|
گرگی در لباس میش - راجنیشیسم و اوشو Osho & Rajneesh
|
|
۱۷:۲۸, ۱/خرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/خرداد/۹۳ ۱۸:۲۵ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
یک سری از انحرافات هست که شاید به ظاهر خیلی تابلو باشند ولی میبینید همین ها امروز مشتری هایی دارند مخصوصا که اکنون کتاب های این فرد (اوشو) فروخته می شوند و زیاد هم شده اند! ![]() ![]() در چند جمله بسیار مختصر معرفی میکنم و بعد اصل مطلب + یک کتاب راجنیش چاندرا موهان معروف به اوشو پایه گذار یکی از عرفان های نوظهور قرن بیستم بود که بر اساس گرایش هوس مردم به لذات جنسی یک عرفان بر مبنای سکس و شهوت رو پایه گذاری کرد این شخص به دلیل فساد جنسی و جرم های متعدد از قبیل تجاوزهای زیاد به مریدان خود از آمریکا اخراج شد!!! (ببینید چه ملعونی بوده به مراتب بدتر از خفاش شب و ...) چکیده اندیشه های این ملعون اومانیسم و اصالت لذت فارغ از دستورات اخلاقی و الهیست این هم عکس این .... متاسفانه در کشور ما این افراد به عنوان بزرگان!!! ازشون یاد میشه که بعدا در تاپیک اونا چی میگن جملات اومانیستی این شخص رو میارم از شما مي خواهم ابتدا اين چند بند را بخوانيد تا باقي ماجراي اشو را هم برايتان بگويم: "اوشو تعلیماتش را تنها در قالب کلمات ادا نمیکرد، بلکه زندگی او سرمشقی از تعالیم و اعتقاداتش بود. او زندگی را به حد تمام و کمال تجربه کرد؛ زندگی وی آکنده از عشق، شجاعت، وقار و شوخ طبعی خاصی بود که از طریق آن به قلب میلیونها نفر از مردم دنیا راه یافت؛ « ﮊان لایل » در مجله ی Vogue درباره ی اوشو می نویسد: « او مردی است مهربان و شفیق، در نهایت صداقت... یکی از باهوش ترین، ادیب ترین، پر مغزترین و مطلع ترین سخنورانی است که تا به حال دیده ام. » با این وجود، اوشو همیشه از خویش به عنوان انسانی معمولی یاد می کرد و بر این نکته تاکید داشت که آنچه که او بدان دست یافته، برای همه کس دست یافتنی است. اوشو در سال 1953 در سن بیست و یک سالگی به نور حق مشرف شد و از آن پس کمر همت بر آن بست تا آنچه را که خود از آن بهره مند شده بود، به دیگر انسانها نیز منتقل سازد. او تصویر ذهنی خویش از انسان ایده آل امروزی را « زوربای بودایی » می نامید؛ ترکیبی کاملا جدید. « ملاقات بین زمین و آسمان، ملاقات بین مرئی و نامرئی، ملاقات قطبهای متضاد ». زوربا شخصیتی است زمینی و اهل خوشگذرانی های دنیوی، در حالی که بودامظهر طریقت معنوی است.." خوب شما اگر مكتب شهواني اشو را نشناسيد، به يك سايت وارد شويد و عبارت هاي دلفريبي مثل بندهاي بالا را به خصوص با اين عكس هاي مثلا عرفاني ببينيد، حتما تحت تاثير قرار ميگيريد. به خصوص با اين جمله "شعار اصلی اوشو چنین است: یک قانون، تنها در دنیا وجود دارد و آن اینکه، هیچ قانونی وجود ندارد." اما واقعيت در پس اين تبليغات نهفته است. عضویت در این فرقه یک شرط اساسی دارد: «بی بند وباری و لاقیدی اخلاقی برای رسیدن به حقیقت هستی»! اشو معتقد است که «مساجد و کلیساها (تمام اماکن معنوی) از خدا خالیاند و کابینهای عشق (اماکنی که در آن روابط غیراخلاقی صورت میگیرد) مملو از خدا هستند»! پیروان فرقه اشو بر مبنای همین آموزههاست که اقدام به برگزاری مراسماتی بنام «اشو پارتی» یا «اشو پارک» میکنند. جای تأسف فراوان دارد که مریدان این اندیشه خطرناک و ضداجتماعی در کشوری اخلاقگرا همچون ایران نیز « اشو پارتی » برپا میکنند. اشو در سخنرانیهای خود فریاد میزد که خدا وجود ندارد و مریدان وی همه خدا هستند! او از مریدان خود میخواست تمامی کتب مقدس ادیان را آتش زده و با تمامی سنتها و ارزشهای دینی به مخالفت برخیزند. ازدواج در این فرقه ممنوع است زیرا اشو ازدواج را اسارت کامل نامیده و خانواده را یک نهاد فاسد خوانده است. بر اساس تعلیمات او تعداد زیادی از مریدانش اقدام به مصرف و خرید و فروش مواد مخدر کرده و شمار زیادی از زنان عضو فرقه او آشکارا به فاحشهگری میپردازند. امروزه در جهان اقبال به دين بسيار گسترده شده است و يكي از علت هاي عمده آن نابودي اخلاق در جهان است به گونه اي كه ملت ها از عدم وجود اخلاق رنج مي برند جهتش هم اين است كه در روشي كه امروز دنياي غرب خصوصا پيش گرفته چيزي به نام اخلاق جايگاهي ندارد و اگرهم از برخي واژه هاي اخلاقي مثل صداقت و دروغ بهره مي جويند تنها در راستاي رسيدن به اهداف مادي خود است بنابراين در سوگرايي ديني به طور طبيعي يكي از مهمترين انگيزه ها مي تواند موضوع اخلاق باشد .به همين علت است بيشترين گرايش ها خصوصا در دنياي غرب به سمت و سوي مسائل عرفاني و ماورايي است. اين جا است كه بازار مكاره دست به كار شده و با خلق عرفان هاي نوظهور و برجسته كردن واژگان اخلاقي و طرح اصولي و رنگ و لعاب اخلاقي به آن ها زدن خود را مطرح مي كند. اين به اصطلاح عرفان نوظهور قرن 21 اوشو نيز از اين قاعده و قانون مستثنا نيست. جالب اينجاست كه اين ها چون با اصول ثابت اخلاقي ميانه اي ندارند خود سعي مي كنند اصولي را به جامعه ارائه دهند و دقيقا از اموري استفاده مي كنند كه كاملا ضد اخلاق بوده ولي براي جوان چون رنگ و لعاب اخلاق دارد از سوي ديگر هم در آن رسيدن به اميال نفساني و شهوات محور اساسي آن است همين امر موجب گشته تا طرفداران بيشتري در ميان جوانان پيدا كند ولي اگر جوان مسلمان به اصالت پاك و دست نخورده خود نظري افكند و حائل هاي بين خود و خدا را بردارد هيچ چيز غيراز اسلام نمي تواند به طرز صحيح اميال نفساني و شهواني او را با برنامه اي مناسب تامين كند و مابقي چيزي جز غوطه ور شدن در خواسته هاي حيواني و به جاي سعود به قله هاي سعادت و رسيدن به خدا ، در ورطه سقوط قرار گرفته و جنبه حيواني او جلوه گري خواهد كرد ولو در پوشش چنين عرفان ها و مكاتب مدعي اخلاق باشد. در بیشتر کتاب فروشیها به راحتی پلک زدن میتوانیم کتابهایش را ببینیم؛ کتابهایی در طرحها و اندازههای گوناگون و به زبان شیرین پارسی. اما این شیرینی زمانی به کام آدم زهر میشود که این خبر را شنیده باشد: «نویسنده این کتابهای خوش خطوخال که هوادارانش او را پیامبر دوران معاصر و بزرگترین آموزگار روحانی قرن بیست و یکم میخوانند، به جرم فساد اخلاقی ومالی از کشور محل اقامتش اخراج شده است»! مقاله را كامل بخوانيد. كمي دقيق تر: از تولد تا مرگ، باگوان شري راجنيش (اوشو) زندگی نامه وي در 11 دسامبر 1931 در روستاي كوچك و دورافتاده كوچ وادا در ايالت مادهيا پرادش بدنيا آمد. و از همان آغاز كودكي بيشتر تحت تاثير پدربزرگ و مادربزرگ مادري خود بود. وي علاقه وافري نسبت به آنان داشت. در سن هفت سالگي پدربزرگ مادري اش را از دست داد و به گفته خويش اين واقعه تاثير عميقي بر زندگي دروني او گذاشت و پنجره اي شد براي ايجاد اراده اي در جهت كشف حقايق عرفاني او. اوشو، تحصيلات مقدماتي را در هند گذراند. سپس به دانشگاه سائوگر وارد و موفق به اخذ مدرك فلسفه از آن دانشكده شد. و حدود نه سال در دانشگاه جلال پور هند به آموزش فلسفه پرداخت. معروف است كه اوشو در سن 21 سالگي تقريباً در سال 1953 به درجه روشن ضميري به روش خودش رسيد. وي در دوران تدريس در دانشگاه به اقصي نقاط هند سفر نمود. و علاوه بر بررسي تمام آداب و رسوم مذهبي اقوام هندي و مطالعه در اين زمينه به ايراد سخنرانيهايي پرداخت. و در اين مدت عقائد عرفاني و مراقبه هاي خودش را ترويج و تعليم مينمود. وي بيش از 35 سال به تعاليم آموزههاي خود ادامه داد. اوشو طرفداران و شاگردان فراواني را در هند به دور خود جمع نمود در سال 1974 كمون خود را در شهر پونا هندوستان بنا كرد. شاگردان اوشو كه به عنوان سانياسين مشهورند تصميم گرفتند وي را اوشو بنامند. اوشو برگرفته از كلمه Oceanic به معناي اقيانوس است. لفظ اوشو از عبارت Oceanic experience به معناي حل شدن در اقيانوس ويليام جيمز فيلسوف و روانشناس آمريكايي (1842-1910) اقتباس شده است. البته اوشو در دوران حياتش به چندين نام شهره بود: راجا نام زمان كودكي، سپس راجنيش، آچاريا راجنيش در سال 1960، با گوان شري راجنيش از 1971، از ماه دسامبر 1988 هرچهار نام تغيير يافته و از سپتامبر 1989 به سادگي به عنوان اوشو ناميده شد. اوشو در دوران تدريس تعاليم اش در زمينه هاي مختلف روشهاي درماني، فلسفه و حكمت، روانشناسي و شيوه هاي رسيدن به آگاهي ناب و... سخنراني هايي ايراد نمود كه پس از گردآوري آثارش قريب بر 600 عنوان كتاب و بيش از 1000 سخنراني ثبت و ضبط شده و بسياري از آثار وي به بيش از 30 زبان دنيا ترجمه شده است. وي همواره سخنان دلفريبي داشت كه: "من سرآغاز خودآگاهي مذهبي كاملاً نويني هستم. لطفاً مرا با گذشته پيوند نزنيد. گذشته حتي ارزش به خاطر سپردن ندارد. چه نعمت بزرگي براي بشريت خواهد بود. اگر سراسر تاريخ گذشته را به كناري نهيم. همه گذشته را به گنجه هزاره ها بسپاريم و به انسان آغازي جديد بخشيم آغازي غيرتحميلي و دوباره او را آدم و حوا كنيم تا بتواند از صفر شروع كند. انساني نو، تمدني نو، فرهنگي نو." اوشو در سال 1981 جهت درمان بيماري جسمي خود به ايالات متحده امريكا رفت و در آنجا حدود پنج سال اقامت كرد، وي تحت پافشاري شاگردانش قصد ماندن در ايالت متحده كرد. مريدان اوشو در مدت چهارماه اراضي دورافتاده كوهپايه هاي ايالت اورگون را خريداري و شهري را به نام اوشو با عنوان راجنيش پورام Rajneesh Paramتاسيس كردند . اشو در دوران اقامت خود در آمریکا سالانه ۱۵ تا ۴۵ میلیون دلار درآمد شخصی از مریدان خود به دست آورد .اما در سال 1986 دولت امريكا وي را مجبور به بازگشت به هند كردند. علت اخراج اوشو ( از آمریكا )، فساد جنسی و اخلاقی بوده است. عرفان اوشو را عرفان سكس گفته اند يعني هيچ چيز ديگري نيست و احساس مي شود اين همه اقبالي كه در خارج بخصوص در آمريكا و نيز در ايران وجود دارد يكي از علل آن همين مي باشد . عرفان اوشو عرفان بدون شريعت است عرفان بدون آسمان و خدا هست . عرفان زميني و دنيوي است . اوشو بر اين اساس ضد فلسفه است در تعبيري مي گويد: فيلسوفان سگان تاريخ اند و مفصل در اين باره بحث مي كند . ضد تكنولوژي و ضد تمدن بشريت معاصر است . ضد استدلال براي همه چيز حتي براي خدا است . ضد اخلاق گرائي ، ضد فقه است . تشبيهات بسيار مستهجني براي فقها و قانون گذاران بشر دارد . اساسا ضد قانون است . شعار اصلي اوشو اين است يك قانون تنها در دنيا وجود دارد و آن اينكه هيچ قانوني وجود ندارد . شعار اون اين است كه نظم در هرج و مرج است و بايد رسوم و عادات را شكست تا نظم آسماني و نظم خدايي كه فقط از اتحاد دو جنس زن و مرد ايجاد مي شود پديد بيايد. حدود هفتاد جلد از آثار اوشو كه اكنون به زيان فارسي وجود دارد چندين جلد آن بدون شك آموزش عشق زميني و خاكي است . اوشو امروز براي برخي از جوانان به يك بت معنوي مبدل شده است. او در سال 1990 به علت ابتلا به ایدز از دنیا رفت. نگاهي به عقايد اشو عشق عرفانی یا عرفان شهوانی؟ مکتب عرفانی اوشو یکی از صدها مکتب صوفی ـ عرفانی در جهان ماست. که سعی در پیشبرد رهروانش دارد. در این مکتب زمانی که از عشق صحبت می شود و آن تعبیر خاص اوشو که عشق زاده آمیزش جنسی است، تردیدی برای خواننده به وجود می آید که آیا اوشو به دنبال پرورش روح مریدانش بوده است؟! یا نه، به دنبال آن بوده که از عرفانی دم بزند تا مریدانش در این عرفان، به ارضاء شهوت جسمی خویش بپردازند. اما آنچه ما تا به حال از عرفان راستین فهمیده ایم؛ عرفان طریقی است که در آن فرد در پی ظهور و تجلی معشوق، خود را محو او می بیند. از دنیا و آنچه در آن است دل بریده و به تماشای معشوقه ی خویش (حضرت حق) مشغول می گردد.اما در مکتب اوشو هم معنای عرفان تغییر می کند، هم عشق و هم شهوت. یکی از مهمترین اصول نزد اوشو، اصل عشق است. در این زمینه کتابهای مستقلی دارد از جمله «عشق، رقص زندگی»، «یک فنجان چای» که مجموعه اشعار اوست و دیگری مجموعه مقالات در زمینه ی عشق است. عشق را شوق وافر درونی برای یکی بودن با کل می داند، عشق دلیل بی دلیل است. اوشو برای عشق ورزی به چهار مرحله معتقد است. الف) حضور در لحظه (نه گذشته و نه آینده) ب) قدم برای رسیدن به عشق ج) تقسیم کردن و بخشیدن د) هیچ بودن. این 4 مرحله به خودی خود مشکلی ندارند، ولی وقتی تفسیر اوشو را از عشق متوجه می شویم و نگاه به معشوقه را می بینیم نظر به کلی تغییر می کند. وی معتقد است عشق باید زمینی باشد. معشوقه در عرفان یعنی مادی و این دنیایی بودن آن و عشق را در تضاد با هوس ها نمی داند، رسیدن به عشق تنها از طریق قطب مخالف امکان پذیر است، میل مرد به زن یا زن به مرد شروع عشق است. بر خلاف تمام ادیان الهی و مکاتب معنوی که نسبت به روابط جنسی، بی تفاوت و یا دشمن هستند يا مانند اسلام راه برتري براي استفاده از اين غريزه خداداي ارائه مي كنند، اوشو بر عکس در این عرفان آموزش روابط جنسی می دهد و قائل به سه سطح برای انسان در روابط جنسی است. اول با روش زیستی پیش آفرینش (حیوان) آغاز شده، به منبع لذت و صمیمیت (انسان) و سرانجام به وسیله ای برای خود رستگاری (الهی) تبدیل می شود. او از زنان به عنوان الگو، یاد می کند. رابطه ی دختر و پسر در عرفان اوشو آزاد است، و از آن به عنوان یکی از روشهای مراقبه یاد می کند.دیدگاه اوشو درباره ی عشق بسیار زیاد متأثر از فروید و تا حدود زیادی از شاگرد فروید، «یونگ» است. براین اساس وقتی از عشق صحبت می کند منظورش همین عشق مجازی زمینی و رابطه ی زن و مرد است.اوشو تا جایی در شهوت رانی پیش می رود که، در بقیة توصیه هایش، مثلا مدیتیشن، مریدان را ترغیب به سکس می کند.پرداخت مفرط اوشو به این روابط نامشروع و به اصطلاح «عرفان»، یکی از دلایل محبوبیت مکتبش است. از جمله اقدامات مریدانش راه اندازی رسمی و همراه با تبلیغات گسترده ی «اوشو پارک» است، که جذابیت زیادی برای گرشدگران هند ایجاد کرده است و شعبه هایی از آن در دیگر کشورها تأسیس شده است. در این مکانها نوعی زندگی زناشویی و جمعی، فارغ از قیود اخلاقی و قاعده مند ترویج می شود. (از آنجایی که مکتب عرفانی اوشو شکل گرفته از سه آئین تنتره، یوگا و بودا است به اصالت بدن و پرداختن به آن زیاد بها می دهند) دیدگاه اوشو در مورد همجنس گرایی جالب است وی معتقد است این مسئله چیز مهمی نیست و هیچ چیز اشتباهی در آن رخ نمی دهد. وی به سه مرحله رشد جنسی معتقد است. الف) رابطه ی جنسی با خود در کودکی ب) همجنس گرایی ج) ناهمجنس گرایی. او مي گويد: " نمي گويم اگر زني را دوست داري با او زندگي نكن. با او باش، اما نسبت به عشق صادق و وفادار بمان، نه نسبت به شخص.... وقتي عشق ناپديد مي شود، وقتي شادي از ميان مي رود، آن وقت بايد به حركت ادامه دهيد... از همان لحظه اي كه احساس مي كنيد ديگر از چيزي خوشتان نمي آيد و آن چيز گيرايي و جاذبه اش را از دست داده است و شما را خوشحال نمي كند، از آن دست برداريد. فقط بگوييد متأ سفم. " اوشو با نقد عملکرد والدین در خانواده، استعمار فرزندان و تربیت اخلاقی آنان بر پایه ی آنچه که متعلق به گذشته است، در نوع خود نوعی استعمار جدید می داند. آیا واقعا می توان نقش تربیتی خانواده ها را استعمار فرزندان نامید؟!! سپردن فرزندان به مکتب اوشو استعمار است یا تربیت توسط والدین؟ اوشو با نظام خانواده مخالف است، بر همین اساس تربیت و بزرگ کردن فرزندان را به عهده ی تشکیلات دولتی می گذارد. دلیل قائل شدن وی به این دیدگاه به دوران کودکی اش بر می گردد. اوشو هرگز طعم مهر و محبت مادر را در کانون گرم خانواده احساس نکرد. او در تبلیغ برهنگی و سکس می گوید:" وقتی در برابر واقعیت می ایستید، شما به تخیل روی می آورید. برخی نهادها پشت رسانه های سکسی خوابیده اند! وقتی مردم و افراد زنده وجود دارند چرا شما دنبال مجلات یا پورنوگرافی می روید !؟ آیا بهتر نیست که به مردم زنده بنگرید؟ آیا شما از دیدن تصویر درخت لذت می برید؟ نه، چون همه درختان برهنه هستند. اگر همه درختان را بپوشانید، دیر یا زود مجلاتی منتشر می شوند که بطور زیر زمینی دست به دست می چرخند" درختان برهنه". پورنوگرافی زمانی از بین می رود که مردم طبیعت برهنه خود را بپذیرند....اجازه دهید مردم برهنه باشند . آن وقت پورنوگرافی از بین می رود." اوشو توصيه هايي در رابطه با ارتباط زن و مرد دارد. مي گويد:" به محض اين كه مؤنث و مذكر با هم تماس مي يابند، يك مدار الكتريكي كامل مي شود و آن خودآگاهي كه از بدن بيرون رفته است، باز به سرعت به بدن بازمي گردد." يعني انساني كه ارتباط جنسي ندارد، يك انسان ناخودآگاهي است، تنها راه تبديل ناخودآگاهي به خودآگاهي، رفع نيازهاي جنسي است. روشن است که در القاء این سخنان ، تحت تاثیر نظریه جنسیتی فرويد بوده است. اوشو دركتابي با عنوان تانترا تعليمات كنداليني يوگا(ج2ص229-336) به تفصيل درباره رابطه جنسيت و پيوند زن و مرد سخن گفته است و به نتايجی دست يافته است كه بخشي ازآن بيان مي شود: زن چند كالبد دارد؛كالبد اول زن، زنانه و كالبد دوم او، مردانه است. مرد هم داراي چند كالبد است. كالبد اول مرد، مردانه و كالبد دوم او زنانه است. كالبد زن و مرد به تنهايي ناقص است و در تركيب با يكديگر كامل مي شود. وحدت اين دو جنس به صورت خارجي صورت مي گيرد. در اين صورت آنها تن واحد و كالبد واحد مي شوند. اين اتحاد، موقتي است و از آن نشاط و شادي فراواني حاصل مي شود. زن و مرد در اين صورت متوجه شعف و لذت ناشي از اتحاد و پيوند دو موجود مي شوند. اوشو ادامه مي دهد: زن نيمي و مرد نيم ديگر است. هر دوي آنها عامل انرژي و الكتريسيته اند. زن قطب منفي و مرد قطب مثبت است. اگر قطب مثبت و منفي به هم برسند، مداري تشكيل شده و نوري ايجاد مي شود كه با نور معمول متفاوت است. اگر پيوند كوتاه باشد مدار به سرعت قطع مي شود و در صورتي كه طولاني باشد و از نيم ساعت بگذرد، مدار الكتريكي بين آن دو مي چرخد و اين مدار براي برخي كاملا قابل مشاهده است. در جهان امروز كه پر از تنش است طبعا روابط كوتاه و مدارهاي مغناطيسي يا تشكيل نمي شود يا بسيار سريع قطع مي شود. اوشو رابطه اين دو جنس را در جهان غرب به يك عطسه ساده تشبيه مي كند و براي شرق تاسف مي خورد كه دنباله رو غرب در اين جهت شده است.(اوشو در اينجا سخناني دارد كه قابل ذكر نيست.) او در ادامه مي گويد: اگر زن بتواند با كالبد مردانه دروني خود پيوندي مبارك برقرار سازد، از اين آميزش دروني، سفر معنوي آغاز مي شود، مرد نیز همچنين اگر بتواند با كالبد زنانه دروني خود پيوندي برقرار كند، لذتي هميشگي نصيب او خواهد شد. بنابراين بايد اتحاد از بيرون به درون انتقال يابد تا غم و رنج برداشته و لذت و نشاط جاي آن را بگيرد. يوگا و مديتيشن يا مراقبه راهي است براي نكاح دروني. اگر بدن زن با كالبد اتري يكي شد، نوزاد آنها مونث و اگر مرد با كالبد دروني خود اتحاد يابد، نوزاد آنها مذكر است؛ زيرا كالبد دوم، كالبد اول را مي خورد و بر آن تفوق مي يابد و در اين صورت نقص خارجي زن يا مرد تكميل مي شود. كالبد سوم مرد، مردانه و كالبد چهارم او زنانه است. در زن هم چنين است؛ كالبد سوم او زنانه و چهارم او مردانه است. بنابراين در درون انسان انواعي از روندهاي تكاملي برقرار است. در ازدواج هاي دروني كه ممكن است ميان كالبد سوم يا چهارم صورت گيرد، هيچ گونه انرژي اي هدر نمي رود؛ از اين رو غم و رنج دنبال آن نيست." اوشو روش هاي متعددي براي انجام عمل اتحاد و پيوند ادعا كرده است و آن را در تمرينات شبكه اي به شاگردان خود تعليم مي دهد.در جايي(الماسهای اوشو/ص240) مي گويد: سكس بزرگترين هنر مديتيشن است. اين پيشكش تنتره به دنياست. پيشكش تنتره از همه عالي تر است؛ زيرا كليدهايي را در اختيارت قرار مي دهد كه از پست ترين به عالي ترين استحاله پيدا كني. كليدهايي را در اختيار قرار مي دهد كه لجن را به نيلوفر آبي بدل كني...و عشق از آميزش جنسي زاييده مي شود. نگاه اوشو به زندگی يكي از نكته هايي كه اوشو بر آن تاكيد دارد اين است كه زندگي را جدي نگيريد و اين عالم، عالم خيال است، و اين خيال بودن انسان و خيال دانستن عالم، سبب مي شود كه انسان خيلي گرفتار ياس و نااميدي نشود و هر بلايي و مشكلي كه در اين دنيا برايش پيش آمد را جدي نگيرد . او زندگی را بازیچه دانسته و می گوید:" کل کائنات یک شوخی است!!! بعضی ها آن را لی لا و بعضی ها مایا می خوانند (به معنی رویا) این تنها یک لطیفه و یک بازی است و روزی که این را فهمیدی به خنده می افتی و آن خنده هرگز متوقف نخواهد شد! همین طور ادامه خواهد داشت، این خنده به سراسر پهنه ی کائنات گسترش خواهد یافت." مخالفت با نظام طبقاتی هندوها جناب اوشو خودش را هندي نمي داند. اصالتا هندي است اما مي گويد من هندي نيستم، هندو هم نيستم. علت مخالفتش با آئين هندو اين است كه هندوها نظامی به نام «نظام كاست»دارند. نظام كاست، نظام طبقاتي است و هندوها انسان ها را به چهار طبقه تقسيم می کنند. يك طبقه پنجمي هم دارند كه عبارتند از «نَجَسها». آن چهار گروه و چهار طبقه انسانی كه هندوها قائلند به ترتيب عبارتند از: 1- طبقه اول: برهمن ها يا روحانيان 2- طبقه دوم: اشراف و امرا 3- طبقه سوم: كشاورزان و صنعت گران 4- طبقه چهارم: خدمتگزاران. هندوها معتقدند هركسي که در جامعه كار مي كند، جزء طبقات انساني است و انسان ها يا برهمني اند يا جزء امرا هستند، يا جزء كشاورزان و صنعت گران و يا جزء خدمتگزاران. كار ديگري هم غير از اين کارها در آن زمان نبوده، چون هندو جزء اديان قبل از ميلاد مسيح(علیه السلام) است. بر این اساس هركه فقير و بيكار باشد، كافر و نَجَس است. نجس و كافر از طبقات انساني خارج اند.اوشو به شدت با طبقات مختلف و نظام اخلاقي و نظام طبقاتي هندوها مخالفت مي كند. با «مانو» مخالف است.«مانو» كانوني است كه تمام نظام اخلاقي شرعي جامعه هند در آن مدون شده است. با مانو كه قانون اساسي هندوها است، مخالفت مي كند؛ چرا که مبناي اختلاف طبقاتي است. اوشو براي اين كه طبقه نجس ها را هم طرفدار خودش بكند، اعلام مي كند كه من طرفدار نجس ها هستم ولي طرفدار فقر نيستم. پارادوکس دنیاگرایی و دنیا ستیزی اظهار تنفر او از فقر براي اين است كه معنويتي كه اوشو مطرح مي كند،آميخته اي از دنياگرايي و دنيا ستيزي است. همان طور که گفتیم او خود را «زورباي بودايي» مي نامد. چرا؟ چون زورباي، نماينده غناي زندگي بيروني است. زورباي يعني كسي كه لذت طلب بوده، عياش بوده، از همه منافع و تمتعات دنيايي بهره مي برده و در نقطه مقابل او، بودا كسي بود كه همه لذت ها را كنار مي گذارد. ايشان مي گويد: من زورباي بودائيم؛ يعني اين دو شخصیت متضاد را با هم جمع كرده است. يك انساني كه هم دنيا را دارد و هم به معنويت چسبيده است. پيش فرض هندوها و بودائي ها اين است كه اگر شما خيلي به دنيا بچسبید، نمي توانيد كسب آرامش كرده و معنويت داشته باشيد. عرفان و معنويت در آئين هندوها اين است كه بايد دنيا و لذت ها را كنار بگذاريد تا به معنويت برسيد و آرامش پيدا كنيد؛ دنیا و معنویت با هم جمع نمي شوند. از قضا شعار اشو اين بود كه من آمدم تا اين ها را با هم جمع كنم. من مي گويم هم از لذت هاي دنيا استفاده ببر و هم آرامش پيدا كن. اين يعني پارادوكس. آنارشیسم و مخالفت با قانون اوشو اصل اجتماعي بودن انسان را مضر مي داند و پيشنهاد مي دهد كه خيلي در جامعه نباشيد، يك رنج افراد، ناشي از بيماري جامعه است. قانون طلايي، بي قانوني است. بنابراین اوشو از نظر سياسي و اجتماعي و جامعه شناختي، طرفدار «آنارشيسم» است.او نقطه مقابل قانون را عشق می داند و مي گويد: قانون مال ناآگاهان و عشق مال انسان هاي آگاه است. عشق، قانون برتر است و قانون، عشق فروتر است. اخلاق گرايان، قانون را دنبال مي كنند و عشق را مردم مذهبي دنبال مي كنند. لذا مذهب از نظر اوشو مكتب عشق است. هركه عاشق است مذهبي است. ديندار، کسی است که عاشق باشد، نه ديندار. ضدیت اشو با تخصص در مسلك اشويي مراجعه به متخصص بي فايده است و خود او معتقد است که فقط باید پاسخ داد نه آن که سوال کرد. اشو خود را این گونه می داند و می گوید: "در سراسر عمرم هرگز سوال نکرده ام." او مي گويد: "همه ي متخصصان نابينا هستند. اگر كسي بخواهد متخصص شود بايد كور شود." تخصص يعني اجتهاد و اجتهاد در مكتب اشويي يك امتياز منفي است. در حالي كه در قوانين مدني مندرج در احكام ديني، تخصص يك ارزش است، مشكلات از راه تخصص حل مي شود، چه مشكلات ديني و چه مشكلات دنيايي. اشو مي گويد: كل مشكلات تنها در حضور يك استاد قابل حل است، استادي كه تمام زندگي اش بي قيد و بند شده است. در متون مقدس هندوييسم، استاد به مقام خدايي مي رسد، و صد البته آنان باور كرده اند، استاد عين خداست، شاگردان ( مريدان ) مي بايست سرسپردگان فضايل و نعمات استاد باشند. منبع |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۹:۱۷, ۳/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان. فک کنم کاپیتان منظورش خوب نرسید. منظورش این بود که ما از این طرف و اون طرف بام نیفتیم و قضاوت بی جا نکنیم. نه این آقا اسطوره قداست هست و نه اون قدر شهوت پرست و داغون که جناب عبدالرحمن فرمودن.
می بخشید من این مطلب رو میگم ولی سایت ها و وبلاگ های داخلی حب و بغض میورزن نسبت به دوست و دشمن و به قولی پیاز داغش رو زیاد میکنن. من ویدئوهای متعدد این آقا رو دیدم. همه تون درست میفرمایید. بحث تناسخ و عرفان جنسی و ... رو همه رو مطرح کرده و از کسی که دین رو با منطق خودش تفسیر میکنه بیشتر از این هم نباید انتظار داشت و بالاخره یک جا از مسیر منحرف میشه ولی نیایم طرف رو از بنیان ببریم زیر سوال. این جور افراد زیادن و قطعا تجربه شخصی خودشون رو در دین خودشون تاثیر میدن و همین هم باعث میشه که نتونن یک مدل کامل ارائه بدن. ایشون هم شامل همین چیزها میشه. به طور کلی این افراد که بهشون guru میگن تعالیم غلط زیاد دارن ولی تعالیم خوب هم کم ندارن. البته قابل ذکره که این خوبی ها در دین خودمون اسلام جامع و شامل گفته شده ولی چون ما خوب ارتباط برقرار نکردیم وقتی عرفان نوظهوری میاد و همونا رو تکرار میکنه ما تصور میکنیم که حتما باید آموزه های جدیدی باشه ولی همین اندک پذیرش هم ذاتا از مسلمان بودن ماست نه اینکه بخایم از اون عرفان پیروی کنیم. یه نکته دیگه اینه که متاسفانه من شخصا تجربه کردم که این آقا رو اکثر ایرانی ها با کتاب از سک* تا فراآگاهی که دست فروشای انقلاب میفروشن، میشناسن و این مایه تاسفه که چرا ما حداقل مسائل جنسی اسلامی رو جوری تبیین نکردیم که افراد از این کتاب های دم دستی و .. تغذیه فکری نشن ![]() حالا دیگه قضاوت نکنید لطفا. هشدار که دادید دیگه. مشکلی نداره. الان هرکسی که نمیدونست هم فهمید. همینجوری پیش بره میترسم بگید طرف جاسوس صهیونیزم بوده و .. ![]() به همین گمراه بودنش بسنده کنید. یاعلی. |
|||
|
|
۹:۵۹, ۳/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
عبارتای زیر رو جستجو کنید تا متوجه بشید چی بوده!!!
rajneesh sex rajneesh rape قابل توجه شما کسی که یک مسلکی درست میکنه از شهوت پرستی و تجاوز جرمش بیشتره |
|||
|
|
۱۰:۳۴, ۳/خرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/خرداد/۹۳ ۱۳:۱۹ توسط captaincharisma.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
نقل قول:رحمت بر اون شیری که تو را خورد ![]() من واسه پاک و مطهر کردن این فرد نیومدم ولی یک کلاغ 500 کلاغ شده از این فرد مسلما خطاهایی هم داشته این فرد شخصا از سال 78 تا 83 بارها کتاب اینفرد میخوندم کلی سی دی یواشکی میدیدم ازش ولی مریدش نشدم با این که حرفای درستش خیلی بیشتر از غلط هاش بود اینقدر به سکس وصلشون نکنید یکی از اصول کریشنا و بودا و مراقبه جلوگیری از امیال شهوانی هستش نقل قول: این کتاب ماله ایشون نیستش و نوشته مریدان نفوذی ایشونه و همین دست مایه تخریب این فرد در کل دنیا شد و این برگرفته از یک سخنرانی یک ساعته اوشو درباره سکش هستش که سکس ( موجود حیوانی ) تا فراآگاهی (انسان کامل ) را شرح میده و میگه از پائین ترین حد افکار برید برسید به انتهای آدمیت این خودش رد سکسی و شهوانی بودن این فرد هستش سایت های موجود مفهوم کمون و افکار اوشو نیست در باب جذب فرزندان ثروتمندان و قدرتمندان فکر کنم واضح توضیح دادم و این که وارد ایران شده و اقتصاد دانها و پولدارهای ایران ربطی به بحث نداشت چون اوشو در سال 90 میلادی ترور شد در مورد کتاب های تحریف شده و وارد کردن سکس خالص به کتابهای این فرد هم گفتم که فقط با ترجمه مرجان فرجی رو من مناسب و نزدیک به حقیقت اوشو دیدم ولی اگر موافق باشید من متون این فرد را با نام کتاب میارم تا بهتر بتونیم صحبت کنیم ولی جز صادق جان افراد دیگه هم حداقل یک کتاب این فرد مثل خلاقیت رو خوانده باشن تا بحث گرمتر میشد فعلا همین و بر میگردم واسه پاسخ کاملتر نقل قول:بلوغ چاپ سال 80 ترجمه مرجان فرجی صفحه های 249 - 118 - 183- 86-234- 207 کودک نوین ( اگر قصد مطالعه دارید این کتاب رو پیشنهاد میدم ) ص 43- 155-87-191 اینم یک عکس که فلسفه ای کوتاهی از سکس و آوردن اسم مسیح و پیامبر و اعتقاد به دین یک جا در این صفحه هستش اما آقای عبدالرحمن گفته های شما فقط حدس هستش و با وجود عدم آگاهی از نوع تفکر این فرد میباشد آدم رو مجبور به چه کارهایی میکنن اینجا واقعا ![]()
|
|||
|
|
۱۵:۰۶, ۳/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
نقل قول:عبارتای زیر رو جستجو کنید تا متوجه بشید چی بوده!!! خوب مومن اسم هرکس دیگه ای هم کنار این کلمات ناپسند سرچ کنی همون جواب رو میده. من قصد مقایسه ندارم ولی برادر عزیز اگر یه سری وهابی به اسم اسلام بیان ترور کنن آیا گناهش گردن اسلامه؟؟؟ البته که نیست. ما قبول کردیم که مسلک این بابا مشکل داره. دیگه چه اصراریه که سیاه نمایی بیشتر کنیم. شما بدونید یکی دروغگو هست چه عمدی چه غیر عمد سمتش نمیرید. حالا طرف میخاد متجاوز باشه یا نباشه، تروریست باشه یا نباشه، شهوت پرست باشه یا نباشه و ..... مهم اینه که دروغگوئه. اونایی هم که مرید ایشون هستن خوب قطعا گمراه شدن و اعمال ناشایست کردن و هرچی بوده خورده به پای این بابا. دلیل نمیشه که دیگه همه رو از چشم اون ببینیم. گناه گناهه دیگه. کم و زیاد نداره که ![]() نقل قول:قابل توجه شما تموم شد و رفت. چرا دیگه دارید سند میارید که شهوت پرست بوده. خودتون جواب خودتون رو دادید دیگه ![]() کلام آخر من هم اینه: [b] گر از نیستی دیگری شد هلاک / تو را هست، بط را ز طوفان چه باک؟ [/i] |
|||
|
|
۱۶:۱۱, ۳/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
نقل قول: الان این چه خوبی گفته بود!!؟ حرفاش هم شبیه مشائی بود ![]() نقل قول: بله ولی نه در مورد بنیانگذار اون دین ساختگی خیلی افراد گول ظاهر این فرد رو میخورند باید بدانند خیلی از شیاطین در ظاهر چندان موردی ندارند نقل قول: آینه چون نقش اوشو بنمود راست// اوشو شکن، آئینه* شکستن خطاست *عبدالرحمن
|
|||
|
|
۱۶:۲۶, ۳/خرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/خرداد/۹۳ ۱۶:۲۷ توسط captaincharisma.)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
نقل قول: جدا اینجوریه ![]() خدا وکیلی قبلا چندبار اسم این بنده خدا رو شنیده بودی بینی بین اللهنگفتی حالا دیروز نبودی رفته بودی استقبال مهندس نبوی
|
|||
|
|
۱۱:۱۷, ۴/خرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/خرداد/۹۳ ۱۴:۰۰ توسط joseffist.)
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
به نام الله
سلام ببینید دوستان , من تاپیک قبلی داشتم که در مورد یکی دیگر از این عرفانهاست . موضوع اینه که : چرا ما انتظار داریم که شیطان تمام حرفاش و کاراش اشتباه باشه ؟؟؟؟؟؟ یقینا اینطوره که میاد اهداف اصلی خودشو در قالب حرفای خوب سطحی میزاره !!!! ( شیطان منظورمه ) مثال : اگه یه کلاه بردار بیاد سراغ شما , آیا با مشت میزنه تو صورت شما و بعدشم چند تا فحش میده ؟ و با این روش کلاهتون برمیداره؟ خیر چنین نیست ! کلاه بردار میاد میگه : یه بلیط مالزی مهمون منی , هزینه سفرت هم میدم , تمام اینکارها برای اینه که دیدم آدم باحال و خوبی هستید , من دیدم شما چقدر مومن هستید برای همین بهتون اعتماد میکنم فقط اگه رفتی مالزی , این چمدان را ببر بده یکی از دوستانم , چند تا کتاب توشه !!!! ( میبینید تا اینجا همه چی خیلی خوبه :dodgy ![]() اما چمدان رو میبری و تو فرودگاه بازدید میشه و کلی مواد مخدر توش پیدا میشه و همون داستان ایرانیانی که الان در زندانهای خارج از کشور هستند و اخیرا تا مرز اعدام هم رسیدن و ....... مثال برای اینه که متوجه بشید که : اوشو شاید حرفای خوب سطحی بزنه , اما چون انحراف فکری و دینی داره , اثرش اینه که در بیرون از افکار خودش , برای دیگران انحرافات جنسی هم پدید میاره , در حالیکه هیچوقت مستقیم به پیروانش نگفته که برید دنبال انحراف جمسی ![]() مکاتب دروغی دیگه هم همینطورن ...با یه سری حرف مثلا خوب میان جلو و ناگهان پیروانشون سر از خیلی انحرافات در میارن و دست آخر هم به فنا خواهند رفت . حالا میگین : مگه خیلی از پیروان مثلا مسلمان , هیچ انحرافی ندارن ؟ جواب : اگر هم کسی باشه که از اسلام برداشت اشتباه کرده باشه , اگر جستجو گر باشه و الگوهای خوب اسلامی رو مطالعه کنه , یقینا نجات پیدا میکنه . اما پیرو مکتب اشو , هم الگوش و هم استادش و هم مکتبش همه اینقدر انحرافی هستن که یقینا پیروان خودشون رو با مشکلات جدی روبرو میکنن . |
|||
|
|
۲۰:۲۳, ۱۲/اسفند/۹۵
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
http://s2.picofile.com/file/8288195284/v...9.mov.html مستقیمامیگه به خدا اعتقادی نداره و به حضرتمسیح(علیه السلام) هم توهین میکنه و یسری اباطیل تحویل میده
|
|||
|
۲۲:۱۸, ۱۲/اسفند/۹۵
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
(۱۲/اسفند/۹۵ ۲۰:۲۳)سیمرغ نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیمحرف آخر کلماتش رو به یه شکل خاصی می کشه ... مدل خاص ریش، قیافه و ... همه می تونه حرفش رو تاثیر گذارتر کنه. اما بعید می دونم اینها ربطی به معرفت داشته باشه. یه جور تکنیک سخنرانیه. برای بررسی سخنان یک فرد، باید خیلی مراقب باشیم که تحت تاثیر احساسات قرار نگیریم. |
|||
|
۲۳:۱۳, ۱۲/اسفند/۹۵
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
(۱۲/اسفند/۹۵ ۲۲:۱۸)سعدی نوشته است: حرف آخر کلماتش رو به یه شکل خاصی می کشه ... مدل خاص ریش، قیافه و ... همه می تونه حرفش رو تاثیر گذارتر کنه. اما بعید می دونم اینها ربطی به معرفت داشته باشه. یه جور تکنیک سخنرانیه. برای بررسی سخنان یک فرد، باید خیلی مراقب باشیم که تحت تاثیر احساسات قرار نگیریم.منظور /؟ یعنی ایشون به خالق اعتقاد داره ؟ میشه نظر رو بهتر بیان کنین ؟ نقل قول:خداوند یک شخص نیست، بلکه تنها تجربهای است که تمام هستی را به پدیدهای زنده مبدل میسازد؛ تنهایی او مطرح نیست. نقل قول:خدای من حتی یک شخص نیست...خدای من همان ذهنیت است، اینجاو مطالب دیگه . ایا از این واضح تر شما چیزی میخوای ؟؟؟؟؟ |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: 1295717667.png]](http://alvadossadegh.com/alvadossadegh/Images/Article/osho/1295717667.png)
![[تصویر: 556.jpg]](http://alvadossadegh.com/alvadossadegh/Images/Article/osho/556.jpg)










![[تصویر: biggrin.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/biggrin.png)
فقط اگه رفتی مالزی , این چمدان 
