرام است! . دو تا خونه داره ولی به اسم بچه هاشم مسکن مهر ثبت نام کرده! ازش میپرسی تو که شانت اجازه نمیده مسکن مهر بری چرا میخوای بگیری؟ میگه من نگیرم بقیه بگیرن؟؟؟ چراغی که به خانه رواست بر مسجد حرام است! . هفت تا مغازه داره ولی به یه پسرش گفته بره وام بنگاه های زود بازده تولیدی بگیره و بزنه تو دلالی! نکنه یه وقت بقیه بگیرن بهش نرسه! واسه اون یکی پسرش هم با پول و پارتی یه کار دولتی جور کرده! درسته حقوقش یک سوم وقتی نیست که کنار خودش تو مغازه کار میکرد ولی خوب چراغی که به خانه رواست بر مسجد حرام است! پسر اون کار دولتی نداشته باشه همسایه بدبخت و باسواد و بیکارش بره سر کار؟؟؟؟ . این دوستان وقتی کمک های نظامی از بودجه دفاعی رو به کشورهای خط مقدم در برابر دشمن میبینن باز یاد همین ضرب المثل میفتن! . چون اینا پولدارن و کلی خرج بیخود دارن و طبق منطق و دین باید اینا به فقرا کمک کنن ولی خوب اینا دوس ندارن از چراغ های خونه شون کم شه!!! حتی حاضرن چراغ خونه مرز نشین ها توسط داعش بترکه ولی کسی کاری به کار چراغ خونه اینها نداشته باشه! سبک دوم زندگی؛ حضرت زهرا(سلام الله علیها) فرمود: ای فرزندم اول همسایه بعد اهل خانه؛ وقتی این سبک زندگی تو جامعه جاری شد نتیجش میشه اون پیر زن روستایی که کل داراییش یعنی یه مرغ رو آورده بود تقدیم جبهه ها کنه! نتیجش میشه مردم اروپا که وقتی کمبود پنیر اومد،پنیرهای اضافه شونو میبردن پس بدن تا به بقیه هم برسه! نتیجش میشه ترکیه که مردم وقتی دلار گرون میشه میبرن دلاراشونو میفروشن تا قیمتش بیاد پایین نه اینکه زن و بچه و پیر و جوون تو سرو کله هم بزنن و خونشونو بفروشن تا دلار بخرن! سال دوهزارو دوازده تو ژاپن بیماری همه گیر پرندگان گوشتی شایع شد و کمبود شدید گوشت مرغ اومد! اکثر مردم ژاپن یا مرغ سهمیه را یک در میان میگرفتن ویا انها که روزانه گرفتند نیمی از انرا به همسایه دادند! پ.ن؛ اسلام عیبی نداره! ایراد از خودخواهی افراطی ماست! . معین_ثائر ![]() خودمو جای شخص اول مملکت میذارم... با این همه قدرت و اختیار پاپوش وصله دار میپوشیدم؟؟؟ پسرام با حقوق طلبگیشون زندگی میکردن؟؟؟ بابا یه شغل مناسب واسه بچه هام پیدا کردن که به جایی برنمیخوره! با دشمنای دوست نمای منافقم چه برخوردی داشتم؟؟؟ یعنی پشت تریبون خودشونو و خانواده شونو رسوا نمیکردم؟؟؟ اصلا مگه ممکنه بیست و هفت سال تمام مسولیت و فشار مملکت روی دوشت باشه بیست و هفت سال تمام شیاطین دنیا و جونورای ریز و درشتش آرزوی زمین زدنتو داشته باشن بعد وضع زندگیت با دوران طلبگیت فرقی نکنه؟؟؟ . اصلا مگه ممکنه عده ای شعار مرگ بر تو رو سر بدن، مملکتو به بازی بگیرن بعد مورد لطفت قرار بگیرن و بهشون فرصت نفس کشیدن بدی، تازه روز به روز طلبکارتر شن که چرا محاکمه نمیشن؟؟؟ . مگه ممکنه هر ننه قمری یه گوشی بگیره دستش ازت کاریکاتور بکشه، بهت توهین کنه ، به اصول مملکت توهین کنه و صد ها هزار ساده لوح تاییدش کنن ولی اتفاقی براشون نیفته؟؟؟ . اصلا مگه ممکنه بیست و هفت سال استدلال های کودکانه یه عده خوشحال رو تحمل کنی که صب میگن چرا رهبری جلوی فسادو نمیگیره؟ چرا اقتصاد مملکتو درست نمیکنه؟ چرا جلوی فلانی و خانوادشو نمیگیره؟ و شب قبل خواب میگن که چرا رهبری دیکتاتوره و تو کار مسولا و دولت دخالت میکنه؟ . واقعا چطور ممکنه اونقدر پاک زندگی کرد که آمریکایی ها بگن افشاگری دارایی های رهبران ایران فایده ای جز بی آبرویی دوستان آمریکا و محبوبیت رهبرش نداره؟؟؟ پ.ن؛ ترجیح میدم خودمو جای همچین شخصی ابدا نذارم و تنها براش دعا کنم که سایه اش از سرمون کم نشه... الحق که سید علی هستی . معین_ثائر . |
|||
|
| آغاز صفحه 36 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۷:۵۲, ۱۶/بهمن/۹۵
شماره ارسال: #351
|
|||
|
|||
نقل قول:+یادمون نمیره مصاحبه شاه با شبکه خارجی که میگفت عقل زنان کمتر از مرداست!این نشون میده که متوجه زشتی چنین حرفی شده اید. به شما تبریک میگم. جناب vahrakan ، حکومت شاهنشاهی یه حکومت ایده آل نبود که بخواد ملاک مقایسه قرار بگیره. اصلاً حکومتهای شاهنشاهی الآن دیگه منسوخ شده اند. شما فرمودید: نقل قول:فک میکنی سخته برا حکومت شناساییت کنه و پدرتو درآره؟یعنی ما رسیدیم به جایی که راضی هستیم چون پدرمون در نیومده ... نه عزیز دل، خیلی از افراد فعال دانشجو در زمان استخدام دچار مشکل میشن. فرد چندین سال درس خونده و حالا باید تمام توانایی هاش نادیده گرفته بشه. چون طرفدار فلانی نبوده. اما به نظر شما باید خوشحال باشه چون بهش لطف کرده اند و اجازه زنده بودن بهش دادند ... توهین به رئیس جمهور هم که یه جرم تعریف شده در قانونه که ظاهراً اجراش وابسته به جناح رئیس جمهوره. نقل قول:خوب میشه بگی چرا از کاهش سن فحشا و هرزگی اینقده تو صفحت انتقاد میکنی؟منظورت از راحت بودن چیه؟ آیا منظورت رابطه جنسی است؟ پس باید دوباره توضیح بدم که در اکثر کشورهای پیشرفته جهان، برقراری رابطه جنسی با یک فرد زیر 18 سال ، تجاوز محسوب میشه و مجازات سنگینی هم داره. حتی اگر با اجازه و رضایت اون فرد باشه. خیلی از گروههای فعال اجتماعی به دنبال این هستند که در ایران هم مثل کشورهای خارجی، چنین قانونی رو داشته باشیم که محکم با چنین سوء استفاده هایی برخورد کنه. اما برخی مذهبیون با این قانون مخالف اند. دلیلش رو هم خودتون پیدا کنید ... برخی هم سعی می کنند چنین کاری رو یک موضوع رایج و معمول در دنیا جلوه دهند. مثل پستی که شما داشتید و سعی کرده بودید آمار آزار جنسی (که شامل مواردی مثل متلک گفتن در خیابان هست) رو به عنوان آمار تجاوز جنسی در دنیا جلوه دهید. شاید تصور کنید که فقط دارید از عقیدتون دفاع می کنید اما این کار موجب میشه قباحت چنین کاری در ذهن خواننده کم بشه و شما مسئول عواقب این کار خواهید بود. این تاپیک پر از عوام فریبیه. امیدارم دوستان متوجه بشن که به چه کسی دارند اعتماد می کنند. |
|||
|
۱۸:۱۲, ۱۶/بهمن/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/بهمن/۹۵ ۱۹:۵۹ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #352
|
|||
|
|||
![]() نقاط_ضعف پس از انقلاب! . هر حکومت و کشوری حتما نقاط ضعفی هم داره! . جالبه که مشکل ما با مخالفین حکومت هم دقیقا همینجاست! . اگه واقعا این عده از وضع فعلی کشور ناراضی هستن چرا دنبال از بین بردن نقاط ضعف نیستن؟ چرا نقاط ضعف اصلی کشور رو نقد نمیکنن؟ . چرا دقیقا جاهایی رو میکوبن و فحش میدن و دربارش شایعه میسازن که جزو نقاط_قوت کشوره؟ . چرا بیشترین تخریب نصیب سپاه میشه؟ مگه امنیت مرزها و تولید جنگ افزارهای پیشرفته مون مشکل داره؟ . چرا اینقدر درباره نیروی_انتظامی و پلیس تولید نفرت و سیاه_نمایی میشه؟ مگه امنیت شهرها و روستاهامون حتی زبانزد دنیا نیست؟ . چرا با صنایعی مثل هسته_ای و موشکی و از این قبیل مشکل دارن؟ مگه جز پیشرفت ازشون دیدیم؟ مگه کسی هست که بتونه منکر پیشرفت خیره کننده این رشته ها باشه؟ . چرا دنبال حذف نقاط ضعف واقعی و کوبیدنش نیستن؟ . چرا دنبال از بین بردن پدیده آقازاده گی نیستن؟ مگه اکثریت اسطوره های سیاسیشون از خاتمی و مطهری و خزعلی و آهنگران و بهشتی و امثالهم نیستن که صرفا به خاطر نام پدرشون وارد نظام شدن؟ . مگه فحشا و بی بند وباری و بی غیرتی نقطه ضعف الانمون نیست؟ پس چرا اندک نقدی به سینما ندارن؟ واقعا سینمای فعلی ما و مهره هاش لیاقت پرچمداری مبارزه با فساد اجتماعی رو داره؟ مگه سینما توش طلاق و اعتیاد و روابط آلوده و لاقیدی بی داد نمیکنه؟ . مگه بیکاری و وضع اقتصادی و اختلاس نقطه ضعف فعلی ما نیست؟ پس چطوره که سیاستمداران حامی واردات و مخالف تولید ملی و خودکفایی محبوبیت خاصی بین مخالفین حکومت دارن؟ چرا شعار ما نمیتوانیم لقلقه ی زبون مخالفین حکومته؟ چطوره که این دسته افتخار میکنن که هسته ای رو دادیم تا بتونیم نفت بفروشیم؟ چطوره که میگن حکم مهدی هاشمی نامردی بوده؟ چطوره که کرباسچی تو حزبشون شان و منزلت داره؟ چرا کسی نمیگه پرونده محمد رضا رحیمی مربوط به اختلاس از بیمه ایران تو سال هشتاد و دو بود؟ چرا کسی نمیدونه خاوری توسط دولت قبل برکنار شد ولی طومار صد و بیست نماینده مجلس باعث ابقاش شد؟ چرا کسی نمیگه چه کسایی فراریش دادن؟ چطوره که خودروسازی دستشونه، نون فروش پراید تو جیبشونه، ولی مدعی العموم مردم شدن؟ چطوره که انباری ویلاهاشون ازخونه دلواپسان بزرگتره؟ ادامه نمیدم! بعید نیس حرف به جاهای باریک تر بکشه! . . پ.ن؛ شک نکنید کسایی که نقاط قوت کشور رو میکوبن و با نقاط ضعف کاری ندارن یا#مزدور کشورهای دیگن یا نونشون تو غبار آلود کردن فضاست! گول فریاد آی دزد آی دزدشونو نخورید! . در نهایت خطاب به جناب سعدی ...از این که قبله امال امثال تو رو با خاک یکسان میکنم خوشحالم ...ناراحتی شما باعث خرسندی ماست ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() بازتاب توییتری/ احترام_به_ملتها احترام_به_ملتها یعنی هواپیمای مسافربریتو بزنن، تو در مقابل فقط پرچم شونو آتیش بزنی گیرهمینه شلیک موشک به سمت هواپیمای مسافربری هم نوعی از احترام_به_ملتها محسوب میشه که فقط آمریکا بلده آتش زدن پرچم آمریکا مخالف احترام به ملتها ست! کیامیگن اینو؟ طیف اصلاحات و اعتدال وحامیاشون با سابقه ی آتش زدن پرچم امام حسین در روز عاشورا یه بار آمریکا به مردم هیروشیما یه احترام به ملتها گذاشت که قدرتش برابر 16 هزار تن تیانتی بود فکر کنم خیلی پرچم آمریکا رو آتیش زده بودن شما یادتون نمیاد یه زمانی مردم ایران پرچم آمریکا رو آتیش نمیزدن آمریکا هم توی ایران کودتا نمیکرد احترام_به_ملتها ![]() تهدید به حمله تهدید ملتها است نه تهدید دولتها احترام به ملتها احترام_به_ملتها فقط آتش زدن پرچم آمریکا توسط خود آمریکایی ها احترام_به_ملتها فقط ایرباس پر از مسافر زن و بچه بی گناه بیشترین حجم احترام به ملتها از طرف آمریکا به مردم ناکازاکی و هیروشیما رسید گیرهمینه مجری ضدانقلاب: ایران اگه به حزب الله لبنان پول نده آمریکا هم برای همیشه گرینه جنگ رواز روی میز بر می داره و دیگه هیچوقت ایران رو تهدید نخواهد کرد. گیرهمینه گیرهمینه که ایران رو وسط پایگاههای نظامی شون ساختیم گنبد آهنین اسرائیل از هر 10 تا موشک 3 تا موشک ازش رد میشه؟ خب گیرهمینه گیرهمینه که مسئولین هنوز مثل مردم آمریکا رو هنوز نشناختن با اومدن این ترامپ یکم امریکا شبیه خودش شد گیرهمینه که آمریکا 38ساله نمیتونه مارو مثل قبل بدوشه. قبلا واسش حکم گاوِ شیرده رو داشتیم باهامون خوب بود! آنها هرگز از تو راضی نمیشوند مگر اینکه از مشرٙبشان پیروی کنی «بقره120» گیرهمینه چرا باید کشور-ملت بزرگی به نام ایـــران وجود داشته باشد که نفت و گاز و منابع ملی اش را به آمریکا تقدیم نکند و پادوی آمریکا نباشد؟ گیرهمینه اگه موشک نسازیم که هر موقع خواستن راحت بزنن تو سرمون دیگه آمریکا با ما کاری نداره! گیرهمینه اینکه فقط خودمون رو انسان بدونیم و کارى به انسانهاى دیگه از نژادهاى مختلف نداشته باشیم و بشینیم سرجاى خودمون و صدامون درنیاد! گیرهمینه اگه سه جزیره ایرانی درخلیج فارس روببخشیم به امارات، آمریکا دیگه با ما کاری نداره ! گیرهمینه اگه دو دستی بیایم کشورو تحویل امریکاییای مهربون بدیم اونا به ما حمله نمیکنن! گیرهمینه اگر ما خودمون بچههای پنجسالهمون رو تو فرودگاه موقع خروج دستگیر کنیم، آمریکا بهمون حمله نمیکنه گیرهمینه |
|||
|
|
۴:۰۹, ۱۷/بهمن/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/بهمن/۹۵ ۱۵:۵۰ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #353
|
|||
|
|||
نقل قول:در نهایت خطاب به جناب سعدی ...از این که قبله امال امثال تو رو با خاک یکسان میکنم خوشحالم ...ناراحتی شما باعث خرسندی ماستبله، شما با این شیوه می تونید به به سری اهداف حزبی برسید و شاید باعث خرسندیتون هم بشه. اما به چه قیمتی؟ در بسیاری از کشورهای دنیا رابطه جنسی با افراد زیر سن قانونی حتی در صورت رضایت اونها، تجاوز قلمداد میشه. اما در کشور ما اجازه داده نمیشه که چنین قانونی وجود داشته باشه. از مخاطبین تاپیک می خوام که تحقیق کنند و ببینند چه کسانی به دنبال ایجاد این قانون اند و چه کسانی مخالف آن. و دلیل مخالفان چیست؟ کسانی که مخالف وجود این قانون اند، دارند با عوام فریبی مسئله رو وارونه جلوه میدن. یعنی اون چیزی که مورد مخالفت فعالان اجتماعی است رو به عنوان آرمان اونها معرفی می کنند. آمارهای دنیا رو هم به شکل تحریف شده جلوه میدن تا مشکلاتی که داخل کشور وجود داره و بخشیش به دلیل نبود قوانین محکم هست رو عادی جلوه دهند. از دوستان می خوام در مورد مطلبی که جناب vahrakan از آمار تجاوز در دنیا ارائه نمودند تحقیق کنند و ببینند که آیا ایرادی که در مورد ترجمه این مطلب گفته شد صحت داره یا نه؟ اگر اون مطلب درسته ازش دفاع کنید، اما اگر غلطه، این جسارت رو داشته باشید که نتیجه تحقیقتون رو بگید. |
|||
|
۱۷:۰۵, ۱۷/بهمن/۹۵
شماره ارسال: #354
|
|||
|
|||
(۱۷/بهمن/۹۵ ۴:۰۹)سعدی نوشته است: بله، شما با این شیوه می تونید به به سری اهداف حزبی برسید و شاید باعث خرسندیتون هم بشه. اما به چه قیمتی؟ به نام خدا شما صحبت از دنیا میکنید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دنیا را فساد و فحشا گرفته، دیگه از این بالاتر میخواهی که دو تن از رئیس جمهوران معاصر آمریکا یعنی کلینتون و ترامپ روابط جنسی خارج از عرف داشته اند آن هم زمانی که متاهل بوده اند ؟؟؟؟؟ میخواهی منکر آمار بالای تجاوز در کشورهای اروپایی و آمریکایی میزان وحشتناک سقط جنین و کودکان حرام زاده در آن کشورها شوی ؟؟؟؟؟؟ میخواهی منکر همجنسبازی و آزادی آن در این کشورها شوی ؟؟؟؟؟ میخواهی منکر این موضوع شوی که اکثر سایتهای مستهجن و جنسی و محتوای کثیف جنسی در کشور آمریکا ساحته میشوند ؟؟؟؟؟؟ میخواهی منکر این موضوع شوی که اینها در حال اشاعه فحشا در سراسر دنیا هستند که متاسفانه ایران هم یکی از اهداف اصلی آنهاست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حالا شما اومدی به موضوع صغر سنی در هنگام ازدواج گیر داده ای ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حکم، حکم خداست و هرچه امر کند حجت است حتی اگز 99 درصد انسانها مخالف باشند، حکم خداوند تغییر نخواهد کرد و عین 99 درصد درجهنم خواهند سوخت و آنهایی هم که فرامین خداوند را آویزه گوش کنند یا توبه کنند هم در بهشت متنعم خواهند شد. |
|||
|
|
۱۹:۵۵, ۱۷/بهمن/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/بهمن/۹۵ ۲۰:۰۴ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #355
|
|||
|
|||
![]() بررسی گام به گام قتلهای زنجیره ای به قلم ح. قاسمی پس از قتل تعدادی از مخالفین و دشمنان بی ضرر جمهوری اسلامی در اذرماه ۱۳۷۷،وزارت اطلاعات طی بیانیه ای به تاریخ ۱۵دیماه ۱۳۷۷، رسما قاتلین را برخی مدیران و عناصر وزارت اطلاعات معرفی کرد.در این بیانیه وزارت اطلاعات امده است : "وزارت اطلاعات بنا به وظیفه قانونی و به دنبال دستورات صریح مقام معظم رهبری و رئیس محترم جمهوری، كشف و ریشهكنی این پدیده شوم را در اولویت كاری خود قرار داد و موفق گردید شبكه مزبور را شناسایی، دستگیر و تحت تعقیب قرار دهد و با كمال تاسف معدودی از همكاران مسؤولیتناشناس، كجاندیش و خودسر این وزارت كه بیشك آلتدست عوامل پنهان قرار گرفته و در جهت مطامع بیگانگان دست به این اعمال جنایتكارانه زدهاند، در میان آنها وجود دارند. این اعمال جنایتكارانه نهتنها خیانت به سربازان گمنام امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) محسوب میشود بلكه لطمه بزرگی به اعتبار نظام جمهوری اسلامی ایران وارد آورده است...". سه روز پس از این بیانیه یعنی در تاریخ ۱۸دیماه ۱۳۷۷ ،رهبر معظم انقلاب درخطبه های نمازجمعه ، شجاعت وزارت اطلاعات دراعلام نقش برخی مدیران و عناصرش درقتلها (بیانیه ۱۵دیماه ۱۳۷۷)را قابل تحسین دانستند: "نکته دوم این است که من باید از وزارت اطّلاعات - از مدیران وزارت، از وزیر و معاونان و مسؤولان، از هیأت سه نفرهای که رئیس جمهور برای پیگیری این حادثه معیّن کردند - تشکّر کنم. اینها واقعاً زحمت کشیدند و حقیقتاً این روزها تجربه سختی را از سر گذراندند.این شوخی نیست. انسان یک نقطه ضعفی را در پیکره خودش احساس کند، صادقانه آن را با مردم در میان بگذارد و بگوید اینجایم این اشکال را دارد، این ضعف را دارد. هر کسی این کار را نمیکند... بنابراین، شجاعتِ این برادران ما در خور تحسین است که این مطلب را بیان کردند." برخلاف نظرصریح رهبر معظم انقلاب، روح الله حسینیان درگفتگو با هفته نامه ی یالثارات (۱۳۷۹/۸/۴) ، این بیانیه وزارت اطلاعات را حاصل دست های خارج از وزارت و بدون اطلاع وزیر عنوان کرد: ![]() "خیلی به وزارت اطلاعات ضربه زدند ...یک مرتبه به یک جنایت متهم شده که ازبیرون هدایت کردند و بنام وزیر اطلاعات علیه وزارت اطلاعات بیانیه نوشته می شود و بدون اینکه وزیر خبرداشته باشد،درتلویزیون می خوانند " روزشمار قتلهای زنجیره ای ●مجید شریف ۲۸ ابان ۱۳۷۷به قتل رسید. ●ساعت یازده شب شنبه ۳۰ ابان ۱۳۷۷داریوش فروهر و همسرش ،پروانه اسکندری، درمنزل شان به شکل فجیعی به قتل رسیدند. ●پنج شنبه ۱۲ اذر محمد مختاری ناپدید وروز بعد جسداو درپشت کارخانه سیمان شهر ری پیدا شد. ![]() ●۱۸ اذر محمد جعفرپوینده مفقود و شنبه ۲۱ اذر جسد وی درپل بادامک شهریار پیدا شد. ●اقای سید محمد خاتمی رییس جمهور وقت در ۲۱اذر ۱۳۷۷کمیته ویژه ای را برای تحقیق درباره قتل های زنجیره ای تشکیل داد.اعضای این کمیته عبارت بود از علی یونسی رییس سازمان قضایی نیروهای مسلح،سرمدی معاون امنیتی وزارت اطلاعات و علی ربیعی. ![]() ![]() ●۲۳ اذر۱۳۷۷مقام معظم رهبری در دیدار عمومی قتل های فوق را محکوم وبرخلاف امنیت ملی و جنایت خواندند : "این قتلهایی که در کشور انجام میگیرد ، کارهایی است که برخلاف احساس امنیت ملی است. یک ملت در داخل خانه خود باید احساس امنیت کند. نظام اسلامی، نظامی مقتدر است. دشمن برای این که این اقتدار را بشکند، میخواهد عجز این نظام و عجز دولت و عجز مسؤولان امنیتی و قضایی را تلقین کند. چه کار میکند؟ از یک طرف، با واسطه یا بیواسطه، جنایت را مرتکب میشود؛ از یک طرف هم انگشت اتّهام را به خود نظام متوجّه میکند! یعنی به خیال خود، با یک تیر دو نشان بزند! تبلیغات این روزهای رادیوهای بیگانه را نگاه کنید؛ دنیا را از جنجال پُر کردهاند! کشتن شهروندان، جنایت نسبت به اشخاص - آن شخص هر که باشد - از غیرطریقی که خود دستگاهها برحسب حکم قانون و با اقتداری که دارند، باید انجام دهند، عملی برخلاف امنیت است. بنده از دستگاههای دولتی خواستم، باز هم الان میخواهم - هم دستگاههای دولتی، مثل وزارت کشور و وزارت اطّلاعات، هم دستگاه قضایی - که بهطور جدّی این قتلهای چندگانهای را که در طول تقریباً یک ماهِ اخیر اتّفاق افتاده است، دنبال کنند. مطمئناً اگر تحقیق و دنبال کنند، سرنخها را بهدست خواهند آورد. بدون شک، مستقیم و یا غیرمستقیم، دست دشمن در کار است. دشمن است که میخواهد در کشور امنیت نباشد. دشمن است که میخواهد به این بهانه فضای ناامن درست کند. از آن طرف جنایت سازماندهی میشود، از آن طرف هم بوقهای تبلیغاتی آن را چند برابر بزرگتر از آنچه که هست، جلوه میدهند و قلمهای مزدور هم از آنها تبعیّت میکنند!" ●گروهی مجهول تحت عنوان "فداییان اسلام ناب محمدی مصطفی نواب" با صدور اعلامیه ای در ۲۹ اذر ۱۳۷۷،اعدام انقلابی داریوش فروهر، پروانه اسکندری، محمد مختاری و محمد جعفرپوینده را به عهده گرفت.دراعلامیه این گروه امده است: " باید اعلام کنیم که فدائیان اسلام ناب محمدی (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ساختاری سازمان یافته دارد که کلیه مأموریتهایش تحت ضوابط تشکیلاتی است؛ این گروه با تلاشی پیگیر، برای هر یک از عناصر خود فروخته و منافقی که عرصه فرهنگ و اندیشه را جولانگاه عقده گشایی و هتاکیهای بی حد و مرز خود به اصول متقن نظام ولایی کردهاند، پروندهای تشکیل داده است و در عملیات اخیر نیز، واحد قضائی این گروه - با سه نفر قاضی عادل و خبره - بعد از محاکمه غیابی، معدومین را مفسد فیالارض تشخیص داده و محکوم به اعدام کردند و نوع اجرای حکم را - با عنایت به بازتاب مطلوب - تعیین نمودند. ما معتقدیم اگر این محاکمات به دور از مصلحتاندیشی و فشارهای سیاسی در محاکم معمول قضائی انجام میگرفت، باز به همین نتیجه ختم میشد و فدائیان اسلام فقط روند کار را تسریع نمودند." ( صبح امروز – ۱۵ دیماه ۱۳۷۷) ●شنبه ۱۲دی سید مصطفی کاظمی(موسوی ) و مهرداد عالیخانی(صادق) دوتن از مدیران وزارت اطلاعات به اتهام هدایت این قتل ها دستگیر شدند.مصطفی کاظمی درتمام دوران معاونت امنیت سعید امامی مدیرکل و قائم مقام اوبوده است. ![]() ●۱۵دی ۱۳۷۷وزارت اطلاعات با صدور بیانیه ای قتل های فوق را به عنوان اقدام محفلی خود سر دراین وزارتخانه اعلام کرد. ●۱۸ دی ۱۳۷۷ رهبر معظم انقلاب قتلها را جنایت و مساله سازی برای نظام خواند و فروهر و همسرش را دشمنان بی ضرر و بی خطری معرفی کرد که نا نجیب نیز نبودند: '' اما آن مطلبی که من امروز لازم دانستم قدری دربارهاش صحبت کنم، ماجرای قتلهای مشکوکی است که در کشور ما اتّفاق افتاد؛ بعد هم اطلاعیه شجاعانهای که وزارت اطلاعات در اطراف این قضیه داد... اوّلاً این قتلهایی که اتّفاق افتاد، حوادثی بسیار بد، زشت، نفرتآور و حقیقتاً در خور محکوم کردن بود. کسانی که اینها را محکوم کردند، بجا محکوم کردند. اینها علاوه بر اینکه قتل بود، جنایت بود؛ با روشهای بد و غیرقانونی بود. علاوه بر این، موجب درگیر شدن نظام جمهوری اسلامی - با این همه مسائلی که دارد - به مسائل بیخودی و بیهوده شد. الان ما مسائل اقتصادی داریم، مسائل گوناگون داریم، مسأله نفت داریم، مسأله تجارت خارجی داریم، مسأله صادرات غیرنفتی داریم، مسأله پول داریم،مسأله ارز داریم، مسائل سیاست خارجی داریم؛ حالا در لابلای این همه مشکلاتی که دولت با اینها درگیر است و دست و پنجه نرم میکند و همه مسؤولان دولتی هم برای کارهای خودشان مشغول تلاشِ سختند، ناگهان یک قضیه اینطوری هم برای نظام درست کنند؛ این زشتىِ چنین حادثهای را چند برابر میکند. بنابراین، این حوادث، واقعاً حوادث بدی بود. نکته دوم این است که من باید از وزارت اطّلاعات - از مدیران وزارت، از وزیر و معاونان و مسؤولان، از هیأت سه نفرهای که رئیس جمهور برای پیگیری این حادثه معیّن کردند - تشکّر کنم. اینها واقعاً زحمت کشیدند و حقیقتاً این روزها تجربه سختی را از سر گذراندند. این شوخی نیست. انسان یک نقطه ضعفی را در پیکره خودش احساس کند، صادقانه آن را با مردم در میان بگذارد و بگوید اینجایم این اشکال را دارد، این ضعف را دارد. هر کسی این کار را نمیکند...بنابراین، شجاعتِ این برادران ما در خور تحسین است که این مطلب را بیان کردند. نکته بعدی این است که این قضیه تمام نشده است. به نظر ما، این رشته هنوز سرِ درازتر از این دارد. با توجّه به تجربه خودم در زمینههای گوناگونِ اداره کشور در طول این بیست سال و آشنایی با جریانهای سیاسی داخلی و خارجی، من نمیتوانم باور و قبول کنم که این قتلهایی که اتّفاق افتاد، بدون یک سناریوی خارجی باشد؛ چنین چیزی ممکن نیست. این قتلها به ضرر ملت ایران بود، به ضرر دولت بود، به ضرر حکومت بود. یک گروه داخلی که جزو وزارت اطّلاعات هم باشند، هرچه هم حالا فرض کنید که متعصّب باشند و بنای این کار را داشته باشند، در سطوحی از وزارت اطّلاعات که اهل تحلیلند، امکان ندارد دست به چنین قتلهایی بزنند. این افرادی که کشته شدند، بعضیها را ما از نزدیک میشناختیم. اینها کسانی نبودند که یک نظام، اگر بخواهد اهل این حرفها باشد، سراغ اینها برود. اگر نظام جمهوری اسلامی اهل دشمنکُشی است، دشمنان خودش را میکُشد؛ چرا سراغ فروهر و عیالش برود؟! مرحوم فروهر، قبل از انقلاب دوست ما بود؛ اوّلِ انقلاب همکار ما بود؛ بعد از پدید آمدن این فتنههای سال شصت دشمن ما شد؛ اما دشمن بیخطر و بیضرر. بینی و بیناللَّه، فروهر و همسرش - این دو مرحوم - دشمنان ما بودند؛ اما دشمنان بیضرر و بیخطر. اینها هیچ ضرری نداشتند. نه به جایی وابسته بودند - که ما آن را میدانستیم - (الان کسانی در داخل فعّالیت میکنند که یقیناً به دستگاههای خارجی وابستگی دارند؛ اما دستگاه با اینها کاری ندارد و به سراغ کسی میرود که واقعاً دشمنش بوده است) و نه اقتداری داشتند. حزبی با عناصر خیلی معدودی داشتند که سالهای متمادی این حزب بود. این چنین دشمنی که در داخل کشور هست، مرتّب علیه نظام اطّلاعیه هم میدهد، دیگران هم میگویند که بله؛ در داخل ایران مثلاً آقای فروهر اطّلاعیه داد - داده باشد - اما کسی از مردم که او را نمیشناخت؛ کسی که با او آشنایی نداشت؛ کسی که تحت نفوذ و تأثیر حرفهای او نبود. ایشان معروفیتی در میان مردم نداشت؛ نفوذی نداشت؛ دشمن بیخطری بود؛ انصافاً آدم نانجیبی هم نبود. البته ما دشمنانی هم داریم که انصافاً نجیب نیستند؛ اما مرحوم فروهر و مخصوصاً عیالش نه؛ آدمها نانجیبی نبودند. حالا شما فکر کنید، کسی که مثل فروهر را میکشد، آیا میتواند دوست نظام باشد؟! میتواند برای نظام کار کند؟! چنین چیزی معقول است؟! من این را باور نمیکنم. آشنایی من با مسائل سیاسىِ این بیست ساله و قبل از این در دوران انقلاب - آشنایی با اشخاص، آشنایی با جریانات سیاسی، آشنایی با توطئههای گوناگونی که از اطراف دنیا همیشه در جریانش بودهایم - اجازه نمیدهد که من باور کنم این کارِ عناصری است که با نظام مسألهای ندارند و نمیخواهند علیه نظام کار کنند. بعضی از این دو، سه نفر نویسندهای هم که متأسّفانه در این حادثه کشته شدند، اسمشان را بنده هم نشنیده بودم. الان بنده غالباً مجلات و کتابها و تازههای فرهنگ را میبینم. من آدمی نیستم که یک نویسنده و روشنفکر معروفی در کشور باشد و او را نشناسم. البته شاید مثلاً در بعضی از محافل فرهنگی یا غیر فرهنگی خارجی، اینها را میشناختند؛ اما در داخل آنقدر معروف نبودند که بنده اسم اینها به گوشم خورده باشد. بعضیهایشان را هم که اسمهایشان را شنیده بودم، جزو روشنفکران درجه یک این کشور نبودند. افرادی که مردم اینها را نمیشناسند، مردم از کتابها و نوشتهها و آثار فکریشان هیچ خبری ندارند و کسی از اینها حرفی نمیشنود، بُرد تبلیغی ندارند. آن دستی که به فکر میافتد بیاید اینها را تصفیه کند و به قتل برساند - یا در داخل خانههایشان، یا در میان راه، یا در خیابان، یا در بیابان - مگر میتواند بیگانه نباشد و تابع یک نمایشنامه از پیش طراحی شدهای نباشد؟! باید بگردند اینها را پیدا کنند. من به شما برادران وزارت اطّلاعات میگویم؛ البته خصوصی هم پیغام دادهام و از شما خواستهام. به اقای رییس جمهور هم تاکید کرده ام ، به مسولان وزارت هم گفتهام، حالا هم به این وسیله در حضور مردم از آنها میخواهم که این قضیه را دنبال کنند و سرنخها را بیابند. باید هوشیاری بهخرج دهند. ممکن است عواملی که جزو وزارت بودهاند، افرادی باشند که فریب خورده باشند و تحت تأثیر آنها قرار گرفته باشند؛ باید گشت و عوامل و سرنخها را پیدا کرد و نباید به این آسانی از آن گذشت. من عقیده دارم که دستگاه اطّلاعاتی ما بحمداللَّه این ظرفیت را دارد. تا به حال نشان داده است که قدرت دارد، ظرفیت دارد و میتواند کارهای بزرگ را انجام دهد؛ این کار هم از همان کارهاست." ●سه روز پس از انکه رهبرمعظم انقلاب فروهرو همسرش را دشمنان بی خطر و بی ضرری برای نظام دانستند که نا نجیب هم نبودند، اقای روح الله حسینیان در تاریخ ۲۱ دی۱۳۷۷، مقتولین را ناصبی و مرتد خواند وانگیزه قاتلان را مذهبی ودینی ذکر کرد: "....ممکن است مرتکبان قتل ها از روی اعتقادات مذهبی و تحت تاثیر احساسات دینی یا بواسطه تحلیل خاص, این آقایان را به قتل رسانده باشند... ... مقتولان نیز از مخالفان نظام بودند به طوری که بعضی از آن ها حتی مرتد بودند و عده ای دیگر ناصبی بوده و نسبت به ایمه اطهار (علیه السلام) جسارت می کردند..." قبلا نیزدراعلامیه گروه مجهول "فداییان اسلام ناب محمدی مصطفی نواب" نیز مقتولین مفسد فی الارض معرفی شده بودند.دران مقطع این سخنان حسینیان توجیه این جنایت توسط وی قلمداد شد. و این در شرایطی بود که داریوش فروهر یک ماه قبل از کشته شدنش در مصاحبه با فصلنامه حضور در تاریخ ۲۹ مهر ۱۳۷۷ به بهانه بیان خاطرات سوابق دوستی دیرینه اش با حاج آقا مصطفی خمینی و ارادتی که به حضرت امام داشته است، باب آشتی با نظام را باز نموده بود . این سخنان حسینیان، که موضعگیری صریح در مقابل دیدگاه مقام معظم رهبری بود، جنجالی بزرگ بهپا کرد و بهانه لازم را برای تبلیغ و لجن پراکنی علیه نظام فراهم کرد. ●دوشنبه ۵ بهمن ۱۳۷۷ سعید امامی معاون پیشین امنیت وزارت اطلاعات و مشاور وقت وزیر اطلاعات ، دستگیرشد. ![]() ● سه شنبه ۲۰بهمن ۱۳۷۷اقای دری نجف ابادی وزیر اطلاعات ، استعفا داد. ![]() ● پس ازشناسائی متهمین قتلها که همگی زیر مجموعه اقای سرمدی معاون وقت امنیت وزارت اطلاعات بودند، آقای نیازی دادستان وقت سازمان قضائی ، رسما وارد عمل شد و مطرح نمود که از این به بعد وجود هیئت سه نفره (یونسی –سرمدی- ربیعی )موضوعیت ندارد و با تشکیل تیمی از بازجویان پیگیری اطلاعاتی پرونده را به دست گرفت. متاسفانه سرمدی یکی از مهم ترین مظنونین این پرونده با حمایت اقایان یونسی ، ربیعی و شخص سید محمد خاتمی ازبازخواست نجات پیدا کرد.درمطالب بعد به طور مشروح به بررسی روابط شبکه دخیل در قتلها و سرمدی خواهم پرداخت. سرمدی و قتلهای زنجیره ای ۱- حمید سرمدی عضو کمیته ویژه سه نفره اقای خاتمی( رییس جمهور) برای پیگیری قتلهای زنجیره ای و معاون امنیت وزارت اطلاعات دران مقطع بوده است . عضویت سرمدی در این کمیته را باید اولین و مهمترین گام انحراف درپیگیری قتلها دانست. می دانیم که افراد دخیل در قتلها نیروهای سرمدی در معاونت امنیت بوده اند، و قتلها در دوران معاونت ایشان و توسط مدیران ایشان رخ داده است. بسیاری از نیروهای سرمدی دران مقطع بازداشت و یا احضارشده اند:مصطفی کاظمی (قائم مقام سرمدی) ، مدیرکل تدارکات و پشتیبانی ، مهردادعالیخانی ، مدیرکل چپ ،مدیردفترسرمدی و ... کجای دنیا مرسوم است که پس ازکشف ودستگیری شبکه ای که همگی از مدیران و زیرمجموعه مسولی بوده اند ، پیگیری پرونده را به دست همان شخص بسپارند؟ البته تمامی مدیران سرمدی از سعید امامی به او رسیده بودند و با بعضی از دهه ۱۳۶۰ سابقه همکاری و دوستی هم داشته است. یعنی شبکه دخیل درقتل " مدیران مشترک سعید و حمید " بوده اند. از سوی دیگر سرمدی معتقد به افشای شبکه دخیل درقتلها نبوده و پیشنهادشان طراحی سناریویی دراین خصوص بوده است. اقای مصطفی پورمحمدی در این باره اظهار داشته است : "خدمت خاتمی رسیدیم که سناریویی طراحی شود که نه گردن اطلاعات باشد ونه بچه حزب الهی ها.چون این دو بیرون متهمند. حتی اقای سرمدی هم گفت مصلحت نیست ولی اقای خاتمی زیربارنرفت.حتی کمیته تحقیق هم رفتند و قبول نکرد." (منبع :ارشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی) سرمدی هیچگاه مورد سوال و بازخواست واقع نشد اما وزیروقت اطلاعات مورد انواع تهمت ها قرارگرفت و پس از جوسازی های گسترده علیه ایشان با تهدید مستقیم دو مشاور امنیتی اقای خاتمی یعنی خسرو تهرانی و علی ربیعی مجبور به پذیرش متن استعفای تهیه شده ازسوی این دونفرشد. ۲- سرمدی تا ابتدای سال ۱۳۷۸معاون امنیت وزارت اطلاعات بوده است. بررسی نقش ودخالت وی دراین مقطع در پرونده بحث مفصلی است که ان را به زمان دیگری می سپارم. ۳- سرمدی نه تنها به دلیل حضور مدیران و زیر مجموعه اش درطراحی و انجام قتلها مورد بازخواست قرار نمی گیرد،بلکه ۱۴ماه بعد از قتلها یعنی دراسفند ۱۳۷۸، حمید سرمدی مسول رسیدگی به پرونده می شود. و هرانچه کشف شده بود ، انحراف تلقی می شود.ایا این انحرافی دیگر در این پرونده نبوده است؟ ۴- درتمام این سالها به گونه ای القا شده است که کشف نقش برخی از مدیران و عناصر وزارت اطلاعات درقتلها ، توسط کمیته ویژه رییس جمهور(یونسی، ربیعی وسرمدی) صورت گرفته است، درصورتی که چنین نیست. کشف شبکه دخیل درقتلها و دستگیری مصطفی کاظمی و مهرداد عالیخانی ، محصول تلاش و پایمردی معاونت حفاظت اطلاعات وزارت اطلاعات بود. البته حفاظت وزارت در این قصه مظلوم واقع شد و این اقدام ارزشمند را دیگران به نام خود مصادره کردند. ۵ - اقای حسینیان که این قتلها را توطئه اصلاح طلبان و حامیان خاتمی معرفی می کرد، چرا هیچ گاه نامی از سرمدی که زمان قتلها معاون امنیت بوده است نمی اورد ؟ حتی از سرمدی تعریف و تمجید هم می کند. و از اینکه پرونده از تیم بازجویی قبلی گرفته شده و به سرمدی داده شده ،استقبال می کند. روح الله حسینیان درخصوص کمیته سرمدی می گوید: "بعد از يك سال از رسيدگي به اين پرونده خود آقاي خاتمي به اين نتيجه رسيد كه آن گروه، جريان رسيدگي را منحرف كردند و گروه جديدي را انتخاب كردند كه اگر چه از نيروهاي چپ وزارت اطلاعات بودند اما متدين بودند؛ گروه جديد دستور آزادي افراد بيگناه را صادر كرد و كيفرخواست جديدي را ارائه داد و دادگاه هم حكم را در مورد موسوي و همكارانش اعمال كرد." ۶- دادگاه مصطفی کاظمی و مهرداد عالیخانی را به چهاربار حبس ابد محکوم کرد.البته این دادگاه فقط رسیدگی جنایی کرد و رسیدگی امنیتی انجام نشد. متاسفانه در دولت اقای خاتمی و درزمان علی یونسی، مصطفی کاظمی و عالیخانی و...بازنشسته شدند. فردی مثل مهرداد عالیخانی که مسئول مستقیم قتلهای فحیع بوده است، در دوران علی یونسی ، با ۱۵ سال سابقه کار بازنشسته شد، علیرغم انکه در دادگاه به چهار بار حبس ابد محکوم شده بود. درمطالب بعدی درباره عملکرد اقایان علی یونسی و روح الله حسینیان بیشترخواهم نوشت. حسینیان و دوقطبی کاذب سعید امامی و مصطفی کاظمی درسال های اخیر روایت غالب در بحث سعید امامی و مصطفی کاظمی ، روایت روح الله حسینیان هست. در این روایت شاهد دوقطبی " امامی -کاظمی" هستیم و این دو کاملا از هم جدا و متضاد نشان داده شده اند.براساس شواهد و مستندات موجود این روایت جعلی و انحرافی است و ساخت ان نیز عامدانه بوده است.چرا این روایت جعلی است ؟ ۱- سعید امامی ازنوجوانی تا سال ۱۳۶۴ساکن امریکا بوده و بعد از ان نیزدر معاونت خارجی وزارت مشغول بوده وتجربه کار درمعاونت امنیت را نداشته است، لذا از سال ۱۳۷۰ که معاون امنیت وزارت می گردد بیشترین اتکایش به همشهری اش مصطفی کاظمی معروف به موسوی بوده است وازهمان ابتدا مسولیت مهمترین قسمت یعنی گروهک منافقین را به عهده وی گذاشت و تا زمانی که معاون امنیت بود، کاظمی با همین مسولیت درکنارش بود.درتمام این دوران ، کاظمی مدیر ارشداوبوده است. ۲- مهمترین نقطه قوتی که روح الله حسینیان درباره سعید امامی بیان نموده برخورد با سازمان منافقین است .در اینجا بخش هایی از سخنان حسینیان را می اورم: "به هر حال کسی بوده که مسؤول امنیت کشور بوده مسؤول امنیت وزارت اطلاعات بوده، شاید صدها عملیات برون مرزی در رابطه با منافقین، من جمله بمباران پایگاه منافقین در بغداد سال ۷۴، در حین سخنرانی که شایعه شد مسعود رجوی هم کشته شده، فرمانده عملیات همین آقای سعید اسلامی بود. "( جبهه،۱۳۷۸/۶/۲۷) "سعید امامی یک شخصیت مقتدر و قوی اطلاعاتی بود که منافقین وقتی که از پایگاه خود از عراق حرکت می کردند، سعید امامی به همه جا اطلاع می داد که فلان گروه با چنین مشخصه ای به طرف مرزها می رود.ساعت به ساعت گزارش می داد.الان کجا هستند؟ سمیناری که منافقین می گرفتند سعید امامی مطلع بود و هواپیماهای جمهوری اسلامی بلند می شدند و پایگاه انها را بمباران می کردند."(یا لثارات ۱۳۷۹/۷/۲۷) ۳- برخورد با سازمان منافقین در حوزه چه مدیرکلی بوده است ؟ مسولیت این اداره کل باچه کسی بوده است ؟ مدیرارشد سعید امامی و مسول برخورد با منافقین ، مصطفی کاظمی بوده است. تعریف وتمجیدهای حسینیان از سعید امامی ،فارغ ازصحت و سقم ان ،بیش ازان که متوجه سعید امامی باشد،تعریف از مصطفی کاظمی است و حسینیان کاملا به این نکات اگاه می باشد. ازطرف دیگر روح الله حسینیان درمصاحبه ها و سخنرانی های مختلف ،مصطفی کاظمی(موسوی) را ازنظر سیاسی چپ و نزدیک به منتظری و باند مهدی هاشمی معرفی کرده است: "موسوی بچه استان فارس است. از همان زمانی که اطلاعات در سپاه تشکیل شد، در اطلاعات سپاه بود و از همان زمان متهم بود که با دستگاه آقای منتظری، سیدهادی و مهدیهاشمی در ارتباط است. بعد از اینکه وزارت اطلاعات تشکیل شد و اداره کل اطلاعات هم در استان فارس تشکیل شد، وی به عنوان مسئول اداره کل اطلاعات فارس انتخاب شد که درگیری درونی از همان جا در استان فارس هم شروع شد. موسوی معروف بود در همان زمان از بچههای چپ استان فارس هست.درگیری بین وی و امامجمعه شیراز به اوج خود رسید که ناچار شدند موسوی را از شیراز به تهران منتقل کنند و در وزارت هم که بود معروف بود به چپ گرایی." چگونه است که فردی مرتبط با باند مهدی هاشمی معدوم و ...ازابتدا تا انتهای دوران مسولیت سعید امامی، مهمترین و نزدیک ترین مدیر او بوده است؟ پیوند پنهان میان این دو چه بوده است ؟ درحالی که می بینیم یکی درنقش چپ (اصلاح طلب) و دیگری درنقش راست (اصولگرا) بازی می کرده است. ۴- حسینیان به خوبی می داند درتمامی قتلها مهرداد عالیخانی(صادق) فرمانده حاضر درصحنه بوده و در همه قتلها دونفرثابت وجود دارند و بقیه متغیرند:مهرداد عالیخانی وشوهرخواهرش خسروبراتی. سوابق خانوادگی عالیخانی برای رییس مرکز اسناد کاملا اشکار است،چرا نسبت به فرمانده عملیات حاضردر صحنه سکوت کرده است ؟ مخفی کردن نام و نقش مهرداد عالیخانی باچه هدفی توسط ایشان صورت گرفته است ؟ ایشان که مسول مرکز اسناد و به قول خودش مهمترین پرونده های امنیتی کشور را رسیدگی نموده است نمی داند که مسول شاخه سیاسی کودتای نقاب( نوژه) چه کسی بوده است ؟ ایا از جایگاه خانواده عالیخانی درشبکه زیتون بی اطلاع است ؟ ۵- البته اقدامات "بدنام سازنظام" و" مساله سازی برای کشور" و ایجادبسترلازم برای پرونده سازی صهیونیست ها علیه انقلاب اسلامی توسط این دو بازوی سعید امامی یعنی عالیخانی و کاظمی،قصه ای فراتر ازقتلهای زنجیره ای دارد. کمترجنجالی درمناطق مختلف خصوصااروپا علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی در دهه ۱۳۷۰می بینیم که بهانه سازی ان را این شبکه ایجاد نکرده باشد از اتوبوس ارمنستان تا ارسال موشک به المان و اتفاقات المان و... لذا مهمترین کارکرد اینها تیزکردن چاقوی صهیونیست ها بوده است پرونده سازی های زنجیره ای برای جمهوری اسلامی شاپوربختیار: مرده سیاسی ۱۵مرداد ۱۳۷۰ شاپور بختیار، آخرین نخستوزیر رژیم شاه، در منزلش در پاریس به قتل رسید. بختیار پس از پیروزی انقلاب به کمک موساد و باواسطه صهیونیست شناختهشدهای بنام داوود آلیانس از ایران خارج شده بود. داوود آلیانس،یهودی متولد ایران ساکن لندن، که امروزه لرد آلیانس لقب دارد، رابط بختیار با موساد در کودتای نقاب مشهور به نوژه نیزبود. براساس اسناد منتشرشده متعدد از جمله در مرکز اسناد ملی بریتانیا، آلیانس بخشی از هزینه مالی کودتا و پیگیری ارتباطات و حمایتهای خارجی ازکودتا و بختیار را برعهده داشت. ![]() جهانشاه بختیار، نوه شاپور بختیار، در کتابش که خرداد ۱۳۹۳ منتشر کرد مینویسد: «داوود آلیانس یک یهودی ایرانیتبار که در لندن تاجر شده است، در جلسات با مأموران موساد شرکت میکند. آنها به مادرم توضیح میدهند: "ما نقشه داریم اما به زمان نیاز داریم، باید زمینه را آماده کنیم، آیا موافق هستید؟" مادرم موافقت میکند. طرحشان این است که بابا بزرگ را از طریق فرودگاه مهرآباد از کشور خارج کنند، محلی که بیش از سایر جاها منتظرش هستند، محلی که بیش از همه جا تحت نظر است و محلی که کسی تصور نمی کند که او آنقدر دیوانه باشد که بخواهد از آن استفاده کند.» پس از خارج کردن بختیار از ایران «چند روز بعد داوود آلیانس به دیدن ما می آید. پدربزرگم می گوید: "پس آدم ما در انگلیس شما هستید؟" در پیامهایی که موساد به پدربزرگم در زیر شیروانی می فرستاد، آلیانس تحت عنوان "آدم ما در انگلیس" معرفی میشد. آلیانس تائید میکند: "بله، من هستم" و اضافه میکند: "یک کادو برای شما دارم." دو میلیون فرانک (۳۰۰۰۰۰ یورو) در حسابی به نام او در سوئیس واریز کرده بود… با این پول است که پدربزرگ که وقتی به فرانسه آمد ۱۰۰۰ پوند داشت، حزب جدید نهضت مقاومت ملی ایران را راه انداخت.» ![]() بختیار در زمانی به قتل رسید که در اواخر عمرش،به دلیل ناکامی پروژه او، «مرده سیاسی» بشمار میرفت که نگهداریش هزینههای سنگین و بینتیجه مالی برای موساد داشت. شهین تاج بختیار همسر بختیار اظهار میدارد: «همسرم در سالهای آخر نسبت به مردم و اپوزیسیون دلسرد شده بود... درواقع دیگر امیدی برای بازگشت به ایران نمیدید... او در سالهای آخر از لحاظ جسمی نیز ضعیف شده بود. در رودهاش چند غده سرطانی به وجود آمده بود...» پری کلانتری، منشی دوره زمامداری بختیار که با تشکیلات او درپاریس کار میکرد، میگوید: «اواخر وضع مالی خیلی بدی داشت. باید دفتر نهضت مقاومت ملی را در خیابان راسپای که کرایهاش چند ماه عقب افتاده بود، تخلیه میکردیم. همه چیز را قطع کرده بودند. فقط تلفن کار میکرد که آن راهم قطع کردند. آخرین تلفنی که به من کرد، تلفن قطع شد. پول نداشتیم چراغ روشن کنیم. پول بلیط مترو مستخدم را نداشتیم. بختیار میخواست برود با پسرش زندگی کند.» (حمید شوکت، پرواز در ظلمت: زندگی سیاسی شاپور بختیار، چاپ اول، آلمان، ۲۱۰۴، صص ۴۰۷- ۴۰۸) روش موساد در چنین مواردی که مهرهاش کارآیی را از دست داده و به مرده سیاسی پرهزینه تبدیل شده،«تبدیل به احسن» است. یعنی، حذف و تبدیل او به سوژه جنجال سیاسی علیه ایران. از نتایج ترور این «مرده سیاسی» لغو سفر برنامهریزی شده فرانسوا میتران، رئیس جمهور وقت فرانسه، به ایران بود. این سفر اولین سفر رئیس یک دولت مهم غربی به ایران بعد از انقلاب بود. در آن زمان، مهمترین مخالف توسعه روابط ایران و فرانسه کانونهای صهیونیستی و سازمان منافقین بودند. دکتر علیاکبر ولايتی، وزیر خارجه پیشین، در گفتگو با سایت بازتاب (۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۴) درباره اهمیت روابط ایران و فرانسه در آن زمان میگوید: «ايجاد رابطه متعادل با اروپا از اولويتهاى اصلى ما در سياست خارجى بود. در ميان كشورهاى اروپايى نيز ما بيشترين وزن را به فرانسه داديم، چرا كه اين كشور موضع مستقلترى نسبت به آمريكا داشت و از روابط علمي، ديپلماتيك و تجارى بهترى با ايران نيز برخوردار بود.» یکی از اقدامات بسیار مهمی که دولت میتران در این مقطع انجام داد، اخراج سازمان منافقین از فرانسه بود: «پس از كارهاى كارشناسى گستردهاى كه روى روابط ایران و فرانسه صورت گرفت و پس از مذاكرات گسترده، دولت فرانسه متقاعد شد و منافقين را از اين كشور اخراج كرد.» سپس، ولایتی به قتل بختیار و تأثیر آن بر روابط ایران با دولت میتران میپردازد: «ما به ايران بازگشتيم و در حال فراهم كردن مقدمات سفر ميتران به تهران ـ كه ميتوانست نقطه عطفى در رابطه ايران و فرانسه و حتى اروپا باشد و باعث سرازير شدن رؤساى كشورهاى اروپايى به تهران ميشد ـ بوديم، [که] ناگهان حادثه قتل بختيار رخ داد و همه چيز مختل شد.» ![]() بنابه اظهارات حسین زهری معروف به «رفیق بهرام»، سخنگوی سازمان چریکهای فدایی خلق، ناصر نوذری معروف به «رسولی» عضو متواری ساواک منحله و از اعضای حلقه اصلی نزدیکان پرویز ثابتی، مدیرکل سوم ساواک، که بختیاری بود، مسئول امنیتی دفتر شاپور بختیار درفرانسه بود و با فریدون بویراحمدی، از عوامل اصلی ترور بختیار، روابط بسیار نزدیکی داشت. حسین زهری حتی رسولی را بعنوان طراح قتل معرفی میکند: «بنظر من رسولی هم در قتل بختیار نقش ایفاء کرده است... چه بسا طراح قتل بختیار ناصر رسولی بوده است.» به گفته پرویز معتمد، از اعضای متواری ساواک، که بیش از بیست سال سابقه فعالیت در اداره کل سوم و کمیته مشترک دارد، ناصر نوذری (رسولی) و تعدادی از مدیران و عناصر ساواک در آستانه انقلاب اسلامی به اسرائیل رفته و همکاری با موساد را شروع کردند. در رابطه با قتل جنجالی شاپور بختیار چند نکته قابل تأمل وجود دارد: الف: کانونهای صهیونیستی و اسرائیل از سفر میتران به تهران و بهبود روابط ایران با فرانسه و سایر کشورهای اروپایی بشدت ناراضی بودند. ب: مسئول امنیتی دفتر شاپور بختیار، از اعضای تیم اصلی پرویز ثابتی بود که پیوندهای بسیار نزدیک با موساد داشت و خود رسولی نیز همکار موساد بود و سابقه فعالیت در اسرائیل داشت. پ: پس از اخراج سازمان منافقین از فرانسه، شاپور بختیار در پاریس به قتل میرسد و روابط رو به بهبود ایران و فرانسه مختل میشود. سایر وقایع نیز به همین صورت است و این پرسش را مطرح میکند که چرا پس از هر گام مهم و مثبت در روابط خارجی ایران باید اینگونه اقدامات انجام بگیرد و به اخلال در دیپلماسی ایران بینجامد؟ ترور درمیکونوس ![]() ۲۶ شهریور ۱۳۷۱ در رستورانی بنام «میکونوس» واقع در شهر برلین چهار نفر از سران حزب دموکرات کردستان ایران، صادق شرفکندی، فتاح عبدلی، همایون اردلان و نوری دهکردی، به ضرب گلوله چند مهاجم ناشناس کشته شدند. بعد از ترور این افراد، انگشت اتهام به سوی جمهوری اسلامی ایران دراز شد و این امر تأثیراتی وخیم بر روابط ایران و آلمان و سایر دولتهای اروپایی گذاشت. این حوادث موجب تخریب روابط ایران و اروپا شد و به دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران ضربه جدی زد.حادثه میکونوس مثل یک بمبی بود که زیر ساختمان جدید روابط ایران و آلمان واروپا گذاشته شد. مهمترین مخالفان گسترش روابط ایران و آلمان دران مقطع، رژیم صهیونیستی، انگلیس و آمریکا بودند.روابط آلمان با ايران تقریباً تنها موضوعی بود که آلمان و ايالات متحده و همچنين آلمان و اسرائیل بر سر آن اختلاف نظر داشتند. علیاکبر ولایتی در گفتگو با «بازتاب» (۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۴) درباره تکرار خرابکاری در روابط ایران و کشورهای اروپایی خصوصاً المان اظهار داشته است: «هر بار كه روابط با کشورهای اروپایی به نتيجه ميرسيد، با يک خرابكارى و حادثه اينچنيني (مانند ترور شاپور بختیار) روابط مختل میشد. در رابطه با آلمان ارتباط دو كشور بقدرى نزديك شده بود كه هانس ديتريش گنشر، وزير خارجه استثنايى آلمانها، در مصاحبه با راديو كلن در اوج جنگ با عراق براى اولين بار اعلام كرد كه عراق متجاوز است. اين مسئله مانند بمب در دنيا صدا كرد و پس از پايان جنگ نيز رابطه ايران و آلمان رشد خيره كنندهاى داشت كه با حادثه ميكونوس متوقف شد. و بنظر من كسانى كه مخالف روابط متعادل و فعال ايران با اروپا بودند در پشت پرده اين اقدامات قرار داشتند... با اتفاقات زنجيرهوارى چون قتل بختيار و ميكونوس و حادثه اتريش و بلژيک نتايج اين تلاشها ضربه خورد... آنچه مسلم است، حوادثى چون قتل بختيار و ميكونوس به مصلحت كشور نبود.» مقام معظم رهبری در بیانات ۲۷ فروردین ۱۳۷۶ حادثه رستوران میکونوس را مستقیم یا غیرمستقیم برنامهای صهیونیستی برای تخریب وجهه جمهوری اسلامی خواندهاند: الف: برخی از افراد حاضر در صحنه ترور ازخود ردپاهاي جدي بر جا گذاشتند که از نظر قضايي انتساب عمليات به ايران ثابت شود به نحوی که این ردپاها به عنوان شواهد و مستندات در دادگاه استفاده شد. مثلا درحین ترور یکی از افراد تیم ترور به فارسی شروع به فریاد و فحاشی میکند: «ساعت حدود ۵۰ و ۲۲ دقیقه ناگهان سه فرد مسلح وارد رستوران میشوند. یکی نزدیک در ورودی، فرد دوم در قسمت جلویی رستوران میایستند و نفر سوم نیز مسلسل به دست وارد قسمت پشتی رستوران که شش ایرانی در آنجا دور یک میزنشسه بودند رفته و ضمن به زبان آوردن جمله "مادر [ ....]" به زبان فارسی، همه آنها را به رگبار میبندد.» یکی دیگر از ردپاهایی که تعمداً برای اثبات انتساب ترور به ایران و بحرانسازی برای جمهوری اسلامی به جا گذاشته شد استفاده از اسلحه کمری خریداری شده ارتش شاه قبل از انقلاب بود. در گزارشهای موجود درپرونده دادگاه میکونوس آمده است: «روز ۲۲ سپتامبر حدود ساعت ۱۱ زیر یک ماشین در کنار یک نمایشگاه اتومبیل نزدیک رستوران میکونوس یک اسلحه کمری لاما مارک XA کالیبر۷/۶۵ و... پیدا شد. پس از مدت کوتاهی کارشناسان پلیس جنایی آلمان تشخیص دادند که از این اسلحهها در رستوران میکونوس استفاده شده است. بعداً معلوم شد که اسلحه کمری در سال ۱۹۷۲ توسط ارتش شاهنشاهی ایران از اسپانیا خریداری شده است. پیدا شدن اسلحه کمری در ۲۲ سپتامبر یعنی ۵ روز بعد از ترور زیر یک ماشین، که طی این ۵ روز نباید دائم آنجا پارک باشد، محل تأمل است. گویا طراحان و مجریان پروژه نگران بودند که مبادا مستندات برای انتساب ترور میکونوس به ایران کافی نباشد و این اسلحه را بعنوان مدرک جدید در معرض کشف قرار دادند. همچنین، پلیس با مشخص کردن آثاری (خطوطی) که بر روی پوکههای کشف شده درمحل ترور وجود داشت، به این نتیجه رسید که صداخفهکنهای مورد استفاده از نوع تولیدات همان کارخانهای است که در ترورهای پیشین برخی ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی ایران استفاده شده است. ب: بگفته پلیس آلمان قاتلان برای امحای آثارجرم هیچ کوششی به خرج نداده بودند. ج: بنظرمی رسد سازمان اطلاعات المان ازقبل از این اقدام مطلع بوده است، زیرا پس از انکه سالها بعدیکی ازمقامات عالی رتبه ب.ان.د دردادگاه میکونوس به عنوان شاهدحضور یافت ودرباره درجه بسیاربالا درمورد اطمینان اطلاعات مذکورشهادت داد ،دادگاه به این نتیجه رسید که:منبع می بایستی در رابطه ای بسیار نزدیک باحوادث بوده باشدو می توانسته است به اطلاعاتی بسیار ویژه حتی در اجزا دست یابد...بنابراظهارات شاهد ب.ان.د منبع قبلا هم درباره سایرزمینه های تروریستی اطلاعات بسیارذیقیمتی را دراختیارمقامات گذارده بود. هم چنین لغو حضور نخستوزير اسبق و رهبر حزب سوسيال دمکرات سوئد جلسه رستوران ميکونوس دراخرین ساعات علیرغم پذیرش دعوت می تواند تاییدی دیگر براطلاع قبلی سازمان اطلاعات المان باشد. «عملیات خیارشور» درحالی که پرونده میکونوس در دادگاهی در آلمان در دست رسیدگی بود، و با رایزنیها و جلسات مختلف مسئولین ایرانی و آلمانی تبعات سوء ان درحال کاهش بود، بحرانی دیگر ایجاد شد تا روند پرونده میکونوس جنجالی تر شود و مشکلات جدیدتری برای ایران ایجاد کند. در اسفند ۱۳۷۴ کشتی ایرانی بنام ایران کلاهدوز با باری به مقصد مونیخ دربندر آنتورپ بلژیک توسط نیروهای پلیس و امنیتی مورد بازرسی قرار گرفت و در آن محموله خمپارهاندازهایی کشف شده بود. آلمان اعلام کرد که ایران تلاش کرده بود تا به قلمرو ناتو سلاح قاچاق کند. برخی مقامات ناتو و المان این اقدام را " یک تهدید امنیتی علیه ناتو" ذکرنمودند . صاحب نظران وبرخی مدیران وزارت خارجه معتقدند زمانبندی موضوع کشتی کلاهدوز درجهت ایجاد بحران در روابط ایران و آلمان و اروپا در پی ترورمیکونوس، بسیار دقیق وبینقص انتخاب و طرحریزی شده بود. یکی از مدیران و دیپلمات های ایرانی مطلع در زمینه پرونده میکونوس درخاطراتش درباره تاثیر عمیق ارسال سلاح به بلژیک اورده است: «المانی ها از صدور احضاریه درباره ترور میکونوس برای مقامات ایران منصرف شده بودند، اما موضوع آنتورپ کاهی بود که پشت شتر را شکست.» درپی کشف محموله سلاح ، وزارت خارجه و رئیس جمهور وقت از این موضوع اظهار بی اطلاعی می نمایند و درپیگیری از مجموعه های اطلاعاتی و مقامات امنیتی آنان نیز گزارش می کنند که از این ماجرا آگاه نیستند، و مقام معظم رهبری دستور پیگیری و رسیدگی کامل را میدهند. هاشمی رفسنجانی در مصاحبهای با روزنامه همشهری در دی ۱۳۷۸ درباره ارسال موشک به یک کشور خارجی درباره دستور رهبرمعظم انقلاب برای پیگیری و برخورد با عوامل ان اظهار داشته است: [b]«درباره باند سعيد امامی در دوران من برای ما مشخص شد که با سياستهای جاری کشور از جمله تشنجزدایی آنها مخالفند. اينها موشک بردند به يک کشور خارجی و آنها پيدا کردند. از داخل وزارت اطلاعات قضيه را پیگيری کرديم. ثابت شد. رهبری و من به وزارت اطلاعات گفتيم که اينها بايد کيفر ببينند... و به حکم دادگاه همين سعيد امامی را از معاونت خلع کردند و گويا پست مشاورت دادند... ...همین ها درزمان ما به خاطرهمین بی انظباطیها محاکمه شدند.»
هاشمی در مصاحبه با روزنامه کیهان مورخ ۲۹ بهمن ۱۳۸۲ این اقدام را ایجاد دردسر برای کشور خواند: «اولین برخورد منفی که با او [سعید امامی] داشتیم درمسائل اروپا بود... که چیزی فرستاده بودند که سیاست خارجی را مخدوش و برای ما دردسر درست کرده بود. خودشان هم به ما نگفتند. یکی از کسانی که با اینها مخالف بود و از وزارت بیرونش کرده بودند، مطلع شده بود که به من گفت و من هم قضیه را پیگیری کردم. آنوقت هم برای او دادگاه اداری تشکیل دادیم واز معاونت به مشاورت منتقل شد. تنزل رتبه گرفت. یعنی دادگاه حکم داد.» مصطفی پورمحمدی، قائممقام وزارت اطلاعات در آن مقطع، عوامل اصلی این بحرانآفرینی را زوج سعیدامامی- مصطفی کاظمی معرفی میکند: «در اواخر دوره هاشمی وزارت عملیات خارجی علیه ضدانقلاب و منافقین داشت که مشکلاتی درسیاست خارجی پدید آورد از جمله فرستادن مواد منفجره به اروپا. این مسئله سال ۱۳۷۴ اتفاق افتاد. در سال ۱۳۷۵ سعید اسلامی از معاونت کنار نهاده شد چون تذکر قبلی هم به ما داده شده بود. کاظمی مسئول اصلی این مسئله بلژیک بود و دادگاهی شد.» (آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی) پایان قسمت اول ادامه دارد ..... |
|||
|
|
۲۱:۲۰, ۱۷/بهمن/۹۵
شماره ارسال: #356
|
|||
|
|||
نقل قول:میخواهی منکر آمار بالای تجاوز در کشورهای اروپایی و آمریکایی میزان وحشتناک سقط جنین و کودکان حرام زاده در آن کشورها شوی ؟؟؟؟؟؟جناب عدالت اگر آمار صحیح سراغ دارید ارائه دهید. اما ارائه آمار دروغ فقط می تونه عوام فریبی محسوب بشه. آماری که جناب vahrakan ارائه دادند، مربوط به sexual harassment یا آزار جنسی است که مسائلی مثل متلک گفتن به جنس مخالف و ... رو در بر میگیره. ایشان این عبارت رو "تجاوز جنسی" معنا کردند و سعی کردند از این طریق آمار رو متفاوت با اون چیزی که هست جلوه دهند. اگر شک دارید، معنای این عبارت رو در اینترنت جستجو کنید. ویکیپدیا یه سری آمار در این مورد جمع آوری کرده که در سایت زیر می تونید ببینید: https://en.wikipedia.org/wiki/Rape_statistics این آمار به شکل واضحی متفاوت با اون چیزی هست که در خیلی از سایتهای فارسی (از جمله همینجا) گفته میشه. برای آمار ارائه شده هم منبع معرفی شده که می تونید برای مطالعه بیشتر رجوع کنید. متاسفانه آماری در مورد ایران در دسترس نیست. ایران آمار رو منتشر نمی کنه که این به نوعی می تونه پاک کردن صورت مسئله باشه. نبود آمار می تونه مسئولین رو از پرداختن به مسائل غافل کنه. |
|||
|
۲۳:۱۹, ۱۷/بهمن/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/بهمن/۹۵ ۲۳:۳۹ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #357
|
|||
|
|||
|
بررسی گام به گام قتلهای زنجیره ای به قلم ح. قاسمی قسمت دوم
در ۲۱ فروردین ۱۳۷۶، حدود دو هفته پس از برکناری سعید امامی از معاونت امنیت، حکم دادگاه میکونوس علیه جمهوری اسلامی صادرشد و يک روز پس از اعلام حکم دولتهاي عضو اتحاديه اروپا سفيران خود را از تهران فراخواندند. با تدبیر رهبر معظم انقلاب، سفرای اروپایی پس از چند ماه، از اواسط آبان ۱۳۷۶،که دولت جدید سید محمد خاتمی مستقرشده بود، شروع به بازگشت به ایران کردند و ترمیم بخشی از روابط آغاز شد. در زمانی که تبعات اقدامات مشکوک قبلی در حال کاهش بود، ناگهان شاهد اجرای پروژهای جدید توسط همان تیم «عملیات خیارشور» هستیم که با نام «قتلهای زنجیرهای» شهرت یافت. شاید بتوان گفت شهادت شاهد C (ابوالقاسم مصباحی) در دادگاه میکونوس در پروژه «قتلهای زنجیرهای» تحقق پیدا کرد. «قتلهای زنجیرهای» سال ۱۳۷۷ تبعات منفی سنگین برای جمهوری اسلامی ایران داشت؛ قتلهایی که به فرموده رهبرمعظم انقلاب «موجب درگیرشدن نظام جمهوری اسلامی شد» و «به ضرر ملت، دولت و حکومت بود.» رهبرانقلاب در خطبههای نماز جمعه ۱۸ دی ۱۳۷۷ در این باره فرمودند: «آشنایی من با مسائل سیاسىِ این بیست ساله و قبل از این در دوران انقلاب- آشنایی با اشخاص، آشنایی با جریانات سیاسی، آشنایی با توطئههای گوناگونی که از اطراف دنیا همیشه در جریانش بودهایم- اجازه نمیدهد که من باور کنم این کارِ عناصری است که با نظام مسئلهای ندارند و نمیخواهند علیه نظام کار کنند. بعضی از این دو سه نفر نویسندهای هم که متأسفانه در این حادثه کشته شدند، اسمشان را بنده هم نشنیده بودم. الان بنده غالباً مجلات و کتابها و تازههای فرهنگ را میبینم. من آدمی نیستم که یک نویسنده و روشنفکر معروفی در کشور باشد و او را نشناسم. البته شاید مثلاً در بعضی از محافل فرهنگی یا غیرفرهنگی خارجی اینها را میشناختند اما در داخل آنقدر معروف نبودند که بنده اسم اینها به گوشم خورده باشد. بعضیهایشان را هم که اسمهایشان را شنیده بودم، جزو روشنفکران درجه یک این کشور نبودند. افرادی که مردم اینها را نمیشناسند، مردم از کتابها و نوشتهها و آثار فکریشان هیچ خبری ندارند و کسی از اینها حرفی نمیشنود، بُرد تبلیغی ندارند. ان دستی که به فکر میافتد بیاید اینها را تصفیه کند و به قتل برساند- یا در داخل خانههایشان، یا در میان راه، یا در خیابان، یا در بیابان- مگر می تواند بیگانه نباشد و تابع یک نمایشنامه از پیش طراحیشدهای نباشد؟» «پروندهسازیهای زنجیرهای» برای نظام جمهوری اسلامی ایران به قتلهای جنجالی سال ۱۳۷۷ ختم نشد. در بسیاری از حوادث بعدی اقدامات مشابه را همچنان میتوان پیگیری کرد. بررسی گام به گام قتلهای زنجیره ای با قسمت دوم پایان یافت و در ادامه به تبار شناسی عاملین آن از بدو استخدام در وزارت و حتی قبل آن پرداخته میشود. واکاوی سعید امامی به قلم ح. قاسمی
سرنوشت خواهرزاده وابسته نظامی شاه درامریکا سعید امامی فرزند علی اکبر در سال ۱۳۵۵ درسن ۱۹سالگی برای تحصیل به امریکا می رود. تا ان زمان نه تنها سعید امامی و خانواده اش سابقه هیچگونه فعالیت انقلابی یا اسلامی یا مبارزاتی نداشته اند ، بلکه خانواده وی دارای ارتباطات تنگاتنگ با رژیم پهلوی بوده است، به نحوی که دایی او وابسته نظامی شاه در امریکا بوده است.پدرش نیز از مدیران دستگاه پهلوی بوده است و... امامی در حالی به امریکا می رود که دایی او در کنار منصور رفیع زاده رییس ایستگاه ساواک در امریکا و اردشیر زاهدی سفیر شاه کماکان درامریکا حضور داشته است. خواهرزاده وابسته نظامی شاه در امریکا در دوران علی فلاحیان طی سالهای ۱۳۷۰تا۱۳۷۶ معاون امنیت وزارت اطلاعات می شود. برای شناخت بیشتر در اینجا به بررسی سوابق و پیشینه خانوادگی سعید امامی پرداخته می شود. ۱-سعید حجاریان درگفتگویی که دردیماه ۱۳۷۸ انجام شده ودرتاریخ۱۳۷۹/۱/۱۵در روزنامه فتح منتشرشده، رسما اعلام می کند که گزینش و جذب سعید امامی توسط او دراطلاعات نخست وزیری صورت گرفته است. تحلیلی وجود دارد او چون متوجه گردید سند جذب امامی توسط اوبه دست بازجوها و دستگاه قضایی افتاده است ، این مطالب را جهت عادی جلوه دادن گفته است: ''[سعید حجاریان]:مسئله گزینش سعید اسلامی به سال۵۸ برمی گردد.من اورا درسال ۵۸یاشاید هم ۵۹ (شک دارم،چون خیلی گذشته)گزینش کردم...ان موقع رابطه ماباامریکا قطع شده بود ولانه جاسوسی هم اشغال شده بود.ماعملا دفترحفاطت منافع پیدا کردیم وسطح روابطمان تاان حدتقلیل پیداکرد. دران زمان این ضرورت پیش امد که مامورینی درامریکا اطلاعاتی را برای ماجمع اوری کنند وبفرستند.درهمان مقطع بود که سعید اسلامی راپیشنهاد کردندکه به درد این کارمی خورد.گزینش اورا هم به عهده من گذاشتند. مورد او تحقیقات محلی فوق العاده ای درداخل کشورنداشت،چون ازجوانی به امریکا رفته بود.تحقیقات محلی درمورد اوعمدتابایستی درامریکاصورت می گرفت،که کارمشکلی بود. فکرمی کنم حتی دیپلمش را هم درامریکا گرفته بود،یعنی مثلا نوجوان بوده که به امریکا رفته بود.سابقه ممتد طولانی اقامت درامریکا داشت وگمان می کنم شاید به دلیل سابقه طولانی درامریکا گرین کارت هم داشته است. اورا به من معرفی کردند که گزینش کنم.می دانید که گزینش هم مراحلی دارد،هم تحقیقات محلی دارد،هم مصاحبه دارد،هم رجوع به سوابق.سوابق که چیزی نداشت.تحقیقات محلی اوراهم بایستی درامریکا صورت می دادیم،چون معرف های نسبتا معتبری هم داشت(ازبچه های انجمن های اسلامی که درامریکا بودند اورامعرفی کرده بودند). تحقیقات محلی هم درمورد اوبه واسطه دانشجوهایی که انجابودندیافارغ التحصیل شده بودند وبه ایران برگشته بودندیادرزمان انقلاب درس را نیمه کاره رها کرده وبرگشته بودند،صورت گرفت.بعدهم اورابرای مصاحبه دعوت کردیم که امد ومن شخصا یکی دو جلسه اورامصاحبه کردم. ازمجموعه اطلاعاتی که مابرای قضاوت به دست اوردیم،معلوم شد که او ادم زرنگی هست وسرش برای این گونه امور درد می کند. بچه های انجمن اسلامی هم اورا توثیق می کردند.این قدر که من به یاد دارم درتحقیقات محلی درمورد او اطلاعات فوق العاده ای به دست نیامد،مگر این که مثلا ان حوزه های انجمن اسلامی که اودرانها فعالیت می کرده حوزه هایی بودند با گرایش های لیبرالی.شاید مثلا دربین انها عناصری باگرایشات انجمن حجتیه هم بوده است(مثلا حوزهsteel water). درمورد مصاحبه هم چون من خودم باایشان مصاحبه کردم تاانجا که به یاد می اورم نتیجه این بود که خیلی ریشه عمیق مذهبی نداشت وفکرمی کنم دریک دوره ای همکاری هایی جانبی با کنفدراسیون دانشجویان ایرانی که این اواخرازهم پاشیده شده بود(یاCIS)داشت. کنفدراسیون هم ترکیب درهمی بود که همه تیپی دران فعالیت می کردند.ازچپی ها وعناصرمذهبی ومائوئیست وتروتسکیست وغیره.یک پیش زمینه این طوری دراوبود...سرجمع این که بنیادهای خیلی مذهبی نداشت.البته ادم زبر وررنگی بود.مجموعه نکاتی که من یادم هست ودرمورد ایشان به ان رسیدم اینها بود. مجموعا(چه به دلیل ضعف امکانات ما برای جمع اوری اطلاعات محلی درموردایشان وچه دلیل اینکه ضرورت داشت ان کارانجام شود او مشغول به کارشود)من دراین حدگزینش کردم که بنارا براین بگذاریم که اوممکن است ازنطرسیاسی یااطلاعاتی ادم ناسالمی هم باشد،اماچون بنابود معلوماتی را یکطرفه به این طرف بفرستد وازاین طرف اطلاعاتی دراختیاراوگذاشته نمی شود. قراربود درانجا(امریکا)اطلاعاتی را جمع اوری کندوبرای مابفرستد.من صلاحیت اورا در این حدارزیابی کردم که بنا را براین بگذاریم که حتی مسئله دار هم باشد،ولی بخاطر این که اطلاعات را یکطرفه می فرستدمهم نیست،اماازاین طرف اطلاعاتی به اوداده نشود واحیانا اگر یک موقع خواستند درداخل ازاو استفاده کنندبایدگزینش مجدد دقیق درمورد اوصورت بگیرد ودرامور امنیتی هم مطلقا ازاو استفاده نشود. [مصاحبه کننده]: یعنی شما بنا داشتید درحد منبع ازاواستفاده کنید؟ [سعید حجاریان]:منبع دوجانبه.یعنی منبعی که شمامظنون یامطمئن هستید که باطرف مقابلتان هم کارمی کند.لفظ استخدام رانبایددرمورد اوبه کاربرد.یک وقت است که شما کسی را به عنوان پرسنل یک دستگاه استخدام می کنید،ویک وقت است که یک منبع را استخدام می کنید.اینها فرق دارند. شمابه دلایلی ممکن است ازوجود فردی استفاده کنید که حتی به اومظنون هستید که ممکن است باحریف همکاری کند،امابه دلایل ویژه ای می گویید باعلم به این موضوع من می خواهم ازاواستفاده کنم که مثلا فقط اطلاعاتی را که ان طرف جمع می کند بفرستد وخودتان قدرت ارزیابی اطلاعاتش رادارید.'' چند نکته درباره مصاحبه سعید حجاریان : الف: زمان گزینش و به کارگیری امامی را پس از تسخیر سفارت امریکا در ایران ذکر کرده است. حجاریان هم چنین درگفتگوبا اندیشه پویا(سال اول،شماره ۲،تیرومرداد۱۳۹۱،صفحه ۴۵-۳۷) از مسولیت خود به عنوان سربازجوی جاسوسان نظامی مرتبط با سفارت آمریکا پس از تسخیر خبر داده است : "من آن موقع در اداره دوم ارتش بودم، در لانه دو دسته جاسوس بودند، نظامی و غیرنظامی. مطابق مسئولیتی که داشتم جاسوسهای نظامی را برای بازجویی و تشکیل پرونده به من سپردند." یکی از نظامیانی که همان زمان به اتهام جاسوسی براساس مدارک و مستندات موجود بازداشت می شود، سرهنگ سلطان محمد اعتماد، دایی سعید امامی و وابسته نظامی رژیم شاه در آمریکا بوده است. پس از تسخیر لانه جاسوسی و کشف اسناد، سلطان محمد اعتماد به اتهام ارتباط و عامل سیابودن خصوصا وصل بودن به ''توماپ پاور''چندماه بازداشت و تحت بازجویی قرار گرفت. یعنی سعید حجاریان ، فردی را جذب می کند که دایی وی وابسته نظامی رژیم شاه درامریکا درهمان مقطع گزینش ، متهم حجاریان بوده است. لازم به ذکر است سعید امامی سال۱۳۵۵ وپس ازاخذ مدرک دیپلم،عازم امریکا شده است و تاسال ۱۳۶۴که دروزارت اطلاعات به کارگیری شده است درامریکا بوده است. ب: حجاریان در تحقیقات محلی و بررسی پرونده و سوابق خانوادگی سعید امامی ، چگونه چشم خود را بر این سوابق بسته است؟ سعیدفرزند علی اکبر و همارخ اعتماد بوده است.علی اکبرمدتی معاون مدیرکل اموزش وپرورش کردستان در دوران شاه بوده است.مدتی نیزشهرداریاسوج بوده است.علی اکبرامامی منبع کدداروحقوق بگیرساواک بوده است. درپی درخواستی که وی برای همکاری باساواک داده است،کارشناس مربوطه نظرداده است که نامبرده به منظور پرستیژ میخواهد ساواکی شود. هم چنین در فرم گزینش سعید امامی در اطلاعات نخست وزیری به سفر یکماهه پدرش به اسرائیل در سال ۱۳۵۲ اشاره کرده است. همارخ اعتماد(متوفی ۱۳۶۶) مادر امامی نیزسابقه عضویت درحزب توده داشته است. همسرسعید امامی درباره خانواده همسرش می گوید: ''خانواده سعید یک خانواده خيلي مذهبی نیست و نبودند ... علیرغم اینکه ظاهرا مذهبی نبودند ولی یکسری خصوصیات داشتند که معمولا همیشه ازشون به خوبی یاد می شود و همه خاطره خوب از ایشون دارند بخصوص مادرشان ( هما رخ اعتماد ) علیرغم اینکه می گویم اعتقادات مذهبی نداشتند ولی خوب خیلی دست به خیر و خیِّر بودند .نداشتند ولی خوب خیلی دست به خیر و خیِّر بودند . همشون هم می گفتند که اصلا سعید اخلاق و رفتارش جدای بقیه بود... شاید وضع خانواده اش دختر عموها پسرعموها و دیگران را الان بعنوان یک نقطه ضعف سعید الان دارند مطرح می کنند . بدلیل وضع خانوادگى، اطرافیان پوشش قبل از انقلاب و بچّه ها و خواهر و برادرها و... من نمى توانم بپذیرم که "سعید" را الان مورد سرزنش قرار بدهند بگویند خانواد ه ات اینطور بوده پس تو ریشه ى اعتقادات قوى نداشتى یا نمى دانم فساد اخلاق داشتى... " سرهنگ سلطان محمد اعتماد عنصرمهم این خاندان ودایی سعید،سالهاوابسته نظامی حکومت پهلوی درامریکا بوده است.اوتا ماههای نزدیک به انقلاب در این سمت بوده است که بخاطر شرایط ویژه و مقابله با انقلاب،به ایران فراخوان می شود وسرپرست ''گروه جنگ روانی''رادیو را دردولت نظامی ارتشبد ازهاری برعهده می گیرد. مسولیت وپست ''وابسته نظامی حکومت پهلوی درامریکا''به هرکسی داده نمی شد.به دلایل متعدد خصوصا خریدهای نظامی ازامریکا،پیمان های نطامی میان شاه وامریکا،حضوردهها هزارمستشارامریکایی درایران و...فردی که به این مقام منصوب می شد،دارای شرایط ویژه ای باید باشد ادامه دارد.... ![]() پیاده نظام کدخدا و لاف_در_غریبی! در دوره ترامپ، سناریوی جدید آمریکا علیه انقلاب اسلامی با ساخت انگاره دوگانه جنگ_صلح در دستور کار قرار گرفته است. نقش اول این سناریو بر عهده ترامپی است که پیش از این سابقه هنرپیشگی و اجرا داشته و اکنون در قامت یک شومن حرفه ای در حال ایفای نقش است و اعلام کرده که «من چون اوباما با شما مهربان نخواهم بود!» این روزها علاوه بر نقش آفرینی دقیق ترامپ و متحدینش، پیاده نظام ایرانی کدخدا نیز، وارد صحنه شده و به پیشبرد سناریو مشغول گشته اند: مهاجرانی توئیت می کند: «از گاو می ترسم. شاخ دارد و عقل ندارد. به نظرم این سخن در مورد ترامپ درست است. آیا برای حل مشکلش در آمریکا ماجرایی نخواهد آفرید؟» مسعود بهنود توئیت می کند: «به فرض که خطر ترامپ جدی باشد. چاره در تسلیم و عقب نشینی و گردن کج کردن نیست.چاره در مردم دوستی و مهار فرمان بریده ها و دهان دریدگان است.» عبدالله رمضان زاده می نویسد: «ما باید بدانیم که شرایط سختی پیش رو داریم چون یک فردی در دنیا سر کار آمده که از جنگ بدش نمی آید، اسرائیل تمام تلاشش ایجاد جنگ با ایران است و کشورهای عربی به غیر از عراق نیز کسی با ما روابط گرمی ندارد.» محمد نوریزاد در کانالش می نویسد: «آقایان بیدار شوید. مردم خواب زدگی کافیست. کشور با بحران مشروعیت، با احتمال جنگ و حتی تجزیه مواجه است. تا دیر نشده باید چاره ای اندیشید.» آمد نیوز تیتر می زند: «رهبرا ما جنگ نمیخواهیم!» علی افشاری از ضرورت برخورد عقلانی با تهدید های ترامپ و برجام منطقه ای سخن می گوید! جلائی پور می نویسد: «در دوره این خودشیفته_بدخیم خیلی باید مواظب کشورمان ایران باشیم.» در این سناریو، برخلاف سناریوی قبلی نه چهره نرم و بزک کرده آمریکا، بلکه چهره خشن و ترسناک آمریکا قرار است ادراک ایرانیان را مهندسی نماید. کلید واژه پر تکرار این سناریو جنگ است و این کلید واژه قرار است چنان تصویری دروغین از وضعیت پیش رو در افکار ایرانیان بسازد که چاره را در پناه بردن به غرب گرایان و پیاده نمودن سایر منویات کدخدا جستجو نمایند! طرفین این بازی نیز خوب نقش خود را پیدا کرده اند و قرار است با تجربه مجدد پاس و آبشار، هر یک به خواسته خود برسند: معادله ای ساده و بازی برد_برد برای طرفین «ترامپ چون اوباما مهربان و مؤدب نیست. وی همانطور که خود گفته عصبانی و خشن است و تنها راه فرار از گزند وی، حضور تعامل گرایان در قدرت و امتیاز دادن بیشتر به آمریکا و نرمال شدن ایران است!» این معادله را امروز به شکلی همه فهم، آقای ابوطالبی معاون سیاسی دفتر رئیس جمهور، توئیت کرد: «در دولت اوباما هم، تقابل و تحریم با لفاظی و تحریک و تبدیل ایران به تهدید نخست جهانی آغاز شد؛ و سپس با یک تماس تلفنی، به سمت تعامل و حل مشکل پیش رفت.» ورای این لفاظی ها و تصویر سازی های کاذب، واقعیت این روزهای منطقه و جهان، قدرت گیری شگفت ایران است که در بهترین وضعیت اقتدار و برتری راهبردی پس از انقلاب قرار گرفته است. ایران هم اکنون یک قدرت بزرگ موشکی است و توانسته برای اولین بار نیروهای خود را در جغرافیای بزرگی از غرب ایران تا بلندی های جولان و شرق مدیترانه مستقر نماید! همچنین توانسته طی 5 سال اخیر، جنگ های بزرگ نیابتی را به خوبی مدیریت کرده و طی همین مدت، تمام تلاش های قدرت های منطقه ای و بین المللی برای برکناری متحد خود در سوریه را ناکام گذارد! این در حالی است که به اعتراف استراتژیست های آمریکایی، این کشور در ضعیف ترین شرایط خود پس از جنگ جهانی به سر می برد و دیگر جایگاه سابق را در صحنه جهانی ندارد. جنگ آمریکا با ایران دروغی بزرگ است، چنان که تعامل با کدخدا برای رفع تحریم ها، دروغی بزرگ بود! جنگی در کار نیست، چون امکان آن برای کدخدا مهیا نیست! فقط ما با یک فریب جدید برای مهندسی افکار عمومی مواجه ایم! به تعبیر امام خامنه ای، حکایت لفاظی های این روزهای ترامپ، حکایت کسی است که لاف_در_غریبی می زند |
|||
|
|
۱۹:۴۳, ۱۸/بهمن/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/بهمن/۹۵ ۱۹:۴۳ توسط amirabdi.)
شماره ارسال: #358
|
|||
|
|||
|
پیشنهاد میکنم با توجه به نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری نام این تاپیک به تریبون انتخاباتی راست گرایان تغییر پیدا کنه...
|
|||
|
۲۲:۰۴, ۱۸/بهمن/۹۵
شماره ارسال: #359
|
|||
|
|||
|
۲۲:۱۰, ۱۸/بهمن/۹۵
شماره ارسال: #360
|
|||
|
|||
(۱۸/بهمن/۹۵ ۲۲:۰۴)vahrakan نوشته است: انقلابیون ولاییمنظورتون از اون کسانیه که برای دفاع از نظرشون آمار جعلی و نقل قولهای دروغ ارائه می کنند؟ یا اونهابی که حرف این افراد رو باور می کنند؟ جناب vahrakan ، باید یا برای نقل قولهایی که ارائه دادی و اون آمار دروغی که گفتی سند بیاری، یا از مخاطبین تاپیک به خاطر فریب دادنشون عذرخواهی کنی. تا زمانی که این کار رو انجام ندی، پیگیرش هستم. |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |






![[تصویر: photo293057060855198907.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/NkbHH0TZQF/large/photo293057060855198907.jpg)
![[تصویر: photo293057060855198899.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/F7sQUpIvF7/large/photo293057060855198899.jpg)




![[تصویر: photo58145971503597091745.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/9mbC9TlzAH/large/photo58145971503597091745.jpg)

![[تصویر: 1395111610354551698977910.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/DttKCn0Ko0/large/1395111610354551698977910.jpg)
![[تصویر: 139511161038283299897824.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/cupCWzpKe7/large/139511161038283299897824.jpg)
![[تصویر: 1395111610424968998980610.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/kR6JwLi2iz/large/1395111610424968998980610.jpg)
![[تصویر: 1395111610392037698978510.png.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/NKJgrvpaAK/large/1395111610392037698978510.png.jpg)
![[تصویر: biggrin.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/biggrin.png)

![[تصویر: arton2941.gif]](http://cdn.persiangig.com/preview/dmXXkMqsKc/large/arton2941.gif)
![[تصویر: pic-32255-1446363195.jpg?itok=teOlx3Wu]](http://otaghkhabar24.ir/sites/default/files/styles/large/public/repo/pics/1394/08/10//pic-32255-1446363195.jpg?itok=teOlx3Wu)
![[تصویر: 155562.jpg]](http://images.gr-assets.com/authors/1262794624p5/155562.jpg)
![[تصویر: 1119680_109.jpg]](http://www.rouzshomar.ir/wp-content/uploads/2015/07/1119680_109.jpg)
![[تصویر: 97f5920b-0f51-4f8c-a4eb-38219c985cb3.jpg]](http://dralirabiee.ir/userfiles/images//20156/97f5920b-0f51-4f8c-a4eb-38219c985cb3.jpg)
![[تصویر: %DA%A9%D8%A7%D8%B8%D9%85%DB%8C.jpg]](http://s6.picofile.com/file/8216578776/%DA%A9%D8%A7%D8%B8%D9%85%DB%8C.jpg)
![[تصویر: 13.jpg]](http://s6.picofile.com/file/8216592476/13.jpg)
![[تصویر: A0160073.jpg]](http://media.farsnews.com/media//8410/Images/jpg/A0160/A0160073.jpg)
![[تصویر: Alianc1.jpg]](http://www.7dorim.com/cultures/Photo/Alianc1.jpg)
![[تصویر: zimg_005_26.jpg]](http://iranianuk.com/db/pages/2014/06/06/018/zimg_005_26.jpg)
![[تصویر: shirou.jpeg]](http://www.iranianfedaii.com/1-asnad%20bank%20sepah-2009/shirou.jpeg)
![[تصویر: 17630.jpg]](http://www.kurdpa.net/weney-babet//17630.jpg)
![[تصویر: photo5816541189996914739.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/FVxNlrMP36/large/photo5816541189996914739.jpg)