|
جايگاه جنّ، شيطان و جادوگر در عالم (10 قسمت کامل)
|
|
۱۰:۳۴, ۴/دی/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/بهمن/۸۹ ۱۱:۴۴ توسط mohamad.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
یا هو
بنده یکی از ارادتمندان آیت الله بهجت بوده و هستم به این سبب همیشه توصیه ها و کتب راجع به ایشان رو مطالعه می کردم و هنوز هم ادامه دارد که واقعا حاوی نکات ارزشمند و ظریفی است. چندین جا خوانده بودم که ایشان در پایان دیدارهاشون با افراد گوناگون اینطور دعا می فرمودند: ...خداوند شما را از شر شیاطین جن و انس محفوظ بدارد... در جایی دیگر خواندم ایشان جهت محفوظ ماندن توصیه بر این ذکر فرموده اند: براي محفوظ ماندن هر صبح و غروب سه بار بگويد: (أَللهُمَّ اجعَلِني فِي دِرعِكَ الحَصينَةِ الّتي تَجعَلُ فيها مَن تُريد: خداوندا، مرا در زره نگهدارنده و قوي خود - كه هر كس را بخواهي در آن قرار مي دهي - قرار بده!)[گوهرهاي حكيمانه:14] این دو مورد برام عجیب بود یعنی به اهمیت مسئله استعاذه (یعنی پناه بردن به خدا از شر شیاطین) پی نبرده بودم. تا اینکه مقاله فراماسونری دجال آخرالزمان رو خوندم که انصافا عالی است و بعد مستند ظهور به دستم رسید اما با این همه هنوز اهمیت این موضوع رو درک کاملی نکرده بودم و دوست داشتم بیشتر بدونم. داشتم راجع به چشم زخم تحقیق می کردم که دیدم جایی مطلبی رو از کتابی با این عنوان نقل کرده :جايگاه جنّ، شيطان و جادوگر در عالم. درضمن متوجه شدم نویسنده کتاب جناب اصغر طاهرزاده است نویسنده کتابی که چندی پیش به توصیه دوست و برادرم علی110 مطالعه کردم که اونهم کتاب خوبی بود. نام کتاب گزینش تکنولوژی از دریچه بینش توحیدی بود. القصه کتاب جايگاه جنّ، شيطان و جادوگر در عالم دانلود کرده و خوندم . دیدم وه چه خبره!! لینک دانلود: http://lobolmizan.ir/files/articlefile/a...2_Jenn.doc این کتاب به من دید و عمق بیشتری داد نمی دونید که چقدر از خوندن این کتاب لذت بردم این کتاب به بسیاری از پرسش های در زمینه جن و شیطان، جادوگری و سحر، چشم زخم و .. به خوبی پاسخ داده. واقعا چقدر دانستن لذت بخشه، دوست دارم شما رو هم در این لذت و معرفت سهیم کنم تصمیم گرفتم انشا ا.. قسمت های مهم و گزیده این کتاب ارزشمند رو براتون بگذارم تا شما رو هم در این لذت فهم دین و شناخت دشمن سهیم کنم. قسمت 1 واقعيت اين است که هميشه انسانها در صدد بودند از رازهاي عالم وجود آگاهي يابند تا بتوانند از تأثير و نقش آنها در زندگي خود بهره گيرند و با ملکوت عالم مأنوس باشند. قرآن نيز انسانها را به اين امر تشويق کرده و فرموده: «أَوَ لَمْ يَنْظُرُوا في مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ...» و علاوه بر اين؛ قرآن با تشويق مؤمنان به تدبّر در آيات کتاب خداوند عميقترين و دقيقترين اسرار و سنن واقعي عالمِ وجود را در اختيار انسانها قرار ميدهد تا عطش رازآموزي انسان را به صورتي صحيح سيراب کند. ولي از آنجايي که خداوند در مقابل هر غذاي حلالي غذاي حرامي نيز قرار داده تا معلوم شود چهکسي طالب حق است و چه کسي طالب ارضاي نفس امّاره، در مورد توجه به غيب هم موضوع همينگونه است ، و انسانهاي گرفتار نفس امّاره بدون آنکه بدانند؛ نحوهي رويکردشان به راز و امور غيبي، رويکردي وَهمي و بيثمر مي باشد، که نمونههاي اين رويکرد انحرافي را در جادوگران ميتوان ملاحظه کرد. همانطور كه ميدانيد و قرآن هم به ما خبر داده است بالاخره مجموعهاي از قواي غيبي در عالم موجود است که اگر بخواهيم انواع آنها را بشماريم به اين صورت است که متوجه باشيم، اصل همه غيبها حضرت غيب الغيوب يعني حضرت رب العالمين است، خداوند غائبي است كه تمام عالم تحت تأثير و سيطرهي اوست. ملائكه نيز از حقايق غيبياند که بر عالم و آدم تأثير ميگذارند و علاوه بر تدبير عالم، به اولياءالهي نيز كمك ميكنند. از جمله قواي غيبي عالم که ميتوانند تأثيرگذار باشند، جنيان هستند، حالا چه از جهت مثبت و چه از جهت منفي. جنّياني را که نقش منفي دارند شياطين مينامند. و باز از جمله موجودات غيبي که ميتوانند تأثيرگذار باشند، نفس انسانها است، بعضي از انسانها ميتوانند بر روح و روان ساير انسانها تأثير بگذارند. ميتوان از وجودات غيبي، درست استفاده كرد، همچنانکه ميشود از انوار آنها محروم شد. همانطور که ميتوان از خدا استفاده کرد و قلب را آماده پذيرش انوار الهي نمود، ميشود با پشتکردن به دين الهي، از انوار حضرت ربالعالمين محروم شد. حال اگر خود را از انوار الهي محروم کرديم، قواي غيبي منفي جاي آن را ميگيرد. زيرا همانطور که اين يک قاعده است كه: «ديو چون بيرون رود فرشته درآيد»، عكس آن هم هست که: «فرشته چو بيرون رود ديو درآيد» ديو همان شيطان است. از قديميها شنيدهايد که ميگفتند در حمامها اگر صبح زود ميرفتيم جنيان را ميديديم. چون اولاً: وقتي تنها در حمام بودند جنيان را ميديدند زيرا تنهايي؛ خيالپرور است. ثانياً: در آن فضا به جهت بخارِ زياد، اكسيژن به اندازه كافي موجود نبود و لذا به بدن فشار ميآورد و قوهي وَهميه قوي ميشد، وقتي قوه وهميه قوي شد انسان هرچه را انتظار دارد ميسازد، آنقدر هم شديد ميسازد كه از آن تأثير ميگيرد. البته نميخواهم وجود جن را رد كنم، فعلاً ميخواهيم نقش قواي نفس روشن شود، تا آرامآرام برسيم به جايگاه جن و ملك و سِحر. موقعي که طرف از خيالات خود تأثير ميگيرد آن قدر به خيال خود اجازهي رشد داده است که آن خيال ميتواند روي بدنش او تأثير گذارد. حتماً شنيدهايد طرف خواب رفيقش را ديد که صحراي محشر است رفيقي که در جهنّم بود، جلو او را گرفت که يك ريال از تو طلبكار هستم بده وگرنه نميگذارم از پل صراط به سوي بهشت رد شوي، گفت اينجا که پول ندارم، گفت پس بگذار براي اينكه يك کمي خنك شوم انگشتم را روی بدنت بگذارم، از سوزِ تماس انگشت او روي بدنش فرياد کشيد و بيدار شد، ديد راستيراستي آن جاي بدنش زخم شده است و به شدت ميسوزد. آري خيالِ طرف، به عالم قيامت سير كرد و تحت تأثير آن عالَم قرار گرفت و آن تأثير را به بدن منتقل کرد. بدن او كه به قيامت نرفت، بدنش در رختخواب خوابيده بود، روحش به قيامت رفت و از آن عالَم متأثر شد ولي بدنش زخم شد. اگر كسي قاعده خيال را بشناسد بسياري از اسرار تفکر برايش حل و روشن ميشود و ميبيند نقش خيال تا کجاها گسترش دارد و روح ما با قدرت فوقالعادهاي که دارد، چگونه بر جسم ما تأثير ميگذارد. روح اگر از ملك تأثير بگيرد مثل آنها «عِباد مُكرم» ميشود، اما اگر انسان دريچهي روح خود را به سوي وسوسه باز كرد، شيطان داخل ميشود، وقتي شيطان آمد، بستگي دارد كه شما چطور دعوتش كنيد اگر كم دعوتش كنيد، و نور ملائکه را به کلي در خود خاموش نکرده باشيد جنگ بين ملك و شيطان در جان شما شروع ميشود، گاهي غلبه با آن است و گاهي غلبه با اين. مثلاً ملک به قلب الهام ميکند که خدا انسان را تنها نميگذارد، به خدا توکل کن و اضطراب به خود راه نده. چيزي نميگذرد شيطان ميآيد و وسوسه ميکند که نه آقا اگر دير بجنبي بدبخت ميشوي، با رشوه هم که شده بايد اين کار را بکني. باز ملک با الهاماتش به دادمان ميرسد و باز شيطان با وسوسههايش فکر ما را به دست ميگيرد و همينطور جنگ بين ملك و شيطان هست تا اينكه يا قلب مَلَكي ميشود يا شيطاني. عموماً از چهل سال به بعد تكليف آدمها معلوم ميشود. اگر انسان بيشتر ميدان را به شيطان داد، اينقدر او جلو ميآيد تا تمام قلب را شيطاني کند. حالا كه تمام قلب انسان شيطاني شد، ديگر خودش را كاملاً در اختيار شيطان ميگذارد، که کار جادوگران حرفهاي از اين قرار است. از اينرو جادوگري حرام است چون جادوگر کارهايي ميکند که شيطان به کمکش بيايد و در همين رابطه مجبور ميشود به هر پستي و رذالتي تن دهد. يكي از همينها كه عجيب هم زحمت كشيده بود چندين سال رفته بود آمريكا از آن جادوگران آمريكايي درس گرفته بود بعد هم رفته بود شيراز به قول خودش چهارسال هم در شيراز آموزش ديده بود، آنقدر ظاهرش خراب بود كه نگاهش هم که ميکردي شيطنت را در نگاهش ميديدي و اذيت ميشدي. استاد شيرازياش که يک خانم بوده به او دستور داده بود بايد مدتي خون بخوري و در مدفوع خود بنشيني- تا روحش پست شود و بتواند با شيطانها مرتبط گردد- شهيد مطهري«رحمةاللهعليه» در تفسير سوره جن ميفرمايند: رويهم رفته جنيان نسبت به انسانها در درجهي وجودي پائينتري هستند. حال شما حساب کنيد شيطانها که از جنيانِ پست هستند چه اندازه پائين ميباشند و براي ارتباط با آنها چقدر بايد روح را پست کرد. پایان قسمت اول انشاا.. ادامه دارد قسمت های بعدی را در همین پست دنبال فرمائید |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| شيطان پرستي يا خود پرستي؟ شيطان كاهن اعظم معبد نفس!! | aliakbar | 0 | 2,555 |
۸/خرداد/۹۰ ۱۹:۳۲ آخرین ارسال: aliakbar |
|







