|
توی اینترنت دیدم تناقضات قران
|
|
۰:۵۴, ۱۹/مهر/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
کسی از دوستان می تونه جوابی در این مورد بده ممنون میشم
قرآن بیان میکند که این کتاب، کلام الله است و از نویسنده ی این کتاب به عنوان آفریدگار یاد میکند ، آفریدگاری که سخنش در گذر زمان همواره دارای تازگی است و در بیانش هیچ گونه تناقضی را مشاهده نخواهید کرد؛ أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلاَفًا كَثِيرًا (نساء / 82) آيا در قرآن نمىانديشند اگر از جانب غير خدا بود قطعا در آن اختلاف بسيارى مىيافتند . اما در این کتاب به آیاتی بر میخوریم، که نشان دهنده ی خلاف این گفته است؛ ------------------------------------------------------------- الله گمراهان را هدایت نمیکند ، اما محمد را گمراه یافت و او را هدایت نمود । قرآن در آیات گوناگونش بیان میکند که الله کسی که گمراه باشد، او را هدایت نخواهد کرد؛ إِن تَحْرِصْ عَلَى هُدَاهُمْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي مَن يُضِلُّ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ (نحل/37) هر قدر بر هدايت آنها (ای محمد)حريص باشي ( سودي ندارد) چرا كه الله كسي را كه گمراه ساخت هدايت نميكند و ياوراني نخواهند داشت . حتی الله توبه ی گمراهان را نمی پذیرد؛ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بَعْدَ إِيمَانِهِمْ ثُمَّ ازْدَادُواْ كُفْرًا لَّن تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الضَّآلُّونَ (آل عمران/90) كساني كه پس از ايمان كافر شدند و سپس بر كفر افزودند، هيچگاه توبه آنان، قبول نميشود، و آنها گمراهان هستند . همانگونه که مشاهده میشود مرحله ی گمراهی ، آخرین مرحله از مراحل کفر به الله است . قَالَ وَمَن يَقْنَطُ مِن رَّحْمَةِ رَبِّهِ إِلاَّ الضَّآلُّونَ (حجر/56 )( ابراهیم) گفت چه كسي جز گمراهان از رحمت پروردگارش مايوس ميشود . پس بر طبق این آیات، اگر کسی به مرحله ی ضلالت(گمراهی) رسید و یا در این مرحله باشد، الله او را هدایت نخواهد کرد، اما الله خطاب به پیامبرش میگوید که؛ وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَى (ضحی/7) و(الله) تو را(ای محمد) گمراه يافت و هدايت كرد تناقض در سخنان لوط ؛ وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّن الْعَالَمِينَ (اعراف/80) و لوط را هنگامى كه به قوم خود گفت آيا آن كار زشت(لواط) را مرتكب مىشويد كه هيچ كس از جهانيان در آن بر شما پيشى نگرفته است । إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ (اعراف/81)وَمَ شما از روى شهوت به جاى زنان با مردان درمىآميزيد آرى شما گروهى تجاوزكاريد ما كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلاَّ أَن قَالُواْ أَخْرِجُوهُم مِّن قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يَتَطَهَّرُونَ (اعراف/82) ولى پاسخ قومش جز اين نبود كه گفتند آنان را از شهرتان بيرون كنيد زيرا آنان كسانىاند كه به پاكى تظاهر مىكنند . و یا همین داستان را در جائی دیگر از قرآن بیان نموده؛ وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَ (نمل/54) و لوط را كه چون به قوم خود گفت آيا ديده و دانسته مرتكب عمل ناشايست [لواط ] مىشويد । أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ (نمل/55) آيا شما به جاى زنان از روى شهوت با مردها در مىآميزيد بلكه شما مردمى جهالتپيشهايد । فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَن قَالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِّن قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يَتَطَهَّرُونَ (نمل/56) و پاسخ قومش غير از اين نبود كه گفتند خاندان لوط را از شهرتان بيرون كنيد كه آنها مردمى هستند كه به پاكى تظاهر مىنمايند . اگر در آیات بالا دقت نمائید متوجه تکرار و فراموشی گوینده ی سخن خواهی شد ، اما حتا ،اگر هم این تناقضات قابل اغماض باشد ، تناقض آشکار در نوشته زیر را مشاهده خواهی کرد، قرآن در آیات بالا، میگوید که ما کان جواب قومه الا ... یعنی ، پاسخ قوم لوط هیچ چیزی نبود، جز اینکه، آنها را از شهر خود بیرون کنید ، اما در آیات پائین دقت فرمائید که باز همان چیزی که قرآن میگوید تنها پاسخشان بود و پاسخی دیگر نداشتند، چگونه تغییر یافته؛ وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّنَ الْعَالَمِينَ (عنکبوت/28) و لوط را هنگامى كه به قوم خود گفتشما به كارى زشت مىپردازيد كه هيچ يك از مردم زمين در آن بر شما پيشى نگرفته است । أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ وَتَقْطَعُونَ السَّبِيلَ وَتَأْتُونَ فِي نَادِيكُمُ الْمُنكَرَ فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَن قَالُوا ائْتِنَا بِعَذَابِ اللَّهِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ (عنکبوت/29) آيا شما با مردها درمىآميزيد و راه را قطع مىكنيد و در محافل خود پليدكارى مىكنيد و پاسخ قومش جز اين نبود كه گفتند اگر راست مى گويى عذاب الله را براى ما بياور . در این آیات نوشته شده، معلوم نیست که تنها پاسخ قوم لوط، کدامیک از آیات بوده است ! |
|||
|
|
۱:۰۶, ۱۹/مهر/۹۰
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
دوست عزیز لطفا قوانین تالار را رعایت کنید و از مطرح نمودن شبهه خودداری کنید.
این سوالات مطرحه نیز با مراجعه به تفسیر حل شدنی است. اساسا اگر کمی بسط دهید موضوع را متوجه می شوید که بعضی از پرسش ها غلط است... در صورت نیاز به توضیح بیشتر در قالب پیام خصوصی مطرح کنید. |
|||
|
|
۵:۱۷, ۱۹/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/مهر/۹۰ ۷:۳۳ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
این بحث تناقضات قران خیلی وقته مطرح شده و جواب هم داده شده است .
اولین بار هم بنده چند سال پیش دیدم . بعد که به ترجمه قران مراجعه کردم دیدم در بسیاری از این ترجمه ها دست برده شده . به هر حال چیز جدیدی نیست !! معمولا کار از انجا سخت میشود که مترجم نتوانسته برگردان درستی از ایات به فارسی داشته باشد . و حتی کمی در ان اندیشه نشده است این آیه چگونه با هم تناقض دارد؟! اگر کسی در دو زمان مختلف با توجه به سخنان کسی، دو نوع جواب دهد، آیا دو پاسخ مختلف به دو گفتار مختلف در دو زمان مختلف، با هم تناقض دارد؟ در پاسخ اوّل، سخن حضرت لوط(علیه السلام) نصیحت مردم بود که دست از این کار بکشند و به عمل زشتشان (لواط) ادامه ندهند. حضرت لوط(علیه السلام) راههای طبیعی و انسانی را برای آنها بیان کرد و نسبت به زشتی عمل آنها را آگاه نمود، اما آنان در مقابل این سخنان منطقی جز این جواب نداشتند که حضرت لوط را از شهرمان بیرون کنیم، چون آنان انسانهای پاکجویی هستند. (تنها این جواب را در مقابل این سخنان دادند) در پاسخ دوم، حضرت لوط برای بازداشتن آنان از عمل زشت، عذاب الهی را برای آنها بیان کرد و آنان را از غضب خداوند و دچار شدن به عذاب الهی بیم داد، شاید دست از عمل زشتشان بردارند، اما آنان همچنان به عمل زشتشان ادامه دادند و در مقابل این سخن حضرت لوط (وعدة عذاب الهی) تنها این جواب را دادند که اگر راست میگویی، غضب خدا را بیاور. حال چگونه دو پاسخ مختلف در دو زمان مختلف و برای دو سخن مختلف، تناقض است؟! ========== و در مورد هدایت یا علی (علیه السلام) |
|||
|
|
۱۱:۲۶, ۱۹/مهر/۹۰
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
در مورد هدایت یک نکته رو هم اضافه کنم .
هدایت امری است عظیم که خداوند در قبال کار اندک ما اهدا میکند . پس وقتی شما کاری نکنید خداوند به شما ایمان و هدایت اهدا نخواهد کرد . مثل اینکه شما یک ریال به پدرتان بدهید و او در ازای ان یک ماشین به شما بدهد . درست است در اپتدا یک معامله است اما اگر ژرف بنگریم هدیه ای است از طرف پدر . یک قدم شما بر داشته اید هزاران قدم او بنابرین هدایت امری است که اگر شما هیچ حرکتی از خود نشان ندهید . خداوند ان را به شما اهدا نخواهد کرد . این همان پاداش عظیم در قبال کار بسیار اندک است که خداوند به ما اهدا میکند . پس بسیار به جاست که بفرماید هدایت را کافران اهدا نمیکنیم . تا زمانی که یه حرکتی از خودشون نشون بدهند و برادری خودشون رو ثابت کنند انگاه خدا اجر عظیم و هدایت رو به اونها اهدا خواهد کرد یا علی (علیه السلام) |
|||
|
|
۱۲:۰۱, ۱۹/مهر/۹۰
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
بنام خدا
سلام از دوست عزیزم وحید 110 ممنون بخاطر جواب دادن به شبهه اما میخواستم به برادر عزیزم مسافر بگم درست نیست ما صورت مسئله رو پاک کنیم یا جوابی داریم که در این صورت به شبهه جواب میدیم یا جوابی نداریم که یا ارجاع به منبع کاملتری میدهیم یا خودمون تحقیق میکنیم وجواب میدهیم.در این تالار عمومی نمیتوان از شبهه افکنی جلوگیری کرد پس باید جوابی در خور داد مانن برادرخوبمون وحید 110. باتشکر یا علی |
|||
|
|
۱۳:۵۰, ۱۹/مهر/۹۰
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
(۱۹/مهر/۹۰ ۱۲:۰۱)montazer_rm نوشته است: بنام خداسلام در رابطه با اینکه چرا شبهات در تالار ممنوع شده یک اطلاعیه مفصل داده شده: http://forum.bidari-andishe.ir/announcement-6.html اسم این کار اصلا پاک کردن صورت مسئله نیست!!! 1-اگر یکی بیاد و با سفسطه و مغلطه و تحریف یکسری مطالبی رو مطرح کنه و بعد با وجود اینکه پاسخ منطقی گرفته باز به مسائل دیگه روی بیاره و یک بحث چالشی راه بندازه، اصلا به نظر شما صورت مسئله چیه؟ تلف کردن وقت دیگران؟ 2-پاسخگویی به شبهات وظیفه کیست؟ http://www.porsojoo.com/fa/node/124118 3-مسلما افرادی در این تالار هستند که تا حدودی بتوانند پاسخ برخی شبهات را بدهند، اما هیچکدام وظیفه ی ذاتی و ماموریتی در این کار ندارند الحمدالله به اندازه ی کافی در مورد شبهات سایت و تلفن درست شده: http://www.pasokhgoo.ir http://porsojoo.com http://30009640.ir/sms http://www.x-shobhe.com http://www.askdin.com پس اگر با بگیم جای طرح شبهات مشخصه، فکر نکنم جای اعتراضی باقی بمونه
|
|||
|
|
۱۷:۱۹, ۱۹/مهر/۹۰
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
سلام وممنون بخاطر جوابتون جناب mahdy2021 این درست که بعضی ها قصد منحرف کردن ذهن ها رو دارن و نباید اجازه چنین کاری به آنها داده شود ولی اگه کسی اومد و شبهه ای ایجاد کرد ولی به شبهه جوابی داده نشود یعنی اینکه آره این شبهه درسته. آره اگه دیدیم داره مغلطه یا سفسطه میکنه اون وقت جور دیگری باید برخورد کرد. بازم میگم باید اطلاعات افراد تالار اینقدر بالا بره که این شبهها کار ساز نباشد حالا هرکی میخواد شبهه بیفکنه. ما یه استادی داشتیم میگفت هیچ کس حق شبهه افکندن نداره(بخاطره کم بودن وقت) اما اگه کسی بدون اجازه استاد سوال شبهناک میپرسید استاد میگفت حالا که شبهه وارد شده مجبورم جوابشو بدم. واینکه میگین وظیفه ما نیست که به شبهها جواب بدیم درست.این وظیفه عالمان دینه.اما ما که میتونیم نقل قول کنیم .همینطور که شما بنا بر وظیفه ای که احساس کردین ,این تالار رو ایجاد کردین مگه اینطور نیست؟ خداروشکر من خودم تا حالا چندین بار سوالات شبهناک دیدم که پرسیده شده دراین تالار و دوستان خوبم از قبیل وحید110 وعلی 110 کاملا به منع اصلی ارجاع دادن.به نظر من اینطوری بهتره.البته این نظر بنده حقیره.و امکان داره که من اشتباه میکنم.وخوشحال میشم که روشنتر بشم. باتشکر از زحماتتون یا علی |
|||
|
|
۳:۵۵, ۱۲/اسفند/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/اسفند/۹۰ ۴:۵۰ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
در مورد هدایت
خدا در قرآن میفرماید هر که را بخواهد هدایت میکنه بعد یک جا میگه هدایت من به ظالم نمیرسه انّ اللّه لا يهدي القوم الظالمين» [القصص: 50]. خدا دریغ ندارد از هدایت اگه شما یک پرده ی ضخیم بیاندازی روی پنجره میتونی بگی خورشید نور نمیده؟؟؟؟ نه چون خورشید نور میده شما با کارت مانع رسیدن نور شدی به درون خونت کارت هم همون انداختن پرده ی ضخیم روی پنجره است ظلم مثل همین پرده ی ضخیم هست که روی قلب میاندازه انسان با اعمال از روی آگاهی و اختیار خودش و مانع رسیدن نور هدایت به قلبش میشه این خدا هدایت نمیکند یعنی قوانین تکوینی عالم را بر این قرار داده که اگر کسی ظلم کرد از هدایت الهی باز میمونه وگرنه در ساحت خداوند دریغ راه ندارد!!!!!!!!!!!!
(۱۹/مهر/۹۰ ۰:۵۴)arazot نوشته است: حتی الله توبه ی گمراهان را نمی پذیرد؛ از امام جعفر صادق عليه السلام روايت شده است در قول خداى عزّوجلّ: «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ ازْدادُوا كُفْراً لَنْ تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ» «به درستى كه آنان كه ايمان آوردند، پس كافر شدند، پس باز به توبه كردن ايمان آوردند، پس كافر شدند، پس بيفزودند و زايد نمودند كفر را، هرگز توبه ايشان پذيرفته نخواهد شد». كه و حضرت فرمود كه: «اين آيه نازل شد در شأن فلان و فلان و فلان يعنى ... كه در اول امر پيغمبر صلى الله عليه و آله ايمان آوردند، و كافر شدند در وقتى كه ولايت علی علیه السلام بر ايشان عرضه شد در هنگامى كه پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود كه: هر كه من مولاى اويم على مولاى اوست، پس به سبب بيعت با امير المؤمنين عليه السلام، ايمان آوردند، بعد از آن، كافر شدند در هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله از دنيا درگذشت. پس به بيعت اقرار نكردند، بعد از آن، كفر را زياد نمودند به واسطه گرفتن ايشان كسى را كه با آن حضرت بيعت كرده بود به بيعت از براى خويش. پس اين گروه چيزى از ايمان در ايشان باقى نماند». {که توبه ی شان قبول شود} در ضمن زمانی توبه مفهوم پیدا میکنه که به تدارک حقیقی گناهان بپردازد شخص گناهکار اما برخی گناهان هستند که هیچ تدارکی ندارد مانند بدعتی که کسی در دین بگذارد حتی اگر بیاید و اقرار کند که بدعت بوده اما عده ای آگاهی پیدا نکنند که آن حکم بدعتی بوده در دین و معتقد به آن بدعت شوند گناه تمام آن پیروان بدعت و گمراه شدگان با کسی است که بدعت را در دین خدا ایجاد کرده!!!!!!!!!! از این رو گناه بدعت گذار بخشوده نمیشود حتی با توبه مادامی که مردمی به آن بدعت معتقد و عامل باشند!!!!!!!! |
|||
|
|
۴:۰۸, ۱۲/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
سایت یه متخصص میخواد ، این همه حوزه داریم ، یکی از دوستان اگه آشنا داره به سایت معرفی کنه. حتی اگه شده واسش دعوت نامه درست میکنیم و میفرستیم.
اینطوری اگه شبهات رو نخوایم مطرح کنیم که نمیشه. یه جوون خیلی کم واسش پیش میاد که بتونه با یه اخوند که سنش بالاست ارتباط برقرار کنه. اگه با واسطه باشه خیلی بهتره. به شخصه از این کار خوب جواب گرفتم پیشنهاد بود ![]()
|
|||
|
۴:۲۴, ۱۲/اسفند/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/اسفند/۹۰ ۴:۲۵ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
یه جوون باید به جای شونصد 90 دقیقه
پونصد فیلم سینمایی هزار بازی پلی استیشن و کامپیوتر گشت و گذار و وقت گذرانی بی خودی برای خودش ارزش قائل بشه بره سراغ فهم دینش من کوچیک همه ی شما عزیزان هستم اما همسنگرانم شمایی که غالباً هم جوان هستید میدانید مولا علی علیه السلام میفرمایند که جوان باید با چه چیزی ایمانش را حفظ کند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ می فرمایند یا أیها الفتیان حَصِّنوا ایمانکم با ال..... ای جوانان ایمانتان را حفظ کنید با...... با چه چیز فکر میکنید مولا میگه ایمانش رو باید حفظ کنه با عفت و پاکدامنی؟ خیلی مهم است ولی نه با تقوا و صبر و توکل؟ خیلی مهم است ولی نه برای جوان چیزی بیش از این نیاز است تا ایمانش حفظ شود مولا میفرمایند : یا أیها الفتیان حَصِّنوا ایمانکم با العلم ایمانتان را حفظ کنید با علم جانم به فدای خاک کوی مولا دُر و گوهر میریزند مولا میفرماید ای جوان اگه میخوای ایمانت حفظ بشه برو دنبال علم برو دنبال فهم عمیق دینت برو دینت و معارفت دینت رو عمیق بفهم تا این فهم به دینت عمق و به اعتقادات ثبات بده تا اعمال مبتنی بر معرفتت بتونه تو رو به سر منزل مقصود برسونه برو دینت رو بفهم تا هر کس و ناکسی با دوتا شبهه تو رو از دینت بری نکنه برو دینت رو بفهم تا با دیدن داعیه داران دروغین دین از دین بری نشی خلاصه بابا جان مولا میگه باید من و توی جوان بریم دنبال علم و فهم عمیق دین ماشالله ماشالله ماها اصول دینمون معمولاً تقلیدیه در فروع دین هم که غالباً هر کدوم مجتهدی هستیم و فتوا میدیم دقیقاً عکس آنچه که باید باشد بابا این دین ارزش داره باید زحمت کشید رفت وقت گذاشت مطالعه کرد تحقیق کرد به دانسته ها با توکل و توسل معتقد شد و اعتقاد و باور قلبی پیدا کرد بعد متناسب با این اعتقادات قلبی و باورها در زندگی عمل کرد تا به فیض الهی إن شاء الله مراتب قرب را بپیماییم لپ کلام باید بریم برای فهم دین یا علی |
|||
|
|
|
|
|














