|
ترفند های چیرگی شیطان بر انسان در قرآن
|
|
۱۹:۴۰, ۱۳/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
سلام
زمینه های نفوذ شیطان در بعد منش؛ [b]انسانهای طبیعتگرا در بعد رفتار و منش به جای عزم و ارادهی متین و استوار و ریشهدار در بینش و گرایش صحیح، از ارادههای سست و بیریشه تبعیت کرده و راه حیوانیت میپویند. انجام برخی امور، زمینه را برای نفوذ بیشتر شیطان فراهم میکند از جمله: 1. پرحرفی؛ گفتار انسان نقش مؤثری در سرنوشت انسان و کسب رضا یا سخط خداوند ایفا میکند، از اینرو لازم است به دقت مراقب گفتههای خویش باشیم.([اکبر هاشمی رفسنجانی، تفسیر راهنما، ج 11، ص 217، ش 11 و 12.]) )یومئذلا تنفع الشفاعة إلا من أذن له الرحمن و رضی له قولاً(([طه )20( : 109.])؛ در آن روز، شفاعت [به کسی] سود نبخشد، مگر کسی را که [خدای] رحمان اجازه دهد و سخنش او را پسند آید. براساس این آیه، خداوند اجازهی شفاعت را به کسی میدهد که گفتارش را بپسندد. معمولاً حرف زدن موجب پراکندگی فعالیت ذهن شده و از قدرت تفکر و تمرکز میکاهد. علاوه بر این به نقل مطالب بیهوده و احیاناً گناه مانند غیبت، تهمت، زخم زبان و ... منجر خواهد شد، چرا که در این گونه سخن گفتن تأمل و تدبّر در کار نیست و این خود زمینهای مهیا برای گمراهی انسان است. پیامبر اکرم9 پرحرفی را موجب قساوت قلب و دوری از خدا([لاتکثروا الکلام بغیر ذکرالله فانّ کثرة الکلام بغیر ذکرالله قسوة القلب، انّ ابعد الناس من الله القلب القاسی میزان الحکمة، باب 3518، ح 17874.]) دانسته و حضرت علی7 آن را از موجبات مرگ قلب شمرده که نتیجهاش دخول در آتش([من کثر کلامه کثر خطاؤه، ومن کثر خطاؤه قلّ حیاؤه، ومن قلّ حیاؤه قلّ ورعه، و من قلّ ورعه مات قلبه ومن مات قلبه دخل النار همان، ح 17875.]) است. در حدیث معراج خداوند به تأثیر کم گویی و کم خوری اشاره میفرماید: یا احمد انّ العبد اذا جاع بطنه و حفظ لسانه علّمته الحکمة...؛ کسی که این دو را داشته باشد، به او حکمت میآموزم.... وقتی انسان کم خور و اهل روزه و سکوت بود، میتواند به خود توجه داشته باشد و عیبهای خود را ببیند و به عیبهای دیگران نپردازد. البته بصیرت و آگاهی به عیوب خویش از جمله آثار حکمت است، البته حکمت آثار دیگری نیز دارد، از جمله موجب روشنایی قلب و بصیرت باطنی میگردد، که در نتیجهی آن انسان علاوه بر مفاهیم حقایق را نیز مییابد. 2. پرخوری؛ غالباً کلام خداوند در زمینهی مواهب دنیوی همراه با قید "لاتسرفوا" آمده است از جمله؛ آیه 41 انعام([وهو الذی أنشأ جنات معروشات و غیر معروشات والنخل والزرع ..... ولاتسرفوا إنه لایحبّ المسرفین (.]) و 31 اعراف([)...کلوا واشربوا ولاتسرفوا...(.]) که توصیه الهی به زیادهروی نکردن در خوردن و آشامیدن است. در آیهی 168 بقره([... کلوا ممّا فی الأرض حلالاً طیّباً ولا تتّبعوا خطوات الشیطان...]) بعد از بیان اباحهی روزیهای حلال نسبت به پیروی از شیطان اعلام خطر میشود و این بدان معناست که اغوای شیطان از طریق خوراکیها و استفادهی نابه جا از آنها نیز میسر است. طبق فرمایش امام سجاد7 انباشتن معده از انواع غذاها باعث تنبلی و فراموشی یاد خدا میشود؛ إعلم ویحک یابن آدم ... ؛ وای بر تو ای پسر آدم بدان که سنگینی پرخوری و رخوت و تنبلی برخاسته از انباشتن معده و مستی سیری و غفلت حاصل از قدرت، از چیزهایی هستند که انسان را در زمینهی عمل تنبل کرده و ذکر خدا را از یاد او میبرد و از نزدیک بودن مرگ غافل میسازد، تا جایی که شخص گرفتار دوستی دنیا، گویی از مستی شراب دیوانه شده است.([. محمد محمدی ریشهری، میزان الحکمة، باب 3097، ح 15195.]) 3. پرخوابی؛ گذشته از این که نیاز بدن به خواب و استراحت یک مسألهی واضح و آشکار است، از جمله مواهب الهی برای انسان به شمار میرود )وجعلنا نومکم سباتاً(([نبأ )78( : 9.])؛ و خواب شما را [مایهی] آسایش گردانیدیم. آنچه باید توجه شود خواب نیز مانند دیگر نعمتهاست و باید به حدّ متعادل و مناسب برسد، در غیر این صورت به عنوان یکی از صفات زشت و موجب نفرت و بغض خداوند خواهد شد. قال الصادق7: إن الله عزّوجل یبغض کثرة النوم و کثرة الفراغ؛ شخص پر خواب بیکار، منفور و مبغوض خداوند عزوجل است.([همان، میزان الحکمة، باب 3976، ح 20921.]) بنا به فرمایش امام صادق7 شیطان با تشویق انسان به پرخوابی وقت مناجات با خدا را از او میگیرد: فانّ الشیطان یقول لک نَم فانّ لک بعد لیلاً طویلاً...؛ شیطان به تو میگوید بخواب، هنوز شب طولانی در پیش داری.([ میرزاحسین نوری، مستدرک الوسایل، ج 5، ص 124، ح 5484 .]) 4. ارتباط با نامحرم؛ ارتباط مداوم در محیط کار یا خانه با نامحرم موجب شکسته شدن حریم بین زن و مرد شده و هرآنچه این ارتباط نزدیکتر شود، زمینه را برای نفوذ شیطان بازتر میکند. سفارش لطیف قرآن به مؤمنان در مواجهه با نامحرم و کنترل چشم و نگاه در این رابطه است ﴿قل للمؤمنین یغضّوا من أبصارهم ...﴾ ([نور ﴿24﴾ : 30.]) "غض", به معنی کاستن و کم کردن از نگاه([راغب, مفردات, ص 361 و ابن منظور, لسان العرب, ج 7, ص 197.]) است، چرا که اگر انسان چشم خود را به کلی ببندد, راه رفتن برایش ممکن نیست، امّا اگر نگاه خود را از اندام و صورت نامحرم برگیرد و چشم خود را پایین اندازد, صحنهی ممنوع را از دید خود حذف میکند.([ تفسیر نمونه, ج 14, ص 436.]) برخی از روایات ارتباط زیاد با نامحرم را نادرست شمرده و انسان را از خلوت و مجالست با آنها منع میفرماید، همچنان که در روایتی از حضرت علی7 آمده: قال ابلیس لموسی7, یا موسی لاتخلُ باءمرأة لاتحل لک...؛ ابلیس به موسی7 گفت: ای موسی با زنی که بر تو حلال و محرم نیست خلوت مکن, زیرا هیچ مردی با زن نامحرم تنها نشد، جز اینکه من شخصاً و نه یارانم با او باشم.([همان، میزان الحکمة, ج 2، ص 1459.]) به طور قطع در جایی که شیطان حضور دارد, انواع معصیتها اتفاق میافتد. و این هشداری است به انسان تا همواره به فکر عواقب وحشتناک آن باشد. 5. هذل و شوخی؛ طبیعت انسان، مزاح را میپسندد و با آن شاد میشود، امام صادق7 شوخ طبعی را به عنوان یکی از ویژگیهای انسان مؤمن بر میشمارند.([مامن مؤمن الاّ وفیه دعابة، قلت وما الدعابة؟ قال: المزاح؛ هیچ مؤمنی نیست مگر اینکه در او دعابه باشد. عرض شد دعابه چیست؟ فرمود: مزاح و شوخی. میزان الحکمة، باب 3690، ح 18856.]) به طور قطع میتوان گفت در مزاح بایستی آداب لازم رعایت شود، به طوری که بیمورد و زیاد نباشد و به متانت و وقار انسان صدمه نزند و باعث ایجاد کینه و کدورت نشود، چرا که شیطان از کدورتها استفاده کرده و به درون انسان راه پیدا میکند و موجب گمراهی میشود. 6 . رفت و آمد زیاد به بازار؛ بازار سرای بیخبری، غفلت و سرگرمی است، سرزدن به مغازههای گوناگون و دیدن کالاهای متنوع و پرس و جو از قیمتها و ارتباط نزدیک با نامحرمان و هم کلام شدنهای بیمورد با آنان؛ همه و همه زمینههای گناه و غفلت را فراهم مینماید. شاید بتوان گفت از همین روست که توقف زیاد در بازار مکروه است و برای جلوگیری از غفلت در بازار سفارش شدهایم به: قال رسولالله : السوق دار سهو و غفلة، فمن سبح فیها تسبیحة کتب الله له بما الف الف حسنة. از آنجا که ورود و خروج از بازار برای بعضی افراد به عنوان شغل و برای عموم مردم در تهیه مایحتاج زندگی ضروری به حساب میآید، از حضرت رسول نقل شده: "هرکه در بازار یک تسبیح گوید خدا هزار هزار ثواب برایش رقم میزند."([1 همان، میزان الحکمة، باب 1935، ح 9045.7]) که عمل بدان میتواند تا حدودی از آسیب پذیری بکاهد. طبق فرمایش امام باقر7 بازار بدترین بقعهی روی زمین و میدان ابلیس است و شیطان در بازار به فرزندانش دستور میدهد که همه را فریب دهند.([همان، ح 9043.]) 7. لهو و لعب؛ نیاز فطری و طبیعی انسان به سرگرمی و تفریحات سالم از مسایل بدیهی و روشن است. آن هنگام که پسران حضرت یعقوب7 به بهانهی گردش بردن برادر، خدمت پدر میرسند؛ حضرت یعقوب میپذیرد.([یوسف )12( : 12 و 13.]) این توافق دلیل بر تأیید این نیاز فطری است. مذموم و ناپسندی زمانی است که به این امور سرگرم شده و از مقصد اصلی و امور مهم باز بماند.([راغب، مفردات، ص 455.]) امیر المؤمنین نتیجهی سرگرمی به کارهای لهو و بیهوده را حضور و خشنودی شیطان بیان کرده و میفرماید: مجالسة اهل اللهو ینسی القرآن و یحضر الشیطان([همان، میزان الحکمة، باب 3583، ح 18347.]) و نیز اللّهو یسخط الرحمن و یرضی الشیطان و ینسی القرآن.([همان، ح 18346.]) 8 . سرگرمی به دنیا؛ پیداست که دنیا و زخارف آن از جمله آفریدههای الهی و وسیلهای برای رسیدن به قرب خداوند و کمال مطلوب است. از نظر قرآن کریم، زندگی دنیا چنین توصیف شده است: 1. به عنوان متاع نامیده شده است؛ )... وما الحیاة الدنیا فی الأخرة إلاّ متاع(([رعد )13( : 26.]) ؛ "متاع" به معنای هر چیزی که خود هدف نیست، بلکه وسیلهای برای رسیدن به هدف است. 2. "عرض" نام گرفت؛ )... تبتغون عرض الحیاة الدنیا...(([نساﺀ )4( : 94.]) ؛"عرض" چیزی است که خودی نشان میدهد و به زودی از بین میرود. 3. زینت نامیده شد؛ )... ترید زینة الحیاة الدنیا...(([کهف )18( : 28.]) ؛"زینت" به معنای زیبایی و جمالی است که ضمیمهی چیز دیگر شود تا محبوب و جالب توجه گردد. در این صورت کسی که جذب آن میشود، در واقع به دنبال چیزی بوده که در آن نیست. 4. به عنوان "لهو و لعب" نامیده شد؛ )وما الحیاة الدنیا إلاّ لعب و لهو...(([ انعام )6( : 32.]) "لهو"کارهای بیهودهای است که آدمی را از انجام امور واجب باز میدارد و "لعب" عملی است که به خاطر یک هدف خیالی و خالی از حقیقت انجام میگیرد. 5 . متاع غرور نیز خوانده شده است؛ )... وما الحیاة الدنیا إلاّ متاع الغرور(([ آل عمران )3( : 185.])؛ و "متاع غرور" به معنای هر فریبندهای است که آدمی را گول بزند.تفسیر المیزان، ج 2، ص 502 و 503، ترجمه؛ محمدباقر موسوی همدانی. از این رو سرگرمی به دنیا زمینهی مناسب و آمادهای برای نفوذ شیطان است. امیرالمؤمنین نیز با توصیف لذتهای دنیوی همگان را از دلبستگی و سرگرمی در دنیا بر حذر میدارند.([همان، میزان الحکمة، باب 1226، ح 63 58 .]) |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
| پیام در این موضوع |
|
ترفند های چیرگی شیطان بر انسان در قرآن - seiied - ۱۳/خرداد/۹۱, ۲۳:۳۶
RE: ترفند های چیرگی شیطان بر انسان در قرآن - دل خسته - ۱۴/خرداد/۹۱, ۱۴:۵۷
RE: ترفند های چیرگی شیطان بر انسان در قرآن - mohammad reza - ۱۴/خرداد/۹۱, ۱۷:۳۳
RE: ترفند های چیرگی شیطان بر انسان در قرآن - seiied - ۱۵/خرداد/۹۱, ۲۳:۱۰
RE: ترفند های چیرگی شیطان بر انسان در قرآن - یاســین - ۱۶/خرداد/۹۱, ۴:۵۲
RE: ترفند های چیرگی شیطان بر انسان در قرآن - seiied - ۱۶/خرداد/۹۱, ۸:۴۰
RE: ترفند های چیرگی شیطان بر انسان در قرآن - mahdy30na - ۲/تیر/۹۱, ۰:۰۷
RE: ترفند های چیرگی شیطان بر انسان در قرآن - جبریل - ۲/تیر/۹۱, ۲:۳۰
RE: ترفند های چیرگی شیطان بر انسان در قرآن - mahdy30na - ۱۳/شهریور/۹۱ ۱۹:۴۰
|
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| جایگاه شیطان و انسان در طبقات جهنم | خیبر110 | 2 | 5,830 |
۱۲/خرداد/۹۳ ۱۳:۰۱ آخرین ارسال: farshad.alight |
|






