کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اسکار هشتاد و ششم
۱۵:۵۵, ۱۶/اسفند/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/اسفند/۹۲ ۱۶:۰۰ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #1
آواتار
آنچه همیشه می خواستید درباره اسکار بدانید

ولی می ترسیدید بپرسید!



[تصویر: 31048421060750228894.jpg]


وقتی در شب 16 ماه مه سال 1929، پس از مراسم نخستین جشن اهدای جوایز آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا که با حضور 270 نفر در هتل روزولت هالیوود برگزار شد و اصل مراسم تنها 15 دقیقه به طول انجامید، از میان تمامی تولیدات سینمایی سالهای 1927 و 1928 که بر پرده سینماهای لس آنجلس رفته بودند، فیلم تبلیغاتی و پروپاگاندای " بالها " ساخته ویلیام ولمن اسکار بهترین فیلم سال را دریافت کرد و فرانک بوزریچ و لوییس مایلستون برای فیلم های "آسمان هفتم" و "دو دلاور عرب" اسکارهای کارگردانی را گرفتند و همچنین امیل یانینگز ( برای فیلم "آخرین فرمان" ) و جنت گینور ( برای فیلم "آسمان هفتم" ) جوایز اسکار بازیگری را به خود اختصاص داده و به این ترتیب در واقع اسکارهای اولین دوره مراسم اهدای جوایز آکادمی مابین 2-3 فیلم متوسط و تبلیغاتی آمریکایی از 2 کمپانی اصلی هالیوود یعنی پارامونت و فاکس قرن بیستم تقسیم گردید، به خوبی مشخص شد اهداف و مسیری که در بیانیه مراسم سالیانه آکادمی در مراسم 11 مه 1927 در خانه لویی بی مه یر ( رییس کمپانی مترو گلدوین مه یر ) تعیین شده بود، به طور کامل به اجرا درآمده است. در آن بیانیه بر حمایت از صنعت سینمای آمریکا و ترویج ایدئولوژی آمریکایی تحت عنوان رویای آمریکایی و فرهنگ و اندیشه لیبرالی تاکید شده بود.

شاید از همین رو بود که در اولین مراسم اهدای جوایز آکادمی اسکار خبری از اغلب فیلم ها و آثار سینمایی برتر و معتبر سالهای 1927 و 1928 نبود. در آن مراسم اگرچه چارلز چاپلین برای فیلم "سیرک " نامزد دریافت اسکار بهترین کارگردانی شده بود، ولی هیچ یک از جوایز اصلی را کسب نکرد و اعضای آکادمی برای جبران این نقیصه حیرت آور ( که اساس جایزه اسکار را در همان نخستین دوره زیر علامت سوال می برد ) یک اسکار افتخاری برای چاپلین در نظر گرفتند. اسکاری که اولین و آخرین جایزه چارلی چاپلین ( یعنی همان که نابغه عالم سینما خواندندش ) در مقابل خیل فیلم های به یادماندنی و برجسته اش محسوب گردید و چارلی برای هیچ یک از شاهکارهایش ( همچون "روشنایی های شهر"،" عصر جدید" ، " پسر بچه " ، " جویندگان طلا "، " موسیو وردو "، "سلطانی در نیویورک " و ... ) حتی کاندیدای دریافت اسکار هم نشد و تنها برای بازیگری در فیلم "دیکتاتور بزرگ" و موسیقی فیلم "لایم لایت" در سالهای 1940 و 1972 نامزد دریافت اسکار بود که البته نصیبی از آن نبرد.

ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحیم ، عبدالرحمن ، شهیدطیبه واعظی ، SAViOR ، Justice Bringer ، سید ابراهیم ، مجید املشی ، هادی... ، neyestan23 ، مصطفي مازح7610 ، محب الزهرا ، رضوانه ، Hadith ، fafa* ، Maysam-1st ، fazel ، حسن.س. ، PWLG ، السا ، لبخند خدا ، صبح صادق ، melanie2222

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۷:۳۲, ۲۷/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #11
آواتار
اما ایدئولوژی آمریکایی ( که تبیین مختصری از آن به قلم یک متفکر امروز ارائه شد ) در طول این سالها ابعاد مختلفی داشته که بخشی از آن تحت عنوان "سبک زندگی " ، ملل مختلف را مورد هجوم قرار داد. ریک آلتمن ، استاد دانشگاه پرینستن آمریکا در کتاب خود به نام "فیلم های موزیکال آمریکایی" که در سال 1987 (صدمین سال سینما) انتشار داد ، ایدئولوژی آمریکایی را با عنوان "فرهنگ آمریکایی" این گونه تعریف کرده و تاثیر آن را در فرهنگ و آداب و رسوم دیگر سرزمین ها ، توضیح می دهد:

"... بیش از نیم قرن آثار سینمای هالیوود ، نقش بزرگی را در تحکیم و قوام جامعه آمریکایی ( البته براساس فرهنگ و ایدئولوژی آمریکایی ) ومعرفی آن به دنیا ایفا کردند. سینما به عنوان یکی از پرخرج‌ترین تولیدات، خصوصا در ژانرهایی که پیوند بیشتری با دیگر آداب و سنت های فرهنگی آمریکایی داشت، به طور مرتب برای تبلیغ اهداف فرهنگی و هنری و همچنین اقتصادی و اجتماعی سردمداران آمریکای پس از جنگ (که قصد تسلط بر جهان در سر داشتند) به کار گرفته شد...فیلم‌های هالیوودی آنچنان نفوذی در زندگی روزمره جماعت عاشق سینما داشت که ناخودآگاه رسوم آمریکایی را در دیگر جوامع گسترش می داد...فیلم هالیوودی همیشه نگاهها را از معضلات عمیق جامعه بشری به دلمشغولی‌های جامعه آمریکایی سوق می داد و به شکلی آرمان شهر فرهنگ یانکی‌ها را به تماشاگران ساده‌لوح حقنه می‌کرد (و می‌کند) که آنها حتی در دورترین جوامع نسبت به آمریکا هم دغدغه‌های فرهنگی غربی را مسئله خود به حساب می‌آوردند. ‌آنها قانع شدند که همچون قهرمانان همان فیلم‌ها زندگی کنند، لباس بپوشند و حتی موی سر خود را آرایش کنند که همه و همه در واقع تقلیدی از زندگی اسطوره‌ای آمریکایی بود و بس..."

این سبک زندگی که طراحی و تئوریزاسیون آن به دوران رنسانس و نهضت به اصطلاح اصلاح دینی و جنبش ظاهرا روشنگری بازمی گشت ، واجد فقراتی ایدئولوژیک بود که از همان فرهنگ آخرالزمانی پیورتانیسم ناشی می شد و تفکر اومانیسم و سکولاریسم و همچنین نظام لیبرال سرمایه داری (به عنوان نتیجه سیاسی آن ) ، فقرات تئوریک آن را تشکیل می داد تا درونش فضاهای بی بند و باری و اباحه گری و تفکرات فمینیستی و مادی گرایانه در کنار طرح اسطوره ها و افسانه های آمریکایی شکل بگیرد.

ادامه دارد...

امضای Admirer
[تصویر: 1wn3fi050ilv8uqetyj9.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Ali#59 ، MohammadSadra ، مجید املشی ، صبح صادق ، شهیدطیبه واعظی ، هادی... ، Justice Bringer
۱۵:۲۲, ۲۸/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #12
آواتار
آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا نیز براساس همان بیانیه نخستین در سال 1927 و پایبندی به ایدئولوژی آمریکایی مورد نظرش ، به قضاوت و گزینش درباره فیلم ها پرداخت تا با ایجاد فضای لازم ، زمینه های تولید آثاری مشابه را فراهم سازد و این افزون بر طرح و برنامه هایی بود که توسط کمپانی های متعلق به مروجان ایدئولوژی آمریکایی برای تولید فیلم های سینمایی ، در نظر گرفته می شد.

نگاهی اجمالی به برگزیدگان حداقل 3 سال اخیر اسکار ، می تواند اثبات این مدعا باشد :

[تصویر: a319010a644ea51e30a86b09fe5a11ee.jpg]

در هشتاد و یکمین مراسم اهدای جوایز آکادمی در سال 2008 :

به جز فیلم "میلیونر زاغه نشین" ( یا با ترجمه درست تر، "میلیونر زاغه سگی" ) ساخته دنی بویل که نگاهی تحقیرگرایانه و نژادپرستانه به رنگین پوستان ارائه می کرد ، فیلم "ماجرای عجیب بنجامین باتن" ( دیوید فینچر ) به یک نوع تقدیر گرایی اوانجلیکی می پرداخت (در اوایل فیلم، کسی که بنجامین خردسال پیر گونه را به راه می اندازد و موجبات تکامل و پیشرفت های بعدی اش می شود ، یک کشیش اوانجلیست و در یک مراسم آیینی است) ، "کتاب خوان"( استفن دالدری) اشاره ای شعاری و سطحی و تکراری به ماجرای هلوکاست داشت ، "شک" ( جان پاتریک استنلی ) هجمه ای دیگر بر کاتولیسم و کلیسای کاتولیک در توجیه و تجلیل از پروتستانتیزم و اوانجلیسم به نظر می آمد ، "فراست / نیکسون" ( ران هاوارد ) گامی دیگر در خرد کردن ریچارد نیکسون بود (مثل فیلم های "همه مردان رییس جمهور" و "نیکسون" و "ترور ریچارد نیکسون" و ...) ، رییس جمهوری که در اواخر دوران ریاستش بر کاخ سفید برخلاف مقاصد صهیونیست های حاکم ، قصد بیرون کشیدن ارتش آمریکا از ویتنام را داشت. "میلک" (گاس ون سنت) فیلم تهوع آوری بود که علنا به تبلیغ همجنس گرایی ( از عناصر مهم ترکیب فرهنگ آمریکایی و تفکرات مفسده آمیز صهیونی ) و تجلیل از بانی اصلی جنبش همجنس گرایی در آمریکا در دهه 70 به نام هاروی میلک می پرداخت و این گرایش انحرافی و ضد اخلاقی و غیر انسانی را در حد و اندازه تحرکات آزادیخواهانه و استقلال طلبانه به شمار می آورد. هاروی میلک خود یک یهودی بود که به شدت جامعه را به سمت و سوی انحرافات اخلاقی و رفتاری سوق داد و تشویق کرد. قابل ذکر است همجنس گرایی و سایر انحرافات اخلاقی در یکی از متون معتبر صهیونیست ها به نام "پروتکل های زعمای صهیون" به عنوان یکی از راههای اضمحلال اقوام غیر یهود (با تاکید بر جوانان مسیحی) ، مورد توجه قرار گرفته است. جالب اینکه فیلم فوق به لحاظ ساختاری از نظر برخی منتقدین و کارشناسان در حد و اندازه متوسط ارزیابی شده ، اما در کمال شگفتی به عنوان یکی از فیلم های برتر 2008 کاندیدای دریافت چندین جایزه از جمله اسکار بهترین فیلم سال گردیده است!

در آن مراسم که مملو از فیلم های ایدئولوژیک بود، جای بسیاری از فیلم های خوش ساخت و متفاوت سال 2008 خالی به نظر می رسید : از جمله دو فیلم درخشان کلینت ایستوود ؛ "بچه عوضی" که به یکی از معضلات تکان دهنده جامعه آمریکا اشاره داشت و "گرن تورینو" که نگاهی دیگرگونه به مقوله کهن و کهنه نژاد پرستی در همان جامعه به شمار می آمد. از آثار قابل قبولی مانند فیلم جاناتان دمی به نام "ریچل ازدواج کرده" یا "کله چرمی ها"ی جرج کلونی که به پشت پرده مسابقات ورزشی و تبانی با رسانه های مربوطه می پرداخت یا فیلم دو قسمتی و پر زحمت استیون سودربرگ در باره انقلابی آمریکای لاتین ، ارنستو چه گوارا تحت عنوان "چه" یا فیلم اپیک باز لورمان درباره قاره پنجم به نام "استرالیا" یا فیلم هجو گرایانه برادران کوئن درباره سازمان سیا به نام "پس از خواندن بسوزان" یا اثر افشاگرانه استیوارت تاوزند یعنی "جنگ در سیاتل" یا فیلم "کوری" که براساس قصه معروف خوزه ساماراگو ساخته شد یا قصه ابسورد میشل گوندری در "لطفا نوار را برگردان" یا فیلم تکان دهنده "نجات داده شده" با بازی لیام نیسن که به ماجرای قاچاق زنان و دختران در کشورهای غربی نگاه دارد یا "هفت پاوند" گابریل ماچینو یا "رودخانه را بچرخان" ساخته کریس ایجمن یا حتی فیلم "دبلیو" ساخته الیور استون درباره زندگی و دوران حکومت جرج دبلیو بوش و یا اثر هوشمندانه مایک لی یعنی "بی خیال " نیز در میان نامزدان جوایز اسکار خبری نبود.

ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شهیدطیبه واعظی ، هادی... ، Justice Bringer ، مجید املشی
۱۸:۱۵, ۳/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #13
آواتار
نکته قابل توجه دیگر اینکه در سالهای اخیر و در هریک از دوره های مراسم اسکار ، شاهد پروپاگاندا برای یک فیلم همجنس گرایانه ( علیرغم ضعف های ساختاری و هنری آن ) بوده ایم که باعث شده فیلم یاد شده در یکی از رشته های اصلی اسکار نامزد و یا برنده جایزه اسکار گردد. فی المثل در سال 2006 ، فیلم "کوهستان بروکبک" ساخته انگ لی این نقش را برعهده داشت و نامزد دریافت 8 جایزه اسکار بود که 3 تای آنها از جمله بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه را دریافت کرد. ضمن اینکه شخصیت اصلی فیلم "کاپوتی" (ساخته بنت میلر) که در همان سال نامزد 5 جایزه اسکار و برنده اسکار بهترین بازیگر مرد شد ، نیز یک همجنس گرا بود!

سال بعد و در اسکار هفتاد و نهم ، مجری مراسم یعنی "الن دی جنرس" خود یک همجنس گرا بود و برای همین مسئله هم کلی خود نمایی کرد ، از جمله در سخنرانی ابتدایی خود گفت که اگر یهودیان و همجنس گرایان نبودند ، اسکاری وجود نداشت!!! ایشان علیرغم اجرای خشک و خسته کننده و بی مزه ، امسال هم مجری مراسم اسکار بود!

در اسکار 2009 ، فیلم "میلک " نماینده ، گروه همجنس گرایان بود و در سال 2010 فیلم "پرشس" (لی دانیلز ) زندگی همجنس گرایانه را بر تشکیل خانواده و زندگی انسانی برتر نشان می داد و نامزد 6 جایزه شد که دو اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن و بهترین فیلمنامه اقتباسی را از آن خود کرد.

در هشتاد و سومین مراسم اسکار ، فیلم "بچه ها همه خوبند" ( لیزا کولودنکو) که نامزد دریافت 4 جایزه اسکار از جمله بهترین فیلم بود ، برتری زندگی همجنس گرایانه را حتی پس از شکست در زندگی مشترک معمولی و بچه دار شدن ، به تصویر می کشید!!

[تصویر: 111906.gif]

اما در هشتاد و دومین مراسم اهدای جوایز آکادمی که در سال 2010 برگزار شد و برای نخستین بار 10 فیلم نامزد دریافت اسکار بهترین فیلم بودند، در میان آنها برنده اصلی یعنی "محفظه رنج بار " ساخته کاترین بیگلو ، پروپاگاندا برای حضور اشغالگرانه آمریکا در عراق بود، "آواتار " جیمز کامرون یک فیلم کابالیستی (فرقه ای صهیونیستی) تمام عیار و مروج دین نوین جهانی به شمار آمد، "مرد جدی" برادران کوئن ستایش جامعه یهودی در آمریکا ، "آموزش " و "500 روز تابستان "نمایشی از به اصطلاح مظلومیت یهودیان در میان دیگر اقشار ، "حرامزاده های لعنتی " تارانتینو درباره هلوکاست و فیلم "پرشس " در تحسین زندگی همجنس گرایانه محسوب شد . پیرمرد و پسربچه کارتون "بالا " نیز در جستجوی سرزمین موعود به پرواز در میان دیگر سرزمین های دیگر درآمدند...

[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcRSZZF-09Fh1aAZCgLjC8_...DR72sPUgOw]

در هشتاد و سومین اسکار یعنی سال 2011 فیلم برنده یعنی "سخنرانی پادشاه " در تجلیل از امپراتوری غرب براساس زمینه های سلطنت بریتانیا و با نتیجه ای به ظاهر فانتزی ولی درونمایه ای جنگ طلبانه از نوع امپریالیستی بود، "شبکه اجتماعی " تبلیغ وب سایت صهیونیستی "فیس بوک "، "True Grit" و "داستان اسباب بازی " نمایش و تقدیس اسطوره های آمریکایی یعنی کابوی ها و وسترنرها به عنوان منجیان همیشگی ، "قوی سیاه " ترویج افکار شیطان پرستانه و نوعی راه حل های فاوست منشانه برای رسیدن به هدف، "همه بچه ها خوبند " تبلیغ زندگی همجنس بازانه ، "جنگجو " بازهم در مدح قدرت و هوشمندی اسطوره های آمریکایی، "سرآغاز " نمایشی از شیوه جنگ نرم برای نفوذ در اذهان، "127 ساعت " و "استخوان زمستانی " تبلیغی دیگر برای تفکرات اومانیستی بودند...

ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: هادی... ، Justice Bringer ، شهیدطیبه واعظی ، مجید املشی
۱۱:۳۰, ۴/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #14
آواتار
در هشتاد و چهارمین مراسم اهدای جوایز آکادمی نیز در واقع همان روندی دنبال شد که طی هشتاد و سه سال پیش در این مراسم اتفاق افتاده بود. همانند سالهای پیش انجمن ها و حلقه ها و اتحادیه های نقد و هنرمندان مختلف در اقصی نقاط آمریکا مانند بوستون و نیویورک و سانفرانسیسکو و لس آنجلس و شیکاگو و سایر شهرهای مهم غرب مثل لندن و برلین و تورنتو و مونترال و ...و انجمن بازیگران و اتحادیه کارگردانان و نویسندگان و تهیه کنندگان و ...منتخبین سال خود را اعلام کردند ، سپس گلدن گلوب در کالیفرنیا ، بافتا در انگلیس و سزار در فرانسه و ...نامزدهای برگزیده خود را در همان رشته های موررد نظر آکادمی از میان فیلم های آمریکایی اعلام نمودند و بازهم شبیه به روش آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا تنها در یک رشته فیلم خارجی ، به تولیدات دیگر کشورها ، توجه نشان دادند (معلوم نیست چرا سایر انجمن ها و حلقات نقد فیلم یا مراسم اهدای جوایز در دیگر کشورهای غربی و حتی منتقدان به اصطلاح مستقل از همان قوانین و ضوابطی پیروی می کنند که آکادمی اسکار خود را ملزم به رعایت آن می داند یعنی همان ایدئولوژی آمریکایی !!!)

در آن سال به جای 10 فیلم ، 9 فیلم نامزد دریافت اسکار بهترین فیلم شدند به علاوه دو فیلم دیگر که با اسکار بهترین بازیگر مطرح شدند و یک انیمیشن که اسکار بهترین کارتون سینمایی سال را گرفت.

اما یک وجه مشترک ، درونمایه همه این فیلم ها را به یکدیگر پیوند می زد : حفظ و گرامیداشت میراث گذشته آمریکا و غرب . تقریبا در همه فیلم های یاد شده ، به نوعی به میراث فرهنگی ، اقتصادی ، سیاسی ، تاریخی ، اجتماعی و نظامی غرب و آمریکا اشاره می شد که چگونه در فراز و نشیب های زمانه ، حفظ شده و بایستی همچنان حفظ گردد. از هوگو گرفته تا آرتیست (هنرمند) و نسل ها و اسب جنگی و نیمه شب در پاریس و ... موضوع پاسداشت و حفاظت از میراث غرب و آمریکا بود که در ابعاد گوناگون خود را به رخ می کشید. مثلا در دو فیلم هوگو و هنرمند ، میراث سینمای غرب و ارزش های فرهنگی آن در امثال ژرژ ملی یس (در فیلم هوگو ) به عنوان بنیانگذاران سینما و حفظ ارزش های سینمای صامت و هنرمندان این نوع سینما ( در فیلم هنرمند ) مد نظر بود و در فیلم نسل ها این میراث ، زمین هایی بود که بایستی در جزیره هاوایی حافظت شده و از فروش آنها جلوگیری می شد . در فیلم اسب جنگی ، یک اسب و گذشته پدر قهرمان فیلم حکایت این میراث بود که در پایان فیلم ، همچنان پابرجا ماند و در نیمه شب در پاریس ، فیلمساز برای حفظ این میراث به ریشه های آن در تاریخ غرب تا زمان رنسانس ، نقب می زد.

"خدمتکار" از بقای روابط نژادپرستانه به عنوان دیرپاترین اصول ایدئولوژیک غرب سخن می گفت ، "درخت زندگی" نیز به یکی از بنیادی ترین تفکرات زیربنایی غرب صلیبی/صهیونی یعنی کابالا می پرداخت و مانی بال بخشی دیگر از به اصطلاح قدرت نرم غرب یعنی ورزش هایی همچون فوتبال آمریکایی و راگبی و بیس بال به رخ می کشید و برخلاف بسیاری از آثار مشابه به سیاهی های آن نپرداخت بلکه تصمیم یک مربی بیسبال را در حفظ و نگهداری سرزمین مادری خود در اوکلند که همان میراث پدران است ، به تصویر می کشید.

و بالاخره فیلم "در نهایت بلندی و به طور باورنکردنی نزدیک" ، با پس زمینه واقعه 11 سپتامبر ، نوجوانی را به دنبال دستیابی به وصیت پدرش که در همان حادثه 11 سپتامبر کشته شده ، به سرزمین گمشده ای می رساند که در واقع همان به هم پیوستگی مردم آسیب دیده از آن حادثه بود و حفظ اتحادی که از گذشتگان به ارث باقی ماند.

[تصویر: fej9g1z90y1klp7jx2b.jpg]

و بالاخره در اسکار هشتاد و پنجم یعنی سال گذشته ، آنچه بیش از هر موضوعی می توانست فیلم های اسکاری و به خصوص کاندیداهای بهترین فیلم را به یکدیگر پیوند دهد ، تجلیل و تبلیغ سرمایه داری به عنوان نجات بخش و تنها راه رهایی برای مردم و اقشار مختلف بود. از فیلم "بینوایان" گرفته که حتی رسما دست به تحریف رمان معروف ویکتور هوگو زده و اصالت کار را به سرمایه داران داده بود تا "جانوران حیات وحش جنوبی" که به گونه ای نمادین جنبش 99 درصدی مردم آمریکا را با زندگی بدوی مردم جنوب نیو اورلئان یکسان دانسته و آنها را به شدت تحقیر کرده و زیستشان را با زیست جانوران وحشی یکی دانسته بود تا فیلم "زندگی پی" که دنیا را باغ وحشی توصیف کرده بود که نیاز به سرپرستی سرمایه داران دارد تا فیلم "لینکلن" که لغو برده داری در آمریکا را نتیجه ترحم و مهربانی سرمایه داران سفید پوست کنگره آمریکا دانسته بود و تا ...

این درحالی است که طی چند سال گذشته جنبش ضد سرمایه داری موسوم به جنبش وال استریت ، مهمترین مسئله و حرکت اجتماعی در آمریکا و غرب بوده که به نمایندگی از اکثریت 99 درصدی ملت آمریکا برعلیه اقلیت یک درصدی سرمایه دار قیام کرده اند. اما رسانه های آمریکا که در اختیار همان اقلیت یک درصدی است، بی محابا اخبار و گزارشات و موجودیت این جنبش را سانسور کرده و به منافع خود را به عنوان منافع ملی آمریکا تبلیغ کرده است. سینمای هالیوود نیز در طول این سالها نه تنها ، به جنبش 99 درصدی وال استریت نپرداخته بلکه در مقابل همان اقلیت یک درصدی را به عنوان منجیان و آدم های مثبت در فیلم نمایش داده و در مقابل حرکات اعتراضی و ضد سرمایه داری را به عنوان اقداماتی ابتر و بی حاصل و بعضا ضد تمدن و حتی ضد بشریت در کادر دوربین خود قرار داد . بیشترین نشانه های این تصویر را در فیلم های اسکاری می توانستیم رویت کنیم!

[تصویر: Oscars_Best_Actors_Best_Actresses%20copy.jpg]
امسال نیز همین اتفاق افتاد و همه نامزدها و برنده ها و انتخاب ها از میان 10-15 فیلم صورت گرفت و این سوال همیشگی باقی ماند ، پس تکلیف دهها و صدها و هزاران فیلم تولیدی دیگر که در آمریکا و سایر کشور های جهان تولید گردیده چه شد که به دلائل مختلف از جمله ناهماهنگی با همان ایدئولوژی آمریکایی یا سیاست های جاری غرب و با شکستن تابوهای غربی ، توفیق جلب حمایت کمپانی های اصلی هالیوود را برای توزیع و پخش و تبلیغات نیافته یا در سالن های حلقات اصلی سینماهای آمریکا ، به خصوص لس آنجلس ، شانس اکران را نداشته و یا اسطوره ها و تفکر آمریکایی را زیر علامت سوال برده اند؟

امسال مانند هر سال و در یک اقدام نه چندان غیر معمول همه این مجموعه حلقات اسکار (بدون هر گونه لاپوشانی و تعارف) ، فیلم های "12 سال یک برده" و "جاذبه" را برگزیده و در کنار آن به فیلم هایی مانند "حقه بازهای آمریکایی" ، "گرگ وال استریت" ، "کاپیتان فیلیپس" ، "او" ، "نبراسکا" و "کلوپ فروشندگان دالاس" هم پرداختند که اغلب به لحاظ سینمایی و ساختار فنی و هنری در حد آثار متوسط و معمولی سینما هستند و حتی به اذعان بسیاری از منتقدین غربی، فیلم های بسیار قویتر وجود دارند که اساسا در لیست های اسکار و حلقات آن قرار ندارند. نکته طنز آمیز و کمدی آنجاست که مثلا لیست نامزدهای منتقدان آمریکا ( یا یکی دو تفاوت جزیی) تقریبا همانند فهرست کاندیداهای تهیه کنندگان آمریکایی بود! و نامزدهای جایزه اسپریت یعنی جوایز فیلم های مستقل تفاوت چندانی با جوایز بافتا یا گلدن گلوب و حتی خود اسکار نداشت!! معلوم نیست در اینجا "مستقل"چه معنا و مفهومی می یابد؟! درحالی که جوایز منتخبان و برگزیدگان این مراسم که ظاهرا بایستی به فیلم های مستقل از کمپانی ها و استودیوهای بزرگ تعلق گیرد چگونه به فیلم هایی همچون "12 سال یک برده" از فاکس قرن بیستم یا کیت بلانچت فیلم "جاسمین غمگین" از سونی پیکچرز و وارنر برادرز و پارامونت یا بازیگران اصلی فیلم "کلوپ فروشندگان دالاس" از کمپانی یونیورسال و یا "نبراسکا" از پارامونت اعطاء می شود!!!


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: SAViOR ، مجید املشی ، Justice Bringer ، شهیدطیبه واعظی
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  اسکار هشتاد و پنجم Admirer 25 11,649 ۲۹/شهریور/۹۲ ۱۶:۴۷
آخرین ارسال: melanie2222
Lightbulb پشت پرده ی اسکار ... اسکار به چه فیلم‌هایي جایزه می‌دهد؟ MESSENGER 35 20,293 ۱۲/مرداد/۹۱ ۱۱:۱۷
آخرین ارسال: medad.sefid

پرش در بین بخشها:


بالا