|
شبهه و پاسخ ان:ربا و نزول خواری حرامترین اعمال است اما ...
|
|
۱۳:۵۴, ۳۱/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
شبهه ربا و نزول خواری حرامترین اعمال است اما اگر بروی از بانک وام با بهره 35درصد بگیری حلال میشود - صدا و سیما آلات موسیقی را از پشت در و دیوار و گلدان نشان میدهد، چرا که میگویند نمایش آلات موسیقی حرام است، اما اگر120هزار تومان بدی بروی کنسرت برج میلاد، آن موقع حلال میشود... [بقیه سؤال در متن]. امیدوارم توجیه الکی نکنید و برخی انتقادات در جامعه را بپذیرید!سرزمین عجایب اینجاست که هر حرامی با پول حلال میشود! اگر فقرا جایی جمع شوند، میشوند "باند"، اگر ثروتمندان جایی جمع شوند میشود "جلسه" - اگر فقیر دزدی کند، میشود "سرقت"، اگر ثروتمند دزدی کند، میشود "اختلاس" در دنیایی که حتی مفاهیم هم با مقدار پولی که در جیب است، عوض میشود، به دنبال عدالت هستیم؟ امیدوارم توجیه الکی نکنید و برخی انتقادات در جامعه را بپذیرید! پاسخ شبهه چنان میفرمایید: «امیدوارم توجیه الکی نکنید و بپذیرید» که گویی عامل مجرم ما هستیم و منتقد شما! خیر، بلکه آن چه فرمودید، دردها، نقدها و بلکه فریادهایی است که همگان دارند و از بدترین کارها این است که کسی بخواهد ضعف را توجیه کند و بدتر از آن وقتی است که پا را از توجیه فراتر گذاشته، و راست راست تو روی مردم نگاه میکنند و واقعیتی که برای همگان مشهود است را انکار میکنند! چنان که پس از نمایش یک گزارش مستند از یک واقعهی نادرست، با وزیر، معاون یا مدیری مصاحبه میکنند و او خیلی صریح و وقیح میگوید: «من قبول ندارم»! متأسفانه این فرهنگ غلط و نگاه طبقاتی به مشکلات، ضعفها و کاستیها، همیشه بوده و هست، تا آنجا که از ضرب المثلی بسیار عمیقی برخوردار شده است. میگویند: «صدای دو چیز هیچ وقت در نمیآید، یکی مرگ فقیر و دیگری ننگ پولدار». یک مثال: این نگاه، فقط در حکومت یا سیستم اجرایی کشور وجود ندارد، بلکه متأسفانه به خاطر چند قرن استعمار و استثمار، به فرهنگی عمومی مبدل شده است. به عنوان مثال اگر بگویند: «دختر فلان ثروتمند طلاق گرفت. و شما بپرسید: خب حالا چه میکند؟ و به شما بگویند: صبحها تا ساعت ده میخوابد – بعد خود را آراسته و به کلاس موسیقی میرود – بعد به دیدن دوستانش میرود – بعد به همراه آنان در رستورانی نهار میخورد – سپس استراحت میکند – عصر یا استخر میرود و یا اسبسواری – شب به میهمانیها میرود و سپس تا ساعت 2 بامداد در شبکههای ماهوارهای فیلم میبیند – گاهی با مردی آشنا میشود و یک ماهی او را میآزماید که به درد میخورد یا نه؟ اما کلاً با ازدواج مخالف است و ...»، میگویند: «ماشاء الله، از اول یک پارچه خانم بود، مدیر و زِبر و زرنگ بود، اجتماعی و با شخصیت بود، اصلاً حیف اوست که با هر مردی ازدواج کند و ...»! حال اگر بگویند: دختری از سطح اقتصادی متوسط به پایین، یا بیبضاعت و فقیر طلاق گرفته و بپرسید: حالا چه میکند؟ و بگویند: صبحها کلاس زبان میرود – بعد کلاس کامپیوتر یا خیاطی میرود (تا حرفهای برای کسب معاش بیاموزد) – نهاری گذرا در یک اغذیه فروشی میخورد و پس از کمی استراحت، به کتابخانهای میرود – هفتهای یک بار دوستانش را میبیند و البته جویای کار است؛ میگویند: «از اول سبک عقل، بیشعور، جلف و احمق بود، دَدَری بود، اهل زندگی و خانهداری نبود، بیخود شوهرش طلاقش نداد و ... » (البته اگر چیزهای دیگری نگویند)! *- همیشه همینطور بوده و هست. اگر پسر یا دختر جوانی که بیبضاعت هستند، شلوار جینی که کمی پوسیده بپوشند، گفته میشود: "گدای بی همه چیز" – اما اگر پولداری جینی بپوشد که سر زانویش را عمداً پاره کردهاند، پایین آن ریش ریش شده است و ...، میگویند: مُد روز را پوشیده است. اگر فقیر موی سرش را خوب نشورد و درست شانه نکند، میگویند: کثافت و ژولیده! اما پولدار چند ده هزار تومان میدهد تا موهایش را کثیف و ژولیده جلوه دهند، و میشود "تیپ"! **- دین - همین فرهنگ [در سرتاسر جهان و به ویژه جهان سوم و ملل به اصطلاح رو به رشد] در مورد "دین و اخلاق" حاکم شده است. اگر کسی متدین یا متخلق و با نزاکت باشد، به او میگویند: عوام، اُمّل، متعصب، منزوی، غیر اجتماعی و ... – اما اگر کسی کافر باشد، بیدین یا بیتقید باشد، بیاخلاق و بینزاکت باشد و ...؛ با تمام جهل و تعصب جاهلانهای که دارد، به او میگویند: «روشنفکر، دگر اندیش، امروزی، اجتماعی، اهل فهم و شعور، انسان به روز و ...». *- ندیدید در یک مبحث نظری، (حتی در سطح دانشگاه) اگر کسی آیهای از قرآن کریم را بخواند و به آن استدلال کند، به او میگویند: اینجا که مسجد نیست، قرآن نخوان و دلیل علمی بیاور! اما اگر کسی حرف مفت، بیدلیل، بیمنطق و غلطی را به عنوان نظریهی فلان خارجی بگوید، به او نمرهی بالا هم میدهند؟! اگر کسی حافظ قرآن و نهج البلاغه باشد، به او با چه چشمی نگاه میکنند؟ اما اگر کسی نظریات صد نظریهپرداز خارجی که نه تنها هیچ کدام اثبات نشده، بلکه همگی رد شدهاند را حفظ باشد، چه؟ به او نابغهی اندیشه شناسی میگویند! **- [b]انتقاد - حالا به دنیای انتقاد برگردیم، اگر کسی از مسلمانان انتقاد کند، جملهی نادرست او را به هم پیامک میزنند، با افتخار میگویند: فلانی گفته که مسلمانان ساده و ابله و خشن و تروریست هستند؛ حالا اگر کسی از دراکولاهای غربی انتقاد کند چه میشود؟! اگر علیه اسلام و انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی گزارش، مقاله یا سناریویی بنویسید، به شما جوایز بینالمللی هم میدهند، اما اگر علیه هلوکاست بنویسید، در مَهد تمدن نیز به زندان میافتید (البته اگر به نوعی کشته نشوید). [/b]*- در همین مملکت خودمان، اگر کسی علیه علما و فقهای صالح، نابغه، خدمتگزار و بصیر صدها انتقاد نابجا به همراه اهانت بنویسد، چه میشود؟ میگویند: عجب فرد شجاعی و با درایت و روشنفکری! اما اگر علیه علما، فقها و مقامات ناصالح که قدرت و ثروت را غصب کردهاند بنویسد، چه میشود؟! *- اگر فلان آفتابه دزد را بگیرند، پدرِ پدر سوختهی او را در میآورند و اگر چند نفر باشند که متهم به سرقت باندی میشوند و مجازاتهای سنگینی (حتی اعدام) برایشان در نظر گرفته میشود، اما اگر فلان شخصیت کلاهبردار را بگیرند، برایش در زندان امکاناتی فراهم میکنند که بتواند هم چنان و با احترام، به ارتباطات و تعاملات تجاری خود ادامه دهد! *- اگر یک زورگیر فقیر را بگیرند، او را برعکس سوار الاغ کرده و در محله میچرخانند، اما اگر یک شخصیت زورگیر را بگیرند، بازداشت او را نقطهی عطفی برای انقلابی جدید و پایان دادن به نظام حاکم یا ظلم سیستم تلقی میکنند و حتی حکم دادگاه علیه چنین افرادی را «پدر سوخته بازی» میخوانند و صدا از کسی هم در نمیآید! *- بالاتر که بیایید، مسخره کردن، اهانت، انتقاد توأم با دروغ و تهمت و ... نسبت به یک رییس جمهور که ظاهراً مردمیتر بود، نَقل و نُقل محافل رسمی و غیر رسمی میشود، اما کمترین انتقاد به جا از یک رییس جمهور دیگر که حتی ظاهرش نیز مردمی نیست، با شدیدترین پرخاشها، اهانتها و حتی پیگیریهای قانونی مواجه میشود! *** - مردم - پس، این دردها زیاد است، نه تنها جای توجیه ندارد، بلکه باید آنها را فریاد زد، چنان که شما به چند نمونه اشاره نمودید و ما به نمونههای بیشتر. فراموش نکنیم که در نهایت نقش تعیین کننده و اثر گذار را «مردم» دارند؛ رأی مردم، بافت مردم، فرهنگ مردم، مطالبات مردم، سکوت یا فریاد مردم، رضایت یا انتقاد مردم، سادهلوحی یا بصیرت مردم است که بسترها را آماده و چارچوبها را تعیین میکند. حتی اگر پیامبر اکرم و اهل عصمت صلوات الله علیه و آله، رهبری مردم و حکومت را بر عهده داشته باشند و امثال سلمان و مالک اشتر مسئول باشند، باز ساختار فرهنگی مردم است که سرنوشت را تقریر میکند. این سنّت الله است. «إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ - در حقيقت، خدا حال قومى را تغيير نمىدهد تا آنان حال خود را تغيير دهند / الرّعد، 11» پس ما برای چنین اصلاحی قیام و انقلاب کردهایم، لذا باید تا تحقق کامل اهداف محکم بایستیم و ادامه دهیم، نه این که چندتا مثال بیاوریم، بعد بگوییم: آیا در چنین عصری دنبال عدالت هستیم یا ...؟ بله، در چنین عصری انقلاب کردیم و دنبال بصیرت، عدالت، همت و پشتکار هستیم. منبع
|
|||
|
|
۱۴:۱۲, ۳۱/شهریور/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/مهر/۹۴ ۱۳:۱۸ توسط عدالت.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
در محیط کارم فساد از در و دیوار میریزد ولی هر وقت اعتراض کردیم خودمان مقصر شناخته شدیم و متاسفانه به هیچ جا هم نمیشود اعتراض کرد چون همه جا فاسد است و با پول اکثریت را میخرند و رای را برمیگردانند و جای شاکی و متهم را عوض میکنند. برای همین است که میگویم کلمه اسلامی را از کنار جمهوری بردارید تا لااقل اینگونه زجر نکشیم. دوستان فساد سیستماتیک شده در کشور، دیگه هیچکاری نمیتوانیم بکنیم. بنده به وضع موجود در محل کارم و فساد اقتصادی و اخلاقی شدید حاکم بر آن اعتراضی بسیار کوچک کردم و جالب اینکه شغل بنده هم دولتی میباشد نه خصوصی، ولی نه تنها هیچ تاثیری نداشت بلکه کاملا به ضررم تمام شد طوری که حتی از نظر مالی و روانی هم بنده را به علت اعتراضم تحت فشار گذاشتند. فکر کنید در محل کار بنده که جایی کاملا دولتی و زیر نظر یک وزارتخانه میباشد، در ماه مبارک رمضان، آب سرد کن در ملاعام فعال بود و همه هم به راحتی و در روز روشن و یا در انظار عمومی آب میخوردند و وقتی هم بنده اعتراض میکردم به اینکار، میگفتند که همه که نمیتوانند روزه بگیرند، این برای افرادیست که نمیتوانند روزه بگیرند که متاسفانه درصد بالایی از کارمندان به دلیل بی اعتقادی اصلا روزه نبودند !!!!!!!!!!!!! ماجرایی هم در رابطه با همین فساد برایتان نقل میکنم که برای خودم اتفاق افتاده بود: یکبار برای اولین مرتبه در عمرم و بخاطر اینکه منزلمان داخل طرح ترافیک است و کاری پیش آمده بود که باید مادر گرامی را به درب منزل میبردم، یک اشتباهی کردم و بخاطر فرار از جریمه علیرغم اینکه خانه مان داخل طرح هست و ما خطایی مرتکب نشدیم که خانه داخل طرح است، روی پلاک را پوشاندم و وارد طرح ترافیک شدم و از شانس بد، پلیس جلویم را گرفت و هرچه گفتم، سرکار خانه مان داخل طرح است و چرا باید جریمه اینکه خانه ما داخل طرح هست را بنده بدهم و آن شخص پولدار به راحتی طرح بخرد و وارد طرح شود، حرفم را قبول نکرد و ماشین را توقیف و روانه پارکینگ کرد. این تا اینجا. نکته جالب ماجرا از اینجا به بعد است، که وقتی افسر مربوط داخل ماشین نشست گفت میتوانم کاری کنم که بخاطر پوشش پلاک دادگاهی !!!!!!!!! نشوی و ماشینت هم به جای یک هفته توقیف، یک روز توقیف شود و 120 هزار تومن جریمه ات هم تبدیل به 30 هزار تومن شود، بنده هم که تا حالا از این موارد برایم پیش نیامده بود و حسابی بخاطر این اتفاق شوکه و ناراحت بودم، گفتم به چه طریقی میتوانی ؟؟؟؟؟؟ گفت شما یکم سرکیسه را شل کن تا بگویم و بنده که سرآپا تعجب بودم و اصلا انتظار همچین حرفی را نداشتم و دیگر چون بنده واقعا اوضاع اقتصادیم آنزمان روبراه نبود و از ترس اینکه مبادا درخواستش را رد کنم و جریمه سنگینتر و توقیف بیشتری در انتظارم باشد و از طرفی اگر ماشینم توقیف یک هفته میشد به شدت دچار مشکل میشدم، با مبلغ کمی پول که ایشان درخواست کرده بود سر و ته قضیه را هم آوردم و از جریمه 120 هزارتومنی خودم جلوگیری کردم. اما سوال اینجاست که چرا بی عدالتی و فساد در کشور انقدر نهادینه شده که علنا پولدارها هر کاری میخواهند میکنند ولی قشر متوسط و به پایین باید تاوان کارهای اشتباه آنها را بدهند. جنابان مسئولین جمهوری اسلامی، اینها حقالناس است، چیزی راجب به حقالناس شینده اید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ به چه دلیلی افرادی که در قسمت مرکزی شهر زندگی میکنند و اکثرا هم قشر متوسط هستند باید بخاطر کاری ضروری که مجبور میشوند به خانه خود مراجعه کنند، جریمه میشوند، ولی فلان بچه میلیاردر رانتی با خرید طرح دو میلیونی که پول خرد جیبش هم نیست به راحتی در طرح حرکت میکند و به همه هم با تمسخر میخندد. و در کنار آن چرا افسر مملکت باید تقاضای رشوه کند و بنده هم بخاطر تنگنای مالی و جلوگیری از دادگاهی شدن بخاطر اینکه خانه ام در طرح است، مجبور شوم که رشوه بدهم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ فساد سیستماتیکی که درکشور ما به خصوص بعد از شروع دوران به اصطلاح سازندگی ( بخوانید ویرانگی ) بوجود آمده متاسفانه باعث اوضاع وخیم کنونی میباشد و زیبنده کشور اسلامی نیست. |
|||
|
|
۰:۲۲, ۱/مهر/۹۴
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
در اینجا شبهه ای مطرح شد که به آن پاسخ داده نشد. سیستم بانکی کشور اگرچه در قبال وام سود دریافت می کند، اما به هیچ عنوان ربا نیست.
ربا بر دو قسم است. ربای قرضی و ربای معاوضی. به طور مثال اگر شما یک کیلو برنج مرغوب را با دو کیلو برنج نامرغوب معاوضه کنید این کار در حکم ربای معاوضی است. اما به نوعی دیگر می توان این معاممله را انجام داد. یک کیلو برنج به طرف مقابل بفروشید و در ازای برنجی که فروخته اید به او بدهکار می شوید. حال در ازای طلبتان دو کیلو برنج را بگیرید. این دو معامله اگرچه شبیه اند، اما آثار اخروی و اخلاقی آنها متفاوت است. این چیزی است که تنها راسخون در علم در می یابند. در مورد ربای قرضی نیز همینگونه است. اگر شما از کسی قرضی بگیریو و با آن خودرویی بخرید و او در ازایش اقساطی را با سود طلب کند، این ربای قرضی است و حرام. اما می توان آن را در چهارچوب عقود شرعی آورد. به این صورت که ابتدا پول را از آن فرد بگیرید و خودرو را برای فرد قرض دهنده خریداری نمایید. سپس خودرو راا به صورت اقساط و از همان شخص بخرید. در بانکداری اسلامی وام به منزله قرض نیست و به همین دلیل است که بانکها برای پرداخت وام، فاکتور خرید اجناس را دریافت می نمایند. شاید من و شما متوجه تفاوت ظریف این دو نباشیم، اما قطعا کسی که به علم حقیقی دست یافته است می داند که میان ماه من تا ماه گردون، تفاوت از زمین تا آسمان است. |
|||
|
|
۸:۵۳, ۱/مهر/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/مهر/۹۴ ۹:۱۳ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
(۱/مهر/۹۴ ۰:۲۲)عشق نوشته است: در اینجا شبهه ای مطرح شد که به آن پاسخ داده نشد. سیستم بانکی کشور اگرچه در قبال وام سود دریافت می کند، اما به هیچ عنوان ربا نیست.در جواب شما باید گفت که همه این موارد در حال حاضر ربا است و گفته های شما توجیهی بیش نیست . در ابتدا به نحوه خلق پول و پول افزایی در سیستم بانکی که از سیستم های غربی کپی برداری شده است خواهیم پرداخت . مکانیزم پول ؛ روند خلق پول در سیستم بانکداری فرکشنال ریزرو ![]() یک چیز روشن است: اینکه ریشه ی همه ی مشکلات و معضلات امروز جامعه ما به طور خاص و جامعه ی جهانی، به طور عام، پول است؛ چه بدانیم و چه ندانبم! پول در لایه لایه ی پیکره ی جامعه، همچونسم در خون، در تمام رگ های جامعه ی بشری، جریان یافته و یک مسمومیت شدید و کشنده را رقم زده است. بنابراین، درک مکانیسم پول، برای فهمیدن اینکه چرا زندگی ما به این شکل است، حیاتی می نماید. حقیقت این است که پیچیدگی همراه شده با سیستم مالی، تنها یک نقاب است که طراحی شده تا چهره ی یکی از فلج کننده ترین ساختار های جامعه که بشر تا کنون تجربه کرده را مخفی کند. سال ها پیش، بانک مرکزی ایالات متحده با نام فدرال رزرو، کتابچه ای منتشر کرد به نام مکانیکز پول مدرن، (دانلود). این نوشته به تشریح روش خلق پول توسط فدرال رزرو و شبکه ای از بانک های تجاری تحت حمایت او، می پردازد. در صفحه ی اول، هدف خود را بیان می کند: این کتابچه بر آن است تا روند اساسی تولید پول را در سیستم «بانکداری فرکشنال ریزرو – Fractional Reserve Banking» توضیح دهد. در ادامه به توضیح این سیستم می پردازد: محتوای آن چیزی شبیه این است: دولت ایالات متحده به این نتیجه می رسد که به پول نیاز دارد، پس با فدرال رزرو تماس گرفته و تقاضای مثلا ده میلیارد دلار می کند. فد (FED) در جواب می گوید حتما، ما از شما ۱۰ میلیارد اوراق ضمانت نامه ی دولتی می خریم؛ پس دولت، چند تکه کاغذ بر می دارد، چند شکل رسمی روی آن می کشد و اسم آنها را اوراق خزانه می گذارد. بعد عددی روی این اوراق می گذارد به جمع ۱۰ میلیارد دلار و آنها را برای فد می فرستد، در عوض آدم های فد نیز چند تکه کاغذ چشم نواز درست می کنند اما این بار، اسم آن را اسناد فدرال رزرو (بانک مرکزی) می گذارند که همچنین ارزش آن ۱۰ میلیارد دلار تعیین می شود. سپس فد، اسناد را برداشته و با اوراق معاوضه می کند. وقتی که این مبادله تمام شد، دولت ۱۰ میلیارد دلار از کاغذهای فدرال رزرو را بر میدارد و در حسابی در یک بانک می گذارد، در هنگام این پس انداز، کاغذ ها به پول رایج تبدیل می شوند و ۱۰ میلیارد به ذخیره ی پولی اضافه می شود، و در نتیجه، ۱۰ میلیارد دلار پول نو ایجاد شد. البته این مثال کلی گویی است، زیرا در واقعیت این تبادل ها، به صورت الکترونیکی انجام می شود، بدون استفاده از هیچ گونه کاغذی. در واقع تنها ۳% ذخیره پولی ایالات متحده، به شکل پول فیزیکی وجود دارد و ۹۷ درصد دیگر، تنها در کامپیوتر ها وجود دارند. این اوراق دولتی، در واقع، ابزار بدهی اند و هنگامی که بانک مرکزی، این اوراق را با پولی که اساسا از ناکجا خلق کرد، می خرد، دولت قول برگرداندن آن پول را به بانک مرکزی می دهد، به عبارت دیگر، پول از بدهی خلق شد. این تناقض حیرت آور که چگونه پول یا ارزش می تواند از بدهی یا قرض، خلق شود؛ هر چه پیش برویم، روشن تر خواهد شد. پس تبادل انجام شده است و اکنون ۱۰ میلیارد دلار در یک بانک تجاری نشسته است. در اینجا قضیه خیلی جالب خواهد شد چون بر اساس روش فرکشنال ریزرو، آن حساب ۱۰ میلیارد دلاری، آنا به ذخیره ی بانک تبدیل می شود. و با توجه به شرایط مطرح شده: در مکانیک پولی مدرن، بانک ملزم به نگهداری بخشی از ذخیره، معادل درصدی از حساب است. سپس این میزان را با بیان زیر مشخص می کند. در آیین نامه ی کنونی، ریزرو ملزم برای بیشتر سپرده ها، ۱۰% است. این یعنی با یک حساب سپرده ی ۱۰ میلیارد دلاری، ده درصد یا ۱ میلیارد به عنوان ریزرو ملزم، نگه داشته می شود و باقی ۹ میلیارد، به عنوان ریزرو اضافی در نظر گرفته می شود و بانک می تواند از آن، به عنوان پایه ای برای وام های جدید استفاده کند. حال منطقی است که فرض کنیم این ۹ میلیارد، در واقع از سپرده ی ۱۰ میلیارد دلاری، بیرون می آید، اما در حقیقت این طور نیست. چیزی که واقعا اتفاق می افتد این است که ۹ میلیارد، به سادگی از ناکجا، خلق می شود و در کنار سپرده ۱۰ میلیاردی قرار می گیرد. این گونه است که ذخیره ی پولی گسترش می یابد. همان طور که در مکانیک پولی مدرن گفته شده، قطعا بانک ها، واقعا وام ها را از محل سپرده ای که دریافت می کنند، نمی پردازند، که اگر این کار را می کردند، پول جدیدی ایجاد نمی شد. بانک ها، پول ریزرو را (منهای درصدی که باید برای پاسخ به مراجعات درخواست پول نقد، نگه می دارند) وام می دهند. حال فرض کنیم کسی وارد بانک شده و ۹ میلیارد جدید در دسترس را، وام بگیرد. او هم به احتمال زیاد (در واقع به احتمال ۱۰۰%، چون پول دست هر کس برود و به هر میزان هم که خرد و پخش شود، باز در حساب های تک تک افراد، و در بانک ها تجمیع می شود؛ پول همواره مال بانک است و مردم فقط در توهمند که پول دارند!) پول را بر داشته و در حسابی خود در بانک، می گذارد. این روند دوباره تکرار می شود زیرا این سپرده نیز به رزرو بانک در می آید، ده درصد آن جدا شده، و در عوض ۹۰ درصد از نه میلیارد، یا ۸٫۱ میلیارد جدید، برای اعطای وام، در دسترس بانک است و البته آن ۸٫۱ میلارد نیز می تواند وام داده شده و سپرده گذاری شود و ۷٫۲ میلیارد اضافی تولید کند؛ بعد ۶٫۵ میلیارد و ۵٫۹ میلیارد و … . این چرخه ی ایجاد حساب، خلق پول، وام؛ از نظر تئوری می تواند تا بی نهایت ادامه یابد. نتیجه ی میانگین ریاضی این است که نود میلیارد دلار، می تواند در کنار ۱۰ میلیارد اصلی، خلق گردد. به عبارت دیگر، به ازای هر حساب که در سیستم بانکی ایجاد می شود، حدود ۱۰ برابر آن مقدار می تواند از عدم، خلق شود. روشن شد که همه ی پول افراد، به ظاهر مال آنها است و در واقع مال بانک ها است. وام ها را هم فقط کسانی می توانند بگیرند که اعتبار قبلی شان در بانک، بیشتر باشد و لذا در این سیستم، ذاتا فقرا و مستضعفان، فقیرتر و ثروتمندان، ثروتمند تر می شوند. این ذات بانک است. حال که فهمیده ایم پول چگونه در این سیستمِ فرکشنال ریزرو، خلق می شود، یک سوال منطقی و گیج کننده به ذهن می رسد: چه چیز در واقع به این پول ارزش می دهد؟ جواب: پولی که از پیش وجود داشته؛ پول جدید، مولد هیچ ارزش و اعتباری نیست و در اصل، ارزش خود را از ذخیره ی پولی می دزدد، زیرا حجم پول در حال گسترش، صرف نظر از تقاضا برای کالا و خدمات است، و چون ذخیره و تقاضا در تعادل هستند، قیمت ها افزایش یافته و قدرت خرید هر دلار را کاهش می دهد. این مسئله را باید در قاعده ی ظروف مرتبطه، بررسی کرد. پول موجود، یک ارزش و اعتباری دارد و چون پول جدید، ارزش و اعتبار تولید نمی کند و مبتنی بر بدهی و نه پشتوانه ی حقیقی، خلق شده است، لذا باید همان ارزش و اعتبار موجود، این پول جدید را هم پشتیبانی کند. وضعیت اعتبار و ارزش پول در آغاز خلق پول جدید (رنگ سبز، نشانه ی میزان اعتبار موجود) وضعیت اعتبار و ارزش پول پس از خلق پول جدید (رنگ سبز، نشانه ی میزان اعتبار موجود، که باید پول جدید را نیز پشتیبانی کند!) لذا ارزش هر تک واحد از پول، کمتر و کمتر می شود. به این کاهش مداوم ارزش پول، در کل، تورم اطلاق می شود و تورم در اصل یک مالیات پنهان برای عموم است. پس تورم، خلاف آن چه همه می پندارند، افزایش عمومی سطح قیمت ها نیست و این تعریف فقط برای تحمیق مردم و استحمار استادان دانشگاه ها است و در واقع، تورم، کاهش مداوم ارزش و اعتبار پول و قدرت خرید آن است. یعنی قیمت کالاها بالا نمی رود، بلکه قیمت پول پایین می آید و این مسئله ی تورم زایی، از ذاتیات این سیستم مدرن است. در حقیقت، انسان ها در این سیستم، کالا را خرید و فروش نمی کنند، بلکه پول را خرید و فروش می کنند و این یک «ربای پنهان سازمان یافته» است. انسان ها در ازای کالاهای خود، پول را خرید و فروش می کنند! سیستم فرکشنال ریزرو گسترش پول، ذاتا تورم زاست چرا که عمل حجیم کردن ذخیره پول بدون اینکه به همان تناسب کالا و خدمات در اقتصاد گسترش یابند، همیشه ارزش پول را پایین می کشد. در واقع نگاه مختصر تاریخی به ارزش دلار ایالات متحده، در مقابل میزان ذخیره پول، دقیقا این نکته را منعکس می کند زیرا رابطه ی عکس آنها واضح است: یک دلار در سال ۱۹۱۳ معادل ۲۱٫۶ دلار در سال ۲۰۰۷ به لحاظ ارزش است؛ این یعنی ۹۶ درصد کاهش ارزش از زمانی که فدرال ریزرو (بانک مرکزی آمریکا)، پا به عرصه وجود گذاشته است. لذا بی ارزش ترین پول در کره ی زمین، پولی است که از همه بیشتر خلق شده است بدون پشتوانه و از این نظر، دلار بسیار پول بی ارزشی است. در سیستم مالی، پول همان بدهی است و بدهی همان پول. نمودار ذخیره ی پولی ایالات متحده از سال ۱۹۵۰تا ۲۰۰۶ در مقایسه با نمودار بدهی ملی ایالات متحده در همان بازه زمانی، بسیار گویای این مسئله است:این دو، دقیقا یک شکل هستند، زیرا هر چه بیشتر پول باشد؛ بدهی بیشتری وجود دارد، هر چه بدهی بیشتری وجود داشته باشد، پول بیشتری موجود است، (چون پول و بدهی، مولد یکدیگرند و لازم و ملزوم). به عبارت دیگر، هر دلار در کیف پول هر فرد را، کسی به کسی بدهکار است: به خاطر داشته باشید تنها راهی که پول می تواند به وجود آید. از طریق وام (قرض) است. بنابراین، اکر هر کس در کشور می توانست بدهی خود را پرداخت کند، از جمله دولت، حتی یک دلار هم در چرخش باقی نمی ماند! خب، تا اینجا ما به این واقعیت پرداختیم که پول توسط بدهی از طریق وام تولید می شود. این وام ها مبتنی بر میزان ریزرو بانک هستند و ریزرو ها، از سپرده و ایجاد حساب، تولید می شوند و از طریق، این سیستم فرکشنال ریزرو، هر سپرده می تواند تا ۹ برابر اندازه ی واقعی خود، را خلق کند و در عوض، ارزش پول را کاهش دهد و قیمت ها را در جامعه افزایش دهد و از آنجا که تمام این پول، از بدهی ایجاد شده و از طریق داد و ستد، به چرخش در آمده، مردم از بدهی اصلی خود جدا می شوند، و عدم تعادلی وجود دارد که در آن مردم، وادار می شوند برای کار به رقابت بیفتند تا به اندازه کافی پول از ذخیره پولی، به سمت خود بکشند تا هزینه معاش خود را تامین کنند. هر چند بسیار عقب افتاده و غیر معقول به نظر می رسد، هنوز هم یک چیز هست که از معادلات حذف کرده بودیم و این عنصر در این ساختار است که ذات شیطانی و کلاه بردارانه ی سیستم را نمایش می دهد: استفاده از نرخ بهره یا Interest (که همان ربای تئوریزه است!). وقتی که دولت از فدرال ریزرو،پول قرض می کند، یا وقتی که شخصی از بانک، پول قرض (وام) می کند، همیشه باید با نرخ بهره خام پول را برگرداند. به عبارت دیگر تقریبا تمام دلارهایی که وجود دارد، باید نهایتا به علاوه نرخ بهره، به بانک برگردانده شود، اما اگر تمام پول ها، از بانک مرکزی قرض شده اند و توسط بانک های تجاری از طریق وام، گسترش یافته اند؛ تنها چیزی که به آن سرمایه اصلی اطلاق می شود، در همین سیستم بدهی و به واسطه ی ریزرو وامی بانک ها تولید شده، پس پولی که برای بهره ی مطالبه شده باید پرداخت شود کجاست؟ هیچ جا! چنین پولی اصلا وجود ندارد. شما تا ابد بدهکار بانک ها هستید! نتایج این مسئله، شگفت انگیز است چرا که میزان بدهی که به بانک وجود دارد، همیشه بیشتر از میزان پول در گردش است. به این دلیل، تورم در اقتصاد مدرن، معضلی همیشگی است زیرا همیشه به خلق پول جدید نیاز است تا جبران کسری همیشگی موجود در سیستم شود که علت آن نیاز به پرداخت بهره است، معنی دیگری که این دارد این است، که از لحاظ ریاضی عدم پرداخت ها و ورشکستگی در سیستم ساخته و تعبیه شده است و همیشه جیب های خالی جامعه خواهند بود که چوب می خورند و فقرا فقیرتر و اغنیا، غنی تر می شوند. ورشکستگی ذاتی این سیستم مثل آن بازی صندلی و موسیقی است که هر گاه آهنگ تمام شود، کسی بی نصیب خواهد ماند و نکته همین است: به طور یکنواخت، ثروت واقعی به بانک ها، انتقال می یابد زیرا اگر شما نتوانید، قسط خانه خود را بپردازید، ملک شما را تصاحب خواهند کرد. این، به ویژه وقتی عصبانی کننده است که بدانید نه تنها این مساله به دلیل اعمال فرکشنال ریزرو، اجتناب ناپذیر است بلکه به این علت که پولی که بانک به شما وام داده، حتی از ابتدا، به شکل قانونی، وجود نداشته است! با این حساب، دکترین سیستم بانکداری فرکشنال رزرو یا Fractional Reserve System، مبتنی بر سه مولفه ی اساسی بدهی یا Debt، تورم یا Inflation و بهره یا ربا یا Interest، شکل می گیرد:
حال به ذکر مصادیق ربا در احادیث اهل بیت علیه السلام خواهیم پرداخت . ربا از دیدگاه قرآن و روایات به نقل از “ندای یک بسیجی”: دفتر نشر آثار استاد منظوری امام زاده این بار برآن شد تا پژوهشی باعنوان ربا از دیدگاه قــرآن و روایـات که توسط استاد گـرانقدرحجت الاسلام والمسلمین منظوری امام زاده تالیف گردیده را نشر دهد این مقاله توسط علیرضا منظوری امام زاده و سرکارخانم دکتر هدیه رماحی تدوین و ویراستاری شده و در اختیار عموم قرار گرفته امید است مورد توجه و استفاده همگان واقع گردد. در محضر استاد عزیزمان حجت الاسلام والمسلمین منظوری امام زاده پیرامون : ربا از دیدگاه قرآن و روایات اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم یمحق الله الربا[۱] خداوند ربا را نابود میکند. معنی لغوی: ربا= ربو. در اصل به معنی زیادی و بالا آمدن چیزی را گویند. به تپه و برآمدگیها زمین از این جهت(ربوه) میگویند که نسبت به اطرافش بلندتر است. معامله ربوی را از آن جهت (ربا) گویند که نسبت به اصل سرمایه زیادتر است.[۲] از این واژه به این معنی درچهار سوره، طی شش آیه، هشت بار در قرآن یاد شده است. ربا، تصرف مال دیگران به باطل است. دین مبین اسلام در عین حالی که مالکیت خصوصی را قبول دارد، تعریف دلبخواه مالک در مالش را قبول ندارد. در نگاه اقتصادی اسلام، به دست آوردن پول و ثروت و نگاهداشتن و به مصرف رساندن آن شامل مقرراتی است که تخلف از آن مقررات منجر به سلب مالکیت یا سلب استقلال در تصرف مال توسط مالک میشود. قرآن کریم یکی از موارد مقررات در تجمیع ثروت را پرهیز از باطل گرایی میداند و میفرماید: {لا تأکلوا اموالکم بینکم بالباطل}[۳] «اموال یکدیگر را بین خود و به باطل نخورید» اکل: یعنی خوردن ولی در این آیه کنایه از هر گونه تصرف است. اموال: شامل هر چیزی است که مالکیت در آن تصور شود. و مالکیتآور باشد. بینکم: نسبت دادن اموال به مردم دلالت بر اصل مالکیت در اسلام را دارد. باطل: در مقابل حق است یعنی عملی که غرض صحیح عقلایی بر آن مترتب نباشد. و این معنی عام است که در ربا معامله و داد وستد میتواند موارد زیادی را شامل شود. از جمله تصرف مالِ غیر از راهدزدی، کمفروشی، غصب، غش در معامله و … و ربا. بنابراین معنی آیه شریفه این میشود که:[/b] در هر یک از اموال مردم، هرگونه تصرف غیر عقلایی از جمله ربا ممنوع و خلاف حق میباشد. ممکن است سوال شود : چرا در داد و ستدها ربا باطل و غیر عقلایی است؟ پاسخ روشن است زیرا: ربا از جنبههای اقتصادی، اجتماعی، و اخلاقی مفسدهانگیز است و هر چیزی که در جامعه ایجاد فساد کند باید پاکسازی شود. فساد ربا از جنبه اقتصادی از نظر اقتصادی ربا دارای مفاسد و آثار سوء فراوان در جامعه است از آن جمله:
آنچه از آثار سوء با از جنبه اقتصادی به عرض رسید میتوان به نوعی از آثار سوء ربا از جنبه اجتماعی هم به حساب آورد. به علاوه از مهمترین و در عین حال خطرناکترین فساد ربا در جامعه ایجاد دو گروه: اقلیت بینیاز و اکثریت نیازمند است. که امروزه از آن به عنوان فاصله طبقاتی یاد میشود. فاصلهای که منشأ همه انحرافات و مفاسد اجتماعی است. فاصلهای که اگر به سر پنجه تدبیر پر نشود و همه ارزشهای انسانی را در خود فرد خواهد برد. و از اجتماع چنان خواهد ساخت که علی (علیه السلام) میفرماید: اَضرِبْ بِطَرفِکَ حَیثُ شِستَ منَ الناس، فَمَل تُبصِرُ الّا فقیراً یکابِدُ فَقراً اَو غنیّاً بَدَّل نِعمَه الله کُفراً اَو بخیلاً اتَّخَذَ البُخلَ بِحَقِّ اللهِ وفْراً اَو متمّرداً کأنَّ بِإذنِه عَنْ سَمعِ المواعِظِ وقراً[۴] و چه مظفره دردناک و چه اجتماع ننگینی. هرجا که نظر میاندازی، از سوئی مستمندی را میبینی که با فقر و بینوایی دست به گریبان است و از سوی دیگر توانگری که نعمت خدارا به صورت کفران آمیزی در هوا و هوس خود صرف میکند و یا بخیل آزمندی که حقوق الهی را درباره بندگان او دریغ کرده به روی هم انباشته است و یا سرکشی که گوش او از شنیدن پند و اندرزها کر است؟! فساد ربا از جنبه اخلاقی اسلام دین برادری و اخوت است. و هر رابطه مودت آمیز که بین برادران وجود دارد باید بین مسلمانان وجود داشته باشد این پیام قرآن است که: {انّما المؤمنون اخوه}[۵] «مومنان برادر یکدیگرند» حضرت امام صادق ع فرمودند: اَلمؤمن أخوالمؤمنْ، عَنَه و دلیلَهُ، لا یَخونُهُ و لا یظْلِمُهُ و لا یَغُشُّهُ و لا یَعِدُهُ عِدَهّ فیَخلَفُه[۶] مؤمن برادر مؤمن است و به منزله چشم او و راهنمای او است هرگز به او خیانت نمیکند و ستم روا نمیدارد و با او غش و تقلب نمیکند و هر وعدهای را که به او دهد تخلف نمیکند. قرآن کریم با لحنهای مختلف و متنوع و در عین حال محرک احساسات بدین موضوع تشویق فراوان نموده است تا جایی که رسیدگی به مؤمنان در حدّ ایثار را از ویژگیهای مؤمنان راستین دانسته و میفرماید: {و یؤثرون علی انفسهم ولوکان بهم خصاصه}[۷] «و آنها را برخود مقدم میدارند هرچند ـ خودـ شدیداً نیازمند باشند» در شأن نزول این آیه شریفه چنین آمده است: کسی خدمت پیامبر| آمد و عرض کرد: گرسنهام، پیغمبر دستور داد، از منزل غذایی برای او بیاورند، ولی در منزل حضرت غذا نبود. حضرت فرمود: چه کسی امشب این مرد را میهمان میکند؟ مردی از انصار اعلام آمادگی کرد و او را به منزل خویش برد. اما جز مقدار کمی غذا برای کودکان خود چیزی نداشت. سفارش کرد غذا را برای میهمان بیاورید و چراغ را خاموش کرده و به همسرش گفت: کودکان را هرگونه ممکن است چاره کن تا خواب روند. سپس زن و مرد بر سر سفره نشستند و بیآنکه چیزی از غذا در دهان بگذارند دهان خود را تکان میدادند. میهمان گمان کرد آنها نیز همراه او غذا میخورند. و مقدار کافی خورد و سیر شد. و آنها شب گرسنه خوابیدند. صبح خدمت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آمدند. پیامبر نگاهی به آنها کرد و تبسمی فرمود: آیه فوق را تلاوت کرد و ایثار آنها را ستود. در روایاتی که از طرف اهل بیت رسیده میخوانیم: میزبان علی(علیه السلام) و کودکان به فرزندان او. و کسی که کودکان را گرسنه خواباند بانوی اسلام فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بود.[۸] با توجه به مطالب فوق که صفحهای کتاب قطور توصیهها و سفارشات اسلام در این باب است آیا رباخواری با روح اسلام و مسلمانی، اخوت و برادری، انفاق و ایثار، رحم و مروت سازگاری دارد؟ آیا ربا آفت ارزشهای انسانی و اخلاقی در جامعه نیست؟ تعریف ربا و اقسام آن قبل از بررسی (ربا) از دیدگاه قرآن کریم بهتر است بدانیم(ربا) چیست؟ و اساساً به چه نوع داد و ستدی ربا گفته میشود؟ [i]فقهای امامیه ربا را به دو قسم کرده اند؟
ربای معاملی را اینگونه تعریفکرده اند: فروش یک کالا به کالاهای مشابه و مماثل او با فزونی عینی یا حکمی در یکی از آن دو. همچون فروش صد کیلو گندم در مقابل ۱۲۰ کیلو گندم دیگر. در فزونی عینی یا فروش ۲۰ کیلو گندم نقدی به ۲۰ کیلو گندم نسیهای در فزونی حکمی. به اعتقاد فقهای امامیه سبب تحقق ربا در معاملات بر وجود دو رکن است: اول: اتحاد و یگانگی عرفی میان دو کالای مبادله شده گرچه صفات و ویژگیهای آن دو متفاوت باشند. از این رو فروش ۱۰۰ کیلوبرنج مرغوب به ۱۲۰ کیلو برنج نامرغوب معاملهای ربوی شمرده میشود. دوم : هر دو کالای مبادله شده باید از کالاهایی باشد که واحد فروش و تبدیل آنها وزن یا حجم یعنی کیلو و پیمانه بوده باشد. اما اگر واحد فروش آنها تعداد و شمارش عددی «همچون تخم مرغ، سکه، اسکناس و…» بوده باشد فروش دو کالای مشابه با فزونی یکی از آنها «همچون فروش یک تخم مرغ به دو تخم مرغ» سبب حدوث معاملهی ربوی نخواهد شد. معیار پیمانهای یا وزنی یا عددی بودن کالا به نظر مشهور فقهاء امامیه عرف عقلاء در روابط اقتصادی و معاملات تجاری میان خود میباشد. موارد استثناء در ربای معاملی اصل اولی آن است که مطلق معاملات ربویه حرام و ممنوع و باطل باشد. لیکن از این اصل کلی مواردی استثناء شده است. که به رغم ربا بودن اصل معامله، شرع مقدس ربوی بودن را از آن برداشته است این موارد عبارتند از: الف: معامله ربوی میان پدر و فرزند. پدر و فرزند هر یک میتواند از دیگری ربا بگیرد ولی بین مادر و فرزند ربا حرام است. ب: معامله ربوی میان زن و شوهر ج: معامله ربوی میان برده و آقایش ـ عبد و مولی. د: معامله ربوی میان مسلمان و کافر حربی به شرط این که طرف گیرنده اضافه مسلمان باشد نه کافر. این حکم در مورد کافر ذمی صدق نمی کند یعنی مسلمان نمیتواند از کافر ذمی ربا بگیرد و اما تعریف و اقسام ربای در وام یا ربای قرضی: مقصود از ربای قرضی اضافه ای است که در قرض با پیششرط قبلی از وام گیرنده دریافت میشود. ربای قرضی دارای دو رکن اساسی است: اول : شرط بازپرداخت اضافه از سوی وام گیرنده، دوم: انتفاع و سودیابی وام دهنده. ربای قرضی دارای انواعی است از آن جمله:[/i] [b]الف: اضافه عینی، همچون پرداخت ۱۰۰ کیلو گندم به عنوان قرض و شرط بازپرداخت به ۱۱۰ کیلو. یا وام و قرض دادن مبلغ هزار تومان به شرط بازپرداخت ۱۱۰۰ تومان. ب: اضافه حکمی، همچون پرداخت ۱۰۰ کیلو برنج نامرغوب به عنوان قرض به شرط بازپرداخت ۱۰۰ کیلو برنج مرغوب. ج: شرط اضافه غیر عینی و حکمی. همچون بازپرداخت قرض و شرط انتفاع و بهرهبرداری از کتاب یا خانه وام گیرنده و یا شرط انتفاع شخص ثالث. تماس این انواع معاملات ربای قرضی، حرام و ممنوع و باطل میباشد.[۹] بنابراین اگر کسی مبلغی پول به صاحب خانهای بدهد و در مقابل از خانهاش استفاده کند بدون این که وجهی به عنوان کرایه پرداخت کند. ربا و نامشروع است. و این چیزی است که متأسفانه بسیار در جامعه رایج است. مسئله: در صورتی که بدون شرط پرداخت اضافی، قرض کننده خود مقداری اضافی به قرض دهنده بپردازد مانعی ندارد. و جزء ربا به حساب نمیآید ـ بلکه مستحب است که قرض کننده در برابر احسانی که قرض دهند در حق او کرد برای تشویق او به قرض دادن، مقداری به عنوان هدیه به وی بپردازد.[۱۰] اکنون که آشنایی اجمالی با تعریف ربا و اقسام و آثار آن پیدا کردیم ببینیم دیدگاه قرآن در مورد ربا چیست؟ تحریم ربا قبل از اسلام {واخذهم الربوا و قدنهوا عنه و اکلهم اموال الناس باالباطل}[۱۱] «و همچنین به خاطر ربا خواری در حالی که از آن نهی شده بودند و خوردن اموال مردم به باطل» قوم یهود به خاطر سرکشیهای خود در مقابل فرمان خدا از قسمتی چیزهای پاکیزه و حلال محروم شده و بر آن حرام گردید. از جمله سرکشیهای آنان حلال شمردن ربا و خوردن مال مردم به باطل بود. از این آیه شریفه موارد زیر استفاده می شود:
«گفتند بیع هم مانند ربا است در حالی که خداوند بیع را حلال کرده و ربا را حرام نموده است» انسانهای گنهکار برای توجیه گناه خود آگاه متشبث به عذرهای بدتر از گناه میشوند. وقتی از یک رباخوار بپرسید: چرا ربا میخوری؟ چرا سرمایهات را در راه معامله حلال به کار نمیاندازی در پاسخ میگوید: ای بابا چه فرقی میکند همه معامله است. اینهم نوعی خدمت به جامعه است. در حالی که چنین نیست!بلکه بین بیع و ربا تفاوت فاحشی است که یک نمونه بارز این تفاوت را آیه فوق چنین بیان میکند که: {احل الله البیع و حرم الربا} «خدا بیع را حلال کرده و ربا را حرام» آیا بین چیزی که حلال است با چیزی که حرام، هیچ تفاوت نیست؟ آیا ادعای پوچ رباخوار میتواند حرام خدا را حلال کند؟ یا حلال و حرام را در یک سطح مساوی قرار دهد؟! آیا ربا مانند صدقه است؟ {یمحق الله الربا و یربی الصدقات}[۱۳] «خداوند ربا را نابود میکند و صدقات را افزایش میدهد» یمحق: از ماده (محق) به معنی نقصان و زوال تدریجی است. چنان که «اربا، یربی» نمو و رشد تدریجی است. صدقه: که جمع آن صدقات است. به مالی گفته میشود که انسان در راه خدا میدهد واجب باشد یا مستحب. یکی از دلایل رباخواران در موجّه جلوه دادن عمل خلاف خود همین است که میگویند: همچنانکه صدقات خدمت به نیازمندان است ربا نیز نوعی خدمت به نیازمندان است. ولی این ادعا با آنچه آیه شریفه فوق به عنوان آثار صدقات و ربا بیان کرده مخالف است زیرا آنچه از صدقات باقی میماند. در دنیا و آخرت به تدریج رو به افزایش است. ولی آنچه از ریا باقی میماند رو به زوال و نابودی است. ایجاد امنیت از مهمترین آثار جامعهای است که در آن صدقات رایج گردد و این امنیت به اشکال محبت و اظهار ارادت و دوستی نسبت به صدقه دهنده ظهور پیدا میکندو به تدریج تقویت مییابد. برعکس ایجاد ناامنی از مهمترین آثار جامعهای است که در آن ربا رایج گردد و این ناامنی به اشکال کینه و عداوت و اظهار تنفر و دشمنی نسبت به رباخوار ظهور پیدا میکند و به تدریج محبوبیت خود را از دست میدهد. بنابراین جان و مال افراد و نیکوکار و خیّر همواره تحت حمایت مردمی از هرگز ندی در امان است. ولی جان و مال افراد رباخوار همواره در معرض خطر غارت و چپاول مردمی قرار دارد که زمین خورده رباخواران هستند. ربا به هر اندازه که باشد حرام است. {یا ایها الذین آمنوا الا تأکلو الربوا اضعافاً مضاعفه و اتقوالله لعلکم تفلحون}[۱۴] «ای کسانی که ایمان آورده اید ربا را چند برابر نخورید از خدا بپرهیزید تا رستگار شوید» اضعاف: جمع (ضعیف) به معنی چند برابر. مضاعفه، مصدر باب مفاعله است، و وصف است برای اضعاف. از خاصیت ربا این است که چون زمان پرداخت آن فرا رسد و بدهکار قدرت پرداخت نداشته باشد سود آن افزایش مییابد تا آنکه گاه همه دارائی بدهکار را فرا میگیرد و او را از زندگی ساقط میسازد. از مفهوم آیه فهمیده میشود که تنها این گونه ربا «ربای مضاعف» حرام است و ربای غیر مضاعف یعنی مثلاً یکبار سود ربوی گرفتن حرام نیست!! در حالی که چنین نیست ربا به هر اندازه چه مضاعف و چه غیر مضاعف حرام است و آیه فوق هم با حرام دانستن ربای مضاعف نمیخواهد ربای غیر مضاعف را استثناء کند بلکه این تعبیر یا در مقام بیان ربای فاحش است یا در مقام بیان ربای غالب و یا هر دو. ربای فاحش به این معنی که سیر ربا به طور تصاعدی بالا میرود. بنابراین سود ربا به هر اندازه چه از نوع فاحش چه از نوع غیر فاحش، چه از نوع غالب و چه از نوع غیر غالب حرام و مورد نهی خداوند قرار گرفته است. رباوار محبوط شیطان است {الذین یأکلون الربا لا یقومون الاکما یقوم الذی یتخبطه الشیطان من المس}[۱۵] «کسانی که ربا میخورند بر نمیخیزند مگر مانند کسی بر اثر تماس شیطان تعادل خود را از دست داده باشد» خبط: به معنی زدن کسی یا چیزی به طور نامنظم مثل زدن شاخ و برگهای درخت با عصا. مس: دست زدن وبه معنی لمس کردن است با این تفاوت که لمس برای یافتن چیزی است هر چند که یافت نشود.[۱۶] از این آیه شریفه استفاده میشود که رباخواران مخبوط شیطانند. یعنی شیطان به سر و روی آنان دست کشیده لذا تعادل خود را به هنگام برخاستن «یعنی انتخاب راه صحیح زندگی» از دست داده اند. و به جای راه مستقیم به بیراهه میروند و در نهایت سر از ناکجاآباد در خواهند آورد. نکته قابل توجه:[/b] خبط، به همان معنایی که عرض شد تنها یک بار در قرآن آمده و آن هم در مورد رباخواران است که توسط شیطان صورت میگیرد. و شیطان جز با رباخوار، با هیچ گناهکار دیگری به شکل خبط برخورد نمیکند. و این نوع برخورد شیطان با رباخوار شاید به خاطر این باشد که رباخوار با این کار نظم عمومی به ویژه نظم اقتصادی جامعه را به هم میزند. لذا خود باید گرفتار زندگی نامنظم و پر از اضطراب در دنیا و آخرت گردد. رباخوار از خدا نمیترسد {یا ایها الذین امنوا اتقو الله و ذروا ما بقی من الربا ان کنتم مؤمنین}[۱۷] «ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا بترسید و آنچه از ربا باقی مانده رها کنید اگر ایمان دارید» قبل از نزول این آیه رباخواری در بین مردم رواج داشته است با نزول این آیه، ربا اکیداً نهی شد بنابراین هر کس بعد از نزول این آیه ربا را ترک نکند مؤمن نیست زیرا ربا با روح ایمان مغایرت دارد. لذا مؤمن ربا نمیخورد و چون ربا خورد مومن نیست. مفاضاً بر این رباخوار از خدا نمیترسد، زیرا اگر از خدا میترسید ربا نمیخورد. بنابراین ترک ربا از لوازم ایمان به خدا و تقوای الهی است. اعلام جنگ خدا با رباخواران ![]() {فان لم تفعلو فأذنوا بحرب من الله و رسوله}…[۱۸] «اگر ترک ربا نکنید پس آماده جنگ از سوی خدا و پیامبر او باشید» الف: اعلام جنگ، نشاندهنده شدت دشمنی اعلام کننده نسبت به طرف مقابل است. ب: در قرآن خدا جز با رباخواران با هیچ گروه دیگری اعلام جنگ نکرده است. با این دو مقدمه به این نتیجه میرسیم که: [b]اولاً : ربا بدترین گناه است ثانیاً: ربا خوار دشمنترین دشمنان خدا است. ثالثاً: طرف مقابل رباخوار، خدا و پیامبر او است. ربا، در سخنان حضرات معصومین[b]: رسول گرامی اسلام [/B] فرمودند: مَن اَکَلَ الرِّبا مَلَأَ اللهُ بَطنَهُ نارَ جَهَنََّمَ بقَدرِ ما اَکلَ قإن کَسَبَ مِنه مالاً لم یَقبَلِ الله شیئاً من عَمَلِه و لم یزل فی لعنه اللهِ و مَلائِکتِه مادامَ مَعَه قیراطٌ[۱۹] هر کس ربا خورد خداوند شکم او را از آتش دوزخ به آن اندازه که ربا خورده است پر کند. و اگر مالی از این رهگذر بدست آورد ـ و انفاق کند ـ خداوند چیزی از عمل او را نخوهد پذیرفت . و تاوقتی که نیم دانگ از ربا در مالش باشد، همیشه در زیر پوشش لعنت خدا و فرشتگان خواهد بود. شرّ المکاسب کسبُ الرِبّا[۲۰] بدترین کسبها، کسب ربوی است. انَّ اللهَ عزَّوَجل لَعَنَ آکِلِ الرّبا و مُوَکلِّهِ و کاتِبَهُ و شاهِدیهِ[۲۱] همانا خداوند عزوجل رباخوار، ربا دهنده، نویسنده و شاهد آن را لعنت کرده. الرّبا سبعونَ جُزءً فأیسَرُها مثلِ اَن یَنکَحَ الرَّجُل اُمَّهُ فی بَیت اللهِ الحرام[۲۲] گناه رباخواری هفتاد جزء است که آسانترین جزء آن چون زنا کردن مرد با مادر خود در بیتالله الحرام است. حضرت علی(علیه السلام) میفرماید: معاشر الناسِ أَلفِقه ثمَّ المَتجَر و اللهِ للّربا فی هذه الأمه أخفی من دبیبِ النّمل علی الصّفا[۲۳] ای مردم، اول احکام ـ تجارت ـ را فرا گیرید پس تجارت کنید، به خدا سوگند ربا در این امت پنهانتر از حرکت مورچه بر روی سنگ صاف است. فَما جاعَ فقیرٌ الّا بما مُتِّعَ به غَنیُّ و الله سائِلُهُم عن ذلک[۲۴] هیچ تهیدست محرومی گرسنه نمیشود مگر آنکه نصیب او در خوشگذرانی ثروتمندی صرف میگردد و خداوند این طبقه را مورد مؤاخذه قرار خواهد داد. من لَم یَتفقّه فی دینِه ثُّّمَ اتّجر ارتَطَم فی الربا ثم ارتَطَمَ[۲۵] هر کس دانش در دین خویش نداشته باشد ـ احکام حلال و حرام را یاد گیرد ـ و آنگاه به تجارت پردازد همواره در ربا فرو خواهد رفت. حضرت امام صادق(علیه السلام): بَلَغَ ابا عبد اللهِ عَن رَجلِ انّه کان یأکل الرّبا و یسّمیه اللّبا. فقال لئن امکنی الله منه لأحضر بّنَ عُنقَه[۲۶] به حضرت امام صادق(علیه السلام) خبر دادند که مردی ربا میخورد و آن را به حساب عقل و زیرکی خود میگذارد. امام فرمود: اگر خداوند مرا بر او مسلط میکرد گردنش را میزدم ـ او را میکشتم ـ حضرت امام رضا(علیه السلام): اِعلم یَرحَمَک الله انّ الربا حرامٌ سحُتٌ من الکبائرِ و فیّما قدوعدَ اللهَ علیهِ النّار فنعوذُ ـ بالله ـ مِنها و هو محرّم علی لسان کلّ نبی و فی کل کتابٍ[۲۷] بدان خدایت رحمت کند که به طور مسلم و با حرام است و از گناهان کبیره و از چیزهایی است که خداوند به خورنده آن وعده آتش جهنم داده و ما از آتش جهنم به خدا پناه میبریم. و ربا از نظر همه پیامبران الهی و کتب آسمانی حرام است. منبع: ندای یک بسیجی عاشق کلاه بانکی! اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم یک دانشجوی اقتصاد از ابتدای دوران تحصیل خود پیوسته با مفهومی به نام “هزینه فرصت” یا همان Opportunity cost مواجه می گردد. به طور کلی این مفهوم به این معناست که شما در خصوص انجام یک تصمیم بهترین آلترناتیو ممکن را از دست بدهید تا بتوانید تصمیم مورد نظر را به اجرا درآورید. برای مثال در یک زمان مشخص، کار کنید یا به مدرسه بروید اگر به مدرسه بروید درآمدی که اگر کار می کردید را به دست نمی آورید و این همان هزینه فرصت مدرسه رفتن به شمار می رود. هزینه ی فرصت دارایی های پولی در ادبیات رایج اقتصادی به مفهوم “بهره” یا Interest تعبیر می گردد. به عبارت دیگر بهره همان هزینه ی فرصت از دست رفته ی پول به شمار می رود. به این معنا که اگر فردی پولی را به فرد دیگر وام داد، فرصت داشتن آن میزان پول را در آن زمان از دست داده است، بنابراین بهره به جبران آن فرصت از دست رفته، از طرف وام گیرنده به وام دهنده پرداخت می گردد. این هزینه به این جهت در اقتصاد سرمایه داری همواره محاسبه می گردد که اولا ماهیت مادی انگارانه مانع از محاسبات معنوی خواهد بود و ثانیا عدم ایمان به خدا و غیب، آخرت و… هر نوع پرداختی را واجد فرصتی می داند که همواره از دست می رود و مضمحل می گردد. بنابراین فلسفه ی بهره پول ذات بسیار مادی و دنیوی دارد که به جهت جبران از دست رفتن فرصت داشتن پول، وجود و ماهیت پیدا می کند. در ادیان توحیدی به ویژه در دین اسلام به جهت اعتقاد به خداوند و اینکه او در جریان زندگی انسان جاری است و دست اندر کار است، بهره و ربا مذموم شمرده شده زیرا خداوند خود جبران کننده ی هزینه فرصت از دست رفته ی پول به شمار می رود و بارها در قرآن کریم ذکر نموده که اگر مالی را برای خدا قرض دهید همانند یک دانه ی گندم که کاشته می شود اما هفت دانه ی دیگر پدیدار می گردد، خداوند برای شما جبران نموده و برکت و زیادت را به ارمغان می آورد. به عبارت دیگر در اسلام بهره ی قرض الحسنه را خداوند می پردازد! اما از جانب دیگر اگر مردم خود از یکدیگر بهره دریافت کنند و هزینه ی فرصت از دست داده را از هم بستانند اینجاست که به جنگ با خدا وارد شده اند… با تمام این اوصاف و پذیرفتن بهره به عنوان هزینه ی فرصت پول در پارادایم اقتصاد مادی سرمایه داری، عملکرد بانک های به ظاهر اسلامی کشور خود را با مثالی ساده ارزیابی می کنیم: چندی قبل از بانک…. وامی معادل ده میلیون تومان با بهره ی حدود سی درصد دریافت نمودم، این وام را باید به مدت سه سال با پرداخت ماهیانه مبلغ ۴۲۰۰۰۰ تومان مستهلک نمایم. با این مشخصات اصل پول دریافتی ده میلیون و مبلغ بازپرداخت در طول سه سال حدود پانزده میلیون خواهد بود. پس به طور کلی فرع پول یا همان بهره ی این وام و یا هزینه ی فرصت از دست رفته ی این ده میلیون، پنج میلیون است که باید اصل و فرع هردو به بانک پرداخت گردند. حال پس از گذشت یکسال از پرداخت اقساط که حدودا شش میلیون تومان تا به امروز به بانک پرداخت نموده ام، خداوند لطف نموده و مشکل من مرتفع گردید و اکنون قصد دارم به بانک مراجعه کنم تا بیش از این هزینه ی فرصت مابقی پول از دست نرود و فرصت داشتن این مقدار وام را به بانک بازگردانم و به عبارت دیگر وام را تسویه نمایم… به بانک مراجعه می کنم و انتظار دارم با محاسبه ی بهره ی تنها یکسال و پرداخت آن به عنوان فرع و مابقی اصل پول وامم تسویه گردد. اما با کمال ناباوری با این جمله از جانب متصدی بانک مواجه می گردم که آنچه تاکنون در طول این یکسال پرداخت نموده آید بهره ی سه سال بوده و اصل پول را شما باید کامل بازگردانید. یعنی شما هزینه ی فرصت از دست رفته ی در طول سه سال را که هنوز دو سالش باقیمانده است را باید اول به بانک بازگردانید! هرچند هنوز کامل هم از دست نرفته باشد و بعد قرض اصلی را پرداخت نمایید و این مساله باقی است حتی اگر یک روز از پرداخت وام به شما گذشته باشد و شما بخواهید فردای دریافت وام آن را به بانک بازگردانید نه تنها بهره ی یک روز فرصت از دست رفته محاسبه نمی شود بلکه بهره ی سه سال محاسبه شده و شما محکوم به پرداخت این پول زور هستید..!!! و این است ماجرای بدهکاران بی شماری که قصد دارند زودتر از موعد وام خویش را بازپرداخت نمایند اما آنقدر پرداخت فرع یا همان بهره یا همان فرصت از دست رفته که هنوز از دست نرفته آنان را با مشکل روبرو می کند که از پرداخت اصل وام باز می ماندند… من به این می گویم کلاه برداری از سرمایه داری…. به جای اینکه اصل و فرع همزمان محاسبه و اخذ شود بانک های مثلا اسلامی ما اول فرع و بهره را می گیرند بعد اصل وام را…. و این یک شیادی و سودجویی محض در دل سرمایه داری است… خدا رحممان کند…. نویسنده: هاله اسماعیل نژاد
|
|||
|
|
۹:۲۸, ۱/مهر/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/مهر/۹۴ ۱۰:۲۳ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
در مورد بانک و ربا و این موارد تو تالار زیاد بحث شده. فقط جهت اطلاع همین چند هفته پیش وزیر اقتصاد در افاضاتی فرمودند (نقل به مضمون)،
سیستم بانکداری ما با بانکداری اسلامی 180 درجه اختلاف داره. ایشون فرمودند دلیلش اینه که در سیستم ما نرخ سود از روی نرخ تورم تعیین میشه در صورتی که باید کاملاً به عکس باشه. |
|||
|
|
۹:۴۳, ۱/مهر/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/مهر/۹۴ ۹:۴۹ توسط عشق.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
سلام و ادب
با تشکر از نقطه نظرات دوستان، بر خلاف نگاه صد در صدی که شما در ربوی بودن و غیر جائز بودن معاملات بانکی کشور دارید گفتنی است در نظام بانکداری ایران اسلامی، بانکها در راستای اجرای احکام اسلام و بانکداری اسلامی اقدام به تنظیم قراردادهایی نمودهاند که مطابق با عقود و قراردادهای اسلامی است (البته قرارداد کاغذی، بدون توجه و التزام به آن یا به تعبیر دینی بدون نیت، ارزش و تاثیری نداشته و حکم مساله تغییر نمیدهد.) بنابر این اگر قراردادی بین بانک و کسی مطابق یکی از عقود شرعی مانند مضاربه یا جعاله و... بسته می شود باید طرفینِ قرارداد به مفاد آن پایبند باشند تا آن وام، شرعی و حلال باشد. در این صورت دیگر بانک، پولی را قرض نمیدهد که مطالبه افزوده نماید و در نتیجه مصداق ربا شده و حرام گردد بلکه بانک در قالب یک قرارداد مثل جعاله وامی را به فرد میدهد(نقش واسطه ای دارد) و مطابق همان، طلب افزوده میکند. در این میان اگر بانک و فرد وام گیرنده به مفاد آن قرارداد عمل کنند وام و افزوده آن حلال و شرعی خواهد بود. تمام وامهایی که به عنوان خاص مانند خرید خودرو یا مسکن یا کشاورزی و ... از سوی بانکها پرداخت میشود در صورت رعایت شرایط قرارد داد و مصرف وام در همان جهت، اضافه پرداخت حلال بوده و مُجاز است در غیر این صورت اگر فرد از سوی خود قرارداد را زیر پا نهاده و وام را در غیر مورد آن خرج کند اضافه پرداخت، حکم ربا داشته و حرام خواهد بود و فرد مرتکب گناه شده است. این معنا در نظرات و فتاوای مراجع معظم تقلید نیز مورد تأکید قرار گرفته از این رو غیر ربوی بودن این رویکرد در نظام بانکی کشور را تصریح می کند. یک تفاوت اساسی بین نظام دینی و حکومت اسلامی مبتنی بر حاکمیت ولایت فقیه، با نظامهای لیبرالی و سکولاری وجود دارد و آن عبارت از آنست که در نظامهای دینی تصمیم گیری و اجراء امور تحت نظر و با اجازه و امضاء ولی فقیه و حاکم اسلامی است از طرفی، فقها حد و حدود مسائل شرعی را برای مکلفان، مشخص و معین می کنند. فلذا در همه امور فقهی که از آنجمله مسائل بانکی است نظر ولی فقیه و فقها کارساز و تعیین کننده است و دیگران نمی توانند بر اساس آگاهی و شناخت جزئی خود نسبت به زوایایی از اینگونه مباحث، اظهار نظر نموده حکم به حرمت یا حلیت آن کنند. بدون شک، نظرات مراجع عظام تقلید در این خصوص، با توجه به آشنائی و شناخت ایشان از سیستم بانکی جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر است فلذا اشکالاتی که شما مطرح می کنید با وجود وضوح نظرات مراجع تقلید در این باب، نمی تواند بیانگر ربوی بودن سیستم بانکی کشور باشد. مجموعه فتاوی آیت ا... مکارم شیرازی در زمینه بانکداری اسلامی: http://www.refah-bank.ir/portal/default-...tabindex=0 سوال: یکی از کارهایی که در بانکها برای حل مشکل ربا در وام ها انجام می گیرد فروش اقساطی اتومبیل، خانه و کالاهای مختلف است که در بین مدارک از مشتری می خواهند که فاکتور یا قولنامه ای بیاورد و وام را بگیرد. احتمالاً منظورشان این است که بانک مشتری را وکیل می کند که کالا را برای بانک بخرد و بعد گرانتر (به مبلغِ بازپرداخت اقساط) به خودش بفروشد. مشکل اینجاست که بحثی از وکالت به وام گیرنده، خریدن کالا برای بانک یا نیت آن، فروختن به خود و ... مطرح نمی شود و همانطور که گفته شد بانک صرفاً می خواهد که مشتری فاکتورِ خرید یا قولنامه ای بیاورد و وام را بگیرد. در اینصورت اگر مشتری (وام گیرنده) به مباحث مذکور کاری نداشته باشد و فقط فاکتور یا قولنامه را ببرد و وام را بگیرد آیا صحیح است یا به ربا افتاده است؟ و همچنین اگر مشتری از وکالت بانک به خود یا مانند آن بی اطلاع باشد اما مابقی کار یعنی خریدن کالا برای بانک و فروختن به خود را نیت کند چگونه خواهد بود؟ آیا مشکل ربا حل می شود؟ پاسخ: در صورتیکه خرید کالا برای بانک به صورت نقدی، سپس فروختن به خود به اقساط را رعایت کند مشکل حل می شود. [/b] سوال:در شرکتی که من کار می کنم برای کارکنان وامی در نظر گرفتن به مبلغ 2میلیون تومان برای خرید اجناس خانه و ماشین و به صورت اقساط مبلغ 2ونیم باز پرداخت دارد. آیا گرفتن این وام از لحاظ شرعی اشکال دارد؟ پاسخ: چنانچه به صورت عقود شرعیه درآید مانعی ندارد. مثلاً شما به وکالت از شرکت جنس را نقداً بخرید و بعد آن جنس را از شرکت به صورت اقساط و قیمت بالاتر برای خودتان بخرید. سوال: بهره 13 درصدى که بانکها در ازاى وام مى گیرند، یا بهره 10 درصدى که در برابر سپرده هاى دراز مدّت مى دهند و از اوّل چنین شرطى مى کنند، آیا ربا محسوب مى شود؟ پاسخ: اگر آیین نامه هاى بانک که در زمینه عقود شرعیّه و راههاى نجات از رباست عملى شود اشکالى ندارد. |
|||
|
۱۰:۰۰, ۱/مهر/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/مهر/۹۴ ۱۰:۰۳ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
شورای فقهی بانک مرکزی کارایی ندارد/ سیستم بانکداری ما استثماری است/ بدهی بالا به بانکها نشان دهنده اسلامی نبودن آنهاست
تراز: چرا سیستمی که تک تک عقودش با موازین شرع کار می کند برآیند کلی سیستم طوری است که هرکس که پول دارد بدون ریسک به پولش اضافه می شود. یعنی برآیند سیستم استثماری است.
پایگاه خبری تحلیلی تراز: اگر چه ممکن است واژه بانکداری اسلامی یا بانکداری بدون ربا در میان مردم واژه ای غریب نباشد اما شاید کمتر کسی سازوکارهای بانکداری اسلامی را خوب بداند و از زیر و بم آن آگاه باشد. عموما عامه مردم وقتی در ازای دریافت تسهیلات مقدار معینی پول به عنوان سود به بانک می پردازند به یاد بانکداری بدون ربا افتاده و زیر لب بانک ها را به رباخواری متهم می کنند. در حالیکه شاید مردم به اندازه بانک ها و بانک ها به اندازه برخی از مسئولین در این زمینه مقصر باشند. بیش از ۳۱ سال از تصویب قانون بانکداری بدون ربا در ایران می گذرد و ما در حالی سی و دومین سالگرد تصویب این قانون را شاهدیم که به اعتقاد اکثر کارشناسان اقتصاد اسلامی، قانون بانکداری بدون ربا هرگز در ایران به طور کامل اجرا نشده است. از این رو پایگاه خبری تحلیلی تراز با دکتر حسن سبحانی عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران و نماینده سه دوره از ادوار مجلس درباره تحلیل عملکرد بانکداری بدون ربا در ۳۲ سال گذشته به گفتگو نشسته است. سبحانی از جمله اقتصاددانانی است که هم قانون را خوب میشناسد و هم تسلط کافی بر مباحث اقتصاد اسلامی و بانکداری اسلامی دارد. از این رو تراز با وی گفتگویی انجام داده است که از نظرتان میگذرد. آقای دکتر اگر ممکن است در ابتدا درباره نقش و جایگاه بانک دربانکداری اسلامی توضیح بفرمایید. اینکه چرا بانک های ایرانی برای وصول مطالبات خود تلاش چندانی ندارند و روزبه روز میزان مطالبات معوق آن ها افزایش می یابد. در ابتدا باید بگویم بانکداری بدون ربا قابل جمع با بدهی نیست. یعنی هر جا بدهی درست شود به احتمال بسیار زیاد قانون بانکداری بدون ربا رعایت نشده است وگرنه هر جا قانون رعایت شود بدهی ایجاد نخواهد شد . دلیل این موضوع هم سازو کار بانکداری بدون رباست. براساس طبقه بندی، عقود بانکی یا مشارکتی و یا مبادله ای هستند. در عقود مشارکتی سپرده گذار و سرمایه گذار به وکالت بانک با یکدیگر شریک می شوند. اگر سود ببرند سود و اگر زیان بکنند ضرر آن نصیب هر دو می شود و بانک فقط حق الوکاله خودش را می گیرد. بنابراین در این بین کسی به کسی بدهکار نیست که ما بگوییم با عدم پرداخت اقساط مطالبه معوقی شکل خواهد گرفت. بلکه یک طرف با ۴۰ درصد وطرف دیگر با ۶۰ درصد توسط بانک به هم معرفی شده و با هم کارخانه ای تاسیس می کنند. اینجا بدهی معنایی ندارد، ضمن اینکه اگر احتملا بدهی ایجاد شود ممکن است بگوییم کسی که سرمایه گذاری کرده است سود سپرده گذار را نمی دهد بازهم این سپرده گذار است که سودش را طلب دارد و بانک حق الوکاله خود را گرفته است. پس وقتی بانک می گوید مشتریان به من بدهکار هستند به این معناست که بانک قوانین عقود مشارکتی را رعایت نکرده است. حالا در عقود مبادله ای بانک به وکالت از طرف سپرده گذار کالایی را می فروشد البته در اینجا بدهی ایجاد می شود. یعنی کسی که آپارتمان را قسطی خریده است بدهکار است اما نکته اینجاست که این شخص کالایی مثل آپارتمان خریده است و پولی از بانک قرض نگرفته است. بانک هم به عنوان وکیل بابت طلبی که سپرده گذار از خریدار دارد وثیقه از او گرفته است حالا اگراین فرد برای پرداخت بدهی اقساط خرید آپارتمان خود – نه قرض پول – اقدامی نکرد بانک هم می تواند وثایق این فرد را حراج کرده و از این طریق پول سپرده گذار را بدهد. بنابراین از این ناحیه هم اگر چه از نظر مفهومی بدهی ایجاد می شود اما چون پشتوانه وثیقه ای دارد سر کسی کلاه نمی رود. ممکن است در نهایت بگوییم نقد کردن این وثیقه ها کمی سخت و مشکل آفرین است. بنابراین اینکه بانک های ایرانی می گویند بیش از ۹۰ هزار میلیارد تومان طلبکار هستیم . سوال این است که مگر می شود وکیل طلبکار باشد؟ اما از آنجا که در واقعیت بانک ها چنین رقمی را طلبکار هستند نشان دهنده این است که مفهوم قضیه وکالت اصلا در بانکداری ما رعایت نمی شود و سپرده گذار و سرمایه پذیر با هم رابطه ای ندارند. بلکه سپرده گذار بانک و بانک هم سرمایه پذیر را می شناسد لذا در اینجا اصلا قانون رعایت نمی شود. بنابراین من معتقدم اگر قانون رعایت می شد بدهی درست نمی شد و حالا که بدهی و مطالبات معوق شکل گرفته است حتما قانون رعایت نشده است. البته مدیران و مسئولان ارشد بانکی عموما دلیل افزایش مطالبات و.. را شفاف سازی می دانند. ضمن اینکه در کشور ما عده ای، آمارهای نگران کننده اقتصادی را به شفاف سازی و اصلاح امور مرتبط می کنند. البته من هم با شفاف سازی موافق هستم ولی بالاخره این بدهی ها وجود داشته است. حالا احتمال دارد بخشی از این بدهی ها خاموش بوده باشند. عرض من این است چطور از قانونی که می گوید یا مشارکت و یا خرید و فروش کنید بدهی بیرون آمده است. ![]() آقای دکتر ! همان طور که مستحضر هستید شورایی به نام شورای فقهی در بانک مرکزی وجود دارد. می خواستم بدانم اصولا عملکرد و فلسفه وجود این شورا چیست؟ با توجه به نام این شورا به نظر می رسد این شورا محلی برای نظارت و تصمیم گیری در مورد اجرای بانکداری بدون ربا باشد. این شورا یک مسئله من درآوردی درون سیستم بانک مرکزی است وگرنه قانون چنین شورایی را پیش بینی نکرده است. این شورا در حقیقت عقود و ضوابط عقود را بررسی می کند که خلاف موازین شرع نباشد. البته در بین اعضای این شورا افرادی مثل آقایان مصباحی مقدم و بحرینی هستند اما افرادی مثل تهران فر و کمیجانی هم در این شورا عضویت دارند که اندکی عجیب به نظر می رسد چه کسی اعضای این شورا را انتخاب می کند؟ من در این زمینه اطلاعی ندارم چون تا آنجا که می دانم در نظام قانونی اصلا چنین شورایی پیش بینی نشده است و این شورا کلا یک تشکل درون سیستمی است. ببینید یک زمانی در کشورسیاست هایی در دولت های گذشته اجرا شد که با اجرای این سیاست ها در جامعه ” قشر فقیر” ایجاد شد. بعد همان دولت ها لایحه فقر زدایی به مجلس می بردند. یا مثلا سیاست هایی پیاده شد و جامعه فقیر شد بعد گفتند که کمیته امداد، بهزیستی و…تشکیل شود تا این فقر از بین برود. سوال این است که این چه کاری است که ما سیستم را طوری تنظیم کنیم که کارکرد سیستم تولید فقر باشد. بعد به طور مجزا از بیرون اقدامات ضد فقر انجام دهیم. درحالیکه کشور باید سیستم خود را طوری تنظیم کند که کارکرد سیستم رفع فقر باشد نه تولید فقر. این روش با موازین دینی و قانون اساسی ما هم همخوانی دارد. قانون بانکداری بدون ربا و ضوابط سیستمی آن باید طوری تنظیم شده و کار کند که وقتی افراد از طریق سپرده گذاری ، وکالت و..در آن فعالیت می کنند برآیند آن ربا نباشد. نه اینکه ما اجازه بدهیم بانک ها به هر طریقی که خواستند کار کنند بعد چون مطمئن نیستیم که ربا اتفاق می افتد یا نه، شورا یا مکانی را تشکیل دهیم که به صورت موردی ربوی بودن یا نبودن فعالیت بانک ها را بررسی کند. من به کارآیی شورای فقهی باور ندارم حتی با احترام فراوانی که برای اسامی ذکر شده قائلم معتقدم: یک نهادی مثل این شورا گرفتار محلل بودن برای فعالیت های بعضا ربوی بانک ها خواهد شد. شما ببینید الان کارکرد نظام بانکی طوری است که در مواردی مراجع معظم تقلید نسبت به آن معترض می شوند ولی بعضی اوقات توضیحاتی به مراجع مبنی بر اینکه عقود ما روی کاغذ با این شرایط بسته می شود داده شده و آنها نیز در صورت وجود این شرایط این عقود را بدون اشکال می دانند. سوال این است در روز ممکن است هزاران قرارداد بین مردم در شعب بانک های ایران منعقد شود که هر کدام هم روی کاغذی امضا می شود گیریم که شورای فقهی قواعد درون این کاغذ را طوری نوشته یا تایید کرده باشد که این شرعی باشد، ولی چرا سیستمی که تک تک عقودش با موازین شرع کار می کند برآیند کلی سیستم طوری است که هرکس که پول دارد بدون ریسک به پولش اضافه می شود. یعنی برآیند سیستم استثماری است درحالیکه انفرادی آن، عقود شرعی است. اصلا این چه دینی است که انفرادی آن شرعی اما کلیت آن شرعی نیست. بنابراین باید از درون سیستم ربا بیرون نیاید نه اینکه ما بگذاریم سیستم مثل سیستم ربوی کار کند بعد به هر دلیلی یک گروه یا شورایی قرار دهیم و بگوییم شما از قراردادها مواظبت کنید. در حقیقت امروز از این شورا کاری خواسته می شود که قطعا نمی تواند پتانسیل قوی استثماری نظام ربوی را با چند واژه از بین ببرد لذا بدنام می شود. ![]() درهمین موضوع بانکداری بدون ربا ، بعضی وقت ها اینقدر بازی با واژه ها زیاد می شود که افراد فرق بین ربا، سود، کارمزد و بهره را نمی دانند. این واژه ها چه تفاوتی با هم دارند؟ بهره با ربا از نظر ما یکی است چون ربا از نظر شرعی این است که اگر قرض دادید و در کنار این قرض برای دریافت مازاد شرط کردید . این مازاد ربا محسوب می شود واز نظر ما هیچ فرقی با بهره ندارد. اما بهره با سود متفاوت است. مثلا کسی که مغازه ای دارد در روز یک درآمدی از فروش دارد و در کنار این درآمد هزینه هایی نیز دارد اگر این درآمد را از این هزینه کم بکنیم این مابه التفاوت سود است. یعنی سود مابه التفاوت درآمد از هزینه است. در حالیکه ربا مازادی است که موقع قرض دادن پول شما شرط می کنید که دریافت خواهید کرد. لذا این ها با هم متفاوت هستند. متاسفانه در اینجا سود با ربا یا بهره از نظر کارکرد شبیه به هم گرفته شده اند در حالیکه این دو واژه از نظر اقتصادی کاملا با یکدیگر فرق دارند. عده ای در توجیه گرفتن بهره می گویند: در زمان قدیم چیزی تحت عنوان تورم وجود نداشته و از ارزش پول کاسته نمی شده است اما الان تورم باعث می شود با گذشت زمان از ارزش پول کاسته شودپس ما باید پول بیشتری را از طرف مقابل بگیریم؟ چنین استدلال هایی ناشی از بی اطلاعی افراد است اصلا در سیستم بانکداری بدون ربا وام یا قرض وجود ندارد. یعنی در بانکداری بدون ربا نباید کسی به کسی قرض بدهد یا قرض بگیرد . قرض دادن این است که بنده به شما با اختیار و رضایت کامل مالی را داده ودر مقابل آن هیچ چشم داشتی از شما نداشته باشم . برخی از فقها بدون اینکه فتوا دهند گفته اند می شود به اندازه نرخ تورم مازاد گرفت و این ربا محسوب نمی شود. وگرنه به جز قرض الحسنه نباید هیچ نوع قرضی در سیستم بانکی ما وجود داشته باشد. این سیستم اگر بخواهد مطابق قانون عملی شود در آن مشارکت وجود دارد وگرنه کسی به دیگری قرض نمی دهد کسی که پولش را در بانک می گذارد در احداث ساختمان، مزرعه و.. مشارکت می کند. بنابراین آخر ماه نباید بگوید که ۲۰ درصد سود مرا بدهید چون به کسی قرضی نداده و شرطی وجود ندارد. ممکن است پول شما در احداث یک کارخانه سیمان به کار گرفته شود خب در ساخت کارخانه سیمان اگر همه چیز مهیا باشد ساخت این کارخانه، حدود ۵ سال طول می کشد. لذا شما باید برای ۵ سال از مازاد پول خود صرف نظر کنید چرا که سرمایه گذاری کرده اید. در سال پنجم کارخانه سیمان به ثمر خواهد رسید شما در این کارخانه سهمی دارید یکسال کارخانه کار می کند و مابه التفاوت درآمد کارخانه از هزینه های آن کارخانه ، سود شما دراین یکسال می شود. سهم شما نیز از این سود پرداخت می شود ولی شما علاوه بر گرفتن سود خود در این کارخانه سیمان، سهام دار نیز هستید. در سال هفتم باز ممکن است این کارخانه سودی داشته باشد که شما سود خود را می برید و همچنان سهامدار هستید. حال ممکن است که شما به پولتان نیاز داشته باشید اگر کارخانه در بازار بورس باشد چون برگه سهم دارید می توانید سهم خود را در بورس بفروشید. ممکن است زمانی که شما سهامدار شدید قیمت هر سهم ۱۰۰۰ تومان باشد ولی الان در بورس بتوانید هر سهم خود را ۱۷۰۰ تومان بفروشید. یعنی در بانکداری بدون ربا مسئله قرض پول مطلقا منتفی است بلکه مسئله سرمایه گذاری زنده است. ما به اسلام بی مهری کرده ایم و قوانین را دور زده ایم. مقوله ای را که کاملا مربوط به بازار سرمایه و بورس بوده است به بازار قرض پول تبدیل کرده ایم منتهی برای اینکه ایرادی نگیرند نام بهره را به سود علی الحساب تغییر داده ایم. ![]() یعنی نظام بانکی کشور فقط می تواند برای کارهای سرمایه گذاری تسهیلات بدهد و وام هایی مثل خرید خودرو و… که جنبه قرض و کمکی دارند باید جمع آوری شود؟ البته این فعالیت هایی که می گوییم می تواند در موسسات سرمایه گذاری باشد. ای کاش از ابتدای انقلاب به جای اینکه این چیزها را به بانک بدهند موسسات سرمایه گذاری تشکیل می دادند و افراد با سپردن پول هایشان به این موسسات ، باعث فعالیت این موسسات می شدند. در این میان فقط درخواست های عاجلی می ماند که شما نیز به آن اشاره کردید. برای این کار وقتی مردم به بانک مراجعه می کنند به بانک مذکور می گویند : برای خرید فلان خودرو یا تراکتور و… پول کافی ندارم. بانک نیز به صورت واقعی و غیر صوری با یک شرکت خودرو ساز قرارداد داشته و خودرو را از این شرکت خریده و به مشتری بانک که متقاضی خرید غیرنقدی خودرو است ارائه می کند. لذا باید بازار عرضه و تقاضای فروش این خودرو تعیین کند وقتی که قیمت نقد خودرویی ۲۰ میلیون تومان است فروش این خودرو با اقساط ۵ ساله چه رقمی خواهد شد. با محاسبه این رقم و تقسیم آن بر تعداد ۶۰ ماه میزان اقساط ماهیانه خرید این خودرو مشخص خواهد شد. در اینجا نکته این است که افزایش قیمت خرید قسطی خودرو با خرید نقد آن را بازار پول تعیین نکرده است بلکه بازار نسیه خری و نسیه فروشی یا همان عرف بازار تعیین کرده است. لذا اسلام هم اجازه چنین کاری را می دهد. ما اصلا نباید مقوله حذف ربا را در بانک دنبال می کردیم چون ذات بانک با قرض پول و مازاد گرفتن خو گرفته است . ما برای این موارد از ابتدا می توانستیم موسسات سرمایه گذاری و.. تشکیل دهیم. شاید برای همین است که امروز بعد از ورشکست شدن بسیاری از بانک ها در اقتصادهای لیبرال، همه به دنبال مدل اجرای بانکداری اسلامی هستند. برای مثال با الگو قراردادن بانکداری بدون ربا، یک ماهیگیر که از طریق سرمایه سپرده گذاران در بانک به صید ماهی مشغول است در صورت کسب درآمد از صید ماهی ها به اندازه سهم خود بهره مند خواهد شد اما در صورت وقوع حادثه ای که باعث آسیب و خسران صید شود تنها او نیست که متضرر می شود بلکه هم سرمایه گذار و هم مجری آن فعالیت به اندازه سهم خود بهره مند یا متضرر می شوند. در صورت امکان درباره عدم ورشکستگی بانک ها در بانکداری بدون ربا توضیح بفرمایید. همان طور که گفتم در بانکداری اسلامی بانک ها وکیل صاحب پول هستند . لذا صاحب پول باید تصمیم بگیرد که پولش را در کجا سرمایه گذاری کند چون فرد صاحب پول ممکن است به دلیل کم بودن پول یا عدم تخصص کافی به وکیلی به نام بانک مراجعه کند. اگر این فرد سرمایه گذاری در پروژه خاصی را معین کرده باشد این وکیل موظف است درباره این پروژه هزینه فایده کرده و ببیند آیا سرمایه گذاری در این پروژه سودآور است یا خیر؟ حتی اگر این فرد به بانک وکالت داده باشد که در هر پروژه ای که بانک تشخیص می دهد سرمایه گذاری کند باز هم بانک باید پروژه ها را به صورت تخصصی بررسی کند. بنابر این پروژه هایی آغاز می شوند که این پروژه ها زیان ده نیستند. حالا اگر در عمل شرایطی ایجاد شد و پروژه ها براثر شرایط بحرانی و شوک های به وجود آمده زیان دیدند همان طور که اگر سود به دست می آمد صاحب سپرده و سرمایه گذار سود می بردند بدیهی است که در صورت زیان نیز باید صاحب سپرده و سرمایه گذار این زیان را قبول کنند. بانک وکیل است و هیچ زیانی متوجه بانک نخواهد شد چرا که وکیل، سهامدار نیست فقط در یک مورد ممکن است بانک مسئول باشد و آن این است که سپرده گذار یا سرمایه گذار از بانک به مراجع قانونی شکایت کرده و بگویند : بانک در انجام وظایف وکالت کوتاهی کرده است وگرنه در بانکداری بدون ربا، بانک ها مبرا از زیان هستند. برای همین هم بعد از بحران ۲۰۰۸ امریکا و اروپا، یکی از راه حل های بدیلی که برای جلوگیری از ورشکستگی بانک ها ارائه می شد اجرای بانکداری اسلامی بود. منبع: تراز
خلق پول از عدم این ویدیو بانک های امروزی را به عنوان جادوگرانی معرفی می کند که با ورد و جادو دست به خلق پول از هیچ زده و با این کار موجبات رشد بی رویه ی قیمت ها را فراهم می کند. در ادامه نیز چگونگی خلق پول بانک ها از طریق وام دهی بر اساس نرخ ذخیره قانونی را معرفی می کند. دانلود فایل تصویری (کیفیت بالا) دانلود فایل تصویری (کیفیت پایین)
|
|||
|
|
۱۱:۳۹, ۱/مهر/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/مهر/۹۴ ۱۳:۲۰ توسط عدالت.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
یک سوال از دوستان عزیز : ببینید تا الان، دوستان در مورد سودی که به قرض تعلق میگیرد که همان ربا محسوب میشود صحبت کردند ولی در مورد سپرده گذاریهای بلند مدت و کوتاه مدت با سودهای بالای 20 درصد که در تمام بانکهای کشور رایج است، صحبتی نشد. الان بنده بخاطر پرداخت اجاره خانه خود مجبور شده ام مبلغی را در بانک بگذارم و سود آنرا به اجاره خانه بدهم، هرچند به شدت از اینکار بیزار بودم و حتی نزدیکان بنده مرا از انجام اینکار نهی کردند ولی به علت عدم وفای به عهد صاحبخانه اول و از دست دادن خانه ای که برای خرید در نظر داشتم و ناگهان بالا رفتن چند برابری قیمت خانه، متاسفانه مستاجر باقی ماندم و ناچار شدم که پولی که به عنوان رهن به صاحبخانه اولی (( که خداوند از گناهان او نگذرد )) پزداخت کرده بودم و در نظر داشتم با آن خانه بخرم به علت گران شدن مسکن ، در بانک بگذارم و اجاره خانه بعدی خود را از این سود پرداخت کنم. آیا این پولی که بنده مجبور هستم در این شرایط از بانک به عنوان بهره بگیرم، حرام است یا حلال ؟؟؟؟ و نکته بعدی اینکه اگر حرام است چه راهکاری میتوان برای آن اندیشید. چون اگر این سود را نگیرم و اجاره خانه ندهم، حقوق بنده، کفاف اجاره خانه نمیدهد. البته استدلال بانکها این است که با پول و سرمایه افرادی که دارای حساب و سپرده گذاری هستند، کار اقتصادی انجام میشود و بهره آن به سپرده گذاران بلند مدت یا کوتاه مدت، تعلق میگیرد یعنی در واقع سپرده گذاران را شریک کار اقتصادی بانک میدانند و آنها را مجاز به استفاده از بهره و سودی که از کار اقتصادی به بانک میرسد و نسبت به میزان سپرده ای که در بانک سرمایه گذاری کرده اند، میدانند، آیا این استدلال درست است ؟؟؟؟؟ |
|||
|
|
۱۱:۴۸, ۱/مهر/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/مهر/۹۴ ۱۱:۵۹ توسط عشق.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
تراز را بیشتر قبول داریم یا مراجع تقلید را؟!!!!
جناب عدات، لازم است شما به مرجع تقلید خود رجوع کرده و فتوای ایشان را مد نظر قرار دهید. آقای تراز با این فرض مسئله را مطرح کرده اند که وام نوعی قرض است. این نادرست است. در سیستمم بانکداری ما فقط قرض الحسنه به عنوان قرض شناخته میشود. اگر عقود شرعی اجرا نمیشد آنگاه وام هم قرض محسوب میشد.، اما هنگامی که وام در عقود شرعی آورده می شود (یعنی خرید وکالتی و سپس فروش به خود را اجرا نماییم) دیگر قرض محسوب نمی شود. |
|||
|
۱۳:۱۸, ۱/مهر/۹۴
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
(۱/مهر/۹۴ ۱۱:۳۹)عدالت نوشته است: به نام خدا بهره بانکی بهره بانکی، ربوی یا غیر ربوی؟ صاحبنظران با احساس ضرورت یا تکلیف، سعی در بررسی جایگاه اقتصادی بهره در نظام اسلامی داشته اند. علاوه بر آنها فقها نیز، در جهت دستیابی به توجیهی برای کاربرد بهره در نظام اقتصادی اسلامی تلاش کردهاند. برخی معتقد به یکسانی بهره موجود در نظام بانکی هستند و تمامی اشکال و درجات بهره بانکی را داخل در ربای محرم دانستهاند. همچنین عدهای تفاوت میان ربای مصرفی و تولیدی را طرح کردهاند و حرمت ربا را تنها محدود به ربای مصرفی کردهاند. ایجاد دگرگونیهای وسیع در مناسبات اقتصادی و اهمیت فزاینده سرمایه، در کنار گستردگی روزافزون نظام اقتصادی سبب شده است که ضرورت تبیین جایگاه بهره در نظام بانکی بیش از پیش نمایان شود و در راستای رفع کثیری از معضلات موجود در این زمینه، گروهی چنانکه گفته شد قایل به تفاوت میان ربا و بهره شدهاند. گروهی از اندیشمندان با عنایت بهاین نکته که بنابر مقتضیات اقتصادی دنیای امروز، تفکیک ربا از بهره بانکی برای تداوم نظام بانکی امری حیاتی به شمار میرود، سعی در ارایه توجیهات گوناگون در راستای مجاز دانستن بهره بانکی کردند. در ادامه جمعی از این افراد اخذ بهره را تا سطح حفظ ارزش پول، مشروع تلقی کردند، برخی دیگر بهره را اجاره پولی دانستند که قرضگیرنده طبق قرار قبلی به وامدهنده پرداخت میکند و بعضی دیگر آن را پاداش قرضدهنده دانسته اند. هر یک از توجیهات فوق بنا بر دلایل گوناگون قابل پذیرش به نظر نمیرسند و همچنان تا مدتها شبهات ناظر بر ربوی بودن سود بانکی به قوت خود باقی مانده بود. بهره و قانون عملیات بانکی بدون ربا در مقابل این دیدگاهها قایل به تفکیک بهره و ربا، جمعی دیگر همزمان با ممنوع شمردن ربا به طور مطلق، آن را با بهره، علیالخصوص بهره بانکی در نظام سرمایهداری منطبق دانستهاند و بدین جهت در پی ابداع شیوههای دیگری برای حل مشکلات سرمایه برآمدهاند و در این راه به ابداع روشهایی چون توجه به بازار سهام، تشکیل شرکتهای سرمایهگذاری، ارایه الگوهای بانکداری بدون ربا، انتشار اوراق قرضه سرمایه گذاری و گسترش تعاونیهای تولیدی و تجاری روی آوردهاند. همچنین این گروه معتقدند که اسلام بازده از پیش تعیین شده در معاملات مالی را منع میکند که دستیابی به چنین سود ثابت و از پیش تعیین شدهای در نظامهای اقتصادی امروزی که مبتنی بر بازار رقابتی هستند، به لحاظ عملی و نظری امکانپذیر نیست و این در حالی است که نرخ بازده نامشخص از دایره حرمت خارج است. این دیدگاه پایه اصلی نظریات مبتنی بر بانکداری بدون ربا را تشیکل میدهد که بانکداری اسلامی را نظامی مبتنی بر مشارکت به شمار میآورند و بهره را به عنوان یکی از عناصر این نظام به رسمیت نمیشناسد.ساز و کار تجهیز منابع در بانکداری اسلامی
تفاوتهای دو نوع بانکداری ربوی با غیر ربوی عمدتا در مساله تجهیز منابع و اعطای تسهیلات است. روشهای تجهیز منابع در بانکداری بدون ربا عبارتند از: ۱- سپردههای قرض الحسنه جاری؛ که مانند سایر بانکها، ماهیت قرض دارد و اشخاص حقیقی و حقوقی می توانند با افتتاح حساب قرضالحسنه جاری، وجوه مورد نظر خود را به بانک سپرده و دسته چک دریافت کنند و سپس از طریق نوشتن چک به هر اندازه و به هر صورتی که مایل باشند، مطابق مقررات بانک از موجودی خود برداشت کنند. به موجودی این گونه حسابهای سودی تعلق نمیگیرد و وجوه این حساب به مقتضای عقد قرض به مالکیت بانک در آمده و جزء منابع بانک خواهد بود و در نتیجه بانکها میتوانند از طریق عقود بانکی، سرمایهگذاری کرده و کسب سود کنند. ۲- سپرده قرضالحسنه پسانداز؛ که این حساب نیز ماهیت قرض دارد و افراد سپردهگذار با دریافت دفترچه پسانداز حق برداشت از حساب خود را در هر زمان دارند. وجوه این حساب نیز به مالکیت بانک در آمده و بانکها بخشی از آن را به اعطاء قرضالحسنه و بخشی دیگر را از طریق عقود و تشویق مردم به پس انداز، پارهای از اولویتها، امتیازات و جوایز نقدی و غیر نقدی به صاحبان این حسابها میپردازند. ۳- سپرده سرمایهگذاری مدتدار؛ که این سپردهها را افراد به قصد انتفاع از سرمایه نقدی خود در بانک سپردهگذاری میکنند. اشخاص حقیقی یا حقوقی، سرمایه نقدی خود را با عنوان وکالت به بانک تحویل میدهند و بانک بعد از کسر ذخایر احتیاطی، مابقی را از طریق عقود بانکی سرمایه گذاری میکند. بانکها بازپرداخت اصل سپرده سرمایهگذاری مدتدار را متعهد میشوند، ولی میزان سود از ابتدا معلوم نیست، بانکها بعد از پایان دوره مالی، سود واقعی را محاسبه کرده و بعد از کسر سهم بانک و حقالوکاله بانک، مابقی را به عنوان سود قابل تقسیم، بین صاحبان سپردههای سرمایهگذاری تقسیم میکنند.منبع: صنعتگران سود علی الحساب بانکها همان «ربا»ست گفتگو با دکتر ایرج توتونچیان، مولف کتاب سال اقتصاد درباره وضعیت بانکها: بانکهای ما یکهزارم درصد هم اسلامی عمل نمیکنند/ سود علی الحساب بانکها همان «ربا»ست/ اصلیترین ضعف بسته خروج از رکود دولت گروه اقتصادی – رجانیوز: به گفته کارشناسان مدیریت امروز اقتصاد ایران در دست بانک هاست، اصلی ترین کارکرد بانک در نظام اسلامی این است که غیر ربوی عمل کند و در خدمت تولید ملی باشد. اما اولین سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا بانک ها مبتنی بر دستورات اسلام و اندیشه های اقتصادی اسلام عمل می کنند؟ آیا بانک ها در خدمت تولید هستند یا مانع و مخرب تولید؟ اگر بانک ها غیر اسلامی عمل می کنند چه باید کرد؟ چه کسی و چگونه باید مانع این رفتار مخرب بانک ها بشود؟ به گزارش رجانیوز دکتر ایرج توتونچیان، کارشناس ارشد پولی بانکی و استاد دانشگاه الزهرا در گفتوگویی که با روزنامه جام جم انجام داده است، به رویکردهای بانکها به تندی انتقاد کرد و آنها را ربوی خواند. وی البته خود و همکارانش را هم در به نتیجه نرسیدن بانکداری اسلامی مقصر دانست و تنها از بیرون گود فرمان نداد. وی معتقد است کوتاهیهای زیادی در زمینه بانکداری شده و اگر بانکداری اسلامی که بیش از ۳۰ سال از تصویب آن به دستور امام خمینی(رحمة الله علیه) میگذرد، اجرا میشد اکنون شاهد شکوفایی اقتصاد ایران بودیم. *هنوز ربا از سیستم بانکی حذف نشده است بیش از ۳۰ سال است که از تصویب قانون بانکداری اسلامی در کشور میگذرد. بفرمایید در این مدت بانکهای ما به چه میزان عملکردشان اسلامی شده است؟ اجازه دهید برای شروع این بحث ابتدا مقدمهای را بگویم و بعد برویم سراغ بحث اصلی. وقتی ریشهای به موضوع نگاه نکنیم نمیتوانیم به جواب اصلی برسیم. موضوع اصلی برمیگردد به قانون اساسی که میگوید اقتصاد کشور باید اسلامی و عاری از سفتهبازی باشد. زمانی که امام خمینی(رحمة الله علیه) در راس حکومت بودند، اصرار داشتند در زمان حیاتشان قانونی تصویب شود که بانکها رویه اسلامی داشته باشند تا اینکه این قانون شهریور ۱۳۶۲ تصویب شد، اما توجه داشته باشید بانکداری اسلامی بخش کوچکی از اقتصاد اسلامی است. ما نمیتوانیم از بانکداری اسلامی صحبت کنیم بدون اینکه هیچ مطلبی از اقتصاد اسلامی بگوییم. بنابراین میخواهم بگویم از طریق اقتصاد اسلامی باید به بانکداری اسلامی برسیم. اساس یک مملکت روی سه پایه استوار است. این سه پایه شامل عدالت، تعامل و همکاری و رفاه اجتماعی است، اما بحث اینجاست که قوانین و مقررات کشور براساس کدامیک از این سه پایه تنظیم شده است؟ در کتابهای متعدد، آنهایی که با حسننیت به این قضیه نگاه میکنند، مشکلاتی را درخصوص بانکداری ربوی توضیح دادند و ما هم در سالهای بعد از انقلاب و پس از تصویب قانون عملیات بانکداری بدون ربا مسائلی را در این زمینه مطرح کردیم و مقالاتی نوشتیم که در این خصوص قابل دسترس است، اما قرار بود ربا و بهره از سیستم بانکداری اسلامی حذف شود. تاسف در این است، اینکه ما میدانیم سیستم ربا بر پایه ظلم است و ظلم هم در جهت مخالف عدالت قرار میگیرد، هنوز ربا از سیستم بانکی حذف نشده است. بنابراین اگر زمانی ما ربا را از سیستم بانکی و عملیات بانکی حذف کردیم میتوانیم بگوییم به سمت هدفمان که عدالت است حرکت کردهایم. [b]*هنوز مظاهر اقتصاد سرمایهداری در کشور وجود دارد برای انجام این کار چه اقداماتی باید انجام میشد که تاکنون کوتاهی شده است؟[/b] انجام این کار نیاز به تعاون و همکاریهای تعاونی دارد. بانکداری اسلامی جلوههای درخشانی از خود نشان میدهد تا بتوانیم به آن عدالت برسیم. از سوی دیگر رفاه اجتماعی مد نظر است که ما باید با استفاده از آن دو پایه دیگر، رفاه اجتماعی را تامین کنیم که قطعا اینطور خواهد شد اما مشکل ما در این است که پایه و اساس کشور ما از قبل انقلاب اسلامی تاکنون مبتنی بر نظام سرمایهداری بوده است. الان نیز متاسفانه بعد از ۳۰ سال که از تصویب قانون عملیات بانکداری بدون ربا میگذرد، ما میبینیم هنوز مظاهر اقتصاد سرمایهداری در کشور وجود دارد که یکی از آنها اقدامات بانکهاست. * در نظام بانکی ما بهره و ربا را میگویند سود علیالحساب! [b]به اعتقاد شما وضعیتی که این روزها بانکها پیش گرفتهاند بر پایه نظام سرمایهداری استوار است. حال بگویید رفتار سیستم بانکی در نظام سرمایهداری با مردم عادلانهتر است یا در شرایط فعلی نظام بانکی کشور ما؟ ببینید، نظام سرمایهداری طوری است که بانکها بدون توجه به این موضوع که سپردهها به چه منظور در بانکها انباشته میشوند، از مردم وام میگیرند و از سوی دیگر به متقاضیان وام پرداخت میکنند. این کار را هم با دریافت وثیقههای گرانتر که از میزان کل قرض بیشتر است، درخواست میکنند. لذا بانک ربوی، بانکی است که عنوان واسطه وجوه را به خود اختصاص داده است. به عبارت دیگر نظام سرمایهداری هیچگونه دخل و تصرفی در حوزه حقوقی پول ندارد و کارش قرض گرفتن و قرض دادن است. به عبارت بهتر پول از یک سمت وارد و از طرف دیگر خارج میشود، اما در نظام اسلامی و بانکداری اسلامی اینطور نیست که بانک از مردم قرض بگیرد، بلکه سپردهگذاران سپردههایشان را در بانک اسلامی میگذارند و بانک را بهعنوان وکیل خود قرار میدهند تا در زمینههای اقتصادی که از سوی دولت اولویتبندی میشود، سرمایهگذاری انجام شود و سودی که حاصل میشود را به دست آورند. در این میان بانک درصدی را بهعنوان حقالوکاله دریافت میکند و مابقی را به سپردهگذار میپردازد. حال آنکه نظام سرمایهداری اصلا کاری ندارد پول کجا میرود و چه استفادهای از آن میشود. یک نرخ بهرهای تعیین و به سپردهگذار پرداخت میکند و از وامگیرنده هم درصدی را بهعنوان بهره دریافت میکند. * آنچه در بانک های ما اجرا می شود همان رباست! حالا در نظام بانکی ما و آنچه واقعا و عملا اجرا میشود، ممکن است نام بهره را تغییر داده باشند، اما ماهیت آن سر جایش است. به عبارت صریحتر بهره و ربا را میگویند سود علیالحساب. با تغییر نام نه میتوان سر دین کلاه گذاشت و نه میتوان مردم را از واقعیت این ماجرا دور کرد. متاسفانه شکل ظاهری عقود بانکی براساس عقود اسلامی ـ که در طراحی آن نظارت و دقت هم صورت گرفته ـ تغییر یافته اما آنچه اجرا میشود، همان رباست یعنی بانکها از مردم قرض میگیرند و به مردم قرض میدهند. به عبارتی هزینه قرض گرفتن و قرض دادن به جامعه تحمیل میشود. [b]*عقود بانکی ما ظاهرا اسلامی بوده و عملا ربوی است درخصوص عقود اسلامی که به آن اشاره کردید، نظرتان چیست؟ اکنون برخی کارشناسان بانکی و اقتصاد اسلامی معتقدند عقود اسلامی تنها نامش اسلامی بوده و عملکرد و عملیات واقعی آن ربوی است. آیا شما این موضوع را تائید میکنید؟ بله. عرض کردم عقود بانکی ما ظاهرا اسلامی بوده و عملا ربوی است. اینها پوششهایی است که روی قرض گذاشته شدهاست. فرض کنید زمانی که سپردهگذاری میشود و اعلام میکنند سود علیالحساب میدهیم، یعنی واقعا بهره میپردازیم. زمانی که میگویند ۱۵ درصد یا ۲۰ درصد یا مقدار مشخص را به سپردهگذار میپردازند، به این معناست که بانک متعهد میشود این مبلغ را تامین کند و پرداخت این سودها از سوی بانک میتواند زیرساخت تخلف را به وجود بیاورد. البته ممکن است این سپردهها تحت عناوین مختلف باشد؛ قرضالحسنه سرمایهگذاری مستقیم و… . آن طرف قضیه یعنی درباره پرداخت تسهیلات، وضع کمی پیچیدهتر است. ۱۲ تا ۱۳ عقد وجود دارد که براساس نیاز واحدهای تولیدی باید قراردادی تنظیم شود و در نهایت مشارکتی صورت بگیرد، اما به نظر میرسد الان هیچ بانکی با هیچ موسسهای مشارکت واقعی ندارد. به عبارت بهتر صبر نکردند در انتهای سال ببینند آن واحد تولیدی که آمده برای سرمایهگذاری توسط بانک تامین مالی شده، چقدر سود واقعی صورت گرفته که بانک بیاید مقداری را بهعنوان حقالوکاله بردارد و بقیه را به سپردهگذار بدهد. * در نظام بانکداری اسلامی از پیش چیزی را بهعنوان سود تعیین نمیکنند دلیل چنین کوتاهی چه عاملی میتواند باشد؟ دلیل آن این است که همواره نرخهای سود، بزرگتر از نرخ بهره واقعی ناشی از کار و فعالیت واقعی است. مثلا اگر یک موسسه تولیدی کمتر از نرخ بهره بانکی درآمد داشته باشد، از انجام سرمایهگذاری ممانعت میکند و مبلغ خود را در بانک میگذارد و پول بیشتری دریافت میکند، لذا این روزها بیشتر افراد، سرمایهگذاری در بانک را به دلیل سود ثابت و بیدردسر به فعالیتهای دارای سود نوسانی ترجیح میدهند و همین باعث شده مشکل نقدینگی و همچنین کاهش تولید به وجود بیاید. با همه این تفاسیر باید شرایطی فراهم کنیم که هم نقدینگی از جامعه جمعآوری شود و هم بتوانیم مشکل تولید را از طریق پیادهسازی بانکداری اسلامی حل کنیم. بنابراین اینجا اشکالاتی وجود دارد که همواره به نرخ بهره بانکی نگاه میکنند، اما در نظام بانکداری اسلامی از پیش چیزی را بهعنوان سود تعیین نمیکنند. اصلا نباید اعلام شود که قطعا این سود به سپردهگذار پرداخت خواهد شد. نباید بگویند سود علیالحساب میپردازیم. البته بعد از مدتی که بانکداری اسلامی پیاده شد مردم متوجه میشوند از روش بانکهای اسلامی بهعنوان مثال ۴۸ درصد سود واقعی و کاملا حلال دریافت خواهند کرد، اما اگر از پیش تعیین کنند به این معناست که پول دارای هزینه و این هزینه همان بهرهای است که به سپردهگذار میپردازند و رباست. از سوی دیگر کسی هم که میخواهد در بنگاههای تولیدی خودش سرمایهگذاری کند، اگر نرخ بهره کمتر از نرخ سود واقعی حاصل از عملیات اقتصادیاش باشد آن وقت است که سرمایهگذاری میکند و در بازار باقی میماند. شواهد زیادی وجود دارد که نشان میدهد به سپردهگذاران بهره ربوی داده میشود و تمام عقودی را که بانکها تحت این عناوین وام میدهند، غالبا صوری است و ماهیت واقعی ندارد. میبینید فاکتورهای صوری اصطلاحی است که در کشور بسیار رواج یافته است. اکنون برخی افراد با دریافت فاکتورهای صوری وام میگیرند و مبلغی هم به صادرکننده فاکتور میپردازند. به این ترتیب پولها به جای اینکه به تولید برسد، به جایی میرود که سفته بازی در آن نقش اساسی دارد و نرخ نوسان آن بسیار بالاست و هیچگونه مالیاتی هم برای این فعالیت پرداخت نمیشود. اینچنین است که بانکهای ما یک درصد که نه، یکهزارم درصد هم اسلامی عمل نمیکنند. * اگر بانکداری اسلامی پیاده شود، مشکلات اقتصادی مردم، تولیدکننده و اقتصاد ملی حل خواهد شد پس دولتها نقششان در این زمینه چیست؟ آیا نباید به صورت مستقیم وارد عمل شوند؟ شما اعتقاد دارید در عقود اسلامی دولت باید نقش ناظر داشته باشد یا نقش مجری؟ دولتها باید تنها نظارت داشته باشند که این نرخها تقلبی و جعلی نباشد. آنچه در بانکداری اسلامی بهعنوان ستون فقرات میشناسیم، عقد مشارکت است یعنی واحدهای تولیدی وقتی نیاز به نقدینگی دارند، نباید بروند وام بگیرند. نباید مدتی معطل تزریق پول توسط بانکها آن هم با بهرههای بالا باشند. در این زمینه باید بانک پیشقدم شود و به آنها مراجعه کند و مشکل را جویا شود که آیا میتوانیم مشکل را بر طرف کنیم؟ این یکی از خصیصههای بانکداری اسلامی است. ما دارای چندین عقد بانکی در این خصوص هستیم. با تهیه نرمافزارهایی که تهیه آنها خیلی هم مشکل نیست میآیند و مشکلات را شناسایی میکنند و بعد ظرف یک یا دو هفته با وی قرارداد میبندند و مشکلش را برطرف میکنند. به عبارت بهتر اگر بانکداری اسلامی در کشور پیاده شود، مشکلات اقتصادی مردم، تولیدکننده و اقتصاد ملی توامان حل خواهد شد، اما وقتی قرار نیست از راه معقول حرکت شود، ماجرا اینچنین میشود که میبینید. * بانکها بیسبب پول مردم را بردند و خودشان شدند صاحب سرمایه! به نظر شما اجرای بانکداری اسلامی میتواند در رشد و بهبود تولید کشور ـ بخصوص با رکودی که وجود دارد ـ نقش اساسی داشته باشد؟ بر این اساس اجرای بانکداری اسلامی در شرایط فعلی به چه مدت زمانی نیاز دارد؟ به احتمال قوی همینطور است، اما میخواهم بگویم ما باید بتدریج به آن سمت برویم. میخواهم بحث را کمی بازتر کنم. بانکها الان اعلام میکنند فاقد نقدینگی هستند و وضع مالیشان تعریفی ندارد. این سوال پیش میآید که چرا بانکها میگویند ما نقدینگی نداریم؟ اتفاقا چند روز پیش در یکی از روزنامهها خواندم بانکها سودهای کلانی از کارهایی که نباید انجام میدادند، مانند تاسیس شرکتهای سرمایهگذاری و ساختمانسازی به دست آوردند و اکنون پولشان آنجا قفل شده است. اینچنین است که بانکها اکنون خلاف قوانین عمل کردهاند و باید تمهیداتی در این زمینه صورت بگیرد. اصلا دولت نباید به اینها اجازه چنین کاری را میداد. زمانی که بانکها چنین فعالیتهایی را شروع کردند، دولت و بانک مرکزی باید به آنها متذکر میشد و آنها را متخلف خطاب میکرد و در صورت بیتوجهی جرایم سنگینی برایشان در نظر میگرفت. پس سازمانی باید بر اجرای صحیح قوانین بانکی مملکت نظارت داشته باشد. این سازمان و تشکیلات کدام است؟ بانک مرکزی است، اما بانک مرکزی آن قدر ضعیف و بیاقتدار شده یا تحت فشار بود که این کار را نکرد، حالا نخواست یا نتوانست. اینچنین شد که بانکها بیسبب پول مردم را بردند و خودشان شدند صاحب سرمایه. اکنون هم که پولشان قفل شده میگویند نقدینگی نداریم، چرا نباید بانک نقدینگی داشته باشد؟ اگر به سپردهگذاران اطمینان داده شود که پولشان صرف کارهای تولیدی در کشور میشود و سود کامل و تام حاصل از آن پس از کسر حقالوکاله به خودشان بازمیگردد با جان و دل حاضر هستند اینکار را انجام دهند. *بانک در نظام سرمایهداری خون جامعه را میمکد. آیا قرار است در ایران نیز چنین شود؟[/b] رئیس کل بانک مرکزی اعلام کرده بانکها باید داراییهای مازاد خود را بفروشند تا نقدینگیشان تامین شود. به نظر شما با فروش این داراییهای مازاد چه میزان از نقدینگی بانکها تامین خواهد شد؟ آنچه مسلم است مقدار زیادی نقدینگی در املاک، مستغلات و دیگر فعالیتهایی که مربوط به بانکها نبوده، اما توسط آنها انجام شده قفل شده است. به نظر من باید چوب حراج به این اموال بخورد و مردم آنها را خریداری کنند تا بانکها از این وضع خارج شوند. همچنین باید بانکها به این خاطر جریمه شوند، چرا بانک مرکزی یا قوه قضاییه آن بانک و هیات مدیره را مورد بازخواست قرار نمیدهند؟ چرا آن بانک را منحل اعلام نمیکنند؟ چرا بعد از اخطارهای فراوان همچنان شاهد فعالیتهای این گونهای بانکها هستیم. بانک در نظام سرمایهداری خون جامعه را میمکد. آیا قرار است در ایران نیز چنین شود؟ ضربالمثلی را که در نظام سرمایهداری در این زمینه هست، خدمتتان عرض میکنم. آنجا میگویند اگر به یک نفر سلاح بدهی آن فرد آدم میکشد، به یک کشور هم یک بانک بدهید، همه مردم را میچاپد. این توصیف برای نقش بانک در خود کشورهای دارای نظام سرمایهداری حاکم است. اینچنین است که اکنون آمریکا و انگلستان به دلیل اعتراضات فراوان علیه نظام سرمایهداری روی تغییر سیستم بانکی خود و حتی اسلامی کردنش کار میکنند. به این دلیل که نظام سرمایهداری باعث توزیع ناعادلانه درآمد و ثروت میشود، اما بانکداری اسلامی باعث تعدیل میشود و به سمت عدالت میرود. لذا عرض کنم سازمان حسابرسی یا دیوان محاسبات که میتوانند روی فعالیت بانکهای دولتی نظارت داشته باشند، میتوانند در نظارت بر بانکها به بانک مرکزی کمک کنند. اگر بخواهم مثالی در این زمینه بگویم ، میتوانم به بحث خودرو اشاره کنم. زمانی که مجلس شورای اسلامی روی قضیه خودرو متمرکز شد، متوجه شد خودروسازان سرمایههای خود را در خارج از کار اصلیشان یعنی خودروسازی هزینه کردند و دستور داد این مسائل مرتفع شود. پس نقش واحدهای نظارتی بسیار پراهمیت است. در بخش بانک بخصوص بانکهای خصوصی، اگر بخش خصوصی بداند نظارتی وجود ندارد، سوءاستفاده میکنند. همه ما همینطور هستیم، غیر از اقلیت افرادی که باتقوا هستند و به زندگی راحت و آسوده فقط برای خودشان فکر نمیکنند. زمانی که نظارت نباشد میشود قانون جنگل. در جنگل قانونی وجود ندارد. هر که زورش بیشتر باشد به دیگران زور میگوید. شیر و ببر و پلنگ بقیه حیوانات را میخورند. اینچنین است که باید با تاسف بگویم تمام ایراداتی را که خودمان به نظام سرمایهداری گرفتیم، متاسفانه الان داریم به آن سمت میرویم. اکنون رابطه دولت با سپردههای مردم نزد بانکها چطور است؟ ممکن است دولت بخواهد از محل سپردههای مردم به بخشی از جامعه وام پرداخت کند و مسئولیت آن را به عهده بانک بگذارد، مانند کاری که در مسکن مهر انجام شد؟ باید از خودمان بپرسیم چرا ممکن است دولت نیازی به سپردههای مردم با این درآمد بالا از محل فروش نفت و دریافت مالیات داشته باشد؟ البته در برخی دولتها شاهد چنین موضوعی بودیم، اما بحث اینجاست که علت آن چیست؟ پاسخ این است که در دو دوره گذشته درآمدهای نفتی بسیار بالا بود، اما ولخرجیهای زیاد و اسراف فراوان و همچنین پخشکردن فعالیتهای دولت باعث شده دولت نتواند هزینههای خودش را پوشش دهد. اکنون هم بسیاری از فعالیتهای دولت میتواند توسط بخش خصوصی انجام شود. متاسفانه همه ما و حتی بخش خصوصی منتظر هستیم تا ببینیم دولت به ما چه میدهد و دریافت کنیم. از سوی دیگر درآمدهای نفتی در گذشته مشخص نبود کجا هزینه میشد. به همین دلایل، دولت بخش زیادی از توانگری مالیاش را از دست داد و مجبور شد به اقداماتی ازجمله مورد اشاره شما دست بزند. میدانید که از نظر قواعد مسلم شرعی و قانونی و عرفی و اخلاقی سپردههای مردم نه متعلق به بانک است و نه متعلق به مردم. سپرده مال صاحب سپرده است و اینکه سپردههای او صرف کار دیگری بجز امور بانکی برای تولید سود بشود، قانونی نیست. * بانکداری فعلی ما توانایی خارج کردن اقتصاد از رکود تورمی را نخواهد داشت نظرتان درخصوص طرح دولت برای خروج غیرتورمی از رکود و همچنین سیاستهای اقتصادی دولت مستقر چیست؟ نقش بانکها و همچنین بانکداری اسلامی را در بسته خروج از رکود چگونه میبینید؟ اکنون ۵۰ درصد کارخانجات کشور کمکار یا تعطیل هستند و همانطور که میدانید بیشترین اشتغال کشور در بنگاههای متوسط و کوچک است. آن طور که در نشریات نوشته شده و حتی یکی از مقامات رسمی کشور اعلام کرده، هشتمیلیون و ۵۰۰ هزار نفر بیکار در آیندهای بسیار نزدیک خواهیم داشت، لذا دولت برنامهای در این خصوص تدوین کرده، اما هنوز علائم روشنی از اثرات آن را مشاهده نمیکنیم. منظور از اینکه ما از رکود بیرون آمدیم، یعنی تولید افزایش پیدا کرده باشد، یعنی اشتغال زیاد شده باشد و یعنی نیازمان به واردات محصولات خارجی کم شده باشد. در چنین شرایطی نظام بانکداری سرمایهداری حداکثر میتواند عرضه کل را زیاد کند یا تقاضای کل را. میخواهم بگویم اگر زمانی نظام سرمایهداری دچار رکود تورمی شد ـ که از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۸ این اتفاق افتاد ـ تنها میتواند یک بال این پرنده را به حرکت دربیاورد، اما بانکداری اسلامی این توانایی را دارد که هر دو بال پرنده را به پرواز دربیاورد. به عبارت بهتر در بانکداری اسلامی این پتانسیل وجود دارد که هم تقاضای کل افزایش یابد و هم عرضه کل؛ چراکه مبنای بانکداری اسلامی تولید سود سالم از محل فعالیت اقتصادی مولد بوده و برخلاف بانکداری غربی، صرفا قیمتگذاری و فروش پول به متقاضی نیست. با این حال نگاهی به بستههای سیاستی برای خروج از رکود که توسط دولت اعلام شده، نشان میدهد به یک نکته بسیار حساس ـ که همانا مساله سفتهبازی و مشکلاتی که بانکها برای کشور درست کردهاند ـ مطلقا توجهی نشده است. اینچنین است که به نظر من نظام بانکداری متمایل به سرمایهداری که اکنون در کشور حاکم است، توانایی خارج کردن اقتصاد از رکود تورمی را نخواهد داشت. به نظرمن تنها راهحل در این موضوع توجه به بخش تعاون است. تعاون شرط اساسی تحقق عدالت است. با عرض تاسف باید بگویم با وجود دستگاه عریض و طویل ادارهای به نام تعاون، اکنون چیزی به نام شرکت تعاونی در کشور وجود ندارد. بنگاههای بسیار کوچکی هستند که دارای ۵ تا ۱۰ کارمند هستند و نام خودشان را شرکت تعاونی گذاشتند چراکه قوانین ما براساس قوانین نظام سرمایهداری تنظیم شده است. در نهایت هم این را بگویم که من اول از خودم ایراد میگیرم و بعد از همکارانم که درخصوص مساله اقتصاد اسلامی بسیار ضعیف پیش رفتهایم. ما از دریایی از اطلاعات بسیار جالب که براساس آیههای قرآن بنا شده، بیتوجه عبور میکنیم. همه ما به دنبال مشکل میگردیم، ولی نمیدانیم مشکل اساسیمان کجاست. پی نوشت: دکتر ایرج توتونچیان در سال ۱۳۱۹ ش. در تهران به دنیا آمد .وی پس از اخذ کارشناسی بازرگانی، برای تکمیل معلومات دانشگاهی به آمریکا عزیمت کرد و در سالهای ۱۹۷۲ و ۱۹۷۶ از دانشگاههای وایومینگ و تکزاس در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا به اخذ مدرک نایل آمد. نامبرده در حال حاضر استاد دانشگاه الزهراء است. کتاب”پول و بانکداری اسلامی و مقایسه آن با نظام سرمایه داری” تالیف ایرج توتونچیان، در دوره نوزدهم انتخاب کتاب سال جمهوری اسلامی ایران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ،به عنوان کتاب سال برگزیده شد. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| چرا فرانسه، امام خمینی (رحمة الله علیه) را به ایران آورد؟ (پاسخ به شبهه) | سعدی | 1 | 1,089 |
۱۶/تیر/۹۵ ۰:۱۰ آخرین ارسال: میثم2 |
|
| آموزش شرابخواری در برخی متون درسی!! | AMINI | 0 | 1,022 |
۸/تیر/۹۵ ۱۴:۳۹ آخرین ارسال: AMINI |
|
| مهم ترین راه مقابله با جنگ روانی چیست؟(پرسش و پاسخ) | islamquest | 0 | 1,096 |
۱۷/مرداد/۹۱ ۱۳:۳۷ آخرین ارسال: islamquest |
|











![[تصویر: fedral-reserve.jpg]](http://ystc.ir/wp-content/uploads/2014/01/fedral-reserve.jpg)
![[تصویر: Money.jpg]](http://ystc.ir/wp-content/uploads/2014/05/Money.jpg)
![[تصویر: 2.jpg]](http://ystc.ir/wp-content/uploads/2014/01/2.jpg)
![[تصویر: 3.jpg]](http://ystc.ir/wp-content/uploads/2014/01/3.jpg)
![[تصویر: 41.jpg]](http://ystc.ir/wp-content/uploads/2014/01/41.jpg)
![[تصویر: 5.png]](http://ystc.ir/wp-content/uploads/2014/01/5.png)
![[تصویر: 6.jpg]](http://ystc.ir/wp-content/uploads/2014/01/6.jpg)
![[تصویر: 7.jpg]](http://ystc.ir/wp-content/uploads/2014/01/7.jpg)
![[تصویر: 8.jpg]](http://ystc.ir/wp-content/uploads/2014/01/8.jpg)
![[تصویر: 9.jpg]](http://ystc.ir/wp-content/uploads/2014/01/9.jpg)
![[تصویر: 10.gif]](http://ystc.ir/wp-content/uploads/2014/01/10.gif)
![[تصویر: reba.jpg]](http://s4.picofile.com/file/8173365592/reba.jpg)
![[تصویر: %D9%85%DB%8C%D8%AB%D9%85%20%D9%85%D9%87%...%B11_0.jpg]](http://www.taraznews.com/sites/default/files/content/images/story/94-06/08/%D9%85%DB%8C%D8%AB%D9%85%20%D9%85%D9%87%D8%B1%D9%BE%D9%88%D8%B11_0.jpg)
![[تصویر: %D8%AD%D8%B3%D9%86%20%D8%B3%D8%A8%D8%AD%...DB%8C1.jpg]](http://www.taraznews.com/sites/default/files/content/images/story/94-06/08/%D8%AD%D8%B3%D9%86%20%D8%B3%D8%A8%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C1.jpg)
![[تصویر: %D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1%20%D8%B3%D8%A8%...DB%8C1.jpg]](http://www.taraznews.com/sites/default/files/content/images/story/94-06/08/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1%20%D8%B3%D8%A8%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C1.jpg)
خدمت تولید هستند یا مانع و مخرب تولید؟ اگر بانک ها غیر اسلامی عمل می کنند چه باید کرد؟ چه کسی و چگونه باید مانع این رفتار مخرب بانک ها بشود؟