کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 5 رای - 4.2 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
داستانهایی از حجاب و عفاف
۱:۱۰, ۲۵/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #23
آواتار
دختر تنها
نقش عواطف در زندگی انسان بسیار مهم و ارزنده است. بدون عواطف گرم انسانی، زندگی زنان ، شوهران، یتیمان ، دختران و پسران و همه طبقات اجتماع، فلج می گردد و گاهی نیز به خود کشی می انجامد.
نامه ای که پس از انتحار یک دختر به دست آمده، این حقیقت را آشکار می سازد:
« آقای دکتر عزیز! این نامه موقعی به دست شما می رسد که من در ملکوت اعلی هستم. قصه ای که برای شما می نویسم، جریانی است که هیچ کس از آن آگاه نیست و از شما نیز می خواهم که به مادرم چیزی نگویید، گناه من به گردن اوست.
گفتم مادرم گناهکار است.آری ،او زنی خشن ، خود پسند، سختگیر و بی رحم بود. برای تربیت من که تنها فرزندش بودم ،رنج بسیار کشید . او مادر من بود ، معلم من بود، ولی هرگز نخواست دوست من باشد. حتی هنگام بلوغ جرات نکردم ار آن حادثه که برای هر دختری رخ می دهد ، با او حرفی بزنم.
روزی رسید که این کمبود را شیطان دیگری جبران کرد. من که تشنه محبت بودم ، دست پر مهر او را به گرمی فشردم و به رویش آغوش گشودم. یقین دارم دختران محبت دیده ، هرگز دچار این لغزش نمی شوند، کسی که در خانه اش چشمه آب حیات دارد، به دنبال سراب نمی رود.
او به من قول ازدواج داد. من دیوانه وار عاشقش شدم، او هم خود را دلباخته و بی قرار و شیدا نشان می داد. نتیجه را شما خود می توانید حدس بزنید . آنچه نمی بایست واقع شود ، اتفاق افتاد...!
یک ماه بعد از کامیابی ،او از من گریخت و سردی نشان داد .من در آتش سوزنده ای می سوختم وجرأت نمی کردم این موضوع را با مادرم در میان بگذارم.سه ماه گذشت .بالاخره یک روز که دیدم پدر و مادرش از خانه خارج شدند به سراغش رفتم .
در زدم ،خودش در را به روی من گشود، تا مرا دیدم خواست دررا ببند.اما من خود را لای دو لنگه در انداختم و وارد شدم و گریه کنان گفتم: چرا بامن چنین کردی ؟وحشیانه بازویم را گرفت و از خانه بیرونم انداخت و گفت: برو گم شو دختر نانجیب! تو را اصلاً نمی شناسم! و سپس در خانه را بست .
بازویم درد گرفته بود. گریه و زاری نتیجه ای نداشت .به خانه رفتم، اما جرأت گفتن آن واقعیت را نداشتم زیرا مادرم را دوست خود نمی شناختم.تا صبح از درد بازوی چپم گریه کردم .سپیده که دمید،درد آرام گرفت.ولی از آن روز به بعد هر غروب دوشنبه بازویم درد می گرفت و بامداد سه شنبه آرام می گرفت.
آقای دکتر !من دختری تنها بودم واز سرچشمه محبت مادری بهره ای نبردم.از این رو ، خیلی زود به دام فریب جوانی زیبا صورت ، اما زشت سیرت گرفتار شدم و گوهر عفت خود را از دست دادم.خیلی زود به بن بست رسیدم و به انتهای راه زندگی ...!
اقای دکتر دیگر چیزی نمی نویسم، چون هیچ کس نمی تواند اندوه بزرگ مرا درک کند. این نامه را نوشتم تا عبرتی باشد برای دختران ساده، که به مصیبت من گرفتار نشوند».
(دنیای دختران صص 124- 126، به نقل از تربیت کودک در جهان امروز، دکتر احمد بهشتی ص 163)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم ، Mohammad Trust ، یا صاحب الزمان ، Havbb 110 ، شهیدطیبه واعظی ، 7parsa4
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پیام در این موضوع
RE: داستانهایی از حجاب و عفاف - netlog36 - ۲۵/بهمن/۹۰ ۱:۱۰
RE: داستانهایی از حجاب و عفاف - soldier - ۲۲/فروردین/۹۱, ۰:۰۶
RE: داستانهایی از حجاب و عفاف - fatemeh - ۱۴/شهریور/۹۱, ۲۲:۰۸

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  نظرتون در مورد "طرح صیانت از حجاب و عفاف" چیه؟؟؟؟ پارمیس 73 32,900 ۳۰/مهر/۹۵ ۱۶:۱۹
آخرین ارسال: عمار94
  اجتماع قانونی احیای فرهنگ عفاف و حجاب - 21 تیر 93 59-11(یامهدی) 1 1,762 ۱۹/تیر/۹۳ ۱:۱۶
آخرین ارسال: 59-11(یامهدی)
  پاسخ به شبهات نهی از منکر در باب حجاب و عفاف (قسمت دوم) III I III 0 1,606 ۲۰/اردیبهشت/۹۳ ۱۲:۲۳
آخرین ارسال: III I III
Star مجموعه انیمیشن درباره حجاب و عفاف عبدالرحمن 7 5,254 ۱۷/فروردین/۹۳ ۲۰:۳۷
آخرین ارسال: azade
  هرم عفاف از حیا تا حجاب mahdy30na 25 11,417 ۱۹/آبان/۹۲ ۱۳:۱۴
آخرین ارسال: SAViOR
  وضعیت حجاب و عفاف و روابط نامحرمان در دانشگاه ساجد 217 106,544 ۲۹/تیر/۹۲ ۱:۲۳
آخرین ارسال: meshkat
  ***بیست و یکم تیر ماه روز عفاف و حجاب گرامی باد*** عبدالرحیم 0 1,267 ۲۱/تیر/۹۲ ۱۴:۱۳
آخرین ارسال: عبدالرحیم

پرش در بین بخشها:


بالا