|
اگر طاقت دارید بیایید ببینید امامتان چه گفته است!!!!!!!!!!!!
|
|
۱۱:۴۸, ۲۵/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #97
|
|||
|
|||
|
در روایت طبرى است که هنگام شهادت جناب امام حسین (علیه السلام) هر که نزدیک او مى آمد سِنان بر او حمله مى کرد و او را دور مى نمود براى آنکه مبادا کس دیگر سر آن جناب را ببرد تا آنکه خود او سر را از تن جدا کرد وبه خَوْلى سپرد.
پس در این هنگام غبار سختى که سیاه و تاریک بود در هوا پیدا شد وبادى سرخ ورزیدن گرفت و چنان هوا تیره و تارشد که هیچ کس عین واثرى از دیگرى نمى دید، مردمان منتظر عذاب و مترّصد عقاب بودند تا اینکه پس از ساعتى هواروشن شد وظلمت مرتفع گردید. ابن قولویه قمى رحمه اللّه روایت کرده است که حضرت صادق (علیه السلام) فرمود : در آن هنگامى که حضرت امام حسین (علیه السلام) شهید گشت ، لشکریان شخصى را نگریستند که صیحه و نعره مى زند گفتند : بس کن اى مرد!این همه ناله و فریاد براى چیست ؟ گفت : چگونه صیحه نزنم و فریاد نکنم و حال آنکه رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را مى بینم ایستاده گاهى نظر به سوى آسمان مى کند و زمانى حربگاه شما را نظاره مى فرماید، از آن مى ترسم که خدا را بخواند ونفرین کند و تمام اهل زمین را هلاک نماید و من هم در میان ایشان هلاک شوم . بعضى از لشکر باهم گفتند که این مردى است دیوانه وسخن سفیهانه مى گوید، و گروهى دیگر که توّابون آنها راگویند از این کلام متنبّه شدند و گفتند به خدا قسم که ستمى بزرگ بر خویشتن کردیم و به جهت خشنودى پسر سُمیّه سیّد جوانان اهل بهشت را کشتیم و همان جا توبه کردند و بر ابن زیاد خروج کردند و واقع شد از امر ایشان آنچه واقع شد. راوى گفت : فدایت شوم آن صیحه زننده چه کس بود؟ فرمود : ما او راجز جبرئیل ندانیم ان شا الله ادامه دارد ... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |






