|
(B+)فعل معصوم ضامن بقای دین + پاسخ به یک شبه#
|
|
۱۴:۴۰, ۱۸/آذر/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/اردیبهشت/۹۰ ۲۳:۲۷ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
معصومین علیهم السلام به واسطه قبول امانتِ ولایت خدا ، برای اقامه توحید و زنده ماندن دین خدا تمام هستی خود را بذل کرده و در هر زمان همان عملی را انجام داده اند که ضامن بقای دین خدا بوده است.
زمانی بقای دین خدا به زنده ماندن امیرالمومنین است تا مانع انحراف در نهال نوپای دین شود، پس جان امیرالمومنین باید حفظ شود ولو به قیمت فداشدنِ دُخت رسول خدا و فاطمه سلام ا... علیها که اولین شهید راه ولایتند و همچون شیشه ای که محافظ شعله روشنی بخش چراغدان است، در برابر هجوم همه جانبه، برای خاموش کردن نور ولایت، جان خود و فرزندشان (حضرت محسن) را فدا مکنند. اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ في زُجاجَ(35 نور) (خدا نور آسمانها و زمين است. مَثَلِ نور او چون چراغدانى است كه در آن چراغى، و آن چراغ در شيشهاى است) زمانی حفظ دین خدا به صلح در برابر جریان نفاق است تا حق از باطل تمیز داده شود حتی اگر ولی خدا (امام حسن مجتبی) مورد بزرگترین تهمت ها قرار گیرند. زمانی حفظ دین خدا وبیداری جامعه به خواب رفته مسلمین، نیاز به فداشدن مظلومانه و همه جانبه ولی خدا (امام حسین) و نزدیکترین خویشان و یارانشان و حتی اسارت نوامیس رسول خدا را دارد ولی برای حفظ دین خدا و اصلاح امر امت اسلام در شرایطی که منکر به معروف تبدیل شده و معروف به منکر تبدیل شده باید تمام این مصایب توسط ولی خدا به جان خریده شود تا دین خدا زنده بماند و حیات دین بی شک با جاری شدن خون شهادای کربل در پیکر دین است. زمانی حفظ دین خدا نیاز به زنده کردن روح معنویت در جامعه و ارائه عمیقترین معارف الهی پس از فراموشی آنها و مغز و روح دین و دینداری به زبان دعا و مناجات را دارد و ولیِ خدا امام سجاد این وظیفه را به انجام می رسانند. زمانی حفظ دین خدا نیاز به یک نهضت علمی در برابر سیل شبهات و جعل زدایی و آنچه از باطل که با معارف ناب دین در هم آمیخته را دارد پس اولیای خدا امام باقر و امام صادق علیهما السلام بدین امر همت می گمارند. زمانی حفظ دین خدا به زیاد شدن ذریه پیغمبر است و امام موسی کاظم این وظیفه را به انجام می رسانند، و همانا بسیاری از علمای دین که محافظان و احیا کنندگان دین هستند مانند امام خمینی از سلاله پاک امام موسی کاظم اند. زمانی برای حفظ دین خدا امام باید باب ا... بودن و بی مانند بودن علم خود را به واضح ترین شکل ممکن به ظهور رسانند تا حجت بر همگان تمام شود که باب ا... و خزانه دار علم خدا اهل بیتند و ولی خدا امام رضا رنج سفری بی بازگشت و دوری از خانواده و خویشان را به جان می خرند. و.... و اینچنین است که اهل بیت علیهم السلام درس تکلیف محوری را برای اقامه کلمه توحید می آموزند. و توجه کنید که برای ادای تکلیف قبل از هر چیز نیاز داریم تا تکلیفمان را در هر زمان و مکان بشناسیم. به امید آن روزی که ببینیم دین خدا بر تمام دنیا مستقر گشته هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ (33 توبه) اوست كه پيغمبرش را با هدايت و دين حق فرستاده تا آن را بر همه دينها غلبه دهد اگر چه مشركان كراهت داشته باشند. " اللهم عجل لولیک الفرج" |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۲:۰۵, ۷/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
(۲۹/آذر/۸۹ ۲:۴۸)mohamad نوشته است: با سلام سلام همونطور كه علي110 گفتند اين مشكل از اونجا ناشي ميشه كه نقش امام رو نمي دونند چيه ؟!!! كسي كه نقش و وظيفه امام رو بدونه شبه هاي اينجوري اصلا براش بي معني . در اين جور موارد اولا سعي كنيد از شخص دفاع نكنيد و روي از مقام امامت دفاع كنيد به اين صورت كه اول ثابت كنيد انسانها بعد از پيغمبر براي هدايت احتياج به امام و يا تخصصي تر احتياج به حجت خدا روي زمين دارند ( كه در تمام دورانها بوده اند ) حالا ان فرد هر كي ميخواد باشه ( مي توانيد از اسم هادي خدا استفاده كنيد و خدشه اي كه در صورت نبود امام به آن وارد مي شود استفاده كنيد ) و در مرحله بعد ثابت كنيد كه از شرايط لازم شخصي كه حجت خدا باشد اين است كه صفات خدايي در وي متجلي باشد كه از لازمترين آنها عصمت از گناه و خطاست . بعد هم در مراحل بعد بقيه صفات را بيان كنيد و بگوييد كه در اين عالم خدا حضرت علي (علیه السلام) را امام قرار داده است و اين صفات در وي به تواتر رسيده است . خدا لعنت كند وهابيت را ... چند سالي است كه وقتي ميبينند نمي توانند مستقيم با اهل بيت سر شاخ شوند شروع مي كنند مرحله به مرحله آنها را در حد آدم عادي پايين مي آوردند و سپس آرام آرام سه خليفه ديگر را به آنها نزديك مي كنند . حواستون باشه بحث هايي مثل فاميلي بين ائمه و خلفا و مسائلي مانند تعدد زوجات و .... هم از هم جا آب ميخوره |
|||
|
|
۱۶:۱۳, ۸/اردیبهشت/۹۸
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
(۲۹/آذر/۸۹ ۲:۴۸)mohamad نوشته است: با سلام سلام برادر شما در اين مواقع ابتدا بايد بپرسي: آيا از نظر او پيامبر صلوات الله عليه و اله معصوم است يا خير؟ نظر اهل سنت يك آش شله قلمكاري هست در اين زمينه بسيار متعدد است نمونهای از نظراتشان در ذيل آمده است: "دیدگاه علمای اهل سنت درباره عصمت یکسان نیست، زیرا بیشتر آنان گناه را به طور سهو و انجام گناهان صغیره را جایز می دانند و برخی با جواز انجام صغیره مخالف اند. عده ای از محققان عقاید نیز بر این عقیده اند که انجام آنچه باعث نفرت مردم از پیامبران شود، خواه گناه صغیره باشد، یا چیز دیگر جایز نیست و بدین جهت آیات و روایاتی را که حکایت از ارتکاب گناه توسط انبیا دارد توجیه و تأویل می کنند و می گویند مقصود از این گونه ظواهر، ترک اولی است نه اینکه پیامبران دروغ گفته و یا مرتکب معصیت شده باشند." خوب اگر سهو يا صغيره را هم براي رسول الله صلوات الله عليه و آله جايز بدانند اول بايد بپرسي چگونه ممكن است خدا دستور به اطاعت بي قيد و شرط از كسي بدهد و او را در همه امور به صورت مطلق الگو معرفي كند در حالي كه گرفتار خطا و معصيت است (ولو صغيره) اگر كسي گفت ميشود كسي گرفتار خطا و معصيت باشد اما خداوند هم بگويد كه بايد از او بي قيد و شرط اطاعت كرد ديگر سخني باقي نميماند چون از حيث منطق گرفتار انكار بديهيات شده و ... اما اگر عصمت پيامبر صلوات الله عليه و آله را پذيرفت بايد بپرسي به چه علت پيامبر صلوات الله عليه و اله بايد معصوم باشد. دلايل متعدد است برخي از آنها چينن است: تا به مردم بنماياند درست از غلط را و دانش آنچه براي بندگي مورد نياز است از جمله علوم قرآن را كه بايد توسط پيامبر صلوات الله عليه و آله تبيين شود را به مردم بياموزد و همچنين تا حكم كند به آنچيزهايي كه مورد سعادت دنيا و عقباي مسلمين است در همه امور! خوب اينجا سوال پيش ميايد كه آيا پيامبر تمام مطالب مورد نياز مسلمين تا روز قيامت را بيان كرده بوده است يا خير؟ (كار با حكم كردن پيامبر در امور جاريه براي رساندن مردم به سعادت دنيا و عقبا فعلا نداريم!) جواب قطعاً منفي است! چرا؟ چون درباره بسياري از آيات قرآن هيچ توضيح و سخني از رسول الله صلوات الله عليه و آله نقل نشده است و در آن موارد هم بعضاً در تفاسير مفسران اختلافات 180 درجهاي مشاهده ميشود!!! خب تكليف چيست؟! آيا خداوند باب هدايت مردم را پس از پيامبر صلوات الله عليه و آله بسته و در ساحت خود دريغ راه داده؟! كه به اصطلاح علمايي بيايند و معارف اعتقادي و احكام عبادي 180 درجه متضاد از آيات قرآن استنباط كنند؟ و بر اين اساس به جان يكديگر هم بيافتند؟ كما اينكه در طول تاريخ مذاهب چهارگانه اهل سنت با اين گرفتاريها دست و پنجه نرم ميكردند؟! خب باز قطعاً پاسخ منفي است و خداوند كساني را قرار ميدهد كه به فرموده خود قرآن علم كتاب و قرآن نزد ايشان است و اولوي الامر هستند و حجت خدا هستند بر خلقند و مردم بايد از ايشان اطاعت كنند و تبيين معارف حقه بر عهده ايشان است. يعني لزوم عصمت امام همان لزوم عصمت پيامبر صلوات الله عليه و آله است كه الگو و پيشوا و مقتداست و بايد از او در همه امور تبعيت كرد و با عدم عصمت از خطا و اشتباه حكم خدا دچار تناقض ميشود چرا كه از يك سو فرموده گناه نكنيد خطا نكنيد از سوي ديگر امر مي كند به اقتدا كردن به كسي كه خودش هم خطا مي كند و هم گناه! بعد ممكن است سوال كند كه الان در زمان غيبت شما با ما چه فرقي داريد. بحث هدايت به امر و واسطه فيض و نزول ملائكه بر حجت خدا در شب قدر و ... جوابهاي متعدد دارد. آنكه ربطش به بحث از همه بيشتر است بحث هدايت به امر و هدايت باطني امام عليه السلام است. |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| چرا امامان معصوم اند؟ | Kol | 47 | 19,115 |
۱۷/آبان/۹۳ ۲۱:۳۱ آخرین ارسال: aaaaa |
|









