|
نقد اقدس همراه با اسناد
|
|
۱۹:۴۷, ۷/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
در این مجال و چندین جلسه اینده به بحث نقد کتاب احکام اقدس ( به تصور بهاییان وحی بر جناب حسین علی نوری رهبر بهاییان) میپردازیم. کتاب اقدس کتاب احکام و در حقیقت کتاب شرایع و قوانین بهاییت میباشد که در جامعه بهایی دارای ارج و مقام خاصی بوده . برای اطمینان، دوستان به مرجع کتابخانه بهایی مراجعه و نام این کتاب رو در لیست اثارجناب بهالله مشاهده کنند. البته اثار دیگه ای از این جناب هم هست که فعلا به این کتاب احکامشون میپردازیم. مشت نموونه خرواره ![]() برای نمونه میتوان به اینمورد اشاره کنیم که جناب ولی امر درباره کتاب اقدس چی میگه ( بالاخره هر کسی از دیانت خودش بهتر اگاهی داره ، نداره؟) پ.ن. ولی امر بهای کسی نیست جز ، شوقی افندی نتیجه جناب بهاالله . خو میدونه چقدر بابابزرگش این کتاب رو با زحمت نوشته دیگه ![]() نقل قول: توصيف کتاب اقدس به قلم حضرت وليّ امراللّه ترجمه از (گاد پاسزبای)این متن رو دوستان لطفا با تامل بر قسمتهایی که رنگی شده بخونین. پ.ن. اصل این کتاب به زبان عربی میباشد ولی به دستور مقامات بهایی به زبانهای دیگر هم ترجمه شده حال برسیم به نقد این کتاب که درش ببینیم اصلا چی داره و بعد نکاتی رو بگیم. در اولین مجال از این سلسه بحث به این موضوع میپردازیم که :
مفهوم اولین عبارت کتاب مقدس بهائیان (کتاب اقدس) این است: همه گمراهند جز بهائیان ! بهاءالله در عبارت اول کتاب مدعی است که هرکس مرا نشناسد از اهل ضلالت محسوب می شود حتی اگر همه کارهای خوب جهان بدست او صادر شده باشد!! لذا پیام “اقدس “به همه شش میلیارد انسان روی زمین ،همه نیکوکاران و مخترعان و دانشمندان غیر بهائی این است که شماگمراهید و همه کارهای خوبتان هم باطل است چون مرا نشناخته اید…این عبارت را باید به عنوان معرفی بهائیت به نقل از کتاب اقدس به مجامع بین المللی فرستاد…
“ان اول ما کتب الله علی العباد عرفان مشرق وحیه و مطلع امره الذی کان مقام نفسه فی عالم الامر و الخلق من فاز به قد فاز بکل الخیروالذی منع من اهل الضلال و لو یاتی بکل الاعمال” ترجمه: نخستین چیزی که خدا بر بندگان واجب فرموده شناخت کسی است که محل تابش وحی الهی و محل طلوع امر او قرار گرفته است یعنی همان که در عالم امر و عالم خلق به منزله خود او یعنی خود خداست! هرکس به این عرفان دست یافت به همه خیرها دست یازیده است و هرکس از این عرفان محروم شد یا خود را محروم ساخت از اهل گمراهی است حتی اگرهمه اعمال را هم انجام بدهد. از جوانان عزیز و دانش پژوهان گرامی می خواهم به این عبارت که نخستین جمله و طلیعه کتاب مقدس بهائیان است دقت نمایند و برداشت های خودشان را از آن بیان نمایند. بنده برای شروع بحث سعی می کنم مطالب برآمده از این عبارت را فهرست نمایم:
۱- اولین وظیفه هرکس شناخت رسول است.(رسول از سوی چه کسی؟!) ۲- شناخت رسول ،مهمتر از شناخت خود خداست چون اولین واجب شناخت خود خدا نیست بلکه شناخت رسول است! معلوم نیست وقتی هنوز خود خدا را نشناخته اند چطور رسول او را می توانند بشناسند؟! ![]() ۳- رسول ،قائم مقام خدا در عالم خلق و امر است بلکه نفس اوست! توضیح عالم خلق و امر باشد برای بعد! وقتی خود فرد شناخته شده نیست شناخت قائم مقام او چه معنی دارد؟! ![]() ۴- وصول به همه خیرها در گرو شناخت این رسول است ! ![]() ۵- هرکس از این عرفان منع شود گمراه است حتی اگر همه اعمال را انجام دهد! پس هرکس در دنیا به عرفان رسول دست نیافت از نظر بهاءالله اهل ضلالت و گمراهی است و اگر اعمال خوبی هم انجام دهد به درد نمی خورد و باطل است. خلاصه سخن بهاءالله در نخستین عبارت کتاب اقدس این است که :
بنازم انحصار طلبی را که از این بالاتر نمی شود! ![]() همه دنیا گمراهند جز این سه چهار میلیون نفر و همه مطالب و اعمال خوبشان هم باد هواست! راستی یک پیامبر الهی سراغ دارید که مردم را این چنین به خود _و نه به خدا _فراخوانده باشد؟! ![]() یک آدم انحصار طلب سراغ دارید که به اسم دین ،خود را قائم مقام خدا در عالم خلق و امر معرفی نموده و بگوید به جای هر شناخت دیگر بیائید دنبال من که اگر مرا نشناسید و دنبال من نیائید محکوم به گمراهی و بدبختی هستید؟! ![]() پایام بخش اول ان شاء الله تو چند جلسه اینده این بحث رو ادامه و تا قبل از سال جدید پایان میدیم دوستان اگه جایی روشک داشتن بگین ، بالاخره این دیانت هم برای خودش یه ااسنتباطایی داره و هینطوری الکی نیست اینهمه ادم دنبال روشونن.از همه دوستان درخواست دارم نظراتشون رو هم بگن البته هر جا رو اگه نقل قول میکنن ادرس بدن.
|
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱:۱۰, ۲۳/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
بچه ها 16 قسمت رو با هم بودیم نمیدونم مطالب باب میل بچه ها نیست یا اینکه دارین فقط گوش میدین و میخونین! ![]() دارم بیشتر نگران میشم که مطالب سنگینه و باب میلتون نیست. صحبت و گفتگو هم داریم ، خوب دوستان بیایین و نطر بدین و اینکه خودتون واستون سوال نیست که جرا این جناب مستطاب چنین فتاوایی داره؟اگه با یکی بحثتون بشه چه میکنین؟ میخواین اصلا من بشم پسر بده؟ ![]() بگذریم ، بنده که از رو نمیرم و تا قسمت اخرش با شما هستم و امید وارم استفاده ببرین ، بابا همش کپی نیست ، نصفشو خودم نقد میکنم.
از دیگر تعالیم اختصاصی کتاب اقدس ،وجوب شستن پا در زمستان و تابستان است. مطابق این حکم بهائیان باید پاهای خود را دائما بشویند به این ترتیب: در تابستان روزی یک بار و در زمستان هر سه روز یک بار ! متن حکم در کتاب اقدس چنین است:
یعنی پاهای خود را بشوئید در تابستان هر روز و در زمستان هر سه روز فقط یکبار! مطابق این دستور العمل باید اولیای امر بهائی یا خود بهائیان این کارها را انجام دهند یا تکلیفش را مشخص نمایند: ۱- قبل از هر چیز بر اساس مناطق مختلف ، کشور های جهان را از لحاظ میزان وقوع تابستان و زمستان در آنها بسنجند تا این مومنین به اقدس، وظیفه شان روشن شود که در چه روزهائی باید پاهای خود را هر سه روز یک بار بشویند و در چه روزهائی باید پاهایشان را هر روز بشویند! ۲- چون در حکم صحبتی از بهار یا پائیز نشده لذا در این دوفصل تکلیف شستن پا ساقط است یا معلوم نیست! ![]() ۳-چون در حکم حدی برای گرمای تابستان یا سرمای زمستان تعیین نشده لذا تکلیفشان دقیقا معلوم نیست که تا چه درجه حرارتی را تابستان فرض کنند و روزی یک بار پا را بشویند و تا چند درجه سرما را زمستان فرض نموده پاهای خود را سه روز یک بار بشویند! ۴- دوستان یه سوالی که ما شیعه ها با برادران اهل سنت داریم سر شستن دست برای وضو هست رو یادتونه؟از ازنج تا توک انگشت ، حالا من یه سوال دارم از جنابان احبا و بیت العدل ؛ پا رو از کدوم قسمت شما میشورین؟ از زانو؟ از پایینتر؟ مچ؟ کجا دقیقا ، جناب اخه حق تبیین و تفسیر ندارین خواستم بدونم داستانش چس میشه خو. ![]() ۵-آیا زن و مرد در این حکم با هم مساوی هستند و فرقی بین آنها در نوع و حد شستن پاهایشان نیست؟! اقدس در این زمینه ساکت است. اگه برابر باشن دیگه باید گفت تساوی رجال و نسا اونم تو این احکام مجهول۶- آیا اگر کمبود آب وجود داشت تخفیفی وجود دارد که مثلا حکم تغییر کند و هر وقت آب موجود بود بشویند نه هر روز ؟! اقدس در این زمینه ساکت است. ۷-کشور های استوائی یا کشورهائی که همه سال یک نوع آب و هوا و بعضا بهاری دارندتکلیف چیست چون اطلاق تابستان و زمستان به آنها نمی شودتا مطابق اقدس به شستن سه روز یکبار در زمستان یا هر روز در تابستان بپردازند؟! ۸-تکلیف دست ها و صورت چیست؟ آیا شستن آنها وجوب ندارد و فقط مساله شستن پاها وجوب دارد؟! اقدس ساکت است. ۹-تکلیف کسانی که این کار را نمی کنند چیست؟جریمه دنیوی واخروی آنها چه می باشد؟ اقدس در این زمینه هم ساکت است! نکنه بحث تمیزگی رو میخواد بگه خو چرا بقیه جاهارو نمیگه؟فقط پا؟ ما ریزگیر نیستیم وقتی پای اسلام میاد میخوان ریزش رو بیرون بیارن ، شما هم پایخ بدین به این سوالات فلسفی که ...![]()
|
|||
|
|
۱:۱۳, ۲۳/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
(۲۳/اسفند/۹۳ ۱:۱۰)mahdy30na نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیمکلا گفته پاهاتون رو بشورید، ثواب داره ![]()
|
|||
|
|
۱۳:۵۸, ۲۴/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
وقتی بین افراد بهائی در مباحث مختلف بهائیت اختلاف بوجود آید چگونه باید چاره جوئی شود و رفع اختلاف به چه طریقی انجام می پذیرد؟ نظر شارع اقدس این است که در مواقع بروز اختلاف بین بهائیان باید به خداوند (شخص میرزا) مراجعه کنند تا او ریشه اختلاف را بردارد اما اگر میرزا حسینعلی درقید حیات نبود چه کنند؟ پاسخ این است که باید به کتاب اقدس و هرآنچه که بر میرزا نازل شده مراجعه نموده و بدین ترتیب اختلافاتشان را بوسیله کتاب برطرف نمایند!
اذا اختلفتم فی امر فارجعوها الی الله ما دامت الشمس مشرقه من افق هذاالسماء و اذا غربت ارجعوا الی مانزل من عنده انه لیکفی العالمین هنگامی که در مسئله ای اختلاف نمودیدبه خداوند مراجعه نمائید مادامی که خورشید از افق این آسمان(بهائیت) می تابد ووقتی که این خورشید غروب نمود برای رفع اختلاف به آنچه که از طرف خدا نازل شده مراجعه نمائید که همانا این منزولات (کتاب اقدس و…)همه جهانیان را کافی خواهد بود!
بنا بر این اکنون که خداوند(جناب بهاءالله) از دنیا رفته اند وظیفه رفع اختلافات بهائیان با یکدیگر به عهده کتاب اقدس و سایر منزولات می باشد.
۱- اگر کتاب می توانست به تنهائی رفع اختلاف کندبه وجود رسول و ولی چه نیازی بود؟ ![]() ۲- وقتی اختلاف در خود کتاب اتفاق بیفتد و برداشت های مختلف از مطالب آن وجود داشته باشد چگونه این اختلافات با مراجعه به خود کناب حل شدنی است؟یعنی خود مطالب کتاب موجب اختلاف بین افراد شده آنوقت خود کتاب رافع اختلاف می شود؟! ۳- با وجود کتاب اقدس و سایر کتب بهائی چرا هنوز بین بهائیان اختلاف بر طرف نشده و گروه های مختلف در درون بهائیت یکدیگر را مطرود و منحرف می خوانندو سلام و کلام با همدیگر را جایز نمی شمرند(همچون بهائیان بیت العدلی و بهائیان ارتدکسی) ۴- اگر اقدس برای رفع اختلاف جهانیان کافی است(انه لیکفی العالمین) چرا بهائیان از آن بهره نمی برندتا دردهای جهانی را درمان کنند؟! ۵- چرا فرزندان خود بهاءالله (ناقضین و ثابتین)به اقدس مراجعه ننمودند تا اختلافاتشان بر طرف شود و اینقدر به یکدیگر دشنام ندهند؟! ۶-اگر خود کتاب دچار تحریف شد و دیگر عاملی برای رفع اختلاف نبودبهائیان چه باید بکنند و اختلافاتشان را چگونه بر طرف نمایند؟! ۷-خود میرزا چرا با تمسک به کتاب خودش (اقدس )نتوانست بین خود و برادرش ازل صلح و آشتی برقرار نماید و رفع اختلاف کند؟! ۸-با چه مدلی می شود با اقدس به رفع اختلاف پرداخت و مشکلات جهانی را حل و فصل نمود وقتی آن مدل در رفع اختلاف بین خود بهائیان جواب نداده است؟! ۹- وقتی با وجود کتاب اقدس بین بهائیان رفع اختلاف نشده و خود خدا هم (میرزا) فوت نموده گزینه دیگر برای رفع اختلاف در بهائیت چیست؟! با تشکر از دوستان ![]() اینگونه لست که شامل حال این قسمت میشوند
«فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ»
البقرة آیه : 258 |
|||
|
|
۱۶:۲۰, ۲۵/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم قسمت هیجدهم : دفن اموات در بلور!!![]() بهائی متوفی را باید با پنج لباس از گرانقیمت ترین پارچه ها یعنی حریر و ابریشم بپوشانند و انگشتری های مخصوص با متن های ویژه در دستش نهند و آنگاه در تابوتی ساخته شده از بلور قرار دهند و سپس متوفای با این وسائل گرانقیمت را در جائی نزدیک که از یک ساعت فاصله بیشتر نشود دفن نمایند!
قد حکم الله دفن الاموات فی البلور و الاحجار المتنعه اوالاخشاب الصلبه اللطیفه و وضع الخواتیم المنقوشه فی اصابعهم انه لهوالمقتدرالحکیم… وان تکفنوه فی خمسه اثواب من الحریر اوالقطن من لم یستطع یکتفی بواحده منهما کذلک قضی الامر من لدن علیم خبیر… حرم علیکم نقل المیت ازید من مسافه ساعه من المدینه ادفنوه بالروح و الریحان فی مکان قریب! یعنی خداوند حکم نموده که مردگان را در بلور و سنگ های ارزشمند یا چوب های محکم و لطیف و انگشترهائی که عبارات بر آنها منقوش است و در انگشت آنها باشد،دفن نمائید که خدا توانا و داناست…و اینکه آنها را در پنج لباس از حریر یا ابریشم کفن کنید و کسی که استطاعت نداشت به یکی از آنها اکتفا نمایداینگونه ازجانب دانای آگاه فرمان صادر شده است…بر شما حرام است که مرده را بیشتر از مسافت یک ساعت منتقل کنیدبلکه او را با روح و ریحان در مکانی نزدیک دفن نمائید! بهائی می پرسد: ۱- جسد جناب باب (نقطه اولی )چگونه از تبریز به حیفا در اسرائیل منتقل شد.آیا مسافت تبریز تا حیفا در آن موقع از یکساعت کمتر بود یا همگی منتقل کنندگان مطابق صریح کتاب اقدس، امر حرامی را مرتکب شدند؟! ۲- دفن اموات در بلور و حریر چه تکریم و بزرگداشتی برای مرده است ؟! مگر لباس و منزل گرانقیمت در دوره حیات موجب بزرگی محسوب می شده که در موقع مرگ موجب بزرگی و تکریم مرده بشود ؟! ۳- اینهمه پول را صاحبان مرده از کجا بیاورند و به چه حکمتی خرج این تشریفات نمایند ؟ وقتی یک ظرف بلور کوچک و یک تکه حریر یا ابریشم خالص هزاران تومان ارزش دارد یک تابوت به آن بزرگی از بلور که ارزشش از میلیونها تومان بیشتر می شود و نیز پنج لباس سراسر حریر و ابریشم را با مرده زیر خاک دفن کردن چه حکمتی دارد؟! ۴-ترکیب پنج لباس ابریشم و پنج لباس حریر چگونه باید باشد(از هرکدام چندتا)و در مورد ناتوانان که قرار است به یکی از آنها (ابریشم یا حریر)اکتفا کنند منظور چیست ؟یعنی هر پنج لباس را از یکنوع انتخاب کنند ؟(یکتفی بواحده منهما)؟! ۵- اگر اهالی دو کشور چین و هند(نزدیک سه میلیارد نفر) بخواهند بهائی شوندبرای مرده آنها چه حجم بلور و حریر خالص لازم است(اقلا پانزده میلیارد متر مربع حریرو پانزده میلیارد متر مربع ابریشم و پانزده میلیارد متر مربع بلوربرای مردگان آنها الزامی است! این حجم تولید و تجارت و اشتغالزائی همه دولتمردان را اسیر خود می کند یعنی اسیر مردگان)؟!۶-وقتی مردگان در لباس حریر کفن شده انداز پشت بلور چه چیز پیداست (؟!)بویژه بلوری که زیر خروارها خاک پنهان است؟!حکمت بلوررا تعیین فرمائید! اصلا یه چیز دیگه چرا نباید بیش از یک ساعت مسافت باشه؟ اومدیم اینقدر قبر ساختن فقط یکساعت باید قبر ها رو طی کرد ، تکلیف چیه؟ احه این " جانب دانای آگاه فرمان صادر شده است " کجای دانایی ایهارو پاسخ میده؟ بعد چناب یه سوال واقعا با تامل پاسخ میخوایم بر شما حرام است که مرده را بیشتر از مسافت یک ساعت منتقل کنیدبلکه او را با روح و ریحان در مکانی نزدیک دفن نمائید! میخواین خونه هرکی بشه مزارش؟اینطوری کسی هم مسافتی رو طی نمیکنه و بهداشت هم به همه مجوز میده بعدش این 1 ساعت با چه وسیله؟ حمل با حیوانات ، ماشین ، هواپیما و //// خوبه تو زمان ایشون همه این موارد بوده باز مبهم میگن حکم رو. شماه 1 رو دوباره میگم تا شاید پاسخ اصلی رو پیدا کردیننقل قول: جسد جناب باب (نقطه اولی )چگونه از تبریز به حیفا در اسرائیل منتقل شد.آیا مسافت تبریز تا حیفا در آن موقع از یکساعت کمتر بود یا همگی منتقل کنندگان مطابق صریح کتاب اقدس، امر حرامی را مرتکب شدند؟! اول که مشرق وحی یچی میگه بعد این دانای کل احکامش خلط کدوم فرق هست؟ خوبه نگفت که بلور و جریری ... نسبت به اسلام برتری داره.عین نماز میت که تکبیرش برتری داره ![]() با تشکر از دوستان ![]() اینگونه شامل حال این قسمت میشوند «فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ»
البقرة آیه : 258 |
|||
|
|
۱۹:۱۳, ۲۶/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
![]() قسمت نوزدهم : طلا بدهید اگر غمگین بسازید! ![]() در بهائیت هرکس که دلی را غمگین کند و انسانی را محزون نماید بخاطر این گناه جریمه سنگینی را باید بپردازد. این جریمه نوزده مثقال طلا تعیین شده است! این محزون ساختن ممکن است به هر وسیله ای مثل ؛ جدال و نزاع و زد و خورد یا زخم زبان و تهمت و افترا و تمسخر و … ( یادتونه تو بحث دهوای خانوادگیشون خیلط سطحی گفتم چیا به هم میگن؟ حالا اینم داشته باشین که در همین ایین بین افراد سطح بالا نزدیک به خدا چه جملاتی رد و بدل شده : نمونه دعوایی که بین جناب عباس افندی با میرزا محمد علی اونیکی برادر خودش که فرزند خدا هستن پسران خدا با هم مشکل دارن و به هم ببینین چی میگن : سوسک ،خفاش کلاغ ، کرم خاکی ، گرگ و روباه « مکاتیب » ، ج1 ، ص242 ، ح2 ، ص234 « توقیعات مبارکه » ج1 ، ص132 همینطور محمد علی غصن اکبر نیز ، عباس افندی غصن اعظم را رئیس المشرکین ، ابلیس لعین ( « توقیعات مبارکه شوقی » ، ( لوح قرن ) ج1 ، ص103 ) گوساله و الاغ دوپا خوانده ، و خود را غضنفر الله معرفی می کرد . ( « مکاتیب » ، ج1 ، ص271 ، و « رحیق مختوم » ، ص851)دیکه بقیش رو قبلن تو دعوای خدا و خواهر خدا بوده رو خوندین دیکه؟! ) بوقوع پیوندد لیکن باید این جریمه توسط خاطی پرداخت شود.نقل قول: توضیح مکمل برای دوستانی میخوان یکم درباره این دو بدونن : عباس افندی فرزند بزرگ بهاء همه کسانی را که بعد از پدر به او گرویدند ((ثابت پیمان)) خواند و بردار خود میرزا محمد علی را که به نص لوح وصیت بهاء مقام غصن اکبر داشت چون به طوری که دلخواه او بود پیروی نکرد و حاضر نشد اورا مانند پدر خود یفعل ما یشاء بداند ناقض اکبر لقب داد. میرزا محمد علی یکی از پسران بهاءالله است. او فرزند ارشد فاطمه خانم همسر دوم بهاءالله است.وی محمد علی را «غصن اکبر» به معنی شاخه بزرگتر نامید. میرزا محمد علی که توسط پدرش بهاء الله،غصن اکبر لقب گرفته بود، پس از مرگ پدر توسط برادر خودعباس افندی ، ناقض اکبر نامیده شد. متن حکم در اقدس چنین است: “من یحزن احدا فله ان ینفق تسعه عشر مثقالا من الذهب هذا ما حکم به مولی العالمین”! هرکس ،دیگری را محزون سازد بر او واجب است که نوزده مثقال طلا انفاق کند.این آن چیزی است که مولای جهانیان به آن حکم داده است!
۲- همین بهائی اگر مرتکب فحشاء شود و زنا کند باید نه مثقال طلا یعنی به پول امروز هشتصد هزار تومان بپردازد.پس جریمه زنا کردن هشتصد هزار تومان ولی جریمه محزون ساختن یک ملیون و هشتصد هزار تومان است! ۳-جریمه زنا را باید به بیت العدل داد اما در اقدس ذکر نشده که جریمه محزون ساختن را به چه کسی باید پرداخت لذا این گزینه ها مطرح است: الف:این جریمه هم مثل زنا به بیت العدل پرداخت شود ب: این جریمه به خود محزون شده پرداخت شود ج: این جریمه به دیگران انفاق شود در اینکه کدام گزینه درست است اقدس ساکت است. ۴-آیا هر محزون ساختنی مشمول جریمه است؟ گاهی طرف خطائی کرده که باید تنبیه یا محزون شود بازهم باید برای محزون کردن او باید یک ملیون و هشتصد هزار تومان پرداخت نمود؟ اقدس ساکت است.![]() ۵-حزن یک امر قلبی است چگونه اندازه گیری می شود؟ از خود طرف باید بپرسیم یا از چهره یا گریه یا ناله اش باید بفهمیم بعد یک ملیون و هشتصد هزار تومان بپردازیم؟! ۶- وقتی در یک برخورد کسی را چند بار محزون نمودند باید جریمه را چند برابر نمایند یا همان یک بار کافی است؟! ۷- کسی که گروهی را یا یک شهر یا یک ملتی را محزون ساخت به تعداد همه باید جریمه بپردازد؟! ۸- آیاپرداخت پول به بیت العدل بابت یک گناه عامل پیشگیری از وقوع جرم می تواند باشد و در جلوگیری از محزون ساختن افراد موثر است!؟ ۹- اگر کسی توانائی مالی نداشت و دائما افراد را محزون کرد تکلیف او چیست؟! ![]() هیچی چون اقدس و بیت العدل جواب نداره. ظاهرا خود میرزا متوجه این مشکلات شده و زود چاره جوئی کرده است: “انه قد عفی عنکم فی هذاالظهور” یعنی این جریمه از شما براداشته شد!! بهائی می پرسد: پس فایده ذکر این حکم چیست؟: آیا با این معاف کردن جریمه ،دیگر محزون ساختن مجاز است ؟!![]() آیا اصلا جریمه از ابتدا بی معنا بود و نباید جریمه پرداخت شود؟! یا در ظهور های قبلی این حکم جریان داشت ولی در این ظهور برداشته شد ؟! یا اصلا از ابتدا اشتباه کردیم که گفتیم حالا با بر داشتنش جبران اشتباه می کنیم ؟! یا این حرف ها فقط مانور ی برای ارائه چهره انسان دوستانه بوده و فایده دیگری ندارد؟! یا … [b]خودش رعایت نمیکنه بعد میگه جریمه یاد یکی از همکاان افتادم که میکفت هرجه برای خود میپسندی ... حالا اغنام الله میشه بگین چطور میشه خود رهبر ، خدا ، پیامبر و پرچمدار این عقیده ، خودش و خانوادش فاکتور گرفته شده؟ پ.ن :[/b]در اصطلاح بهائیت به همه بهائیان جهان که به حسینعلی نوری، آنگونه که باید ایمان آورده و ملتزم به آیین بهائیت باشد اغنام الله (گوسفندان بهاء الله) اطلاق می شود. او در صفحه 380 مجموعه الواح مبارکه (چاپ مصر) میگوید: ای جهلای معروف بعلم چرا در ظاهر دعوي شبانی کنيد و در باطن ذئب اغنام من شدهايد در دیکشنری نوزده هزار لغت : « اَغْنام - گوسفندان ( مفرد : غَنَم ) - در اصطلاح و ادب اشخاص مظلوم و مؤمَن را به اغنام و خداوند را به شَبان و ظالمان را به گرگان تشبيه مي كنند.» با تشکر از دوستان ![]() اینگونه شامل حال این قسمت میشوند «فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ»
البقرة آیه : 258 |
|||
|
|
۲۲:۳۳, ۲۷/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
|
سلام
امید وارم از این سلسله مباحث استفاده برده باشین ، مطالب کلاسیکه ولی مناسب دوستان و اهل تحقیق هست. ان شالله در سال 94 که بحث تو هفته های اول تموم میشه براتون بعضی مباحث رو علاوه بر کتاب اقدس بصورت مستند میزارم. علتشم اینه که چون مباحث سنگین و طولانی میشد و نمیخواستم شما به زحمت بیوفتین در مطالعش ؛ البته تو همین مطالب زحمت میدم بهتون با طولانی بودنش ![]() دیگه برسیم به بحث امشب قسمت بیستم : تبعیض مضاعف نسبت به زنان ! ![]() در قسمت یازدهم ملاحظه فرمودید در کتاب اقدس بین زنان و مردان تفاوت هائی در بهره مندی از حقوق مادی و معنوی لحاظ شده است . مثلادر لسان جناب میرزا ، زنان شهروندانی هستند که نه تنها از بعضی امور مادی محروم هستند بلکه از بعضی امور معنوی نیز محروم می باشند.
این نگاه تبعیض آمیز به زن گوئی از یک نگاه استراتژیک در متون بهائی بر آمده است زیرا زنان به عنوان شهروند درجه دوم نگاه شده اند… نکته جالب توجه دیگری که درهمین راستا به آن بر می خوریم این است که نه تنها در این نگاه استراتژیک ،زنان موجودات درجه دوم محسوب می شوند بلکه بین خودشان هم از تفاوت هائی برخوردارند و مثلا بین زن شهری و زن روستائی تفاوت است و این را می توان تبعیض مضاعف نسبت به زنان نامید. توضیح اینکه در بهائیت مهریه زن روستائی کمتر از نصف مهریه زن شهری است ! ![]() اگر شگفت زده شده اید بهتر است به این عبارت کتاب اقدس نگاه کنید: لایحقق الصهار الا بالامهار.قد قدر للمدن تسعه عشر مثقالا من الذهب الابریز وللقری من الفضه ومن اراد الزیاده حرم علیه ان یتجاوز عن خمسه و تسعین مثقالا ![]() یعنی ازدواج جزبا مهریه محقق نمی شود.برای شهرها نوزده مثقال طلای خالص و برای دهات و روستاها همین مقدار نقره! هرکس هم زیادتر بخواهد حرام است که نبایداز نود و پنج مثقال تجاوز کند…
چون مطلب بسیار صریح و روشن در حکم آمده توضیح افزون تر لازم به نظر نمی رسد لیکن
۱-آیا تفاوتی بین روستاهای آفریقائی با روستاهای اروپائی نیست؟ ![]() یعنی هم زنان روستاهای آفریقائی باید نقره بگیرند و هم زنان روستاهای اروپائی ؟! ![]() ۲- اگر روستائیانی بودند که متمکن تر از شهری ها بودند تکلیف چیست ؟نقره مهریه شان باشد یا طلا؟! ۳-چرا زنان روستائی باید فکر کنند ارزش آنها نقره است و ارزش همتایان شهریشان طلا و باید این سرشکستگی را تا پایان عمر تحمل کند؟! ![]() ۴- اگر مرد روستائی بود و خواست زن شهری بگیرد باید طلا مهریه کند یا نقره و بالعکس؟! و این کار چه عواقبی بدنبال دارد؟ ۵-چرا خود خانواده ها اجازه ندارند بر اساس شرایط و امکانات و توانائی های خود مقدار مهریه را تعیین کنند ؟! ۶- چرا فرد متمکن نتواند بیش از نود و پنج مثقال طلا(کمتر از نه میلیون تومان) مهریه برای زنش بدهد و برای او این عمل حرام باشد؟! ![]() ۷-روستائیان متمکن چرا محکومند به اینکه بیش از سه میلیون تومان برای زنانشان مهریه ندهند؟! ۸-آیادخالت در امور عرفی (مثل تعیین حداقل یا حد اکثر برای مهریه)به هم زدن آزادی های شخصی و اجتماعی نیست ؟! آن هم در هزاره سوم و عصر توسعه حقوق مدنی و …؟! ۹-سازمان های جهانی و حقوق بشر در مورد نظامی که به اسم دین بین زنان شهری و روستائی فرق می گذارد چه وظیفه ای دارند؟! بین زن و مرد که فرق گذاشتن بعد میگن تساوی رجال و نسا ، بعد که بین خود زنها هم تساوی رو رعایت نمیکنن بعد میگن دیانت جدید.یعنی باید دیانت جدید همچین مطالبی داشته باشه تا دیانت نوین باشه؟ خود جنابان حضرات والامقام ( از حسین علی نوری - عباس افندی و ...) ایا مهریشون رو بر همین مبنا قرار دادن؟ ایا جناب حسین علی نوری که چهار همسر اختیار کرده بودن بین این همسران تساوی رو رعایت کرده بود؟ ![]() یکم براتون از این بانوان بگم فقط اسماشون رو که شما بیشتر اطلاعات عمومیتون بره بالا ![]() ميرزا حسينعلي چهار زن به ترتيب زير داشته است ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() 1- بانو نوابه كه اولين زن ميرزا است و پس از آنكه ميرزا با يك جهش از مقام بندگي به رتبهي ربوبيت و الوهيت ارتقاء يافت بانو نوابه از طرف وي به لقب (ام الكائنات) مفتخر گشت. ميرزا از اين زن سه فرزند داشته، دو پسر به نام عباس (غصن اعظم) و مهدي (غصن اطهر) و يك دختر به نام سلطان كه بعدها به بهائيه خانم و ورقه عليا ملقب گشت. 2- مادر ميرزا محمدعلي (غصن اطهر) و ميرزا ضياءالله و ميرزا بديعالله، آسیه خانم هستن ( البته تو این کتاب نداره این مورد رو که نام این همسرشون جیه تو چای دیگه اومده) 3- گوهر خانم كاشي مادر فروغيه خانم. [b] 4- جماليه خانم كه از دوازده يا سيزده سالگي در خانه ميرزا به عنوان خدمتكار ميزيسته و چون به شانزده سالگي رسيده ميرزا كه خود هفتاد سال داشت درياي مهرش در حق وي به جوش و خروش آمده و نسيم لطفش وزيده او را به همسري خود برگزيده است. ميرزا عباس بزرگترين فرزند ميرزا؛ بنا به نوشتهي كتب بهائيان در ماه محرم 1260 به دنيا آمد و در 1309 بساط ربوبيت پدر را تصاحب نمود. صفحه 149 کتاب جمال ابهی (کتاب برای بهاییا نیست ولی در رد اونها نوشته شده)
|
|||
|
|
۱۷:۵۱, ۲۸/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم قسمت بیست و یکم :اعتراض جایز نیست! ![]() ![]() در نگاه شارع اقدس،اعتراض به امر بهائیت جایز نیست و حرام می باشد.عبارت اقدس در صفحه 135 چنین است: قل یا قوم ان لن تومنوا به لا تعترضوا علیه تالله یکفی مااجتمع علیه من جنود الظالمین! بگو ای قوم من اگر به امر، ایمان نیاورده ایدحق اعتراض بر آن را ندارید. به خدا سوگند همین مقدار ازسپاهیان ظالم که علیه آن اجتماع نموده اندکافی است!
۱- آیا منظور جناب میرزا از “قوم”در این عبارت، بهائیان معترض است؟! یعنی بهائیان به هیچ وجه حق اعتراض به امر را ندارند؟! ۲-یا اینکه منظور از قوم مسلمانان است که ایمان نیاورده اندو به آنها می گوید که نباید اعتراض نمایند؟! سوال این است کسی که ایمان به امر نیاورده برای اعتراض یا عدم اعتراض به بهائیت، به حرف میرزا گوش نمی دهد که میرزا به او بگوید واجب است اعتراض ننمائی! ![]() ۳- آیا منظورش از “قوم”، بابی هاست که پس از باب به او ایمان نیاورده اندو به آنها می گوید نباید اعتراضی به من داشته باشید؟!
۴- آیا مقصود او از قوم ،ادیان الهی است که نباید به او اعتراض کنند؟! چرا آنها حق اعتراض نداشته باشند در حالیکه همگی آنها را منسوخ اعلام کرده و بی دلیل ادعای آوردن دین جدید نموده است؟!
۱- هرکس به میرزا و بهائیت اعتراض کند ظالم نامیده می شود؟! ۲- معترضان به میرزا از داخل خانواده اش گرفته تا دولتیان و ملتیان همه ظالمند و میرزا مظلوم؟! ۳- آیا با ترس از اتهام “ظالم نامیده شدن “باعث نمی شود هیچ بهائی حق اعتراض به مطالب امری را به خود ندهد؟! ۴-این اصل “ظالم خواندن مخالفان” با ادعای روح و ریحان خواندن بهائیت و وحدت عالم انسانی و…،چگونه قابل جمع است؟! ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
|||
|
|
۱:۴۵, ۲۹/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم قسمت بیست و دوم : شاهکار ارث در بهائیت! از شاهکارهای اقدس در احکام تشریعی جدید بمناسبت قرن بیست و یکم و تناسب با هزاره جدید ، بحث ارث می باشد. این آئین با منسوخ دانستن اسلام ،به روش باب عمل کرده و ارث بران را به هفت طبقه تقسیم کرده و با روش ابجدی ، برای هر طبقه سهمی تعیین نموده است. شاهکار این تقسیم و سهم بندی در این شاخص هاست:![]() سهم برادر بزرگتر از برادران دیگر و خواهران بیشتر است. سهم برادران متوفی از خواهران بیشتر است. سهم پدر متوفی از سهم مادر بیشتر است. سهم همسر از سهم ذریه کمتر است. معلم متوفی اگر بهائی نباشد از سهم محروم است. درافراد بدون فرزند،سهم فرزندان به بیت العدل داده می شود. هریک از طبقات وراث که نباشند سهمشان به بیت العدل داده می شود. (بعبارت دیگر بیت العدل هم به نوعی از متوفی ارث می برد)
همسران: ۴۸۰ سهم از ۲۵۲۰ سهم پدران: ۴۲۰ سهم از ۲۵۲۰ سهم مادران: ۳۶۰ سهم از ۲۵۲۰ سهم برادران: ۳۰۰ سهم از ۲۵۲۰ سهم خواهران: ۲۴۰ سهم از ۲۵۲۰ سهم معلمان: ۱۸۰ سهم از ۲۵۲۰ سهم[/b] متن اقدس به این قرار است دقت کنید نحوه بیان را به رمز و رموز عربی و ابجد!)قد قسمنا المواریث علی عددالزاءمنها قدر لذریاتکم من کتاب الطاء علی عددالمقت! (مواریث را به عدد۷ تقسیم کردیم.برای فرزندانتان از مضرب ۹ (درعدد ۶۰)میشود۵۴۰ و للازواج من کتاب الحاءعلی عدد التاءوالفاء !(برای همسران از مضرب ۸می شود۴۸۰) و للآباء من کتاب الزاءعلی عدد التاءوالکاف !(برای پدران از مضرب۷میشود ۴۲۰) و للامهات من کتاب الواو علی عدد الرفیع!(برای مادران از مضرب۶ می شود۳۶۰) و للاخوان من کتاب الهاء عددالشین !(برای برادران از مضرب۵ می شود ۳۰۰) و للاخوات من کتاب الدال عددالراءو المیم!(برای خواهران از مضرب ۴ می شود۲۴۰) وللمعلمین من کتاب الجیم عددالقاف و الفاء!(برای معلمان از مضرب۳ میشود۱۸۰) کذلک حکم مبشری الذی یذکرنی فی اللیالی و الاسحار! بعد یک اتفاق جالبی می افتد:میرزا گریه و زاری و ضجه فرزندان را در صلب پدران و مادران می شنود که از سهم کم خود ناراضی هستند.دل او به رحم می آید و تصمیم می گیرد که سهم آنها را زیادتر کند تا به گریه و زاری خاتمه دهند! این می شود که سهم فرزندان را دو برابر می کندو ۵۴۰ سهم را می کند ۱۰۸۰ سهم ! بعد می بیند سهم بقیه به هم می خورد و آنچه قبلا تشریع کرده و گفته (قد قسمناالمواریث …یعنی ما اینگونه مواریث را تقسیم نمودیم…)باید عوض شود تصمیم می گیرد که عدد اضافه شده به سهم فرزندان را سر شکن کند روی بقیه و از هر کدام از هفت طبقه یاد شده یکی نود سهم کم نماید تا نسبت ۲۵۲۰ سهم عوض نشود!
سهم همسران ۳۹۰ سهم سهم پدران:۳۳۰ سهم سهم مادران:۲۷۰ سهم سهم برادران:۲۱۰ سهم سهم خواهران:۱۵۰ سهم سهم معلمین :۹۰ سهم[/b] بعد هم می گوید در نبود فرزندان و هریک از طبقات ،سهام باید به بیت العدل داده شود (که تفصیل آن بسیار جالب است…) ضمنا خانه مسکونی و البسه مخصوصه متوفی هم مال پسر بزرگ است و پسران بعدی و خواهران سهمی در خانه مسکونی و البسه مخصوصه ندارند!
چرا بین زن و مرد و خواهر و برادر و معلم بهائی از غیر بهائی و…تفاوت و تبعیض روا داشته اید؟! چرا از اول ضجیج و ناله فرزندان را نشنیدید که تشریعتان را عوض نکنید؟! چرا شما که خدائیددر ادیان قبلی ناله فرزندان و غیر فرزندان را نشنیدیدو ترتیب اثر ندادید؟! چراتشکیلات بیت العدل در اسرائیل در ارث هر کسی وجود دارد(جزو ورثه هر بهائی است) و این پول ها رابیت العدل برای چه می خواهد و چه می کند و به چه کسی حساب پس می دهد(از مالیات هم که در اسرائیل معاف است)؟! چرا و چرا…؟! اضافه می کنم: این محاسبات توسط چه کسی انجام می شود؟! لابد نماینده بیت العدل ! زیرا باید حضور داشته باشد تا ببیند از این ۷ طبقه کدامیک هستند و کدامیک نیستند تا سهم غائبان را برای بیت العدل مصادره کند! یعنی این تشکیلات در همه جا زمام بهائیان را با نظم حزبی از حیات تا ممات در دست دارد و هیچ کس هم حق تخلف ندارد : نظام سجلی اش در دست آنهاست،جریمه فسادش را باید به آنها بپردازدبا هر گونه مخالفت با آنها،به مجازات طرد محکوم می شود و نوزده درصد سود کسب و کار را هم باید به آنها بدهدودر ارث هم آنها شریکند و به ازای هر عضو غائب در ۷گروه ورثه ،سهمشان را مصادره می کند…لابد سهم معلمان راهم آنها بر می دارند زیرا در طول دوره کودکی تا جوانی آنها معلمین بهائی را برای افراد می گمارند!معلمین هم اگر بخواهند ارث ببرند باید حرف آنها را گوش دهند تا محکوم به طرد نشوند که از ارث محروم گردند…!!
[/b] اینگونه شامل حال این قسمت میشوند «فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ» البقرة آیه : 258 |
|||
|
|
۱۴:۴۹, ۲/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #39
|
|||
|
|||
|
سلام سال نو مبارک
یه پند قسمتی رو تو مبانی فوق انحرافی و ناگفته هایی که خیلی دهش ناکه وارد میشیم امید وارم دوستان مباحث رو با توجه به مبانی قدیمی پیش بیان ![]()
خود میرزا حسینعلی (شارع امر بهائی) برای خویشتن چهار همسر اختیار نمود لیکن به بهائیان اجازه گزینش بیش از دو همسر را نداده است اما در عوض اجازه فرموده دوشیزگان بکر را به عنوان خدمتکار در منزل داشته باشند و برای آن هم حد و اندازه ای معین ننموده است!
در واقع عدم جواز گزینش بیش از دو همسر را هم همین راحتی دانسته و گفته اگر مرد راحتی خود و همسر اول را می خواهد به همان یک همسر قناعت کند اما آزاد است دو همسر انتخاب کند اگر اینطور خودش راحت تر است اگرچه همسر اول او از این کار ناراحت باشد!! [b] ( بحث ناراحت کردن دیگران رو بخونین تا بدونین تناقضش چیه قسمت نوزدهم : طلا بدهید اگر غمگین بسازید!) کیفیت سلوک با دو همسر هم طبیعتا به همین راحتی مرد که اساس تشریع دو همسری است برمی گردد . ملاحظه انصاف و عدالت بین دو همسر تحت الشعاع راحتی مرد قرار می گیرد که گزینش دو همسر را بر گزیده است! اما بلافاصله بعد از اعلام جواز دو همسری ، اجازه می دهد دوشیزگان بکر (ازدواج نکرده) را در منزل به عنوان خدمتکار داشته باشند!
او بلافاصله بعد از تحدید همسران به دوتا اجازه می دهد دوشیزه بکر (و نه بانوی خدمتکار ازدواج کرده)را به عنوان خدمتکار در خانه داشته باشند! به عبارات اقدس در صفحه 57 در این زمینه توجه فرمائید:
آئینی که مدعی تساوی حقوق رجال و نساء[/b] است چرا به زن این اختیار را نمی دهد که از ازدواج دوم مرد جلوگیری کند و مرد می تواند بدون اذن او همسر دوم اختیار کند(در اقدس هیچ شرطی برای ازدواج دوم جز راحتی مرد نگذاشته است تازه عدم راحتی زن اول هم مانع ازدواج دوم مرد نیست)
آیا می تواند از آوردن دوشیزه بکر توسط همسرش به خانه جلو گیری کند؟! جالب است بدانید خود بهاءالله دختر دوشیزه و بکر خود را در ایام ریاست برادرش یحیی صبح ازل بر بابیان ، برای او به خانه اش می فرستد تا در او تصرف نماید اما او از این کار خشمگین می شود و دختر را بر می گرداند و می گوید چنین چیزی در بیان تشریع نشده است.اما میرزا قانع نمی شود و دوباره دخترش را برای ازل می فرستد که حداقل این دختر را برای پسرش به عنوان خدمتکار بپذیرد باز هم یحیی نمی پذیرد و دختر را پس می فرستد! ( ان شالله براتون این بحث رو تو اینده نزدیک توضیح میدم که چیه موضوعش تا نگن که دروغه )
اینگونه شامل حال این قسمت میشوند «فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ» البقرة آیه : 258 [b]عیدتون مبارک سالی خوش داشه باشین البته در سایه ثقلین
|
|||
|
|
۰:۴۲, ۴/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #40
|
|||
|
|||
|
سلام
ایام شهادت حضرت زهرا سلام الله رو تسلیت میگم
نویسنده اقدس( حسین علی نوری ملقب به بها الله ) معتقداست یک خط از مطالب او یا یک آیه از آیاتش، از مجموع مطالب کتاب هائی که از اول تا آخر تاریخ نوشته شده ، برتر و بالاتر است! و در این سخن روی او با کتاب های آسمانی قبل مثل تورات و انجیل و قرآن است زیرا وقتی از اینها برتر شد از دیگر کتاب ها که بشری هستند به طریق اولی برتر خواهد بود! عبارت اقدس در صفحه 131 را ببینیم:
هرکس یک آیه از آیات مرا بخواند ،برای او بهتر است از اینکه کتابهای اولین و آخرین (پیشینیان و پسینیان) را بخواند! همچنین چند خط قبل از این عبارت هم در صفحه 131 بیان داشته است:
یعنی امروز کسی حق ندارد به آئینی جز آنچه در این ظهور آشکار شده متمسک شود.این حکم خداست از قبل و در آینده! بنابر این جناب میرزا رهبر بهائیت ،به اعلی الصوت در اقدس اعلام می نماید: از هیچکس پذیرفته نیست امروز غیر بهائی باشد این حکم از گذشته بوده و در آینده هم ادامه دارد و هیچ کتاب دیگری هم جز اقدس صلاحیت طرح در امروز را ندارد چون یک آیه از اقدس با تمام کتابهای اولین و آخرین برابری می کند ، بلکه یک آیه اقدس از همه آنها برتر است! ضمنا نیاز به هیچ چیز دیگر هم نداریدکه بشناسید چون اگر بیائید و مرا بشناسید به مقصود رسیده اید پس وقت را تلف نکنید و بیائید مرا بشناسید: من عرفنی فقد عرف المقصود و من توجه الی فقد توجه الی المعبود ( اقدس صفحه 131 ) هرکس مرا (میرزا حسینعلی نوری را)بشناسد مقصد و مقصود را شناخته است و هرکس به من توجه کند به معبود توجه کرده است! همون بحث مشرق وحی و ... که تو بخشهای قبلی مخصوصا مباحث ابتدایی ) [b] لذا وظیفه شما مردم جهان امروز و جهان آینده ، شناخت من (میرزای نوری)است و با شناخت من دیگر به شناخت معبود هم نیاز ندارید چون اگر من را بشناسید معبود را شناخته اید و اگر به من توجه کنید به خدا توجه کرده اید (زیرا که من همان معبودم )! حال برای اینکه کمی به اهمیت این فرموده اقدس پی ببریم بعضی از این آیات که قرار است با کتب اولین و آخرین برابری نماید بلکه از آنها برتر هم باشد مرور می کنیم 1- انگ زدن و داغ نهادن به پیشانی دزد 2-دادن قسمتی از ارث به بیت العدل در اسرائیل 3- دادن جریمه زنا به شکل طلا به همانجا 4-سوزاندن کسی که خانه ای را بسوزاند 5-تبعیض بین زنان شهری و روستائی 6-تعویض وسائل خانه هر نوزده سال یکبار! 7- وجوب شستن پا ! 8- رفع اختلاف با اقدس! 9-دفن اموات در بلور! 10- درجه دوم بودن زنان 11- ممنوع بودن سر تراشی 12-مجاز بودن چند همسری 13-- ....... ( به مباحث قبل مراجعه کنین کامل و اشکارا براتون نمونه به نمونه و بخش به بخشش بیان و مختصر مطالبی گفته شده) لذا برای نمونه اگر یک آیه از همین آیات اقدس را بخوانید برای شما بهتر از خواندن همه کتب پیشینیان و آیندگان است! ![]() اینگونه شامل حال این قسمت میشوند «فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ» البقرة آیه : 258 در سایه ثقلین باشین
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |















بخواهند بهائی شوندبرای مرده آنها چه حجم بلور و حریر خالص لازم است(![[تصویر: blush.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/blush.png)





دقت کنید نحوه بیان را به رمز و رموز عربی و ابجد!)