| نظرسنجی: شما با شروع و ادامه اين بحث موافقيد؟ این نظرسنجی بسته شده است. |
|||
| بله | ![]() ![]() |
28 | 90.32% |
| خير | ![]() ![]() |
3 | 9.68% |
| تمام | 31 رأی | 100% | |
|
هَل مِن نـاصــر یَنصُـــرنی(ویـــژه نامـه مـحـــرم 1433)
|
|
۱۶:۴۲, ۱/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/آذر/۹۰ ۲۲:۰۹ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِيارَتِكُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ به اذن عمه سادات حضرت زینب(سلام الله علیها) اقامه عزا می کنیم
این تاپیک ویژنامه محرم 1433 است هر که دارد هوس کربلا بسم الله
باز این چه شورش است که در خلق عالم است***باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتماست
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین***بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظماست این صبح تیره باز دمید از کجا کزو***کار جهان و خلق جهان جمله درهماست گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب***کاشوب در تمامی ذرات عالم است گرخوانمش قیامت دنیا بعید نیست***این رستخیز عام که نامش محرم است در بارگاه قدس که جای ملال نیست***سرهای قدسیان همه بر زانویغم است جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند***گویا عزای اشرف اولاد آدماست خورشید آسمان و زمین، نور مشرقین***پرورده ی کنار رسول خدا، حسین |
|||
|
| آغاز صفحه 14 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۸:۵۳, ۱۸/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/آذر/۹۰ ۱۸:۵۸ توسط N.Mahdavian.)
شماره ارسال: #131
|
|||
|
|||
|
روزي امام حسین (علیه السلام) به خانه ی زينب آمده بود ، زینب بر سر سجاده آنقدر گریه کرده بود که همانجا خوابیده بود و نور خورشید زینب را اذیت میکرد. امام حسین (علیه السلام) شال خود را باز میکند و در برابر نور خورشید میایستد تا نور خواهر را اذیت نکند تا زمانی که زینب بیدار میشود وقتی زينب صحنه را می بیند قول میدهد وفای برادر را جبران کند ، و كربلا وقت جبران بود ، ولی چیزی در دست نداشت تا سایه سار عشقی کند که عريان در زير تيغ آفتاب از برش پر كشيده بود ، ليك براي وفاي به عهد ، خود را آماده میکرد برای غم اسیری ، آماده میشد تا سپر تازیانه شود در برابر کودکان حسين (علیه السلام) ، آماده میشد برای دفن کردن نور چشم حسین (علیه السلام) ، رقیه سه ساله ، آماده میشد تا قلم در دست گيرد تا عاشورا را تفسیر کند ، و چه به حق اداي دين كرد در حق برادر و فقط مي توان گفت : کربلا در کربلا میماند اگر زینب نبود ![]() و هیچ کس نمیتواند عشق این خواهر و برادر را وصف کند السلام عليك يا عقيله بني هاشم
يا زينب كبري (سلام الله علیها) |
|||
|
|
۱۹:۲۶, ۱۸/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/آذر/۹۰ ۱۹:۳۱ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #132
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
مرحوم مجلسی نقل می کنند:
پی نوشتها:از برخی راویان نقل شده که نزد امام رضا(علیه السلام) بودم. علی بن ابی حمزه وابن سراج و ابن مکاره وارد شدند. پس از سخنانی که میان آنان و امام دربارة امامتش گذشت، علی بن ابی حمزه گفت: از پدرانت برای ما روایت شده که عهدهدار امر دفن امام، جز امام نمیشود. از امام پرسید: پس بگو حسین بن علی(علیه السلام) امام بود یا نه؟ گفت: امام بود. پرسید چه کسی عهدهدار کار او شد؟ گفت: علی بن الحسین(علیه السلام). پرسید او کجا بود؟ او که دست ابن زیاد اسیر بود! گفت: بیآنکه بفمند بیرون آمد و پدرش را دفن کرد و برگشت. امام رضا(علیه السلام) فرمود: خدایی که میتواند امام سجاد(علیه السلام) را به کوفه ببرد تا پدرش را دفن کند، میتواند صاحب امر امامت را به بغداد برساند تا عهدهدار کفن و دفن پدرش شود و برگردد، در حالی که نه در زندان است نه اسیر.(1) همچنین مرحوم آیت الله سید عبدالرزاق موسوی مقرم در کتاب مقتل خود اینگونه نقل کرده است: چون امام سجاد(علیه السلام) آمد، بنی اسد را دید که کنار کشتگان گرد آمدهاند و سرگردانند؛ نمیدانند چه کنند و کشتهها را نمیشناسند، چون بین بدنها و سرهای مقدس جدایی انداخته بودند و گاهی از بستگان آنان میپرسیدند. امام سجاد به آنان خبر داد که برای دفن این اجساد پاک آمده است. آنان را با نام و مشخصات معرفی کرد. هاشمیان را از دیگران شناساندند. ناله و شیون برخاست و اشکها جاری شد و زنان بنی اسد مو پریشان کردند و سیلی به صورت زدند و بلند گریه کردند. به محل قبر آمد، کمی از خاکها را کنار زد. قبر حاضر و آماده و صندوقی شکافته آشکار شد. حضرت دستان خود را زیر کمر امام حسین(علیه السلام) گشود و گفت: بسم الله و بالله وعلى ملّة رسول الله، صدق الله ورسوله، ماشاء ولا حول ولا قوة إلاّ بالله العظیم. امام به تنهایی بیآنکه بنی اسد در این کار همراهیاش کنند پیکر مطهر را وارد قبر کرد و به آنان گفت: همراه من کسی هست که یاری میکند. چون او را در قبر نهاد، صورت بر آن رگهای بریده نهاد و گفت: خوشا سرزمینی که پیکر پاک تو را در بر گرفت! دنیا پس از تو تاریک است و آخرت با فروغ جمالت روشن است. اما شبِ بیداری و غم است و اندوهگین همیشگی، تا آنکه خداوند برای خاندان تو سرای آخرت را برگزیند که تو در آنی. سلام و رحمت و برکات الهی بر تو باد از من، ای فرزند رسول خدا! و بر قبر نوشت: این قبر حسین بن علی بن ابی طالب است که او را لب تشنه و غریب شهید کردند
آنگاه به طرف عمویش عباس رفت و او را در همان حال دید که فرشتگان آسمانها را دهشت زده، و حوریان بهشتی را گریان ساخته بود. خود را روی بدن مقدس او انداخت و رگهای بریدهاش را میبوسید و میگفت: پس از تو خاک بر سر دنیا! ای قمر بنیهاشم! از من سلام بر تو باد، ای شهید خدایی! رحمت و برکات الهی بر تو باد!برای او نیز قبری گشود و به تنهایی او را وارد قبر کرد، همان گونه که برای پدرش کرد و به بنی اسد فرمود: با من کسانیاند که یاریام میکنند. آری، برای بنی اسد مجالی گذاشت تا در دفن شهدای دیگر مشارکت کنند. دو جا برای آنان تعیین کرد و فرمود دو گودال کندند؛ در اوّلی بنیهاشم را و در دیگری اصحاب را قرار دادند. اما حر ریاحی را قبیلهاش بردند، به جایی که هم اینک قبر اوست. گویند: مادرش حاضر بود. چون دید که اجساد دیگر را چه میکنند (دفن همه در یک جا) حر را به این مکان برد.(2) 1_ بحار الانوار، ج 42، ص 187. 2_ مقتل الحسین، مقرم، ص 469. |
|||
|
|
۲۰:۱۱, ۱۸/آذر/۹۰
شماره ارسال: #133
|
|||
|
|||
|
با سلام - مراسم سنتی عاشورا در خرم آباد
![]() ![]() ![]() ![]()
|
|||
|
|
۲۱:۴۲, ۱۸/آذر/۹۰
شماره ارسال: #134
|
|||
|
|||
![]() سبکبالان دشت کربلا - فصل دوم ![]() ![]() اَدهَم بن اُمَیّه (1) «ادهم» پسر «امیه» از شیعیان بصره بوده است. در «وسیلة الدارین»، او از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله که از آن بزرگوار نقل حدیث کرده؛ دانسته شده است.(2) او در اجتماع شیعیان منزل «ماریه» حضور داشته است. او به دعوت و همراهی «یزید بن ثُبیط» خود را از بصره در ابطح به سالار شهیدان رسانید و تا کربلا همراه امام بود. (3) شهادت اَدهَم صاحب حدائق گفته است که او در كربلا در كنار امام حسین علیه السلام کشته شد.(4) اما دیگران نقل کردهاند که در حمله نخستین با عدهای از یاران امام به شهادت نائل آمده است.(5) پینوشتها: 1- تسمیة من قتل مع الحسین علیه السلام، ش 49. 2- وسیلة الدارین، ص99. 3- ابصار العین، ص 192. 4- الحدائق الوردیة، ج 1، ص 210. 5- ابصار العین، ص 192. منبع: یاران شیدای حسین بن علی علیهماالسلام، استاد مرتضی آقا تهرانی . ![]() جابر بن حجاج مولی عامر «جابر» پسر «حجاج» غلام عامر پسر «نهشل» از قبیله «تمیم» است. جابر مردی شجاع و رزمآور بود.(1) صاحب ابصار العین میگوید: جابر با حضرت اباعبدالله علیه السلام در کربلا حضور یافت و در كنار امام به شهادت رسید. (2) پینوشتها: 1- ابصار العین، ص 193. 2- همان . منبع: یاران شیدای حسین بن علی علیهماالسلام، استاد مرتضی آقا تهرانی . ![]() جِبِلَّة بن عَلی شَیبانی «جبله» پسر «علی» است. او از شجاعان اهل کوفه بوده است. بیشتر وقایع نگاران نگاشته اند که جبله با حضرت مسلم در کوفه در بدو امر قیام کرد و ایشان را همراهی نمود. سپس به سوی امام حسین علیه السلام حرکت کرد.(1) شهادت جِبله صاحب حدائق گفته است که جبله همراه امام حسین علیه السلام در کربلا شهید شده است.(2) اما درباره هنگام شهادت او، ابن شهر آشوب گفته او در حمله نخستین به فوز شهادت نائل آمده است.(3) پینوشتها: 1- ابصار العین، ص 215. 2- الحدائق الوردیة، ج 1، ص 211. 3- مناقب آل ابی طالب، ج4، ص 113. منبع: یاران شیدای حسین بن علی علیهماالسلام، استاد مرتضی آقا تهرانی . ![]() جُنادة بن کَعبِ بن الحَرثِ انصاری خَزرَجی «جُناده» فرزند «کعب انصاری» است. او با اهل و عیال خود و فرزندش «عمرو» در مکه معظمه به خدمت امام حسین علیه السلام رسید و تا روز عاشورا در رکاب آن حضرت باقی ماند.(1) در زیارت «ناحیه مقدسه» آمده است: «السلام علی جنادة بن کعب الانصاری الخزرجی» . شهادت جُنادة بن کَعب «جناده» از جمله شهدایی است که پیش از ظهر روز عاشورا به درجه رفیع شهادت نائل آمده است.(2) او هنگام تاختن به سوی دشمن این رجز را ترنم میکرد: انا جنادة و انا بن الحارث لستُ بخوار و لا بناكث عن بیعتی حتی یرثنی وارثی الیوم ثاری فی الصعید ماكث(3) من جناده پسر حارثم، نه ضعیفم و نه پیمان شکن، بر بیعت خود ثابت رای هستم تا به وارث خود این عهد را ارث نهم، در حالی که امروز اعضای بدنم در این زمین شکسته خواهد شد. او سرانجام در روز عاشورا و در حمله نخستین به شهادت رسید. (3) پینوشتها: 1- منتهی الآمال، ج1، ص 654/ ابصار العین، ص 158. 2- منتهی الآمال، ج1، ص 654 . 3- مناقب آل ابی طالب، ج 4، ص 104 . 4- ابصار العین، ص 158 . منبع: یاران شیدای حسین بن علی علیهماالسلام، استاد مرتضی آقا تهرانی . ![]() جُندُب بن حُجر (حجیر) کِندی خُولانی «جندب» پسر «حُجر بن عدی کندی خولانی» است.(1) شیخ طوسی وی را از اصحاب امام حسین علیهالسلام دانسته است.(2) «حُجر» پدر «جُندب» از یاران و اصحاب امام علی علیه السلام بود که معاویه او را به سبب حمایت بی دریغش از مولا علی علیه السلام کشت و در محلی به نام «مرج عذرا» در شام مدفون است.(3) جناب «جندب» خود از بزرگان شیعه بوده است.(4) به نقل از «ابن عساکر» او نیز امیر دو قبیله بزرگ «بین کنده» و «ازد» بوده است. (5) جندب قبل از این که حرّ به سپاه امام حسین علیه السلام برخورد کند به سپاه حضرت ملحق شده بود و تا کربلا امام را همراهی کرد و سرانجام در روز عاشورا به شهادت رسید. (6) پینوشتها: 1- منتهی الآمال، ج1، ص 654 . 2- رجال شیخ طوسی، ص 72. 3- منتهی الآمال، ج1، ص 654 . 4- ابصار العین، ص 174. 5- منتهی الآمال، ج1، ص 654 . 6- ابصار العین، ص 147/ تنفیح المقال، ج1، ص236. منبع: یاران شیدای حسین بن علی علیهماالسلام، استاد مرتضی آقا تهرانی . ![]() جُندُب بن حُجر (حجیر) کِندی خُولانی «جندب» پسر «حُجر بن عدی کندی خولانی» است.(1) شیخ طوسی وی را از اصحاب امام حسین علیهالسلام دانسته است.(2) «حُجر» پدر «جُندب» از یاران و اصحاب امام علی علیه السلام بود که معاویه او را به سبب حمایت بی دریغش از مولا علی علیه السلام کشت و در محلی به نام «مرج عذرا» در شام مدفون است.(3) جناب «جندب» خود از بزرگان شیعه بوده است.(4) به نقل از «ابن عساکر» او نیز امیر دو قبیله بزرگ «بین کنده» و «ازد» بوده است. (5) جندب قبل از این که حرّ به سپاه امام حسین علیه السلام برخورد کند به سپاه حضرت ملحق شده بود و تا کربلا امام را همراهی کرد و سرانجام در روز عاشورا به شهادت رسید. (6) پینوشتها: 1- منتهی الآمال، ج1، ص 654 . 2- رجال شیخ طوسی، ص 72. 3- منتهی الآمال، ج1، ص 654 . 4- ابصار العین، ص 174. 5- منتهی الآمال، ج1، ص 654 . 6- ابصار العین، ص 147/ تنفیح المقال، ج1، ص236. منبع: یاران شیدای حسین بن علی علیهماالسلام، استاد مرتضی آقا تهرانی . ![]() جُندُب بن حُجر (حجیر) کِندی خُولانی «جندب» پسر «حُجر بن عدی کندی خولانی» است.(1) شیخ طوسی وی را از اصحاب امام حسین علیهالسلام دانسته است.(2) «حُجر» پدر «جُندب» از یاران و اصحاب امام علی علیه السلام بود که معاویه او را به سبب حمایت بی دریغش از مولا علی علیه السلام کشت و در محلی به نام «مرج عذرا» در شام مدفون است.(3) جناب «جندب» خود از بزرگان شیعه بوده است.(4) به نقل از «ابن عساکر» او نیز امیر دو قبیله بزرگ «بین کنده» و «ازد» بوده است. (5) جندب قبل از این که حرّ به سپاه امام حسین علیه السلام برخورد کند به سپاه حضرت ملحق شده بود و تا کربلا امام را همراهی کرد و سرانجام در روز عاشورا به شهادت رسید. (6) پینوشتها: 1- منتهی الآمال، ج1، ص 654 . 2- رجال شیخ طوسی، ص 72. 3- منتهی الآمال، ج1، ص 654 . 4- ابصار العین، ص 174. 5- منتهی الآمال، ج1، ص 654 . 6- ابصار العین، ص 147/ تنفیح المقال، ج1، ص236. منبع: یاران شیدای حسین بن علی علیهماالسلام، استاد مرتضی آقا تهرانی . ![]() جُوَین بن مالکِ من قِیس بن ثَعلَبَه «جوین» پسر «مالک» از قبیله «قیس بن ثعلبة» بود.(1) او که از شیعیان بود با قبیله خود برای جنگ با امام حسین علیه السلام خارج شده بود؛ ولی وقتی ابن سعد شروط امام را نپذیرفت، با عدهای شبانه به اردوگاه حسینی ملحق شد.(2) شهادت جوین ابن شهر آشوب شهادت جوین را در حمله نخستین دانسته است.(3) بنابراین او پیش از ظهر عاشورا به مقام شهادت رسیده است.(4) درسی که میتوان گرفت: بی شک عدهای بر مبنای جهالت وارد معرکهای میشوند؛ اما شهامت در انتخاب راه صحیح پس از شناخت آن کاری بس دشوار و شیوه رادمردان است جوین یکی از آن رادمردان بود. پینوشتها: 1- تسمیة من قتل مع الحسین علیه السلام، ش 41. 2- ابصار العین، ص 194، حدود سی نفر از سپاه عمر سعد شب عاشورا به امام حسین علیه السلام پیوستهاند که جوین یکی از آنها بوده است. 3- مناقب آل ابی طالب، ج4، ص 113 . 4- منتهی الآمال، ج1، ص 654 . منبع: یاران شیدای حسین بن علی علیهماالسلام، استاد مرتضی آقا تهرانی . ![]() حارث بن امرو القَیس کِندی «حارث» از شجاعان و اهل عبادت به شمار میرفت. در کتب جنگآوران از او یاد شده است. او به یاری ابن سعد آمده بود. اما وقتی دید که ابن سعد کلام امام حسین علیه السلام را رد کرد، به حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام تمایل یافت و در رکاب حضرتش به مقام شهادت دست یافت.(1) پینوشت: 1- ابصار العین، مقصد 7، ص173. منبع: یاران شیدای حسین بن علی علیهماالسلام، استاد مرتضی آقا تهرانی . ![]() حباب بن عامر بن کعب بن تمیمی «حباب» پسر عامر پسر کعب از بنی تمیم است. ابن شهر آشوب او را «حباب بن حارث» دانسته است.(1) او از شیعیان اهل کوفه بود که با مسلم بن عقیل بیعت کرد. پس از این که مسلم را مردم تنها گذاشتند، حباب از کوفه خارج شد و در بین راه امام حسین علیه السلام را ملاقات کرد و به او پیوست. شهادت حباب حباب پس از ملحق شدن به امام، پیوسته با آن حضرت بود تا در کربلا در برابر امام به شهادت رسید.(2) سروی شهادت او را در حمله نخستین دانسته است. (3) پینوشتها: 1- مناقب آل ابی طالب علیه السلام، ج 4، ص 113 . 2- ابصار العین، ص 195. 3- مناقب آل ابی طالب علیه السلام، ج 4، ص 113. منبع: یاران شیدای حسین بن علی علیهماالسلام، استاد مرتضی آقا تهرانی . ![]() |
|||
|
|
۱۱:۴۱, ۱۹/آذر/۹۰
شماره ارسال: #135
|
|||
|
|||
|
خورشید،گرم ِ دلبری از روی نیزه ها لبخند میزند سَری از روی نیزه ها دل برده است از تن ِ بی جانِ خواهری صوت خوش ِ برادری از روی نیزه ها آه ای برادرم چِقَدَر قَد کشیده ای! با آسمان برابری از رویِ نیزه ها نه!آسِمان مقابلِ تو؛کم میآوَرَد! از آسمان فراتری از روی نیزه ها گرچه شکسته میشوی و زخم میخوری از هرچه هست،خوشتری از روی نیزه ها گیسو رها مکن که دلِ شهر میرود از یوسفان همه،سَری از روی نیزه ها تا بوسه ای دهی به نگاهِ یتیمِ خود، خم شو به سوی ِ دختری از روی نیزه ها قرآن بخوان...بگو که مسیرِ نجات چیست؟ً ای سَر! هنوز رهبری از رویِ نیزه ها عارفه دهقانی
|
|||
|
|
۱۴:۱۲, ۱۹/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/آذر/۹۰ ۱۴:۲۳ توسط علمدار133.)
شماره ارسال: #136
|
|||
|
|||
|
نامه حجتالاسلام قرائتی به عزاداران حسینی
در آستانه محرم سال ۹۰ نکاتی را جسته و گریخته که به ذهنم آمد، به شما تقدیم میکنم. در سوره کوّرت خداوند با یک آهنگ استثنایی میپرسد که آنگاه که آفتاب تابان تاریک شود و ستارگان تیره شوند و کوهها به حرکت درآیند و ... سؤال شود که دختران زنده به گور به کدامین گناه کشته شدند؟ ناگفته پیداست که مشرکین دختران خود را زنده به گور میکردند. ولی چون این دختران مظلوم بودند، خداوند به حمایت آنان برخاسته. (این بود نمونه حمایت از مظلوم، گرچه مسلمان نباشد.) و اما حمایت از مظلومان مؤمن. در سوره بروج میخوانیم مرده باد اصحاب اخدود که با ریختن مؤمن به درهای و سوزاندن آنان تماشاگر این جنایت خود بودند. و تنها گناه آنان ایمان به خدای عزیزِ حمید بود. بنابراین گفتن مرگ بر ظالم یک سنت قرآنی است. و اما سیره نبوی. بعد از آن که هفتاد و دو نفر از یاران پیامبر در احد کشته شدند و در خانهها عزاداری بپا شد، پیامبر اکرم پرسید چرا برای حضرت حمزه که سید شهدا بود، عزاداری بپا نمیشود و گریه کنندهای ندارد؟ معلوم میشود اقامه عزاداری برای شهید مورد توجه است. و همچنین همین که جعفر طیار در جنگ شهید شد، پیامبر دستور داد برای آل جعفر غذا تهیه کنید. از این نیز معلوم میشود تغذیه عزاداران و داغداران یک سفارش نبوی است. تجلیل بزرگان در قرآن عزاداری و بیان فضایل اهل بیت نمونهای از یاد نیکی است که خدا به پیغمبرش میفرماید و رفعنا لک ذکرک. توجه دلها به اهل بیت نمونهای از دعای ابراهیم است که از خدا خواست دلهای مردم را به سوی خاندانش سوق دهد. (فاجعل افئدة من الناس تهوی الیهم) عشق به اهل بیت مصداق روشن وعدهای است که خداوند به مؤمنین داده که (سیجعل لهم الرحمن ودّا) در مراسم عزاداری و نقل فضایل مطالبی را به خوبی درک میکنیم. به خوبی میفهمیم که چگونه فرجام نیک برای متقین است. (و العاقبة لاهل التقوی) به خوبی میفهمیم که چگونه نقشههای شیطانی ضعیف است و چگونه نقشه بنیامیه نقش بر آب شد. (ان کید الشیطان کان ضعیفا) به خوبی میفهمیم که چگونه خداوند حق را بر سر باطل کوبید و آن را دمغ کرد. (بل نقذف بالحق علی الباطل فیدمغه) به خوبی میفهمیم که چگونه خواستند نور خدا را خاموش کنند، ولی خدا هر روز آن را برافروختهتر میکند. (یریدون ان یطفئوا نورالله بافواههم) به گفته روایات در طول تاریخ انبیا و پیامبر اسلام و اهل بیت همه آنان برای امام حسین(علیه السلام) اقامه عزاداری میکردند. اقامه عزاداری خواندن تاریخ کربلا در منزل نیست. بلکه مثل اقامه نماز نیاز به یک توجه و عنایت و حرکت و حماسه دارد. امروز دشمنان ما اقرار میکنند که ما حریف شیعیان نمیشویم. زیرا آنان دو بال قوی دارند. بال سرخ که عاشوراست و بال سبز که انتظار حضرت مهدی است. آنان از شهادت نمیترسند. از محاصره نظامی، اقتصادی، تبلیغاتی، شهادت، اسارت نمیترسند. چون رهبرشان امام حسین آنگونه در محاصره اقتصادی قرار گرفت که آب خوردن برای اطفال نداشت. و آنگونه در محاصره نظامی قرار گرفت که هفتاد و دو نفر میان سی هزار دشمن قرار گرفتند. و آنگونه در میان هیاهوی مخالفان قرار گرفت که هنگام سخن گفتن امام با هیاهو جلو شنیدن مردم را گرفتند. اما شهادت و اسارت را پذیرفت و زیر بار زور نرفت. الگوی شیعیان چنین فردی است. این از یک سو. از سوی دیگر اینها به کمتر از رهبر معصوم و عدالت عمومی روی کره زمین با هیچ فردی قانع نمیشوند. و هیچ حکومتی با هیچ شیوهای اینان را راضی نمیکند و اینان همچنان در انتظار آن رهبر غایب هستند و ارادتی که به علما و مراجع دارند به خاطر آن است که این افراد را نایب آن سرور میدانند. عزاداری هماهنگی با انبیا و اهل بیت است. و عزاداری همنوایی با حضرت مهدی است. امام صادق(علیه السلام) به شاعری فرمود شنیدهام مرثیه میخوانی؟ گفت بله. فرمود بخوان. امام آنگونه با صدای بلند گریه کرد که از کوچه صدای حضرت شنیده میشد. عزاداری هماهنگی با فرشتگان و بهشتیان است. امام زمان(علیه السلام) میفرماید ای حسین عزاداری تو در اعلی علیین اقامه شده و حتی حورالعین در عزاداری تو به صورت خود سیلی میزنند. (و لطمت علیک الحورالعین) عزاداری نوعی بیعت با امام از راه دور و از طریق احساسات است. عزاداری ارعاب ستمگران و اعلام حمایت از مظلومان است. عزاداری نشان دادن الگو به همه اقشار است. به نوجوان میگوید از حضرت قاسم (پسر سیزده ساله امام حسن مجتبی که در کربلا بود) یاد گیرید که اگر بناست رهبر مردم، جنایتکاری مثل یزید باشد، مرگ از عسل شیرینتر است. به جوان میگوید از علی اکبر یاد گیرید که به پدر خود گفت اگر راه ما حق است، هیچ باکی نیست. عزاداری یعنی مخالفت و حذف همه سیاستهای انحرافی. (وقتی در زیارت عاشورا میخوانیم (لعن الله بنی امیه قاطبه) یعنی همه نوع سیاستهای انحرافی را رد میکنیم.) عزاداری یعنی زنده نگاهداشتن خاطرات فداکاران. (بر تمام افرادی که توان دارند، حج واجب شده و بخشی از اعمال حج زنده نگاهداشتن خاطرات ابراهیم و اسماعیل و هاجر است. زائران خانه خدا در صفا و مروه شبیهسازی میکنند و همچون هاجر با هیجان میدوند، تا آن خاطره زنده بماند. و ما همانگونه که از پدر و پسر و همسر در مکه تجلیل میکنیم، باید از امام حسین و فرزندان و اصحاب و زینب کبری و خاندان او نیز تجلیل کنیم.) شاید اگر بگوییم تجلیل ما در کربلا باید بیش از مکه باشد، سخنی گزاف نگفتهایم. زیرا در مکه ابراهیم و اسماعیل آماده گذشت از جان شدند. ولی قتلی صورت نگرفت. اما در کربلا علاوه بر قتل، قطعه قطعه شدند. در مکه چند ساعتی برای کودک آنجا (اسماعیل) آب نبود، ولی بعد آب زمزم از زمین جوشید. ولی در کربلا آب نجوشید. بنابراین تجلیل فداکاران که در مراسم حج آمده، بزرگداشت فداکاری آنان است. عزاداری یعنی اجتماع، تعهد، غیرت، حرکت هدفمند. عزاداری یعنی وحدت ملی (ترک و فارس، عرب و عجم، زن و مرد با هر نوع لهجه و آداب و رسوم) عزاداری یعنی یک بسیج دهها میلیونی همراه با سوز بدون اجبار و بدون چشمداشت، عاشقانه و هر سال. عزاداری یعنی صبر و مقاومت را ببین و یاد گیر. عزاداری یعنی بلند نگاهداشتن پرچم مقاومت، مبارزه، مکتب، انقلاب، ایثار، اخلاص، شجاعت. عزاداری یعنی یک کلاس عمومی تعلیم و تهذیب. رضاخان که مأمور محو اسلام بود، به فکر منع عزاداری افتاد. عزاداری یعنی نگه داشتن قانون پیروزی خون بر شمشیر. (همان چیزی که امروز در بیداری اسلامی کشورها مشاهده میشود.) عزاداری یعنی عالیترین نوع تنفر از ظلم و ظالم. عزاداری یعنی قساوتزدایی و تحریک عواطف و مظلومیابی و ظالمکوبی. عزاداری یعنی تعظیم شعائر. عزاداری یعنی نفوذ در دل مردم دنیا، تا آنجا که گاندی میگوید رهبر من امام حسین است، تا آنجا که در دانمارک که کاریکاتور پیغمبر را کشیدند، بزرگترین اجتماع روز عاشورا برای شیعیان در خیابانها جلوه میکند. عزاداری یعنی دعوت به حق و منطق، ولی در قالب احساسات و هنر. عزاداری بستری برای میلیونها سفر به شهر و روستا و در سایه آن صله رحم و بازدید از وطن و انواع کمکها. عزاداری بستری برای دهها هزار هجرت روحانیون به اقصی نقاط دنیا و رساندن پیام اسلام. در سایه عزاداری است که در خیابانهای نیویورک نماز جماعت برپا میشود. عزاداری بستری برای رشد حماسهها، اشعار و هنرها و ایثار به دیگران و بستری برای بذل جان و مال است. عزاداری یعنی تعطیل کردن بازارها و خیابانها و به فکر مظلوم افتادن و ظالم را محاکمه کردن. عزاداری یعنی از جرقهها جریان ساختن. اگر امام حسین(علیه السلام) همه چیز خود را برای دین داد، پس ما نیز باید دینمحور باشیم. عزاداری یعنی خود را در آیینه کمال دیدن. امام از جان، مال، فرزند، وطن، همسر، مسکن، لباس، غذا، طفل، جوان، اصحاب و ... گذشت، فقط از دین نگذشت. ما چه کردهایم؟ عزاداری یعنی محو طبقات. تاجر و فقیر، شهر و روستا، زن و مرد، کوچک و بزرگ، همه یکسوشدن. در عزاداری میآموزیم که در سختترین شرایط از خدا راضی باشیم. که امام حسین(علیه السلام) فرمود (رضاً برضاک) و در سختترین شرایط به سراغ غیرخدا نرویم. که فرمود (لا معبود سواک) در عزاداری میآموزیم به ولایت الهی وفادار باشیم. گرچه دو دستمان قطع شود. در عزاداری میآموزیم که له میشویم، ولی شکسته نمیشویم. (زینب کبری به یزید گفت من تو را بسیار کوچک میبینم. (انی لاستصغرک) در عزاداری است که میشنویم درهای غیب به روی افراد باز میشود. (علی اکبر به پدرش گفت (هذا رسول الله) یعنی من پیغمبر را میبینم. و امام حسین به یاران فرمود (هذه جنه) بهشت شما را من میبینم.) در عزاداری میآموزیم که بالاترین هدف، رضای ولی خدا و امام معصوم است. (کسی که سیزده تیر به خاطر نماز عاشورا و حفاظت از امام بر بدنش خورد، لحظه آخر به امام گفت آیا از من راضی هستی؟ (اَرضیت عنّی؟) در عزاداری میآموزیم اقامه نماز حتی به قیمت هر کلمه یک تیر. (سی تیر برای دو رکعت نماز) در عزاداری میآموزیم آنچه مهم است، اراده است. سن مهم نیست. نوجوان باشد یا سالمند. (قاسم یا حبیب) در عزاداری میآموزیم بالاترین سختیها افرادی را حتی از مستحبات دور نمیکند. (زینب کبری شب یازدهم حتی نماز شب را خواند.) در عزاداری میآموزیم که چگونه مسلمان به خاطر پیروی از طاغوت و علاقه به دنیا از کفار بدتر میشود. (مسیحیان همین که دیدند پیامبر اسلام با دختر و فرزندش برای مباهله آمده، حیا کردند. ولی طرفداران بنیامیه با اینکه دیدند امام حسین با زن و بچه به کربلا آمده، حیا نکردند.) در عزاداری میآموزیم که چگونه انسان از گرگ درندهتر میشود و غرور و تکبر و ریاست، نااهلان را تا آنجا پیش میبرد که چوب بر لب و دندانی میزند که از آن دعای عرفه صادر شده و پیغمبر آن را میبوسیدند. در عزاداری میآموزیم که انسان وجود خطرناکی است که اگر خدا او را حفظ نکند، به جای معرفت و مودت و اطاعت اهل بیت که مزد رسالت است، اهل بیت را به نحو بینظیری شهید و حتی از کشتن کودک و آتش زدن خیمه نمیگذرد. در عزاداری با مدیریت بحران آشنا میشویم، که امروز در دانشکدههای مدیریت یک فصل مهمی را به خود اختصاص داده. (مدیریت زینب کبری از ظهر عاشورا به بعد در بحرانیترین شرایط) عزاداری یعنی بیدارکردن خفتگان، تعلیم جاهلان، به غیرت آوردن بیتفاوتان. گرچه به قیمت زیر سم اسب رفتن باشد. (امام زیر سم اسب رفت، ولی زیر بار زور نرفت.) از کربلا میآموزیم که حقالناس بر هر چیزی مقدم است. (امام حسین(علیه السلام) زمین کربلا را خرید، تا خونش در زمین مردم ریخته نشود و زائرانش در ملک مردم پا ننهند.) ما نیز باید در عزاداری مراعات مسافران، عابرین، همسایگان، اطفال، بیماران را بنماییم. در کربلا میآموزیم توجه به برده و آزاد یکسان است. (امام حسین هم سر علی اکبر را در بغل گرفت، هم سر غلام را) از کربلا میآموزیم سر از بدن جدا میشود، ولی از قرآن جدا نمیشود. (سر امام بالای نی قرآن خواند.) از کربلا میآموزیم که چگونه افرادی به خاطر جایزه و حکومت ری گول خوردند. و ما باید به خدا پناه ببریم. در عزاداری میآموزیم که باید کارهای خیر عمومی باشد. امام صادق فرمودند زنها هم در عزاداری شرکت کنند. در عزاداری میآموزیم که احکام الهی باید همه جا پیاده شود. امام صادق فرمود زنان پشت پرده بنشینند. عزاداری نماد بزرگی از تولی و تبری است. در عزاداری میآموزیم که یک تیم هفتاد و دو نفری در نیم روز میتوانند برای ابد الگو باشند. امام خمینی(رحمة الله علیه) فرمود ما هرچه داریم از محرم و صفر است. نقش عزاداری در جبهههای حق از پیشانیبند، تابلوها و نوشتهها روی سینهها، پشت کمرها، نوحهها، جادهها، همه و همه مملو از نام کربلا، عشق به شهادت، پیروی از امام حسین و ... در عزاداری میآموزیم میتوان یک بسیج سریع، خالص برای اهداف بلند به راه انداخت. عزاداری نیابت بردار نیست. یعنی نمیتوان کسی به جای دیگری در مجلسی شرکت کند و عشق و گریه خود را ابراز نماید. بلکه خودش باید دل بدهد، دل بسوازند، اشک بریزد، خرجی بدهد، حرکت کند. |
|||
|
|
۱۴:۲۵, ۱۹/آذر/۹۰
شماره ارسال: #137
|
|||
|
|||
|
بنام ستار معاصی عاصیان
با سلام خدمت همسنگر گرامی علمدار 133 ارسال فوق حاوی مطالب بسیار نغز و مفید و کارآمد بود. به نظر شما کتیبه به این بلندی، برای همچین مطلب زیبایی لازمه؟ اگر امکان داره کتیبه رو کوتاه تر لحاظ کنید تا از فضای تایپک استفاده بهتری برده شود. ارادتمندم داداش ![]() امان یا حسین(علیه السلام) |
|||
|
|
۱۴:۳۸, ۱۹/آذر/۹۰
شماره ارسال: #138
|
|||
|
|||
|
دوستان سر یه دوراهی گیر کردم که بنویسمش یا نه
![]() اگه کسی مجله ی دانستنی های هم شهری رو می خونه مجله ی جدیدش رو که شماره ی 42 مجله واسه 12 آذر همین ماه بخونه تو صفحه ی 90 تا 93 استراتژی امام حسین رو برای دفاع از خودش در برابر کوفیان و سپاه عمر سعد نوشته که خیلی جالبه پ.ن : چون مطلب مجله تازه است و نقل اون غیر قانونیه پس یه ذره که گذشت واسطون می نویسمش
|
|||
|
|
۱۵:۴۹, ۱۹/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/آذر/۹۰ ۲۲:۳۴ توسط Agha sayyed.)
شماره ارسال: #139
|
|||
|
|||
|
بسم رب الحسین
سلام علیکم السلام علیک یا ثار الله با حضور زینب است که حسین معنا میابد و با اسارت زینب است که شهادت حسین معنی پیدا میکند پوزش از بلندی شعر ، هرچه خواستم کوتاه نمایم ، مطلب را شهید میکردم. نون و قلم نبی است و ما یسطرون حسین
امشب دلم به تاب و سرم گرم از تب است امشب كه از نسیم حضوری لبالب است شمع است و شاهد است و شرابی كه بر لب است شور و شگفتی است و شبی عشق مشرب است شامی كه روشنایی روز است امشب است امشب شب ملیكه دادار زینب است این جلوه جلوههای شبی بیكرانه است این جذبه جذبه حرمی بینشانه است این سجده سجده بر قدمی جاودانه است این شعله شعله نگهی عاشقانه است از هر لبی كه میشنوی این ترانه است عالم محیط و نقطه پرگار زینب است سّری رسید و معنی امالكتاب شد نوری دمید و قبله هر آفتاب شد چشمی گشود و چشم شقایق بخواب شد زیباترین دعای علی (علیه السلام) مستجاب شد زهراست این كه در دل گهواره قاب شد امشب تمام گرمی بازار زینب است بر عرش سبز دست نبی تا كه جا گرفت نورش زمین و كل زمان را فرا گرفت حتی بهشت سرمه از آن خاك پا گرفت از عطر دامنش همه جا روشنا گرفت آئینهای مقابل رویش خدا گرفت تصویر جلوههای خداوار زینب است این كیست این كه سجده كند عشق در برش این كیست این كه سینه درند در برابرش این كیست این كه از جلوات مطهرش عالم نبود غیر غباری ز محضرش فرموده است از بركاتش برادرش آئینهدار حیدر كرار زینب است تا كوچهاش قبیله لیلا ادامه داشت تا خانهاش گدایی عیسی ادامه داشت در چشم او تلاطم دریا ادامه داشت بر قامتش قیامت مولا ادامه داشت زینب نبود حضرت زهرا(سلام الله علیها) ادامه داشت خاتون خانهدار دو دلدار زینب است سرچشمههای پرطپش كوهسار از اوست دریا از اوست جذبه هر آبشار از اوست تیغ كلام فاطمیاش آب دار از اوست تفسیر آیههای غم و انتظار از اوست آری تمام هیمنه ذوالفقار از اوست از كربلا بپرس علمدار زینب است سوگند بر شكوه دل مرتضاییاش بر جلوههای حیدریاش مجتباییاش سوگند بر تقدس كرب و بلاییاش بر ریشههای چادر سبز خداییاش سوگند بر نماز شب كبریاییاش تا روز حشر كعبه ایثار زینب است شمس حجاب گنبد دوار زینب است بدر سپهر عصمت و ایثار زینب است محبوبه حبیبه دادار زینب است مسطوره سلاله اطهار زینب است اذن دخول در حرم یار زینب است منصوره نرفته سر دار زینب است نون و قلم نبی است و ما یسطرون حسین طاق فلك علی است به عالم ستون حسین خلقت تمام حضرت زهراست خون حسین هستی تمام ظاهر و مافی البطون حسین با یك قیامت است هم الغالبون حسین در این قیام نقطه پرگار زینب است سردار سرسپرده جولان عشق كیست؟ تنها امیر فاتح میدان عشق كیست؟ عشق است حسین و گوش به فرمان عشق كیست؟ روح دمیده در تن بیجان عشق كیست؟ علامه مفسر قرآن عشق كیست؟ تفسیر آیهها همه اسرار زینب است ققنوس وهم از پی او در توهم است فانوس وصف در صفت وصف او گم است قاموس اقتدار و وقار و تلاطم است پابوس او تمامی افلاك و انجم است كابوس شام و دولت نامرد مردم است بر فرق ظلم تیغ شرر بار زینب است پیداترین ستاره دیبای خلقت است زیباترین سروده لبهای خلقت است زهراترین زهره زهرای خلقت است لیلاترین لیلی لیلای خلقت است شیواترین سئوال معمای خلقت است گنجینه جزیره اسرار زینب است ذرات و كائنات همه مرده یا خموش در احتجاج بود زنی یك علم به دوش قلب جهان به عمق زمین غرق جنب و جوش آتشفشان قهر خداوند در خروش هوهوی ذوالفقار علی میرسد به گوش این رعد و برق نیست كه انگار زینب است خورشید روی قله نی آشكار شد كوچكترین ستاره سر شیرخوار شد ناموس حق به ناقه عریان سوار شد هشتاد و چهار خسته به هم همقطار شد زیباترین ستاره دنبالهدار شد در این مسیر نور جلودار زینب است چشم ستاره در به در جستجوی ماه بر روی نیزه دیده زینب گرفت راه مبهوت مینمود به سرنیزهای نگاه آتش كشید شعله ز دل تا كشید آه كای جان پناه زینب و اطفال بیپناه راحت بخواب چونكه پرستار زینب است پشتش شكست بس كه بر او آسمان گریست حتی به حال و روز دلش كاروان گریست از خندههای حرمله و ساربان گریست بر گیسوان شعله ور كودكان گریست از ضربههای دم به دم خیزران گریست بر خیل اشك قافله سالار زینب است آن شانه صبور صبوری زما ربود آن قامت غیور قیامت بپا نمود آن شیرزن حماسه عباس را سرود با دست خویش بیرق كرببلا گشود بر بالهای زخمیاش ای وای جا نبود غم را بگو بیا كه خریدار زینب است زینب اگر نبود اثر كربلا نبود شیرازهای برای كتاب خدا نبود زینب اگر نبود علم حق بپا نبود این خیمهها و پرچم و رخت عزا نبود یك یا حسین بر لب ما و شما نبود در كار عشق گرمی بازار زینب است با این كه قد خمیدهام و داغ دیدهام فتح الفتوح كردهام هرجا رسیدهام گر نیش كعب نی به وجودم خریدهام گر طعم تازیانه چو مادر چشیدهام چون كوه ایستادهام ای سر بریدهام در اوج اقتدار جهاندار زینب است زینب كجا و خنده اشرار یا حسین زینب كجا و كوچه و بازار یا حسین زینب كجا و مجلس اغیار یا حسین زینب كجا و این همه آزار یا حسین زینب كجا و طشت و سر یار یا حسین در پنجههای بغض گرفتار زینب است از نای من به ناله چو افتاد نای نی عالم شنید از پس آن هایهای نی تو بر فراز نیزه و من در قفای نی آنقدر سنگ خوردهام از لابهلای نی تا اینكه یافتم سرت از رد پای نی هجران توست آتش و نیزار زینب است قرآن بخوان كه حفظ شود آبروی تو رنگین شده است ساقه نی از گلوی تو در حسرتم كه نیزه كند شانه موی تو ای منتهای آرزویم گفتوگوی تو ای نازنین بناز خریدار زینب است اللهم الرزقنا شفاعة الحسین موفق باشید و خدایی . |
|||
|
|
۱۱:۳۷, ۲۰/آذر/۹۰
شماره ارسال: #140
|
|||
|
|||
|
سید الشهید یا سید الشهید عزیز خدا حسین ای نور چشم حضرت خیرالنسا حسین محکم گره بزن دل ما را به زلف خود ای میوه ی دل علی مرتضی حسین آقا قسم به روز جدایی ز خواهرت ما را مکن دمی ز غم خود جدا حسین باشد دعا کنار ضریح تو مستجاب ای مظهر توسل و ذکر و دعا حسین جان علی و فاطمه ... هرگز روا نبود راس تو را نهند روی نیزه ها حسین زینب چو دید جسم تو را زیر دست و پا دامن کشان دوید به گودال ... یا حسین رضا رسول زاده
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |











![[تصویر: tarahaan_azar_Ashoora.jpg]](http://s2.picofile.com/file/7201656127/tarahaan_azar_Ashoora.jpg)


![[تصویر: 77604_456.jpg]](http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1389/9/25/77604_456.jpg)
![[تصویر: azarpix.com_ashura647979%20%2817%29.jpg]](http://www.azarpix.com/my_unzip/1323245315ashura6474979/azarpix.com_ashura647979%20%2817%29.jpg)
![[تصویر: azarpix.com_ashura647979%20%2820%29.jpg]](http://www.azarpix.com/my_unzip/1323245315ashura6474979/azarpix.com_ashura647979%20%2820%29.jpg)
![[تصویر: azarpix.com_ashura647979%20%2836%29.jpg]](http://www.azarpix.com/my_unzip/1323245315ashura6474979/azarpix.com_ashura647979%20%2836%29.jpg)

![[تصویر: 13167101381.jpg]](http://upload.iranvij.ir/images_shahrivar/13167101381.jpg)
![[تصویر: 55252636103089671024.jpg]](http://www.upload.iranvij.ir/images_aban/55252636103089671024.jpg)
![[تصویر: 10201038136496871492.jpg]](http://www.upload.iranvij.ir/images_aban/10201038136496871492.jpg)

