|
*متنهائی که بایدخواند*
|
|
۱۲:۳۲, ۳/شهریور/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/شهریور/۹۲ ۱۲:۳۷ توسط zryy.)
شماره ارسال: #455
|
|||
|
|||
|
[B]
یک روزی علی میرود مدرسه . یک روز درسشان میرسد به آهن ربا و مغناطیس و معلم می اید مثال بزند که کجاها آهن ربا را استفاده می کنیم .آن وقت آدم دلش شور می زند که نکند لابه لای این مثالها توی سر علی بچرخد ....بمب مغناطیسی , همان که به به ماشین بابا مصطفی چسباندند و حواسش دیگر به کلاس نباشد و برود به قدیمها با یاد بابا ..... خدا کند معلم حواسش جمع باشد ..... یک مصطفی دادیم ما صد مصطفی تکثیر شد ... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







