کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
کارگاه خلاقیت
۱۷:۴۸, ۲۰/دی/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/دی/۹۱ ۱۸:۴۶ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوستان
هدف از ایجاد این تاپیک ، بوجود اوردن مکانیه که بشه توش فکر کرد
من اینجا سوالی مطرح میکنم که دوستان میتوانند نظرات خودشون رو ارسال کنن، مهم این نیست که اون کارها حتما قابل انجام باشه، مهم اینه که فکر رو ازاد بذارید تا بتونه خلاق باشه، به این کار میگن brainstorming که یکی از تکنیک های خلاق مدیریت و معمولا در واحد های بازاریابی استفاده میشه، من امروز یه مثال میارم تا کم کم دستتون بیاد، البته هدف اصلیه من اینه که اگه کسی مثلا میخواد کاری رو توسعه بده یا موقعیت شغلی ایجاد کنه و ...بتونه از همفکری دوستان استفاده کنه
در واقع با پرورش این مهارت در مواقع تصمیم گیری و بروز مشکل ذهن فقط یک راه حل نمیده بلکه کلی راه جلوی پای شما میذاره
اولین سوال:
1-برای حل الودگیه تهران چه راهکارهایی پیشنهاد میکنید؟(هر کس دوست داشت راجع به اهواز هم میتونه بگه)
اول خودم یه چند مورد بگم ،جواب ها به 20-30 رسید سوال بعدی مطرح میشه
این سوال امتحانی بود ، بعد از این سوالات جالبتری میذارم

1-باردار کردن ابر ها و بارش باران
2-ایجاد ستون های مکش هوا،یه چیزی شبیه گردباد(یا مثلا کرمچاله های فضایی) که هوا رو زیر رو کنه
3-توسعه فضای سبز پشت بام ها
....
پس راهکارها عملی هم نبود مهم نیست،در ضمن تاپیک سیاسی نشه قراره فقط خلاقیتمون زیاد شه
بقیه اش با شما...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rastin ، مجید املشی ، دل خسته ، sadegh-a ، میلاد.م ، Agha sayyed ، Havbb 110 ، شیدا ، حسنیه ، ضحی ، علمدار133 ، ترنم ، farzad313 ، خیبر110 ، m.hossein ، fiftynine ، مهدی2012 ، soheyl68 ، بیداری اندیشه ، آ-313 ، آلاله ، مفقود الاثر ، عبدالرحیم ، لبخند خدا ، السا ، بیداری12 ، ali0077 ، هانا ، help me ، fafa* ، أین المنتظر ، رضوانه ، MohammadMeraj ، MohammadSadra ، mahdy30na ، 135

آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۳:۵۳, ۱/تیر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/تیر/۹۲ ۱۳:۵۷ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #31
آواتار
(۳۰/خرداد/۹۲ ۱۸:۳۹)mahdi2012 نوشته است:  اگه محلش خلوت بود مثل محل ما یه بقالی کوچیک میزدم و تریاک میفروختم مثل محله ما، آخرشم میرفتم جهنمBig Grin

جای خلوت هم پلیس نمیاد خیلی خوبهCool

ببخشید من ذهنم تو کارهای خوب کار نمیکنهConfused مهم خلاقیتهSmile
واقعا خنده دار بود،منم یه زمانی واسه بیشتر کارها فکر های پلید به ذهنم میرسید و هر بار به خدا متذکر میشدم که خدایا همین که من از این کار ها استفاده نمیکنم امیدوارم پوئن مثبت من رو در نظر بگیریSmile

(۱/تیر/۹۲ ۱۱:۳۰)دل خسته نوشته است:  سلام
داروخانه به این راحتی ها نمیشه زد ، ظاهرا تقریبا زدن داروخانه جدید نزدیک به غیر ممکنه.
__________________________________________________________________________________________
اما جواب سوال
راه ها زیاد هست :
- با کسی که مورد اعتماد هست ،و سرمایه داره ، به کارش هم وارده ، شریک می شدم و مغازه رو در اختیارش قرار می دادم و رفته رفته با کار هم آشنا می شدم.
- یک پرده می زدم برای نظرسنجی و از افراد خود محل درخواست می کردم نظراتشون رو اعلام کنند، این طوری مخاطب حس می کنه که به نظرش احترام گذاشتم + اینکه فردا حس خوبی داره موقع خرید و حتی مقداری هم احساس مسئولیت می کنه که نکنه این بابا به خاطر نظر من کارش به شکست بخوره.به همین خاطر هم خودش میاد خرید!
اگر محله شلوغ باشه ، به نظر من بهترین کارها کار شکم هستند (اگر فقط هدف درآمد باشه) ، و باید سعی کرد خوراکی های متناسب با فرهنگ محل و فصول سال ارائه کرد.
در محل های خلوت ، اگر جای با کلاسی بود ، مثلا به دلیل مساحت زیاد خانه ها و جمعیت کم خانواده ها خلوت بود ، کار خدماتی می زدم که مردم بهش نیاز دارند.مثلا کارهای خدماتی مثل تعمیرات تاسیسات و ....
اگر هم به دلیل کم سکنه بودن و نو بودن محل خلوت بود ، می زدم تو کار بنگاه معاملات املاک!
من همچنان به خلاقیت شما ایمان دارم، اگه شما خارج زندگی میکردید واسه واحد بازاریابی شرکت ها گزینه مناسبی بودید،ایده هاتون جالب بود

(۱/تیر/۹۲ ۱۲:۲۸)فدايي ولايت نوشته است:  من اگه مغازه داشتم،میفروختم،یه تاکسی میگرفتم مسافر کشی میکردمBig Grin (چون درآمدش بیشتره)
من واقعا باور نمیکنم درامد تاکسی از مغازه بیشتر باشه
شهرستان ها که کرایه ها پایینه
داخل تهران هم که زیاده هم خرج و برج بیشتره هم اومقدر ادم تو ترافیک میمونه که نمیتونه مسافر بزنه
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ضحی ، مهدی2012 ، آلاله ، دل خسته
۳:۵۵, ۴/تیر/۹۲
شماره ارسال: #32
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام به همگی

عیدتون هم مبارک

و اما جواب های من...

* اگه تو شهره خودمون بود یه کافینت دخترونه می زدم اسمشم انتخاب کردم گرل نتWink البته با توجه به سرمایه اندک باید پول قرض می گرفتم.

* شاید تو مغازم فصلی کار می کردم البته اگه شهرش کوچیک بود یا مشتری کم بود چون این جور جاها نمیشه رو یه محصول تمرکز کرد مثلا دمه عید گلدون و گل و تزئینیات میاوردم بهار و تابستون گل طبیعی و ...

* تو یه شهره بزرگ اگه هدف پول درآوردن باشه باید ببینیم مردم چی دوست دارن همونو فراهم کنیم البته این دوران بخاطر هزینه های بالای تولید امکان فروش تولیدی جات شخصی کمه بهترین و راحتترین و پولساز ترین کار کارهای خدماتیه چیزهایی که مردم بیشتر بهش احتیاج دان (آقای دل خسته اشاره فرمودند) البته در این مورد هم باید دوباره رفت سراغ یه سوال که کدوم کار خدماتی چون اگه جدید باشه زوتر جواب میده

* در جوامع فعلی مهمترین کار صرفه جویی در زمانه پس دنبال چیزی می رفتم که باعث کاهش کارهای مردم بشه مثلا سبزی پاک کردن از کارهای مهم و ضروری البته خسته کننده و وقت گیره پس با چنتا خانم زیر دستم میرفتیم تو کار سبزی پاک کردن و ترشی و ...

*** باز تاکید می کنم درمور پول درآوردن در ارتباط مستقیم با مردم باید دست گذاشت رو نقاط ضعف***
*** یا بقول بزرگان اقتصاد روی نیازهاشون ***

در پناه حق موفق باشید
یا علی (علیه السلام) مدد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مهدی2012 ، یاســین ، آلاله ، دل خسته
۹:۰۶, ۴/تیر/۹۲
شماره ارسال: #33
آواتار
نقل قول:من اگه مغازه داشتم،میفروختم،یه تاکسی میگرفتم مسافر کشی میکردم[تصویر: biggrin.png] (چون درآمدش بیشتره)
من اگه مغازه داشتم میفروختم به جاش با پولش چند تا مغازه کرایه میکردم و تو هر کدوم یه شاگرد جوون میذاشتم کار کنه!
البته اینجوری یه مشکلی داره که پول بی ارزش میشه ولی اگه مغازه داشتم بی ارزش نمیشد و در نتیجه این کار اشتباهه!

من اگه مغازه داشتم خدمات کامپیوتری میزدم که یه قسمتش کافی نت باشه و یه قسمت فروش و یه قسمت هم تعمیرات و یه قسمت هم تایپ و پرینت و کپی و ..... اینجوری شلوغ ترین کافی نت شهر میشد و خیلی سود داشت البته برای قسمت تایپ و کپی و قسمت کافی نت چهار تا نوجوون میذارم خودشون کار میکنن و خودم هم قسمت فروش و یک دیپلم کامپیوتری هم میاوردم واسه تعمیرات و خودم هم تعمیر میکردم و بهش یاد میدادم.
دو تا نوجوون هم میذاشتم واسه نصب ویندوز در خانه با دوچرخه برن خونه کسایی که زنگ میزنن ویندوز عوض کنن.
سی دی خام و کارت شارژ و از این جور چیز ها هم میذاشتم واسه فروش.

ولی چه فایده پول ندارم مثل آقایی که میگفت اگه پیاز و گوشت و رب و روغن داشتیم و میرفتیم یک قابلمه از همسایه قرض میگرفتیم و یک آبگوشت درست میکردیم ولی چه فایده که نون نداریمBig Grin
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، آلاله ، دل خسته ، ضحی
۹:۴۸, ۴/تیر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/تیر/۹۲ ۹:۵۸ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #34
آواتار
(۴/تیر/۹۲ ۳:۵۵)ضحی نوشته است:  بسم الله الرحمن الرحیم

سلام به همگی

عیدتون هم مبارک

و اما جواب های من...

* اگه تو شهره خودمون بود یه کافینت دخترونه می زدم اسمشم انتخاب کردم گرل نتWink البته با توجه به سرمایه اندک باید پول قرض می گرفتم.

* شاید تو مغازم فصلی کار می کردم البته اگه شهرش کوچیک بود یا مشتری کم بود چون این جور جاها نمیشه رو یه محصول تمرکز کرد مثلا دمه عید گلدون و گل و تزئینیات میاوردم بهار و تابستون گل طبیعی و ...

*....
در پناه حق موفق باشید
یا علی (علیه السلام) مدد

سلام
سمت خونه مامانم اینا یه مغازه هست،زمستونا ترشی میفروشه،تابستانها هم بساط ابغوره و سبزی و اب لیمو داره(دستی)، کلی هم درامد داره.واقعا همینطوره این مغازه های سبزی خورد کنی و پیاز داغ و ... واسه خانم ها جذابیت ویژه دارهBlush
اما نیاز سنجیه فصلی کار عالیهه به قول شما مخصوصا واسه جاهایی که مشتری کمه

(۴/تیر/۹۲ ۹:۰۶)مهدی2012 نوشته است:  من اگه مغازه داشتم میفروختم به جاش با پولش چند تا مغازه کرایه میکردم و تو هر کدوم یه شاگرد جوون میذاشتم کار کنه!
البته اینجوری یه مشکلی داره که پول بی ارزش میشه ولی اگه مغازه داشتم بی ارزش نمیشد و در نتیجه این کار اشتباهه!

من اگه مغازه داشتم خدمات کامپیوتری میزدم که یه قسمتش کافی نت باشه و یه قسمت فروش و یه قسمت هم تعمیرات و یه قسمت هم تایپ و پرینت و کپی و ..... اینجوری شلوغ ترین کافی نت شهر میشد و خیلی سود داشت البته برای قسمت تایپ و کپی و قسمت کافی نت چهار تا نوجوون میذارم خودشون کار میکنن و خودم هم قسمت فروش و یک دیپلم کامپیوتری هم میاوردم واسه تعمیرات و خودم هم تعمیر میکردم و بهش یاد میدادم.
دو تا نوجوون هم میذاشتم واسه نصب ویندوز در خانه با دوچرخه برن خونه کسایی که زنگ میزنن ویندوز عوض کنن.
سی دی خام و کارت شارژ و از این جور چیز ها هم میذاشتم واسه فروش.

ولی چه فایده پول ندارم مثل آقایی که میگفت اگه پیاز و گوشت و رب و روغن داشتیم و میرفتیم یک قابلمه از همسایه قرض میگرفتیم و یک آبگوشت درست میکردیم ولی چه فایده که نون نداریمBig Grin
اتفاقا ایده جالبی بود ،فقط تو کشور ما ریسکش میره بالا،وگرنه در جاهایی که تورم خیلی کمه ،این بهترین کاره که سرمایه نخوابه،آفرین
نکته بعدی اینه که شما برای مغازه خودتون مزیت های رقابتی خوبی بوجود اوردید،به نظر من این روحیه رو داشتن که واسه هر کاری ادم سعی کنه اپشن های بیشتری رو واسه مشتری قرار بده برگ برنده ای هست که هر کسی نداره.
من اگه کافی نت داشتم حتما این رو هم متذکر میشدم که فرزندانتون تحت مراقبت ویژه ... هستند،چون الان بچه ها بیشتر از پدر و مادر ها کامپوتر بلدند و این خاونواده ها رو نگران میکنه،البته این جمله صرفا جهت تبلیغات استفاده میشهBig Grin
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آلاله ، دل خسته ، مهدی2012 ، ضحی
۲۳:۲۹, ۴/تیر/۹۲
شماره ارسال: #35
آواتار
(۱/تیر/۹۲ ۱۳:۵۳)nina نوشته است:  من همچنان به خلاقیت شما ایمان دارم، اگه شما خارج زندگی میکردید واسه واحد بازاریابی شرکت ها گزینه مناسبی بودید،ایده هاتون جالب بود
سلام
لطف شما بیش از اندازه است.
نمی دونم پس چرا خودم همیشه مشکل دارم در این زمینه! همیشه مشکل داشتم در فروش و بازاریابی ، شاید به قول خارجی ها این جا توفانیدن مغز ها میشه.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مهدی2012 ، یاســین ، ضحی
۸:۱۴, ۲۹/تیر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/تیر/۹۲ ۸:۱۴ توسط Ali#59.)
شماره ارسال: #36
آواتار
من اگه یه مغازه کوچیک داشتم توش رو پر میکردم از نقاشی،نقاشی های سارا سه ساله از تهران نه ها!!نقاشی های درست و حسابی،از اون گروناش.بعد یه گوشش پاتوق میکردم نقاشی میکردم،بعد از یه مدت نقاشم از آب در میومدم!
حال کردین ایده رو؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، m.hossein ، ضحی ، MohammadMeraj
۱۴:۱۸, ۲۹/تیر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/تیر/۹۲ ۱۴:۲۹ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #37
آواتار
(۴/تیر/۹۲ ۹:۰۶)مهدی2012 نوشته است:  من اگه مغازه داشتم خدمات کامپیوتری میزدم که یه قسمتش کافی نت باشه و یه قسمت فروش و یه قسمت هم تعمیرات و یه قسمت هم تایپ و پرینت و کپی و ..... اینجوری شلوغ ترین کافی نت شهر میشد و خیلی سود داشت البته برای قسمت تایپ و کپی و قسمت کافی نت چهار تا نوجوون میذارم خودشون کار میکنن و خودم هم قسمت فروش و یک دیپلم کامپیوتری هم میاوردم واسه تعمیرات و خودم هم تعمیر میکردم و بهش یاد میدادم.
دو تا نوجوون هم میذاشتم واسه نصب ویندوز در خانه با دوچرخه برن خونه کسایی که زنگ میزنن ویندوز عوض کنن.
سی دی خام و کارت شارژ و از این جور چیز ها هم میذاشتم واسه فروش.

ولی چه فایده پول ندارم مثل آقایی که میگفت اگه پیاز و گوشت و رب و روغن داشتیم و میرفتیم یک قابلمه از همسایه قرض میگرفتیم و یک آبگوشت درست میکردیم ولی چه فایده که نون نداریمBig Grin
من اگه به اندازه شما کامپیوتر بلد بودم حتما کلی کارت ویزیت چاپ میکردم و به دوستان و اقوام میدادم،معمولا مشتری ،مشتری میاره،مخصوصا الان که قیمت ها خیلی رفته بالا ،مردم ترجیح میدن تعمیر کنن تا خرید،مخصوصا همواره کلی خانم هستند که کلا کاکپیوتر بالد نیستن.بالاخره باید از یه جایی شروع کنید
بعد یکی از مشتری هاتون میگه،شما با این همه استعداد چرا مغازه ندارید،بعد شما میگید پول ندارم،اونم میگه ما یه مغازه داریم خالیه،شما برید توش کار کنیدBig Grin
بالاخره برای مانور خدا یه چندتا اپشن باید درست کنید
مثل بنده خدایی که حساب بانکی نداشت و دعا میکرد برنده بشه
یه تاجر ورشکسته ای بوده،بعد میره پیش یکی از امامان(که یادم نیست)،بعد امام میفرمایند که برو بشین تو مغازه،حالا مغازه ام خالی بوده،بعد یکی دو روز،یه تاجر مسافر میاد و میگه میشه نصف مغازه تو کرایه کنم و این پارچه هامو بفروشم،طرف هم خوشحال میشه و از پول اجرا از خود طرف پارچه میخره خودشم میفروشه و کم کم از هیچی پول در میاره
کلا ما که از کار خدا خبر نداریم،اما باید حرکت کنیمCool

(۲۹/تیر/۹۲ ۸:۱۴)Tishtar نوشته است:  من اگه یه مغازه کوچیک داشتم توش رو پر میکردم از نقاشی،نقاشی های سارا سه ساله از تهران نه ها!!نقاشی های درست و حسابی،از اون گروناش.بعد یه گوشش پاتوق میکردم نقاشی میکردم،بعد از یه مدت نقاشم از آب در میومدم!
حال کردین ایده رو؟
اون وقت باید برید بالاشهر،چون متاسفانه معمولا فقط پولدارها به نقاشی پول میدن.
اونم که الان قیمت لوازم نقاشی خداتومن شده
اما برید بالاشهر،مغازه ام که خیلی گرونه،تو فرهنگسراها بذارید بفروشیدSmile

یکی از کارهای مورد علاقه من اینه
که اگه مغازه داشتم،از همه دوستان هنرمندم دعوت میکردم(همه خانمها حتما یه هنری دارن)،کارهای دستی شون رو قیمت بذارن و من در مغازه بفروشم،البته کلی چیزای جالب هم خواهیم داشت،بافتنی،خیاطی،گل سازی،پتینه،جواهر سازی، نقاشی،....،دوستام هم خوشحال میشن که بدون اینکه تو گرما برن بیرون سر کار،زیر کولر نشستن و محصولاتی تولید میکنند که با قیمتی که دوست دارن به فروش میرسه،البته نمونه اینترنتی اش رو حتما به زودی تر انجام میدم بعد که برندمون معروف شد مغازه هم میزنیم :دی
هر ماه هم محصولات یک شهرستان رو در معرض عموم قرار خواهیم داد،بعد ها که معروف شدیم بنر هم میزنیم که مثلا این هفته مهمان فلان شهر هستیم و از اونجایی که در تهران از همه قشری اومدن،واسه مردم نوستالژیک هم میشه
نمایشگاه عشایر که رفته بودیم کلی افسوس خوردم از این همه هنر فوق العاده که مهجور مونده
اینقدر خوشم اومد که دوست داشتم عشایر میبودم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مهدی2012 ، Ali#59 ، ضحی
۱۵:۵۵, ۲۹/تیر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/تیر/۹۲ ۱۶:۱۵ توسط مهدی2012.)
شماره ارسال: #38
آواتار
نقل قول:بعد یکی از مشتری هاتون میگه،شما با این همه استعداد چرا مغازه ندارید،بعد شما میگید پول ندارم،اونم میگه ما یه مغازه داریم خالیه،شما برید توش کار کنید[تصویر: biggrin.png]
Rolleyes...Rolleyes...Rolleyes...Rolleyes...Rolleyes...Rolleyes
Eyeglasses اصلا داریم؟
اینجا کارگاه خلاقیته یا کارگاه شانسه؟!Surprise

دم عیدی و اینجور وقتا خیلی خوبه آدم یه گاری برداره بره میوه بفروشهBlush کرایه مغازه و ... هم نداره خیلی سود داره!Dodgy ولی روم نمیشهCool

نقل قول:من اگه مغازه داشتم،میفروختم،یه تاکسی میگرفتم مسافر کشی میکردم[تصویر: biggrin.png] (چون درآمدش بیشتره)

من اگه یک مغازه داشتم میفروختم با پولش یه خونه میگرفتمSurprise!!! چیه؟ مغازه که از خونه گرونتره اگه کوچیک نباشه.

البته یک خونه نیمه کاره و یا یک خونه ای که یکم ظاهرش داغون باشه میخریدم و یکم پول خرج میکردم و شیکش میکردم و دوبرابر قیمت میفروختم! حالا دو برابر هم نباشه ولی سود داره چون مردم همش به فکر ظاهراBlush

بعد از اینکه چند بار اینکارو کردم میزنم تو بساز و بفروشAngel خیلی درآمد داره.
یک نفر تو تهران که قبلا واسش کار میکردم با حدود 2 ملیارد حتی کمتر زمین خرید و ساخت الان قیمت گذاشته 6 میلیاردSurprise
ولی چه فایده که خیلی خسیسهAngry

الان هم اگه با صد میلیون یک زمین بخرم و خونه بسازیم کم کم 20 میلیون سود میکنم! در عرض 3 یا 4 ماهSmile
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، لبخند خدا ، ضحی
۱۳:۳۰, ۶/آذر/۹۲
شماره ارسال: #39
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به دوستان خلاق

متاسفانه در کشور ما به اثار باستانی خیلی بی اهمیتی میشه،حالا قاچاق و فوروششون یه طرف،یادگاری و تخریب یه طرف
33 پل رو نشون میداد هر سال چقدر پول صرفش میشه که این نوشته های خلق الله شسته و ترمیم شه و هر سال هم این ماجرا تکرار میشه

واقعا تو افریقا هم مردم اینکارا رو انجام نمیدن
اگه شما جای مسئولین بودین چیکار میکردین؟



[تصویر: 21888763035020577477.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: هانا ، ضحی
۱۶:۱۲, ۶/آذر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/آذر/۹۲ ۱۶:۲۳ توسط هانا.)
شماره ارسال: #40
آواتار
پایتختو عوض میکردم...خخخخخخخخخخBig Grin
به نظرتون اگه راهی بود تا الان انجام نمیشد؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: help me ، یاســین ، ضحی
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا