|
ایا سیاست ما عین دیانت ماست صحیح است؟ ایا دین باید در حوزه سیاست وارد شود؟
|
|
۱۸:۱۲, ۷/مرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/مرداد/۹۱ ۲۲:۰۴ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
این بحث در چند پست خدمت شما عزیزان ارائه میشود امید است در پایان به این سوال که : سیاست ما عین دیانت ماست یعنی چه ؟ دین چه برنامه ای برای سیاست و یا حکومت بر مردم دارد و ایا دین برای حکومت و سیاسیت برنامه ای دارد پاسخ داده شود این سوال با بررسی حکومت مولا علی (علیه السلام) پاسخ داده میشود دوستان لطفا تا پایان مبحث پستی ارسال نفرمایید منابع در اخر بحث تقدیم میگردد 1. محوریت حق حق محوری جوهره سیاست اسلامی و ملاك مشروعیت قدرت و حكومت در اسلام به شمار میرود. حضرت علی علیهالسلام نجات و رستگاری را در عمل به حق میداند(1) و موفقیت واقعی را در مجاهده برای اقامه حق جستجو میكند.(2) در سیاست عملی حضرت معتقدند كه در صورت پایبندی به حق، پشتوانههای قوی نیز ایجاد میشود(3) و مردم به كسی كه به حق و براساس حق عمل كندرو خواهند آورد.(4) امّا نكته مهم، نه فقط توصیف حق و نه تعریف و تمجید آن، بلكه عمل به حق در عرصه حكومت است؛(5) عرصه حق در مقام توصیف بسیار وسیع، ولی در عمل بسیار تنگ است.(6) حضرت علی علیهالسلام برترین مردم را نزد خدا كسی میداند كه عمل به حق نزد او محبوبتر از باطل باشد؛ اگرچه به منافع او لطمه زده و مشكلاتی برای او ایجاد كند و عمل به باطل فوایدی برای او درپی آورد.(7) ایشان، رسول گرامی اسلام را چنین توصیف میكند كه حقّ را با حقّ آشكار كرد و از كژیها جلوگیری نموده و در راه خشنودی خدا گام برداشت.(8) حضرت علی علیهالسلام با چنین نگرشی وارد عرصه سیاست و حكومت شد و با تأسی به رسول گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآلهوسلم حتی یك گام به عقب نرفت و خطاب مردم، تصریح كرد كه با من محافظهكارانه سخن مگویید و از گفتن سخن حق خودداری نكنید و شنیدن حق را بر من سنگین مپندارید.(9) در راه جنگ جمل، ابن عباس دید كه امام علیهالسلام در كار وصله زدن كفش خویش است. گفت: «یا امیرالمؤمنین، ضرورت سر و سامان دادن به امور بیشتر از كاری است كه انجام میدهید. حضرت فرمود: این نعلین چقدر ارزش دارد؟ پاسخ داد: ارزشی ندارد. فرمود: با اینكه ارزشی ندارد؟ ابن عباس پاسخ داد: كمتر از یك درهم. حضرت فرمود: به خدا حكومت بر شما را كمتر از همین كفشهای پاره دوست دارم، مگر آنكه حقّی را برپا سازم یا باطلی را براندازم».(10) دنیا كه قدرت و حكومت نیز جزئی از آن است، در نظر حضرت علی علیهالسلام پستتر از استخوان خوكی در دست جذام زدهای است.(11) بنابراین اگر، در اندیشه سیاسی اسلام، اقامه حق و احقاق حقوق نباشد، انگیزهای برای حكومت و قدرت پیدا نمیشود؛ مگر كه افرادی اشتیاق حكمرانی داشته و نفسِ قدرت را هدف بدانند كه این با اندیشه سیاسی اسلام سازگاری ندارد. جایگاه حق و حقوق در اندیشه سیاسی و سیاست عملی حضرت علی علیهالسلام به حدی بود كه امام علیهالسلام در پاسخ به فردی كه با اعطای هدیهای مطالبات نادرستی از ایشان داشت، فرمود: «به خدا قسم اگر هفت اقلیم را با آنچه زیر آسمانهاست به من بدهند تا پوست جوی را به ناحق از دهان مورچهای بربایم، چنین نخواهم كرد.»(12) مشی سیاسی امام علی علیهالسلام ، همان است كه فرمود: بدانید كه با دو كس میستیزم، آنكه چیزی خواهد كه مستحقّ آن نیست، و آنكه حقّی را بر گردن اوست، نگزارد و به وظیفه خویش عمل نكند.»(13) بنابراین اولین چارچوب اصلاحات سیاسی، حقّ و حقمحوری است و اصلاحات در این چارچوب و براساس این شاخص باید انجام پذیرد. |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۲:۳۹, ۱/اسفند/۹۵
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
با نام ویاد خدا
درود بردوستان عنوان مطلب سیاست ودیانت است .سیاست مساله مهمی نیست وقابل درک است مهم دیانت است که چیست؟ آیا وجود ولی فقیه بخشی از دیانت است؟ آیا دخالت فقیه در امور اجرائی عین دیانت است؟ درحالیکه مدرس همان کسی که این عبارت منتسب باوست دیانت را در حکومت پهلوی ودر مجلس شورای ملی که او نماینده آن بود وحقوق بگیر میجست. آیا او بدنبال ولی فقیه بود؟ یا اجرای قوانین اسلام که مورد نظر شهید نوری بود؟. اتفاقا بنده همه مشکلات را در جامعه ایران از چشم ولی فقیه می بینم چرا که ایشان در تمامی امور کشور دخیلند وکجا قادر است؟ آن قوه مجریه ویا مقننه که بدون نظر ایشان کاری کنند؟ لذا بحث در عنوان مطلب اول باید دیانت را تعریف کرد تا برسیم به سیاست وحکومت دینی وآنگاه نتیجه بگیریم که آنچه ماداریم صدهابار از دیدگاه مدرس بدور است پیروز باشید |
|||
|
۱۴:۱۰, ۱/اسفند/۹۵
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
(۱/اسفند/۹۵ ۱۲:۳۹)Mforootaghe نوشته است: با نام ویاد خدا مثل اسلام و سیاست مثل کرسی لوکاسین و ریاضیاته در موردش تحقیق کنید متوجه میشید در مورد اختیارات ولی فقیه میتونی مطلب زیر رو بخونی http://article.tebyan.net/105279/%D9%88%...B%8C%D9%87 یکی از افراد دخیل اصلی در مشکلات جامعه همین دی امسال به درک واصل شد و بزودی مسئولین بی لیاقت رسوا میشن و انقلاب به هدفش میرسه شما از کجا میتونی ثابت کنی شهید مدرس یا شهید نوری نظرشون چی بود؟ نیست که خیلی خط مشیتون یکیه |
|||
|
|
۱۴:۲۴, ۱/اسفند/۹۵
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
|
با نام ویاد خدا
درود برشما برادر عبدالرحمن وتشکر البته کاش همچون نامتان که بنده رحمان هستید درعمل هم همین ویژگی را داشته باشید .اگر منظورتان ازآن واصل به درک دوست نیم قرنه رهبری باشد با نامتان قرین نیست وبدانید وآگاه باشید که این انقلاب بیراهه میرود وبا مرگ کسی هم براه نمیاید آنانکه میخ را کوبیده اند خوب آگاه بودند وبیچاره مردم انقلابی که سخت درخواب بگذریم لینک ارسالی را دیدم ممنون همان صلاحیت های رهبری درقانون اساسی است که اساس همه آنها زیر سوال است ودر اصلاحات سال 68 حقوق ملت را بنفع رهبری تباه کردند ونتیجه آنرا اکنون می بینیم درخواست شهید نوری معلوم بود ودر قانون مشروطیت پیاده شد اما عمل نشد ونقش مرحوم مدرس هم در مجلس شورای اسلامی که درآن فراماسون ها هم بودند وزیر سیطره رضا شاه آن هم آشکار است پس در تفسیر عنوان مطلب وتعریف دیانت باید رفتار آن بزرگان مد نظر باشد نه بزرگان حاکم بر کشور پیروز باشید |
|||
|
۱۵:۲۶, ۱/اسفند/۹۵
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
(۱/اسفند/۹۵ ۱۴:۲۴)Mforootaghe نوشته است: با نام ویاد خدا چون شما هرگز دنبال حقیقت نیستید به هیچ وجه با دسته کاربری های شما بحث نمیکنم ضمناً در رحمت خدا غضبش نهفتس و برعکس البته شماها صم بکم عمی فهم لا یرجعون |
|||
|
|
۱۶:۰۷, ۱/اسفند/۹۵
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
|
|
۱۶:۱۶, ۱/اسفند/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/اسفند/۹۵ ۱۶:۱۷ توسط Mforootaghe.)
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
|
با نام ویاد خدا
درود بر دوستان فرض بگیریم که بنده عبد الشیطان هستم بقول مولایمان به تبار من چکار دارید؟ سخنم را بنگرید وبگونه ای پاسخ دهید که مرا بنده رحمان کنید. اگر شما برای گمراهان سخنی ندارید دم فرو بندید چه پیامبران وامامان برای هدایت گمراهان آمده اند ومن نیازمند همان پیام الهی هستم . اینک برگردیم به مطلب دیانت چیست؟ تا کلام مدرس را درک کنیم پیروز باشید |
|||
|
۱۹:۱۰, ۱/اسفند/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/اسفند/۹۵ ۱۹:۱۲ توسط قلب.)
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
(۱/اسفند/۹۵ ۱۶:۱۶)Mforootaghe نوشته است: با نام ویاد خداسلام برای هدایت شدن تشنگی لازمه ولی انگار شما تشنه بحث کردن هستید و هر دلیلی که ميارن رو انکار می کنید! امام خمینی ره و امام خامنه ای حفظ الله هدایت های لازم رو انجام دادند شما فکر میکنید حجت های خداوند متعال در زمان غیبت چه کسانی هستند؟ امثال علما و فقها هستند امثال ولی فقیه هستند که جامعه رو هدایت می کنند حالا اگر امثال شما حجت ها و دلایل و نشانه ها رو قبول نمی کنید مشکل از شماست و گرنه راه مشخص شده و حجت تمام و مسئله اصلی هم اينه که شما حجت های زمان خودتون رو قبول ندارید و انکار می کنید و البته تمسخر می کنید و نتیجه اینکار شما مانند کسانی هست که در قرآن به انکار کنندگان حق و تمسخر اونها و عذاب گمراهی بلندی دچار شدن که..... جنابعالی چنانچه برای خودتون حجتی دارید اقامه کنید و البته حجت با دلایل عقلی تفاوت دارد چه آنکه شیاطین در زمینه دلایل عقلی بسیار ماهرند نمونش دانشمندان کافر غربی چه بسیار دلایل عقلی که بر عدم وجود خداوند متعال اقامه می کنند |
|||
|
|
۱۹:۴۷, ۱/اسفند/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/اسفند/۹۵ ۱۹:۴۸ توسط Mforootaghe.)
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
|
با نام ویاد خدا
درود برشما دوست عزیز وتشکر اولا بنده نیز تشنه شنیدن حقیقت هستم داوری عجولانه نکنید ضمن اینکه هرگز اهل تمسخر نیستم ثانیا حجت های فقهی 4 تاست وهیچکدام امام خمینی ورهبری نیستند (قران- سنت-عقل- اجماع) ثالثا در غیبت امام معصوم فقها حجتند ولذا مراجع دینی درمیان مردم حضور دارند رابعا رهبری یا خلافت اسلامی امری الزام آور نیست وبسته به انتخاب مردم است ولذا نظرات آنان حجت نیست کمااینکه اصل ولایت فقیه نیز مقبول همه فقها نیست خامسا دربحث مانحن فیه دیانت چیست؟ تا کلام مدرس درک شود پیروز باشید |
|||
|
۲۰:۰۰, ۱/اسفند/۹۵
شماره ارسال: #39
|
|||
|
|||
(۱/اسفند/۹۵ ۱۹:۴۷)Mforootaghe نوشته است: با نام ویاد خدا بعد اگر من چیزی بگم میشم خشن یکی خوب بیاد بخونه میفهمه تالار دچار چه سرطانی شده این حجت کجا اون حجت کجا که دوستمون گفت خلافت اسلامی الزام آور نیست چون همیشه طاغوت ها حقشونه که بیان زمامدار بشن و کسی هم حرفی نزنه تا زمان ظهور هرچقدر هم بچاپن..... و ظلم کنن خلافت اسلامی الزام آور نیست ![]() مردم تنها نقششون اقبال و روی آوردنه مثلا اگر در تایلند اکثریت بی غیرت باشن اون اقلیت سالم هیچ حقی ندارن اینه استدلال ایشون راستی یادتون باشه ایشون از اسلام هیچ اطلاعی نداره و فقط قصدش کسب حقیقته مدیونید چیز دیگه فکر کنید |
|||
|
|
۲۰:۱۳, ۱/اسفند/۹۵
شماره ارسال: #40
|
|||
|
|||
(۱/اسفند/۹۵ ۱۹:۴۷)Mforootaghe نوشته است: با نام ویاد خداسلام 1_شما چقدر فقه می دونيد؟ و کجا تحصیل فقه کردید؟ 2_ شما بحث پیامبران و امامان رو پیش کشیدید بنده هم گفتم فقهای الان همون پیامبران به حساب میان و البته فقیه جامع شرایط منظوره نه هر فقیهی 3_ اجماع و عقل و سنت هیچکدام حق نیستند الان بیشتر مردم دنیا یا اجتماع کافرند و خود را عاقل می دانند و سنت های کفر آمیز دارند 4 قرآن کریم هم در صورتی ملاک است که دست عالم باشد وگرنه داعش هم از قرآن برای اعمال خود استفاده می کنند ما یک اسلام بیشتر نداریم ولی الان فرقه های زیادی وجود دارند پس معلوم میشود که قرآن نیاز به مفسر دارد که همان اهل بیت علیهم السلام هستند و بعد علمای شیعه و مراجع دینی و زعیم شیعه و اعلم فقها وقتی مراجع حجتند یعنی وقتی از حکومت دینی حمایت می کنند پس شما هم وظیفه اطاعت دارید 5_ می فرمایید حکومت دینی الزام آور نیست که اشتباهه البته بحث حکومت دینی بحث مفصلی داره و کمی بین علما اختلاف نظر هست که ما الان واردش نمیشیم اما شما بفرمایید یک مسلمان موظف هست تا از حکومت دینی حمایت کنه؟ اگر بگید بله که یعنی امر به معروف و اگر بگید نه یعنی امر به منکر چون حمایت از خوبیها به خصوص حکومت دینی فرض است بدین معنی که کاری عقلانیست الان بعضی که خود را مسلمان هم می دانند مخالف حکومت اسلامی هستند و این عقلانی هم نیست چه برسد که اسلامی باشد |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |











