کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام

نظرسنجی: اگر در منگنه باشید کدام راه را انتخاب می کنید :
از دست دادن پول برای حفظ آبرو دیگری
ضرر جانی برای حفظ آبروی دیگری
برای حفط آبرو کس دیگری دریغ نکردن از هیچ چیزی
حفط آبروی کسی به شرط هیچ ضرری اعم از مادی و جانی
     


ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 4.25 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
آبرویی که گاهی برامون مهم نیست ریخته شه!!!
۰:۲۲, ۱۲/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #1
آواتار
مشرکین ، یک ماجرای تاریخی برای ریختن آبروی پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به وجود آوردند به نام افک.
افک یعنی تهمت که مربوط به یک جریان تاریخی است. یکی از همسران پیغمبر اکرم را در یک جریان منافقانه بود مورد اتهام قرار دادند. آن زن به عقیده تسنن، عایشه بوده و به عقیده بعضی از تشیع، ماریه قبطیه بوده ولی به عقیده بعضی دیگر هم عایشه بوده است. خلاصه داستان به نقل اهل سنت این است که عایشه همسر پیامبر هنگام بازگشت مسلمین از یک غزوه، در یکی از منزلها برای قضای حاجت داخل جنگلی شد، در آنجا طوق (روبند) او به زمین افتاد و مدتی دنبال آن می گشت و در نتیجه از قافله باز ماند و توسط صفوان که از دنبال قافله برای جمع آوری از راه ماندگان حرکت می کرد، با تأخیر وارد مدینه شد. به دنبال این حادثه منافقین تهمتهایی را علیه همسر پیامبر شایع کردند. آیه زیر نازل شد که:
«ان الذین جاؤا بالافک عصبه منکم لا تحسبوه شرا لکم بل هو خیر لکم لکل امری ء منهم ما اکتسب من الاثم و الذی تولی کبره منهم له عذاب عظیم؛
همانا کسانی که آن تهمت عظیم را (درباره ی یکی از زنان پیامبر) به میان آوردند، دسته ای از شما بودند. آن تهمت را برای خود شر مپندارید، بلکه آن برای شما خیر و مصلحت است. بر عهده ی هر فردی از آنها سهمی از گناه است و آن که بخش عمده ی آن دروغ سازی را بر عهده داشته عذابی بزرگ دارد» (نور/ 11).

«ان الذین جاؤا بالافک عصبه منکم» آنان که " افک " را ساختند و خلق کردند، بدانید یک دسته متشکل و یک عده افراد به هم وابسته از خود شما هستند. قرآن به این وسیله مؤمنین و مسلمین را بیدار می کند که توجه داشته باشید در داخل خود شما، از متظاهران به اسلام، افراد و دسته جاتی هستند که دنبال مقصدها و هدفهای خطرناک می باشند، یعنی قرآن می خواهد بگوید قصه ساختن این " افک " از طرف کسانی که ساختند روی غفلت و بی توجهی و ولنگاری نبود، روی منظور و هدف بود، هدف هم بی آبرو ساختن پیغمبر و از اعتبار انداختن پیغمبر بود، که به هدفشان نرسیدند. وقتی که اوضاع آرام است خطری ندارد.

سپس در آیه 12 همین سوره می فرماید:
«لولا اذ سمعتموه ظن المؤمنون و المؤمنات بانفسهم خیرا؛
چرا هنگامى که این (تهمت) را شنیدید، مردان و زنان با ایمان نسبت به خود (و کسى که همچون خود آنها بود) گمان خیر نبردند و نگفتند این دروغى بزرگ و آشکار است؟»
قرآن می توانست به این تعبیر بگوید: ای مسلمانها! چرا آن وقت که شنیدید، به برادران مسلمانتان گمان بد بردید و گمان خوب نبردید؟ اگر چنین می گفت یک مطلب ساده ای گفته بود. ولی قرآن همین مطلب را با بیان دیگر می گوید، نمی گوید (چرا به برادران مؤمن و خواهران مؤمنتان گمان بد بردید؟، می گوید " چرا به خودتان گمان بد بردید؟ " یعنی توجه داشته باشید، شما یک پیکرید، شما به قول مولوی " نفس واحد " هستید: مؤمنان هستند نفس واحده.

همه مسلمانها و مؤمنین باید اینطور حساب کنند که اعضای یک پیکرند، اگر تهمتی به یک مؤمن زده می شود آن را به خودشان تلقی کنند. این یک نکته که به جای اینکه بگوید چرا به برادران مؤمن گمان خیر نبردید می گوید چرا به خودتان گمان خیر نبردید، یعنی مسلمان " من " و " او " نباید داشته باشد، مسلمان باید بداند عرض برادر مسلمان عرض اوست، آبروی برادر مسلمان آبروی خودش است. نکته دوم اینکه باز نمی گوید چرا " شما " به خودتان گمان خوب نبردید؟، می گوید: چرا " مؤمنین و مؤمنات " به خودشان گمان خوب نبردند؟ اولا زن و مرد را با هم ذکر می کند، یعنی زن و مرد ندارد، و ثانیا کلمه " ایمان " را دخالت می دهد، می خواهد بگوید ایمان ملاک وحدت و اتحاد است، مؤمنان از آن جهت که مؤمن هستند نفس واحد هستند، یعنی ملاک وحدت و اتحاد را هم بیان می کند.

قرآن همچنین درباره اشاعه فحشا در میان اهل ایمان حساسیت خود را بیان می کند و می فرماید:
«ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشه فی الذین امنوا لهم عذاب الیم؛
آنان که دوست دارند که فحشا درباره اهل ایمان شایع شود برای آنها عذابی دردناک است» (نور، 19).
این، معنایش این نیست که خود فحشا در میان اهل ایمان شایع شود، بلکه نسبت فحشا درباره اهل ایمان شایع شود، یعنی کسانی که دوست دارند عرض اهل ایمان را لکه دار کنند.

یک عده مردم، به اصطلاح روانشناسی امروز عقده دارند، هر جا که یک کسی را می بینند که در میان مردم یک وجهه ای و حیثیتی دارد، برای اینکه به این اشخاص حسادت می برند، همت و عرضه هم ندارند که خودشان را جلو بیندازند، فورا به این فکر می افتند که یک شایعه ای درباره او درست کنند. می گویند ما که نمی توانیم به او برسیم پس او را پایین بیاوریم. (چگونه این کار را انجام می دهند؟) با یک عملی در منتهای نامردی و آن اینکه یک شایعه ای علیه او بسازند و یک تهمتی به او بزنند. آنقدر این گناه بزرگ است که خدا می داند! به همین خاطر خداوند در سوره حجرات آیه 6 می فرماید: «یا ایهاالذین آمنوا ان جاءکم فاسق بنبا فتبینوا ان تصیبوا قوما بجهالة فتصبحوا علی ما فعلتم نادمین؛ ای کسانی که ایمان آورده اید اگر شخص فاسقی خبری برای شما بیاورد درباره آن تحقیق کنید، مبادا به گروهی از روی نادانی آسیب برسانید و از کرده خود پشیمان شوید». به همین جهت خداوند در این آیه می گوید: اگر ایمان را برگزیده ای همه جا آگاهانه عمل کن تا گرفتار پیامدهای مخرب و منفی نادانی نشوی و همیشه پیش از اقدام بیندیش تا پشیمانی را در هیچ صحنه ای مشاهده نکنی.

اگر خداوندی که مؤمن به او ایمان دارد پیوسته آبروی مؤمن را پاس می دارد و نسبت به حفظ آن تأکید می کند باید که انسان باایمان هم در حد خویش و با توان محدودی که در اختیار دارد زمینه اقداماتی که آبروی افراد را در معرض تهدید قرار می دهد فراهم نسازد. قرآن کریم تکیه فراوانی روی این مسأله دارد که جو جامعه اسلامی نباید جو تهمت و بهتان و افترا و بد گویی باشد. مردم مسلمان موظفند که هر وقت چیزی در مورد برادران و خواهران مسلمان خود شنیدند، تا زمانی که به سرحد یقین قطعی، نه ظن و گمان، نرسیده اند که جای شک و شبهه نباشد، و یا بینه شرعی اقامه نشده است، آنچه می شنوند، به اصطلاح معروف از این گوش بشنوند و از گوش دیگر بیرون کنند و به تعبیر دیگر همانجا که می شنوند دفن کنند و حتی به صورت اینکه من شنیدم هم نقل نکنند، نه تنها به صورت یک امر قطعی نقل نکنند، حتی اینطور هم نگویند که من چنین چیزی شنیده ام.

همین گفتن شنیدم هم پخش است و اسلام از پخش این نوع خبرهای کثیف و ناپاک و آلوده ناراضی است. مخصوصا یک جمله در ذیل دارد که می فرماید:
«و الله یعلم و انتم لا تعلمون؛ و خداوند مى داند و شما نمى دانید» (نور،19)
می خواهد بفرماید که شما نمی دانید این جنایت، چقدر جنایت بزرگی است و طبعا هم نمی دانید که عقوبت این جنایت چقدر بزرگ است. اسلام می خواهد که محیط و جو جامعه اسلامی بر اساس اعتماد متقابل و حسن ظن و ظن خیر و بر اساس خوب گویی باشد نه براساس بی اعتمادی و بدگمانی و بدگویی، و به همین جهت اسلام غیبت را آنچنان حرام بزرگی دانسته است که تعبیر قرآن این است: «و لا یغتب بعضکم بعضا أیحب احدکم ان یأکل لحم اخیه میتا؛ هیچ یک از شما دیگرى را غیبت نکند، آیا کسى از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! (به یقین) همه شما از این امر کراهت دارید تقواى الهى پیشه کنید که خداوند توبه پذیر و مهربان است» (حجرات،12) که خلاصه اش این است آنکه از کس دیگر غیبت می کند در واقع دارد گوشت او را می خورد در حالی که او مرده است. روی همین اساس است که قرآن با بیانات گوناگون، این مطلب را تأکید و تکرار می کند.

اسلام البته هیچ مدعایی را بدون دلیل نمی پذیرد. ولی بعضی از مدعاهاست که با گفتن حرف یک نفر هم قبول می شود حتی اگر آن یک نفر زن باشد، مثل مسائل زنانه ای که یک زن از طرف خودش بگوید. وقتی کسی می خواهد زنش را طلاق دهد، چون طلاق در حال عادت جایز نیست، از زن می پرسند تو پاکی یا در حال عادتی؟ اگر گفت پاکم، کافی است و اگر گفت در حال عادتم، حرفش قبول است. دیگر نمی گویند دو نفر شاهد اقامه کن، حرف خودش معتبر است. در بعضی موارد حتما باید دو شاهد مرد باشد مثل دعاوی مالی. ولی در دعاوی ناموسی آنجا که پای حرمت ناموس است، پای لکه دار شدن عفاف است، اسلام می گوید حتی دو شاهد عادل هم کافی نیست. اگر دو شاهد عادل که مردم پشت سر آنها نماز می خوانند و حتی از آنها تقلید می کنند بیایند و شهادت دهند که به چشم خودمان دیدیم که فلان زن زنا کرد اسلام می گوید کافی نیست، شما دو نفرید. سه نفر شاهد عادل هم اگر باشد می گوید کافی نیست. اگر چهار نفر شاهد عادل بیایند شهادت بدهند، آنوقت اسلام حاضر است که آن زن را متهم بشناسد و دلیل را کافی بداند.

ممکن است بگویید اگر چنین چیزی باشد چندان اتفاق نمی افتد. چهار شاهد عادل از کجا پیدا شوند تا شهادت دهند زنی زنا کرده است؟ می گوییم مگر اسلام در مسأله زنا بنایش بر تجسس و تحقیق و تفتیش است؟ اسلام که می گوید چهار شاهد، هدفش این نیست که بخواهد تجسس و تحقیق شود تا بگویید با این شرایط سنگین، در صد هزار مورد یکی هم اتفاق نمی افتد که بیایند شهادت بدهند. اصلا اسلام می خواهد زنا کمتر ثابت شود. شاهد نیامد، نیامد. اگر هزار زنا صورت بگیرد و مخفی بماند، از نظر اسلام آسان تر است از اینکه یک زن عفیفی که زنا نکرده، مورد اتهام قرار گیرد، و این (برای اسلام) اهمیت بیشتری دارد. اسلام نمی خواهد زنا انجام شود، ولی اینکه نمی خواهد زنا شود، از راه شاهد و مجازات نیست، بلکه راههای دیگری تعبیه کرده است. اگر به راههای تربیت فردی و مقررات اجتماعی (اسلام) عمل شود، زنا واقع نمی شود، نه اینکه زنا که واقع شد مجازات می کنند و از راه مجازات جلوی زنا را می گیرند. بله، مجازات هم قائل شده است، آنهایی که این تربیت در ایشان اثر نمی بخشد بدانند که راه تازیانه خوردن و در مواردی راه کشته شدن آنها و گاهی کشته شدن از طریق سنگسار، باز است.

در آیه 5 سوره نور درباره کسانی که نسبت زنا به زنان بدهند آمده:
«الا الذین تابوا من بعد ذلک و اصلحوا فان الله غفور رحیم؛
مگر آنان که بعد از این توبه کنند و (خود را) اصلاح کنند، پس خداوند آمرزنده و مهربان است».
همین قدر که کسی زنی را متهم کرد و نتوانست ثابت کند، تازیانه را حتما باید بخورد یعنی شهادتش هیچ وقت قبول نمی شود و «الا الذین تابوا » استثنای عبارت آخر است، یعنی آن مقدار از او اعاده حیثیت می شود که نماز جماعت می توان پشت سر او خواند و می توان از او تقلید کرد، قاضی هم می تواند باشد، اما شهادتش هرگز قبول نمی شود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MESSENGER ، Ahmad-A.R.M ، فاطمه خانم ، علی 110 ، بیداری اندیشه ، دوست خدا ، حسن.س. ، بیداری12 ، یاســین ، mahdis

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۳:۳۲, ۲۰/تیر/۹۱
شماره ارسال: #11
آواتار
نقل قول: چند وقت پيش با پدر و مادرم رفته بوديم رستوران كه هم آشپزخانه بود هم چند تا ميز گذاشته بود براي مشتريها ,, افراد زيادي اونجا نبودن , 3نفر ما بوديم با يه زن و شوهر جوان و يه پيرزن پير مرد كه نهايتا 60-70 سالشون بود ,,

ما غذا مون رو سفارش داده بوديم كه يه جوان نسبتا 35 ساله اومد تو رستوران يه چند دقيقه اي گذشته بود كه اون جوانه گوشيش زنگ خورد , البته من با اينكه بهش نزديك بودم ولي صداي زنگ خوردن گوشيش رو نشنيدم , بگذريم شروع كرد با صداي بلند صحبت كردن و بعد از اينكه صحبتش تمام شد رو كرد به همه ما ها و با خوشحالي گفت كه خدا بعد از 8 سال يه بچه بهشون داده و همينطور كه داشت از خوشحالي ذوق ميكرد روكرد به صندوق دار رستوران و گفت اين چند نفر مشتريتون مهمونه من هستن ميخوام شيرينيه بچم رو بهشون بدم ,,

به همشون باقالي پلو با ماهيچه بده ,, خوب ما همه گيمون با تعجب و خوشحالي داشتيم بهش نگاه ميكرديم كه من از روي صندليم بلند شدم و رفتم طرفش , اول بوسش كردم و بهش تبريك گفتم و بعد بهش گفتم ما قبلا غذا مون رو سفارش داديم و مزاحم شما نميشيم, اما بلاخره با اسرار زياد پول غذاي ما و اون زن و شوهر جوان و اون پيره زن پيره مرد رو حساب كرد و با غذاي خودش كه سفارش داده بود از رستوران خارج شد , ,,,

خب اين جريان تا اين جاش معمولي و زيبا بود , اما اونجايي خيلي تعجب كردم كه ديشب با دوستام رفتيم سينما كه تو صف براي گرفتن بليط ايستاده بوديم , ناگهان با تعجب همون پسر جوان رو ديدم كه با يه دختر بچه 4-5 ساله ايستاده بود تو صف ,,, از دوستام جدا شدم و يه جوري كه متوجه من نشه نزديكش شدم و باز هم با تعجب ديدم كه دختره داره اون جوان رو بابا خطاب ميكنه ,,

ديگه داشتم از كنجكاوي ميمردم , دل زدم به دريا و رفتم از پشت زدم رو كتفش ,, به محض اينكه برگشت من رو شناخت , يه ذره رنگ و روش پريد ,, اول با هم سلام و عليك كرديم بعد من با طعنه بهش گفتم , ماشالله از 2-3 هفته پيش بچتون بدنيا اومدو بزرگم شده ,, همينطور كه داشتم صحبت ميكردم پريد تو حرفم گفت ,, داداش او جريان يه دروغ بود , يه دروغ شيرين كه خودم ميدونم و خداي خودم,,

ديگه با هزار خواهشو تمنا گفت ,,,,, اون روز وقتي وارد رستوران شدم دستام كثيف بود و قبل از هر كاري رفتم دستام رو شستم ,, همينطور كه داشتم دستام رو ميشستم صداي اون پيرمرد و پير زن رو شنيدم البته اونا نميتونستن منو ببينن كه دارن با خنده باهم صحبت ميكنن , پيرزن گفت كاشكي مي شد يكم ولخرجي كني امروز يه باقالي پلو با ماهيچه بخوريم ,, الان يه سال ميشه كه ماهيچه نخوردم ,,, پير مرده در جوابش گفت , ببين امدي نسازيها قرار شد بريم رستوران و يه سوپ بخريم و برگرديم خونه اينم فقط بخاطر اينكه حوصلت سر رفته بود ,, من اگه الان هم بخوام ولخرجي كنم نميتونم بخاطر اينكه 18 هزار تومان بيشتر تا سر برج برامون نمونده ,,

همينطور كه داشتن با هم صحبت ميكردن او كسي كه سفارش غذا رو ميگيره اومد سر ميزشون و گفت چي ميل دارين ,, پيرمرده هم بيدرنگ جواب داد , پسرم ما هردومون مريضيم اگه ميشه دو تا سوپ با يه دونه از اون نوناي داغتون برامون بيار ,,

من تو حالو هواي خودم نبودم همينطور اب باز بود و داشت هدر ميرفت , تمام بدنم سرد شده بود احساس كردم دارم ميميرم ,, رو كردم به اسمون و گفتم خدا شكرت فقط كمكم كن ,, بعد امدم بيرون يه جوري فيلم بازي كردم كه اون پير زنه بتونه يه باقالي پلو با ماهيچه بخوره همين ,,

ازش پرسيدم كه چرا ديگه پول غذاي بقيه رو دادي ماهاكه ديگه احتياج نداشتيم ,, گفت داداشمي ,, پول غذاي شما كه سهل بود من حاضرم دنياي خودم و بچم رو بدم ولي ابروي يه انسان رو تحقير نكنم ,, اين و گفت و رفت ,,

يادم نمياد كه باهاش خداحافظي كردم يا نه , ولي يادمه كه چند ساعت روي جدول نشسته بودم و به دروديوار نگاه ميكردم و مبهوت بودم ,,,, واقعا راسته كه خدا از روح خودش تو بدن انسان دميد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mohammad reza ، ضرغامیان ، AMINI ، azade ، احیاء ، بیداری اندیشه
۱۳:۵۰, ۲۱/تیر/۹۱
شماره ارسال: #12
آواتار
- آبروی مومن
امیرمومنان علیه‌السلام مقدار پنج وسق (حدود پنج بار) خرما برای مردی فرستاد. آن مرد شخصی آبرومند بود و از کسی تقاضای کمک نمی کرد، شخصی در آنجا بود به علی علیه‌السلام گفت: «آن مرد که تقاضای کمک نکرد، چرا برای او خرما فرستادی؟ به علاوه یک وسق برای او کافی بود.» امیرمومنان علی‌علیه‌السلام به او فرمود: «خداوند امثال تو را در جامعه ما زیاد نکند، من می‌دهم، تو بخل می‌ورزی، اگر من آنچه را که مورد حاجت او است، پس از سوال او به او بدهم، چیزی به او نداده‌ام، بلکه قیمت آبرویی را که به من داده، به او داده‌‌ام. زیرا اگر صبر کنم تا او سوال کند، در حقیقت او را وادار کرده‌ام که آبرویش را به من بدهد، آن رویی را که در هنگام عبادت و پرستش خدای خود و خدای من، به خاک می‌سایید.»
- وسائل الشیعة، ج 2 ص 118
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: أین المنتظر ، ضرغامیان ، دوست خدا ، احیاء ، بیداری اندیشه ، یاســین
۲۲:۳۴, ۱۸/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #13
آواتار



در آیه 5 سوره نور درباره کسانی که نسبت زنا به زنان بدهند آمده: «الا الذین تابوا من بعد ذلک و اصلحوا فان الله غفور رحیم؛ مگر آنان که بعد از این توبه کنند و (خود را) اصلاح کنند، پس خداوند آمرزنده و مهربان است». همین قدر که کسی زنی را متهم کرد و نتوانست ثابت کند، تازیانه را حتما باید بخورد یعنی شهادتش هیچ وقت قبول نمی شود و «الا الذین تابوا » استثنای عبارت آخر است، یعنی آن مقدار از او اعاده حیثیت می شود که نماز جماعت می توان پشت سر او خواند و می توان از او تقلید کرد، قاضی هم می تواند باشد، اما شهادتش هرگز قبول نمی شود.



ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دوست خدا ، بیداری اندیشه ، یاســین
۲۲:۴۶, ۱۸/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #14
آواتار
آبروی مومن از حفاظت از کعبه مهم تره

کعبه رو بهش یه اهانت میکنن تمومتون میسوزین

اونوقت از کعبه بالاترشو اهانت کنن بشینیم برو بر نیگا کنیم؟
Huh
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دوست خدا ، فانوس *7* ، azade
۲۳:۰۱, ۱۸/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #15
آواتار
(۱۸/مرداد/۹۱ ۲۲:۴۶)بی نام نوشته است:  اونوقت از کعبه بالاترشو اهانت کنن بشینیم برو بر نیگا کنیم؟Huh

بخشی از دعای سی و هشتم صحیفه سجادیه :

بار خدایا به پیشگاهت عذر میخواهم در حق ستمدیده ای که در حضور من بر او ستم رفته و من یاریش ننمودم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فانوس *7* ، azade ، AMINI ، احیاء ، بیداری اندیشه ، یاســین
۱۷:۰۲, ۱۹/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #16
آواتار
1- عبد الله سنان گويد : به امام صادق عليه السلام عرض كردم :‌آيا عورت مومن بر مؤمن حرام است ؟ فرمود : آري ، عرض كردم : يعني شرمگاهش ؟ فرمود : آن طوري كه فكر مي كني نيست ، بلكه مراد از عورت ، افشاي سرّ مؤمن است .
2- امام صادق عليه السلام فرمود : هر كه مطلبي را در مورد مؤمني بازگو كند كه قصدش رسوا كردن او و ريختن آبرويش باشد تا از نظر مردم بيفتد ، خداوند او را از دوستي خود به دوستي شيطان خارج كند ، و شيطان هم او را نپذيرد .
3- امام صادق عليه السلام در مورد حديث « عَورةُ المؤمن علي المومن حرامٌ » فرمود : مراد از عورت آن نيست كه مؤمن برهنه شود و تو عضوي از او را ببيني ، بلكه عورت عبارت است از اين كه به ضرر مؤمن سخني بگويي و يا از او عيبجويي نمايي .
4- محمد بن فضيل گويد : به امام موسي كاظم عليه السلام عرض كردم :‌قربانت گردم ، درباره يكي از برادرانم خبري به من رسيده است كه در شأن او نيست از خود وي پرسيدم انكار كرد، در صورتي كه گروه موثّقي آن را به من اطلاع داده است .
فرمود : اي محمد چشم وگوش خود را نسبت به برادرت تكذيب كن ، اگر پنجاه نفر پيش تو قسم بخورند و عليه برادرت گواهي دهند ، ولي برادرت خلاف آن را بگويد گفته وي را تصديق و آنها را تكذيب كن و نبايد چيزي را كه باعث سر شكستگي اوست و به آبرو و حيثيّت او لطمه مي زند در مورد او منتشر كني زيرا در اين صورت جزء كساني هستي كه خدا درباره آنان فرموده است :
« آنان كه دوست دارند کار زشتي درباره مؤمنين فاش گردد براي آنها در دنيا و آخرت عذاب دردناكي است »
5- پيغمبر صلي الله عليه و آله فرمود : هر كه كلام زشتي را بشنود و آن را انتشار دهد مانند كسي است كه آن را انجام داده، وهم چنين افشا كننده كلام خوب مانند انجام دهنده آن است .
6- امام صادق عليه السلام فرمود : كه پيغمبر صلي الله عليه و آله فرموده است : هر كه عمل زشتي را منتشر كند كيفرش مانند شروع كننده آن است ، و هر كه مؤمني را به سبب چيزي سرزنش كند ، نمي ميرد تا اين كه خودش مرتكب آن شود .
7- فيض بن مختار گويد : از امام صادق عليه السلام شنيدم كه فرمود : وقتي كه به حضرت عيسي عليه السلام مائده نازل شد به حواريون گفت بدون اجازه من از مائده نخوريد ، ولي يكي از آنها از مائده خورد . ديگران به عيسي گفتند : يا روح الله فلاني از مائده خورد ، عيسي از او پرسيد آيا تو از مائده خوردي ؟
گفت : نه ، حواريون گفتند چرا يا روح الله به خدا قسم وي از مائده خورد ، حضرت عيسي فرمود : برادرت را تصديق ، و چشمت را تكذيب كن .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دوست خدا ، فانوس *7* ، azade ، بیداری اندیشه ، یاســین
۲۳:۲۴, ۱۹/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #17
آواتار
یکی از دلایلی که غیبت کردن جزء گناهان کبیره محسوب میشه
هم
اینکه باعث ریختن آبروی بنده خدایی می شود


و به فرموده حضرت علی علیه السلام : «مبغوض ترین مردمان نزد خدای تعالی،
غیبت
کننده است.» پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله گناه
غیبت
را از زنا بدتر دانسته است؛ زیرا زنا کننده اگر توبه کند، خداوند او را می آمرزد، ولی
غیبت
کننده را نمی آمرزد، مگر اینکه شخص
غیبت
شده، او را ببخشد. باز از آن حضرت نقل است که: «ترک کردن
غیبت
، در نزد خداوند متعال، محبوب تر است از ده هزار رکعت نماز.» چه بسا زیان کارانی که حاصل سال ها عبادت خود را به سبب افروختن شعله
غیبت
و [u]ریختن آبروی [/b]برادر دینی خود، از کف می دهند. مولای متقیان علی علیه السلام در این باره می فرماید: «زنهار! بپرهیز از
غیبت
که تو را نزد خدای تعالی و نزد مردم مبغوض می کند و پاداش تو را از میان ببرد.»
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمود ، دوست خدا ، AMINI ، احیاء ، بیداری اندیشه ، یاســین
۱:۴۴, ۲۳/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #18
آواتار
امام عسكرى سلام الله علیه : اِتَّقُوا اللَّهَ وكونوا زَينًا ولا تَكونوا شَينًا از خدا بترسيد و مايه آراستگى و آبرومندى [ما] باشيد، نه باعث عيب و ننگ ميزان الحكمه ج 13، ح 21781
کتابخانه :: مراقبات ماه رمضان :: خوراک حدیث روز
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: AMINI ، دوست خدا ، احیاء
۱۵:۵۴, ۱۸/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #19
آواتار
خداوکیلی ارزش داره هر روز قبل از مواجهه با دیگران و حتی ورود به تالار این رو بخونیم

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: joseffist ، Farzaneh ، مجنون الحسین ، N.Mahdavian ، مفقود الاثر ، fazel ، ali.khm ، MAHDI59 ، یا صاحب الزمان ، وحید110 ، faateme-313 ، بیداری اندیشه ، حسن.س. ، یاســین
۲۰:۴۶, ۱۸/بهمن/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/بهمن/۹۱ ۲۲:۵۵ توسط حسن.س..)
شماره ارسال: #20
آواتار
کاش یادمان بماند که یکی از اسماء الهی ستار است و جز خداوند یا کسی که از طرف او ولایت دارد،فردی حق ندارد عیب کسی را آشکار کند چه برسد به گمان و ظن و تهمت و غیبت دست ببرد.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ ۖوَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًا ۚ أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ ۚ وَاتَّقُوا اللَّـهَ ۚ إِنَّ اللَّـهَ تَوَّابٌ رَّحِيمٌ ﴿١٢حجراتاى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، از بسيارى از گمانها بپرهيزيد كه پاره‌اى از گمانها گناه است، و تجسس مكنيد، و بعضى از شما غيبت بعضى نكند؛ آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده‌اش را بخورد؟ از آن كراهت داريد. [پس‌] از خدا بترسيد، كه خدا توبه‌پذير مهربان است.

اگر بدانیم که وظیفه ی ماست که به ستاریت خداوند نزدیک شویم دست از برخی سخنان برمی داریم.ما به بهشت ابدی نمی رسیم اگر ستار نباشیم. حتی اگر یک عیب از برادر مومنی را می بینی وظیفه داری چشم و گوشت را تکذیب کنی و الا با آن خاطره دیگر نمی توانی به بهشتی وارد شوی که سخن اهلش مدام سلام و سلام است.چگونه رویمان می شود که به مومنی که از او عیبی در خاطره داریم سلام کنیم چه برسد به کینه؛ اگر خدای نکرده هنوز از او اندکی در وجودمان یادی معیوب است این سلام منافقانه است جای منافق در عمق جهنم است.

إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّـٰلِحَـٰتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُم‌ بِإِيمَـٰنِهِمْ تَجْرِي‌ مِن‌ تَحْتِهِمُ الانْهَـٰرُ فِي‌ جَنَّـٰتِ النَّعِيمِ * دَعْوَیٰهُمْ فِيهَا سُبْحَـٰنَكَ اللَهُمَّ وَ تَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلَـامٌ وَ ءَاخِرُ دَعْوَیـٰهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَـٰلَمِينَ.

ائمه(علیه السلام) بارها فرمودند چشم و گوش و حتی شهادت بر علیه برادر مومنت را تکذیب کن.حتی اگر پنجاه نفر قسم بخورند. زیرا آن ها خوب می دانند که اندکی کدورت باید با آتش جهنم از بین برود تا شایستگی بهشت یابیم.

محمد بن فضیل می‌گوید:به امام کاظم (علیه السلام) عرض کردم: "قربانت گردم، از یکى از برادرانم خبرى مى رسد که آن را نمى پسندم و وقتى از خود او مى پرسم، وى منکر آن مى شود؛ با آن که گروه مورد اعتمادى آن را از او نقل مى کنند!"امام (علیه السلام) در پاسخ فرمود: "اى محمد! گوش و چشمت را پیرامون برادرت تکذیب کن و اگر پنجاه سوگند خورنده نزد تو گواهى دهند و او سخن دیگرى گوید، سخن برادر خود را تصدیق و سخن آنان را تکذیب کن و از او خبرى را منتشر نکن که موجب زشتى او گردد و آبرویش را بریزد؛ چرا که اگر چنین کنى، از کسانى خواهى بود که خداوند درباره آنها فرموده است: «کسانى که دوست دارند زشتی‌ها در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناکى براى آنان در دنیا و آخرت است ..»(اصول کافی، جلد 8، صفحه 147)

چه کسی به ما اجازه می دهد که دیگران را امتحان کنیم؟ جز خداوند و کسانی که از طرف او ولایت دارند کدام مجوز به ما داده شده است تا به تجسس فردی بپردازیم؟ در احادیث جز معدودی گناه ما حق نداریم گناه و عیب کسی را فاش کنیم.فقط برخی مفاسد هست که احادیث اجازه می دهند شخص انجام دهنده، در بین مردم رسوا شود.باید باور کنیم که خداوند از همه بهتر می تواند در زمانی که باید خود فرد را چنان هتاک کند که آشکارا به عیبش افتخار کند.تا وقتی که کسی دارد تلاش می کند و خودسازی انجام می دهد حتی خود فرد هم نباید عزت نفسش را جلوی بقیه زیر سوال ببرد.وای بر آن هایی که بر خداوند در امتحان و تجسس دیگران سبقت می گیرند.



پيامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) : مَن كَشَفَ عَورَةَ اَخيهِ المُسلِمِ كَشَفَ اللّه‏ُ عَورَتَهُ حَتّى يَفضَحَهُ بِها فى بَيتِهِ؛

هر كس عيب و زشتى برادر مسلمان خود را فاش كند، خداوند زشتى او را آشكار سازد، تاجايى كه او را در درون خانه اش رسوا سازد.(الترغيب والترهيب، ج ۲، ص ۲۳۹، ح9)

خداوند همه را کمک نماید که از اولیائش جلو نیفتیم و اسم ستاریت را حقیقتا جلوه گر شویم.خدای نکرده اگر عیبی از مومنی دیدیم باید به خود بگوییم که این فرد به زودی این عیب را کنار می گذارد و به مقامات بالا می رسد.تو به فکر خود بدبختت باش.کسی که توبه کند ماند کسی است که گناه نکرده است.به شیوه ی اولیاء تاسی کن تا مبادا آتش جهنم تو را مجبور به این کار کند.وای بر تو که عیب دیگران تو را از بیچارگی خودت باز داشته است.روزی را به یاد بیاور که همین فرد از تو سبقت گرفته و تو هنوز مشغول عیب های دیگران و ظن های خودت هستی.چه آتشی بشود این عیب جویی تا بلکه تو را هم آدم کند.

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از خدای سبحان درخواست می کند که امت او را در حضور فرشتگان و پیامبران و دیگر امتان محاسبه نکند تا عیبهای آنها برایشان ظاهر نگردد، بلکه طوری آنها را محاسبه کند که بجز خدای سبحان و پیغمبر او دیگری بر گناهانشان آگاه نشود، و خطاب الهی رسد که: ای حبیب من، من به بندگان خود از تو مهربانترم، چون تو روا نداری که عیوب ایشان نزد غیر تو آشکار شود من روا ندارم که بر تو نیز ظاهر گردد، من خود به تنهائی آنان را محاسبه می کنم چنانکه جز من کسی بر لغزشهایشان آگاه نشود.


یا ستار یا ستار یا ستار.....
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، فاطمه خانم ، mahdyshr ، مجید املشی ، Agha sayyed ، بیداری اندیشه ، بیداری12
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  معیشت که نبود، دین هم نیست؛ اخلاق هم نیست Mohammad Trust 0 1,447 ۲۹/تیر/۹۱ ۱۳:۲۸
آخرین ارسال: Mohammad Trust

پرش در بین بخشها:


بالا