|
مناظرات امامان معصوم علیه السلام با دشمنان ، مخالفان و دانشمندان سایر ادیان#
|
|
۹:۴۷, ۱۵/فروردین/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/فروردین/۹۰ ۹:۵۳ توسط -Ali-.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
مناظره امام حسین (علیه السلام) با عمر روزی عمربن خطاب روی منبر پیامبر خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نشسته، و برای مردم سخنرانی میكرد؛ در ضمن سخنان خود، یادآور شد كه من بر جان و مال مؤمنان ولایت دارم. امام حسین (علیه السلام) از گوشه مسجد، خطاب به عمر فرمود: مردك دروغگو از منبریكه تعلق به پدرم رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ دارد، و ربطی به پدرت ندارد پایین بیا. عمر گفت:«حسین! آری بجان خودم سوگند كه این منبر از آن پدر توست نه پدر من، اما چه كسی این سخن را به تو آموخته؟ حتماً پدرت علی این كلمات را به تو یاد داده است؟!.» حضرت فرمودند: «اگر بفرمان پدرم سخن بگویم و فرمان پدرم را اطاعت كنم. بجان خودم سوگند كه او هدایتگری راستین است و بوسیله او هدایت خواهم شد؛ پدرم علی (علیه السلام) طبق پیمانی كه پیامبر خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بوسیله جبرئیل و از جانب خداوند آورده است، بر گردن مردم بیعت دارد، و جز افرادیكه منكر كتاب خدا هستند كسی نمیتواند این بیعت را انكار نماید، مردم ازاین بیعت و پیمان الهی قلباً آگاهند؛ امازباناً آنرا انكار میكنند. وای بر آنان كه حق ما اهلبیت را انكار مینمایند، اینان چگونه با پیامبر خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) روبرو خواهند شد با آنكه پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بر آنان غضبناك خواهد بود، و برای خویشتن عذابی سخت در پیش دارند؟ عمر به آن حضرت گفت:«ای حسین! هر كس حق پدرت را انكار كند لعنت خدا بر او باد، لكن بدان كه مردم، ما را به حكومت گماشتند و ما نیز این حكومت را پذیرفتیم، اگر مردم پدرت را امیر خود میساختند، ما نیز فرمان میبردیم. حضرت به او گفت: «ای پسر خطاب! پیش از آنكه تو ابوبكر را بر خویشتن امیر سازی، تا او هم در مقابل، بدون هیچگونه مدركی از طرف پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ، و بدون رضایت اهل بیتش، تو را بر مردم امیر سازد، كدام مردم ترا بر خود امیر كرده بودند؟ اای عمر!آیاتو چنین میپنداری كه رضایت تو موجب خوشنودی حضرت محمّد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است، اما خشنودی اهل بینش موجب غضب او خواهد بود؟! به خدا سوگند اگر زبانم باز بود كه حقایق را بگویم، و مردم نیز حقایق را تصدیق مینمودند، و افراد با ایمانی بودند كه وارد عمل شوند تو نمیتوانستی روی منبری كه مربوط به خاندان پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است قرارگیری، و روی سر آنان به سخنرانی پردازی، و با قرآنی كه در این خاندان نازل گشته است بر آنان حكومت كنی، با اینكه كلمات و حروف قرآن را از یكدیگر نمیشناسی و جز مسموعاتی اندك از تفسیر و تأویل آن سر در نمیآوری. «در بی كفایتی تو همین بس كه بین خطاكاران و پاكان فرق نمیگذاری، خداوند ترا بسزای كردههایت برساند، و درباره این همه بدعتها كه بنیان گذاشتی، سخت مورد بازپرسیات قرار خواهد داد. تاریخ ابن عساكر. منبع مناظره امام حسین (علیه السلام) با عمر روزی عمربن خطاب روی منبر پیامبر خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نشسته، و برای مردم سخنرانی میكرد؛ در ضمن سخنان خود، یادآور شد كه من بر جان و مال مؤمنان ولایت دارم. امام حسین (علیه السلام) از گوشه مسجد، خطاب به عمر فرمود: مردك دروغگو از منبریكه تعلق به پدرم رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ دارد، و ربطی به پدرت ندارد پایین بیا. عمر گفت:«حسین! آری بجان خودم سوگند كه این منبر از آن پدر توست نه پدر من، اما چه كسی این سخن را به تو آموخته؟ حتماً پدرت علی این كلمات را به تو یاد داده است؟!.» حضرت فرمودند: «اگر بفرمان پدرم سخن بگویم و فرمان پدرم را اطاعت كنم. بجان خودم سوگند كه او هدایتگری راستین است و بوسیله او هدایت خواهم شد؛ پدرم علی ـ علیهالسّلام ـ طبق پیمانی كه پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ بوسیله جبرئیل و از جانب خداوند آورده است، بر گردن مردم بیعت دارد، و جز افرادیكه منكر كتاب خدا هستند كسی نمیتواند این بیعت را انكار نماید، مردم ازاین بیعت و پیمان الهی قلباً آگاهند؛ امازباناً آنرا انكار میكنند. وای بر آنان كه حق ما اهلبیت را انكار مینمایند، اینان چگونه با پیامبر خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) روبرو خواهند شد با آنكه پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بر آنان غضبناك خواهد بود، و برای خویشتن عذابی سخت در پیش دارند؟ عمر به آن حضرت گفت:«ای حسین! هر كس حق پدرت را انكار كند لعنت خدا بر او باد، لكن بدان كه مردم، ما را به حكومت گماشتند و ما نیز این حكومت را پذیرفتیم، اگر مردم پدرت را امیر خود میساختند، ما نیز فرمان میبردیم. حضرت به او گفت: «ای پسر خطاب! پیش از آنكه تو ابوبكر را بر خویشتن امیر سازی، تا او هم در مقابل، بدون هیچگونه مدركی از طرف پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ، و بدون رضایت اهل بیتش، تو را بر مردم امیر سازد، كدام مردم ترا بر خود امیر كرده بودند؟ اای عمر!آیاتو چنین میپنداری كه رضایت تو موجب خوشنودی حضرت محمّد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است، اما خشنودی اهل بینش موجب غضب او خواهد بود؟! به خدا سوگند اگر زبانم باز بود كه حقایق را بگویم، و مردم نیز حقایق را تصدیق مینمودند، و افراد با ایمانی بودند كه وارد عمل شوند تو نمیتوانستی روی منبری كه مربوط به خاندان پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است قرارگیری، و روی سر آنان به سخنرانی پردازی، و با قرآنی كه در این خاندان نازل گشته است بر آنان حكومت كنی، با اینكه كلمات و حروف قرآن را از یكدیگر نمیشناسی و جز مسموعاتی اندك از تفسیر و تأویل آن سر در نمیآوری. «در بی كفایتی تو همین بس كه بین خطاكاران و پاكان فرق نمیگذاری، خداوند ترا بسزای كردههایت برساند، و درباره این همه بدعتها كه بنیان گذاشتی، سخت مورد بازپرسیات قرار خواهد داد. تاریخ ابن عساكر. منبع |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| نظرات برخی دانشمندان غربی در مورد اسلام | دوست حقیقت | 44 | 13,467 |
۱۲/دی/۹۴ ۸:۵۰ آخرین ارسال: دوست حقیقت |
|
| دانشمندان غربی مرگ نظریه داروین را اعلام کردند. | هادی... | 11 | 5,031 |
۲۵/خرداد/۹۳ ۲۳:۴۱ آخرین ارسال: namekarbary |
|
| مناظره امام باقر علیه السلام با طاووس یمانی (خواندنی) | ali0077 | 8 | 5,673 |
۲۰/دی/۹۲ ۱۵:۱۵ آخرین ارسال: rezamohammadi |
|
| مناظره امام رضا علیه السلام با عالم سنی | ali0077 | 0 | 1,640 |
۲۴/شهریور/۹۲ ۱۴:۳۶ آخرین ارسال: ali0077 |
|
| رداندیشه های فیلسوفانه توسط امام هادی علیه السلام | آیات | 4 | 4,192 |
۷/بهمن/۹۱ ۱۲:۴۳ آخرین ارسال: سید ابراهیم |
|







