|
نقد اقدس همراه با اسناد
|
|
۲۲:۳۳, ۲۷/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
|
سلام
امید وارم از این سلسله مباحث استفاده برده باشین ، مطالب کلاسیکه ولی مناسب دوستان و اهل تحقیق هست. ان شالله در سال 94 که بحث تو هفته های اول تموم میشه براتون بعضی مباحث رو علاوه بر کتاب اقدس بصورت مستند میزارم. علتشم اینه که چون مباحث سنگین و طولانی میشد و نمیخواستم شما به زحمت بیوفتین در مطالعش ؛ البته تو همین مطالب زحمت میدم بهتون با طولانی بودنش ![]() دیگه برسیم به بحث امشب قسمت بیستم : تبعیض مضاعف نسبت به زنان ! ![]() در قسمت یازدهم ملاحظه فرمودید در کتاب اقدس بین زنان و مردان تفاوت هائی در بهره مندی از حقوق مادی و معنوی لحاظ شده است . مثلادر لسان جناب میرزا ، زنان شهروندانی هستند که نه تنها از بعضی امور مادی محروم هستند بلکه از بعضی امور معنوی نیز محروم می باشند.
این نگاه تبعیض آمیز به زن گوئی از یک نگاه استراتژیک در متون بهائی بر آمده است زیرا زنان به عنوان شهروند درجه دوم نگاه شده اند… نکته جالب توجه دیگری که درهمین راستا به آن بر می خوریم این است که نه تنها در این نگاه استراتژیک ،زنان موجودات درجه دوم محسوب می شوند بلکه بین خودشان هم از تفاوت هائی برخوردارند و مثلا بین زن شهری و زن روستائی تفاوت است و این را می توان تبعیض مضاعف نسبت به زنان نامید. توضیح اینکه در بهائیت مهریه زن روستائی کمتر از نصف مهریه زن شهری است ! ![]() اگر شگفت زده شده اید بهتر است به این عبارت کتاب اقدس نگاه کنید: لایحقق الصهار الا بالامهار.قد قدر للمدن تسعه عشر مثقالا من الذهب الابریز وللقری من الفضه ومن اراد الزیاده حرم علیه ان یتجاوز عن خمسه و تسعین مثقالا ![]() یعنی ازدواج جزبا مهریه محقق نمی شود.برای شهرها نوزده مثقال طلای خالص و برای دهات و روستاها همین مقدار نقره! هرکس هم زیادتر بخواهد حرام است که نبایداز نود و پنج مثقال تجاوز کند…
چون مطلب بسیار صریح و روشن در حکم آمده توضیح افزون تر لازم به نظر نمی رسد لیکن
۱-آیا تفاوتی بین روستاهای آفریقائی با روستاهای اروپائی نیست؟ ![]() یعنی هم زنان روستاهای آفریقائی باید نقره بگیرند و هم زنان روستاهای اروپائی ؟! ![]() ۲- اگر روستائیانی بودند که متمکن تر از شهری ها بودند تکلیف چیست ؟نقره مهریه شان باشد یا طلا؟! ۳-چرا زنان روستائی باید فکر کنند ارزش آنها نقره است و ارزش همتایان شهریشان طلا و باید این سرشکستگی را تا پایان عمر تحمل کند؟! ![]() ۴- اگر مرد روستائی بود و خواست زن شهری بگیرد باید طلا مهریه کند یا نقره و بالعکس؟! و این کار چه عواقبی بدنبال دارد؟ ۵-چرا خود خانواده ها اجازه ندارند بر اساس شرایط و امکانات و توانائی های خود مقدار مهریه را تعیین کنند ؟! ۶- چرا فرد متمکن نتواند بیش از نود و پنج مثقال طلا(کمتر از نه میلیون تومان) مهریه برای زنش بدهد و برای او این عمل حرام باشد؟! ![]() ۷-روستائیان متمکن چرا محکومند به اینکه بیش از سه میلیون تومان برای زنانشان مهریه ندهند؟! ۸-آیادخالت در امور عرفی (مثل تعیین حداقل یا حد اکثر برای مهریه)به هم زدن آزادی های شخصی و اجتماعی نیست ؟! آن هم در هزاره سوم و عصر توسعه حقوق مدنی و …؟! ۹-سازمان های جهانی و حقوق بشر در مورد نظامی که به اسم دین بین زنان شهری و روستائی فرق می گذارد چه وظیفه ای دارند؟! بین زن و مرد که فرق گذاشتن بعد میگن تساوی رجال و نسا ، بعد که بین خود زنها هم تساوی رو رعایت نمیکنن بعد میگن دیانت جدید.یعنی باید دیانت جدید همچین مطالبی داشته باشه تا دیانت نوین باشه؟ خود جنابان حضرات والامقام ( از حسین علی نوری - عباس افندی و ...) ایا مهریشون رو بر همین مبنا قرار دادن؟ ایا جناب حسین علی نوری که چهار همسر اختیار کرده بودن بین این همسران تساوی رو رعایت کرده بود؟ ![]() یکم براتون از این بانوان بگم فقط اسماشون رو که شما بیشتر اطلاعات عمومیتون بره بالا ![]() ميرزا حسينعلي چهار زن به ترتيب زير داشته است ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() 1- بانو نوابه كه اولين زن ميرزا است و پس از آنكه ميرزا با يك جهش از مقام بندگي به رتبهي ربوبيت و الوهيت ارتقاء يافت بانو نوابه از طرف وي به لقب (ام الكائنات) مفتخر گشت. ميرزا از اين زن سه فرزند داشته، دو پسر به نام عباس (غصن اعظم) و مهدي (غصن اطهر) و يك دختر به نام سلطان كه بعدها به بهائيه خانم و ورقه عليا ملقب گشت. 2- مادر ميرزا محمدعلي (غصن اطهر) و ميرزا ضياءالله و ميرزا بديعالله، آسیه خانم هستن ( البته تو این کتاب نداره این مورد رو که نام این همسرشون جیه تو چای دیگه اومده) 3- گوهر خانم كاشي مادر فروغيه خانم. [b] 4- جماليه خانم كه از دوازده يا سيزده سالگي در خانه ميرزا به عنوان خدمتكار ميزيسته و چون به شانزده سالگي رسيده ميرزا كه خود هفتاد سال داشت درياي مهرش در حق وي به جوش و خروش آمده و نسيم لطفش وزيده او را به همسري خود برگزيده است. ميرزا عباس بزرگترين فرزند ميرزا؛ بنا به نوشتهي كتب بهائيان در ماه محرم 1260 به دنيا آمد و در 1309 بساط ربوبيت پدر را تصاحب نمود. صفحه 149 کتاب جمال ابهی (کتاب برای بهاییا نیست ولی در رد اونها نوشته شده)
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |

















