تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: دغدغه های سیاسی و ....روزانهء انقلابیون ،دلواپس و بیسواد ..
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30
[تصویر: photo293057060855198907.jpg]
زندگی به دو سبک!
به سبک ضرب المثل؛ چراغی که به خانه رواست بر مسجد حرام است؛

بیشتر کسایی که این ضرب المثل دستاویزشون شده تمامیت خواه شدن
طوری عمل میکنن که گویا کل چراغ های عالم باید در خونه ایشون روشن باشه!
با درآمد میلیاردی یارانه چهل هزاری میگیره هنوز چون معتقده چراغی که به خانه رواست بر مسجد حرام است!
تو آپارتمانش چون کنتور آب مشترک دارن تا دلت بخواد آب اسراف میکنه و با افتخار به اهل خانوادش میگه ما استفاده نکنیم بقیه استفاده کنن؟
چراغی که به خانه رواست بر مسجد حرام است!
.
دو تا خونه داره ولی به اسم بچه هاشم مسکن مهر ثبت نام کرده! ازش میپرسی تو که شانت اجازه نمیده مسکن مهر بری چرا میخوای بگیری؟
میگه من نگیرم بقیه بگیرن؟؟؟ چراغی که به خانه رواست بر مسجد حرام است!
.
هفت تا مغازه داره ولی به یه پسرش گفته بره وام بنگاه های زود بازده تولیدی بگیره و بزنه تو دلالی! نکنه یه وقت بقیه بگیرن بهش نرسه!
واسه اون یکی پسرش هم با پول و پارتی یه کار دولتی جور کرده! درسته حقوقش یک سوم وقتی نیست که کنار خودش تو مغازه کار میکرد ولی خوب چراغی که به خانه رواست بر مسجد حرام است!
پسر اون کار دولتی نداشته باشه همسایه بدبخت و باسواد و بیکارش بره سر کار؟؟؟؟
.
این دوستان وقتی کمک های نظامی از بودجه دفاعی رو به کشورهای خط مقدم در برابر دشمن میبینن باز یاد همین ضرب المثل میفتن!
.
چون اینا پولدارن و کلی خرج بیخود دارن و طبق منطق و دین باید اینا به فقرا کمک کنن ولی خوب اینا دوس ندارن از چراغ های خونه شون کم شه!!! حتی حاضرن چراغ خونه مرز نشین ها توسط داعش بترکه ولی کسی کاری به کار چراغ خونه اینها نداشته باشه!
سبک دوم زندگی؛
حضرت زهرا(سلام الله علیها) فرمود: ای فرزندم اول همسایه بعد اهل خانه؛
وقتی این سبک زندگی تو جامعه جاری شد نتیجش میشه اون پیر زن روستایی که کل داراییش یعنی یه مرغ رو آورده بود تقدیم جبهه ها کنه!
نتیجش میشه مردم اروپا که وقتی کمبود پنیر اومد،پنیرهای اضافه شونو میبردن پس بدن تا به بقیه هم برسه!
نتیجش میشه ترکیه که مردم وقتی دلار گرون میشه میبرن دلاراشونو میفروشن تا قیمتش بیاد پایین نه اینکه زن و بچه و پیر و جوون تو سرو کله هم بزنن و خونشونو بفروشن تا دلار بخرن!

سال دوهزارو دوازده تو ژاپن بیماری همه گیر پرندگان گوشتی شایع شد و کمبود شدید گوشت مرغ اومد!
اکثر مردم ژاپن یا مرغ سهمیه را یک در میان میگرفتن ویا انها که روزانه گرفتند نیمی از انرا به همسایه دادند!
پ.ن؛
اسلام عیبی نداره! ایراد از خودخواهی افراطی ماست!
.
معین_ثائر


[تصویر: photo293057060855198899.jpg]
سید_علی

خودمو جای شخص اول مملکت میذارم...

با این همه قدرت و اختیار پاپوش وصله دار میپوشیدم؟؟؟

پسرام با حقوق طلبگیشون زندگی میکردن؟؟؟

بابا یه شغل مناسب واسه بچه هام پیدا کردن که به جایی برنمیخوره!

با دشمنای دوست نمای منافقم چه برخوردی داشتم؟؟؟
یعنی پشت تریبون خودشونو و خانواده شونو رسوا نمیکردم؟؟؟

اصلا مگه ممکنه بیست و هفت سال تمام مسولیت و فشار مملکت روی دوشت باشه
بیست و هفت سال تمام شیاطین دنیا و جونورای ریز و درشتش آرزوی زمین زدنتو داشته باشن بعد وضع زندگیت با دوران طلبگیت فرقی نکنه؟؟؟
.
اصلا مگه ممکنه عده ای شعار مرگ بر تو رو سر بدن، مملکتو به بازی بگیرن بعد مورد لطفت قرار بگیرن و بهشون فرصت نفس کشیدن بدی، تازه روز به روز طلبکارتر شن که چرا محاکمه نمیشن؟؟؟
.
مگه ممکنه هر ننه قمری یه گوشی بگیره دستش ازت کاریکاتور بکشه، بهت توهین کنه ، به اصول مملکت توهین کنه و صد ها هزار ساده لوح تاییدش کنن ولی اتفاقی براشون نیفته؟؟؟
.
اصلا مگه ممکنه بیست و هفت سال استدلال های کودکانه یه عده خوشحال رو تحمل کنی که صب میگن چرا رهبری جلوی فسادو نمیگیره؟ چرا اقتصاد مملکتو درست نمیکنه؟ چرا جلوی فلانی و خانوادشو نمیگیره؟
و شب قبل خواب میگن که چرا رهبری دیکتاتوره و تو کار مسولا و دولت دخالت میکنه؟
.
واقعا چطور ممکنه اونقدر پاک زندگی کرد که آمریکایی ها بگن افشاگری دارایی های رهبران ایران فایده ای جز بی آبرویی دوستان آمریکا و محبوبیت رهبرش نداره؟؟؟

پ.ن؛
ترجیح میدم خودمو جای همچین شخصی ابدا نذارم
و تنها براش دعا کنم که سایه اش از سرمون کم نشه...
الحق که سید علی هستی
.
معین_ثائر
.
حالا که امام خامنه ای فرمودن صلاح نمیدانم و دکتر احمدی نژاد نامه نوشت که در انتخابات شرکت نمیکنم، بریم سر اصل موضوع :

#فیش_نجومی
#املاک_نجومی
#جاسوس
#شیشلیک
#FATF
#قراردادهای_نفتی
#برجام
#رفع_تحریم
#وعده_اقتصادی
#فریدون
#اختلاس_صندوق_فرهنگیان
#ابتکار_و_مادر
#بدعهدی_امریکا

چه خبر ؟؟؟
Huh
امروز برای اولین بار در تاریخ ۳۸ ساله انقلاب_اسلامی، منافع اصولگرایان و اصلاح_طلبان و دشمنان_جمهوری_اسلامی هم سو شده و همگی از نبودن و نیامدن احمدی‌نژاد خوشحال ‌هستند.Angel

این خاصیت محمود احمدینژاد است که چهره واقعی همه را آشکار می‌کند.Big Grin

چه رقص و سروری در اردوگاه اصولگرایان برپاست و چه نشاطی می ‌رود بر دار و دسته ‌ی جناح لیبرال آمریکایی !!Dodgy

[تصویر: photo532576752614287590.jpg]

اولا خدا رو شاکریم به سبب نعمت ولایت

و اما بعد ...

بی صبرانه مشتاق آمدن جناب "[b]دکتر حسن روحانی
" هستیم !


جشن اینروزها و بر طبل شادابی کوبیدن برخی ها نشانه جهل است چون قیامتی در پیش دارند که فرصت آن توسط رهبری هوشمند فراهم گردید !

کل برنامه ی دولت کریمه در زمینه فرهنگ و اقتصاد و آب و نان ، دستاورد تقریبا هیچ برجام بود !

جناب روحانی یادتان هست که فرمودید " در مورد معیشت " ؛"گزارش 100 روزه" ؛" آنچنان تحولی ایجاد کنم ..."

چه لحظات دیدنی در انتظار است!


برخلاف نظر برخی دوستان اعتقادم اینست که از اتفاق پیش آمده ؛ زیرکان دولتی نباید خرسند باشند !

چون رهبری همه ی پنبه ها را در "8 دقیقه" رشته کرد!

حداقل 3 سال سرمایه گذاری برای نیامدن! برای له کردن! مفسد خواندن!

3 سال جلسه گرفتند که بزنند و بکوبند و بتازند تا " او" نیاید

ولی "او" زمام کار را داد دست "ولی امرش" و نتیجه آن شد که ولی ، امر فرمود !

زین پس ؛ پاسکاری ! پرونده سازی ! تهمت چسبانی و ... رنگی ندارد ! 3 سال کامل تمام شد و حال زمام امور کامل بدست توست جناب رییس جمهور !


باید باین فکر کرد در انتخابات چه وعده ای خواهند داد که عوام بپذیرند !

رهبری شما را آزاد کرد که با صدای بلند از دستاورد برجام و دست دادن ها و پادادن ها و قدم زدن ها و بازخندیدن برای مردم بگویید !!

با صدای بلند برای مردم از معیشت و رفاه حرف بزنید !

رهبری فرزانه ، مهره ی تمام عیار بهانه را از دستتان گرفت !

ما منتظریم جناب زیبا کلام ! حجاریان! غروی! و ... از فردا افاضه بفرمایند !

واقعا از فردا چه کسی را باید بکوبید ؟؟

3سال وقتتان را تلف کردید و در مقابل 3 سال احمدی نژاد از خط امام و انقلاب گفت و روشنگری کرد !

نتیجه شد برد_برد با امتیاز 3 بر 0 بنفع یاران حضرت سید علی !

ما منتظر خودزنی های شماییم !

عاشقانه پیرو رهبری عزیزیم و در مسیر خواهیم ماند و پیوند دهنده ی قلوب مومنین خواهیم شد و در عین حال دعاگوی شما برای تقویت مسیر انقلابیمان هستیم !

ما کماکان فرزند محرم و رمضانیم ! منطقی که شهادت انتهایش باشد هراسی از برچسب ندارد ! پس بزنید بالهایمان را ! "بیدارتر میشویم"

والعاقبة للمتقین


[تصویر: photo532576086894357091.jpg]

بسم الله ...
دردم از
دورےِ یاریست
ڪہ بہ او
مدیونم !
تا ڪجا
تا ڪہ بفهمد
ڪہ چرا
دل_خونم ...

.
.
پ.ن :

خداوندا ،
تو مےدانے کہ ما سر سازش با کفر را نداریم ...

خداوندا ،
تو مےدانے ڪہ استڪبار و امریڪاے جهانخوار گل هاے باغ رسالت تو را پرپر نمودند ...
.
خداوندا ،
در جهان ظلم و ستم و بیداد ،
همہ تکیہ گاه ما تویے ،
و ما تنهاے تنهاییم
و غیر از تو ڪسے را نمےشناسیم
و غیر از تو نخواستہ ایم ڪہ ڪسے را بشناسیم .
" ما را یارے ڪن ،
ڪہ تو بهترین یارے ڪنندگانے ... "

.
خداوندا ،
تلخے این روزها را بہ شیرینے #فرج حضرت بقیة‌الله و رسیدن بہ خودت جبران فرما ..
.
فرزندان انقلابے_ام ،
اے ڪسانے ڪہ لحظہ اے حاضر نیستید ڪہ از غرور مقدستان دست بردارید،
شما بدانید ڪہ لحظہ لحظہ عمر من در راه عشق مقدس خدمت بہ شما مےگذرد ...
– مےدانم ڪہ بہ شما سخت مےگذرد،
– ولے مگر بر پدر_پیر_شما سخت نمےگذرد ؟
– مےدانم ڪہ شهادت شیرینتر از عسل در پیش شماست ،
– مگر براے این خادمتان اینگونہ نیست ؟
– ولے تحمل ڪنید ڪہ خدا با صابران است ...
بغض و ڪینہ ے انقلابے_تان را در سینہ ها نگہ دارید ،
با غضب و خشم بر دشمنانتان #بنگرید
و بدانید ڪہ پیروزے از آن شماست ...

.
" آقا سِد روح‌اللہ ... "
.
پ.ن :
بہ نظرم بنشینیم هر چند وقت یہ بار ، درد و دل هاے #امام رو گوش بدیم ...

عبد
[/b]

[تصویر: photo532582421971118541.jpg]

دیشب برنامه خندوانه از مصطفی_زمانی بازیگر سریال یوسف پیامبر و نقش یوسف نبی دعوت کرده بود .

اینکه نامبرده چقدر پر ادعا بود و ادا و اطوار درآورد که اصلٱ مناسب شأن و شخصیتش نبود به کنار

لوس بازیها و تیکه پرونیهاش و خوردن نوشابه و آروغ زدن و ... رو‌ هم قلم می گیرم ...

یه چیزی که دلمو سوزوند این بود که رامبد جوان بهش گفت : چی خیلی ناراحتت کرده تا به الان

خیلی راحت گفت : فوت کیارستمی خیلی دلمو‌ سوزوند و براش گریه کردم و ...

یه لحظه هنگ کردم

آدم باید خیلی نامرد باشه، وقتی فوت مشکوک و مظلومانه یک استاد مسلم و کارگردان فرهیخته و انقلابی که باعث شده رشد کنه و مطرح بشه رو ببینه و ببینه که بر اثر بیوتروریسم مثل شمع داره آب میشه، اون هم کسی که اون قدر آدم با معرفت و مشتی بود و ...

بعد بیاد تو یه برنامه تلویزیونی بدون یه ذره حس سپاس و قدردانی بیاد از کسی بگه که بارها در مورد اسلام مواضعی متضاد گرفته بود .

آقای کیارستمی فوت شده، خدا رحمتش کنه

پشت سر این شخص و مواضع و کارهای گذشته اش هم حرف نزنم بهتره ...اما
کاش خدا به من و شما فرصت پاک شدن از رذائل اخلاقی رو بده !!
.


دشمنان میدانند که سقوط نظام هرگز توسط الیگارشی موجود و سرسپردگانش رقم نخواهد خورد، 88 نشان داد که سرسپردگان آنان بیشتر دنبال می گساری و آلاف و اولوف خود هستند، تا یک ساختار منسجم برای براندازی و فهمیدند که صفت شجاعت و مقاومت برای آنان تعریف نشده و عافیت طلبی صفت ثابت آنان است.


پس دو گروه هستند که توانایی ساقط کردن این نظام را دارند یکی در اقلیت محض است و در سر حد شجاعت و مقاومت و دیگری در اکثریت محض است، اما بی شجاعت و مقاومت !

اولی حزب اللهی ها هستند که پایش بیفتد سر می دهند و دومی توده های مستضعف مردم که تا نان و آب و عفت خانواده شان به خطر نیفتد قیامی نمی کنند.

پس دستور اول برای گروه اول تفرقه است و وحدت شکنی و فشار برای شکستن حریم رهبری به هر نحو ممکن، و دستور ثانی بی تاب کردن توده های جامعه که البته اولی بی تاثیر بر دومی نیست که محرک و پیشرانش است.
با اتفاق اخیر و فرمان وحدت رهبری اولی به صورت جد مهار شده است ( اما در دسته ای از آنان نشده که در ادامه توضیح خواهم داد ) اما مردم سرکش تر خواهد شد ! احمدی نژاد خواسته یا نا خواسته در این سفرها و زمزمه بازگشتش امیدی برای آنان که از او جز یارانه و مسکن مهر به خاطر ندارند ایجاد کرد .
سر سپردگان احمدی نژاد از انقلابی ترین، شجاع ترین و مستحکم ترین افراد هستند، چرا که وام دار هیچ گروه و دسته ای نیستند و مستمسک نفت و مانند آن نبودند.

شخصا تلاش ها و مبارزات و مقاومت ها را برای برگزاری سفرهای استانی را دیدم که بدون هیچ چشم داشتی از جان مایه می گذاشتند و احمدی نژاد را پلی برای رسیدن به عدالت حقیقی و مرگ الیگارشی و ازادی توده ها می دانستند و اما سوای این فضایل بزرگترین رذیلت اخلاقی آنان عدم صبر و تحمل آنان است و همین عجالت آنان سبب شده است که در بین آنان باشد کسانی که رهبری را متهم به کندروی و یا مدارا با اهل شرک و نفاق و فتنه بدانند و بعد از توصیه رهبری ( و قبل از نامه مکتوب احمدی نژاد ) زیر بار آن نروند و سمعا و طاعتا نگویند و به همین علت بعد از لبیک احمدی نژاد به صلاحدید رهبری در یاس و افسردگی شدیدی فرو رفته اند. و این خطر است !

چرا که این دسته از حزب اللهی های اصطلاحا احمدی نژادی به پایه های زر و زور و تزویر وصل نیستند، اما هم جوشی مستقیمی با مردم دارند و بی ملاحظه منافع احزاب و اشخاص برای عدالت طلبی قیام ها کرده اند و هم جوشی و پیوستگی مستقیمی با مردم دارند.


قطعا این نارضایتی این دسته و عدم فهمشان از حرکات رهبری به توده ها تسری پیدا می کند و در کنار افزایش نارضایتی های اجتماعی از جمله بزرگترین خطرهاست و حزب اللهی ها از اینها غافلند و بابغض و کینه متاسفانه بعضا به مرگ این دسته به دلیل اختلاف فکری شان راضی اند و به فکر دستگیری و همدردی این جریان نیستند.

اگر حزب اللهی ها به خود نیایند و از این دسته دلجویی و همدردی نکنند یاس آنان به بدنه آنان که مردم باشند تسری پیدا خواهد کرد. لذا مهمترین حرکت حزب اللهی یکی دستگیری از ضعفا و مردمان است .. که معتقدم بعضا در بدترین شرایط بعداز دو دهه هستند و بعد دلجویی و همدردی از حزب اللهی های مستقل که به قدرتی و یا ثروتی وصل نیستند و البته آنچه می بینم متاسفانه خلاف این است.

سید محمد رضا اصنافی
[تصویر: photo532576155613817957.jpg]
قابل توجه کسانی که این روزها تحت تأثیر عده ای معلوم الحال دم از اسلام رحمانی میزنند !!

ما در قران، اسلام رحمانی نداریم !!


اشداء علی الکفار و رحماء بینهم داریم.

دو نوع اسلام داریم، اسلام آمریکایی و اسلام ناب محمدی !!

نفوذیها تمام تلاش شان را جهت جایگزینی اسلام آمریکایی به جای اسلام ناب محمدی با اسامی جعلی و موضع گیری های خوشایند ما و ظاهرٱ دلسوزانه و عاطفی مختلف از جمله اسلام رحمانی انجام می دهند !!


حواستان باشد، در قرآن آمده با دشمن، باید با شدت برخورد کرد !!

گوشتان فقط و فقط !! به کلام ولی فقیه و نائب امام زمان «عج» باشد نه آخوندهای انگلیسی و آمریکایی !!

امام خمینی رحمت اله علیه فرمود : پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد !!

دوستان انقلابی و مهرورز

فقط و فقط پشتیبان نسخه اورجینال ولایت فقیه باشید !!

نه نسخه های کپی شده !!

این کلیپ را تا می توانید، منتشر کنید !!دانلود

آژیر خطر توطئه، از درون بانک مرکزی !!


[/b]
[تصویر: index.jpg]
وقتی آقای سیف رئیس بانک مرکزی در واشنگتن بصورت رسمی اعلام کرد که نصیب ایران از برجام هیچ است، موجی ایجاد شد که به محض رسیدن آقای سیف به ایران از سوی رئیس جمهور عزل خواهد شد، ولی این اتفاق نیفتاد و حتی مانند دکتر صالحی رئیس انرژی اتمی دهانش با بتن پر نشد و توبیخ هم نگردید !!

آگاهان سیاسی بر این باورند که آقای سیف ملت ایران و نخبگان کشور را با آن سخنان جنجالی، فریب داده، زیرا اتفاقاتی که این روزها در درون بانک مرکزی رخ داده، غیر قابل باور و پیامدهای امنیتی و اقتصادی آن از پر کردن قلب رأکتور اراک بیشتر است.

خبرها حکایت از آن دارد که ایران، قانون باصطلاح پولشوئی مورد نظر آمریکا را در راستای مبارزه با تروریسم، بدون سر و صدا پذیرفته و اجرائی نموده، تا آمریکائی ها به سهولت بتوانند به کلیه ی حسابهای افراد و نهادهای نظامی و امنیتی ایران دسترسی داشته باشند !!


بانک مرکزی پا را از این هم فراتر نهاده و مسیر چگونگی نظارت بر بانک مرکزی را به آمریکا نشان داده و شاید هم دستور رسیده از آمریکا را باز نشر داده باشد !!

مثلاً آقای دکتر حمید قنبری معاون رئیس دایره تحقیقات، دعاوی و قرارداد های بین‌المللی بانک مرکزی، به نمایندگی از آمریکا !!، نسبت به چگونگی اجرای قانون پولشوئی راهکار ارائه نموده !!


این عنصر به ظاهر ایرانی ولی آمریکائی !! در خصوص خلأء سازمانی نهاد نظارت بر تحریمها می گوید :

«برای برقراری ارتباطات بین‌المللی بانک‌های داخلی اولا ایران باید تحریم‌های بین‌المللی را به رسمیت بشناسد، ثانیا این تحریم‌ها باید به صورت قوانین، مصوبات، آیین‌نامه‌ها، دستورالعمل‌ها یا بخشنامه‌های داخلی در بیاید تا برای بانک‌ها، موسسات، شرکت‌ها و نهادهای داخل کشور قابل اجرا باشد.»

شخص رئیس جمهور و دولت اعتدال بخوبی دریافته اند که برجام از سوی آمریکائی ها نقض شده، ولی جرأت اعلام نقض برجام و یا شکایت به مجموعه ی نظارتی برجام را ندارند و لذا برای اینکه بهانه را از کدخدا (آمریکا) بگیرند، بصورت پنهانی در حال خیانت به کشور هستند و افراد جویای نام و نان را به مسلخ می فرستند، که یکی از آنها آقای حمید قنبری است که در ادامه پازل خود، پیشنهاد چگونگی نظارت بر تحریم آمریکا را در داخل کشور بر علیه جریان مقاومت ارائه کرده و خواستار تشکیل نهادی زیر نظر شورای عالی امنیت ملی میشود که ضابط قضایی درخصوص تحریم ها باشد، تا در صورتی که شخصی یا شرکتی در ایران تحریمهای مورد نظر آمریکا را نقض کرد، (به جریان مقاومت کمک کرد)، این نهاد بتواند پرونده ی آن شخص یا شرکت را برای رسیدگی به مقامات ذی‌صلاح قضایی ارجاع دهد. (البته آقای قنبری خجالت کشیده یا اینکه چهره اش افشاء می شده که بگوید، قاضی رسیدگی کننده هم باید آمریکائی باشد !!)

آیا در بانک مرکزی، توطئه ای بر علیه امنیت ملی و عقبه استراتژیک ایران در حال وقوع است؟!!

به نظر نگارنده که خیانت ها پشت هم دارد صورت میگیرد و ملت ایران هم در خواب هستند و یا آنقدر افیون به خوردشان داده اند که نای تحرک ندارند .

جوانان انقلابی هم به علت نداشتن لیدر مشخص و مورد اعتماد در این سه سال قورباغه پز شده اند .

خدا فقط به داد مردم ایران برسد .
یا ایها الغافلون

پروژه حذف رهبر معظم انقلاب !!

در این متن در صدد آشکار ساختن پروژه نفوذ واقعی هستیم که علی رغم طولانی بودن توصیه به مطالعه دقیق و با حوصله آن میکنم .

وقتی انقلاب اسلامی ایران پیروز شد، دنیا در شوکی عجیب و عظیم فرو رفت . بعد از آنکه به خود آمدند، اولین قدمشان این بود که سعی کنند که در رهبری نظام نفوذ کنند .بهترین کار مذاکره بود .


لذا یک هیئت آمریکایی به ترکیه آمد تا وارد ایران شده و با چند شخصیت برجسته از جمله امام خمینی ره دیدار و مذاکره کنند.

برخی نیز از این قضیه خوشحال بودند . اما امام در نامه ای قاطع به مسئولین نظام هشدار داد که هیچکس حق مذاکره و ملاقات با این هیئت آمریکایی را ندارد .

این اولین و آخرین نامه ای بود که از سوی امام خمینی ره بدون « بسم الله الرحمن الرحیم » شروع میشد .

هشداری قاطع و نکوهنده همانند سوره برائت « توبه » قران !!

قدم اول دشمن با شکست مواجه شد !!

امام ره کسی نبود که بتوانند در او کوچکترین نفوذی بکنند !!


در قدم دوم دشمن پیش بینی میکرد که به خاطر سن بالای امام ره او چند سالی بیشتر بر جایگاه ولایت تکیه نمی زند و پس از او لاجرم باید جانشینی باشد، لذا با رصد نمودن درصدد برآمدن که بفهمند کدام یک از افراد سرشناس پیرامونی امام می تواند به عنوان جانشین امام مطرح شود .

تنها شخصی که در آن ایام می توانست در چنین جایگاهی قرار بگیرد مرحوم منتظری بود . لذا پس از شکست پروژه اول « نفوذ در امام » پروژه دوم « نفوذ در رهبر آینده » را کلید زدند .

نفوذی سید مهدی هاشمی برادر داماد مرحوم منتظری رئیس دفتر ایشان در بیت مرحوم منتظری آقای سید هادی هاشمی بود و مخابره اخبار محرمانه نظام به دشمنان داخلی و خارجی در همین راستا انجام شد .


متأسفانه هاشمی رفسنجانی در آن دوران خواسته یا ناخواسته !! مانند این دوران آب به آسیاب دشمن ریختند و آنکار ؛ قرار دادن قائم مقامی آقای منتظری و تعیین ایشان به عنوان رهبر آینده در دستور کار مجلس خبرگان بود .

کاری که بدون اطلاع امام ره و مخفیانه صورت گرفت و وقتیکه امام توسط مرحوم محمدی گیلانی مطلع میشوند به صورت پیغام و بعد حتی حضوری رفسنجانی را از اینکار منع می کنند !! که با وجود مخالفت صریح امام ره آقای رفسنجانی ایشان را در تنگنا و مأذورات میگذارند و کار خود را پیش می برند .

این تنها موردی نیست که هاشمی رفسنجانی در مقابل رأی صریح ولی فقیه ایستادگی می کند .

پس از انتخاب آقای منتظری به عنوان قائم مقام و جانشین امام، دشمن خوشحال شده و امیدوار به پیروزی شد و اتفاقٱ در این راستا پیروز هم شده بود و ...



و به خوبی پروسه نفوذ در رهبر آینده را کامل کرده بود !!

به گونه ای که آقای منتظری در مقابل نظام و امام ایستاد و از خط خارج شد و این فقط خواست خدا و از الطاف خفیه الهی بود که در زمان امام از خط خارج بودن ایشان محرز شد و به دوران پس از امام نکشید که اگر پس از رحلت امام بود، کشور و نظام و انقلاب از دست می رفت.

همان طور که امام ره در آخرین نامه خود به ایشان، علاوه بر اینکه ایشان را فردی ساده لوح خطاب می کنند، می فرمایند : شما بعد از من کشور را به دست لیبرال ها می دهید.

این گفته امام بخوبی خبر از موفقیت دشمن میدهد، اما این پروژه هم با حرکت هوشمندانه و الهی امام و لطف حق، به شکست انجامید. امام تنها چند ماه قبل از رحلتش آقای منتظری را برکنار نمود و دشمن را در شوکی بزرگ فرو برد !! دشمن همه تلاش های خود را بر باد رفته می دید و نمی دانست چه بکند.

از طرفی دیگر بعد از آقای منتظری شخص شاخصی در میان یاران امام وجود نداشت که بتوان او را جانشین امام معرفی نمود تا پروسه نفوذ در مورد او هم جاری شود. اقدام انقلابی امام و عدم وجود فردی شاخص، دشمن را سر در گم کرد و تنها می توانست امیدوار باشد که ایران بعد از امام ره به خاطر نبود رهبری شاخص، خود به خود سقوط خواهد کرد.

امام ره به ملکوت اعلی پیوست و علیرغم کارشکنی های آقای اکبر هاشمی رفسنجانی، با لطف و عنایت خاصه الهی، سید علی خامنه ای به عنوان امام و ولی فقیه جامعه معرفی شد.


دشمن پروژه سوم را کلید زد و آن نفوذ در رهبری بود.
هر چه بیشتر تلاش می کرد، کمتر نتیجه می گرفت. ایستادگی و ثبات قدم و اعتقاد رهبری، دشمن را نا امید کرد و پروژه سوم دشمن برای نفوذ در رهبری نظام را ناکام گذاشت و به شکست منجر کرد !!

غیر قابل نفوذ بودن رهبری و نیز جوان بودن ایشان، امید دشمنان را نا امید ساخت. آنها نه می توانستند در حضرت آقا نفوذ کنند و نه میتوانستند تا از دنیا رفتن او بایستند، چرا که او جوان بود و سلامت و بر حسب ظاهر قرار بود مدتها زمام امامت جامعه را به دست بگیرد.
از سوی نیز نمیتوانستند حدس بزنند که بعد از این رهبر چه کسی رهبر خواهد شد که در او نفوذ کنند. لذا راه نفوذ در رهبری نظام تا ده ها سال به روی دشمن بسته شد. لذا پروژه چهارم از سوی دشمن کلید خورد که همان : نفوذ در ارکان و مسئولان نظام بود. طبیعی است که بعد از رهبری که از نفوذ در او ناامید بودند ...

شاخص ترین فرد نظام آقای اکبر هاشمی رفسنجانی بود که در زمان امام ره نیز چراغ سبز هایی از او در قضایای مختلف از جمله مک فارلین دریافت نموده بودند و او اینک ریاست جمهوری را نیز به عهده داشت.

به صورت خلاصه بگوییم که نفوذ فرهنگی شروع شد و فرهنگ اقتصادی و فرهنگ ارتباط در زمان آقای هاشمی رفسنجانی به شدت دستخوش نفوذ گشت.


اینگونه که ایشان و دولت ایشان در اقتصاد، تکنوکرات بودند و این تفکر با عدالت اسلامی ناسازگار بود و تفکری لیبرالی بود.لیبرال، همان مکتبی که امام خمینی ره از ترس اینکه مرحوم منتظری کشور را بعد از او به لیبرال ها ندهد، او را عزل نمود. و اینک بلافاصله پس از امام اقتصاد کشور توسط آقای رفسنجانی و همفکرانش، اقتصادی لیبرالی و غیر اسلامی و ضداسلامی شد. اشرافیت توسط ایشان نهادینه شد، به گونه ای که در نماز جمعه همان زمان ها رسما اعلام می کرد که ما باید مانور تجمل و اشرافیت بدهیم.

« همین کاری که اکنون فرزندان ایشان مرتکب می شوند، مانور تجمل، اما با پول بیت المال »

فرهنگ اقتصادی کشور به شدت مورد نفوذ دشمن قرار گرفت و دشمن در این راستا موفق شد !!

قدم دیگر نفوذ در فرهنگ زندگی و اعتقادی مردم، و به اصطلاح نفوذ در سبک زندگی مردم بود. این قدم با همراهی های آقای خاتمی خواسته و نخواسته _ با دشمن برداشته شد و فرهنگ کشور و سبک زندگی مردم آن چنان دست خوش تغییرات شد که به واقع به راحتی نمی توان این دوره را با قبل از این دوره مقایسه نمود.

با حمایتهای دولت اصلاحات و مجلس اصلاحات و عوامل نفوذی دشمن در روزنامه های زنجیره ای، قدم نفوذ در سبک زندگی مردم نیز تا حدود زیادی با موفقیت برداشته شد.

در این ۱۶ سال هاشمی و خاتمی همزمان با نفوذ در فرهنگ اقتصادی و فرهنگ زندگی، پروژه نفوذ در اشخاص و مسئولین نیز کلید خورد.

خیل عظیم اصلاح طلبهایی که امروزه مهمان و میزبان شبکه های ماهواره ای دشمن هستند، از همین عناصر مورد نفوذ هستند !! و صد البته نفوذی های دیگری در کشور ماندند تا در زمان خود به کار بیایند.

با همه این نفوذها، باز هم قطار نظام و انقلاب از ریل مستقیم خود منحرف نمی شد و این مساله دوباره دشمن را سر در گم کرد. دانستند تا ولی فقیه هست، هرقدر هم که نفوذ کنند، ولی فقیه قطار انقلاب را هدایت خواهد کرد. خصوصا که با روی کار آمدن دکتر احمدی نژاد که شعارهای انقلاب را بر سر دست گرفت، قدرت گفتمان سازی رهبری را به عیان دیدند. پروژه چهارم آنها اگرچه کشور را عقب انداخت، اما باز هم به پیروزی نهایی که استحاله درونی نظام بود، نرسید . لذا پروژه پنجم را کلید زدند .

پروژه پنجم حذف رهبر است که اکنون در آن به سر می بریم !! دشمن دید نمی تواند با وجود رهبر مقتدر انقلاب کاری از پیش ببرد لذا در صدد بر آمد تا او را هر طوری که شده از سر راه بردارد


برای اینکار باید چند مرحله در نظر گرفته می شد :

مرحله اول کاهش محبوبیت رهبر در میان مردم است !!
این پروژه را با تهمت بستن و افترا و تخریب جایگاه ایشان کلید زدند. ساختن مستندهایی برضد حضرت آقا که در بی بی سی پخش شد، و تهمت های اقتصادی به ایشان و فرزندشان !! در همین راستا صورت گرفت. اینکار آنقدر سخیف و ذلیلانه بود که جز در دل آنهایی که خود با نظام دشمن اند، تاثیری نگذاشت.

چنانکه حتی تحلیلگر دائمی شبکه های دشمن، مهاجرانی در بی بی سی میگوید : در پرونده اقتصادی آقای خامنه ای نه تنها نقطه سیاه، بلکه حتی یک نقطه خاکستری هم دیده نمیشود !!


الفضل ما شهد الأعداء

خوشتر آن باشد که سر دلبران، گفته آید در حدیث دیگران

تهمت های اقتصادی و اختلاس ها و سرمایه های آن چنانی پسران رهبری، سکانس دیگری از این پروژه ها بود که شاید به این واسطه از محبوبیت رهبری بکاهند. این پروژه هم موفقیت آمیز نبود و شکست خورد.

مرحله بعدی، شکستن اقتدار و فصل الخطاب بودن رهبر و تبدیل او به عنوان یک مقام تشریفاتی است. موسوی خوئینی ها، پدرخوانده اصلاحات، راه کنترل حضرت آقا را شکستن قبح فصل الخطاب بودن ایشان معرفی می کند، در این راستا نیاز بود کسی بر سر کار باشد که بتواند با رهبر به مقابله برخیزد.

موسوی همان شخصی بود که در دوران امام و ریاست جمهوری رهبری، به عنوان نخست وزیر دائما در تضاد و مخالفت با حضرت آقا به سر می برد. تا آنجا که در دور دوم آقا حاضر به پذیرش او نشد و فقط زمانی که مجبور شد، او را به اکراه پذیرفت.


استعفای ناگهانی موسوی از نخست وزیری و نامه توبیخ آمیز امام ره به میرحسین و نپذیرفتن استعفای او، نشان گر عمق تضاد و شکاف میان موسوی و حضرت آقا بود.

موسوی به دلیل مخالفت شدید با حضرت آقا، پس از اینکه ایشان به عنوان رهبر معرفی شد، ۲۰ سال خانه نشین شد!! و از هرگونه مقام اجراییِ درون نظام دوری جست تا نکند که مجبور شود نظر آقا را بپذیرد و یا با ایشان همکاری کند.

در سال 88 موسوی را آوردند تا در مقابل رهبری قد علم کند !! رای که نیاورد، آن فتنه را بر پا نمودند. احمدی نژاد هم نشان داده بود که سرباز وفادار حضرت آقاست و بارها در مقابل جریان زر و زور و تزویر ایستاده بود و پوزه آنها را به خاک مالیده بود، او دردسری تازه برای جریان نفوذ شده بود

او حکم خاکریز را برای رهبری ایفا می نمود و منافقین باید اول این خاکریز را تصاحب می نمودند تا محاصره رهبری را تکمیل کنند !!

آنها به هر روشی دست زدند تا احمدی نژاد را ترور شخصیت کنند!! تا پس از او شخصی مانند او کشور را اداره نکند و با انواع اتهام های کذب و مدیریت اذهان و نیز ساده لوحی و همراهی عده ای از جبهه خودی و با تبلیغات و شانتاژهای رسانه های داخلی و خارجی کاری کردند مردم به ادامه مسیر او رأی ندادند.



لذا گزینه بعدی انتخاب شد : حسن روحانی !!

همان شخصی که در سال 65 با مقام اسرائیلی در فرانسه دیداری مخفیانه میکند و خواهان اعمال فشار بیشتر بر امام ره است و امام را شخصی تندرو معرفی می کند و خود و هم فکرانش را افرادی معتدل که خواهان دوستی با دشمن هستند.

روحانی با رأیی شکننده رای می آورد !! بماند چگونه ...

در پس تمام گفتار و کردار روحانی، قداست زدایی از ولی فقیه و شکستن فصل الخطابی و قبح شکنی اوست !!


ولی فقیه میگوید : به مذاکره به آمریکا خوشبین نیستم، روحانی می گوید : خوشبینی و بدبینی در مسائل سیاسی احمقانه است، باید واقع بین بود !! رهبری مذاکره در غیر پرونده هسته ای را ممنوع می کند، ظریف و کری عاشقانه در ارتباطند !! آقا دست دادن به دستهای چدنی که دستکش مخملی دارد را منع می کند، ظریف دست میدهد !! رهبری اقتصاد مقاومتی می گوید، درهای واردات باز می شود !! روحانی مؤمنان و انقلابی ها را تندرو می نامد !! حضرت آقا خط قرمز مشخص می کند برای مذاکرات ، دولت خط قرمزها را می شکند !!
رهبر بازدید از مراکز نظامی را ممنوع می کند، اجازه بازدید از مراکز نظامی را دولت می دهد، و ... عملا در این دولت هیچ گفته فرمایش حضرت آقا عملی نشده و در حقیقت برخلاف آن صورت گرفته است.

اینکارهای دولت به مرور زمان، و با همراهی عناصری چون هاشمی ، لاریجانی و ... خواسته و ناخواسته فصل الخطاب بودن رهبری را لااقل در کلان شهر تهران، به شدت کاهش داد. به گونه ای که در انتخابات قبل، تقریبا ۸۰ درصد توده مردم خلاف نظر آقا عمل کردند.


آقا فرمود که ببینید دشمن چه میخواهد، شما خلاف آن عمل کنید. اما مردم چه کردند ؟ کاملا به عکس فرمایش آقا و موافق نظر دشمن پیش رفتند و به لیستی رای دادند که نه تنها مورد حمایت انگلیس و اسرائیل و داعش و وهابیت و ... بود، بلکه حتی اعضای این لیست به خودشان زحمت اعلام برائت از اینان را هم ندادند.

دشمن در پروژه عبور از رهبری تا اینجای کار موفق بود و امت انقلابی، همچنان خواب

هم زمان به قداست زدایی از رهبری و شکستن قبح ایشان، نیاز است که کم کم پروژه حذف آقا کلید بخورد که خورد.


تلاش برای تصاحب مجلسین در این دوره توسط نیروهای دولت و رفسنجانی، با همراهی دشمنان نظام، در همین راستا تعریف می شود. حذف فیزیکی رهبری به چند گونه قابل طرح است :

1-از راه قانونی اقدام کنند، به اینصورت که اصلاح قانون اساسی را در دستور کار قرار داده و رهبری شورایی را مطرح سازند.

در این میان و در شورای رهبری، رهبری تنها یک رای دارد و اکثریت با دار و دسته نفوذیهاست و به این ترتیب نظام از زیر نظر صائب رهبر خارج می شود.

رفسنجانی با مطرح کردن شورای رهبری، استارت این امر را زد !!

2- با مطرح کردن نظارت بر حضرت آقا، رهبری را در تنگنا قرار داد . به این صورت که با هر نظر رهبر که مخالف آنها است، به بهانه نظارت مخالفت ورزیده و رهبری را کانالیزه نمایند و تنها آن نظر را که مطابق میل آنها است را تایید کنند. هاشم با طرح نظارت بر رهبری، این پروژه را نیز کلید زد !!

3- فردی را به عنوان قائم مقام رهبری فعلی _ به بهانه بالا بودن سن رهبری _ تعیین کنند که طبیعتا رفسنجانی گزینه اول خواهد بود. قائم مقام رهبری اختیارات عدیده ای دارد که می تواند مشکل ساز شود.

4- شخصی را به عنوان جایگزین رهبری انتخاب کنند و عدم کفایت رهبری را اعلام کرده، او را برکنار کنند و فرد منتخب جدید را جای رهبری بنشانند.

5- پروژه ترور رهبری و شهادت ایشان، اگرچه این مسئله کمی دور از ذهن تلقی می شود .


آقا قبل از انتخابات بارها و بارها بر اهمیت انتخابات خبرگان تاکید نمودند و چندین بار فرمودند : که اشخاصی را انتخاب کنید که صالح باشند و دلسوز کشور باشند !!. چرا که اینان قرار است « در نبود رهبر فعلی و بعد از مرگ او » رهبر جدیدی را انتخاب کنند.

متأسفانه دشمنان ملت علاوه بر مجلس شورا تا حدودی در مجلس خبرگان با تبلیغات و ‌ترور شخصیت؛ موفق شدند و افراد انقلابی از این مجلس جا ماندند .

آیا در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو مردم ما از خواب غفلت بیدار می شوند ؟؟

آیا قرار است همان هایی که متهم به دست داشتن به بمب گذاری در دفتر حزب جمهوری، مرگ احمد آقا و آیت الله مشکینی !! و ... هستند، دست خود را به خون امام جامعه هم آلوده کنند ؟؟ یا برنامه دیگری تدارک دیده اند ؟؟

ما غافلیم و این بار دزد در روز روشن آمده و دارد تمام نظام را به تاراج می برد. نکند که امام جامعه به مسلخ برود و ما همچون کوفیان تنها برای تن پاره پاره او زجه تزویر بزنیم ؟؟

تاریخ در حال تکرار شدن است !!




اللهم ارزقنا توفیق شهادة فی رکاب مولانا

(۱۸/مهر/۹۵ ۹:۰۰)vahrakan نوشته است: [ -> ]یا ایها الغافلون

پروژه حذف رهبر معظم انقلاب !!

در این متن در صدد آشکار ساختن پروژه نفوذ واقعی هستیم که علی رغم طولانی بودن توصیه به مطالعه دقیق و با حوصله آن میکنم .

وقتی انقلاب اسلامی ایران پیروز شد، دنیا در شوکی عجیب و عظیم فرو رفت . بعد از آنکه به خود آمدند، اولین قدمشان این بود که سعی کنند که در رهبری نظام نفوذ کنند .بهترین کار مذاکره بود .


لذا یک هیئت آمریکایی به ترکیه آمد تا وارد ایران شده و با چند شخصیت برجسته از جمله امام خمینی ره دیدار و مذاکره کنند.

برخی نیز از این قضیه خوشحال بودند . اما امام در نامه ای قاطع به مسئولین نظام هشدار داد که هیچکس حق مذاکره و ملاقات با این هیئت آمریکایی را ندارد .

این اولین و آخرین نامه ای بود که از سوی امام خمینی ره بدون « بسم الله الرحمن الرحیم » شروع میشد .

هشداری قاطع و نکوهنده همانند سوره برائت « توبه » قران !!

قدم اول دشمن با شکست مواجه شد !!

امام ره کسی نبود که بتوانند در او کوچکترین نفوذی بکنند !!


در قدم دوم دشمن پیش بینی میکرد که به خاطر سن بالای امام ره او چند سالی بیشتر بر جایگاه ولایت تکیه نمی زند و پس از او لاجرم باید جانشینی باشد، لذا با رصد نمودن درصدد برآمدن که بفهمند کدام یک از افراد سرشناس پیرامونی امام می تواند به عنوان جانشین امام مطرح شود .

تنها شخصی که در آن ایام می توانست در چنین جایگاهی قرار بگیرد مرحوم منتظری بود . لذا پس از شکست پروژه اول « نفوذ در امام » پروژه دوم « نفوذ در رهبر آینده » را کلید زدند .

نفوذی سید مهدی هاشمی برادر داماد مرحوم منتظری رئیس دفتر ایشان در بیت مرحوم منتظری آقای سید هادی هاشمی بود و مخابره اخبار محرمانه نظام به دشمنان داخلی و خارجی در همین راستا انجام شد .


متأسفانه هاشمی رفسنجانی در آن دوران خواسته یا ناخواسته !! مانند این دوران آب به آسیاب دشمن ریختند و آنکار ؛ قرار دادن قائم مقامی آقای منتظری و تعیین ایشان به عنوان رهبر آینده در دستور کار مجلس خبرگان بود .

کاری که بدون اطلاع امام ره و مخفیانه صورت گرفت و وقتیکه امام توسط مرحوم محمدی گیلانی مطلع میشوند به صورت پیغام و بعد حتی حضوری رفسنجانی را از اینکار منع می کنند !! که با وجود مخالفت صریح امام ره آقای رفسنجانی ایشان را در تنگنا و مأذورات میگذارند و کار خود را پیش می برند .

این تنها موردی نیست که هاشمی رفسنجانی در مقابل رأی صریح ولی فقیه ایستادگی می کند .

پس از انتخاب آقای منتظری به عنوان قائم مقام و جانشین امام، دشمن خوشحال شده و امیدوار به پیروزی شد و اتفاقٱ در این راستا پیروز هم شده بود و ...



و به خوبی پروسه نفوذ در رهبر آینده را کامل کرده بود !!

به گونه ای که آقای منتظری در مقابل نظام و امام ایستاد و از خط خارج شد و این فقط خواست خدا و از الطاف خفیه الهی بود که در زمان امام از خط خارج بودن ایشان محرز شد و به دوران پس از امام نکشید که اگر پس از رحلت امام بود، کشور و نظام و انقلاب از دست می رفت.

همان طور که امام ره در آخرین نامه خود به ایشان، علاوه بر اینکه ایشان را فردی ساده لوح خطاب می کنند، می فرمایند : شما بعد از من کشور را به دست لیبرال ها می دهید.

این گفته امام بخوبی خبر از موفقیت دشمن میدهد، اما این پروژه هم با حرکت هوشمندانه و الهی امام و لطف حق، به شکست انجامید. امام تنها چند ماه قبل از رحلتش آقای منتظری را برکنار نمود و دشمن را در شوکی بزرگ فرو برد !! دشمن همه تلاش های خود را بر باد رفته می دید و نمی دانست چه بکند.

از طرفی دیگر بعد از آقای منتظری شخص شاخصی در میان یاران امام وجود نداشت که بتوان او را جانشین امام معرفی نمود تا پروسه نفوذ در مورد او هم جاری شود. اقدام انقلابی امام و عدم وجود فردی شاخص، دشمن را سر در گم کرد و تنها می توانست امیدوار باشد که ایران بعد از امام ره به خاطر نبود رهبری شاخص، خود به خود سقوط خواهد کرد.

امام ره به ملکوت اعلی پیوست و علیرغم کارشکنی های آقای اکبر هاشمی رفسنجانی، با لطف و عنایت خاصه الهی، سید علی خامنه ای به عنوان امام و ولی فقیه جامعه معرفی شد.


دشمن پروژه سوم را کلید زد و آن نفوذ در رهبری بود.
هر چه بیشتر تلاش می کرد، کمتر نتیجه می گرفت. ایستادگی و ثبات قدم و اعتقاد رهبری، دشمن را نا امید کرد و پروژه سوم دشمن برای نفوذ در رهبری نظام را ناکام گذاشت و به شکست منجر کرد !!

غیر قابل نفوذ بودن رهبری و نیز جوان بودن ایشان، امید دشمنان را نا امید ساخت. آنها نه می توانستند در حضرت آقا نفوذ کنند و نه میتوانستند تا از دنیا رفتن او بایستند، چرا که او جوان بود و سلامت و بر حسب ظاهر قرار بود مدتها زمام امامت جامعه را به دست بگیرد.
از سوی نیز نمیتوانستند حدس بزنند که بعد از این رهبر چه کسی رهبر خواهد شد که در او نفوذ کنند. لذا راه نفوذ در رهبری نظام تا ده ها سال به روی دشمن بسته شد. لذا پروژه چهارم از سوی دشمن کلید خورد که همان : نفوذ در ارکان و مسئولان نظام بود. طبیعی است که بعد از رهبری که از نفوذ در او ناامید بودند ...

شاخص ترین فرد نظام آقای اکبر هاشمی رفسنجانی بود که در زمان امام ره نیز چراغ سبز هایی از او در قضایای مختلف از جمله مک فارلین دریافت نموده بودند و او اینک ریاست جمهوری را نیز به عهده داشت.

به صورت خلاصه بگوییم که نفوذ فرهنگی شروع شد و فرهنگ اقتصادی و فرهنگ ارتباط در زمان آقای هاشمی رفسنجانی به شدت دستخوش نفوذ گشت.


اینگونه که ایشان و دولت ایشان در اقتصاد، تکنوکرات بودند و این تفکر با عدالت اسلامی ناسازگار بود و تفکری لیبرالی بود.لیبرال، همان مکتبی که امام خمینی ره از ترس اینکه مرحوم منتظری کشور را بعد از او به لیبرال ها ندهد، او را عزل نمود. و اینک بلافاصله پس از امام اقتصاد کشور توسط آقای رفسنجانی و همفکرانش، اقتصادی لیبرالی و غیر اسلامی و ضداسلامی شد. اشرافیت توسط ایشان نهادینه شد، به گونه ای که در نماز جمعه همان زمان ها رسما اعلام می کرد که ما باید مانور تجمل و اشرافیت بدهیم.

« همین کاری که اکنون فرزندان ایشان مرتکب می شوند، مانور تجمل، اما با پول بیت المال »

فرهنگ اقتصادی کشور به شدت مورد نفوذ دشمن قرار گرفت و دشمن در این راستا موفق شد !!

قدم دیگر نفوذ در فرهنگ زندگی و اعتقادی مردم، و به اصطلاح نفوذ در سبک زندگی مردم بود. این قدم با همراهی های آقای خاتمی خواسته و نخواسته _ با دشمن برداشته شد و فرهنگ کشور و سبک زندگی مردم آن چنان دست خوش تغییرات شد که به واقع به راحتی نمی توان این دوره را با قبل از این دوره مقایسه نمود.

با حمایتهای دولت اصلاحات و مجلس اصلاحات و عوامل نفوذی دشمن در روزنامه های زنجیره ای، قدم نفوذ در سبک زندگی مردم نیز تا حدود زیادی با موفقیت برداشته شد.

در این ۱۶ سال هاشمی و خاتمی همزمان با نفوذ در فرهنگ اقتصادی و فرهنگ زندگی، پروژه نفوذ در اشخاص و مسئولین نیز کلید خورد.

خیل عظیم اصلاح طلبهایی که امروزه مهمان و میزبان شبکه های ماهواره ای دشمن هستند، از همین عناصر مورد نفوذ هستند !! و صد البته نفوذی های دیگری در کشور ماندند تا در زمان خود به کار بیایند.

با همه این نفوذها، باز هم قطار نظام و انقلاب از ریل مستقیم خود منحرف نمی شد و این مساله دوباره دشمن را سر در گم کرد. دانستند تا ولی فقیه هست، هرقدر هم که نفوذ کنند، ولی فقیه قطار انقلاب را هدایت خواهد کرد. خصوصا که با روی کار آمدن دکتر احمدی نژاد که شعارهای انقلاب را بر سر دست گرفت، قدرت گفتمان سازی رهبری را به عیان دیدند. پروژه چهارم آنها اگرچه کشور را عقب انداخت، اما باز هم به پیروزی نهایی که استحاله درونی نظام بود، نرسید . لذا پروژه پنجم را کلید زدند .

پروژه پنجم حذف رهبر است که اکنون در آن به سر می بریم !! دشمن دید نمی تواند با وجود رهبر مقتدر انقلاب کاری از پیش ببرد لذا در صدد بر آمد تا او را هر طوری که شده از سر راه بردارد


برای اینکار باید چند مرحله در نظر گرفته می شد :

مرحله اول کاهش محبوبیت رهبر در میان مردم است !!
این پروژه را با تهمت بستن و افترا و تخریب جایگاه ایشان کلید زدند. ساختن مستندهایی برضد حضرت آقا که در بی بی سی پخش شد، و تهمت های اقتصادی به ایشان و فرزندشان !! در همین راستا صورت گرفت. اینکار آنقدر سخیف و ذلیلانه بود که جز در دل آنهایی که خود با نظام دشمن اند، تاثیری نگذاشت.

چنانکه حتی تحلیلگر دائمی شبکه های دشمن، مهاجرانی در بی بی سی میگوید : در پرونده اقتصادی آقای خامنه ای نه تنها نقطه سیاه، بلکه حتی یک نقطه خاکستری هم دیده نمیشود !!


الفضل ما شهد الأعداء

خوشتر آن باشد که سر دلبران، گفته آید در حدیث دیگران

تهمت های اقتصادی و اختلاس ها و سرمایه های آن چنانی پسران رهبری، سکانس دیگری از این پروژه ها بود که شاید به این واسطه از محبوبیت رهبری بکاهند. این پروژه هم موفقیت آمیز نبود و شکست خورد.

مرحله بعدی، شکستن اقتدار و فصل الخطاب بودن رهبر و تبدیل او به عنوان یک مقام تشریفاتی است. موسوی خوئینی ها، پدرخوانده اصلاحات، راه کنترل حضرت آقا را شکستن قبح فصل الخطاب بودن ایشان معرفی می کند، در این راستا نیاز بود کسی بر سر کار باشد که بتواند با رهبر به مقابله برخیزد.

موسوی همان شخصی بود که در دوران امام و ریاست جمهوری رهبری، به عنوان نخست وزیر دائما در تضاد و مخالفت با حضرت آقا به سر می برد. تا آنجا که در دور دوم آقا حاضر به پذیرش او نشد و فقط زمانی که مجبور شد، او را به اکراه پذیرفت.


استعفای ناگهانی موسوی از نخست وزیری و نامه توبیخ آمیز امام ره به میرحسین و نپذیرفتن استعفای او، نشان گر عمق تضاد و شکاف میان موسوی و حضرت آقا بود.

موسوی به دلیل مخالفت شدید با حضرت آقا، پس از اینکه ایشان به عنوان رهبر معرفی شد، ۲۰ سال خانه نشین شد!! و از هرگونه مقام اجراییِ درون نظام دوری جست تا نکند که مجبور شود نظر آقا را بپذیرد و یا با ایشان همکاری کند.

در سال 88 موسوی را آوردند تا در مقابل رهبری قد علم کند !! رای که نیاورد، آن فتنه را بر پا نمودند. احمدی نژاد هم نشان داده بود که سرباز وفادار حضرت آقاست و بارها در مقابل جریان زر و زور و تزویر ایستاده بود و پوزه آنها را به خاک مالیده بود، او دردسری تازه برای جریان نفوذ شده بود

او حکم خاکریز را برای رهبری ایفا می نمود و منافقین باید اول این خاکریز را تصاحب می نمودند تا محاصره رهبری را تکمیل کنند !!

آنها به هر روشی دست زدند تا احمدی نژاد را ترور شخصیت کنند!! تا پس از او شخصی مانند او کشور را اداره نکند و با انواع اتهام های کذب و مدیریت اذهان و نیز ساده لوحی و همراهی عده ای از جبهه خودی و با تبلیغات و شانتاژهای رسانه های داخلی و خارجی کاری کردند مردم به ادامه مسیر او رأی ندادند.



لذا گزینه بعدی انتخاب شد : حسن روحانی !!

همان شخصی که در سال 65 با مقام اسرائیلی در فرانسه دیداری مخفیانه میکند و خواهان اعمال فشار بیشتر بر امام ره است و امام را شخصی تندرو معرفی می کند و خود و هم فکرانش را افرادی معتدل که خواهان دوستی با دشمن هستند.

روحانی با رأیی شکننده رای می آورد !! بماند چگونه ...

در پس تمام گفتار و کردار روحانی، قداست زدایی از ولی فقیه و شکستن فصل الخطابی و قبح شکنی اوست !!


ولی فقیه میگوید : به مذاکره به آمریکا خوشبین نیستم، روحانی می گوید : خوشبینی و بدبینی در مسائل سیاسی احمقانه است، باید واقع بین بود !! رهبری مذاکره در غیر پرونده هسته ای را ممنوع می کند، ظریف و کری عاشقانه در ارتباطند !! آقا دست دادن به دستهای چدنی که دستکش مخملی دارد را منع می کند، ظریف دست میدهد !! رهبری اقتصاد مقاومتی می گوید، درهای واردات باز می شود !! روحانی مؤمنان و انقلابی ها را تندرو می نامد !! حضرت آقا خط قرمز مشخص می کند برای مذاکرات ، دولت خط قرمزها را می شکند !!
رهبر بازدید از مراکز نظامی را ممنوع می کند، اجازه بازدید از مراکز نظامی را دولت می دهد، و ... عملا در این دولت هیچ گفته فرمایش حضرت آقا عملی نشده و در حقیقت برخلاف آن صورت گرفته است.

اینکارهای دولت به مرور زمان، و با همراهی عناصری چون هاشمی ، لاریجانی و ... خواسته و ناخواسته فصل الخطاب بودن رهبری را لااقل در کلان شهر تهران، به شدت کاهش داد. به گونه ای که در انتخابات قبل، تقریبا ۸۰ درصد توده مردم خلاف نظر آقا عمل کردند.


آقا فرمود که ببینید دشمن چه میخواهد، شما خلاف آن عمل کنید. اما مردم چه کردند ؟ کاملا به عکس فرمایش آقا و موافق نظر دشمن پیش رفتند و به لیستی رای دادند که نه تنها مورد حمایت انگلیس و اسرائیل و داعش و وهابیت و ... بود، بلکه حتی اعضای این لیست به خودشان زحمت اعلام برائت از اینان را هم ندادند.

دشمن در پروژه عبور از رهبری تا اینجای کار موفق بود و امت انقلابی، همچنان خواب

هم زمان به قداست زدایی از رهبری و شکستن قبح ایشان، نیاز است که کم کم پروژه حذف آقا کلید بخورد که خورد.


تلاش برای تصاحب مجلسین در این دوره توسط نیروهای دولت و رفسنجانی، با همراهی دشمنان نظام، در همین راستا تعریف می شود. حذف فیزیکی رهبری به چند گونه قابل طرح است :

1-از راه قانونی اقدام کنند، به اینصورت که اصلاح قانون اساسی را در دستور کار قرار داده و رهبری شورایی را مطرح سازند.

در این میان و در شورای رهبری، رهبری تنها یک رای دارد و اکثریت با دار و دسته نفوذیهاست و به این ترتیب نظام از زیر نظر صائب رهبر خارج می شود.

رفسنجانی با مطرح کردن شورای رهبری، استارت این امر را زد !!

2- با مطرح کردن نظارت بر حضرت آقا، رهبری را در تنگنا قرار داد . به این صورت که با هر نظر رهبر که مخالف آنها است، به بهانه نظارت مخالفت ورزیده و رهبری را کانالیزه نمایند و تنها آن نظر را که مطابق میل آنها است را تایید کنند. هاشم با طرح نظارت بر رهبری، این پروژه را نیز کلید زد !!

3- فردی را به عنوان قائم مقام رهبری فعلی _ به بهانه بالا بودن سن رهبری _ تعیین کنند که طبیعتا رفسنجانی گزینه اول خواهد بود. قائم مقام رهبری اختیارات عدیده ای دارد که می تواند مشکل ساز شود.

4- شخصی را به عنوان جایگزین رهبری انتخاب کنند و عدم کفایت رهبری را اعلام کرده، او را برکنار کنند و فرد منتخب جدید را جای رهبری بنشانند.

5- پروژه ترور رهبری و شهادت ایشان، اگرچه این مسئله کمی دور از ذهن تلقی می شود .


آقا قبل از انتخابات بارها و بارها بر اهمیت انتخابات خبرگان تاکید نمودند و چندین بار فرمودند : که اشخاصی را انتخاب کنید که صالح باشند و دلسوز کشور باشند !!. چرا که اینان قرار است « در نبود رهبر فعلی و بعد از مرگ او » رهبر جدیدی را انتخاب کنند.

متأسفانه دشمنان ملت علاوه بر مجلس شورا تا حدودی در مجلس خبرگان با تبلیغات و ‌ترور شخصیت؛ موفق شدند و افراد انقلابی از این مجلس جا ماندند .

آیا در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو مردم ما از خواب غفلت بیدار می شوند ؟؟

آیا قرار است همان هایی که متهم به دست داشتن به بمب گذاری در دفتر حزب جمهوری، مرگ احمد آقا و آیت الله مشکینی !! و ... هستند، دست خود را به خون امام جامعه هم آلوده کنند ؟؟ یا برنامه دیگری تدارک دیده اند ؟؟

ما غافلیم و این بار دزد در روز روشن آمده و دارد تمام نظام را به تاراج می برد. نکند که امام جامعه به مسلخ برود و ما همچون کوفیان تنها برای تن پاره پاره او زجه تزویر بزنیم ؟؟

تاریخ در حال تکرار شدن است !!




اللهم ارزقنا توفیق شهادة فی رکاب مولانا





من از هر چهار پاراگراف یه خط خوندم آخه خیلی طولانی بود
عوضش صداقت دارم واقعیت رو گفتمSmileWink
(۱۸/مهر/۹۵ ۹:۳۲)پارمیس نوشته است: [ -> ]من از هر چهار پاراگراف یه خط خوندم آخه خیلی طولانی بود
عوضش صداقت دارم واقعیت رو گفتمSmileWink
سلام
بازهم از این که از هر چهار پاراگراف یک خط رو خوندید ممنونم Big GrinBlush
بسم الله الرحمن الرحیم
خدا راشکر من منتظر این تایپیک بودم
یک انقلابی باید کیث باشد
من قبل از هر این مباحث اتفاقی مناظره جبرائیلی و طرف دولت در مورد FATFرو دیدم و هر چی آقای جبرائیلی در مورد FATF صحبت می کرد طرف دولت همه حرف هایش به رهبری ختم می شد . یعنی همون FATF هم نوک پیکانش به سمت ولی فقیه است.
یا صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ما تازه گرم شدیم و تا آخر تا سوختن ان شاء الله که باشیم .
اللهم العجل الولیک الفرج
(۱۸/مهر/۹۵ ۹:۴۹)vahrakan نوشته است: [ -> ]سلام
بازهم از این که از هر چهار پاراگراف یک خط رو خوندید ممنونم Big GrinBlush


خواهش میکنم
البته من همه پست های شما رو اینجوری میخونم Bi Dandoon
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30
آدرس های مرجع