|
آخر الزمان در آینه ی روایات (احادیث)
|
|
۲۰:۲۷, ۱۵/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/شهریور/۹۰ ۲۲:۱۵ توسط محمود.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
احادیث اخرالزمان این احادیث در رابطه با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و اخرالزمان که از چندین کتاب جمع شده خواهشا با دقت بخوانید و تامل بیشتری در هنگام مطالعه فرمایید 1-ما کاملا به اخبار و حوادث زندگی شما آگاهی داریم و هیچ چیزی از اخبار شما از ما پنهان نمی ماند. امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بحار الانوار جلد 53 -ص175
2-ما به امور زندگی شما بی توجه نیستیم و شما را فراموش نمی کنیم. امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بحار الانوار جلد 53 -ص175
3- اما چگونگی بهره مند شدن از من در عصر غیبت مانند بهره مند شدن از خورشید است آن هنگام که ابرها ان را از دیدگان بپوشانند. امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بحار الانوار جلد 78 -ص380
4-اما در حوادثی که رخ می دهد،به روایات کنندگان احادیث ما (مراجع تقلید) مراجعه کنید زیرا آنها حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنها می باشم. امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) کمال الدین جلد 2 ص 484
5-هیچ چیزی مانند نماز،بینی شیطان را به خاک نمی مالد پس نماز بخوان و بینی شیطان را به خاک بمال. امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بحار الانوار جلد 53 -ص182
6-امر قیام مهدی ما (عجل الله تعالی فرجه الشریف) محقق نخواهد شد مگر اینکه تمام اصناف مردم به حکومت برسند تا نتوانند بگویند اگر حکومت به دست ما داده می شد،عدالت و حق را اجرا می کردیم. امام باقر (علیه السلام) غیبت نعمانی ص274
7-آن کس که بر دوستی ما در دوران غیبت قائم ما پایدار بماند،خداوند به او پاداش هزار شهید از شهیدان بدر و احد بدهد. امام سجاد(علیه السلام) کمال الدین جلد 1ص323
8-کسی که در راه انجام اوامر الهی باشد،خداوند نیز او را در رسیدن به نیازها و برطرف شدن حاجت هایش ،یاری کند. امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بحار الانوار جلد 51 -ص331
|
|||
|
| آغاز صفحه 7 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۲:۵۳, ۲۲/فروردین/۹۵
شماره ارسال: #61
|
|||
|
|||
|
آیات تفسیر یا تأویل شده به سفیانی ![]() 1- سورهی مریم (19)، آیهی 37:
فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِنْ بَیْنِهِمْ فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ مَشْهَدِ یَوْمٍ عَظِیمٍ. اما دستهها [ی گوناگون] از میان آنها به اختلاف پرداختند، پس وای بر كسانی كه كافر شدند، از مشاهدهی روزی وحشتناك. الف- تفسیر عیاشی (ج1، ص64) حدیث مرسل جابر: بر جای خود بمان و كاری انجام مده... شامیان در آن روز زیر سه پرچم (متنازع) به جنگ و درگیری با هم، میپردازند؛ پرچمهای اصهب، و ابقع و سفیانی. قبیلهی مضر همراه و پشتیبان قبیلهی بنی ذنب الحمار است و سفیانی را داییهایش (فامیلهای مادری) از قبیلهی كلب همراهی میكنند. سفیانی و همراهانش بر بنی ذنب الحمار پیروز میشوند تا آنكه كشتار فجیعی انجام میدهند كه تا آن زمان بیمانند است. مردی به دمشق میآید و او و همراهانش در آنجا به طرز فجیعی كشته میشوند [كشتاری كه بیمانند بوده است] آن مرد از قبیلهی بنی ذنب الحمار است و این آیهای است كه خداوند تبارك و تعالی میفرماید فاختلف الاحزاب... ب- كتاب الغیبة نعمانی (251/8 نسخهی غفاری) با سند معتبر و حَسَن به داود الدجاجی مجهول (الحال) از ابوجعفر (علیه السلام) كه امیرالمؤمنین حضرت علی (علیه السلام) در مورد این آیه فرمود: در سه چیز منتظر فرج و گشایش باشید. جنگ و درگیری میان شامیان، پرچمهای سیاه از خراسان و بیم و هراس در ماه رمضان. همان گونه كه میدانیم این دو حدیث ضعیفاند. حدیث اول مرسل است و حدیث دوم به خاطر مجهول الحال بودن داود بن ابی داود دجاجی مجهول است. 2- سورهی شعراء(26)، آیهی 4: إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِینَ. اگر بخواهیم، معجزهای از آسمان بر آنان فرود میآوریم تا در برابر آن گردنهایشان خاضع گردد. - محمد بن یعقوب (روضهی كافی، ص310) از محمد بن یحیی از احمد بن محمد بن عیسی از علی بن الحكم از ابوایوب الخزار از عمربن حنظله گفت كه از اباعبدالله (علیه السلام) شنیدم كه فرمود: پنج نشانه پیش از قیام قائم (علیه السلام) خواهد بود؛ صیحه، سفیانی، فرو رفتن زمین، كشته شدن نفس زكیه و یمنی. پس گفتم: قربانت گردم، اگر یك نفر از خاندان شما پیش از این نشانهها خروج كند آیا باید با او خارج شویم و او را همراهی كنیم؟ فرمود: نه. راوی میگوید. فردای آن روز آیهی فوق را تلاوت كردم و به آن حضرت عرض كردم، آیا منظور از آیه، صیحه و فریاد است؟ فرمود: اگر منظور صیحه باشد، دشمنان در برابر آن به خضوع سر فرود آورند. و از علی بن ابراهیم (تفسیر قمی، ج2، ص 118) از پدرش از ابن ابی عمیر از هشام از اباعبدالله (علیه السلام) نقل شده كه آن حضرت فرمود: «در مقابل آن سر خضوع فرود آورند». منظور بنی امیه است كه به خضوع سر فرود میآورند و این صیحهای است از آسمان به نام صاحب امر (علیه السلام). او مانند این را در تأویل الآیات الظاهره (كشف المحجة، ص159) روایت كرده است. 3- سورهی سبأ (34)، آیههای 51 و 52: وَ لَوْ تَرَى إِذْ فَزِعُوا فَلاَ فَوْتَ وَ أُخِذُوا مِنْ مَکَانٍ قَرِیبٍ وَ قَالُوا آمَنَّا بِهِ وَ أَنَّى لَهُمُ التَّنَاوُشُ مِنْ مَکَانٍ بَعِیدٍ... وای كاش میدیدی، هنگامی را كه [كافران] وحشت زدهاند [آنجا كه راه] گریزی نمانده است و از جایی نزدیك گرفتار آمدهاند و میگویند: «به او ایمان آوردیم.» و چگونه از جایی [چنین] دور، دست یافتن [به ایمان] میسر است؟ نعمانی با اسنادش از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) آورده است: مهدی، به جعد آید كه ما در آن حال، آن را خالی از سكنه مییابیم. و امام از جانب مشرق به آن سوی آمده است. در آن زمان سفیانی خروج میكند و به اندازه زمان بارداری یك زن یعنی 9 ماه سلطنت كند، او از شام خروج میكند و همهی شامیان جز گروهی كه بر حق ثابت قدمند، تحت فرمان او در آیند. خداوند آن گروه را از خروج با او حفظ میكند. سفیانی با لشكری عظیم به مدینه میآید تا آنكه كار به بیدا (از توابع) مدینه میكشد و خداوند او (همراهانش) را در آن سرزمین در زمین فرو میبرد و این كلام خداوند است كه میفرماید و لو تری اذ فزعوا... و مانند این در تفسیر عیاشی (ج2، ص56) آمده است و محمد بن العباس در تأویل الآیات الظاهرة (المحجة، ص180) آن را روایت كرده است. و همان گونه كه متوجه شدیم موضوع این (آیه) فرو رفتن (لشكریان سفیانی) در سرزمین بیدا است و خسف بیدا (فرو رفتن در سرزمین بیدا) از جمله نشانههای پیش از ظهور است كه گفته شده حتمیت دارد. پس اثبات خسف بیدا (فرو رفتن در سرزمین بیدا) وجود سفیانی را اثبات میكند، چون این سپاه سفیانی است كه در سرزمین بیدا (در زمین) فرو میروند. (1) 4- سورهی شوری (42)، آیهی اول: حم عسق - المحجة (ص190) به نقل از محمد بن العباس با حذف اسناد كه آن را به محمد بن جمهور نسبت میدهند از السكونی از ابوجعفر (علیه السلام) كه فرمود: حم [حاكی از] حتمیت است و عین عذاب و سین سالها همانند سالهای یوسف و قاف قذف (رسوایی و تهمت) و خسف (فرورفتن در زمین)و مسخ (تغییر شكل یافتن و به شكل حیوان درآمدن) است. همهی این بلاها در آخرالزمان بر سفیانی و یارانش از قبیله كلب، نازل خواهد شد. سی هزار نفر با او خروج میكنند و این زمانی است كه قائم (علیه السلام) از مكه خروج میكند و او مهدی این امت است. 5- سورهی نحل (16)، آیههای 45 و 46: أَ فَأَمِنَ الَّذِینَ مَکَرُوا السَّیِّئَاتِ أَنْ یَخْسِفَ اللَّهُ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ یَأْتِیَهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَیْثُ لاَ یَشْعُرُونَ أَوْ یَأْخُذَهُمْ فِی تَقَلُّبِهِمْ فَمَا هُمْ بِمُعْجِزِینَ. آیا كسانی كه تدبیرهای بد میاندیشند، ایمن شدند از اینكه خدا آنان را در زمین فرو برد، یا از جایی كه حدس نمیزنند، عذاب برایشان بیاید؟ یا در حال رفت و آمدشان [گریبان] آنان را بگیرد و كاری از دستشان برنیاید؟ - كشف المحجة (ص24): آنگاه مهدی (علیه السلام) به مدینه آید... پس ایشان به كوفه آیند، سپس حركت میكند تا به عذرا، (بغداد) درآید... و سفیانی كه آن روز در وادی «الرملة» است تا آنكه حضرت مهدی و او به هم رسند. آن روز، روز دگرگونی و تغییر و عوض و بدل است. مردمانی از شیعهی آل محمد (علیه السلام) كه با سفیانی بودهاند، خروج میكنند و مردمانی به سوی سفیانی (برای پیوستن به او) خروج میكنند و تمام مردم با پرچمهای مخصوص به خود خروج میكنند... و در آن روز سفیانی و همهی همراهانش كشته میشوند و حتی یك نفر كه وضعیت آنها را گزارش كند، باقی نمی ماند. در آن روز ناامید و شكست خورده كسی است كه از غنیمت بنی كلب بی نصیب و ناكام مانده باشد. المحجة (ص82) به نقل از تفسیر عیاشی (ج2، ص56) معنی و مفهوم این حدیث را با تفصیل بیشتری روایت كرده و ما به خاطر ترس از طولانی شدن سخن از آوردن آن صرف نظر كردیم. 6- سورهی نساء(4)، آیهی 47: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقاً لِمَا مَعَکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِهَا ای كسانی كه به شما كتاب داده شده است، به آنچه فرو فرستادیم و تصدیق كننده همان چیزی است كه با شماست ایمان بیاورید، پیش از انكه چهرههایی را محو كنیم و در نتیجه آنها را به قهقرا بازگردانیم. - المحجة (ص16) به نقل از اختصاص شیخ مفید (ص256) حدیث جابر: ... و سفیانی لشكری به مدینه میفرستد و مهدی (علیه السلام) از آنجا به سوی مكه میرود... فرمانده لشكر سفیانی در سرزمین بیدا فرود میآید و یك منادی از آسمان ندا سر دهد كه بیدا، این مردمان را نابود ساز. پس از آن بیدا آن مردمان را در خود فرو میبرد (می بلعد) و كسی از آنان جز سه نفر نجات نمییابد كه خداوند چهره و روی آنان را به پشت گردنشان برمی گرداند. آنان از قبیلهی بنی كلباند و این آیه در مورد آنها نازل شده است. نعمانی در كتاب الغیبة كه حدیث موثق و مشهور جابر (به نقل از المحجه، ص54) آورده، مانند این را روایت كرده است و این حدیث را در تفسیر و توضیح این آیه نیز آورده است: فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرَاتِ أَیْنَ مَا تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعاً (2) پس در كارهای نیك از یكدیگر پیشی گیرید هر كجا باشید. و خداوند، همگی شما را [به سوی خود] بازمی آورد. و علامه بحرانی در المحجة چند خبر دیگر در مورد سفیانی و بنی امیه نقل كرده است (برای مطالعه آن روایتها) به صفحات 119-118 این كتاب مراجعه كنید. و در مورد این بخش از آیه (3): وَ إِنْ عُدْتُمْ عُدْنَا : اگر شما [به گناه] بازگردید ما هم [به كیفر شما] بازگردیم. منظور این است كه و اگر شما با سفیانی بازگردید و با او باشید با قائم آل محمد (صلی الله علیه و آله) باز میگردیم. كه در صفحات 139 و 138 و 127 و126 و... از این كتاب آمده است. همان گونه كه دیدیم هیچ كدام از این اخبار و روایتها جز حدیث موثق جابر كه در كتاب الغیبة نعمانی آمده و خبر علی بن ابراهیم در مورد صیحه، معتبر نیستند. اما در مورد خبر حنظله نظرات مختلفی وجود دارد و این امر به خاطر اختلاف در وثاقت و مورد اطمینان بودن ابن حنظله است. اخباری كه ذكر كردیم، به منظور استدلال به آنها جهت اثبات وجود سفیانی یا حتمیت داشتن او نبوده است، بلكه بدین منظور است كه خاطرنشان سازیم تفسیرهای قرآن كریم نیز از سفیانی سخن رانده و نام او را ذكر كردهاند: و اساس كار، در این باب كتاب المحجة فیما نزل فی القائم الحجه (علیه السلام) تألیف علامه سید هاشم بحرانی بوده است. و او این را در غایة المرام ذكر كرده و نسخهای كه ما براساس بر آن كار و تحقیق را انجام دادیم، نسخهی چاپ شده در موسسة الوفا، بیروت سال 1983 میلادی بوده است. پینوشتها: 1. همان روایاتی كه سخن از حتمیت خسف در بیدا دارند، از حتمیت شورش سفیانی هم سخن گفتهاند و نیازی به استدلال و نتیجه گیری نبود. 2. سورهی بقره(2)، آیهی 148. 3. سورهی بنی اسرائیل (17)، آیهی 8. منبع مقاله : فقیه، محمد، (1387)، سفیانی و نشانههای ظهور، ترجمهی: سید شاهپور حسینی، تهران: موعود عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، چاپ سوم |
|||
|
|
۹:۲۵, ۳/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #62
|
|||
|
|||
|
چرا هنگام عرض ادب به ساحت مقدس ولي عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دست بر سر خويش ميگذاريم ؟ توضيح سؤال : چرا هنگام عرض ادب به ساحت مقدس ولي عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دست بر سر خويش ميگذاريم ؟ آيا روايت و يا دستور خاصي براي اين موضوع وجود دارد پاسخ : در اين باره روايت خاصي از حضرات معصومين عليهم السلام وارد نشده است ؛ جز روايتي كه علامهء مامقاني رضوان الله تعالي عليه در تنقيح المقال ، ج1 ، ص418 در ترجمهء دعبل خزاعي از مشكواة الأنوار ، شيخ محمد بن عبد الجبار نقل مي كند و آن روايت اين است : لما قرأ دعبل قصيدته المعروفة التي أولها ( مدارس آيات ) علي الرضا عليه السلام وذكره عج الله تعالي فرجه وضع الرضا عليه السلام يده علي رأسه وتواضع قائما ودعا له بالفرج . زماني كه دعبل قصيدهء معروفش را كه اولش (مدارس آيات ) بود بر امام رضا عليه السلام خواند و در آن نامي از حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف برده شد ، امام رضا عليه السلام دست بر سر نهاد و متواضعانه ايستاد و براي تعجيل در فرج آن حضرت دعا كرد . مرحوم محدث نوري رحمت الله عليه در باره قيام و دست گذاردن بر سر مي نويسد : هذا القيام والتعظيم خصوصا عند ذكر ذلك اللقب المخصوص سيرة تمام أبناء الشيعة في كل البلاد من العرب والعجم والترك والهند والديلم وغيرها ، بل وعند أبناء أهل السنة والجماعة أيضا . النجم الثاقب ، ص 605 . اين نوع قيام تعظيم در هنگام ذكر لقب مخصوص حضرت حجت عجل الله تعالي فرجه الشريف ، از قديم الأيام در ميان تمام شيعيان ؛ اعم از عرب و عجم و ترك و ديلم ، در تمام شهرها و كشورها ؛ بلكه حتي در نزد اهل سنت نيز مرسوم بوده است . البته در باره اصل ايستادن و قيام در زمان ذكر نام شريف آن حضرت ، روايات ديگري نيز وجود دارد ؛ اما از آن جايي كه سؤال شما در باره « دست بر سر گذاشتن » بود ، ما فقط به همين مورد اشاره كرديم . موفق باشيد |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| عصر ظهور در ضمن احادیث و روایات | jkb | 1 | 2,100 |
۱۸/اسفند/۹۰ ۱۷:۲۰ آخرین ارسال: jkb |
|










![[تصویر: 11549.jpg]](http://rasekhoon.net/userfiles/Article/1393/12/11/11549.jpg)