|
رستگاری از شاوشانک-The Shawshank Redemption
|
|
۱۴:۵۳, ۱۸/تیر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/تیر/۹۲ ۱۶:۲۶ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #45
|
|||
|
|||
(۱۸/تیر/۹۲ ۳:۴۶)Imam12 نوشته است: شما وقتی واسه اولین بار می خوای سیگار بکشی چه حسی نسبت بهش داری؟ بهش وابسته ای یا ازش متنفری؟قبول دارم که بعضی پیرمردهای دنیادوست از جوونها بیشتر به دنیا وابسته هستن، ولی اینکه انسانها اولش از دنیا متنفر باشن مسلماً درست نیست. کدوم بچهای از دنیا متنفره؟ ![]() با این توصیفتون خیلی موافقترم: (۱۸/تیر/۹۲ ۱:۲۴)Imam12 نوشته است: ببینید ویژگی دنیا چیه؟ اینه که شمارو به یه چیز عادت میده و بعد از مدتی شمارو معتاد میکنه طوری که دل کندن از اون واسه شما سخته در واقع دنیا انسان رو وابسته میکنه و انسانها با اینکه میدونن یک چیز براشون مضر هست اما باز هم دوست ندارن ازش دل بکنن نکتهی دیگه اینکه اگر زندان مثل سیگار باشه، باید گفت اگر در زندان رو باز بذاریم عدهای با اینکه متنفرن میرن اون تو و بعد کم کم بهش وابسته میشن، در حالی که سیگاریها اول از سیگار خوششون میاد، بعد وابسته میشن، بعد هم بخشی از اونها در عین وابستگی بخاطر ضررهاش ازش متنفر میشن. (۱۸/تیر/۹۲ ۹:۲۲)Imam12 نوشته است: خودت یه لیست از فیلمای شیطانی تهیه کن تو این تالار قرار بده بهت قول میدم خیلی انگشت شمار بتونی فیلم نام ببری که شیطانی باشه و سال ساختش قبل از 2000 باشه این سیتمای شیطانی هالیوود که شما داری ازش حرف میزنی از سال 2000 به اینور به این روز افتاد در حالی که فیلمی که ما داریم دربارش بحث میکنیم مال سال 1994 هستدوست عزیز، یعنی قبل از 2000 سر به راه بودن؟ این همه فیلم نامربوط و کاملاً جهتدار و هدفدار قبل از اون ساختند و دنیا به وضعیت آشفتهی سال 2000 رسید. شیطانی به معنای داشتن نمادهای شیطانپرستی نیست، بلکه به معنی داشتن هرگونه جهانبینی یا ایدئولوژی غیرتوحیدی هست، چون هدف شیطان همین هست. حتی ماسونی و کابالایی هم چیزی جدا از صهیونیستی و آخرالزمانسازی صهیونیستی نیستند. همشون هم امید اول و آخرشون به اومانیسم هست. اگر از پیش قلبهای مردم رو با گناه آلوده نکرده باشن و فساد رو رواج نداده باشن چطوری میخوان با دجال همراهشون کنن؟ زمین به فساد کشیده شد تا ماسونها جرأت کردند از زبان جورج بوش بگن "نظم نوین جهانی". (۱۸/تیر/۹۲ ۹:۲۲)Imam12 نوشته است: رستگاری در شاوشنک و مسیر سبز رو هم رفته 12 بار نامزد اسکار شدن ولی 1 دونه هم نگرفتن در حالی که فیامهایی بسیار زیبایی هستن و استحقاق حداقل 2 یا 3 اسکار حداقل در زمینه ی موسیقی رو داشتن اما بهشون کم لطفی شده یعنی فیلمی که به این زیبایی درباره ی شیطان ساخته شده نباید اسکار بگیره؟؟؟اینها حرفهایی هست که زده میشه، من هم شنیدهام. مثلاً میگن در مورد فیلم دار و دستههای نیویورکی(اسکورسیزی) حقش چندین اسکار بود، ولی بخاطر اینکه از اقدامات بوش انتقاد میکرد بهش 2-3 تا اسکار کم ارزشتر رو دادن! یعنی شما باور میکنید اونهایی که دو تا ساختمون رو میارن پایین و دو تا کشور رو میریزن بهم، نمیتونن فیلمسازان شرکتهایی که مالکش هستن رو کنترل کنن؟ همین کم اسکار گرفتن این فیلم کلی خبر بپا کرد و در موردش صحبت شد. شاید اگر میگرفت اینقدر مردم باهاش احساس همدردری نمیکردن و فیلمش رو تحویل نمیگرفتن. (۱۸/تیر/۹۲ ۹:۲۲)Imam12 نوشته است: من نمی دونم شما یه چیزی از اقای عباسی شنیدی بنام ضمیر ناخوداگاه که هر وقت نمی تونه واسه حرفاش دلیل بیاره میگه میره تو ضمیر ناخودآگاهمن هم دقیقاً مثل شما بودم دوست عزیز، اما یه مقدار از مباحثش رو که دیدم(برای مثال در همین مستند ظهور تالار خودمون) و چند تا از نمونههای استفادهاش رو دیدم به صحتش پی بردم. البته نمیگم همهجا هر ادعایی در مورد تأثیر ناخودآگاه شده درست هست. شاید شما هم با دیدن چند ادعای غلطی که در این مورد شده به این نتیجه رسیدهاید. (۱۸/تیر/۹۲ ۹:۲۲)Imam12 نوشته است: یه سوال دارم دلم می خواد هرکی میبینه جواب بدهشما مبحث تأثیر ناخودآگاه رو متوجه نشدین. به امام خمینی گفتند: بیا بریم دعای کمیل. فرمودند: نمیام!!! خستهام!!! چون در حین خستگی نمیشد با توجه دعا خوند و بجای اینکه لذت ببره سختی میکشه. همین سختی در ضمیر ناخودآگاه میمونه و هربار که دعا یادتون بیاد کمی از اون احساس هم باهاش یادآوری میشه. البته اگر با لذت دعا بخونه اثرش کمی رفع میشه و اگر ادامه بده ممکنه بشه کاملاً اصلاحش کرد. ناخودآگاه جایی هست که وقتی ما از عقل استفاده نمیکنیم تأثیرگذار هست. مثلاً اگر من در تالار در یک بحث خیلی داغ با کسی که توهینآمیز صحبت بکنه شرکت بکنم، ممکنه حرفهام توهینآمیز بشه، چون عادت ندارم در جواب توهین آروم بمونم(البته نه فحش، هرگز). اما اگر به حرفی که دارم میزنم فکر کنم و خودم رو با عقل کنترل کنم میتونم رفتار متفاوتی داشته باشم و منطقی حرف بزنم. مثالهای خیلی زیادی هست. در مورد این فیلم، فرض کنید توی این زندان هستید. احساستون راجع به اینکه کار اندی رو تکرار کنید چیه؟ یعنی 20 سال دیوار رو بکنید و بعدش از وسط لولهی... اصلاً تصورش هم درست نیست، چون آدم نباید روح خودش رو با این تصورات مسخره آزرده کنه(این فیلم برای مخاطبش نشون میده). در حالی که در دنیا هستید و میخواید آزاد باشید. از همون لحظهای که من فیلمهام رو انداختم دور احساس آزادی شدید و دلگشایی کردم. از همون روزی که یک عادت ناپسند رو ترک میکنم احساس خوشحالی و تر و تمیز بودن روح میکنم. البته این رو قبلاً گفته بودم که دوستان عزیزی هم مخالف بودند. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |









