|
داستانهایی از حجاب و عفاف
|
|
۱:۱۰, ۲۵/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
دختر تنها
نقش عواطف در زندگی انسان بسیار مهم و ارزنده است. بدون عواطف گرم انسانی، زندگی زنان ، شوهران، یتیمان ، دختران و پسران و همه طبقات اجتماع، فلج می گردد و گاهی نیز به خود کشی می انجامد. نامه ای که پس از انتحار یک دختر به دست آمده، این حقیقت را آشکار می سازد: « آقای دکتر عزیز! این نامه موقعی به دست شما می رسد که من در ملکوت اعلی هستم. قصه ای که برای شما می نویسم، جریانی است که هیچ کس از آن آگاه نیست و از شما نیز می خواهم که به مادرم چیزی نگویید، گناه من به گردن اوست. گفتم مادرم گناهکار است.آری ،او زنی خشن ، خود پسند، سختگیر و بی رحم بود. برای تربیت من که تنها فرزندش بودم ،رنج بسیار کشید . او مادر من بود ، معلم من بود، ولی هرگز نخواست دوست من باشد. حتی هنگام بلوغ جرات نکردم ار آن حادثه که برای هر دختری رخ می دهد ، با او حرفی بزنم. روزی رسید که این کمبود را شیطان دیگری جبران کرد. من که تشنه محبت بودم ، دست پر مهر او را به گرمی فشردم و به رویش آغوش گشودم. یقین دارم دختران محبت دیده ، هرگز دچار این لغزش نمی شوند، کسی که در خانه اش چشمه آب حیات دارد، به دنبال سراب نمی رود. او به من قول ازدواج داد. من دیوانه وار عاشقش شدم، او هم خود را دلباخته و بی قرار و شیدا نشان می داد. نتیجه را شما خود می توانید حدس بزنید . آنچه نمی بایست واقع شود ، اتفاق افتاد...! یک ماه بعد از کامیابی ،او از من گریخت و سردی نشان داد .من در آتش سوزنده ای می سوختم وجرأت نمی کردم این موضوع را با مادرم در میان بگذارم.سه ماه گذشت .بالاخره یک روز که دیدم پدر و مادرش از خانه خارج شدند به سراغش رفتم . در زدم ،خودش در را به روی من گشود، تا مرا دیدم خواست دررا ببند.اما من خود را لای دو لنگه در انداختم و وارد شدم و گریه کنان گفتم: چرا بامن چنین کردی ؟وحشیانه بازویم را گرفت و از خانه بیرونم انداخت و گفت: برو گم شو دختر نانجیب! تو را اصلاً نمی شناسم! و سپس در خانه را بست . بازویم درد گرفته بود. گریه و زاری نتیجه ای نداشت .به خانه رفتم، اما جرأت گفتن آن واقعیت را نداشتم زیرا مادرم را دوست خود نمی شناختم.تا صبح از درد بازوی چپم گریه کردم .سپیده که دمید،درد آرام گرفت.ولی از آن روز به بعد هر غروب دوشنبه بازویم درد می گرفت و بامداد سه شنبه آرام می گرفت. آقای دکتر !من دختری تنها بودم واز سرچشمه محبت مادری بهره ای نبردم.از این رو ، خیلی زود به دام فریب جوانی زیبا صورت ، اما زشت سیرت گرفتار شدم و گوهر عفت خود را از دست دادم.خیلی زود به بن بست رسیدم و به انتهای راه زندگی ...! اقای دکتر دیگر چیزی نمی نویسم، چون هیچ کس نمی تواند اندوه بزرگ مرا درک کند. این نامه را نوشتم تا عبرتی باشد برای دختران ساده، که به مصیبت من گرفتار نشوند».
(دنیای دختران صص 124- 126، به نقل از تربیت کودک در جهان امروز، دکتر احمد بهشتی ص 163)
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| نظرتون در مورد "طرح صیانت از حجاب و عفاف" چیه؟؟؟؟ | پارمیس | 73 | 32,900 |
۳۰/مهر/۹۵ ۱۶:۱۹ آخرین ارسال: عمار94 |
|
| اجتماع قانونی احیای فرهنگ عفاف و حجاب - 21 تیر 93 | 59-11(یامهدی) | 1 | 1,762 |
۱۹/تیر/۹۳ ۱:۱۶ آخرین ارسال: 59-11(یامهدی) |
|
| پاسخ به شبهات نهی از منکر در باب حجاب و عفاف (قسمت دوم) | III I III | 0 | 1,606 |
۲۰/اردیبهشت/۹۳ ۱۲:۲۳ آخرین ارسال: III I III |
|
| مجموعه انیمیشن درباره حجاب و عفاف | عبدالرحمن | 7 | 5,254 |
۱۷/فروردین/۹۳ ۲۰:۳۷ آخرین ارسال: azade |
|
| هرم عفاف از حیا تا حجاب | mahdy30na | 25 | 11,417 |
۱۹/آبان/۹۲ ۱۳:۱۴ آخرین ارسال: SAViOR |
|
| وضعیت حجاب و عفاف و روابط نامحرمان در دانشگاه | ساجد | 217 | 106,544 |
۲۹/تیر/۹۲ ۱:۲۳ آخرین ارسال: meshkat |
|
| ***بیست و یکم تیر ماه روز عفاف و حجاب گرامی باد*** | عبدالرحیم | 0 | 1,267 |
۲۱/تیر/۹۲ ۱۴:۱۳ آخرین ارسال: عبدالرحیم |
|







