|
شیعه یا سنی مسئله این است وهابیت
|
|
۰:۴۲, ۲۹/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/آذر/۹۲ ۲۲:۵۳ توسط محمدتقی.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
صل الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد انگلیس که ام الاستعمار قدیم بود (البته الان جاشو داده به آمریکا) دید نمی تواند اسلام را به زانو در بیاورد شروع به انحراف در دو مذهب اصلی اسلام یعنی شیعه و سنی نمود .نتیجه این انحرافات دو فرقه ی ظاله بهائیت در شیعه و وهابیت در اهل تسنن بود. بهائیت با روشنگری علما و تدبیر افرادی مانند امیر کبیر در ایران منزوی (تاکدی می کنم منزوی نه نابود)شد اما وهابیت توانست رشد کند و الان به یک معضل برای هر دو مذهب شیعه و سنی تبدیل شده است. ابتدا مختصر به تاریخچه وهابیت می پردازم.وهابیت توسط محمد بن عبدالوهاب در نجد عربستان پایه گذاری شد و در سال 1744 مورد پذیرش خاندان سعودی قرار گرفت و این خاندان پس از دوره های طولانی پس از دو بار شکست سعی در کنترل وضعیت سیاسی عربستان در سال 1933 به وسیله ی ملک عبدالعزیز موفق به کنترل تقریبا تمام شبه جزیره ی عربستان (به جز یمن و یک سری ازمناطق دیگر)شد و اساس پادشاهی سعودی در این منطقه بنا شد و بالتبع فرقه ی وهابیت که مورد تایید خاندان سعودی بود در تمام شبه جزیره شیوع پیدا کرد. قانون اصلی وهابیت این است که تمام فرقه های اسلام جعلی و ساختگی هستند و تنها اسلام حقیقی اسلام وهابیت است. پس یعنی مخالفت آن ها با شیعه تنها اول راه است و در صورت کنار رفتن شیعه سایر فرقه های تسنن مورد حمله قرار می گیرند این فرقه از لحاظ ایدئولوژیکی پیروی ابن تیمیه و از لحاظ فقهی پیروی مذهب حنبلی هستند . ابن تیمیه فردی بود از خانواده حنبلی مذهب که در قرن هفتم وهشتم ه.ق می زیسته است جد وی از علمای حنبلی مذهب و نخستین فرد ملقب به ابن تیمیه بوده است. ابن تیمیه از کودکی در مدارس حنبلی مذهب علم آموخت عقاید و تفکرات عجیب و غریب او مورد نقد بسیاری از علمای شیعه وسنی است. ![]() تفتیش قبر ابن تیمیه ![]() از عقاید او می توان به حرام بودن فلسفه ومنطق و حرام بودن سفر به قصد زیارت قبر رسول الله ،حرام بودن تعقل و استنباط در آیات قرآن و.... اشاره کرد به گونه ای که علمای بزرگ اهل تسنن از جمله ابن حجر مکی ،عسقلانی و... در مورد او سخنان زننده ای زدند مطالب زیر از سایت ویکی پدیا است. { 1.محمد بن محمد بخاري (دانشمند حنفي مذهب، متوفاي 841) فرياد مي زندکه:"هر کس به ابن تيميه شيخ الاسلام بگويد،کافر است." (إنّ من أطلق القول على ابن تيميّة أنّه شيخ الإسلام فهو بهذا الإطلاق كافر) البدر الطالع: 2/260. 2. ابن حجر عسقلاني (متوفاي 852، از ارکان علمي اهل سنت) صراحتا در کتاب درر الکامله ، ج1 ، ص155 نظر بزرگان و علماي اهل سنت را نسبت به ابن تيميه بيان مي کند و مي گويد:"در جامعه اسلامي (اهل سنت و نه شيعه )، بعضي ها مي گويند که ابن تيميه مجسم (کسی که خدا را جسمانی می داند) است ، بعضي ها مي گويند ملحد و زنديق است ، بعضي ها مي گويند منافق است." (فمنهم من نسبه إلى التجسيم، ومنهم من ينسبه إلى الزندقة، ومنهم من ينسبه إلى النفاق) ابن حجر عسقلاني در همان مي نويسد که قضات اهل سنت در زمان ابن تيميه اعلام کردند:"هر كس معتقد به عقايد «ابن تيميّه» باشد، خون و مالش حلال است."(من اعتقد عقيدة ابن تيميّة حلّ دمه و ماله) الدرر الكامنة: 1/147، البدر الطالع: 1/67، مرآة الجنان لليافعي، ج 2، ص 242. نیز در همان ج1، ص154 ميگويد:"مردم مسلمانان و علماء اسلام، نظرشان نسبت به ابن تيميه، بعضي ميگويند او زنديق و ملحد و بيدين و برخي ميگويند او منافق است؛ چون نسبت به ساحت اميرالمؤمنين علی ابن ابوطالب (عليه السلام) جسارت و حرفهاي بيربط زده است." 3. ابن حجر مکي، در کتابي که حتي بر عليه شيعه نوشته است، وقتي به ابن تيميه مي رسد مي گويد: "خدا او را خوار و گمراه و كور و كر كرده است، و پيشوايان اهل سنّت و معاصرين وى از شافعي ها، و مالكي ها، و حنفي ها، بر فساد افكار و اقوال او تصريح دارند." (الفتاوى الحديثة: 86 .بن تيميّة عبد خذله اللّه، وأضلّه وأعماه، وأصمّه وأذلّه، وبذلك صرّح الأئمّة الذين بيّنوا فساد أحواله وكذب أقواله... وأهل عصرهم وغيرهم من الشافعيّة والمالكيّة والحنفيّة) 4. ابن بطوطه، جهانگرد نامى مراكشی در سفرنامه اش می نويسد: "در دمشق يكى از بزرگان فقهاى حنبلى به نام ابن تيميّه را ديدم كه در فنون مختلف سخن می گويد، ولى عقل او سالم نبود." (رحله ابن بطوطه، ج 1، ص 57) 5. محمّد بخارى (حنفى متوفّاى سال 841) در بدعتگذارى و تكفير ابن تيميّه بی پرده سخن گفته است، تا آنجا كه در مجلس خود تصريح نموده است كه اگر كسى ابن تيميّه را «شيخ الاسلام» بداند، كافر است.( بدر الطالع، ج 2، ص 260) 6. ابن حجر عسقلانى متوفّاى 852 و شوكانى متوفّاى 1255، دو تن از عالمان بزرگ اهل سنّت مىنويسند: قاضى شافعى دمشق دستور داد كه در دمشق اعلام كنند كه: "هر كس معتقد به عقايد ابن تيميّه باشد، خون و مالش حلال است." (الدرر الكامنة، ج 1، ص 147؛ البدر الطالع، ج 1، ص 67 و مرآة الجنان، ج 2، ص 242) 7. حصنى دمشقى (از بزرگان اهل سنت) ابن تيميّه را زنديق می داند.حصنى دمشقى می نويسد: "ابن تيميّه اى را كه درياى علم توصيف می كنند، برخى از پيشوايان، او را زنديق (ملحد) مطلق می شمارند.علّت گفتار بعضى از پيشوايان هم اين است كه تمام آثار علمى ابن تيميّه را بررسى كرده و به اعتقاد صحيحى برنخورده اند؛ مگر اين كه وى در موارد متعدّد برخى از مسلمانان را تكفير می كند و برخى ديگر را گمراه می داند.با اين كه كتاب هاى وى آميخته به تشبيه حقّ به مخلوقات و تجسيم ذات بارى تعالى و هم چنين جسارت به ساحت مقدّس رسول اكرم [صلی الله عليه و آله] و شيخين و تكفير عبداللّه بن عباس است." حصنى دمشقى در جاى ديگر می نويسد:"ابن تيميّه گفته است: هر كس به مرده و يا فرد دور از نظر استغاثه كند ... ظالم، گمراه و مشرك است.از اين سخن ابن تيميّه، بدن انسان می لرزد، اين سخن، پيش از زنديق حرّان، ابن تيميّه از دهان كسى در هيچ زمان و هيچ مكانى بيرون نيامده است. اين زنديق نادان و خشك، داستان عمر را وسيلهاى براى رسيدن به نيّت ناپاكش در بی اعتنايى به ساحت حضرت رسول اكرم، سيّد اوّلين و آخرين، قرار داده و با اين سخنان بی اساس، مقام و منزلت آن حضرت را در دنيا پايين آورده است و مدّعى شده است كه حرمت و رسالت آن بزرگوار پس از رحلت از بين رفته است. اين عقيده به يقين كفر و در واقع زندقه و نفاق است." (دفع الشبه عن الرسول، ص 131) 8.سُبْكى،(از بزرگان اهل سنت) ابن تيميّه را بدعت گذار می داند. وی متوفّاى سال 756 هجرى، از دانشمندان پرآوازه اهل سنّت و معاصر ابن تيميّه می نويسد: "او در پوشش پيروى از كتاب و سنّت، در عقايد اسلامى بدعت گذاشت و اركان اسلام را درهم شكست. او با اتّفاق مسلمانان به مخالفت برخاست و سخنى گفت كه لازمه آن جسمانى بودن خدا و مركّب بودن ذات اوست، تا آن جا كه ازلى بودن عالَم را ملتزم شد و با اين سخنان حتّى از 73 فرقه نيز بيرون رفت" (طبقات الشافعيّه، ج 9، ص 253؛ السيف الصقيل، ص 177 و الدرّة المضيئة فى الردّ على ابن تيميّه، ص 5) 9.ذهبى(متوفّاى 774) دانشمند بلند آوازه اهل سنّت كه خود همانند ابن تيميّه، حنبلى مذهب و در علم حديث و رجال سرآمد عصر خويش بود، پيروان ابن تيميه را بيگانه، فرومايه و مكّار می داند. ذهبى در نامه اى خطاب به وى می نويسد: "اى بیچاره! آنان كه از تو متابعت می كنند در پرتگاه زندقه و كفر و نابودى قرار دارند ... نه اين است كه عمده پيروان تو عقب مانده، گوشه گير، سبك عقل، عوام، دروغگو، كودن، بيگانه، فرومايه، مكّار، خشك، ظاهر الصلاح و فاقد فهم هستند. اگر سخن مرا قبول ندارى آنان را امتحان كن و با مقياس عدالت بسنج".("يا خيبة! من اتّبعك فإنّه معرض للزندقة والإنحلال ... فهل معظم أتباعك إلاّ قعيد مربوط، خفيف العقل، أو عاميّ، كذّاب، بليد الذهن، أو غريب واجم قويّ المكر، أو ناشف صالح عديم الفهم، فإن لم تصدّقنى ففتّشهم وزِنْهم بالعدل ...") تا آن جا كه می نويسد: "گمان نمی كنم تو سخن مرا قبول كنى! و به نصيحتهاى من گوش فرا دهى! تو با من كه دوستت هستم اين چنين برخورد می كنى پس با دشمنانت چه خواهى كرد؟ به خدا سوگند، در ميان دشمنانت، افراد صالح و شايسته و عاقل و دانشور فراوانند، چنان كه در ميان دوستان تو افراد آلوده، دروغگو، نادان و بی عار زياد به چشم می خورند."( الإعلان بالتوبيخ، ص 77 و تكملة السيف الصقيل، ص 218.)} خوب اینا را مطرح کردم که بگم حساب سنی و وهابی از هم کاملا جداست .تلاش اصلی ملت شیعه این نباید باشه که سنی را تبدیل به شیعه کند بلکه تلاش اصل این باید باشد که سنی وهابی نشه .اما چه طور؟دیدین که تعقل در وهابیت جا نداره.اگه برای یک شیعه یک شبهه بسازی ذهنش درگیر شبهه میشه و دنبال آن شبهه میره ولی اگر برای وهابی شبهه ایجاد کنی این شبهه در همان ابتدا بدون تفکر رد میشه .پس باید چه کار کرد. باید مقتدای مولایمان علی(علیه السلام) باشیم یعنی با رفتار تاثیر بگذاریم نه این که برای طرف دو ساعت برهان صدیقین مطرح کنیم. و در این زمینه رفتار صحیح جوانان آنقدر تاثیر دارد که سایر چیزها تاثیر ندارد.پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با مولفه القلوب بودن توانست مردم غرق در شرک عربستان را به اسلام وادارد و به تعبیر قرآن اگر غلیظ القلب بودی از اطرافت پراکنده می شدند. ما باید آنقدر رفتارمان خوب باشد که زینتی بر عقاید شیعه باشیم و این زینت را به سایر افراد نشان بدهیم و شیعه بر حق را بنماییم انشاالله در مطالب بعدی بیشتر به این موضوع می پردازم |
|||
|
|
۵:۰۲, ۲۹/آذر/۹۲
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
البته فکر نکنید بهائیت اولین و آخرین انحراف در تشیع بود الان به تفکرات بهائیت نگاه کنید شبیه به جوک میمونه یه انحرافاتی در تشیع هست که فعلا نمیشه دربارش حرف زد یکمی از متن بالا رو بخونید متوجه منظورم میشید در هر صورت اگر دیدید یه جریانی تو اسلام داره به هر وسیله ای مرجعیت رو کنار میزنه یا یه عده خاصی از مراجع رو قبول میکنه و بس بدونید یجای کارش میلنگه لعنت خدا بر ابن تیمیه اون تیکه فلسفه و منطق هم جالب بود!!! ![]() کلا تفکرات انحرافی وجه مشترکشون اینه که مریداشون رو بصورت پکیجی تغذیه میکنن میترسن از تحقیق پیرواشون من اگر عقیدم مشکل نداشته باشه با خواندن هر کتابی نباید عقیدم تغییر کنه ولی بعضی افراد هستن میترسن کتابای مخالف رو بخونن یا اصلا بهشون اجازه نمیدن دار و دسته رجوی هم همینطور بودن با جزوه و کتاب تغذیه میشدن و الان هم اصلا نمیتونن غیر از کانال تلوزیونی مخصوصشون چیز دیگه ای رو ببینن |
|||
|
|
۱۱:۰۸, ۲۹/آذر/۹۲
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
من هم با شما موافقم در حال حاضر هنوز انحرافاتی در شیعه وجود دارند که روز به روز در حال رشد وتبلیغات فرهنگی آن هم به صورت آشگارا هستند مانند انجمن حجتیه که الان داره به یک معضل تبدیل می شود
در مورد کتاب های مخالف اگر بخواهیم در مناظرات بر اهل تسنن پیروز شویم تنها راه تسلط بر کتاب های آن هاست(تاکید می کنم سنی نه وهابیت) مانند مرحوم واعظ شیرازی که بر تمام کتب اهل تسنن تسلط داشت و با این تسلط توانست حقانیت شیعه و حضرت علی را از نظر همان علمای سنی نشان دهد به طوری که مناظره کنندگان اهل تسنن در تعجب مانده بودند . وکتاب ارزشمند شب های پیشاور بوجود آمد که مرجع خوبی برای مناظرات است در مورد تغییر ذهن با خواندن یک کتاب هم باید بگم که تفاوت شیعه وهابیت در این است که فکر شیعه باز است ولی فکر وهابی را در همان ابتدای کودکی می بندند و آنقدر این کار را خوب انجام می دهند که یک وهابی تفکر مخالف را گوش نمی دهد تا این که برایش شبهه ای ایحاد نشود |
|||
|
|
۱۱:۳۳, ۲/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/دی/۹۲ ۱۱:۳۵ توسط محمدتقی.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
به فتوای جدید والبته عجیب و غریبه مفتی وهابیت در بحرین توجه کنید:
((دست دادن و بوسیدن زنان توسط نخست وزیر هیچگونه منع شرعی ندارد )) من که خودم بعد از شنیدن این خبر داشتم شاخ در میاوردم حالا دلیلش از زبان حود این مفتی جالب بشنوید ((آقای نخست وزیر ولی امر ما هستند و چیز هایی که برای مردم عادی حرام است برای ایشان جایز است)) ![]() جالبه مگه آقای نخست وزیر انسان نیست شایدم نباشه (فردی که دستور قتل و عام انسان ها را می دهد انسان نیست) این هم نمونه هایی از تحریفاتی که وهابیت در دین انجام داد خوبه دیگه بهانه ی هر گونه کثافت کاری و شراب خواری و.... دولت مردانشون هم جور شد این دقیقا مثل این می مونه که نعوذ بالله خداوند به پیامبر چون ولی امر مسلمین بودند اجازه بده که کارهایی که بر مسلمین حرام بوده خود پیامبر انجام بده استغفر الله و اتوب الیه نه نه نه نه.....!!!! هر کی که ولی امر شد نشانه این نیست که هر کاری دلش خواست بکنه بلکه هر کی ولی امر شد باید چیز هایی را رعایت کنه که افراد عادی رعایت نمی کنند مستحباتی رعایت کنه که مردم رعایت نمی کنند و از مکروهاتی که مردم انجام می دهند اعراض کند نه اینکه خودش محرمات را حلال بشمارد فرد مسئول باید از آخرت بترسه چون در آخرت بر حسب نعماتی داده شده حساب گرفته می شود حضرت امام سجاد علیه السلام در آغاز حج منقلب میشد. وقتی لباس احرام میپوشید، از یاد خدا و جلال او رنگش تغییر می کرد و چنان در جذبه معنویت حق قرار می گرفت که از گفتن «لبّیک» نیز ناتوان می شد. همراهانش میپرسیدند:« چرا لبّیک نمی گویید؟» امام میفرمود:« بیم دارم که لبّیک بگویم ولی خداوند جواب رد بدهد و ندا دهد:لا لبیک.» |
|||
|
۱۲:۰۳, ۲/دی/۹۲
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
من در یک گروهی مجازی به اسم Christianity Vs Islamعضو شدم متوجه شدم اروپایی متوجه فرق اهل سنت و وهابیت هستند و توهین های ناجوری به وهابیت میکردند
اونقدری هم که با شیعه ها تفاهم داشتند با اهل سنت ندارند |
|||
|
|
۱۳:۴۹, ۲/دی/۹۲
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
در ارسال قبلی یکی از تحریفات در فتواهای وهابیت نوشتم بعد از کمی جست و جو دیدم از این تحریف ها کم نیستند من تحلیل نمی کنم خودنون هر چی خواستید برداشت کنید
چه دار شدن از راه دور!ممكن است بر اثر كرامت يكى از اولياء با آنكه مسافت بين زن و شوهر زياد است آن دو به ديدار يكديگر رسيده باشند و از اين راه فرزندى به وجود آمده باشد. به گزارش شيعه آنلاين به نقل از جهان، برخي علماي وهابيت به ارائه فتواهاي عجيب شهره هستند اما اخيرا فتوايي منتشر شده که در نوع خود قابل تامل است؛ اگر مردى دخترش را كه در شرق جهان با وى زندگى مى كند به همسرى پسرى در آورد كه او در غرب جهان با پدرش زندگى مى كند و هيچگاه آن دو يكديگر را نبينند و از محل زندگى بيرون نروند، سپس شش ماه از ازدواج آنان بگذرد و آن دختر صاحب فرزند شود پدر او همان كسى خواهد بود كه در غرب دنيا زندگى مى كند، اگر چه هيچگاه همسرش را ملاقات نكرده و حتى نديده باشد. همچنين اگر كسى را از لحظه عقد ازدواج به مدّت پنج سال زير نظر نگهبانان زندانى كنند، سپس آزاد شود و به منزلش برود و تعدادى فرزند در كنار همسرش ببيند همه آنان فرزندان وى خواهند بود اگر چه فرصت يك لحظه ديدار و ملاقات با همسرش را پس از عقد نداشته است. اين امر امكانش دور از واقعيّت نيست، زيرا ممكن است بر اثر كرامت يكى از اولياء با آنكه مسافت بين زن و شوهر زياد است آن دو به ديدار يكديگر رسيده باشند و از اين راه فرزندى به وجود آمده باشد منبع: شيعه آنلاين ترویج زنا با مجوزهای شرعی یا غیر شرعی؟؟!!اگر مردى آلتش را در پارچه اى بپیچد، سپس با زنى نزدیکى کند ومنى اش را داخل رحم نریزد، نه غسل بر او واجب مى شود و نه حدّ زنا، و ضررى به عباداتش هم نمى زند.این سخن از شخصى است بنام عبد القاهر تمیمى که سُبکى نویسنده کتاب طبقات الشافعیّة او را پیشوایى بزرگ وجلیل القدر و دانشمندى که آوازه علمى اش گیتى را فرا گرفته و علوم ودانشش به خراسان حمل مىشد معرّفى کرده است. ابن نُجیم حنفى با یک درجه تخفیف همین فتوا را بگونه اى دیگر صادر کرده ومى گوید: اگر مردى آلتش را در پارچه اى بپیچد و با زنى نزدیکى کند پس اگر احساس لذّت کند و حرارت و گرماى درون را لمس کرد حجّ او باطل مى شود، وگر نه ضررى نخواهد داشت. أبو حنیفه نیز گفته است: اگر مردى در برابر قرار داد ده درهم با مادرش ازدواج و نزدیکى نماید زناکار نخواهد بود و حدّ زناکار هم بر وى جارى نمى شود، و اگر مردى آلتش را در پارچه اى به پیچد و با زنى همبستر شود زناکار نیست و حدّ بر او جارى نمى شود. توضیحى بر این اباطیل 1 ـ ازدواج با محارم از قبیل مادر و خواهر و غیر آن دو از محرّمات قطعى فقه اسلام است. 2 ـ زناشوئى و نزدیکى به هر شکلى و با هر زنى بدون شرایط شرعى آن از قبیل عقد از دواج و غیر آن زنا محسوب مى شود. 3 ـ استفاده از پارچه براى پوشیدن آلت، مجوّزى براى نزدیکى نمى شود. 4 ـ نریختن آب منى در رحم زن نیز نمى تواند ملاک حلیّت زناشوئى باشد. 5 -این سخنان و فتواها حریم قانون خدا را مى شکند و فحشا و گناه را در بین جامعه اسلامى گسترش مى دهد. 6 ـ آیا اسلام نابى که از آن دم مى زنید همین است؟ مجموعه ای دیگر از فتاوای مضحک وهابیت مشایخ وهابی که به صدور فتواهای قتل و کشتار مسلمانان و پیروان اهل بیت (علیه السلام) مشهور هستند، فتواهای مضحکی نیز صادر می فرمایند! 1-هر کسی که در بازی فوتبال گل بزند و سپس بدود تا بقیه او را دنبال کنند و بغل نمایند، (همانطور که در آمریکا و فرانسه بازیکنان انجام می دهند) باید به صورتش تف انداخت و تنبیه کرد!!! زیرا ورزش بدنی شما چه ارتباطی به شادی و بغل کردن و بوسیدن دارد 2-پوشیدن کمربند ایمنی حرام است! زیرا مانع قضا و قدر می شود!! 3-شستن گوشت قبل از پختن بدعت است. ابن تیمیه: شستن گوشت بدعت است، چنانکه اصحاب پیامبر رضوان الله علیهم در عهد پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) گوشت را بدون شستن می پختند و می خوردند! 4-عبد الله النجدی: فوتبال حرام است مگر با این شروط و ضوابط. سوال: …جوانانی که چیزی از تقوا نمی دانند و به وقتشان اهمیتی نمی دهند و می گویند می خواهیم فوتبال بازی کنیم، می پرسند شروط و ضوابط بازی فوتبال چیست تا ما در ورطه تشبّه به کفار و طاغوتیان و دشمنان دین مثل آمریکا و روسیه و.. نیفتیم. جواب: به آنها می گوییم اگر اصرار دارید بازی کنید و وقت خود را بگذرانید، باید شروط و ضوابط ذیل را رعایت کنید: اول: خطوطی چهار طرف دور زمین نباشد؛ زیرا این خطوط ساخته کفار و قانون بین المللی فوتبال است! دوم: کلماتی که کفار و مشرکان به عنوان قانون بین المللی فوتبال وضع کرده اند، مانند گل و اوت و پنالتی و کرنر و …، گفته نشود زیرا گفتن این کلمات حرام است و هر کس که اینها را بگوید تنبیه و باید از بازی اخراج شود و باید به او گفته شود که به کفار و مشرکین شبیه شده ای… سوم: هر کس از شما که در اثناء بازی افتاد و دست یا پایش شکست، یا دستش به توپ خورد بازی به خاطر او نباید متوقف شود و به کسی که او را انداخته کارت زرد یا قرمز داده نشود، بلکه به هنگام شکسته شدن یا ضربه دیدن باید به قاضی شرع مراجعه شود تا آن بازیکن حق شرعی خود را همانطور که در قرآن است بگیرد و شما باید شهادت دهید که فلانی عمداً دست یا پای او را شکست… چهارم: نباید در تعداد بازیکنان با کفار و یهود و نصارا و خصوصاً امریکای خبیث تبعیت کنید، به این معنا که نباید با یازده نفر بازی کنید، بلکه باید بر این تعداد اضافه یا کم کنید. پنجم: باید با لباس خواب یا غیره خودتان و بدون شورت ها و پیراهن های رنگارنگ و شماره دار بازی کنید، زیرا این لباسها لباس اسلامی نیست، بلکه لباس کفار و غرب است. ششم: هر کدام از شما که این شروط و ضوابط را رعایت کرد باید قصدش از بازی فوتبال تقویت بدنی برای جهاد فی سبیل الله و آمادگی برای زمانی باشد که به جهاد فراخوانده شود، نه گذراندن وقت و عمر و شادی از پیروزی ظنّ. هفتم: نباید زمان بازی را 45 دقیقه قرار دهید، شما باید با کفار و فاسقان مخالفت کنید و در هیچ چیز مشابه آنان نباشید. هشتم: نباید در دو نیمه 45 دقیقه ای بازی کنید، بلکه در یک یا سه نیمه بازی کنید تا مخالفت شما با کفار محقق شود. نهم: هنگامی که یکی از دو تیم بر دیگری غلبه نکرد (تساوی بازی) و آنطور که شما می گویید توپ به دروازه ای وارد نشد، نباید برای بازی وقت اضافی یا پنالتی در نظر بگیرید (تا یکی پیروز شود)، بلکه بلافاصله بازی را تمام کنید، زیرا بازی به این طریق عین اجرای قوانین بین المللی فوتبال است! دهم: در بازی فوتبال شخصی را به عنوان داور انتخاب نکنید، زیرا بعد از لغو قوانین بین المللی همچون گل و اوت و پنالتی و کرنر و… وجود او دلیلی ندارد! بلکه بودن او تشبّه به کفار و یهود و نصار و اطاعت از قوانین بین المللی است. یازدهم: نباید در اثناء بازی، گروهی از جوانان جمع شوند و شما را تماشا کنند، چون قصد شما ورزش و تقویت بدنی است پس دلیلی ندارد آنها شما را نگاه کنند! هر چند که بگویید آنها باعث تشویق شما در تقویت بدنی و آمادگی برای جهاد هستند، به آنها بگویید بروید دنبال منکرات خودتان در بازارها و روزنامه ها و بگذارید ما بدنمان را قوی کنیم!!! دوازدهم: هر کسی که گل بزند و سپس بدود تا بقیه او را دنبال کنند و بغل نمایند، (همانطور که در آمریکا و فرانسه بازیکنان انجام می دهند) باید به صورتش تف انداخت و تنبیه کرد!!! زیرا ورزش بدنی شما چه ارتباطی به شادی و بغل کردن و بوسیدن دارد! سیزدهم: دروازه باید به جای دو تیرک، سه تیرک داشته باشد، تا مشابه کفار نباشد تا مخالفت شما با قانون بین المللی طاغوتی سازمان فوتبال محقق شود. چهاردهم: هنگامی که بازیکنی مصدوم شد، نباید بازیکن دیگری را جایگزین او کرد، زیرا این روش، ساخته کفار و مشرکین در آمریکا و … است. اینها بعضی از شروط و ضوابطی است که مانع تشبّه به کفّار و مشرکین در بازی فوتبال می گردد… من به اجرای این شروط و ضوابط و سپس پرداختن به فوتبال دعوت نمی کنم، بلکه اینها در واقع برای کسی است که توان انجام ورزش های شرعی را ندارد و برای مؤمن صادق، ادلّه نقلی و عقلی مبنی بر تشبّه فوتبال به کفّار کافی است، زیرا انجام بازی فوتبال بغض انسان را نسبت به کفّار متزلزل می سازد، ولی جوانان این امر را شادی و بازی می پندارند (و تحسبونه هیناً و هو عند الله عظیم…). در پایان امیدوارم که این پیام برای جوانان و دیگران مؤثر و مفید باشد. اللّهم آمین. به قلم: عبد الله النجدی ریاض-ربیع الاول1423هـ 5-تحریم اهداء گل ـ هیئت علمای ارشد بسم الله وحده و الصّلاة علی خیر خلقه محمد صلّی الله علیه و سلّم، و بعد: فتوای کمیته دائم علمای ارشد کشور توحید (که خدا ایشان را یاری نموده و عزّت داده و دشمنانشان را ذلیل گردانده است). این فتوا در تحریم این گلهای خبیث به دلیل بوهای تحریک آمیزی که دارند و به سبب اینکه این کار تقلید از غرب ملعون و مسخ هویّت اسلامی ناب شمرده می شود، است. از خدا می خواهیم که امّت اسلام را از این فتوا بهره مند سازد و حجت را بر آنها تمام کند، والله المستعان! متن فتوا: شماره فتوا:21409 تاریخ:21/3/1421 الحمد لله و الصلاة و السلام علی من لا نبیّ بعده. و بعد، کمیته دائم پژوهشها و فتواهای علمی از سؤال مستفتی محمد عبد الرحمن العمر از حضر ت مفتی کلّ آگاه شد که از سوی دبیرکلّ هیئت علمای ارشد با شماره 1330 و در تاریخ 21/3/1420 به این کمیته ارائه شده است. متن سؤال: در بعضی از بیمارستانها، اماکنی برای فروش گل وجود دارد، و ما عیادت کنندگانی را می بینیم که دسته های گل را به بیماران تقدیم می کنند، این کار چه حکمی دارد؟ در طول قرون متمادی اهداء گل (طبیعی یا مصنوعی) هیچگاه جزء سنّت عیادت از بیماران نبوده و این عادتی است که از بلاد کفر وارد شده و عدّه ای که ایمان ضعیفی داشته اند، از آنها تأثیر گرفته و این عادت را انتقال داده اند. حقیقت این است که بردن گل نفعی برای بیمار ندارد، بلکه تشبّه و تقلید محض از کفّار محسوب می شود و نه هیچ چیز دیگر، و فقط خرج کردن پول در غیر راه درست است که این اعتقاد فاسد را به دنبال دارد که این گلها باعث شفا می شود! بر این اساس نباید از گل در مورد مذکور استفاده کرد، نه به صورت فروش و نه خرید و نه اهدا… “این سخنان در حالی از طرف کارخانه های فتوا سازی وهابیت صادر میشود که امیران آنان با امضای قرار دادهای میلیاردی و اهدای کمکهای بلاعوض به همان بلادهای کفر ، نوکری خویش را به شکلی متفاوت به اثبات می رسانند…” سایت رهبران شیعه : ترجمه سلام شیعه
|
|||
|
|
۲۱:۱۳, ۲/دی/۹۲
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
همانطور که می دانید وهابیت تشیع را به شرک متهم می کند چرا؟چون آن ها اعتقاد دارند که که توسل به اشیا و افراد برای انجام کاری شرک است.وتنها کسی که باید بهش توسل جست خداوند تبارک و تعالی است.جالبه اینگار مفتی های وهابی پزشک نمیرن یا سوار ماشین نمی شوندآره دیگه .....
در توسل آیه ی زیر را ذکر میکنم:«وَ لَوْ انَّهُمْ اذْ ظَلَمُوا انْفُسَهُمْ جاؤُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحيماً» و اگر هنگامى كه آنان بر خود ستم نمودند نزد تو آيند و طلب آمرزش از خدا كنند و پيامبر- نيز- براى آنان طلب آمرزش كند خداوند را توبهپذير و مهربان مىيابند. پس توسل در دوران حضرت رسول هم بوده است. وهابیت شبهه ی دیگری مطرح می کند و می گوید توسل در دوران حضرت با وجود خود حضرت بوده و الان با توجه به وفات آن حضرت نمی توان به آن حضرت توسل جست؟ خوب در این دو صورت وهابیت در خلق انسان دچار تزلزل است. انسان دارای دوبعد است :1-بعد جسمانی 2-بعد روحانی بعد جسمانی در تمام موجودات مشترک است و تمام موجودات دارای این بعد هستن اما تنها چیزی که باعث تمایز بین سایر موجودات وانسان می شود بعد روحانی است که خداوند تنها در مورد انسان این جمله را می فرماید (...ونفخت فیه من روحی))پس کرامت انسان ها که باعث عنایت ذات باری تعالی به انسان می شود بعد روحانی انسان است نه بعد جسمانی که در آخر بالاخره تجزیه و تحلیل می شود و وارد چرخه محیط زیست می شود. پیامبر و ائمه معصومین با روح متعالی خود واسطه ی شفاعت بودند نه با جسمشان پس بعد از وفات این بزرگواران روح متعالی ایشان آگاه است و می تواند واسطه ی رحمت الهی بر انشان های سر تا پا گناه باشند ضمنا در بعد از رحلت پیامبر قحطی بسیار شدیدی به مدینه آمد. مردم پیش حضرت عایشه آمده و از شدت قحط، به ایشان شکایت نمودند. آنحضرت فرمودند: پیش قبر حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم رفته و سقف گنبد آنرا سوراخ کنید طوری که ما بین قبر پیامبر و آسمان، هیچگونه سقفی موجود نباشد. اصحاب به محض اینکه دستور حضرت عایشه رضی الله عنها را اجراء کردند، باران سختی آمد طوری که علفهای بسیار روئید و پوست شتران از شدت فربهی، ترک برداشت. لذا آن سال را «عام الفتق» نامیدند.پس در نظر وهابیت عایشه هم مشرک است چون فرمان به توسل به فرد وفات کرده ای را داده!!!!! ![]() دومین مسئله ی که توسط وهابیت مطرح می شود تبرک جستن از مقبره حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ائمه معصومین(علیه السلام) است به ماجرای زیر توجه کنید : آقای سید شرف الدین (صاحب کتاب ارزشمند المراجعات)، در عصر حکومت «ملک عبدالعزیز» برای زیارت خانه خدا به مکه رفت. در عید قربان در کنار سایر علما به کاخ پادشاه سعودی دعوت شد، تا طبق معمول در عید قربان به او تبریک بگویند. او به کاخ رفت، هنگامی که نوبت به او رسید، دست شاه را گرفت و هدیهای به او داد، و آن هدیه یک قرآن بود که دارای جلدی پوستین بود. شاه عربستان آن هدیه را گرفت و بوسید و به عنوان تعظیم و احترام، بر پیشانی خود گذاشت. سید شرف الدین (از فرصت استفاده کرد) ناگهان گفت: «ای پادشاه! چرا این جلد را میبوسی و به آن تعظیم میکنی، با اینکه این جلد چیزی جز پوست بز نیست؟»شاه گفت: «غرض من از بوسیدن جلد، قرآنی است که در داخل آن قرار دارد، نه خود جلد». آقای شرف الدین، بیدرنگ فرمود: «احسنت ای پادشاه! ما شیعیان نیز وقتی که پنجره یا در اتاق پیامبر(صلی الله علیه و آله) را میبوسیم، میدانیم که آهن هیچ کاری نمیتواند بکند، ولی غرض ما آن کسی است که ماورای این آهنها و چوبها قرار دارد. ما میخواهیم رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را تعظیم و احترام کنیم، همانگونه که شما با بوسه زدن بر پوست بز میخواستی قرآن را تعظیم کنی که در درون آن پوست قرار دارد.»حاضران تکبیر گفتند، و او را تصدیق کردند، در این هنگام ملک عبدالعزیز ناچار شد تا به حاجیان اجازه دهد که از آثار رسول خدا(صلی الله علیه و آله) تبرک بجویند، ولی ولیعهد او که بعد از او آمد، از قانون گذشتهشان برگشت. این مصداقی بارز و کامل از جوابی هست که شیعیان به وهابیون می دهند بوسیدن قبر و ضریح امامان به خاطر جنس میله ها و.... آن نیست بلکه به خاطر معصومی است که در آن آرمیده........ انشاالله مطلب مفید بوده باشد و انشاالله ادامه دارد..........
|
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| درباره وهابیت چی میدونی؟ اهل سنت جدای از وهابیت میباشد | mahdy30na | 29 | 14,354 |
۱۴/آبان/۹۴ ۲۳:۰۴ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| اظهارات خواندنی یک وهابی شیعه شده/افول تفکر وهابیت | انتصـار | 0 | 1,747 |
۲/فروردین/۹۱ ۲:۰۲ آخرین ارسال: انتصـار |
|
| اولین عالم شیعه که علیه وهابیت کتاب نوشت | علیرضا110 | 0 | 1,979 |
۲۶/مهر/۹۰ ۱۸:۳۹ آخرین ارسال: علیرضا110 |
|





![[تصویر: %D9%82%D8%A8%D8%B1%20%D8%A7%D8%A8%D9%86%...%D9%87.jpg]](http://javadi110.persiangig.com/%D9%82%D8%A8%D8%B1%20%D8%A7%D8%A8%D9%86%20%D8%AA%DB%8C%D9%85%DB%8C%D9%87.jpg)
![[تصویر: nabsheghabr.jpg]](http://www.b-neshan.com/index.php?q=sites/www.bneshan.com/files/imagecache/fullnode_image/images/story/nabsheghabr.jpg)





![[تصویر: 97068145206543273160.jpg]](http://upload7.ir/images/97068145206543273160.jpg)

در توسل آیه ی زیر را ذکر میکنم:
(...ونفخت فیه من روحی))