|
دانلود معجزات علمی قران
|
|
۲۳:۰۷, ۱۸/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/تیر/۹۳ ۲۱:۵۶ توسط yashar1374.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم در این تاپیک قصد دارم مطلبی رو قرار بدهم که مربوط به قران هست .بنده به این نکته پی بردم که مردم در زندگی روزمره متاسفانه توجه خیلی خیلی اندکی به جواهر گرانبهای اسلام از جمله قران می کنند . البته بنده هم جزء همین افراد بودم و هستم . بنا بر این تصمیم گرفتم تا مطالبی رو به صورت مناسب تهیه کنم تا شاید بتوانم وظیفه خودم رو در حد وسعم انجام بدم. اما به نظر بنده این نوشته کمی با نوشته های دیگر فرق می کند :1- بنده سعی کردم تا سخنان پیامبر و امامان را نیز در کنار معجزات قران بیاورم. 2-تمام آیات مربوط به معجزات همراه با صوت آنها در حد امکان وارد کنم. البته این مقاله با زبانی نوشته شده است که مناسب افراد نا آشنا به دین اسلام است اما با این همه برای شما برادران و خواهران نیز فکر کنم مفید باشد . البته این مقاله کامل نیست و خواهش میکنم برای کمک به تکمیل این مقاله با ینده همکاری کنید ... در آخر بنده و خانواده ام را در این ماه مبارک رمضان دعا کنید . |
|||
|
| آغاز صفحه 6 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۱:۵۸, ۳۱/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/تیر/۹۳ ۱۳:۲۸ توسط namekarbary.)
شماره ارسال: #51
|
|||
|
|||
نقل قول:نام کاربری عزیز من همیشه فکر می کردم بی منطق نیستید امادقیقا به این دلیل که ما به دنبال بهترین تببین هستیم نه آسمانی ترین تبیین. این یک اصل ساده علمیست که همیشه ساده ترین توضیحات رو انتخاب کنیم مگر این که دلیلی برای نادرستیش داشته باشیم. اگر غیر از این باشه که باید کل علم رو بریزیم دور!!! نقل قول:پی نوشت 1: اگر قرآن حتی مطلب علمی هم نداشت تبعیت از آن برای یک مسلمان رسمی که امیدوارم من باشم واجب بود.موضوع کلام خدا بودن قرآن ارتباطی به اعجاز علمی قرآن نداره و آف تاپیک محسوب می شه. نقل قول:بعد شاعران بزرگ عرب زبان و مادیونی چون ابن ابی العوجا در مقابل همه چیز قرآن کلمات و بلاغت و فصاحت کم آوردند در عربی اینقدر قرآن مفاهیم عظیم دارد آنقدر بلاغت و فصاحت دارد که اونهایی که مدعی بودند شاعرترین مردم کم آوردند.کلمات به صحیح ترین نحو اوزان مرتب و کلمات متناسب واقعا هرچیز درمورد قرآن بگویم کم است اصلا کسی نیستم که بتوانم در مورد این کتاب بزرگ حرف بزنم.موضوع بلاغت قرآن ارتباطی با اعجاز علمی قرآن نداره و آف تاپیک محسوب می شه. نقل قول:بعد هم طرف توی اعراب جاهلی پی خرافات بوده برید بخونید خیلی زیاده اونا منطق و علم را قبول نمی کردند خرافات می پذیرفتند و دختر زنده به گور می کردند در منجلاب بودند به تعبیر بلند امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) حتما بروید بخوانید در نهج البلاغه بود فکر کنم و همچنین به سخنان جعفر طیار به حاکم حبشه.این که بعضی اعراب دختر زنده به گور می کردن یا نه ربطی به این نداره که از دانش بدوی برخوردار بودن. قرار نیست از دو مسئله که مربوط نیستن نتیجه بگیریم. نقل قول: دوم اینکه ویکی پدیایی که مکرر آن را معرفی می کنید(و من از نظر روایی و تاریخی و سیاسی این سایت را در حد صفر هم قبول ندارم ولی درمورد علمی اظهار نظر خاصی نمی کنم شاید معتبر باشه شاید نباشد) افاضات فرمودند: تا سده ی 18 باور غالب چیز دیگری بود و این مضاف می شود بر دلیل بالا و حرف شما ابطال می شود. تا اینجا کافیه ولی من چیزهای دیگری هم اضافه می کنملینک ویکی پدیا رو دوستتون آورده بود. نقل قول:شما خودتان احتمالات را غیر قابل رجوع می دانید بعد خودتان رجوع می کنید؟ منابعتان برای رد این کافی نیست. من سخنان یکی از دانشمندان شما را شنیدم در این مورد که او تصدیق می کرد.احتمالات وقتی رد می شه که قرار باشه یک توضیح پیچیده جایگزین یک توضیح ساده بشه. اگر سخنی از دانشمندان شنیدید می تونید با لینک مرجع قرارش بدید. جالبه، می گوید پیامبر گفته است که ماه نور خورشید را بازتاب می دهد، اما دلیلی برای اثبات ادعایش ندارد. هیچ یک از دانشمندان عرب بازتاب نور توسط ماه را نمی دانسته اند، باز هم دلیلی برای اثبات ادعایش ندارد. مردم عرب آن قدر بی سواد بودند که نمی دانستند ماه نور را بازتاب می دهد، باز هم دلیلی برای اثبات گفته اش ندارد. نظریات دیگر سرشت تجربه عرفانی/وحیانی پیامبر در مورد علوم را هم قبول ندارد، اما ادعا می کند که خدا با پیامبر سخن می گفته است و به گفته اش اصرار دارد. من واقعا متوجه نمی شم از چه شیوه استدلالی دارید استفاده می کنید. |
|||
|
۱۲:۲۰, ۳۱/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/تیر/۹۳ ۱۲:۲۱ توسط m.hossein.)
شماره ارسال: #52
|
|||
|
|||
|
بازم درست نخوندید؟!! متعجب دارم می شوم
بحث بحث جنین بود بار دیگر تاکید می کنم این موضوع نور و ماه را از اول اصلا من نخوندم و متوجه هم نشدم و در مورد کلمات منیر و سراج و اینها دقیقا نمی دانم در عربی چه تفاوتی با هم دارند خواهشا اذیت نکنید با جملات که به من انتساب می دهید این برای آخَرین بار و آخِرین بار فرمودید: نقل قول:دقیقا به این دلیل که ما به دنبال بهترین تببین هستیم نه آسمانی ترین تبیین. این یک اصل ساده علمیست که همیشه ساده ترین توضیحات رو انتخاب کنیم مگر این که دلیلی برای نادرستیش داشته باشیم. اگر غیر از این باشه که باید کل علم رو بریزیم دور!!! اگر بهترین و صحیح ترین و واضح ترین تبین در قرآن هم باشد شما می گویید این رو من بارها در بحث های مختلف حس کردم)نقل قول:1-شما اگر حقیقتی خیلی صحیح و واضح باشد می گویید قبلا بوده و همه می دانستند و از مسلمات فلانیه و بهمانیه است و از اینطور حرفها پس حرفتون اصلا بی دلیل بود چون منظور بنده اون نبود فرمودید: نقل قول: این که بعضی اعراب دختر زنده به گور می کردن یا نه ربطی به این نداره که از دانش بدوی برخوردار بودن. قرار نیست از دو مسئله که مربوط نیستن نتیجه بگیریم. من گفتم عرب جاهلی در منجلاب بود و پیش از این گفتم دنبال خرافات بود نه علم! عربی جاهلی که دنبال خرافات بوده کمترین میزان سواد را داشته هیچ منطق علمی نمی پذیرفته عرب جاهلی که فرهنگ درست و حسابی نداشته می آید یک موضوع نقلی و علمی و زیستی و اینها را نقل کند؟ کسی که دنبال خرافاته بخواطر خرافات آن اعمال شنیع را مرتکب می شود دنبال علم است؟ اصلا سبک و سنگین کنید فرمودید: نقل قول:لینک ویکی پدیا رو دوستتون آورده بود. من هم آوردم برای یادآوری چون معتقد بودید تفکر غالب و حقیقت مسلم زمان اعراب جاهلی هم همون نظریه بوده که این لینک می گوید تفکر غالب تا سده های اخیر چگونه بوده. فرمودید: نقل قول: احتمالات وقتی رد می شه که قرار باشه یک توضیح پیچیده جایگزین یک توضیح ساده بشه. اگر سخنی از دانشمندان شنیدید می تونید با لینک مرجع قرارش بدید. نپیچونید برادر من با جملات قلمبه احتمالات برای شما قابل استناده برای ما نه؟!!چه عجیب! احتمالات در بحث ها اصلا قابل استناد نیست. شما می گویید احتمال می دهم اینجور باشد آیا این قابل استناده؟ اونم وقتی دو تا دلیل آورده شده و کافی هم هست شما جلوی من احتمال می گذاری. یکی رو کشتن معلوم نیست با چی طبق محکمات می گویند با تفنگ کشته شده شما اونوقت می گویید: من احتمال می دهم با قمه کشته شده باشد!! معلومه همه چیز اینجا باید بحث را به خواننده سپرد. بخوانید این ارسال را و منصفانه با پاسخ های ایشون مقایسه کنید #50 |
|||
|
۱۲:۵۳, ۳۱/تیر/۹۳
شماره ارسال: #53
|
|||
|
|||
نقل قول:بحث بحث جنین بود بار دیگر تاکید می کنم این موضوع نور و ماه را از اول اصلا من نخوندم و متوجه هم نشدم و در مورد کلمات منیر و سراج و اینها دقیقا نمی دانم در عربی چه تفاوتی با هم دارند خواهشا اذیت نکنید با جملات که به من انتساب می دهید این برای آخَرین بار و آخِرین بارمن از شما تعجب می کنم. من یک استدلال هم نیاوردم برای مسئله جنین. حتی شروعش هم نکردم. نقل قول:من گفتم عرب جاهلی در منجلاب بود و پیش از این گفتم دنبال خرافات بود نه علم! عربی جاهلی که دنبال خرافات بوده کمترین میزان سواد را داشته هیچ منطق علمی نمی پذیرفته عرب جاهلی که فرهنگ درست و حسابی نداشته می آید یک موضوع نقلی و علمی و زیستی و اینها را نقل کند؟ کسی که دنبال خرافاته بخواطر خرافات آن اعمال شنیع را مرتکب می شود دنبال علم است؟ اصلا سبک و سنگین کنیدکمترین میزان سواد یعنی دقیقا چه قدر؟ کمتر از این که بدونه ماه از خودش نوری نداشته یا بیشتر از مقداری که بدونه ماه از خودش نوری نداشته. اگه کمتر چه قدر کمتر؟ نصفش یا یکچهارمش؟ اگه بیشتر چه قدر بیشتر؟ 10% بیشتر یا 20% بیشتر؟ با فرضیات ذهنی که نمی شه یک موضوع رو ثابت کرد عزیز دل... ضمنا باز هم دارید خلط مبحث می کنید. از ابتدای تاپیک موضوع جنینشناسی قرآن مورد بررسی قرار نگرفته. نقل قول:نپیچونید برادر من با جملات قلمبه احتمالات برای شما قابل استناده برای ما نه؟!!چه عجیب! احتمالات در بحث ها اصلا قابل استناد نیست.عزیزم شما سند تاریخی نیاوردی برای اثبات صحبتی که کردی. کل استدلالی که کردی این بود که چون من یک موضوع را نمی دانستم، پس اعراب هم نمی دانستند! یا چون اعراب خرافه پرست بودند پس این مورد را هم نباید می دانستند!! رفتار الان شما مثل کسی هست که جراحتی رو در بدن مقتول ببینه و بدون بررسی جراحت و با فرضیات ذهنی حکم کنه مقتول با شمشیر جنگهای ستارهای کشته شده!!!! جملاتی هم که آوردم، اساس علوم تجربی از جمله تاریخ هست البته. |
|||
|
۱۳:۰۷, ۳۱/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/تیر/۹۳ ۱۳:۲۳ توسط m.hossein.)
شماره ارسال: #54
|
|||
|
|||
نقل قول: من از شما تعجب می کنم. من یک استدلال هم نیاوردم برای مسئله جنین. حتی شروعش هم نکردم.شما یک حرف هم در مورد این نزدید؟ نقل قول:کمترین میزان سواد یعنی دقیقا چه قدر؟ کمتر از این که بدونه ماه از خودش نوری نداشته یا بیشتر از مقداری که بدونه ماه از خودش نوری نداشته. اگه کمتر چه قدر کمتر؟ نصفش یا یکچهارمش؟ اگه بیشتر چه قدر بیشتر؟ 10% بیشتر یا 20% بیشتر؟ با فرضیات ذهنی که نمی شه یک موضوع رو ثابت کرد عزیز دل... من بحثم بحث جنین است از اول هم به همین دلیل وارد شدم و سعی نمی کنم با اطلاعاتم ناقصم در مورد مبحث ماه وارد بشم چون خودم را متهم می کنم اما این را قبول دارم که قرآن هر کلمه ای که می آورید بی دلیل نیست و نیازه به تفسیر دارد. پیرامون این حرف شما پس من با مبحث ماه کاری ندارم روشن است!! متشابه که نیست! نقل قول: این که شما از تاریخچه جنین شناسی آگاه نیستید قرآن رو به یه معجزه علمی تبدیل نمی کنه. همون طور که گفتم جنین شناسی قرآن از جنین شناسی یونانی ها تجاوز نمی کنه. این عقیده را سخیف می دانم به دلایلی که گفتم. نقل قول:عزیزم شما سند تاریخی نیاوردی برای اثبات صحبتی که کردی. کل استدلالی که کردی این بود که چون من یک موضوع را نمی دانستم، پس اعراب هم نمی دانستند! یا چون اعراب خرافه پرست بودند پس این مورد را هم نباید می دانستند!!آقای نام کاربری شما به پست 50 این تاپیک مراجعه کنید تنها دلیل من اون بود تو روز روشن در مورد پست خودم حرفی را می زنید که واقعیت نداره؟!!! نقل قول: رفتار الان شما مثل کسی هست که جراحتی رو در بدن مقتول ببینه و بدون بررسی جراحت و با فرضیات ذهنی حکم کنه مقتول با شمشیر جنگهای ستارهای کشته شده!!!! اگر برای بنده اینطور باشد وضع شما از بنده بهتر نیست شما هم نظرت از بنده بدتره. ن:من یک اقرار به اشتباهم بکنم اشتباه من در نقل قول بود و من عذر می خوام من به جای نقل قول از صفحه ی 3 از صفحه ی 4 نقل قول کردم. نقل قول: این که شما از تاریخچه جنین شناسی آگاه نیستید قرآن رو به یه معجزه علمی تبدیل نمی کنه. همون طور که گفتم جنین شناسی قرآن از جنین شناسی یونانی ها تجاوز نمی کنه. شخصی از مقدمات علم زیست و زیرشاخه هایش هیچ اطلاعی نداشته و راحت بگویم سواد خواندن و نوشتن نداشته تا 40 سالگی دیگه الحمدلله علم زیست علم کلمات نیست و صرف و نحو زیست علمی که نیاز به تحقیق دارد یکدفعه می آید اظهار نظر درمورد جنین می کند که البته ما معتقدیم خود پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نکردند. واقعا چطور می خواهید این را رد کنید ؟ دوستان من یک استراحت کوتاه بکنم مطالب را منسجم تر کنم در خدمت خواهم بود |
|||
|
|
۱۳:۲۸, ۳۱/تیر/۹۳
شماره ارسال: #55
|
|||
|
|||
نقل قول:شما یک حرف هم در مورد این نزدید؟من این بحث رو شروع نکردم، این حرف رو هم در جواب دوستتون زدم و تحلیلش رو به موعد دیگری موکول کردم. به هر حال، اگر می خواید با من در این مورد بحث کنید، من الآن در این مورد بحث نمی کنم (از یک موضوع به موضوع دیگه نمی پرم). اگر هم می خواید جداگانه بحث کنید که مختارید (تایپک ازآن من نیست.) نقل قول:پس من با مبحث ماه کاری ندارم روشن است!! متشابه که نیست!خوب این رو زودتر بگو برادر من!!! نقل قول:آقای نام کاربری شما به پست 50 این تاپیک مراجعه کنید تنها دلیل من اون بود تو روز روشن در مورد پست خودم حرفی را می زنید که واقعیت نداره؟!!!با توجه به این که در مورد موضوع ماه صحبت نمی کردید، پست 50 شما همچنان موضوعیت داره یا خیر؟ |
|||
|
|
۱۴:۴۷, ۳۱/تیر/۹۳
شماره ارسال: #56
|
|||
|
|||
|
این که ماه نور خورشید را بازتاب می دهد از آن نظر دارای اهمیت است که خداوند در قران ماه و خورشید را در یک آیه و پشت سر هم ذکر کرده است و اینکه به خورشید منبع نور و به ماه بازتابنده اطلاق کرده . جالب اینجاست که نوری که ماه می تاباند همان نور خورشید است .
|
|||
|
|
۱۹:۵۱, ۳/مرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/مرداد/۹۳ ۰:۵۶ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #57
|
|||
|
|||
|
هر مردی در زمان پیامبر اسلام می تونست به سادگی تفاوت خورشید، شیء آسمانی مشتعل که برای ساکنان صحرا شناخته شده بوده، و ماه، جرم آسمانی شبهای سرد رو تشخیص بده. مقایسه ای که در قرآن انجام شده یک مقایسه معمولی و غیرعلمی همون عصر هست.
اما در مقایسه علمی و دقیق این که واژه نور جایی به شیء بازتاب دهنده اطلاق نشده، بلکه به شی درخشنده اطلاق شده. در نتیجه نورانی دونستن ماه یک اشتباه علمی هست. پس، یا آیه قرآن غیر علمی هست و بنابراین معجزه علمی نیست یا علمی هست و اشتباه علمی هست. یاشار این پست آخرت به من می گه هر چی یک ادعای جانبدارانه عقلناپسند باشه باز هم تو مسلمانها طرفدار پیدا میکنهها. به جای این که ادعای سوم کتاب در مورد حرکت خورشید رو از خود کتاب بررسی کنم، در پاسخ به اسلامگرا شبیر علی تحلیلشو میارم. shabir نوشته است:ما امروز می دانیم که ماه هر 29.5 روز یک بار به دور زمین می چرخد. خورشید هم در مدار خود می چرخد. درکتر موریس بوکای می گوید که موقعیت خورشید در کهکشان ما باید مورد توجه قرار گیرد و بنابراین باید به دانش مدرن رجوع کنیم. کاملا درسته که امروز می دونیم ماه به دور زمین می چرخه. اما قرآن نمی دونسته؛ قرآن بیان می کنه که ماه در مسیری مشابه مسیر خورشید حرکت می کنه، در حالی که زمین ثابت هست. shabir نوشته است:کهکشان ما، کهکشان راه شیری، شامل یک صد میلیارد ستاره ایست که به شکلی مانند دیسک در آن قرار گرفته اند. دیسک مانند یک دیسک گرامافون حول محور خود می چرخد. واضح است که وقتی یک دیسک گرامافون به دور خود می چرخد هر نقطه ای روی آن می چرخد و به نقطه اولیه خود بازمیگردد. به طور مشابه، هر ستاره در کهکشان همان طور که کهکشان حول محورش می چرخد حرکت می کند. بنابراین ستاره هایی که از مرکز کهکشان فاصله دارند حول محور آن می گردند. خورشید یکی از آن ستاره هاست. برعکس، قرآن می گه که خورشید به یک طرف آسمان حرکت کرده و به قرارگاه خود باز می گرده. بر طبق قرآن، (از منظر ذوالقرنین) این قرارگاه می تونه آبی گلآلود باشد. shabir نوشته است:و با این حال این یک کشف جدید است. آن طور که دکتر بوکای میگوید، دانش حرکت خورشید، محصول ستاره شناسی نوین است. پاسخ: دقت کنیم که اولا شبیر نمی تونه یک آیه بیاره که بیان کنه زمین در مداری در حال گردشه. دلیلش این هست که آیه ای که این موضوع رو بیان کنه در قرآن وجود نداره. بیان قرآن حاکی از این هست که زمین در مقایسه با خورشید و ماه ساکن است. ثانیا، در این آیه و آیات بسیار دیگری از قرآن (که در ادامه گفته می شه) حرکت خورشید و ماه با هم ذکر شدن و هیچ تمایزی بین اونها صورت نگرفته. ماه و خورشید از زمین یکسان به نظر می رسن. اما همون طور که همه می دونیم حرکت اونها بسیار متفاوت هست: ماه به دور زمین حرکت می کنه، و خورشید به دور زمین حرکت نمی کنه. تنها به خاطر چرخش زمین چنین به نظر می رسه. در عوض این زمین هست که به دور خورشید می چرخه. چه طور هست که قرآن هرگز تمایزی بین مدار این دو قائل نشده؟ ممکنه عجیب به نظر برسه، اما دقیقا این چیزیه که تو قران ذکر نشده. قرآن هیچ وقت از حرکت خورشید در کیهان سخن نمی گه، بلکه همیشه در مورد حرکت خورشید "به دور زمین" (در میان آسمان از شرق به غرب) اون طور که از طلوع تا غروب مشاهده می شه صحبت می کنه. shabir نوشته است:نویسنده قرآن چه طور می تونست از این مسئله آگاه باشه؟ حتی بعد از نشر قرآن، مفسران اولیه نمی توانستند معنای حرکت خورشید و ماه را درک کنند. مفسر قرن دهم، طبری، نمی توانست این موضوع را توضیح دهد، بنابراین گفت: اولا این اشتباهه که طبری نمی دونست چه طور این مسئله رو توضیح بده. طبری روایات متنوعی از محمد بن عبدالله در توضیح حرکت ماه و خورشید به صورت دقیق آورده. (http://www.answering-islam.org/Responses...tabari.htm) مفسران دیگه هم سکوت نکردن. مفسران مسلمان زیادی فکر می کردن که خورشید در آبی گل آلود آرام می گرفته و از آن جا به مسیرش باز می گشته. اون ها به این هم معتقد بودن که ماه از صور فلکی بسیاری در کهکشان ما عبور می کرده. (http://www.answering-islam.org/Responses...ence11.htm) دقیقا این نقل قول طبری "این وظیفه ماست که وقتی نمی دانیم خاموش بمانیم" مربوط به چی هست؟ وقتی به قبل و بعد این جمله نگاه می کنیم می بینیم که: Bucaille نوشته است:کلمه عربی فلک به صورت مدار ترجمه شده است. بسیاری از مترجمان فرانسوی به صورت کره آن را ترجمه کرده اند. این در واقع مفهوم آولیه آن است. مشخصه که جمله طبری تنها به معنای دقیق کلمه فلک بر می گرده. به نظر طبری این کلمه سختی برای مترجمان و مفسران بوده. اما علی رغم دشواری در کلمه فلک، طبری فهم کاملی از حرکت خورشید و ماه داشته. (http://www.answering-islam.org/Responses...tabari.htm) بنابراین بوکای از طبری اشتباه نقل قول می کنه. و شبیر هم اطلاعات موجود در موضوع طبری که در کتاب بوکای موجود بوده رو حذف می کنه. علی رغم اهمیت موضوع (سوال در مورد مرجعیت الهی قرآن) شبیر به خودش زحمت نداده که متن طبری رو بخونه. شبیر حتی کتاب بوکای رو به دقت نخونده، با این حال نتیجه ای می گیره که حتی متن کتاب بوکای هم خلافش هست. یا شبیر بی دقتی کرده یا این که مخصوصا خوانندگانش رو با نقل قول ناقص که مد نظر نویسنده اصلی نبوده گمراه می کنه. با این حال، می دونیم که هم شبیر و هم بوکای به اندازه کافی باهوش هستن و ابزار نقل قول ناقصو تنها در این مورد استفاده نکردن. (http://www.answering-islam.org/Responses...index.html و http://www.answering-islam.org/Responses.../index.htm) نقل قول های نادرست متعدد تصور این که این اشتباه اونها هم عدم صداقت و هم تقلب عمدی برای گسترش اسلام نبوده رو دشوار می کنه. نمی شه تنها نادانی تنها رو مسئولش دونست. در نهایت، سیر خورشید چیز جدیدی نیست، چون انجیل هم قرنها قبل در موردش سخن می گه. shabir نوشته است:این تائید می کند که خدا با پیامبرش (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) سخن گفته است: بذارید ببینیم قرآن از آزمایش دقت علمی سربلند بیرون میاد یا نه. اول این که این مورد که خورشید و ماه در حرکتن و زمین ثابته در آیات زیر دیده می شه: «و اوست آن كسى كه شب و روز و خورشيد و ماه را پديد آورده است هر كدام از اين دو در مدارى [معين] شناورند» 21-33 «نه خورشيد را سزد كه به ماه رسد و نه شب بر روز پيشى جويد و هر كدام در سپهرى شناورند» 36-40 «سوگند به خورشيد و تابندگىاش. سوگند به ماه چون پى [خورشيد] رود.» 91- 1 و 2 اگر این آیات می گن که سیارات و ستاره ها هر کدام در مداری شناور هستن، پس چرا هیچ مطلبی در مورد این که زمین هم شناوره وجود نداره؟ به صورت خاص دو آیه 36-40 و 91-2 هر دو این تصور رو ایجاد می کنن که خورشید و ماه در مدارهای همسانی در حال گردش هستن، که خورشید هیچ گاه به ماه نمی رسه. حقیقت اینه که اون طور که قرآن می گه، ماه و خورشید با هم حرکت نمی کنن چون ماه به دور زمین می چرخه و خورشید نه. این زمینه که به دور خورشید می چرخه. عبارت «نه خورشيد را سزد كه به ماه رسد» نشون می ده چیزی که محمد بن عبدالله در ذهن داشته پیشروی هر دو در طول آسمان بوده. ماه در شب عرض آسمان رو طی می کنه و خورشید در روز - پس البته که نمی تونن به هم برسن. او هر دو رو در حال تعقیب همدیگه در آسمان مشاهده کرده بود که هیچ کدوم به هم نمی رسن. اما ایده "رسیدن" نشون می ده که از نظر او ماه و خورشید در یک مسیر بودن. «و خورشيد و ماه را كه پيوسته روانند براى شما رام گردانيد و شب و روز را [نيز] مسخر شما ساخت» 14-33 «خدا [همان] كسى است كه آسمانها را بدون ستونهايى كه آنها را ببينيد برافراشت آنگاه بر عرش استيلا يافت و خورشيد و ماه را رام گردانيد هر كدام براى مدتى معين به سير خود ادامه مىدهند [خداوند] در كار [آفرينش] تدبير مىكند و آيات [خود] را به روشنى بيان مىنمايد اميد كه شما به لقاى پروردگارتان يقين حاصل كنيد» 13-2 «و براى ماه منزلهايى معين كردهايم تا چون شاخك خشك خوشه خرما برگردد. نه خورشيد را سزد كه به ماه رسد و نه شب بر روز پيشى جويد و هر كدام در سپهرى شناورند.» 36 - 39 و 40 «آسمانها و زمين را به حق آفريد شب را به روز درمىپيچد و روز را به شب درمىپيچد و آفتاب و ماه را تسخير كرد هر كدام تا مدتى معين روانند آگاه باش كه او همان شكستناپذير آمرزنده است» 39 - 5 باز هم اگر قرآن واقعا داشت حقایق علمی مدرنو پیش بینی می کرد چرا در این آیه آخر گفهت نشد که زمین هم تا سرامد معینی به حرکت ادامه می ده؟ این جای فوق العاده ای برای خدا نبود که بیان کنه که زمین هم در مسیری در حرکته؛ جایی که حرکت خورشید و ماه درش ذکر شده؟ در عوض این ششمین آیه ای هست که ثابت بودن زمین رو القا می کنه. ساکن بودن زمین در ایه زیر مورد تاکید قرار گرفته: «is not he (best) who made the earth a fixed abode, and placed rivers in the folds thereof, and placed firm hills therein, and hath set a barrier between the two seas? is there any allah beside allah? nay, but most of them know not!» 27-61 «[آيا شريكانى كه مىپندارند بهتر است] يا آن كس كه زمين را قرارگاهى ساخت و در آن رودها پديد آورد و براى آن كوهها را [مانند لنگر] قرار داد و ميان دو دريا برزخى گذاشت آيا معبودى با خداست [نه] بلكه بيشترشان نمىدانند» 27-61 ترجمه Pickthall عنوان می کنه که زمین در جای ثابتی قرار داره و بنابراین ساکن هست. این دیدگاه ثابت بودن زمین رو البیضاوی هم مورد تائید قرار می ده: al-Baidawi نوشته است:«و در زمين كوههايى استوار افكند تا شما را نجنباند و رودها و راهها [قرار داد] تا شما راه خود را پيدا كنيد،» یا باید منحرف شود و از توازن خارج گردد. برای وقتی که کوهها رویش ساخته نشده بودند زمین کره سبکوزنی از ماده ساده بود. زمین به صورت آزادانه مانند سیارات شناور بود و با کوچکترین حرکت به پیش رانده می شد. جنبینش وقتی که کوهها در سطحش ساخته شدند متفاوت شد و آن را در مز قرار دادند و نقش گوههایی را بازی کردند که آن را از حرکت حفظ می کرد. همچنین گفته شده که، وقتی خدا زمین را ساخت، زمین شروع به این طرف و آن طرف رفتن کرد، طوری که فرشتگان گفتند: «هیچ کس نمی تواند در این سطح قرار گیرد.» بنابراین به وسیله کوهها ساکن شد. همچنین: al-Baidawi نوشته است:«و خورشيد به [سوى] قرارگاه ويژه خود روان است» به حد خاصی اشاره می کند که چرخه اش به انتها می رسد. این مشابه قرارگاه یک مسافر است پس از انتهای مسافرتش، یا در مرکز آسمان وقتی که آرام تر حرکت می کند، گویی که می خواهد از حرکت بایستد. می تواند به معنای مسیر مقرر نیز باشد، یا یک قرارگاه پایانی برای هر روز از شرق به غرب. همان طور که 360 دوره در سال دارد و هر صبح از قرارگاهش بر می خیزد و در آرامگاهش فرو می نشیند، تا سال بعد به همان ها بازگردد. می تواند به آخر دنیا وقتی که حرکت خورشید پایان می یابد نیز اشاره داشته باشد. قرائت دیگر آن «بدون هیچ قرارگاهی» هست که یعنی تمام وقت حرکت می کند. این به این معنیه که خورشید طی یک دوره 360 روزه از یک سمت زمین به سمت دیگر زمین حرکت می کنه. این صراحتا بیان می کنه که قرآن زمین ثابتی که ماه و خورشید به دورش می چرخن رو به تصویر می کشه. کامل تر: http://www.answering-islam.org/Responses...ence11.htm |
|||
|
|
۱۲:۰۹, ۴/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #58
|
|||
|
|||
|
با سلامی دوباره و تشکری دوباره به دوست گرامی که وقت گزاشتید تا در جهت تصحیح این نوشته به من کمک کنید .
نوشتید: اما در مقایسه علمی و دقیق این که واژه نور جایی به شیء بازتاب دهنده اطلاق نشده، بلکه به شی درخشنده اطلاق شده. در نتیجه نورانی دونستن ماه یک اشتباه علمی هست. پاسخ : بنده در نوشته قبل به این موضوع اشاره کردم و بازهم تکرار می کنم منیر یعنی نور دهنده و این یک منطق مناسبی نیست که می فرمایید در قران چون نور برای شیئی که خود نور می سازد اطلاق شده پس برای ماه هم این چنین تعبیری مناسب است . نوشتید : کاملا درسته که امروز می دونیم ماه به دور زمین می چرخه. اما قرآن نمی دونسته؛ قرآن بیان می کنه که ماه در مسیری مشابه مسیر خورشید حرکت می کنه، در حالی که زمین ثابت هست. پاسخ: اول بزارید مشکل اساسی شما رو در مورد حرکت زمین حل بکنم . اگر دقت کنید در هیچ جای قران بیان نمیکنه که ماه و خورشیذ به دور زمین می چرخد بلکه گفته ثابت است . البته با این اطلاعات کم بنده دو برداشتمی شود : 1- همان برداشت شما . ولی از آنجایی که دین اسلام رو قبول دارم این برداشت رد میشه . 2- می توان اینگونه برداشت کرد که در مسیری ثابت و مشخص حرکت میکنه . در اینجا منطور از ثابت این است که مسیری متغییر و غیر قابل پیشبینی ندارد . این که چیزی را سراحتا بیان نمی کند دلیل بر آن نیست که نمی دونسته ! خداوند در قران شکل حرکت ماه را بیان کرده و ما اگر کمی بی اندیشیم می بینیم که ماه را هر شب می بینیم . پس با توجه به گفته قران و با توجه به مشاهدات در میابیم که این حرکت ماه به دور زمین بوده . گرچه اگر حرکت ماه به دور زمینرا قبول نداشتید باز جای تعجب است که شکل مسیر حرکت ماه در قران آمده . تا بعد ... |
|||
|
|
۹:۴۸, ۲۷/آبان/۰۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/آبان/۰۲ ۹:۵۲ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #59
|
|||
|
|||
|
خوب دقت بفرماید!
در این ارسال: http://forum.bidari-andishe.ir/thread-34...#pid290739 کاربر با عنوان: namekarbary که اصرار داره هیچ بحثی رو بدون پاسخ نگذاره (بنگرید به مباحثش در این تالار!) در پاسخ به اعجاز علمی جنینشناسی قرآن کریم در 1400 سال قبل گفته است: نقل قول:مراحل تشکیل جنین از یونان باستان شناخته شده بوده. البته جای بحثش هم این جا نیست. بعد کاربر III I III در پاسخ به این ادعا در این ارسال: http://forum.bidari-andishe.ir/thread-34...#pid291507 مستنداتی ارائه میکنه که نشون میده مطلقا جنینشناسی در یونان باستان و حتی تا نزدیک به قرن 17 میلادی، تعابیر به اصطلاح علمیاش حتی نزدیک به قرآن کریم هم نبوده است؛ به عنوان نمونه هم چنین نقل کرده: نقل قول:تا سدهٔ ۱۸، پیشساخت (به انگلیسی:Preformation) باور غالب در جنینشناسی انسانی به شمار میآمد. این باور بر این پایه استوار بود کهمایع منی دارای جنین که یک نوزاد کوچک یا «آدمک» (homunculus) است میباشد که تنها برای تکوین نیاز به بزرگتر شدن دارد. به جای پاسخ و دفاع از نظری که namekarbary ارائه کرده است! این شخص که هیچ مطلبی را بدون جواب نمیگذارد (چنانچه در همین تاپیک این کار را کرده است!) چون پاسخی نداشته باز آمده و در این ارسال: http://forum.bidari-andishe.ir/thread-34...#pid291559 چنین بیان کرده: نقل قول:این که شما از تاریخچه جنین شناسی آگاه نیستید قرآن رو به یه معجزه علمی تبدیل نمی کنه. همون طور که گفتم جنین شناسی قرآن از جنین شناسی یونانی ها تجاوز نمی کنه و البته یه بحث تخصصی می طلبه که اگه بخوایم شروعش کنیم نظم تاپیکو بهم می زنه.کسی که وقتی جواب را بلد هست به هر مطلبی در تاپیک میپردازه بدون نگرانی از بر هم خوردن نظم تاپیک! اینجا چون هیچ جوابی ندارد، بر خلاف همیشه که بلافاصله برای رد حرف طرف مقابل به یک چیزی هم استناد میکند، جز گفتن جملهی قبلیش آن هم بدون هیچ استناد علمی و یا حتی شبهه علمی فقط میگه الان نمیشه این بحث را باز کرد. کاربر: III I III دوبار دیگر در این ارسال http://forum.bidari-andishe.ir/thread-34...#pid291691 و این ارسال http://forum.bidari-andishe.ir/thread-34...#pid291704 استناد علمی که نشان میدهد تا قرن 18 میلادی دانش جنینشناسی در حد تخیلات بوده و گمان میکردند که اسپرم یک نوزاد کامل بسیار کوچک است! را خطاب به کاربر namekarbary مجدد ارسال میکند! اما این کاربر پر ادعا و مصر بر رد هر برهان و دلیل و مدرکی دال بر وجود خدا و حقانیت دین اسلام ابدا به روی خود نمیآورد و هیچ جوابی نمیدهد!!! ای کاش اندکی انصاف میداشت! یک کلام میگفت بله اشتباه کردم! جنینشناسی ارائه شده در قرآن کریم اعجازی بینظیر بوده است که تا قرن 18 میلادی دانشمندان حتی نتوانستهاند به آن نزدیک شوند!!!!! از آن به بعد هم باز هر چه علم پیشرفت کرده به ظرایف و دقائق علمی کمنظیر آن بیشتر واقف شده است... اما افسوس که این شخص نه اقرار کرد به اشتباهش و نه از تلاش برای گمراهی دیگران دست برداشت پناه بر خدا... |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| ایا معجزات علمی قران چیزی میدانید؟ | sibten | 8 | 2,722 |
۸/خرداد/۹۵ ۲۰:۲۴ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| دلایل علمی که نشان از حقانیت علمی احکام اسلامی دارد | أین المنتظر | 19 | 15,074 |
۷/مرداد/۹۲ ۱۴:۵۶ آخرین ارسال: s@m@neh |
|
| معجزات علمی قرآن | sajjadbest22 | 0 | 1,439 |
۲۲/تیر/۹۲ ۱۷:۳۷ آخرین ارسال: sajjadbest22 |
|











این رو من بارها در بحث های مختلف حس کردم)