| نظرسنجی: شما با شروع و ادامه اين بحث موافقيد؟ این نظرسنجی بسته شده است. |
|||
| بله | ![]() ![]() |
28 | 90.32% |
| خير | ![]() ![]() |
3 | 9.68% |
| تمام | 31 رأی | 100% | |
|
هَل مِن نـاصــر یَنصُـــرنی(ویـــژه نامـه مـحـــرم 1433)
|
|
۱۶:۴۲, ۱/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/آذر/۹۰ ۲۲:۰۹ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِيارَتِكُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ به اذن عمه سادات حضرت زینب(سلام الله علیها) اقامه عزا می کنیم
این تاپیک ویژنامه محرم 1433 است هر که دارد هوس کربلا بسم الله
باز این چه شورش است که در خلق عالم است***باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتماست
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین***بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظماست این صبح تیره باز دمید از کجا کزو***کار جهان و خلق جهان جمله درهماست گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب***کاشوب در تمامی ذرات عالم است گرخوانمش قیامت دنیا بعید نیست***این رستخیز عام که نامش محرم است در بارگاه قدس که جای ملال نیست***سرهای قدسیان همه بر زانویغم است جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند***گویا عزای اشرف اولاد آدماست خورشید آسمان و زمین، نور مشرقین***پرورده ی کنار رسول خدا، حسین |
|||
|
| آغاز صفحه 22 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۲:۵۶, ۶/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #211
|
|||
|
|||
|
بند پنجم
خون مىرود هنوز ز چشم تر شما خرمن زدهست ماه، به گرد سر شما آن زخمهاى شعلهفشان، هفت اخترند يا زخمهاى نعش علىاكبر شما؟ آن كهكشان شعلهور راه شيرى است يا روشنان خون علىاصغر شما؟ ديوان كوفه از پى تاراج آمدند گم شد نگين آبى انگشتر شما از مكه و مدينه، نشان داشت كربلا گل داد (نور) و (واقعه) در حنجر شما با زخم خويش، بوسه به محراب مىزديد زان پيشتر كه نيزه شود منبر شما گاهى به غمزه، ياد ز اصحاب مىكنى بر نيزه، شرح سوره احزاب مىكنى |
|||
|
|
۱۳:۰۰, ۶/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #212
|
|||
|
|||
|
با اجازه ی مادر سادات، رخت عزای پسرش را نه از جان، بلکه از تن در آورده و میگوییم:
حسین جان؛ داغ تو تا ابد در سینه ی ماست. |
|||
|
|
۱۳:۴۴, ۶/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #213
|
|||
|
|||
|
سلام به دوستان حسینی و عاشورایی.راستش می خواستم چهل حدیث از مرحوم ایت اللّه شیخ عباس قمی(رحمة الله علیه) مؤلف بزرگوار مفاتیح الجنان معروف, راجع به ثواب دلسوزی بر اباعبدللّه در این تاپیک بنویسم ولی دیدم اکثریت ارسال ها شعر هست از این تصمیم صرف نظر کردم و اون رو در یک پست دیگر اوردم.اگه توانستید حتماً یک سری بزنید تا ثواب این کارتان را بدانید و با شور و شوق بیشتری ادامه دهید.
به نقل از کتاب نفس الهُموم مرحوم ایت اللّه شیخ عباس قمی(رحمة الله علیه),شعبی گوید:مردم کوفه شنیدند که گوینده ای شبانه می سرود: بگریم کشته کرببلا را همان آغشته تن اندر دماء را بگریم کشته ی جوروستم را نبودش جرم آن مرد وفاء را بگریم آن که بر او گریه کرده هر آنچه جا کند ارض و سما را روا کردند بر اهل حریمش حرام آنچه بود حتی اماء را به قربان تن عریانش بابم ربودندش به جز دین و حیا را ز هر سوگی تسلی هست آخر ولی این سوگ ماند اهل عزاء را |
|||
|
|
۱۴:۳۷, ۶/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #214
|
|||
|
|||
(۶/بهمن/۹۰ ۱۳:۴۴)یا صاحب الزمان نوشته است: چهل حدیث از مرحوم ایت اللّه شیخ عباس قمی(رحمة الله علیه) مؤلف بزرگوار مفاتیح الجنان معروف, راجع به ثواب دلسوزی بر اباعبدللّه به نام خدا همسنگر گرامی؛بضاعت ما در فضای این تاپیک همین مقدار است و بس. شما هم اگر همچین مطالب نابی در دست دارید،هر روز ما محبان را مفتخر به گوشه ای ازآن احادیث ناب کنید. در انتظار ارسال های نابتان می مانیم... |
|||
|
|
۱۵:۵۷, ۶/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #215
|
|||
|
|||
|
به پست "چهل حدیث از نفسُ الهُموم ایت اللّه شیخ عباس قمی(رحمة الله علیه) " مراجعه فرمایید.
در پناه حق التماس دعا |
|||
|
|
۱۷:۱۱, ۶/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #216
|
|||
|
|||
|
|
۱۷:۱۳, ۶/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #217
|
|||
|
|||
|
|
۱۹:۳۰, ۷/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #218
|
|||
|
|||
|
از علی بن حزور گوید: از لیلی شنیدم می گفت:نوحه خوانی جن را بر حسین(علیه السلام) من شنیده ام که می گفت:
ای دیده ببار اشک سوزان حق است خبر تو باش گریان بر زاده ی فاطمه بنال کامد بر شطّ فرات و پس نیامد گریند ز سوز دل بر او جن وقتی خبرش رسید مؤمن کشتند حسین و همرهانش آتش زده این خبر به جانش گریم به تو سوزناک و پر غم از وقت عشاء تا سحردم گریم به تو تا که خون روان است تا میوه بر شجر عیان است |
|||
|
|
۱۳:۴۲, ۸/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/بهمن/۹۰ ۱۳:۴۴ توسط حسن عزتي.)
شماره ارسال: #219
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم اندازه دو ماه عزا غم گرفته ام چشمم گواه این دل ماتم گرفته ام پیراهن سیاه تنم را شب فراق بر سینه ام نهاده و محکم گرفته ام صاحب عزا بیا که سراغ تو را دو ماه با قطره های جاری اشکم گرفته ام یک روز مثل چشم تو خون گریه می کند این دیده های ابری شبنم گرفته ام هر روز پا به پای تو در بین روضه ها با نوحه خوان هیئتمان دم گرفته ام تا فاطمیه دست دلم را رها مکن من با غم تو انس دمادم گرفته ام امشب بیا و کرب و بلای مرا بده دست دخیل بر نخ پرچم گرفته ام این عطر کربلاست که از مشهد الرضاست امشب دوباره شور محرم گرفته ام محمد بیابانی
|
|||
|
|
۱۴:۳۹, ۸/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #220
|
|||
|
|||
|
چه ساختار قشنگی شکسته است خدا...... درون قالب شش گوشه یک غزل دارد بگو چه شد که من اینقدر دوستت دارم؟...... بگو محبت ما ریشه در ازل دارد غلامتان به من آموخت در میانه ی خون...... که روسیاهی ما نیز راه حل دارد. ![]() |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |













![[تصویر: 10497.jpg]](http://graphicnet.ir/images/news/10497.jpg)