|
کارگاه خلاقیت
|
|
۱۷:۴۸, ۲۰/دی/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/دی/۹۱ ۱۸:۴۶ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوستان هدف از ایجاد این تاپیک ، بوجود اوردن مکانیه که بشه توش فکر کرد من اینجا سوالی مطرح میکنم که دوستان میتوانند نظرات خودشون رو ارسال کنن، مهم این نیست که اون کارها حتما قابل انجام باشه، مهم اینه که فکر رو ازاد بذارید تا بتونه خلاق باشه، به این کار میگن brainstorming که یکی از تکنیک های خلاق مدیریت و معمولا در واحد های بازاریابی استفاده میشه، من امروز یه مثال میارم تا کم کم دستتون بیاد، البته هدف اصلیه من اینه که اگه کسی مثلا میخواد کاری رو توسعه بده یا موقعیت شغلی ایجاد کنه و ...بتونه از همفکری دوستان استفاده کنه در واقع با پرورش این مهارت در مواقع تصمیم گیری و بروز مشکل ذهن فقط یک راه حل نمیده بلکه کلی راه جلوی پای شما میذاره اولین سوال: 1-برای حل الودگیه تهران چه راهکارهایی پیشنهاد میکنید؟(هر کس دوست داشت راجع به اهواز هم میتونه بگه) اول خودم یه چند مورد بگم ،جواب ها به 20-30 رسید سوال بعدی مطرح میشه این سوال امتحانی بود ، بعد از این سوالات جالبتری میذارم 1-باردار کردن ابر ها و بارش باران 2-ایجاد ستون های مکش هوا،یه چیزی شبیه گردباد(یا مثلا کرمچاله های فضایی) که هوا رو زیر رو کنه 3-توسعه فضای سبز پشت بام ها .... پس راهکارها عملی هم نبود مهم نیست،در ضمن تاپیک سیاسی نشه قراره فقط خلاقیتمون زیاد شه بقیه اش با شما... |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۳:۵۳, ۱/تیر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/تیر/۹۲ ۱۳:۵۷ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
(۳۰/خرداد/۹۲ ۱۸:۳۹)mahdi2012 نوشته است: اگه محلش خلوت بود مثل محل ما یه بقالی کوچیک میزدم و تریاک میفروختم مثل محله ما، آخرشم میرفتم جهنمواقعا خنده دار بود،منم یه زمانی واسه بیشتر کارها فکر های پلید به ذهنم میرسید و هر بار به خدا متذکر میشدم که خدایا همین که من از این کار ها استفاده نمیکنم امیدوارم پوئن مثبت من رو در نظر بگیری ![]() (۱/تیر/۹۲ ۱۱:۳۰)دل خسته نوشته است: سلاممن همچنان به خلاقیت شما ایمان دارم، اگه شما خارج زندگی میکردید واسه واحد بازاریابی شرکت ها گزینه مناسبی بودید،ایده هاتون جالب بود (۱/تیر/۹۲ ۱۲:۲۸)فدايي ولايت نوشته است: من اگه مغازه داشتم،میفروختم،یه تاکسی میگرفتم مسافر کشی میکردممن واقعا باور نمیکنم درامد تاکسی از مغازه بیشتر باشه شهرستان ها که کرایه ها پایینه داخل تهران هم که زیاده هم خرج و برج بیشتره هم اومقدر ادم تو ترافیک میمونه که نمیتونه مسافر بزنه |
|||
|
|
۳:۵۵, ۴/تیر/۹۲
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به همگی عیدتون هم مبارک و اما جواب های من... * اگه تو شهره خودمون بود یه کافینت دخترونه می زدم اسمشم انتخاب کردم گرل نت البته با توجه به سرمایه اندک باید پول قرض می گرفتم.* شاید تو مغازم فصلی کار می کردم البته اگه شهرش کوچیک بود یا مشتری کم بود چون این جور جاها نمیشه رو یه محصول تمرکز کرد مثلا دمه عید گلدون و گل و تزئینیات میاوردم بهار و تابستون گل طبیعی و ... * تو یه شهره بزرگ اگه هدف پول درآوردن باشه باید ببینیم مردم چی دوست دارن همونو فراهم کنیم البته این دوران بخاطر هزینه های بالای تولید امکان فروش تولیدی جات شخصی کمه بهترین و راحتترین و پولساز ترین کار کارهای خدماتیه چیزهایی که مردم بیشتر بهش احتیاج دان (آقای دل خسته اشاره فرمودند) البته در این مورد هم باید دوباره رفت سراغ یه سوال که کدوم کار خدماتی چون اگه جدید باشه زوتر جواب میده * در جوامع فعلی مهمترین کار صرفه جویی در زمانه پس دنبال چیزی می رفتم که باعث کاهش کارهای مردم بشه مثلا سبزی پاک کردن از کارهای مهم و ضروری البته خسته کننده و وقت گیره پس با چنتا خانم زیر دستم میرفتیم تو کار سبزی پاک کردن و ترشی و ... *** باز تاکید می کنم درمور پول درآوردن در ارتباط مستقیم با مردم باید دست گذاشت رو نقاط ضعف***
*** یا بقول بزرگان اقتصاد روی نیازهاشون *** در پناه حق موفق باشید یا علی (علیه السلام) مدد |
|||
|
|
۹:۰۶, ۴/تیر/۹۲
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
نقل قول:من اگه مغازه داشتم،میفروختم،یه تاکسی میگرفتم مسافر کشی میکردممن اگه مغازه داشتم میفروختم به جاش با پولش چند تا مغازه کرایه میکردم و تو هر کدوم یه شاگرد جوون میذاشتم کار کنه! البته اینجوری یه مشکلی داره که پول بی ارزش میشه ولی اگه مغازه داشتم بی ارزش نمیشد و در نتیجه این کار اشتباهه! من اگه مغازه داشتم خدمات کامپیوتری میزدم که یه قسمتش کافی نت باشه و یه قسمت فروش و یه قسمت هم تعمیرات و یه قسمت هم تایپ و پرینت و کپی و ..... اینجوری شلوغ ترین کافی نت شهر میشد و خیلی سود داشت البته برای قسمت تایپ و کپی و قسمت کافی نت چهار تا نوجوون میذارم خودشون کار میکنن و خودم هم قسمت فروش و یک دیپلم کامپیوتری هم میاوردم واسه تعمیرات و خودم هم تعمیر میکردم و بهش یاد میدادم. دو تا نوجوون هم میذاشتم واسه نصب ویندوز در خانه با دوچرخه برن خونه کسایی که زنگ میزنن ویندوز عوض کنن. سی دی خام و کارت شارژ و از این جور چیز ها هم میذاشتم واسه فروش. ولی چه فایده پول ندارم مثل آقایی که میگفت اگه پیاز و گوشت و رب و روغن داشتیم و میرفتیم یک قابلمه از همسایه قرض میگرفتیم و یک آبگوشت درست میکردیم ولی چه فایده که نون نداریم
|
|||
|
|
۹:۴۸, ۴/تیر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/تیر/۹۲ ۹:۵۸ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
(۴/تیر/۹۲ ۳:۵۵)ضحی نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیم سلام سمت خونه مامانم اینا یه مغازه هست،زمستونا ترشی میفروشه،تابستانها هم بساط ابغوره و سبزی و اب لیمو داره(دستی)، کلی هم درامد داره.واقعا همینطوره این مغازه های سبزی خورد کنی و پیاز داغ و ... واسه خانم ها جذابیت ویژه داره ![]() اما نیاز سنجیه فصلی کار عالیهه به قول شما مخصوصا واسه جاهایی که مشتری کمه (۴/تیر/۹۲ ۹:۰۶)مهدی2012 نوشته است: من اگه مغازه داشتم میفروختم به جاش با پولش چند تا مغازه کرایه میکردم و تو هر کدوم یه شاگرد جوون میذاشتم کار کنه!اتفاقا ایده جالبی بود ،فقط تو کشور ما ریسکش میره بالا،وگرنه در جاهایی که تورم خیلی کمه ،این بهترین کاره که سرمایه نخوابه،آفرین نکته بعدی اینه که شما برای مغازه خودتون مزیت های رقابتی خوبی بوجود اوردید،به نظر من این روحیه رو داشتن که واسه هر کاری ادم سعی کنه اپشن های بیشتری رو واسه مشتری قرار بده برگ برنده ای هست که هر کسی نداره. من اگه کافی نت داشتم حتما این رو هم متذکر میشدم که فرزندانتون تحت مراقبت ویژه ... هستند،چون الان بچه ها بیشتر از پدر و مادر ها کامپوتر بلدند و این خاونواده ها رو نگران میکنه،البته این جمله صرفا جهت تبلیغات استفاده میشه
|
|||
|
|
۲۳:۲۹, ۴/تیر/۹۲
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
(۱/تیر/۹۲ ۱۳:۵۳)nina نوشته است: من همچنان به خلاقیت شما ایمان دارم، اگه شما خارج زندگی میکردید واسه واحد بازاریابی شرکت ها گزینه مناسبی بودید،ایده هاتون جالب بودسلام لطف شما بیش از اندازه است. نمی دونم پس چرا خودم همیشه مشکل دارم در این زمینه! همیشه مشکل داشتم در فروش و بازاریابی ، شاید به قول خارجی ها این جا توفانیدن مغز ها میشه. |
|||
|
|
۸:۱۴, ۲۹/تیر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/تیر/۹۲ ۸:۱۴ توسط Ali#59.)
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
|
من اگه یه مغازه کوچیک داشتم توش رو پر میکردم از نقاشی،نقاشی های سارا سه ساله از تهران نه ها!!نقاشی های درست و حسابی،از اون گروناش.بعد یه گوشش پاتوق میکردم نقاشی میکردم،بعد از یه مدت نقاشم از آب در میومدم!
حال کردین ایده رو؟ |
|||
|
|
۱۴:۱۸, ۲۹/تیر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/تیر/۹۲ ۱۴:۲۹ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
(۴/تیر/۹۲ ۹:۰۶)مهدی2012 نوشته است: من اگه مغازه داشتم خدمات کامپیوتری میزدم که یه قسمتش کافی نت باشه و یه قسمت فروش و یه قسمت هم تعمیرات و یه قسمت هم تایپ و پرینت و کپی و ..... اینجوری شلوغ ترین کافی نت شهر میشد و خیلی سود داشت البته برای قسمت تایپ و کپی و قسمت کافی نت چهار تا نوجوون میذارم خودشون کار میکنن و خودم هم قسمت فروش و یک دیپلم کامپیوتری هم میاوردم واسه تعمیرات و خودم هم تعمیر میکردم و بهش یاد میدادم.من اگه به اندازه شما کامپیوتر بلد بودم حتما کلی کارت ویزیت چاپ میکردم و به دوستان و اقوام میدادم،معمولا مشتری ،مشتری میاره،مخصوصا الان که قیمت ها خیلی رفته بالا ،مردم ترجیح میدن تعمیر کنن تا خرید،مخصوصا همواره کلی خانم هستند که کلا کاکپیوتر بالد نیستن.بالاخره باید از یه جایی شروع کنید بعد یکی از مشتری هاتون میگه،شما با این همه استعداد چرا مغازه ندارید،بعد شما میگید پول ندارم،اونم میگه ما یه مغازه داریم خالیه،شما برید توش کار کنید ![]() بالاخره برای مانور خدا یه چندتا اپشن باید درست کنید مثل بنده خدایی که حساب بانکی نداشت و دعا میکرد برنده بشه یه تاجر ورشکسته ای بوده،بعد میره پیش یکی از امامان(که یادم نیست)،بعد امام میفرمایند که برو بشین تو مغازه،حالا مغازه ام خالی بوده،بعد یکی دو روز،یه تاجر مسافر میاد و میگه میشه نصف مغازه تو کرایه کنم و این پارچه هامو بفروشم،طرف هم خوشحال میشه و از پول اجرا از خود طرف پارچه میخره خودشم میفروشه و کم کم از هیچی پول در میاره کلا ما که از کار خدا خبر نداریم،اما باید حرکت کنیم ![]() (۲۹/تیر/۹۲ ۸:۱۴)Tishtar نوشته است: من اگه یه مغازه کوچیک داشتم توش رو پر میکردم از نقاشی،نقاشی های سارا سه ساله از تهران نه ها!!نقاشی های درست و حسابی،از اون گروناش.بعد یه گوشش پاتوق میکردم نقاشی میکردم،بعد از یه مدت نقاشم از آب در میومدم!اون وقت باید برید بالاشهر،چون متاسفانه معمولا فقط پولدارها به نقاشی پول میدن. اونم که الان قیمت لوازم نقاشی خداتومن شده اما برید بالاشهر،مغازه ام که خیلی گرونه،تو فرهنگسراها بذارید بفروشید ![]() یکی از کارهای مورد علاقه من اینه که اگه مغازه داشتم،از همه دوستان هنرمندم دعوت میکردم(همه خانمها حتما یه هنری دارن)،کارهای دستی شون رو قیمت بذارن و من در مغازه بفروشم،البته کلی چیزای جالب هم خواهیم داشت،بافتنی،خیاطی،گل سازی،پتینه،جواهر سازی، نقاشی،....،دوستام هم خوشحال میشن که بدون اینکه تو گرما برن بیرون سر کار،زیر کولر نشستن و محصولاتی تولید میکنند که با قیمتی که دوست دارن به فروش میرسه،البته نمونه اینترنتی اش رو حتما به زودی تر انجام میدم بعد که برندمون معروف شد مغازه هم میزنیم :دی هر ماه هم محصولات یک شهرستان رو در معرض عموم قرار خواهیم داد،بعد ها که معروف شدیم بنر هم میزنیم که مثلا این هفته مهمان فلان شهر هستیم و از اونجایی که در تهران از همه قشری اومدن،واسه مردم نوستالژیک هم میشه نمایشگاه عشایر که رفته بودیم کلی افسوس خوردم از این همه هنر فوق العاده که مهجور مونده اینقدر خوشم اومد که دوست داشتم عشایر میبودم |
|||
|
|
۱۵:۵۵, ۲۹/تیر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/تیر/۹۲ ۱۶:۱۵ توسط مهدی2012.)
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
نقل قول:بعد یکی از مشتری هاتون میگه،شما با این همه استعداد چرا مغازه ندارید،بعد شما میگید پول ندارم،اونم میگه ما یه مغازه داریم خالیه،شما برید توش کار کنید ... ... ... ... ...![]() اصلا داریم؟![]() دم عیدی و اینجور وقتا خیلی خوبه آدم یه گاری برداره بره میوه بفروشه کرایه مغازه و ... هم نداره خیلی سود داره! ولی روم نمیشه![]() نقل قول:من اگه مغازه داشتم،میفروختم،یه تاکسی میگرفتم مسافر کشی میکردم من اگه یک مغازه داشتم میفروختم با پولش یه خونه میگرفتم !!! چیه؟ مغازه که از خونه گرونتره اگه کوچیک نباشه.البته یک خونه نیمه کاره و یا یک خونه ای که یکم ظاهرش داغون باشه میخریدم و یکم پول خرج میکردم و شیکش میکردم و دوبرابر قیمت میفروختم! حالا دو برابر هم نباشه ولی سود داره چون مردم همش به فکر ظاهرا ![]() بعد از اینکه چند بار اینکارو کردم میزنم تو بساز و بفروش خیلی درآمد داره.یک نفر تو تهران که قبلا واسش کار میکردم با حدود 2 ملیارد حتی کمتر زمین خرید و ساخت الان قیمت گذاشته 6 میلیارد ![]() ولی چه فایده که خیلی خسیسه ![]() الان هم اگه با صد میلیون یک زمین بخرم و خونه بسازیم کم کم 20 میلیون سود میکنم! در عرض 3 یا 4 ماه
|
|||
|
|
۱۳:۳۰, ۶/آذر/۹۲
شماره ارسال: #39
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به دوستان خلاق متاسفانه در کشور ما به اثار باستانی خیلی بی اهمیتی میشه،حالا قاچاق و فوروششون یه طرف،یادگاری و تخریب یه طرف 33 پل رو نشون میداد هر سال چقدر پول صرفش میشه که این نوشته های خلق الله شسته و ترمیم شه و هر سال هم این ماجرا تکرار میشه واقعا تو افریقا هم مردم اینکارا رو انجام نمیدن اگه شما جای مسئولین بودین چیکار میکردین؟
|
|||
|
|
۱۶:۱۲, ۶/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/آذر/۹۲ ۱۶:۲۳ توسط هانا.)
شماره ارسال: #40
|
|||
|
|||
|
پایتختو عوض میکردم...خخخخخخخخخخ
![]() به نظرتون اگه راهی بود تا الان انجام نمیشد؟ |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |










مهم خلاقیته

البته با توجه به سرمایه اندک باید پول قرض می گرفتم.
(چون درآمدش بیشتره) 

...
اصلا داریم؟
ولی روم نمیشه
خیلی درآمد داره.
