کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
عرفان کیهانی (حلقه)- گرگانی در پوست میش
۱:۵۹, ۹/دی/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/مرداد/۹۲ ۱۵:۲۲ توسط ELENOR.)
شماره ارسال: #1
آواتار
باسلام
به دنبال مطرح شدن نام محمد علی طاهری در تالار، بد نیست به بررسی او و عرفان کیهانی اش پرداخته شود. ایجاد فرقه های الحادی با ظاهر شیک، فرینده و استفاده از مفاهیم الهی-عرفانی برای جذب افراد مختلف، یکی از خطراتی است که باید به آن توجه داشت.

طاهری - مشخصات و سوابق:

محمدعلی طاهری دارای 50 سال سن و تحصیل کرده خارج از کشور است.(البته تاکنون هیچ کس مدرک تحصیلی وی را ندیده) باتوجه به گرایش وی به کیهان و «انرژی­های کیهانی»، ظاهرا به رشته هوافضا نیز تمایل داشته است؛ اما خود او بارها اظهار داشته که از نوجوانی به اسرار آسمان علاقمند بوده است.

طاهری خود را در دوره جوانی یکی از نوابغ می­دانسته و به خاطر برخی از ادعاهایش از دست «امیرعباس هویدا» نخست­وزیر بهایی رژیم منحوس پهلوی هدیه دریافت کرده است. تاجائی که پیشنهاداتی برای ادامه تحصیل در خارج از کشور توسط برخی موسسات خارجی داشته و سرانجام توانسته در یکی از کشورهای نیمه اروپایی و نیمه آسیایی چندسالی زندگی و علی­الظاهر تحصیل کند.



فعالیتهای تشکیلاتی:

ایجاد تشکیلاتی به نام «شعور کیهانی» یکی از ابداعات طاهری برای القاء مطالب و مفاهیمی است که مبدأ و محل تعلیم اولیه آن مشخص نیست.

در داستانها و آثار انحرافی افرادی چون «پائولو کوئلیو» از منبع نامشخصی به نام شعور کیهانی و رازآلودگی این شعور یاد می­شود که بشر می­تواند با دسترسی به انرژی­های کیهانی، زبان مشترکی بین خود و هستی بیابد. کارشناسان معتقدند که ممکن است منشاء تفکرات طاهری نیز همین آثار باشد.

از طرفی منشاء تفکرات پائولو کوئلیو نیز شبه­عرفان صهیونیستی «کابالا» (یا قباله) است که از نگاه یهود به مباحث خلقت انسان سرچشمه می­گیرد. گاه در آموزشگاه­های طاهری نیز رگه­هایی از همین مفاهیم پیدا می­شود؛ بر همین اساس شالوده فکری طاهری برخلاف ادعاهایش، هیچ مبنای اسلامی و قرآنی ندارد. حتی وی از قرائت صحیح آیات قرآن ناتوان است؛ تا جائی که در مقاله­ای با نام آئینه­ی عاشورا که توسط او در دی ماه سال گذشته به مطبوعات ارسال شده آیات قرآن اشتباه نگارش شده است.



کلاسهای «فرادرمانی» و تألیف کتاب:

طاهری با دایر کردن دوره­های «فرادرمانی» توانسته تعداد زیادی نیرو جذب کند. در همین رابطه و برای توجیه بهتر نیروها کتابی به نام «انسان از منظری دیگر» توسط وی تدوین شده است. بسیاری از مطالب مطرح شده در این کتاب در تناقض با اندیشه­های شهیدمطهری به خصوص کتاب «انسان در قرآن» این متفکرِ اسلامی است.

در قسمتی از این کتاب آمده: «انسان باید از اسارت خودش رها شود تا بتواند به آگاهی­های کیهانی دستیابی پیدا کند.»

در حالی که انسان تا وقتی اسیر شهوات و صفات رذیله است نمی­تواند به سمت حق حرکت کند؛ نه اینکه بر طبق القائات طاهری در کالبد گوشت و پوست و... اسیر باشد.

«اسب تراوا» نام کتابچه­ای است که توسط طاهری تدوین و توزیع شده است. نویسنده در این کتاب به مباحث موسیقی پرداخته و خود را مبتکر «برگردان ترانه­ها» می­نامد. وی در برگردان هر ترانه ادعا می­کند که: «اشعاری در رثای ابلیس و شیطان در آن موج می­زند.»

این در حالی است که طاهری اساساً مبدع این کار نیست و نرم­افزار این کار در غرب تهیه شده­است. طاهری در پایان کتاب اسب تراوا در برگردان یک ترانه به عدد 2010 و عدد 6 رسیده و در توضیح آن می­نویسد: «2010 اشاره به تحولی است که بین سال­های 2010 و 2012 میلادی در جریانهای شیطان­پرستی دنیا اتفاق خواهد افتاد و خیلی­ها به 666، عدد سمبلیک شیطان لبیک خواهند گفت و جریان شیطان­پرستی وارد مرحله­ای جدید از فعالیت­های خود خواهد شد.»

مشخص نیست این پیش­بینی از کجا آمده و چرا طاهری معتقد است در سال 2012 اتفاقهای تعیین­کننده­ای رخ خواهد داد و اساسا چرا ادعا می­کند برگردان هر ترانه و شعری به نفع شیطان است؟ و چرا با طرح این موضوع ذهن جوانان را به سمت گرایش­های خاص سوق می­دهد؟

همچنین ببینید:
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-564.html
هر مکتبی در جهان برای آن که بخواهد تفکرات خود را تدوین شده و منظم بیان کند، انسان را مورد بررسی قرار می­دهد و تعریف خود از انسان را بیان می­کند. برای همین شهید مطهری نیز با تفکرات عمیق و پویای خود انسان را با نگاه قرآنی بررسی کرده و شخصیت او را معرفی کرده است.
انسان خلیفه خدا در زمین است.
ظرفیت علمی انسان بزرگترین ظرفیت در بین مخلوقات است.
فطرت انسان خدا آشناست.
در سرشت انسان عناصر مادی، ملکوتی و الهی وجود دارد و ترکیبی است از جسم و جان و ماده و معنا.
آفرینشی حساب شده دارد.
شخصیتی مستقل، آزاد، امانتدار و با مسئولیت دارد.
از کرامت ذاتی و شرافت ذاتی برخوردار است.
از وجدانی اخلاقی برخوردار است.
انسان به جز با یاد خدا با چیز دیگری آرام نمی گیرد.
نعمت های زمین برای انسان آفریده شده است.
از طرفی انسان غیر از این ارزشها، ضد ارزشهایی هم دارد که در قرآن مورد نکوهش قرار گرفته است. مانند حرص و آز، شتابگر و عجول و طغیانگر و...(صفحه 7 تا 15 انسان در قرآن)

اما رهبر شبکه و فرقه شعور کیهانی آنان را از منظر قرآن بلکه از منظری معرفی کرده که هیچ مبنا و پایه­ای ندارد. او حتی کتابی با عنوان «انسان از منظری دیگر» نوشته است.
در این کتاب هیچ تعریفی از انسان وجود ندارد و انسان در اسارت حلقه­های پیچیده گرفتار است. در کتاب این فرقه خداوند متعال، مطرب معرفی شده (صفحه 51) و انسان و دیگر موجودات رقاص هستند. عرفا نیز همواره در حال پای کوبی و دنیا کاملا مجاز است و خیال.(صفحات 53 و 54)
تعریف رهبر این فرقه از عرفان بسیار ناقص و اصطلاحا من­درآوردی است. او عرفان را کنترل کیفیت می­داند و می­گوید: «همانطور که در یک کارخانه کنترل کیفیت داریم، عرفان را نیز می­توانیم کنترل کیفیت انسان بدانیم.» (جلسه مناظره با ابراهیم تبار)
طاهری که هیچگونه تسلطی به قرآن ندارد و حتی صحیح خواندن آن را بلد نیست، گاهی در صحبت­هایش برخی کلمات را به آیات قرآن منتسب می­کند. وی نمی­داند که عرفان فقط شناخت و تقرب به خداوند متعال است و هیچ معنای دیگر نمی­دهد. او فرق تقرب به خداوند و کنترل کیفیت را نمی­داند و عرفان را مادی­گرایانه تعریف می­کند.
وی در صحبتی با یکی از کارشناسان می­گوید: «راه راست همان است که قرآن می گوید «فاستقم الیه»(!) یعنی برو و استقامت کن در راه راست.» در حالی که چنین آیه­ای در قرآن کریم وجود ندارد و از ذهن بیمار این فرد تراوش کرده است.
این فرد و این فرقه قرآن را مزاحم تفکرات خود می­دانند؛ چرا که در جلسه­ای که فایل صوتی آن موجود است وی مدعی است: «قرآن ساخته پیامبر است و فقط خدا مطالب اصلی آن را وحی کرده و بقیه­اش را پیامبر مانند یک نویسنده خودش گفته­است.» (تهمتی که عربها به پیامبر زدند و ایشان را شاعر معرفی کرده­اند!) و بعد اظهار می­دارد: «قرآن با خودش مشکل دارد و ما باید مردم را در جریان بگذاریم.»
===========================
برخی از سخنان این فرد که عین شبهات و سخنان ماسون های شیطان پرست است :

طاهری: شیطان تنها موحد بارگاه الهی است!
در این فیلم گوشه ای از اهانت های این انسان گمراه و گمراه کننده به حضرت سلیمان را شاهدش هستیم که باز خیلی جالبه فراماسون ها و شیطان پرستان هم دقیقا به این پیامبر عظیم الشان توهین ها بسیاری می کنند و این رسول خدا را پادشاهی میدانند که جادو میدانسته

سخن زخم خوردگان که اکثرشون از آزار و اذیت جنیان و شیاطین مینالند که باز رکن مشابهی است با سخنان توابین از گروههای شیطان پرستی و ماسونی
=====================================

دو جن غول‌پیکر!
بنام خداوند بخشنده مهربان

سلام و خسته نباشيد- مي خواهم بدون مقدمه بروم سراغ اصل مطلب ! متاسفانه همسر من يكي از هواداران عرفان حلقه است كه البته بهتر است بگويم يكي از آسيب ديدگان عرفان حلقه است.

از وقتي كه در اين كلاسها ثبت نام كرده ، زندگي خانوادگي ما به هم ريخته است به طوري كه حتي دختر سه ساله ي ما كه تنها فرزند عزيز ما ميباشد بخاطر كارهاي غير عادي پدرش دچار اضطراب و افسردگي شده است. همسر من قبل از ورود به اين كلاسها ، روحيه ي خوبي داشت و ما خانواده خوشبختي بوديم ؛ ولي حالا زندگي بسيار متشنجي داريم. شبي نيست كه كابوس نبيند و با داد و فرياد از خواب نپرد .

روزهاي اول كه به اين كلاسها رفته بود، حرفهاي به ظاهر خوبي ميزد، اما پس از مدتي مشكلات و بدبختي هاي ما شروع شد. همسر من حتي يكبار خودكشي كرده است.

الآن چند شبي است كه دچار مشكل جديدي شده و ميگويد نيمه هاي شب دو "جن غول پيكر " زير بغلش را ميگيرند و او را از خانه بيرون ميكنند!


چند شب پيش ديدم از خواب بلند شده و در حال حركت به سمت درب آپارتمان است ؛ به سرعت پريدم و دستش را گرفتم و صدايش كردم ، ولي با اينكه چشمانش باز بود، جواب مرا نداد و بدنش مثل چوب، خشك و سرد شده بود و هر چه سعي كردم نتوانستم او را برگردانم... خلاصه آن شب، شب پراضطراب و وحشتناكي براي ما بود، بخصوص براي سپيده كوچولوي ما كه تمام بدنش مي لرزيد و گريه ميكرد.

خدا باعث و باني‌اش را نيامرزد. هر چه به همسرم التماس ميكنم كه اين كلاسها را رها كند و به زندگي عادي برگردد، حرف مرا گوش نمي‌كند و حتي من را به بي‌خبري متهم مي‌كند و مي‌گويد اين اتفاقات عادي است و او در مسير درمان و عرفان قرار دارد! لطفاً بگوييد من بايد چكار بكنم؟


با تشكر فراوان – مريم س


نماز اول وقت و زیارت درمانم کرد
سه سال پیش بود. و یک سالی هم من سر این کلاس ها می‌رفتم. این‌طوری بود که یکی از دوستان زنگ زد و گفت که کلاسی رو پیدا کرده و خیلی خوبه و اینکه توش از خدا می‌گند و راه رسیدن به عرفان و اینها... و خیلی تعریف کرد...
منم که از این کلاس‌ها خوشم می‌ومد، سریع قبول کردم... هدف؟ عرفـــــــــان... شایدم کمی کنجکاوی و خب حقیقتش اینه که من از زندگی کسل‌کننده روزمره و عادی بسیار خسته هستم.
بسیاری هستند که به همین زندگی و گشت و گذار، تفریح، دیدن مکان‌های جدید قانع هستند... زندگی برای اونها زیباست... برای من با وجود باور به ماورالطبیعه زیباست و الی این زندگی ارزش فکر کردن نداره... .
با این تفکرات وارد این ورطه شـــــــــــــدم... چند جلسه اول حیرت‌آور بود... حرف‌های جدید، کارهای جدید... مشتاقانه منتظر کلاس‌های بعدی و ترم‌های بعدی بودیم... ترم اول با تئوری و علاقه‌مندکردن ما به حلقه‌ها گذشت... و استاد وعده ترم دفاعی (یکی از ترم‌های مهم) رو به ما داد و می‌گفت که این زودهنگام هست و فقط به خاطر علاقة ما به ما این رو می‌گه... اون ترم که رسید، همه چیز رنگ دیگه‌ای به خودش گرفت...
در اولین جلسه، در خودم حالت عجیبی حس کردم و شروع به خنده‌هایی کردم که معمولاً به اون پیش دوستان معروف بود. دور یه میز بودیم، همه با تعجب به من نگاه می‌کردن، استاد بلند پرسید «اسمت چیه؟» و می‌گفت... عجب جن خنده‌رویی هستش!
من به خنده ادامه می‌دادم و حقیقتاً دست خودم نبود و ناگهان قطع شد! و دیگه هیچ‌وقت از اون سال نتونستم اون‌طوری بخندم و فهمیدم که واقعاً دارای قدرت‌هایی هستند این جماعت!
مشکل من از شب همون روز شروع شد... در اطاق تنها بودم... در دفتر کارم می‌خوابیدم... کسی اونجا نبود... احساس کردم که صورتم از حالت عادی داره خارج می‌شه... گونه‌هام، لب‌هام.. همه صورتم داره به‌شدت تکون می‌خوره؛ جوری که انگار یه موجود مثل این فیلم‌ها می‌خواد از زیر پوست صورتم بزنه بیرون و راه خودش رو باز کنه! هم کنجکاو بودم و هم... کمی متعجب... به سمت آینه رفتم...[b] چشم‌هام داشت از حدقه می‌زد بیرون... نشستم... یه آن گفتم «تو کی هستی؟» لبام جنبید... گفت: من یه جنم!
خیلی هیجان‌انگیز بود... خیـــــــــــــلی... برای اولین‌بار با یه موجود ماروالطبیعه صحبت می‌کردم... لبام جنبید... گفت: من تورو دوست دارم! و مداوم این رو می‌گفت... گفتم: تو از کی با منی؟!
گفت: خیلی ساله... شاید 20 سال پیش... به زمان شما انسان‌ها
گفتمان ما طول کشید... تا 4 صبح... ماه رمضان بود... گفتم: من رو برای نماز صبح بیدار کن! و طوری وانمود می‌کرد که یعنی من دوست خوب تو هستم و این کار رو می‌کنم و من گمانم این بود که این موجود دوست منه...
ولی اشتباه فاحشی بود... من با یک هیولای دهشتناک هم داستان شده بودم... روزگارم سیاه شد... به‌شدت آزارم می‌داد... تطمیع می‌کرد... اگر نمی‌شد... تهدید می‌کرد به همه‌چیز فحش می‌داد... یه بار گفت: خدای من شیطانه و می‌خوام تورو بکشم...
می‌گفت: با من باش تا بهترین دخترهای تهران رو برات بیارم تا التماست بکنند... ثروتمندت می‌کنم... حتی در خواب به من پیشنهاداتی می‌دادند که نشون می‌دادند جیب‌هام پر پول شده، ولـــــــــــــــی خداوند سرنوشت دیگه‌ای رو برام رقم زده بود!
روزگار همین‌طور بود که به عنایت امام حسین (علیه السلام) نماز اول وقت رو شروع کردم... به پابوس حضرت معصومه (سلام‌الله علیها) رفتم... حالم خیلی بهبود پیدا کرد... الان از من ناامیده و من البته به مکر و حیله‌هاش آگاه‌تر شدم... و خداوند رو شکر می‌کنم که این موجود حقیر شده و البته هر لحظه با منه؛ حتی الان که می‌نویسم در جنب‌وجوش! خداوند وعده یاری داده به کسانی که به اون اعتماد و اعتقاد پیدا بکنند.
این عرفان هرگز مقصدش خدا نیست... چون اگر بود باید جلوه‌های اون مشخص می‌شد.. چیزی که نهایتاً شما به اون می‌رسید، خودپرستی و سپس شیطان‌پرستی (با هر اسم و با هر قالبی) هست...
طاهری رو من شخصاً نه دیدم و نه باهاش ارتباطی داشتم... استادمون از شاگردان برجسته‌اش بود و سفرهای متعدد اون رو ظاهراً از خودش یا از جایی دیدم که این کار رو انجام داده... درست به خاطر ندارم... ولی اون (طاهری) در واقع دو چهره داره... یکی اینکه می‌گه: من نه! بلکه انرژی کیهانی!
دوم اینکه می‌گه: از طریق من (بالاخره کارتون به من می‌افته) به کیهانی!
و این البته از نوعی قدرت‌طلبی و خودپرستی ناشی می‌شه... که طرفداران این نوع عرفان‌ها هرگز از اون خلاصی ندارند و به نوعی خودخواهی دائم گرفتار هستند... اگر چه چیزی نمی‌گن، ولی تمام افعال اونها در جهت جلوه‌دادن خودشون هست...
اونها دچار یه جور جنون دوست‌داشتن به طاهری هستند... و به هیچ عنوان حاضر به دست کشیدن از اون نیستند... یه جور مسخ‌شدگی شدید در اونها وجود داره...
هادی ج، دی 1391

برادری از رفتار های غیر عادی خواهرانش می گوید
------

اما بزارید یک خورده با شما راحت تر صحبت کنم
اسم من نوید هستش 24 ساله از کرج....... بچه مسلمونم و معتقد به مذهب شیعه اثنی عشری.... (بطور مطلق) ... حدود یک سال است که دو خواهر من بهمراه یکی از دامادهامون جذب فرقه ی حلقه شده اند و تو کلاسها شرکت میکنند... خواهر کوچکترم بارها و بارها دچار برونریزی (بقول خودشان) شده و علاوه بر دردهای فیزیکی و جسمانی حالات غیرمتعارف روانی هم گریبانگیرش شده.... مثلا در زمانهایی که خودشون میدونند و ارتباط میگیرند صداهای نامفهومی به زبان دیگر و با صدایی عجیب و غریب از دهان خواهرم خارج میشه.. و البته خواهرم و دامادمون همش میگن که اشکال نداره موجوداتش دارن حرف میزنن و .....جالب اینجاست که هنوز هم خوب نشده.. برای من اینجور چیزها و اتفاقات غیرمتعارف هیچ جذبه ای ندارد.. من اعمالی خیلی استثنائی تر از اینها را در عالم عرفان و مکاشفه دیده ام.... برای دامادمون هم تو ساعتهای خاصی از روز به قول خودش بهش الهام میشه و اشعاری رو مینویسه رو کاغذ که البته برای من جالب توجهه چون داماد ما دیپلمش رو به زور گرفته و تا حالا یک خط شعر نخونده... اما اشعاری که مینویسه حتی گاها به زبان عربیست و من مطمئنم که کار خودش نیست....
من بارها سعی در روشنگری خواهرها و دامادمون کردم و متاسفانه مثمر ثمر نبوده.... البته اونها هم میدونن که راه من (مکتب اهل بیت) درسته ....و یا شاید اینجوری نشون میدن.. والبته من مطمئنم چیزهایی رو از من قایم میکنند چون میدونند با خیلی از چیزهاشون مخالفت خواهم کرد...
====================================
جوانی که عاقبتش به دلیل ارتباط با جنیان به بیمارستان روانی ختم شد

پایان شوم یک رویا

با سلام

آنچه در زیر می خوانید سرگذشت برادرم است که در طول 2 سال شرکت در کلاس‌ها برایش رقم خورد:



برادرم با اصرار تعدادی از فک و فامیل که خود در کلاس‌ها شرکت می کردند وارد حلقه شد. اگرچه از نظر تحصیلات آکادمیک چیزی در چنته نداشت ولی انسانی باهوش و علاقه مند به یادگیری بود و متاسفانه روحیه ماجراجویی بالایی که داشت او را بیشتر وسوسه کرد تا وارد کلاسها شود.



اوایل چیز غیر عادی وجود نداشت. او صحبتهایی می کرد که نشان می داد حلقه چیز بدی نیست. از قدرت نهفته انسان در حل مشکلات می گفت و اینکه چگونه انسان در زندگی ماشینی و روزمره اش از فطرت انسانی خود دورشده و خود را از مسیر کمال گمراه می کند .



از آنجاییکه دوست داشت مرا متقاعد کند که در کلاسها شرکت کنم سعی می کرد چهره ای زیبا به آن ببخشد و از امتیازاتش برایم تعریف می کرد که چگونه چشم بصیرتش باز شده و حتی عادات بد زندگی را براحتی کنار گذاشته و بیماریها و مشکلات جسمی اش را تنها با ارتباط گرفتن مرتفع می کند.



او کم کم مدعی شد که می تواند با استعانت از «هوشمندی» انسانها را درمان کند . اما این وضعیت دیری نپایید و او در ملاقاتهای بعدی مدعی شد که نیروی خارق العاده کسب کرده و می تواند کارهایی انجام دهد که انسانهای معمولی از انجام آن عاجزند. او حتی مدعی می شد که می تواند فکر افراد را بخواند و یا از دیده ها پنهان شود (طبق گفته برخی مسترها او با اجنه ارتباط برقرار کرده و از امکاناتی که برای تسخیر او برایش داده اند استقبال کرده است)



دوستانش که قبلا با علاقه صحبتهایش را گوش می دادند کم کم او را طرد کردند. چرا که حرفها و کارهایش آنها را نگران و بعضا وحشت زده می کرد .



برادرم خود را قدرتمند تصور می کرد و می گفت می تواند چهره واقعی انسان ها را ببیند که به گفته او خیلی ها چهره ای زشت و کریه دارند و در واقع جن هایی به‌ظاهر شبیه آدم هستند. دیگر براحتی می شد تشخیص داد که او آن آدم همیشگی نیست .



او سیگار کشیدن را نیز که ترک کرده بود مجددا شروع کرد. از نظر اطرافیان، او آدم مرموز و ترسناکی شده بود؛ چراکه حرف‌های عجیب و غریبی می زد. او از توانایی هایی حرف می زد که نه تنها برای اطرافیان قابل قبول نبود، بلکه بیشتر نگران کننده بود. اگر چه سعی می شد این نگرانی ها پنهان شود و کسی چیزی به رویش نیاورد .



اما بطور ناگهانی وضعیت روحی برادرم بهم ریخت. حرفهای نامربوط می زد و کارهای عجیب و نامتعارفی انجام میداد که دیگر نمی شد نادیده گرفت و به روی خود نیاورد در طول کمتر از یک هفته وضعیت روحی اش بحرانی شد و مسترها از وی قطع امید کردند



و با این بهانه که او خودسرانه وارد شبکه‌های منفی شده و توسط اجنه تسخیر شده، دیگر نمی توانند به ارتباط بدهند و خیلی راحت خود را کنار کشیده و برادر بیچاره‌ام را بحال خود رها کردند.



از آنجا که رفتارهایش غیرقابل پیش بینی شده و هر لحظه امکان انجام اعمال خطرناک می‌رفت و در نهایت با مشاوره چند روانپزشک حاذق چاره‌ای جز بستری نمودنش برایمان نماند.



با همکاری نیروی پلیس و عوامل تیمارستان و در میان اشک و اندوه فراوان
برادر نازنینم را تحویل تیمارستان دادیم. حتی تصورش هم برایمان سخت بود؛ ولی دیگر خیلی دیر شده بود .



"سلسله موی دوست حلقه دام بلاست

هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست "


یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، saleh_mgh ، یکدوست ، zarati313 ، The Arrival ، مصاحبان ، فرهاد ، aliakbar ، oO DaViD Oo ، خاک ، سیماباروتیان ، Hadith ، Seyed Mohsen ، وحید الف ، Amirsaeed ، ztb ، ELENOR ، آفتاب ، عبدالرحمن ، Tolou ، ANTI satan ، یاســین ، میم.حسین.الف

آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۸:۱۹, ۷/بهمن/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/بهمن/۸۹ ۱۸:۴۴ توسط vscteam.)
شماره ارسال: #31

جناب K-1
گفته اید :
""من در صحبت های قبلی شما دیدم که امامان را انکار میکنید پس چه طور حرفهای کسانی که قبول ندارید را ملاک میگیرید و می اورید .""

میشود جمله یا کلمه ای من در آن امام را انکار کرده ام را به خود من هم نشان بدهید ؟؟؟؟

گفته اید :
""من تا به حال اسم ابن ملجم را نشنیده ام و نمیدانم از کجا ان را اورده ای ""

خواهر یا برادر من آیا شما مطمئن هستی مسلمان و شیعه هستی ؟؟

گفته اید :
این جمله یک معنای ظاهری دارد یک معنای باطنی :
منظور از این که گفته شده امر تازه یعنی این که امربه المعروف هایی میکند که الان به امر به المنکر تبدیل شدند به مثال گرفتن دو زن یا صیقه که تا اسمش را میشنوید میگویید واااااای ولی اینها از سنت اولیاست است و دلیل هم دارد ...

نمیدانم بخندم یا گریه کنم ! آیا هدف از آمدن امام زمان گرفتن 10 تا زن برای شماست ؟؟؟؟ !!

گفته اید :
عزیزم درجات هر انسانی به میزان عبادت اوست (عبادت واقعی)(همون نمازی که تو میگی بدرد نمیخورد)

میشود از کلمات یا جملات بنده کلمه یا جمله ای که گفته ام نماز بدرد نمیخورد را برای خود من نشان بدهید ؟
اتفاقا من تاکید بر کیفیت نماز کردم ... چیزی که متاسفانه از آن بی بهره هستیم و سئوال کردم که آیا کسی از ما هست که برای رسیدن ساعت نماز لحظه شماری کند ؟


جناب مسافر عزیز :
نوشته اید :
ولی خوب مطالب ضد و نقیض زیاد عنوان می کنید.

هرجایی که بنظر شما ضد و نقیض هست بفرمایید توضیح بیشتری بدم

نوشته اید :
در ضمن فاستقیموا الیه درستش فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ است 112 هود)

نخیر :

فصلت (6): «قُل انَّما انَا بَشَرٌ مِثلُکُم یُوحى الَىَّ انَّما الهُکُم الهٌ واحِدٌ فَاستَقیموُا الَیهِ وَ استَغفِرُوهُ وَیلٌ للمُشرِکینَ»
«بگو من انسانى مثل شما هستم و به من وحى مى شود. همانا پروردگار شما واحد است پس مستقیم به پیش خدا بروید و استغفار کنید و واى بر مشرکین.»

در این آیه کاملا تضادی که شما با عرفان کیهانی دارید جواب داده میشود
به خود پیامبر وحی (از طرف خداوند ) آمده که به صراحت بگو من هم بشری مثل شما هستم و تنها اختلافم با شما این هست که به من وحی میشود . و به صراحت گفته شده که مستقیم به پیش خداوند بروید . این حرف پیامبر نیست که نظر شخصی ایشان باشد .. این آیه قرانی و وحی از طرف خداوند است و خواست خداوند .
و لغت مشرک به کسی گفته میشود که برای خداوند همتایی (از هر نظر) قرار دهد . در این باره در پست بعدی بیشتر توضیح میدم .

گفته اید :
دوست من وقتی در مورد اعتقادات شیعه، در میان جمع شیعیان صحبت می کنید، وارد فضای ایمانی شان می شوید

دوست من .. عزیز من .. من هم مثل شما شیعه هستم . قرار نیست کسی که وارد عرفان کیهانی میشود شیعه بودن را کنار بگذارد . بصرف شنیدن چند کلمه و یا چند جمله از مخالفان عرفان کیهانی جبهه گیری نکنید
من در پست های بعدی انشااله مطالب را بیشتر باز خواهم کرد .

به امید آگاهی برای همه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۹:۰۷, ۷/بهمن/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/بهمن/۸۹ ۲۰:۱۳ توسط مسافر.)
شماره ارسال: #32
آواتار
جناب vscteam شما چیزی را به عقاید شیعه نسبت می دهید و بعد سعی در نقد آن دارید. مگر شیعه در عین حال که به ائمه ارادت دارد، مستقیم بندگی خدا را نمی کند و خدا را نمی پرستد؟ برای اینکه سوء تفاهمات از بین برود، از شما می خواهم در مورد این چند موضوع به وضوح و شفاف صحبت کنید:
1- عرفان کیهانی چه چیز را می خواهد بگوید که تا الان توسط سایر مکاتب دیگر گفته نشده است؟
2- به چه علت مفاهیم عرفان کیهانی قرابت شدیدی با مباحث هندویسم و آواتاریسم دارد؟
3- جایگاه ولی خدا و امام به طور شفاف در دستگاه معرفت شناسی عرفان کیهانی چیست؟
4- جایگاه علل و اسباب و واسطه ها در دستگاه معرفت شناسی عرفان کیهانی چیست؟

اگر بتوانید این ها را واضح شرح دهید شاید بتوان از اطاله بیش از حد کلام جلوگیری نمود.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: vscteam
۱۹:۳۱, ۷/بهمن/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/بهمن/۸۹ ۱۹:۴۱ توسط K-1.)
شماره ارسال: #33

(۷/بهمن/۸۹ ۱۸:۱۹)vscteam نوشته است:  جناب K-1
گفته اید :
""من در صحبت های قبلی شما دیدم که امامان را انکار میکنید پس چه طور حرفهای کسانی که قبول ندارید را ملاک میگیرید و می اورید .""

میشود جمله یا کلمه ای من در آن امام را انکار کرده ام را به خود من هم نشان بدهید ؟؟؟؟

گفته اید :
""من تا به حال اسم ابن ملجم را نشنیده ام و نمیدانم از کجا ان را اورده ای ""

خواهر یا برادر من آیا شما مطمئن هستی مسلمان و شیعه هستی ؟؟

گفته اید :
این جمله یک معنای ظاهری دارد یک معنای باطنی :
منظور از این که گفته شده امر تازه یعنی این که امربه المعروف هایی میکند که الان به امر به المنکر تبدیل شدند به مثال گرفتن دو زن یا صیقه که تا اسمش را میشنوید میگویید واااااای ولی اینها از سنت اولیاست است و دلیل هم دارد ...

نمیدانم بخندم یا گریه کنم ! آیا هدف از آمدن امام زمان گرفتن 10 تا زن برای شماست ؟؟؟؟ !!

گفته اید :
عزیزم درجات هر انسانی به میزان عبادت اوست (عبادت واقعی)(همون نمازی که تو میگی بدرد نمیخورد)

میشود از کلمات یا جملات بنده کلمه یا جمله ای که گفته ام نماز بدرد نمیخورد را برای خود من نشان بدهید ؟
اتفاقا من تاکید بر کیفیت نماز کردم ... چیزی که متاسفانه از آن بی بهره هستیم و سئوال کردم که آیا کسی از ما هست که برای رسیدن ساعت نماز لحظه شماری کند ؟

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام عزیزم

یعنی تو نمیتونی ویرایشش بکنی پاکش بکنی وقتی توی این عرفان میگید ما میخوایم و میتونیم بدون واسطه با خدا صحبت کنیم واسطه نمیخواهیم یعنی چی این حتی بدتر از انکار امامان است ...

من باز هم میگم من اسم ملجم را نشنیدم (لاعقل با این توضیحاتی که شما دادید) میشه یک روایت با سند تکرار میکنم باسند اینجا بزارید ببینیم .

بله درست است امر تازه را من غلط معنی کردم بیشتر توی احادیث و روایات وقتی میگویند امر یعنی ولایت ،ولایتی تازه

من باید گریه کنم که همه ی انسانها همه چیز را از روی شهوت و کوتاه فکری میبینند یعنی شما که دم از روشن فکری میکنی اینهمه قران و احادیث بلدی نمیدونی فلسفه ی 2 زن گرفتن چیه ... !!! Exclamation

وقتی میگی من تا فلسفه ی نماز را نفهمم نماز نخوانم این بسیار خطرناک و شیطانی است تو باید بخاطر خدا چون جدا گفته نمار بخوانی با توجه اگر اینطور باشه تو تااخر عمرت نمیفهمی چرا باید در رکوع بگیم عظیم و بحمده و در سجده بگیم اعلی و بحمده
تو دقیقا مثل کسی میمانی که حرفهای خود ادم را به خود ادم میزنی مثل ادمهایی که در روششون لو میره یک جبهه ی دیگه میگیرن و تا میخوان ابروشون نره ومواظعشون تحدید نشه اونی که روبرویی میگه قبول میکنن و طبق گفته ی اون جبهه گیری میکنن و میگن بله درسته راست میگید منم همین نظر را داشتم ...

هدف امدن امام ان است که اون چیزهایی که پیامبران بر روی انها تاکید داشتند نابود شده و میاد که انها رازنده کنه و هر کسی به اندازه ی عقلش و ظرفیتش از انها چیز طلب میکند یکی میگه من مزرعه ام میخوام تا ابد محصول بده یکی میگه من میخوام چشم برزخی داشته باشم یکی میگه من میخوام برم بهشت یکی میگه من میخوام خدا را داشته باشم ...

اخرین حرف : عزیزم مواظب باش خداوند مهر زنگار بر دلت نزند ...
ایات خدا تمام و کمال درست است ولی باید ببینی کجا چه ایه ای امده شعن نزول چیست

ایا خدا به نوح گفته که انسانها بدون واسطه بیان پیش من (درسته)
یک بار دیگه به پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) میگن باید مردم با واسطه بیان پیش ما (یعنی امامان)(این هم درسته)

حالا ما توی زمان نوح هستیم یا بعد از زمان پیامبر ؟؟؟؟؟؟؟؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: vscteam
۲۰:۲۳, ۷/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #34
آواتار
دوست عزیز جناب k-1 لطفا به هیچ کس توهین نکنید. همه انسان ها دارای کرامت ذاتی هستد. جناب vscteam هم درست است که افکارشان کمی متفاوت است اما انسان باشخصیت و مودبی هستند. پیشنهاد می کنم تا توضیح ایشان در مورد 4 سوال بنده صبر کنیم. شاید بحث ما بر خلاف توقع ما بر روی یک موضوع مشترک نباشد و هر که با توجه به تعریفی که خود از مسئله دارد، به بحث و قضاوت نشسته است. در هر صورت اینجا محیط گفتگوست و تا زمانیکه گفتمانمان به تخریب و توهین آلوده نشده می توان به بحث تعالی جویانی امیدوار بود. مهم ترین درسی که از تالار گرفته ام این است که تا زمانی که نشود بدون مجادله و عصبیت به گفتگو پرداخت، نمی شود به تعالی پایدار رسید.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: arnh
۲۰:۴۱, ۷/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #35
آواتار
اگر کسی بگوید منظور از کتاب تازه یعنی قرآن تازه این عین کفر است و حدیثی که مخالف صریح آیات خدا باشد از درجه اعتبار ساقط است و این رو خود رسول اکرم فرموده اند اما ممکن است تعبیر دیگری از کتاب تازه باشد
در خصوص اینکه اکثر علما در زمان ظهور در مقابل حضرت می ایستند و در دین بسیار تحریف شده
اکثر مسلمانان بالای 95 % سنی هستند و اکثر علما را شامل میشوند
خلط مبحث نفرمایید
بعلاوه بر خلاف تصریح خود رسول اکرم و مولا علی در مورد وجود 12 امام بعد از رسول خدا ما شاخه هایی غیر حقه ای هم در شیعه داریم مانند زیدیه و واقفیه و...
شیعه 12 امامی کمتر از 3% مسلمین جهان را تشکیل میدهند
گفته های جناب vscteam مرا یاد گفته های جناب arnh می اندازد!

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، arnh ، vscteam ، zarati313
۲۰:۴۴, ۷/بهمن/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/بهمن/۸۹ ۲۰:۵۷ توسط مسافر.)
شماره ارسال: #36
آواتار
این مطلب هم جالب توجه است:
نقد اساسنامه عرفان کیهانی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۲۱:۱۴, ۷/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #37
آواتار
جناب مسافر عزیز لطفاً عین مطلب رو زحمت بکشید در ادامه مطالب قرار دهید و قسمت های مهم اون رو بُلد کنید
در ضمن اینجا به قول جناب مسافر جای طرح شبهه نیست
کسی که واقعاً طالب یافتن راه حق است در هر زمینه باید به متخصص اون زمینه مراجعه کنه
بعضی وقتا شیطان حسابی رو کول آدم سوار میشه و چهار نعل میتازه
نتیجه عرفان حقیقی باید رشد بندگی خدا و انجام واجبات و ترک محرمات و رشد عمل خیر و رشد خضوع و خشیت نسبت به خدا و رشد محبت به محبوبین خدا و رشد بغض و دشمنی با دشمنان خدا باشه
الباقی، کشف کرامات و حالات حض معنوی ملاک ایمان نیست
بلعم باعورا حتی اسم اعظم داشت اما دیدید که آخر و عاقبتش چه شد
دوستان اولین چیزی که در پاسخ به بهشتیان ، جهنمیان در باره علت جهنمی شدنشان میگویند طبق آیات قرآن در سوره مدثر این است: ما از نمازگزاران نبودیم
عجب دکان بازاری شده این آخر الزمان
اگه دنبال عرفان هستید طبق آیات قرآن راهش راه اهل بیت است و شریعت
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مسافر ، K-1 ، جوینده حق ، vscteam
۱۰:۵۹, ۸/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #38

به جان خودم من نمیخواستم به کسی توهین کنم :s


من از سر توهینی یاعصبانیت اینطوری صحبت نمیکنم به خاطر ناراحتی است به خاطر هدایت مردم من ناراحت میشم وقتی میبینم مردم اینطوری هستند قصه میخورم دست به کار میشم هر جور شده انسانهارا به راه بکشونم برام همین مباحثه میکنم ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: arnh
۱۱:۴۰, ۸/بهمن/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/بهمن/۸۹ ۱۱:۴۳ توسط m.shirazi80.)
شماره ارسال: #39
آواتار
جناب vcsteam
من بعضی از حرفهای شما رو قبول ندارم.شما موضوع توسل به 14 معصوم رو انکار میکنید.
درحالیکه اینطور حرف زدن شما راجب امامان و موضوع توسل شبیه سنی ها ست .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ELENOR
۲۰:۳۷, ۸/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #40
آواتار
vsctem شما ايادي صهيونيست ها و امريكا ميباشي و بزودي با فرمان ولي امر و آقاي مسلمين جهان پوزه شما بخاك ماليده ميشود و همگي شما را به جهنم واصل خواهيم كرد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا