کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست؟!(تخصص ابالفضل در چیست!!!!!؟)
۱۷:۳۴, ۱۴/آذر/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/آذر/۹۰ ۱۵:۳۲ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام
سلام به صاحب عزای مظلومِ منتظر، آقا بقیة الله الاعظم، منتقم خون مظلومِ کربلا
سلام به همه ی عاشوراییان
سلام به همه ی سیاه پوشان و عزاداران
نمیشه فقط به شیعه ها سلام داد، چون من خودم سنی های زیادی دیدم که حتی با حرارت بیش از ما بچه شیعه ها برای آقا امام حسین عزاداری میکنند
نمیشه فقط به بچه شیعه ها سلام داد، چون من خودم هیئیت عزاداری مسیحیان رو دیدم و عزاداری حیرت انگیزشون برای آقا ابالفضل و البته حاجت گرفتنشون از آقا رو هم دیدم
نمیشه فقط به شیعه ها سلام داد، چون من حتی عزاداری یک خانواده ی یهودی رو هم که دخترفلجشون از آقا امام رضا شفا گرفته بود رو از قول مادرم شنیدم
نمیشه فقط به شیعه ها سلام داد، وقتی گاندی رهبر هند میگه اباعبدالله رهبر معنوی انقلاب ماست
نمیشه فقط به شیعه ها سلام داد، وقتی امام حسین علیه السلام آرمان و محبوب هر انسان آزاده در روی زمین هست
پس سلام بر هر انسان آزاده
به قول یکی از علما و عرفای صاحب دل: انسان نمی داند چه سری در امام حسین (علیه السلام) و کربلای اوست که اکثر مردم که اهل نماز و طاعت هم نیستند وقتی نام امام حسین را می¬شنوند اظهار محبت و علاقه می نمایند.
هر کسی که دل در گرو حسین دارد از سر سفره کرم آقا امام حسین تا حالا خیلی بهش رسیده
خود من یادم نمیره، سال بعد از پیش دانشگاهی که پشت کنکور بودم و داشتم درس میخوندم، یه شب که چندین روز از عاشورا گذشته بود ومعمولاً در محله ی ما بعد از یازدهم، تا نزدیکای اربعین دسته ها، به اون صورت دیگه بیرون نمیان و عزاداری ها، بیشتر تو خود مساجد و تکیه ها برگزار میشه، یه دفه صدای دسته ی عزاداری اومد، فکر میکنم پنجشنبه روزی هم بود که من فرداش کنکور آزمایشی داشتم. نمیدونم چی شد یه دفه بی اختیار بلند شدم از پشت کتابام، لباس سیاهم رو پوشیدم و گفتم من میرم دسته عزاداری، بدون اینکه اون دسته رو بشناسم و اصلاً بدونم مقصدش کجاست رفتم بین جمعیت زنجیرزنان، خیلی با صفا و با سوز بود. همونطور که داشتم زنجیر میزدم یه دفه ناخداگاه گفتم یا امام حسین کنکورم رو خودت ردیف کن، و من همونشهر و همون رشته ای که دلم میخواست قبول شدم، هیچوقت یادم نمیره بعد از اینکه نتیجه ی نهایی کنکور اومد، اولین چیزی که یادم اومد این درخواستم از آقا امام حسین بود.
سال دوم دانشگاه بودم، پنج شنبه شب ها جامعه ی اسلامی دانشگاه دعای کمیل برگزار میکرد، از حسن اتفاق، اون شب مقارن شده بود با شب وفات بی بی رقیه، از کودکی به این بانو ارادت ویژه داشتم، برای حج ثبت نام کرده بودم ، به دلم گذشت که از بی بی بخوام برام جور کنه که اسمم تو قرعه کشی حج در بیاد. چند روز بعد که روز قرعه کشی بود رفتم به سالن اجتماعات ، اما اسمم در نیومد، خیلی دلم شکست ، خیلی.
یکسال گذشت و دوباره من در قرعه کشی حج شرکت کردم، این بار در سالن اجتماعات نشسته بودم، داشتن دونه دونه اسما رو میخوندن ، یه دفه به ذهنم اومد که بگم: خانوم رقیه، جانِ من، به باباتون بگین حج ما رو ردیف کنن، والله قسم تا این درخواست رو در قلبم مرور دادم بلافاصله مجری اسمم رو خوند و نمیدونید این چه لحظه ی وصف نشدنی بود برای من...
من تمام 14 معصوم رو خیلی دوست دارم ، اما خوب آقا امیرالمؤمنین تو قلب من یه جور دیگه ای جا دارن، و رابطه ی عاطفیم با مولا شدیدتره، خلاصه من مدت ها در آرزوی رفتن به نجف بودم اما هر چی دعا میکردم جور نمیشد و حتی یه دفم که جور شد و داشتم آماده ی رفتن میشدم، این تروریستهای بی پدر، زدن زوار ایرانی رو شهید کردن یه دفه مادر گفت: به دلم نیست که بری و بی اذنِ پدر و مادر هم که خوب زیارت نمیشد رفت. تا اینکه یه روز رفتم به دیدار یکی از رفقای رِند و خوش ذوقم که از زیارت عتباتِ عراق برگشته بود. بعد از کلی تعریف از حال وهوای سفر، گفتم خوشبحالت ما که هر چی دعا میکنیم مولا علی نمیطلبند.
این رفیق خوش ذوق ما از قول یه آدم صاحبدل حرف جالبی زد، گفت ببین برای اینکه مستقیم مولا علی تو رو بطلبند باید علاوه بر حب، معرفتت هم خیلی بره بالا و حقیقتاً اهل تقوا باشی، اما برای اینکه امام حسین تو رو بطلبند همون حب کفایت میکنه، امام حسین رحمت واسعه ی الهی هستند، همه 14 معصوم کشتی نجاتند اما آقا امام حسین کشتی شون سریع تره و خلاصه به قول معروف امام حسین درهم بر میداره و تو اگه میخوای به نجف برسی باید دعا کنی بری کربلا تا از صدقه سر زیارت کربلا به نجف هم برسی.
خداشاهده کمتر از 10 یا 15 روز که من دعامو تغییر دادم و از خدا کربلا خواستم ، یکی از رفقا که پدرش در اصفهان کاروان دار بود به من زنگ زد و گفت : فلانی چند روز دیگه یه کاروان داره میره کربلا 2 تا جای خالی هم داره میخوای بری؟ منم از خدا خواسته بدون اینکه جایی ثبت نام کرده باشم گفتم آره که میخوام، اما بعد یه دفعه یاد مادرم و نگرانی های همیشگیش افتادم به دوستم گفتم صبر کن جواب قطعیشو به زودی بهت میدم. تو راه که داشتم به سمت خونه میرفتم به امام حسین گفتم، یا امام حسین اگه منو طلبیدی خودت به دل مادرم هم بنداز که راضی به این سفر بشه.
وقتی به خونه رسیدم و به مادرم گفتم، مادرم بی درنگ گفت باشه پسرم فقط ما رو هم دعا کن.
آره رفقا مطمئنم هر کدومتون مثل من اگه یه مروری در خاطراتش داشته باشه میبینه که بارها و بارها سر سفره ی کربلا نشسته و از برکاتش بهره مند شده.
امام صادق علیه السلام میفرمایند: هر كس از روى ترس (در مال یا جان یا ...)، زيارت قبر اباعبدالله را ترك كند بعداً دچار حسرت و ندامتی می شود که کاش همواره ملازم آن قبر شریف بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

خدایا به ما زندگی حسینی عنایت کن و ما را حسینی بمیران و با حسین و اصحابش محشور گردان و آنی و کمتر از آنی ما را از 14 معصوم جدا نکن.
اسلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولادالحسین و علی اصحاب الحسین.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Ramin_Ghn ، Mahdy2021 ، بیداری اندیشه ، جوینده حق ، SAEED_KOSAR ، oO DaViD Oo ، mohamad ، MAHDI59 ، Seyed Mohsen ، مسافر ، Abasaleh ، meshkat ، خادمة الزهرا ، zaeim ، Hadith ، میلاد.م ، saloomeh ، Islam ، Agha sayyed ، مبينا ، راحیل ، MohammadMeraj ، parisan ، رهیافته ، حسن.س. ، مجنون الحسین ، أین المنتظر ، hesam110 ، Tolou ، MESSENGER ، یاران مهدی ، EMPERATOR ، محب الزهرا ، vahid1878 ، nafas ، محمود ، سپهسالار ، yamin ، مگان ، حسام+ ، boghz ، stranger00 ، فدايي ولايت ، آوای انتظار ، تازه مسلمان ، یا صاحب الزمان ، تفکر ، yashar1374 ، nasimesaba ، 59-11(یامهدی) ، سرباز سید علی ، F_R ، taleb ، mohammad reza ، heaven ، شیدا ، حسن عزتي ، Farzaneh ، در جستجوی سختی ، zahra.shakiba ، ريحانه الرسول ، حفیظ ، Admirer ، sarallah ، حقیر ، tazevared ، منادی حق ، ali.khm ، moflehoon ، Bamdaad ، عبدالرحیم ، عبدالرحمن ، Patriot ، fiftynine ، سیمرغ ، help me ، انتصـار ، مجید املشی ، السا

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۴:۳۳, ۱۰/آذر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/آذر/۹۰ ۱۴:۳۹ توسط meshkat.)
شماره ارسال: #11
آواتار
بسم الله النور
این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست
این چه شمعی است که جان ها همه پروانه اوست
در اینکه حسین علیه السلام عزیز بود و عزیز هست و عزیز خواهد ماند هیچ شکی نیست
که اگر حسین علیه السلام نبود چیزی از اسلام باقی نمیموند
اگر حسین علیه السلام با همه ی هستی اش به کربلانرفته بود و همه را تقدیم معبود خودش نکرده بود از دین جدش چیزی نمیماند
دوستان امام حسین علیه السلام در طی یک روز به اندازه کل تاریخ بشریت درد و رنج و غم تحمل کرد و در غروب اون روز پر کشید به سمت یار.....
ارجعی الی ربک
.
.
.
راضیه مرضیه
ولی یه آقای غریبی هست که هزاروصد و خورده ای ساله داره تمام این دردها رو به اضافه ی کلی غم دیگه تحمل میکنه و خون گریه میکنه............
آقا شرمنده اگه کم یادت میکنیم آخه ما مردم عادت داریم تا اماممون تو گودی قتلگاه نره یادش نمیکنیم...........
آقا تسلیت.........
آااااااااااااقااااااااااااااا کی میای؟
آقا جوونیم داره میره تو رو به جان مادرت بیا.....

آنچه ما کردیم هیچ نابینا نکرد
در میان خانه گم کردیم صاحبخانه را

اللهم عجل لولیک الفرج.آمین آمین آمین
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاران مهدی ، علی 110 ، مسافر ، خادمة الزهرا ، mohammad790 ، shakiba ، nafas ، محمود ، yamin ، boghz ، حسام+ ، حلما ، somayeh ، taleb ، ريحانه الرسول ، Farzaneh ، حقیر ، منادی حق ، Bamdaad ، mohammad reza ، help me
۲۰:۲۷, ۱۰/آذر/۹۰
شماره ارسال: #12
آواتار
(۱۰/آذر/۹۰ ۱۴:۳۳)meshkat نوشته است:  بسم الله النور
...
ولی یه آقای غریبی هست که هزاروصد و خورده ای ساله داره تمام این دردها رو به اضافه ی کلی غم دیگه تحمل میکنه و خون گریه میکنه............
آقا شرمنده اگه کم یادت میکنیم
آخه ما مردم عادت داریم تا اماممون تو گودی قتلگاه نره یادش نمیکنیم...........
آقا تسلیت.........
آااااااااااااقااااااااااااااا کی میای؟
آقا جوونیم داره میره تو رو به جان مادرت بیا.....

آنچه ما کردیم هیچ نابینا نکرد
در میان خانه گم کردیم صاحبخانه را

اللهم عجل لولیک الفرج.آمین آمین آمین

التماس میکنم
دلهایتان که شکست که میدانم این روزها زیاد هم میشکند
از آنجا که دل موقع شکستن خریدارش خود خود خداست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

یوسف زهرا و فرجش اولین چیزی باشه که از دلهای شما میگذرد
هر بار که اشک شروع به جاری شدن کرد
خدا را قسم دهید به پهلوی شکسته ی فاطمه ی زهرا برای تعجیل در فرج یوسف زهرا

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مسافر ، mohammad790 ، خادمة الزهرا ، shakiba ، meshkat ، nafas ، محمود ، saloomeh ، yamin ، boghz ، تازه مسلمان ، حلما ، Tolou ، taleb ، در جستجوی سختی ، Farzaneh ، منادی حق ، help me
۱۷:۴۶, ۱۱/آذر/۹۰
شماره ارسال: #13
آواتار
این حسین کیست"؟!

سوال سختیه
ولی
همی دانم جهان در انتظار آل حسین(علیه السلام) است و بس
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saloomeh ، علی 110 ، yamin ، حلما ، taleb ، Farzaneh ، منادی حق ، Bamdaad ، help me
۱۳:۴۲, ۱۴/آذر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/آذر/۹۰ ۱۴:۰۱ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #14
آواتار
چند نکته ی بسیار مهم درباره ی روضه های حضرت ابالفضل که متأسفانه کمتر مورد توجه هست!!!!


1-
آقا امام حسین به حضرت ابالفضل چه دستور دادند؟
گفتند عباس برای خیام آب بیار!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اهل معرفت میگویند آقا امام حسین با این حکم دست عباس را برای نبرد بستند

یعنی چه؟

یعنی ایشان تنها هدفشان این بود که این مشک باید سالم و پر از آب به خیمه هابرسد
حالا حتی اگه شده این دستها قربانی شود تا مشک سالم به خیمه ها برسد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

متأسفانه در روضه ها به شکلی مطرح میشه که گویی آقا ابالفضل در نبرد غافلگیر شده اند!!!!!!!

عباس بن علی و غافلگیری در نبرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

عباس همه چیزش را میدهد که این مشک سالم به خیمه برسد دست که هیچ حتی چشمانش را هم میدهد!!!!!!

گویند اگر امام حسین این حکم را به ابالفضل نمیداد واقعه ی عاشورا به تأخیر میافتاد اگر إذن نبرد به عباس بن حیدر داده میشد!!!!!!!!!!!!!!!!

و به واسطه ی این امر کسانی از اهل معرفت که صورت برزخی حضرت ابالفضل را دیده اند ایشان را معمولاً با رزم جامه دیده اند
ای جانم به فدای بغض گلوگیرت عباس!!!!!!!!!!!


نکته ی دو که مرا آتش میزند!!!!!!!!!!!
با عرض پوزش فراوان از آقا حجت بن الحسن و باقی سادات عزیز و شیعیان و محبین


گویند پس از آنکه اباعبدالله عمود خیمه ی عباس را بر زمین زد
خانوم زینب کبری یک جمله گفت که تا قبل از آن به زبان نیاورده بود

الان که دارم مینویسم این جمله رو مو به تنم سیخ شده!!!!!
ایشان برای اولین بار بعد از فرو ریختن خیمه ی عباس فرمودند

وای از اسیری

نکته ی آخر هم که باز بسیار بسیار جان سوز است این هست که
پس از فرو ریختن خیمه ی عباس
برای اولین بار
یک عده از چشمهای سپاه عمر سعد لعنت الله علیه، جرأت هیز شدن به سمت خیام ناموس پیغمبر پیدا کردند


اینها را که کنار هم بگذارید
بگذارید کنار ادب و وفای ابالفضل

میفهمید چرا بعد از بازگشت از بالای پیکر ابالفضل
حسین بن علی کمرش خم شده بود و چهره اش شکسته و به قول خودشان چاره ی شان اندک


مظلوم حسین
امان از دل زینب
.
.
.

من آخر چه بگویم در باره کسی که
حسینی که تمام عالم فدای خاک پایش
به او می گوید
بنفسی أنت
جانم به فدایت
یا ابالفضل العباس
شبهای 19 و 21 رمضان که میرم فقط خدا خدا میکنم روضه خوان برود سراغ یک فراز
میدونی کدوم فراز رو میگم؟
آقا امیرالمومنین به آقا حسن بن علی می فرماید بگو همه بروند!
بعد همه که دارن میرن خود مولا ابالفضلشو صدا میکنن میگن عباس جان تو بمان
من نمیدونم مولا به در گوش علی چی میگفت
فقط میدونم که عباس مرتب میگریست و میگفت :
چشم پدرم
چشم پدرم
و بعد که از اتاق خارج شد
به دست و پای حسین بن علی افتاد
و عاشورا بود که فهمیدیم مولا چه گفت به عباسش
بچه ها الان که دارم مینویسم،
میگریم و می نویسم!!!!!!
میدانید تخصص ابالفضل چیست؟؟؟؟؟؟
ابالفضل فوق تخصص تربیت یاران درجه ی یک برای امام زمان است!!!!!!!!!!!!!!!
هر کس میخواهد جزو یاران درجه ی یک حضرت حجت باشد باید دخیل عباس بن حیدر شود!!!!!!!!!!!!
خدا لعنت کند انشالله شمر رو ،
خیلی ابالفضل لعنتش کرد
خیلی ابالفضل و پیش حسین کوچیک کرد
شمر از طرف مادری نسبت داشت با ابالفضل
برای او و برادرانش امان نامه آورد
خدا میدونه چه کرد با دل عباس با اینکار
وقتی شمر رو دید
گفت: خدا لعنتت کنه که آبروی من رو پیش فرزندان حیدر کرار بردی
ای یل کرب بلا... ای علم دار حسین
ای خدای ادب و جود و وفا
میگن وقتی عمر سعد لعنت الله دید که عباس بن حیدر میخواد بیاد به سمت شریعه
فریاد زد: این شیر بچه است
بترسید
بترسید
صفوف خود را به هم نزدیک کنید!!!!!!!
چه بگویم در مورد کسی که امام زمان به قربان عمو جانشان می روند
عمود خیمه عباس را که آقا امام حسین کشیدند
رو کردند به بی بی زینب
گفتند لباس های کهنه بپوشید!!!!!
آنها که باید بگیرند
گرفتند من چه گفتم
یا ابالفضل العباس
ما را تربیت کن آقا جان
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: yamin ، خادمة الزهرا ، محمود ، Hadith ، محیصا ، محب الزهرا ، میلاد.م ، حسام+ ، boghz ، هدهد ، meshkat ، Seyed Mohsen ، ilitih ، parisan ، آوای انتظار ، تازه مسلمان ، Tolou ، تفکر ، حلما ، F_R ، یا صاحب الزمان ، taleb ، mohammad reza ، در جستجوی سختی ، ريحانه الرسول ، Farzaneh ، حقیر ، منادی حق ، Havbb 110 ، Bahar ، help me
۸:۲۵, ۱۵/آذر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/آذر/۹۰ ۱۴:۲۳ توسط محیصا.)
شماره ارسال: #15

بسم الله الرحمن الرحیم
.
.
این حسیـــــــــــــHeartــــــــــــــن کیست که عالم همه دیوانه ی اوست؟؟؟
.

این حرفتون که وقتی آقا اباالفضل شهید شدند و امام عمود خیمه ی ایشون رو کشیدند تا اهل بیت بفهمند که برادر رشیدشون شهید شد و به خاهر گرامی شون فرمودند که لباس کهنه بپوشید اشک جمع شده رو سرازیر کرد چون بدتر از اون آدم یاد لباس کهنه ای که به تن شریف مولی نموند می افته ...
.
خدا لعنتشون کنه که فَلَمّا قُتِلَ جَرّدَوُهُ مِنْهُ ...
.
روز عاشورا که مولامون دیگه یاوری نداشتند به خواهرشون فرمودند که جامه ای کهنه برای من بیارید که زیر جامه هایم بر تنم کنم، جامه ای که کسی به آن رغبتی نداشته باشه تا چون کشته شدم و جامه هایم دریدند آن جامه را از تنم بیرون نکنند !!!!!!!!!!!!
.
خدایااااااااااااا مگه ظهر عاشورا پیکری بر فرزند فاطمه بوووود که جامه ای بر اون بگذارند ؟؟؟
.
خواهر عزیز مولی لباس کهنه ای آوردند و امام هم چندجایی از اون رو پاره کردند تا از ارزش و قیمت بیفتد و اون رو در زیر جامه هاشون به تن مبارکشون کردند ...
.
فَلَمّا قُتِلَ جَرّدَوُهُ مِنْهُ ...
.
وقتی مولی رو شهید کردند به همون لباس کهنه هم رحم نکردند چه برسه به اهل بیتشون ...
.
.
.
لباس كهنه بپوشيد زير پيرهنش
كه تا برون نكند خصم بدمَنِش ز تنش

لباس كهنه چه حاجت كه زير سم ستور

تني نماند كه پوشند جامه يا كفنش
.
.
اللهم فضاعف علیهم اللعن منک و العذاب الالیم ...
.
.
.
اعظم الله اجورنا بمصابنا بالحسین(علیه السلام) و جعلنا و ایاکم من الطالبین بثاره مع الامام المهدی من ال محمد علیهم السلام
.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محب الزهرا ، مگان ، Hadith ، حسام+ ، boghz ، علی 110 ، meshkat ، mohammad790 ، parisan ، تازه مسلمان ، حلما ، یا صاحب الزمان ، taleb ، در جستجوی سختی ، ريحانه الرسول ، Farzaneh ، حقیر ، منادی حق ، mohammad reza ، help me
۲۲:۰۵, ۱۵/آذر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/آذر/۹۰ ۲۲:۱۸ توسط هدهد.)
شماره ارسال: #16
آواتار
یکی میگفت(نقل به مضمون):
روضه که میرفتم با خودم میگفتم چرا ما همش تو روضه ها و اشکامون فقط به خاطر مشکلات خودمون دعا میکنیم. شفای مریض میخوایم، فلان منصبو میخوایم، و یا حتی کربلا میخوایم
گفتم :باید چی بخوایم؟
گفت: دعا هرکس به اندازه ی ظرفیتشه، به اندازه ی نیازاشه. دعاکردن مثله غذای نذریه، ظرفت هرچقدر باشه بهره میبری، انتخاب ظرف هم با خودته. میتونی یک کاسه ی کوچولو ببری یا یک دیگ گنده. نترس پیش کسی میری که کرمش خیلی زیاده.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ببخشید این حرف بنده ی خدا خیلی امروز تو ذهنم بود، خیلی.
ولی واقعا کرمشون خیلی زیاده. یادمه من ومامانم و بابام رفته بودیم حرم حضرت عباس. من ومامانم نصف شب گمشدیم، یعنی ما به دنبال بابام بودیم و بابام دنبال ما. خیلی ترسیده بودم، گفتم آقا همه میگن شما خیلی مهربونی. من و مامنم نصف شبی چی کار کنیم؟
چند دقیقه بیشتر نشد بابامو پیدا کردیم .
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
حالا دارم فکر میکنم چی بخوام؟

به نادرشاه و كرامت قمر بنی هاشم (علیه السلام)
میرزا مهدی وزیر گفت : اینها گرچه بظاهر مرده اند ولی كارهایی می كنند كه از عهده زنده ها بر نمی آید و مردم آن را كرامت و معجزه می نامند . از جمله كرامات مولا امیر المؤمنین علی (علیه السلام) شاه نجف ، این است كه سگ چون حیوانی نجس است به قبر مطهر ایشان نزدیك نمی شود و از آن عجیبتر خمر (شراب ) است كه چون به آنجا می برند فاسد می گردد و اثر خمریت و مستی از آن زایل می شود .

نادر شاه پس از شنیدن این مطلب گفت : اگر چنین است كه تو می گویی من هم با تو می آیم تا از نزدیك این كرامت و معجزه را مشاهده نمایم چندی بعد نادر به طرف عراق حركت كرد چون به محدوده حرم مطهر مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) رسید شرابی را كه از قبل در ظرفی مخصوص گذارده و در آن را مهر كرده بودند تا كسی نتواند در آن تصرف كند طلب كرد . زمانی كه آن را آوردند دید بوی تندی همچون بوی سركه از آن متصاعد می شود وچون آن را چشید دید سركه است ! سپس یك سگ طلب كرد سگ را آوردند ولی هر چه سعی و تلاش كردند تا آن حیوان را وارد محوطه و محدوده حرم كنند نتوانستند حیوان دستهای خود را به زمین فشار میداد و هر چه مأمورین ریسمان وی را می كشیدند فایده ای نداشت تا اینكه ریسمان پاره شد و حیوان آزاد شده و به عقب برگشت . نادر شاه كه این صحنه را دید در مقابل عظمت امیرالمؤمنین حضرت علی (علیه السلام) سر تعظیم فرود آورد و گفت حال كه چنین شده می خواهم به جای این حیوان زنجیری به گردن خود من بیفكنید و به كنار قبر مطهر مولاامیرالمؤمنین ببرید زنجیری از طلا تهیه شد زیرا فكر می كردند او اكنون احساساتی شده و چنین می گوید ولی بعد كه به خود می آید و حالش آرام و طبیعی گردد آن كس را مجازات می كند .

در اینجا بود كه ناگهان شخصی ناشناس ، ولی بسیار با هیبت نزدیك شد و زنجیر طلا را به گردن نادر انداخت و او را به طرف قبر امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) كشانید وقتی نادرشاه به كنار قبر مطهر رسید تاجی را كه از پادشاه هند گرفته و بسیار قیمتی بود روی قبر مطهر نهاد و عرض كرد شاه تویی و من یك یاز بندگان تو هستم بلكه من سگ درب خانه تو می باشم . سپس در نجف اشرف ماند و دستور داد تا گنبد حضرت را كه كاشی بود طلا كردند و بعد هم به كربلا و زیارت حضرت سیدالشهدا مشرف شد و چون حوادث عاشورا و صحنه های دلخراش كربلا و مصائب جانسوز حضرت اباعبدالله و یارانش را برایش گفتند متأثر شده و بشدت گریست . در این میان از علمدار كربلا حضرت ابوالفضل العباس نیز سخنی به میان آمد و گفته شد كه آن بزرگوار در روز عاشورا با چه رنجها و مشقتهایی روبرو شد ؟ نادر شاه گفت قبر او در كجای حرم امام حسین است ؟ گفتند : وی قبری جداگانه دارد و نادر را به حرم حضرت قمر بنی هاشم هدایت كردند وقتی كه چشم نادر شاه به دستگاه باشكوه و حرم با صفای قمر بنی هاشم افتاد و دید دست كمی از حرم مولایش امام حسین ندارد از حاضرین پرسید علت و حكمت ایجاد این تشكیلات جداگانه چیست ؟ و چرا حضرتش را در حرم امام عظیم حسین بن علی دفن نكرده اند ؟ گفتند : این امر به علت وصیت خود سردار كربلا قمر بنی هاشم بوده است كه به حضرت سیدالشهدا گفت : مولا جان مرا به خیمه مبر چون به بچه های حرم وعده آب داده ام و آنها انتظار آب می كشند و اینك اگر با این وضع به خیمه بر گردم شرمنده آنان خواهم بود اما هرچه علما و حاضرین برایش توضیح دادند او قانع نشد كه باید برای حضرت عباس گنبد و بارگاه جدایی باشد در این اثنا ناگهان صدای فریادی همه را متوجه خود كرد . دیدند جوانی با حالت آشفته و پریشان كنار ضریح مطهر فرزند رشید مظلوم تاریخ امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب فریاد می زند و با لهجه محلی می گوید ای برادر زینب به فریادم برس . نادر شاه گفت : ببینید مطلب از چه قرار است و آن جوان چه می خواهد ؟ جوان گفت : من از قبیله مسعود هستم و محل سكونت ما در همین دو سه فرسخی شهر كربلا می باشد در میان ما رسم بر این است كه یك روز قبل از عروسی داماد همراه عروس به حرم حضرت ابوالفضل می آیند و سوگند می خورند كه به یكدیگر خیانت نكنند و حضرت را حكم قرار می دهند كه هر كس به دیگری خیانت كرد حضرتش او را مجازات كند .

امشب هم شب عروسی و زفاف من است لذا با همسرم از منزل بیرون آمدیم تا به حرم حضرت بیاییم ولی در بین راه هفت نفر سواركار مسلح به ما حمله كردند و زنم را از من گرفتند و بردند اكنون آمده ام كه از حضرت قمر بنی هاشم كمك بگیرم . نادر شاه بسیار متأثر شد و گفت من تا شب همسرت را به تو باز می گردانم ولی جوان عرب كه گویا با نادر و شكوه و هیبت وی آشنایی نداشت گفت من از تو كمك نخواستم من از برادر زینب كبری كمك می خواهم و باید هر چه زودتر همسرم را به من بر گرداند و آن دزدها را به كیفر برساند نادر شاه از سخنان گستاخانه آن جوان و اینكه كمك او را رد كرده بر آشفت و گفت بسیار خوب اگر فمر بنی هاشم قبل از امشب همسرت را به تو نرساند من ترا كیفر خواهم كرد و به حسابت خواهم رسید . جوان با مشكل دوم كه همان تهدید نادرشاه بود روبرو شد و خود را به روی قبر مطهر حضرت ابوالفضل انداخت و در حالیكه فریاد می زد گفت : ای پناه بی پناهان ای پسر امیرالمؤمنین علی به دادم برس .

ناگهان صدای هلهله و فریاد زنی توجه همه را جلب كرد كه صدا می زد : « رأیتك عالیه یبو فاضل ، مشكور ، یخو زینب » !

آن زن با لهجه محلی می گفت : پرچمت بلند است ای ابوالفضل سپاسگزارم ای برادر زینب ! نادر شاه دستور داد جوان و همسرش را نزد او آوردند و ماجرا را از زن پرسید او هم مانند شوهرش رسم جاری قبیله و حمله دزدان را بیان كرد و اضافه كرد كه چون دزدان مرا با خود بردند و شوهرم از من جدا و دور شد فریاد بر آوردم و حضرت ابوالفضل را به حق خواهرش زینب كبری قسم دادم تا مرا نجات دهد ناگهان سواری از سوی كربلا نمایان شده با عجله و شتاب بسیار نزدیك ما آمد و به دزدان دستور داد كه مرا رها كنند ولی آنها نپذیرفتند و حتی بهه آن سوار حمله كردند كه یكمرتبه دیدم برقی همانند برق شمشیر به طرف دزدان حركت كرد و سرهایشان را از بدنها جدا كرد و اكنون جسدها وسرهای آنها در آن بیابان افتاده است اینك نیز خودم را در اینجا می بینم .

نادر شاه از دیدن این كرامت قانع شد كه مقام والای حضرت ابوالفضل (علیه السلام) این مقدار هست كه به پاداش وفا و ایثاری كه در زندگی نشان داده دستگاهی در كنار برادر عزیزش امام حسین داشته باشد . لذا دستور به توسعه حرم مطهر حضرت ابوالفضل داد و مسجد بالا سر حضرت و مسجد رواق پشت سر را هم احداث نمود و صحن و ایوان را تزیین و تعمیر اساسی كرد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسام+ ، علی 110 ، meshkat ، تفکر ، saloomeh ، یا صاحب الزمان ، taleb ، در جستجوی سختی ، Farzaneh ، حقیر ، منادی حق ، mohammad reza ، help me
۱۹:۵۴, ۱۷/آذر/۹۰
شماره ارسال: #17
آواتار
نقل قول:
شمر از طرف مادری نسبت داشت با ابالفضل
برای او و برادرانش امان نامه آورد
خدا میدونه چه کرد با دل عباس با اینکار


بسم الله

میگن وقتی امان نامه آوردند برای حضرت عباس، دل عباس شور میزد... نه برای اینکه آقا امام حسین فکر کند آیا او میرود یا نه ، حضرت عباس میدانست امام (علیه السلام) خاطرش از او جمع است... خانوم زینب کبری خاطرش از او جمع است... عباس فقط از این ناراحت بود که نکند بچه ها دغدغه پیدا کنند... یکوقت ته دلشان خالی بشود ....

برای عمویمان امان نامه آورده اند...
یعنی عمو قبول میکند؟
یعنی عمو هم میرود؟



============================================================================


لشکر با آمدم امام پا به فرار گذاشتند. امام فریاد زد: کجا فرار می کنید؟ شما که برادر مرا کشتید، کجا فرار می کنید شما که نیروی مرا در هم شکستید؟
چون بدن عباس را قطعه قطعه کرده بودند، نتوانست بدن را حرکت دهد.


برادر جان میترسم بروم بین لشکر دشمن دعوا بیفتد....

برای جدا کردن سر تو....

دیگر سوار بر مرکب نشد، انگار طاقت نداشت، عنان مرکب را به دست گرفت، به سوی خیمه ها حرکت کرد، وقتی زنان و دختران دیدند دارد می آید،

از همه زودتر سکینه به جانب ابی عبدالله آمد، عنان اسب پدر را گرفت، گفت: (أبَتا هَلَ لکَ عِلمٌ بِعَمّی العَبّاس) از عمویم عباس خبر داری؟ او به من وعده ی آب داد، عادتش هم خلف وعده نبود، پدر آیا خود او آب خورد؟


امام با شنیدن سخنان سکینه گریه کرد، فرمود: دخترم عباس را کشتند.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: هدهد ، علی 110 ، meshkat ، Seyed Mohsen ، saloomeh ، ilitih ، parisan ، حلما ، یا صاحب الزمان ، taleb ، در جستجوی سختی ، Farzaneh ، حقیر ، منادی حق ، mohammad reza ، help me
۱۶:۰۱, ۲۰/آذر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/آذر/۹۰ ۱۶:۰۳ توسط ilitih.)
شماره ارسال: #18
آواتار
انتظارمن باهمه فرق میکند من منتظر راهم که درست پیچ وتاب بخورد ومرا به تو که انسوی هزارتو نشستی برساند....
شعری از خودم تقدیم میکنم به حضرت زینب راستش اون موقع که شعر رو میگفتم اصلا نمیدونستم برای کی دارم میگم حتی فرصت نکردم رو کاغذ بیارمش همون موقع که به ذهنم رسید توی گوشیم ذخیرش کردم........
من ازحصارمیترسم از این حصار اسیری
از ان کرشمه شیرین میان قصر حریری
صدای تیشه بلند است فقط بیاد رهایی
صدای غربت اه است از اضطراب جدایی
کسی میان صداهاست چه انعکاس عجیبی
دلی شکسته به ضرب فغان شست غریبی
چه شورشی چه صلیبی چه عاشقانه مسیحی
خروج کرده ز عشقی میان کفر حقیقی
ستون(منظورم کوه بیستون بوده البته در ادامه به نی هم مربوطه) عمود صلیب است به اتهام بلندی
وکوه خواهد ریخت بسان یال سمندی
فرشته ناجی سبزی میان اتش من نیست
وگرنه عشق از اینجادگر شراره تن نیست
از این قضاوت موهوم هیچ خواهم گفت
که درد دار اسیری نیست نامفهوم
التماس دعا
دوان روانه رسیدم کنار تربت خیست بگوچگونه شدم من تمام وارث غربت
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: هدهد ، taleb ، منادی حق
۱۷:۰۲, ۱۸/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #19
آواتار
پور حیدر با شجاعت جان فشانی میکند


پهلوان صف شکن همواره غوغا میکند
هیچ میدانی چرا سقا به لب ابی نزد


دید با حسرت به او زهرا تماشا میکند
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: taleb ، منادی حق
۱۷:۴۳, ۱۸/اسفند/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/اسفند/۹۰ ۱۷:۴۵ توسط جویای حقیقت.)
شماره ارسال: #20

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوستان :
صبحت از ابالفضل شد ، دلم نیومد این مداحی رو نذارم . شاید تکراریه ؛ اما گوش کردنش خالی از لطف نیست.

حیدره یا که ابن الحیدره ، جبرئیل روی شونه اش می پره

در پناه الله
یا مهدی مدد


بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوستان :
این مداحی هم از زبان امام سجاد (علیه السلام) هستش که به نظرم زیباست .

و الجمت تنقبت لقتالک


در پناه الله
یا مهدی مدد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saloomeh ، taleb ، منادی حق
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  بقا مختص ذات اوست...(هم اکنون نیازمند یاریتان هستیم!) EMPERATOR 29 13,203 ۲/فروردین/۹۱ ۱۷:۲۴
آخرین ارسال: EMPERATOR

پرش در بین بخشها:


بالا