|
آبرویی که گاهی برامون مهم نیست ریخته شه!!!
|
|
۰:۲۲, ۱۲/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
مشرکین ، یک ماجرای تاریخی برای ریختن آبروی پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به وجود آوردند به نام افک.
افک یعنی تهمت که مربوط به یک جریان تاریخی است. یکی از همسران پیغمبر اکرم را در یک جریان منافقانه بود مورد اتهام قرار دادند. آن زن به عقیده تسنن، عایشه بوده و به عقیده بعضی از تشیع، ماریه قبطیه بوده ولی به عقیده بعضی دیگر هم عایشه بوده است. خلاصه داستان به نقل اهل سنت این است که عایشه همسر پیامبر هنگام بازگشت مسلمین از یک غزوه، در یکی از منزلها برای قضای حاجت داخل جنگلی شد، در آنجا طوق (روبند) او به زمین افتاد و مدتی دنبال آن می گشت و در نتیجه از قافله باز ماند و توسط صفوان که از دنبال قافله برای جمع آوری از راه ماندگان حرکت می کرد، با تأخیر وارد مدینه شد. به دنبال این حادثه منافقین تهمتهایی را علیه همسر پیامبر شایع کردند. آیه زیر نازل شد که: «ان الذین جاؤا بالافک عصبه منکم لا تحسبوه شرا لکم بل هو خیر لکم لکل امری ء منهم ما اکتسب من الاثم و الذی تولی کبره منهم له عذاب عظیم؛ همانا کسانی که آن تهمت عظیم را (درباره ی یکی از زنان پیامبر) به میان آوردند، دسته ای از شما بودند. آن تهمت را برای خود شر مپندارید، بلکه آن برای شما خیر و مصلحت است. بر عهده ی هر فردی از آنها سهمی از گناه است و آن که بخش عمده ی آن دروغ سازی را بر عهده داشته عذابی بزرگ دارد» (نور/ 11). «ان الذین جاؤا بالافک عصبه منکم» آنان که " افک " را ساختند و خلق کردند، بدانید یک دسته متشکل و یک عده افراد به هم وابسته از خود شما هستند. قرآن به این وسیله مؤمنین و مسلمین را بیدار می کند که توجه داشته باشید در داخل خود شما، از متظاهران به اسلام، افراد و دسته جاتی هستند که دنبال مقصدها و هدفهای خطرناک می باشند، یعنی قرآن می خواهد بگوید قصه ساختن این " افک " از طرف کسانی که ساختند روی غفلت و بی توجهی و ولنگاری نبود، روی منظور و هدف بود، هدف هم بی آبرو ساختن پیغمبر و از اعتبار انداختن پیغمبر بود، که به هدفشان نرسیدند. وقتی که اوضاع آرام است خطری ندارد. سپس در آیه 12 همین سوره می فرماید: «لولا اذ سمعتموه ظن المؤمنون و المؤمنات بانفسهم خیرا؛ چرا هنگامى که این (تهمت) را شنیدید، مردان و زنان با ایمان نسبت به خود (و کسى که همچون خود آنها بود) گمان خیر نبردند و نگفتند این دروغى بزرگ و آشکار است؟» قرآن می توانست به این تعبیر بگوید: ای مسلمانها! چرا آن وقت که شنیدید، به برادران مسلمانتان گمان بد بردید و گمان خوب نبردید؟ اگر چنین می گفت یک مطلب ساده ای گفته بود. ولی قرآن همین مطلب را با بیان دیگر می گوید، نمی گوید (چرا به برادران مؤمن و خواهران مؤمنتان گمان بد بردید؟، می گوید " چرا به خودتان گمان بد بردید؟ " یعنی توجه داشته باشید، شما یک پیکرید، شما به قول مولوی " نفس واحد " هستید: مؤمنان هستند نفس واحده. همه مسلمانها و مؤمنین باید اینطور حساب کنند که اعضای یک پیکرند، اگر تهمتی به یک مؤمن زده می شود آن را به خودشان تلقی کنند. این یک نکته که به جای اینکه بگوید چرا به برادران مؤمن گمان خیر نبردید می گوید چرا به خودتان گمان خیر نبردید، یعنی مسلمان " من " و " او " نباید داشته باشد، مسلمان باید بداند عرض برادر مسلمان عرض اوست، آبروی برادر مسلمان آبروی خودش است. نکته دوم اینکه باز نمی گوید چرا " شما " به خودتان گمان خوب نبردید؟، می گوید: چرا " مؤمنین و مؤمنات " به خودشان گمان خوب نبردند؟ اولا زن و مرد را با هم ذکر می کند، یعنی زن و مرد ندارد، و ثانیا کلمه " ایمان " را دخالت می دهد، می خواهد بگوید ایمان ملاک وحدت و اتحاد است، مؤمنان از آن جهت که مؤمن هستند نفس واحد هستند، یعنی ملاک وحدت و اتحاد را هم بیان می کند. قرآن همچنین درباره اشاعه فحشا در میان اهل ایمان حساسیت خود را بیان می کند و می فرماید: «ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشه فی الذین امنوا لهم عذاب الیم؛ آنان که دوست دارند که فحشا درباره اهل ایمان شایع شود برای آنها عذابی دردناک است» (نور، 19). این، معنایش این نیست که خود فحشا در میان اهل ایمان شایع شود، بلکه نسبت فحشا درباره اهل ایمان شایع شود، یعنی کسانی که دوست دارند عرض اهل ایمان را لکه دار کنند. یک عده مردم، به اصطلاح روانشناسی امروز عقده دارند، هر جا که یک کسی را می بینند که در میان مردم یک وجهه ای و حیثیتی دارد، برای اینکه به این اشخاص حسادت می برند، همت و عرضه هم ندارند که خودشان را جلو بیندازند، فورا به این فکر می افتند که یک شایعه ای درباره او درست کنند. می گویند ما که نمی توانیم به او برسیم پس او را پایین بیاوریم. (چگونه این کار را انجام می دهند؟) با یک عملی در منتهای نامردی و آن اینکه یک شایعه ای علیه او بسازند و یک تهمتی به او بزنند. آنقدر این گناه بزرگ است که خدا می داند! به همین خاطر خداوند در سوره حجرات آیه 6 می فرماید: «یا ایهاالذین آمنوا ان جاءکم فاسق بنبا فتبینوا ان تصیبوا قوما بجهالة فتصبحوا علی ما فعلتم نادمین؛ ای کسانی که ایمان آورده اید اگر شخص فاسقی خبری برای شما بیاورد درباره آن تحقیق کنید، مبادا به گروهی از روی نادانی آسیب برسانید و از کرده خود پشیمان شوید». به همین جهت خداوند در این آیه می گوید: اگر ایمان را برگزیده ای همه جا آگاهانه عمل کن تا گرفتار پیامدهای مخرب و منفی نادانی نشوی و همیشه پیش از اقدام بیندیش تا پشیمانی را در هیچ صحنه ای مشاهده نکنی. اگر خداوندی که مؤمن به او ایمان دارد پیوسته آبروی مؤمن را پاس می دارد و نسبت به حفظ آن تأکید می کند باید که انسان باایمان هم در حد خویش و با توان محدودی که در اختیار دارد زمینه اقداماتی که آبروی افراد را در معرض تهدید قرار می دهد فراهم نسازد. قرآن کریم تکیه فراوانی روی این مسأله دارد که جو جامعه اسلامی نباید جو تهمت و بهتان و افترا و بد گویی باشد. مردم مسلمان موظفند که هر وقت چیزی در مورد برادران و خواهران مسلمان خود شنیدند، تا زمانی که به سرحد یقین قطعی، نه ظن و گمان، نرسیده اند که جای شک و شبهه نباشد، و یا بینه شرعی اقامه نشده است، آنچه می شنوند، به اصطلاح معروف از این گوش بشنوند و از گوش دیگر بیرون کنند و به تعبیر دیگر همانجا که می شنوند دفن کنند و حتی به صورت اینکه من شنیدم هم نقل نکنند، نه تنها به صورت یک امر قطعی نقل نکنند، حتی اینطور هم نگویند که من چنین چیزی شنیده ام. همین گفتن شنیدم هم پخش است و اسلام از پخش این نوع خبرهای کثیف و ناپاک و آلوده ناراضی است. مخصوصا یک جمله در ذیل دارد که می فرماید: «و الله یعلم و انتم لا تعلمون؛ و خداوند مى داند و شما نمى دانید» (نور،19) می خواهد بفرماید که شما نمی دانید این جنایت، چقدر جنایت بزرگی است و طبعا هم نمی دانید که عقوبت این جنایت چقدر بزرگ است. اسلام می خواهد که محیط و جو جامعه اسلامی بر اساس اعتماد متقابل و حسن ظن و ظن خیر و بر اساس خوب گویی باشد نه براساس بی اعتمادی و بدگمانی و بدگویی، و به همین جهت اسلام غیبت را آنچنان حرام بزرگی دانسته است که تعبیر قرآن این است: «و لا یغتب بعضکم بعضا أیحب احدکم ان یأکل لحم اخیه میتا؛ هیچ یک از شما دیگرى را غیبت نکند، آیا کسى از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! (به یقین) همه شما از این امر کراهت دارید تقواى الهى پیشه کنید که خداوند توبه پذیر و مهربان است» (حجرات،12) که خلاصه اش این است آنکه از کس دیگر غیبت می کند در واقع دارد گوشت او را می خورد در حالی که او مرده است. روی همین اساس است که قرآن با بیانات گوناگون، این مطلب را تأکید و تکرار می کند. اسلام البته هیچ مدعایی را بدون دلیل نمی پذیرد. ولی بعضی از مدعاهاست که با گفتن حرف یک نفر هم قبول می شود حتی اگر آن یک نفر زن باشد، مثل مسائل زنانه ای که یک زن از طرف خودش بگوید. وقتی کسی می خواهد زنش را طلاق دهد، چون طلاق در حال عادت جایز نیست، از زن می پرسند تو پاکی یا در حال عادتی؟ اگر گفت پاکم، کافی است و اگر گفت در حال عادتم، حرفش قبول است. دیگر نمی گویند دو نفر شاهد اقامه کن، حرف خودش معتبر است. در بعضی موارد حتما باید دو شاهد مرد باشد مثل دعاوی مالی. ولی در دعاوی ناموسی آنجا که پای حرمت ناموس است، پای لکه دار شدن عفاف است، اسلام می گوید حتی دو شاهد عادل هم کافی نیست. اگر دو شاهد عادل که مردم پشت سر آنها نماز می خوانند و حتی از آنها تقلید می کنند بیایند و شهادت دهند که به چشم خودمان دیدیم که فلان زن زنا کرد اسلام می گوید کافی نیست، شما دو نفرید. سه نفر شاهد عادل هم اگر باشد می گوید کافی نیست. اگر چهار نفر شاهد عادل بیایند شهادت بدهند، آنوقت اسلام حاضر است که آن زن را متهم بشناسد و دلیل را کافی بداند. ممکن است بگویید اگر چنین چیزی باشد چندان اتفاق نمی افتد. چهار شاهد عادل از کجا پیدا شوند تا شهادت دهند زنی زنا کرده است؟ می گوییم مگر اسلام در مسأله زنا بنایش بر تجسس و تحقیق و تفتیش است؟ اسلام که می گوید چهار شاهد، هدفش این نیست که بخواهد تجسس و تحقیق شود تا بگویید با این شرایط سنگین، در صد هزار مورد یکی هم اتفاق نمی افتد که بیایند شهادت بدهند. اصلا اسلام می خواهد زنا کمتر ثابت شود. شاهد نیامد، نیامد. اگر هزار زنا صورت بگیرد و مخفی بماند، از نظر اسلام آسان تر است از اینکه یک زن عفیفی که زنا نکرده، مورد اتهام قرار گیرد، و این (برای اسلام) اهمیت بیشتری دارد. اسلام نمی خواهد زنا انجام شود، ولی اینکه نمی خواهد زنا شود، از راه شاهد و مجازات نیست، بلکه راههای دیگری تعبیه کرده است. اگر به راههای تربیت فردی و مقررات اجتماعی (اسلام) عمل شود، زنا واقع نمی شود، نه اینکه زنا که واقع شد مجازات می کنند و از راه مجازات جلوی زنا را می گیرند. بله، مجازات هم قائل شده است، آنهایی که این تربیت در ایشان اثر نمی بخشد بدانند که راه تازیانه خوردن و در مواردی راه کشته شدن آنها و گاهی کشته شدن از طریق سنگسار، باز است. در آیه 5 سوره نور درباره کسانی که نسبت زنا به زنان بدهند آمده: «الا الذین تابوا من بعد ذلک و اصلحوا فان الله غفور رحیم؛ مگر آنان که بعد از این توبه کنند و (خود را) اصلاح کنند، پس خداوند آمرزنده و مهربان است». همین قدر که کسی زنی را متهم کرد و نتوانست ثابت کند، تازیانه را حتما باید بخورد یعنی شهادتش هیچ وقت قبول نمی شود و «الا الذین تابوا » استثنای عبارت آخر است، یعنی آن مقدار از او اعاده حیثیت می شود که نماز جماعت می توان پشت سر او خواند و می توان از او تقلید کرد، قاضی هم می تواند باشد، اما شهادتش هرگز قبول نمی شود. |
|||
|
|
۱۵:۰۳, ۱۲/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
پیامبر اکرم میفرمایند:
هرکس آبروی مومنی رو ببره مثل آن است که خانه کعبه را خراب کرده و 70 پیغمبر را سر بریده. |
|||
|
|
۱۰:۱۲, ۱/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
(۱۲/مرداد/۹۰ ۱۵:۰۳)نجف آبادی نوشته است: پیامبر اکرم میفرمایند: رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم):روزی حضرت توجه ای به کعبه کردند و فرمودند : خانه خدا چقدر بزرگی تو و بزرگ است احترام تو بر خداوند اما قسم به خدا که حرمت مومن سه برابر بیشتر از توست زیرا 1- مال مومن محترم است2- جان مومن محترم است 3- آبروی مومن محترم است و کسی نباید به مومن سوظن داشته باشد . بحار الانوار ج 67 ص71فرین بر تو ای |
|||
|
|
۱۲:۴۰, ۱۶/شهریور/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/مرداد/۹۱ ۱۸:۱۰ توسط حسن عزتي.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
بنام ستار معاصی عاصیان ممنون از ایجاد مبحثی به این زیبایی.... احادیث در مورد حفظ حرمت مومن رو دوستان نقل کردندو بنده فقط یه نکته رو خواستم عرض کنم . یکی از راههای زشتی که باعث ریختن آبرومیشه تهمت زدنه که اگر آبروی هر شخصی باشه بسیار عمل زشت و ناپسندیه و اگر آبروی مومن باشه که حساب اون شخص با کرام الکاتبینه. حضرت امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: اِذَا اتَّهَمَ المُؤُمِنُ اَخاهُ اِنماثَ الايمانُ مِن قَلبِهِ كَما يَنماثُ المِلحُ فِى الماءِ ؛ هرگاه مؤمن به برادر [دينى] خود تهمت بزند، ايمان در قلب او از ميان مىرود، همچنان كه نمك در آب، ذوب مىشود. كافى، ج 2، ص 361، ح 1 گاهی اوقات ما انسانهای بی توجه !!! حرفها و نظرات و رفتارهایی را در مورد بعضی افراد داریم که پیش خود این عمل را زشت نمیپنداریم،در حالی که ممکن است با آن رفتار و گفتار تهمتی به کسی وارد کرده و به آبروی او لطمه وارد کنیم که در این صورت مشمول این حدیث گرانقدر میشویم. خود تهمت زدن با اختیار و عمدی گناهی است نابخشودنی و بسیار زشت. پیغمبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) یک وقت در حضور اصحاب فرمود: «الا اخبرکم بشر الناس» آیا به شما خبر ندهم که بدترین مردم کیست؟ گفتند: بلی یا رسول الله. فرمود (عین جمله یادم نیست): بدترین مردم آن کسی است که خیر خودش را از دیگران منع می کند و هر چه دارد تنها برای خودش می خواهد. آنهایی که حاضر بودند گمان کردند با این مقدمه دیگر بدتر از این افراد کسی نیست. یک وقت فرمود: آیا می خواهید به شما بگویم از این بدتر کیست؟ صنف دیگری را ذکر فرمود. اصحاب گفتند: خیال کردیم بدتر از این گروه دوم دیگر کسی نیست. بعد فرمود: آیا می خواهید از آن بدتر را به شما بگویم کیست؟ گفتند از این بدتر هم مگر هست؟ آنگاه صنف سوم را فرمود: بدتر از این افراد، مردمان بد زبان فحاش تهمت زن و آبروبرند. اینجا دیگر حضرت توقف کرد، یعنی بدتر از اینها دیگر وجود ندارد. از دیگر مسایلی که در لطمه به آبروی مومن تاثیر دارد تمسخر است که در نوشته های بعدی به شرح آن می پردازم.ان شا الله یا علی (علیه السلام) مدد است.
|
|||
|
|
۲۳:۴۲, ۲۵/دی/۹۰
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
در یکی از شب های ماه رمضان در خلال بحث حدیثی را از امام باقر علیه السلام از کتاب شریف کافی بیان کردم با کمی توضیح
. تاثر و تعجب مخاطبین حین شنیدن و اظهار پشیمانی برخی و سوالات متعدد برخی دیگر، این واقعیت تلخ را یادآوری می کرد که آبروی دیگران -که از کعبه بالاتر است- برای بسیاری از ما مهم و محترم نیست ! آن حدیث را در یکی دو جلسه دیگر نیز تکرار کردم و بازخوردهای مشابه و ... این بار اینجا و برای خودم و شما آن حدیث مهم را نقل می کنم تا هر یک از ما به دقت عملکرد خودش را نسبت به مومنین ارزیابی کند : [b]«« یَجِبُ لِلمُومنِ عَلَی المُومنِ اَن یَستُرَ علیهِ سبعینَ کبیرةً » بر هر مومن واجب است تا از هر یک از مومنین هفتاد گناه کبیره را بپوشاند دقت بفرمایید: ما باید از هر نفر از مومنین هفتادعنوان گناه کبیرهاش را مخفی کنیم، بپوشانیم ، و برایش آبروداری کنیم و هیچگاه علیه او استفاده نکنیم ! ( چرا که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودهاند که نازل ترین مرتبه کفر این است که مرد از برادرش کلمهای را بشنود آن کلمه را نگه دارد تا روزی علیه آن برادر استفاده کند تا برادر را مفتضح کند!/ بحارالانوار جلد77 ) یعنی باید عیوب، گناهان و زشتی های دیگران را بپوشانیم و فراموش کنیم . |
|||
|
|
۰:۲۳, ۱۹/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/تیر/۹۱ ۰:۲۹ توسط فانوس *7*.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
این خاطره از یک دوست است :
آیا شما هم برای حفظ آبروی دیگران چنین کاری می کنید؟ زماني كه بچه بوديم، باغ انار بزرگی داشتيم .تا جايی كه يادمه، اواخر شهريور بود، همه فاميل اونجا جمع بودن چونكه وقت جمع كردن انارها رسيده بود، 8-9 سالم بيشتر نبود، اون روز تعداد زيادي از كارگران بومي در باغ ما جمع شده بودن براي برداشت انار . بعد از نهار بود كه تصميم به بازي گرفتيم، من زير يكی از اين درختان قايم شده بودم كه ديدم يكی از كارگراي جوونتر، در حالی كه كيسه سنگينی پر از انار در دست داشت، نگاهی به اطرافش انداخت و وقتی كه مطمئن شد كه كسی اونجا نيست، شروع به كندن چاله اي كرد و بعد هم كيسه انارها رو اونجا گذاشت و دوباره اين چاله رو با خاك پوشوند، دهاتی ها اون زمان وضعشون خيلی اسفناك بود و با همين چند تا انار دزدي، هم دلشون خوش بود ! با خودم گفتم، انارهاي مارو ميدزي! صبر كن بلايي سرت بيارم كه ديگه از اين غلطا نكنی، بدون اينكه خودمو به اون شخص نشون بدم به بازي كردن ادامه دادم، به هيچ كس هم چيزي در اين مورد نگفتم ! غروب كه همه كار گرها جمع شده بودن و ميخواستن مزدشنو از بابا بگيرن، من هم اونجا بودم، نوبت رسيد به كارگري كه انارها رو زير خاك قايم كرده بود، پدر در حال دادن پول به اين شخص بود كه من با غرور زياد با صداي بلند گفتم: بابا من ديدم كه علي اصغر، انارها رو دزديد و زير خاك قايم كرد! جاشم میتونم به همه نشون بدم، اين كارگر دزده و شما نبايد بهش پول بدين ! پدر خدا بيامرز ما، هيچوقت در عمرش دستشو رو كسی بلند نكرده بود، برگشت به طرف من، نگاهی به من كرد، همه منتظر عكس العمل پدر بودن، بابا اومد پيشم و بدون اينكه حرفی بزنه، یه سيلی زد تو صورتم و گفت برو دهنتو آب بكش، من خودم به علی اصغر گفته بودم، انارها رو اونجا چال كنه، واسه زمستون! بعدشم رفت پيش علی اصغر، گفت شما ببخشش، بچس اشتباه كرد، پولشو بهش داد، 20 تومان هم گذاشت روش، گفت اينم بخاطر زحمت اضافت! من گريه كنان رفتم تو اطاق، ديگم بيرون نيومدم ! كارگرا كه رفتن، بابا اومد پيشم، صورتمو بوسيد، گفت ميخواستم ازت عذر خواهی كنم! اما اين، تو زندگيت هيچوقت يادت نره كه هيچوقت با آبروي كسی بازي نكنی، علی اصغر كار بسيار ناشايستي كرده اما بردن آبروي مردي جلو فاميل و در و همسايه، از كار اونم زشت تره ! شب علی اصغر اومد سرشو انداخته پايين بود و واستاده بود پشت در، كيسه اي دستش بود گفت اينو بده به حاج آقا بگو از گناه من بگذره كيسه رو که بابام بازش كرد، ديديم كيسه اي كه چال كرده بود توشه، به اضافه همه پولايي كه بابا بهش داده بود! |
|||
|
|
۱۵:۳۳, ۱۹/تیر/۹۱
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
![]() روایات 1- بهترین مال خیر المال ما وفی العرض؛(1) بهترین مال آن است که با آن آبرو حفظ شود. 2- بردن آبرو، جنگ با خدا! عن ابی عبدالله علیهالسلام قال: قال رسولالله صلیالله علیه واله، قال الله تبارک و تعالی، مَن اَهان لی ولیا فقد ارصد لمحاربتی ؛ (2) امام صادق علیهالسلام فرمود که رسول خدا فرمودند: خداوند تبارک و تعالی فرموده است: هر کس دوستی از دوستان مرا خوار کند، در کمین جنگ با من نشسته است. 3- اهمیت حفظ آبرو عن ابی عبدالله علیهالسلام قال من قال فی مومن ما رَاَتْهُ عیناه و سمعته اُذناه فهو من الذین قال الله عز و جل "ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشة فی الذین آمنوا، لهم عذاب الیم"؛ (3) امام صادق علیهالسلام فرمودند: هر کس درباره مومن آنچه را دیدگانش دیده و گوشهایش شنیده بگوید از کسانی است که خداوند عزوجل دربارهاشان فرموده است: همانا برای کسانی که دوست دارند زشتی در میان مومنان آشکار شود، عذابی دردناک است.» (نور، 19) 4- رسوا نمودن مومن، خروج از ولایت خدا عن مفضل بن عمر قال قال لی ابوعبدالله علیهالسلام من روی علی مومن روایة یرید بها شینه و هدم مروءته لیسقط من اعین الناس اخرجه الله من ولایته الی ولایة الشیطان فلا یقبله الشیطان؛ (4) مفضل عمر روایت کرده است که حضرت صادق علیهالسلام به من فرمودند: هر کس به زبان مومنی سخن بگوید و از آن رسوایی او و از بین بردن مروّت و جوانمردیاش را بخواهد تا از چشم مردمان بیفتد، خداوند او را از ولایت خودش به ولایت شیطان میاندازد ولی شیطان هم او را نمیپذیرد. 5- عاقبت تحقیر مومن عن ابی عبدالله علیهالسلام قال مَن حقر مومنا مسکینا او غیر مسکین لم یزل الله عزوجل حاقراً له ماقتاً حتی یرجع عن محقرته ایاه؛ (5) امام صادق علیهالسلام فرمودند: کسی که مومنی را تحقیر نماید، خواه مسکین باشد یا غیر مسکین، این عمل پیوسته مورد تحقیر و دشمنی باری تعالی خواهد بود تا از روش نادرست خود برگردد و او را با دیده یک مسلمان مورد احترام بنگرد. 6- راه حفظ آبرو قال علی علیهالسلام مَن ضن بعرضه فلیدع المراء؛ (6) هر کس میخواهد آبروی خود را حفظ کند، باید از جدال بپرهیزد. 7- حرمت آبروی مومن تا قیام قیامت ایها الناس ان دِماءَکم و اعراضَکم علیکم حرامٌ الی آن تلقوا ربَکم؛ (7) پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم فرمودند: ای مردم! خون و مال و آبروی شما حرمت دارد تا قیام قیامت. 8- دستور به حفظ آبرو فمن استطاع منکم ان یلقی الله تعالی و هو تقی الراحة من دماء المسلمین واموالهم سلیم اللسان من اعراضهم فلیفعل ؛ (8) هر کس میتواند خداوند را به گونهای ملاقات نماید که دستش به خون مسلمین و اموال آنان آلوده نباشد و همچنین زبانش از تجاوز به آبروی مسلمانان سالم مانده باشد، این کار را انجام دهد. 9- اثر حفظ آبرو در قیامت عن النبی صلیالله علیه واله انه قال: من طلب لدنیا حلالا اِستعفافاً عن المسالة و سعیاً علی عیاله و تَعطُّفاً علی جاره لَقِیَ اللهَ و وجهُهُ کالقمر لیلةَ البدر؛ (9) رسول اکرم صلیالله علیه واله فرموده است: کسیکه از پی مال مشروع برود برای آنکه آبروی خود را از ذلت سوال مصون نگه دارد، عائله خویش را اداره کند و به همسایه خود کمک کند، در پیشگاه خداوند سربلند و روسفید است و صورتش مانند ماه تمام میدرخشد. 10-دعا برای محفوظ ماندن آبرو اللهم صل علی محمد وآله و صُن وجهی بالیسار، و لا تَبتَذِل جاهی بالاِقتار؛ (10) بار الها! آبروی مرا در جامعه با معیشت سهل و آسان حفظ فرما! و قدر و منزلتم را نزد مردم با تنگدستی سبک و خوار مگردان! - وسائل الشیعة، ج 21، ص 557. 2- الکافی، ج 2، ص 351. 3- الکافی، ج 2، ص 357. 4- الکافی، ج 2، ص 358. 5- الکافی، ج 2، ص 351. 6- نهجالبلاغة،ص 538. 7- تحفالعقول، ص 30. 8- نهجالبلاغة، ص 253. 9- مستدرک الوسائل، ج 13، ص 17. 10- الصحیفة السجادیة، ص 98. |
|||
|
|
۱۵:۵۴, ۱۹/تیر/۹۱
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
ضرورت حفظ آبروي مومن
توجه به اخلاق اسلامي در عرصه تعاملات اجتماعي نشانه ايمان و اخلاص است. اسلام به پيروان خود سفارش كرده است كه از راههاي مشروع به مقاصد و اهداف خويش برسند. بنابراين يك مومن ضمن اينكه داراي هدف مقدس است از راههاي مشروع نيز استفاده مي كند. در اين مقاله سعي شده است به اهميت اخلاق اجتماعي و حفظ حرمت ديگران پرداخته شود. ضرورت حفظ حرمت آبروي ديگران يكي از آموزه هاي مهم تربيتي كه مورد تاكيد مكتب انسان ساز اسلام قرار دارد ضرورت حرمت آبروي ديگران است. اين موضوع آنقدر مهم است كه تجاوز به آبروي ديگران جزء بزرگترين گناهان محسوب شده و از طرف خداوند وعده عذاب اليم داده شده است. در اين آيين گناه تجاوز به آبروي مسلمان از گناه زناي با محارم بالاتر است. در اين مكتب آبروي مسلمان همچون مال و خون او بر مسلمانان ديگر حرام شمرده شده است. طبق تعاليم ديني اسلام نزديكترين وضعي كه بنده به كفر پيدا مي كند آن است كه با فردي برادر ديني باشد و لغزش ها و خطاهاي او را شماره كند تا روزي او را به آنها سرزنش نمايد[b].پيامبر اكرم صلوات الله عليه مي فرمايند همه چيز مسلمان، از مال، آبرو و خونش بر مسلمان ديگر حرام است. هرگاه مومن برادر ديني خود را متهم نمايد، ايمان او آب مي شود و از بين مي رود همان طوري كه نمك در آب حل مي شود و از بين مي رود,و نيز مي فرمايند- كسي كه مرد مسلمان يا زن مسلماني را غيبت كند، خداوند متعال چهل روز نماز و روزه او را قبول نمي كند، مگر آنكه غيبت شونده او را عفو كند. هر كه به عيب جويي، كسي را به صفتي كه در او نيست ياد كند ويا تهمتي بزند خداوند او را در آتش جهنم محبوس دارد تا گفته خويش را مجري دارد.[/b] خدا مي بيند و مي پوشد ادمي نمي بينيد و مي خروشد ان الانسان كان ظلومأ جهولا |
|||
|
|
۱۶:۲۰, ۱۹/تیر/۹۱
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
می دونید یکی از بزرگترین دلایل گناه کبیره ی غیبت چیه ؟
ریخته شدن آبرو ی مومن در اسلام داریم که غیبت کردن از زنا با محارم در خانه ی کعبه بدتر است چرا ؟ چون به واسطه ی غیبت آبروی کسی ریخته می شود و همچنین اگر کسی زیاد غیبت کند باید به حلال زاده بودن خودش شک کند!!!! |
|||
|
|
۱۰:۴۷, ۲۰/تیر/۹۱
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام حفظ آبروی اشخاص خیلی مهم هست مومن و غیر مومن نداره کلا بطور ذاتی انسان یک حس مهم بودن داره شماها تاحالا شده به کسی بگید اشتباه میکنی اونوقت چه اتفاقی می افته؟ طرفتون سری آرایش دفاعی میگیره و میخواد از خودش و ایده و حرفی که زده دفاع کنه ولو به این که اشتباه میکنه پس حتی برای گفتن اشتباه طرف باید با دید باز اشتباه فرد رو بهش متذکر شد تا اون هم بتونه قبول کنه حالا شما فکر کنید در جائی که طرف اشتباه بزرگ و فاحشی مرتکب شده شما بخواید با آبروی طرف بازی کنید اصلا بزنید خورد و خاک شیرشم بکنید آخرش که چی یه حس بدی به خودتون دست میده اونطرف هم له و لورده شده و با یک ترور شخصیت باید چند صباحی زندگی کنه تا با یه اتفاق نو اینها از ضهنش بره تازه هر از چند گاهی یادش میاد و کلی از شما دلخور میشه برای همین این خیلی مهم هست که شما هر کاری برای حفظ آبرو و آرامش دیگران انجام بدی که مطمئنا اولین اثر این کار به خود شما بر میگرده اگر از کسی طلب دارید طبق آیات قرآن مهلت بدید تا توانگر بشه اگر کسی به ناحق حقی ازتون ضایع کرده گزشت کنید . . . . شعار دادن راحت عمل کردن مهم هست صلوات یا الله |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| معیشت که نبود، دین هم نیست؛ اخلاق هم نیست | Mohammad Trust | 0 | 1,447 |
۲۹/تیر/۹۱ ۱۳:۲۸ آخرین ارسال: Mohammad Trust |
|











![[تصویر: 225853165198115692311223023268107143229252.jpg]](http://img.tebyan.net/big/1386/07/225853165198115692311223023268107143229252.jpg)
