|
مورد عجیب سریال پنجره (یک هشدار جدی!)
|
|
۱۲:۲۱, ۱۷/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/دی/۹۰ ۱۳:۲۳ توسط Mason_yab.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
[/font]مطلب این تاپیک یک هشدار جدیه که اونرو با نکته ای که در یک تاپیک دیگه ذکرش کردم ، بعنوان مقدمه ، آغاز میکنم!
. این اسامی رو بخونید : یک جیب پر پول / دلداده / زندگی شیرین / شاخه گلی برای عروس / حنابندان / و . . . . یاد چی افتادید؟ حتماً فیلمهایی که بهشون میگن فیلمهای "سخیف" یا "شونه تخممرغی" . فیلمهایی بی معنا و ضعیف . . . حالا نقطه اشتراک این فیلمها چیه؟ اینه همه رو شخصی ساخته بنام قدرت الله صلح میرزایی : حالا ربط این آقا به بحث ما چیه؟ صدا و سیمای ما به این آقا با این سابقه و کارنامه درخشانش سفارش ساخت سریال داده!!!!! سریال پنجره!!!! ![]() معلومه که از امثال این کارگردانها نمیشه انتظار سریال سالم داشت . . . این یعنی بی کفایتی در مدیریت . تکیه بر کمیت بدون توجه به کیفیت . . . . حالا مورد عجیب این سریال چی هست؟ . داستان این فیلم تا اینجا از این قراره که پسر بزرگ خانواده ای 4 نفره در دانشگاه قبول میشه ، پدر خانواده تصمیم میگره همه خانواده با ماشین برای ثبت نام پسربزرگتر به شهر محل دانشگاه برن که در بین راه تصادف میکنن و پسر بزرگ تر در ابتدای داستان میمیره و این خانواده تا مرز از هم پاشیدن پیش میره . . . . من شخصاً یکی دو قسمت از این سریال رو بصورت کامل دیدم ، و نکته ای که برای من جالب بود این بود که پسر بزرگ خانواده (شهنام شهابی) در حرفهای خودش از جملات قصارکتابهای پائولوکوئیلو استفاده میکنه! مثلاً به نامزد خودش (بخونید دوست دختر) که از قبول شدنش در دانشگاه یک شهر دیگه ناراحت بوده میگه : مگه قرار نبود هرکس بره دنبال رویا های شخصی خودش؟ . اما ماجرا به اینجا ختم نمیشه! اخیرا در تبلیغات مربوط به این فیلم دیدم که پدر خانواده که از مشکلات پیش اومده و قهر مادر بچه ها ، سردرگم و پریشان شده ، به اتاق پسر مرحوم خودش میره و بخشی ازدفتر خاطرات اون رو میخونه و متاثر میشه! جالب اینجاست که اون جمله دقیقاً این جمله معروف کتابهای پائولو کوئیلوست : هنگاميكه آرزوي چيزي را داريد، سراسر كيهان همدست مي شوند تا بتوانيد اين آرزو را تحققبخشيد. ... . اونطوریه که معلومه قرار هست در انتهای داستان مشکلات روحی و خانوادگی این خانواده ثروتمند که تا الآن هم اثری از معنویات در اون ندیدیم ، بوسیله عرفان کوئیلوئی حل بشه . . . . این نویسنده معروف رو که شدیداً مورد توجه سران فلسطین اشغالی هم بوده ، در حدی که شیمون پرز ( از سران صهیونیسم و نخست وزیر سابق اسراییل) از وی تجلیل به عمل آورده و گفته: "معنویتی که شما مبلغ آن هستیددرخاور میانه برای ما بسیار مفید است و ما بدین شیوه می توانیم با تروریسم مقابله کرده و صلح و آرامش یهودیان را در کشور خود حکمفرما کنیم.." . ![]() توضیح تصویر : از راست به چپ آرش حجازی ، پائولو کوئیلو ، عطا مهاجرانی (وزیر ارشاد دوره اصلاحات). . جالب اینجاست که کتب این نویسنده در کل دنیا با حمایت شدید ناشران چاپ میشه تا جایی که رکوردار تعدد ترجمه در تاریخ ادبیات بوده و از لحاظ تیراژ بعد از کتب مقدس ، در مقام دوم قرارداره ، در ایران هم در دوره اصلاحات شدیداً مورد توجه بوده و حتی خود کوئیلو به ایران اومده و نکته جالب این که مترجم اصلی آثار کوئیلو در ایران کسی نیست جز آرش حجازی از بازیگران اصلی سناریو قتل ندا آقا سلطان ، و راوی اصلی این ماجرا برای شبکه های ضد انقلاب!!!!!!!!!!!!!!کاملترین مطلب در اینباره رو در این آدرس ببینید (مطلبی بقلم سعید مستغاثی) : http://smostaghaci.persianblog.ir/post/373/ . ضمناً قسمت بیست و پنجم از مجموعه مستند "راز آرماگدون 4: پروژه اشباح"، عنوان "معنویت های آنارشیستی" دقیقاً به همین موضوع مربوط هست و با تمرکز بر آثار و عرفان کوئیلو ، ساخته شده . . دکتر فعالی در کتابی با نام آفتاب و سایه ها ، در نقد عرفانهای نو پدید در موردعرفان کوئیلو مینویسد : کسانی که می خواهند دین به کناری نهاده شود، تا از یاد و خاطره ی مردم فراموشگردد، غافل از این هستند که با بحران هویت و انسانیت روبرو خواهند شد. برای رفعاین بحران معنویت و تشنگی باید فکری می شد؟! باید سرابی به نمایش در می آمد تامردم را مدتی بدان سرگرم نمایند. یکی از همین سراب ها داستان سرائی های پائولو کوئیلو است. . در ادامه همین مطلب میخوانیم : کوئیلو در نوشته هایش می کوشد تا نشان دهد بازگشت به رؤیاهای دوران کودکی و تلاشبرای تحقق آنها زندگی را از شور، نور، هیجان و شکوه سرشار می کند و چنان معنا برانگیز و روشن بوده و گرمی به زندگی می دهد که انسان می تواند سختی های بزرگ راتحمل کند، رنج ها را به جان بخرد و در نهایت فریاد بر آورد که زندگی ام به مبارزهام و رنج هایی که کشیدم، می ارزد. . متن کامل این نقد که شامل توضیحات کملی در مورد "روح کیهانی" و "افسانه شخصی" است ، در این آدرس موجود است : http://mesbaholhoda.org/index.php?option...e&Itemid=4 . من از دوستان میخوام خواهش بکنم این بحث رو به هیچ سمتی نبرید مگر ذکر نکالت مشابه در این فیلم (نکات مربوط به عرفان کوئیلو) که در فیلم دیدید و یا آینده خواهید دید ، و یا شرح و نقدسوابق فیلمساز . . هدف از درج این مطلب نظرخواهی نیست ، بلکه اعلام یک هشدار جدیست! [font=Times New Roman] |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۳:۴۹, ۱۷/دی/۹۰
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
(۱۷/دی/۹۰ ۲۳:۰۶)stranger00 نوشته است: بابا این بنده خدا راست می گه .با سلام با عرض معذرت فکر می کنم یه مقدار حرفتون غیر منطقیه یعنی واقعا نیاز به دیدن فیلم مثله نیاز به نوشیدن آبه و اگه نبینیم می میریم و ترجیح میدیم همین فیلم ... رو ببینیم تا نمیریم؟ امیدوارم منظورتونو درست متوجه شده باشم اگه درست متوجه شدم باشم باید بگم که به قول بچه های ریاضی همه چیزو نمی شه باهم یکریخت در نظر گرفت. یعنی همیشه نمی تونید هر مثالی رو با واقعیت مقایسه کنید. حداقل باید وجه مشترکی بین مثال و واقعیت پیدا کنیم البته حقیر این فیلم رو ندیدم و منظورم کلی بود درضمن یادمون باشه این جعبه جادویی چطور می تونه رو ذهنمون تاثیر بذاره... ببخشید اگه موضوع رو تایپک رو منحرف کردم جناب ماسون یاب ادامه بدید ... |
|||
|
|
۰:۴۲, ۱۸/دی/۹۰
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
(۱۷/دی/۹۰ ۲۳:۴۹)تازه مسلمان نوشته است:(۱۷/دی/۹۰ ۲۳:۰۶)stranger00 نوشته است: بابا این بنده خدا راست می گه .با سلام من مثال زدم منظور من این بود شما این فیلم بد رو میگیری ؛ آیا یه فیلم خوب بهش میدی؟ نمی تونی که بگی فیلم نگاه نکن. منظورم مرگ نبود! گرچه اینجا هم در عرصه جنگ نرم مرگ یعنی تغییر عقیده به اونی که دشمن می خواد. شما خودت رو نگاه نکن. شما یک آرمانگرا هستی . جامعه رو که نمی شه با نگاه آرمانگرایانه اداره کرد . |
|||
|
|
۰:۵۵, ۱۸/دی/۹۰
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
(۱۸/دی/۹۰ ۰:۴۲)stranger00 نوشته است: من مثال زدم منظور من این بود شما این فیلم بد رو میگیری ؛ آیا یه فیلم خوب بهش میدی؟ نمی تونی که بگی فیلم نگاه نکن. منظورم مرگ نبود! گرچه اینجا هم در عرصه جنگ نرم مرگ یعنی تغییر عقیده به اونی که دشمن می خواد.با سلام مجدد درباره مثال باز هم همون نظر قبلو دارم اما با این حرفتون موافقم که نمی شه جامعه رو آرمانگرایانه اداره کرد و اینکه باید فیلم خوب در اختیار بینندگان قرار داد. در این مورد باید بیشتر کار کنیم نمی دونم واقعا مقصر کیه ![]() منم که فکر می کنم فقط باید خودم مطالعه داشته باشم و بی خیال کارهای بیهوده دنیوی!!! مثل ساخت فیلم بشم ؟یا اونیه که وقتشو واسه کارای بیهوده!!! مثل فیلم می ذاره؟ اما آگاه کردن دیگران از اهدافی که اینگونه فیلم ها دارن می تونه تو نگرش افراد خیلی موثر باشه و البته مفید. حداقل مایی که نمی تونیم (در حال حاضر) فیلم بسازیم، بیایم نقدهای درست و منصفانه کنیم تا برای فیلم سازهای آینده تجربه بشه که چنین فیلم هایی نسازن. بازم عذرخواهی بابت انحراف در موضوع
|
|||
|
|
۱:۰۱, ۱۸/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/دی/۹۰ ۱:۰۶ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان
من اثار این نویسنده برزیلی رو خوندم از نوع نگارشش بیشتر بوی سکولاریسم و اومانیسم میادو خدا به راحتی در نوشته های این نویسنده کنار گذاشته شده و خود انسان به عنووان سمبل همه اعتقادات و ایده ها نشون داده میشه در کتاب چوپان که این نویسنده نوشته همه موضوعات در انتهای کتاب خود اتکایی و خود محوری را نشان میدهد و گنج را در زیر پای چوپان ودر زمان ناامیدی نشان میده و به نوعی خاک که نماد دنیا است را به عنوان سمبل گنج نشان میدهد و شخص را از اتکا به گنج های معنوی باز میدارد |
|||
|
|
۱۲:۵۸, ۱۹/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/دی/۹۰ ۱۲:۳۵ توسط Mason_yab.)
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
(۱۷/دی/۹۰ ۲۰:۰۱)pari74bala نوشته است: مسلما که این طوری نیست اگه بخوای به این طوریش فکر کنی از هر ده تا فیلمی که کارگردانان و نویسندگان خلاق ایرانی (!؟!)می سازن هر ده تاش دارای تفکرات نادرسته.واقعا اگه بخوای وقت بذاری و تفکرات نادرست این فیلم های ایرانی در بیاری که دیگه از همه چی تون زندگیت عقب می مونی. پیشنهاد میکنم شما فرض رو بر این بگذارید که تمام فیلمها دارای تفکر نادرست هستن ، بازهم نتیجه همینه که هست . این تفکر شما مثل تفکر سربازان سپاهی میمونه که هرکدومشون اجرای دستور دفاع (یاحمله) رو مشروط به حرکت سرباز دیگه میدونن! در نتیجه این سپاه هرگز حمله یا دفاع نخواهد کرد ، و محکوم به شکسته . . . در مورد عقب موندن از زندگی هم باید بگم از نظر من این جزئی از زندگیه!!!! (۱۷/دی/۹۰ ۲۰:۰۵)MohammadSadra نوشته است: شاید آقای سازنده و کارگردان به عمد تفکرات کوئیلوئی رو توی فیلمشون نیاورده باشند ولی چه اهمیتی داره اثرش رو که گذاشت. به نظرتون اون سازنده و کارگردان توی این حالت تقصیر کار نیستند؟ جواب قسمت اول : حرف دل مارو زدید! استدلال دوستان مثل اینه که بگیم عدم اطلاع مجرم از قوانین ، رافع مسئوليت مجرمه!!!!!! . جواب قسمت دوم : خواهشاً اسم من رو همون "ماسون یاب" بدون پسوند و پیشوند و لقب ذکر کنید! ضمن این که این بحث تا همینجاش از اون شکلی که من مد نظرم بود خارج شده . . . . مثلاً نکته جالب قسمت اخیر این سریال که باید ذکر میشد ، که البته فعلاً نمیشه بر مبنای اون نتیجه گیری کرد ، و من هم نمیخواستم الآن مطرحش کنم اینه که برادر کوچکتر بهمراه پدر خانواده میره پیش روانشناس ، در این جلسه روانشناس اصرار میکنه که ایشون یک کتابی رو مطالعه بکنه (حالا کار ندارم کتاب خودش بوده یا پائولو کوئیلو) بعد پسر از کوره در میره و میگه : کتابی که بتونه حال من رو خوب بکنه باید خیلی چیز معرکه ای باشه . . . . حالا در ادامه فیلم که فکر نمیکنم خودم بتونم ببینمش ، باید دید این کتاب معرکه چیست و حاوی چه نکاتیست!!! البته ضرورتی نداره که تاکید فیلم رو یک کتاب خاص باشه ، همونطور هم که قبلاً گفتم اون دوجمله معروف کتابهای پائولوکوئیلو رو هم یکبار از زبان پسر مرحوم خونواده میشنویم ، یک بار هم از طریق روخوانی پدر خونواده از دفتر خاطرات (احتمالاً دفتر خاطرات) و نه یک کتاب خاص . . . ![]() (۱۷/دی/۹۰ ۲۳:۲۷)یا ثارالله نوشته است: [quote='Admirer' pid='80977' dateline='1325927801'] اشاره خیلی خوبی کردید . دقیقاً چیزی که مستند راز نیست خداست . . . فکر میکنم سایت وعده صادق هم مقالات خوبی در این زمینه منتشر کرده . . . نکته جالب هم اینکه همین چند سال پیش حتی شبکه چهار این مستند رو دوبله و پخش کرد ، در برنامه مستند4 فکر میکنم . در حالی که تقریباً همون موقع ها برنامه بسوی ظهور شبکه 2 در مورد این مستند نکات خوبی رو ذکر کرد! (تناقض در صدا و سیما و عدم مدیریت صحیح) ![]() (۱۷/دی/۹۰ ۲۳:۴۹)تازه مسلمان نوشته است: [quote='stranger00' pid='81198' dateline='1325961406'] این قسمت نظر شما کاملاً موافقم . ایشون میتونستن مثالهای دقیق تری ذکر کنند ، اما کلیت نظرشون همونه که قبل از از این هم ذکر شده . . . (۱۸/دی/۹۰ ۱:۰۱)vahrakan نوشته است: . . .در کتاب چوپان که این نویسنده نوشته همه موضوعات در انتهای کتاب خود اتکایی و خود محوری را نشان میدهد و گنج را در زیر پای چوپان ودر زمان ناامیدی نشان میده . . . . فکر میکنم منظور شما کتاب کیمیاگر بود . علاوه بر ترجمه این کتاب توسط آرش حجازی ، نکته جالب دیگه ی این کتاب تبدیلش به کتاب صوتی اونهم با صدای محسن نامجو ست! .
|
|||
|
|
۱۵:۵۸, ۱۹/دی/۹۰
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
(۱۷/دی/۹۰ ۲۳:۲۷)یا ثارالله نوشته است: واقعا چرا بدون فکر هر حرفی به نظرمون زیبا اومد رو می پذیریم؟ یه نکته مهمی یادم اومد که لازم دونستم مطرح کنم. آقای فرهنگ توی سخنرانی هاشون همیشه تاکید می کردند که اگر این کار رو کردین ( یعنی چیزی رو که دوست داشتین بهش برسین رو توی ذهنتون تصویر سازی کردین و بهش فکر کردین) اصلا وابسته به نتیجه نباشین . فکر کنم این حرف معنیش این میشه که انجام این کار ممکنه به رسیدن به هدفتون کمک کنه اما صد در صد نیست. و میشه این برداشت رو داشت که اگر خدا نخواد هرچقدر هم که فکر کنین به هدفتون نمی رسین. این پست اسپم نبود این مسائل رو مطرح کردم که به خاطر پست قبلی ذهنیت بدی از ایشون در کاربران شکل نگیره. |
|||
|
|
۲۰:۰۸, ۲۰/دی/۹۰
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
این بنده خدا مرتب داره میگه اصل قضیه رو بچسبید شماها بحث میکنید که فیلمای سیما همینه و....
بابا فکرکنید اگر واقعا حق با اون باشه چی؟؟؟؟ |
|||
|
|
۱۳:۵۵, ۲۲/دی/۹۰
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
(۲۰/دی/۹۰ ۲۰:۰۸)منتظرآفتاب نوشته است: این بنده خدا مرتب داره میگه اصل قضیه رو بچسبید شماها بحث میکنید که فیلمای سیما همینه و.... البته یک مشکل دیگه ای هم هست . اونهم اینکه این سریال در حاله پخشه و با توجه به این که هر هفته فقط سه قسمت ازش پخش میشه ، و میشه گفت پرداختن دقیق بهش (با توجه به قسمتها اولیه ی پخش شده) امکان نداره . بخاطر همین بحث دقیق دربارش کند پیش میره . . . |
|||
|
|
۲۰:۳۰, ۲۳/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/دی/۹۰ ۲۰:۳۹ توسط Mason_yab.)
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
متاسفانه پیشبینی من به حقیقت پیوست!!!
بعد از حدود یک هفته و با گذشت سه قسمت از سریال . دیشب بصورت خیلی اتفاقی پای تکرار سریال پنجره نشستم و اون چیزی رو که در موردش هشدار دادم رو دیدم ، و حتی خیلی صریح تر و بیشرمانه تر از اونچیری که انتظار داشتم . . . . . . در ادامه سریال برادر کوچکتر به اتاق برادر مرحوم میره و کتابی رو برمیداره . کتابی که در صفحه اولش جملاتی از کوئیلو نوشته شده و زیرش توسط اون مرحوم امضا شده . در ادامه برخی جملات کلیدی و معروف کتاب خونده میشه . وبعد از پدر خونواده پسرش رو کتاب به دست میبینه و یک فلش بک میبینیم از گفتگوی پدر و پسر مرحوم در باره این کتاب ، چون پدر این کتاب رو در دست پسر مرحومش هم دیده بوده . دیالوگ اینه: میبینم که مذهبی خون شدی! و پسر مرحوم جواب میده شما هم میگفتید جوانی هاتون کتاب مذهبی میخوندید بعد پدر یک بیت از مولانا (بشنو از نی . . ) رو میخونه و این یعنی مقایسه کتاب با مثنوی مولوی و بعد پسر میگه : جالبه که این کتاب رو یک نویسنده خارجی نوشته . . . . به زمان حال برمیگردیم و پدر با پسر کوچکتر (محسن افشانی) در مورد کتاب صحبت میکنه و نکاتی رو بیان میکنن و در اینجاست که پسر میگه : شخصیت اصلی داستان این کتاب یک چوپان هستش (دقیقاً کتاب کیمیاگر کوئیلو) که خوابی میبینه . . . و در ادامه شخصیت اصلی داستان رو مقایسه میکنه با برادر مرحومش . . . . . در ادامه پدر ، پسر رو تشویق به خوندن این کتاب میکنه و پسر به مدرسه میره . پسر در مدرسه هم دست از خوندن کتاب برنمیداره تا جایی که مشاور مدرسه ، که یک روحانی هست ، در زمان زنگ تفریح جویا میشه که این چیه که داری میخونی؟ یک نگاه به کتاب میندازه و بی درنگ کتاب رو تایید میکنه! پسر میگه : مگه شما هم این کتاب رو خوندید؟ روحانی میگه چندین بار و خلاصه تعریف و تمجید از کتاب . . . بعد هم روحانی (مشاور مدرسه) یک خاطره رو یاد آوری میکنه و میگه : من در دوران طلبگی سرکلاس فقه این کتاب رو میخوندم که استاد اومد بالا سرم کتاب رو گرفت و بهم نداد و بعدها خودش خوند ، بعد از اون استاد فقه من شد مرید این کتاب (البته اینجا نویسنده حیا کرد و دیالوگ رو ننوشت مرید کوئیلو) . تا انتهای فیلم هم هرکس این پسر رو میبینه ازش در مورد کتاب میپرسه ، کتاب کیمیاگر پائولو کوئیلو که در همین یک قسمت از سریال از طرف استاد فقه ، روحانی ، و خانواده تایید میشه و همپای مثنوی مولوی بعنوان یک کتاب مذهبی توصیه میشه (اشاره به ادعای خود کوئیلو مبنی بر الهام از مولانا) [font=Tahoma][/font] . اینهم از کتابی که پسر دنبالش میگشت! همون کتابی که در موردش گفته بود : کتابی که بتونه حال منو خوب بکنه باید خیلی چیز معرکه ای باشه . . . . ![]() |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| هشدار رائفی در مورد ماهواره | saeed6121 | 0 | 1,281 |
۲۲/بهمن/۹۳ ۰:۱۳ آخرین ارسال: saeed6121 |
|





![[تصویر: image63435.jpg]](http://imgsrc.com/imgbank/image63435.jpg)
![[تصویر: 08.jpg]](http://masonyab.persiangig.com/image/propaganda/08.jpg)






![[تصویر: afdh3567hs.jpg]](http://imgsrc.com/imgbank/afdh3567hs.jpg)
![[تصویر: thesecret5.jpg]](http://imgsrc.com/imgbank/thesecret5.jpg)

)
![[تصویر: tujeri7878.jpg]](http://imgsrc.com/imgbank/tujeri7878.jpg)