|
چهل حدیث از نفسُ الهُموم مرحوم ایت الله شیخ عباس قمی(رحمة الله علیه)
|
|
۲۳:۴۲, ۳۰/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/تیر/۹۱ ۰:۱۷ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
منافع ختم زیارت عاشورا از محدث نوری و او از ملا حسن یزدی و او از حاج محمد علی یزدی نقل کرده که یکی از زُهّاد یزد شبها در مقبره ی مزار که انجا صالحین دفن اند برای عبرت به سر می برد و او همسایه ای داشت که کمر کچی بود و عشاری در اسلام مردود است.او فوت کرد و در ان گورستان دفنش کردند.ان زاهد پس از یکماه او را بخواب دید با لبا س های خوب و روی روشن.نزدیکش رفته و گفت:من اعمال تو را از اول تا اخر می دانم .از کسانی نبودی که ان شغل را جهت تقیه یا یاری مظلوم یا قضاء حاجت برادران برگزینی بلکه برای خواهش نفس و حب مال و دنیا بود و نتیجه اینها جز کیفر چیزی نباشد.از کجا به این مقام رسیدی؟ان عشار او را تصدیق کرد و گفت:بلی چنین است و من از زمان مردن تا روز گذشته در شکنجه بودم تا اینکه زن استاد اشرف اهنگر فوت کرد.او را در اینجا دفن کردند و به انجا اشاره نمود(قبر ان زن) و شب اول قبرش امام حسین (علیه السلام) او را زیارت نمود و در مرتبه سوم امر فرمود عذاب قبر را از تمام اهل قبرستان بخاطر ان زن بردارند.پس از دیشب من به راحت افتادم.ان مرد صالح از خواب بیدار شد در حالی که اسم استاد اشرف نشنیده و محل او را نمی دانست.فردا به بازار اهنگران رفته او را پیدا کرد و پرسید زن داری؟ گفت:زن داشتم ولی فوت کرده و او را در مقبره ی مزار فلان جا دفن کرده ام.جایی که ان مرد عشار نشان داده بود.پرسید:ایا زن تو به زیارت امام حسین (علیه السلام) رفته؟ گفت:نه.پرسید:ایا اقامه عزا می کرد؟ گفت:نه.حدّاد گفت:غرض تو چیست و این همه سوال از حال ان زن برای چیست؟ان مرد صالح خواب خود را بیان داشت و گفت:غرضم ان است که بدانم چه علاقه به امام حسین (علیه السلام) داشته؟اهنگر می گوید:ان زن در خواندن زیارت عاشورا مواظبت داشته و ان چه از لطف و عنایتی که از امام حسین (علیه السلام) درباره او نموده بواسطه این عملش بوده. دوستان این نمونه ای از هزاران هزار داستان در مورد ختم زیارت عاشورا و سلام بر ابا عبداللّه.می خواستم پیشنهاد بدم که از این به بعد تا می تونیم از این دعای شریف که می گن حدیث قدسی هم هست دست نکشیم و هر شب بخونیمش.نه برای کسی.برای خودمون.برای تنهایی قبرمون.برای اخرتمون.جایی که جز اهل بیت کسی فریاد رسمون نیست.بیاید هر شب به اقا و مولای خودمون که راجبش فرمودن"اِن الحسینُ مصباح الهدی و سفینةُ النجاة"متوسل بشیم تا خدا به واسطه اون حضرت هممون رو از فتنه های زمانه حفظ کنه و تو کشتی نجات اون حضرت سوار کنه و بهترین و بهترین راههای هدایتش رو سر راهمون قرار بده.اگه هم براتون سخته موقع خروج از منزل بر ایشون و یارای با وفاشون درود بفرستیم و بگیم: "السّلام علی الحُسَین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین" التماس دعا. |
|||
|
|
۴:۴۵, ۴/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
ثواب گریه بر مصیبت امام حسین(علیه السلام) و لعن بر قاتلین او و پیشگویی از شهادت آن حضرت
در کتاب نفس الهموم تألیف مرحوم حاج شیخ عبّاس قمی برای ثواب بر گریه بر ابا عبد اللّه چهل حدیث ذکر شده که به شرح ان می پردازیم: 1.حدیث کرد برای من طبق اجازه ی عامه ی کامله ی استادم حاج میرزا حسین نوری-نوّر اللّه تربته-از آیة اللّه الباری حاج شیخ مرتضی انصاری-تغمّده اللّه برحمته-از مولای اجلّ حاج ملا احمد نراقی,از سیدنا الاجلّ سید مهدی بحرالعلوم,از شیخ المشایخ مولانا محمد باقر البهبهانی معروف به وحید,از پدرش محمد اکمل,از عالم ربانی مولا محمد باقر مجلسی اصفهانی,از پدرش مولا محمد تقی مجلسی,از شیخنا الاجلّ شیخ محمد عاملی معروف به بهاء الدین,از پدرش شیخ حسین بن عبد الصمد عاملی حارثی,از شهید ثانی,از علی بن عبدالعالی میسی,از شیخ محمد بن داود جزینی,از علی بن الشهید,از پدرش محمد بن مکی شهید,از محمد بن علامه حلّی,از پدرش علامه ی حلّی,از جعفر بن سعید محقق,از فخار بن معید الموسوی,از عماد الدین طبری,از ابی علی مفید ثانی,از پدرش شیخ طوسی,از شیخ مفید,از شیخ بزرگوار صدوق,از ماجیلویه قمی,از علی بن ابراهیم,از پدرش ابراهیم بن هاشم,از ریان بن شبیب گفت: در روز اول محرم خدمت امام رضا(علیه السلام) رسیدم,فرمود:ای پسر شبیب!روزه داری؟عرض کردم:نه.فرمود:امروز همان روز است که زکریّا به درگاه خدا دعا کرد و گفت:پروردگارا! از لطف خود به من نژاد پاکی عطا کن.زیرا تو برآورنده ی حاجتی.خدا مستجاب کرد و دستور داد فرشتگان, زکریّا را که در محراب ,نماز می خواند ندا دادند که خدا تو را به یحیی مژده می دهد,هر کس امروز را روزه دارد و خدا را بخواند اجابتش کند چنان چه زکریّا را اجابت کرد. سپس فرمود: ای پسر شبیب! محرّم همان ماهی است که مردم جاهلیّت در گذشته به احترام آن,ظلم و کشتار را در آن غدقن کرده بودند,و این امّت نه احترام ماه خود را نگاه داشته و نه احترام پیغمبر خود را,در این ماه فرزندان او را کشتند و زنان حرمش را اسیر کردند و بنه اش را چپاول کردند.خدا هرگز این گناه آن ها را نمی آمرزد. ای پسر شبیب! اگر تو برای چیزی گریه می کنی, برای حسین بن علی بن ابی طالب(علیه السلام) گریه کن که چون گوسفند او را سر بریدند و هجده تن از خاندانش را با او کشتند که در زمین مانندی نداشتند,آسمان ها و زمین برای قتل او گریستند و چهار هزار فرشته برای یاری او به زمین آمدند و او را کشته یافتند و بر سر قبرش پریشان و غبار آلود بمانند تا قیام قائم(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و از یاران او باشند و شعارشان "یا لثارات الحسین"است. ای پسر شبیب! پدرم از پدرش از جدّش به من باز گفت که:چون جدّم حسین کشته شد,آسمان خون و خاک سرخ بارید. ای پسر شبیب! اگر بر حسین گریه کنی تا اشک بر گونه ات روان شود,هر گناه کوچک و بزرگ و کم و زیادی که داری خدا بیامرزد. ای پسر شبیب! اگر خواهی بی گناه, خدای عزّوجل را ملاقات کنی, حسین را زیارت کن. ای پسر شبیب! اگر دوست داری در اطاق های ساختمان بهشت با پیغمبر و آلش(علیه السلام) همنشین باشی, به قاتلان حسین(علیه السلام) لعن کن. ای پسر شبیب! اگر دوست داری ثواب شهیدان در رکاب حسین ببری,هر وقت او را یاد کردی بگو: کاش با آن ها بودم و به فوز عظیم رسیده بودم. ای پسر شبیب! اگر دوست داری در درجات اعلای بهشت با ما باشی,در اندوه و شادی ما شریک باش و ملازم ولایت باش, اگر کسی سنگی را هم به ولایت بپذیرد ,خدایش در قیامت با آن محشور کند. و اگر خدا بخواهد این حدیث ادامه دارد... |
|||
|
|
۲:۱۹, ۵/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
2.به سند متصل به شیخ اجلّ موفق سعید محمد بن نعمان مفید-قدّس اللّه روحه_از شیخ جلیل بی الکامل القاسم جعفر بن محمد قولویه قمّی-عطّر اللّه مرقده- از ابن الولید,از صفّار,از ابن ابی الخطاب,از محمد بن اسمائیل,از صالح بن عقبه,از ابی هارون مکفوف گوید: حضور امام ششم(علیه السلام) رسیدم.فرمود: شعر مرثیه بخوان.خواندم.فرمود: نه,همچنان که برای او میان خود مرثیه می خوانیدوسر قبرش نوحه گری می کنید.من این بیت را خواندم: بگذار به مزار حسین و به استخوان های پاکش بگو حضرت گریست,چون گریه کرد باز گرفتم.فرمود:ادامه بده.فرمود:بیفزا.این شعر را خواندم: ای فروه بپا خیز و به مولایت بنال بر نعش حسین گریه را ده تو مجال خود آن حضرت گریست و زنان حرم صیحه کشیدند و چون آرام شدند, فرمود: ای ابو هارون! هر کس نوحه برای حسین(علیه السلام) بگوید و ده کس را بگریاند,بهشت از آنِ اوست, و از شماره ها یکی یکی کاست تا به یک رسید و فرمود: هر کس نوحه بخواند برای حسین(علیه السلام) و یک نفر را بگریاند,بهشت از آنِ اوست.سپس فرمود: هر کس یاد او کند و بگرید,برای اوست بهشت. می گویم:"بگذر به مزار حسین" از اشعار سیّد حمیری است چنان چه شیخ ابن نما به صراحت گفته, و این اشعار این است: بگذر به مزار حسین و به استخوان های پاکش بگو ای کالبد تا همیشه از اشک های روان سیراب باشی چون به مزارش بگذری مرکب خود را بسیار نگهدار گریه کنی بر آن تنِ پاک و زاده ی فاطمه ی پاک چون گریه ی زن داغدیده ای که روزی پسر عزیزش مرده 3. به سند پیوسته به شیخ صدوق به اسنا وی, از ابن عباس گوید: علی(علیه السلام) به رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) عرض کرد:عقیل را دوست داری؟ فرمود:آری,به خدا دو با دوستش دارم,یک بار برای خودش و یک بار برای آن که ابوطالب دوستش داشت و فرزندش در راهِ دوستیِ فرزند تو کشته شود و چشم مؤمنان بر او بگرید و فرشتگان مقرب برای او رحمت خواهند.سپس رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) گریست تا اشکش بر سینه اش روان شد و فرمود: به خدا بنالم از آنچه خاندانم پس از من برخورند. (اینجاست که پیش خود می گویی: یا پیامبر گریه نکنید,ما دوستداران اهل بیتت هستیم.آیا واقعاً هستیم؟چقدر؟مگر دوست داشتن بدون اطاعت هم داریم؟عاشق کسی است که فرمان بردار معشوق باشد.این گونه میتواند عشق خود را ثابت کند.در زندگی ات اندیشه کن.چقدر عاشق آنهایی.فقط اعمالت می تواند ثابت کند.ولی یادت باشد روز قیامت باید پاسخگوی پیامبرت باشی.حالا دیگر خود می دانی بقیه اش با خود توست) و اگر خدا بخواهد این حدیث ادامه خواهد داشت... |
|||
|
|
۲۲:۲۵, ۵/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
و امّا حدیث چهارم :
4.به سند پیوسته به شیخ اجلّ ابی القاسم جعفر بن قولویه که آن را به مسمع کردین رساند که گوید: امام ششم(علیه السلام) فرمود: ای مسمع! تو اهل عراقی,بسر قبر حسین می روی؟ عرض کردم: نه,همه ی اهل بصره مرا می شناسند و هواخواهان خلیفه و دشمنان بسیاری از ناصبی های قبایل و دیگران گرد منند و می ترسم نزد اولاد سلیمان از وابستگان خلیفه سعایت کنند و بر من بشورند. فرمود:یاد مصیبت های او را می کنی؟عرض کردم:چرا. فرمود:دل آزرده می شوی؟عرض کردم:آری به خدا و گریان می شوم تا از چهره ام سوز دلم را می نگرند و دیگر نمی توانم چیزی بخورم و از رخسارم هویداست. فرمود:خدا بر اشکت رحمت کند.هلا!تو از آنانی که برای آزردگی ما آزرده شوند و در شادی ما شادند و در غم ما غمنده و با ما در خوف و امنیّت شریکند.هلا!هنگام مرگت حضور دریابی و سفارشت را به ملک الملک بکنند و مژده ای که چشمت را روشن کند به تو بدهند پیش از آن که بمیری و ملک الموت از مادر نسبت به فرزند خود بر تو دلسوزتر و مهربان تر باشد. سپس گریان شد و من هم گریان شدم و فرمود:حمد خدا را که ما را به رحمت خود بر خلقش برتری داد و ما خاندان را به رحمت خود مخصوص گردانید. ای مسمع! از روزی که امیرالمؤمنین کشته شد,زمین و آسمان به دلسوزی ما گریانند و فرشتگان بیشتر گریه کنند و از آن گاه که کشته شدیم اشکِ دیده ی فرشتگان نخشکیده,یا کسی نیست که برای ما دلسوزی کند و بگرید بر آنچه گشیدیم جز آنکه هنوز اشکِ دیده اش نریخته خدایش رحمت کند و اشکی که بر گونه ی او روان شود اگر یک قطره اش در دوزخ افتد آن را چنان خاموش کند که سوزش نداشته باشد و آن که برای ما داغدار باشد هنگام مرگ که ما را ببیند چنان شاد شود که شادی از دلش نرود تا بر سر حوض به ما رسد,کوثر هم از ورود دوست ما خرسند شود و آن قدر به کامش خوشمزه آید که نخواهد از سرِ آن برگردد. (دقت کردید؟امام فرمودند "خدا بر اشکت رحمت کند"گویا می خواستند بگویند اشکی که از چشم گریه کننده در مصیبت اهل بیت روان می شود حیّ و زنده است.خوب باید هم زنده باشد.این اشک زنده کننده ی قلب و روح گریه کننده است.الودگی ها را از قلب و روح می زداید.اشکی که چنین می کند باید هم زنده باشد.اشکی که چنین قدرتی دارد چطور می تواند زنده نباشد؟با این اوصاف هر روز چقدر به یاد مصیبت اهل بیت(علیه السلام) هستیم.هر روز رفتارمان را چقدر برای رضایت انها انجام می دهیم؟هر روز چقدر خود را شرمنده انها و مظلومیت آنها می دانیم؟و این را بدانیم که همین که هر روز به یاد انها باشیم ,روی اعمال و رفتارمان تأثیر خواهد گذاشت و بهترین عملکرد را خواهیم داشت.این است تأثیر محبت اهل بیت(علیه السلام) در زندگی.خوب به یاد داشته باش.) |
|||
|
|
۱۳:۱۲, ۶/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
و امّا احادیث بعد:
5.با پیوست سند به شیخ ابوالقاسم جعفر بن قولویه قمی,به سندش از عبداللّه بن بکر در حدیث طولانی گوید:با امام ششم(علیه السلام) به حج می رفتم,به او گفتم:یابن رسول اللّه!اگر قبر حسین بن علی را بشکافند,در قبرش چیزی باشد؟ فرمود:ای پسر بکر,چه پرسش بزرگی کردی!حسین بن علی با پدر و مادر و برادرش در منزل رسول خدایند و با او همخور و خرسندند و او در یمین عرش است,بدان چسبیده و می گوید:پروردگارا!آنچه به من وعده دادی انجام ده و به زائرین خود می نگرد و به نام آنان و پدرانشان و آنچه در بنه دارند عارف تر است از خود آنان به فرزندانشان و به گریه کننده ی خود نظر دارد و برای او بی نیازی خواهد و آمرزش طلبد و گوید: ای گریه کننده! اگر آنچه را خدا برایت آماده کرده می دانستی,بیش از آنچه غمینی,خرسند بودی,و برای هر گناه و خطای او آمرزش می خواهد. (وای !چقدر اقای مهربانی داریم.با این همه ظلمی که در حق خودش و خاندانش شده باز چیزی برای شخص خود نمی خواهد.برای زائرین و گریه کنندگان بر خودش می خواهد.بنده فکر می کنم مقصود از زائر در اینجا فقط ان کسی نیست که به کربلا و به نزد قبر ابا عبداللّه برود!مقصود همه ی کسانی است که از دور و نزدیک بر او درود می فرستند و به یادش هستند.آری این است پاداش کسی که به یاد مظلومیت حضرت باشد و ابا عبدللّه کسی است که درباره اش گفته اند"چراغ هدایت و کشتی نجات است".پس به او پناه ببریم که بهترین پناهگاه و بهترین حامی است.) 6.با پیوست سند به شیخ جلیل رئیس المحدثین محمد بن علی بن بابویه قمی,با سند از امام رضا(علیه السلام) که فرمود:هر که مصیبت ما را یاد کند و برای آنچه به ما کرده اند بگرید,روز قیامت در درجه ی ما با ما است و هر که یاد مصیبت ما کند و بگرید و بگریاند,روزی که دیده ها گریان است چشمش نگرید و هر که در مجلسی نشیند که ترویج ما باشد,روزی که دلها بمیرند,دل زنده باشد. (مجلسی که حضرت فرموده اند می تواند جلسه مجازی هم باشد!نمی تواند؟مجلسی که راجع به خوبی های ائمه(علیه السلام) سخن به میان می رود و گویی دل انسان را زنده می کند.) 8.با سند از شیخ فقیه ابی القاسم جعفر بن قولویه به سند وی,از ابن خارجه,از امام ششم(علیه السلام) که فرمود:حسین(علیه السلام) فرمود:من کشته ی گریه ام,گرفتار کشته شدم و بر خداست که گرفتاری نزدم نیاید جز آنکه خدا او را خرسند به خاندانش برگرداند. (حضرت فرمودند:"من کشته ی گریه ام؟"یعنی چه؟یعنی من کشته شدم تا آن کسانی که بر مظلومیتم می گریند را آمرزیده کنم,تا روحشان را جلا دهم,تا این گونه در پناه خودم حفظشان کنم,تا برای آنها چراغ هدایت باشم,اگر اینگونه شد من برای آنها کشتی نجات خواهم بود و دیگر آن موقع است که فتنه های دوران را تشخیص می دهند و گرفتار نمی شوند و نجات می یابند.آری این است تأثیر گریه و دلسوزی بر اباعبدللّه.دقت کردی؟) و ان شاء اللّه این احادیث ادامه خواهد داشت... |
|||
|
|
۱۹:۱۰, ۷/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
8.به سند خودم(یعنی شیخ عباس قمی(رحمة الله علیه)) تا شیخ الطائفه ابی جعفر طوسی,از مفید,از ابن قولویه,از پدرش,از سعد,از برقی,از سلیمان بن مسلم کندی,از ابن غزوان,از عیسی بن ابی منصور,از ابان بن تغلب,از امام ششم(علیه السلام) فرمود:آهِ غمگین در ستم بر ما تسبیح است,و توجه به ما عبادت است و راز نگهداری ما جهاد در راه خداست.سپس خود امام ششم(علیه السلام) فرمود:باید این حدیث را با طلا نگاشت. (منظور حضرت از "راز نگهداری ما" چیست؟اگر کسی در این مورد نظری دارد لطفاً بفرماید.بنده که فکر کردم متوجه نشدم.این حدیث, حدیث بسیار مهم و دارای مفهوم عظیمی است که حضرت فرموده اند:"باید این حدیث را با طلا نگاشت"لطفاً روی این حدیث کمی تأمل کنید. )
9.پیوست سند تا شیخ الطائفه است,از ابی عمرو عثمان دقاق,از جعفر بن محمد بن مالک,از احمد بن یحیی ازدی,از مخول بن ابراهیم,از ربیع بن منذر,از پدرش,از حسین بن علی(علیه السلام) فرمود:هیچ بنده ی خدا نیست که برای ما اشکی بریزد یا چشمی تر کند جز آنکه خدا یک دورانی او را در بهشت جای دهد. احمد بن یحیی ازدی گوید:حسین(علیه السلام) را در خواب دیدم.حدیث را از وی پرسیدم.فرمود:آری. (منظور امام از اینکه"خدا یک دورانی او را در بهشت جای دهد"چیست؟باز بنده نفهمیدم.شما فکر کنید.لطفاً هر کس نظر خود را ارسال فرماید.) چون این دو حدیث احادیث سنگینی بود به همین دو مورد اکتفا می کنیم.لطفاً راجع به این دو حدیث خوب فکر کنید تا شاید به کمک هم به نتایجی رسیدیم و مفاهیمی از آن را درک کردیم. اگر خدا بخواهد این احادیث ادامه خواهد داشت... |
|||
|
|
۲۳:۰۷, ۷/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/بهمن/۹۰ ۲۳:۰۷ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
اهل بیت معارفی دارند که هر کس نه توانش را دارد که بفهمد و نه ظرفیتش را و نه جنبه اش را کان را که خبر شد خبری باز نیامد سلمان چیزهایی میدانست که اگر برای ابوذر میگفت ابوذر هلاک میشد راستش خود من الان آیه ی قرآن یا حدیثی که دقیقاً پاسخ و تبیین منظور حقیقی این دو حدیث باشد را در ذهن ندارم اما سعی میکنم از اساتید بپرسم انشالله اگر عمری بود و توفیقی خدمت شما عرض خواهم کرد. در ضمن از شما خواهش میکنم که اصل متن عربی این دو حدیث را لطف کنید و بنویسید که با ترجمه کفایت نمیکند |
|||
|
|
۱۵:۱۵, ۸/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
10.با پیوست سند به شیخ ابوالقاسم جعفر بن قولویه,به سندش از ابی عماره ی نوحه خوان گفت: روزی حسین را نزد امام ششم(علیه السلام) نام بردند,دیگر تا شب تبسّم نمی کرد و امام ششم(علیه السلام) همیشه می فرمود: حسین(علیه السلام) اشک آور هر مؤمنی است.
(به حرف امام دقت کردید؟امام فرمودند:"حسین(علیه السلام) اشک آور هر مؤمنی است"یعنی اگر خواستی ببینی مؤمنی یا نه,ببین وقتی نام حسین (علیه السلام) را می برند دلت می گیرد و اشک می ریزی.اگر چنین حالتی داشتی,بدان مؤمنی.) 11.به سند خودم(یعنی شیخ عباس قمی) که متصل به شیخ جلیل علی بن ابراهیم قمی است,از پدرش,از ابن محبوب,از علا,از محمد,از امام پنجم که علی بن الحسین(علیه السلام) می فرمود: هر مؤمنی که چشمش بر قتل حسین اشکین شود تا به گونه اش روان گردد,خدایش در غرفه های بهشت دور آنها جای دهد,و هر مؤمنی که برای آزاری که از دشمن به ما رسد چشمش اشکین شود تا بر گونه اش روان گردد,خدا او را در بهشت نشیمن دهد,و هر مؤمنی برای خاطر ما آزاری بیند و گرید تا بر گونه اش روان شود خدا از رویش آزار را بگرداند و روز قیامت او را از خشم خود و آتش برکنار دارد. ما 12.به سند متصل به شیخ صدوق محمد بن علی بن بابویه قمی,از پدرش, از شیخ قمییون عبد اللّه بن جعفر حمیری,از احمد بن اسحاق بن سعد,از بکر بن محمد ازدی,از امام ششم(علیه السلام) گوید: فرمود به فضل:دور هم می نشینید و نقل حدیث می کنید؟عرض کرد:آری قربانت! هر کس حدیث ما را یاد کند,یا نزد او یاد شود و به اندازه ی پرِ مگس از چشمش اشک آید,خدا گناهانش را بیامرزد اگر چه بیش از کف دریا باشد. (متوجه شدید؟ما هم شامل حرف امام می شویم!چه سعادتی.خدا را شکر.این حدیث باعث شد در نقل این احادیث مصمم تر شوم.خدا را شکر.خدا را هزاران بار شکر که این نعمت را نصیب ما کرد.پس زمانی که این احادیث را می خوانید,بدانید خدا در حال نظاره ماست و چقدر هم لذت می برد از این کار ما.دیگر به این اطمینان رسیدم که اینجا صاحبی دارد و همه ی ما دعوت شده ی خود او هستیم.به خدا قسم.) و این احادیث ان شاء اللّه ادامه خواهد داشت,آن هم با افتخار... |
|||
|
|
۱۵:۰۴, ۹/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
13.به سند من(یعنی شیخ عباس قمی) تا شیخ اجلّ رئیس محدثین محمد بن علی بن بابویه قمی(رحمة الله علیه) به سند او تا ابی عماره ی نوحه خوان,گفت:امام ششم(علیه السلام) به من فرمود: نوحه ی حسین را برایم بخوان.من نوحه خواندم.او گریست.باز خواندم و گریست و دنباله دادم گریست تا سراسر خانه را گریه گرفت.
سپس فرمود:ای ابا عماره! هر که یک شعر نوحه برای حسین بخواند و پنجاه کس را بگریاند,بهشت برای او است و هر کس شعری در نوحه ی حسین بخواند و سی کس را بگریاند,بهشت برای اوست و هر کس بخواند و بیست کس را بگریاند,بهشت برای اوست و هر کس بخواند در نوحه ی حسین(علیه السلام) و ده کس را بگریاند,بهشت برای اوست و هر کس در نوحه ی حسین (علیه السلام) شعری بخواند و یکی را بگریاند,بهشت برای اوست و هر کس برای حسین(علیه السلام) شعری بخواند و خود بگرید,بهشت برای اوست و هر کس درباره ی حسین شعری بخواند و خود را به گریه زند,بهشت برای اوست. (مگر دلسوزی بر ابا عبد اللّه چیست که بهای ان بهشت است؟ما خیلی ساده به این موضوع می نگریم.دلسوزی بر ابا عبد اللّه بهای بهشت را دارد.متوجه شدید.مگر این دلسوزی چه تحولی در قلب و روح انسان ایجاد می کند که چنین بهایی دارد؟فقط خدا از ان اگاه است.فقط خدا از ان اگاه است.) 14.به سند متصل تا جعفر بن قولویه قمی ,از هارون بن موسی تلعکبری,از محمد بن عمر بن عبد العزیز کشی(رحمة الله علیه),از عمر بن صباح,از ابن عیسی,از یحیی بن عمران,از محمد بن سنان,از زید بن شحام گوید:با جمعی از اهل کوفه خدمت امام ششم(علیه السلام) بودیم که جعفر بن عفان بر او وارد شد,او را احترام کرد و نزدیک خود نشاند,سپس فرمود:ای جعفر!عرض کرد:لبیک قربانت!فرمود:به من رسیده است که درباره ی حسین(علیه السلام) شعر می گویی و خوب می گویی.عرض کرد:آری قربانت!برای او سرود و او و کسانی که با او بودند گریستند تا اشک بر روی ریشش روان شد.سپس فرمود:ای جعفر!به خدا فرشتگان مقرب خدا حاضر شدند در اینجا و گفتار تو را در باره ی حسین(علیه السلام) شنیدند و چون ما گریستند و بیشتر هم,و خدا در پیشگاه خود نورس بهشت را برای تو ثبت کرد و تو را آمرزید. سپس فرمود:ای جعفر!برای تو نیفزایم؟گفت:آری.فرمود:کسی نیست که درباره ی حسین(علیه السلام) شعری گوید و بگرید و بگریاند,بدان!جز آنکه خدا برایش بهشت را واجب کند و بیامرزدش. (پس دلیل اینکه در مجالس عزاداری حضرت ابا عبد اللّه به انسان حال عجیبی دست می دهد را متوجه شدید؟فرشتگان مقرب که فقط کارشان عبادت در درگاه خداوند است در این گونه مجالس حضور دارند.یعنی این گونه مجالس انقدر برای انها ارزش دارد که به این گونه مجالس می آیند.پس اینکه چرا در اینگونه مجالس انسان احساس آرامش می کند را در یافتیم.فرشتگان در آن مجلس حضور دارند.این مجلس چه مجلسی است؟می گویند فرشتگان بال های خود را بر در و دیوار این مجالس می مالند.مگر ما چه می کنیم؟مگر یک قطره اشک در دلسوزی بر ابا عبد اللّه با ما و دنیای اطراف ما چه می کند که انقدر ارزش دارد.حتما می دانید انسان یک موجود انرژی مادی است.مگر در این مجالس چه انرژی مثبتی از خود آزاد می کند که چنین ثوابی دارد.این چه انرژی است که هم می تواند به واسطه آن روح و قلب خود را جلا دهد هم دنیای اطراف خود را دگرگون کند؟راجع به این موضوع فکر کنید,کم مطلبی نیست.) و این احادیث ادامه خواهد داشت,آن هم با افتخار... |
|||
|
|
۱۶:۰۴, ۱۰/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
15.به سند متصل به شیخ صدوق,از ابن مسرور,از ابن عامر,از عمویش,از ابراهیم بن ابی محمود گفت:حضرت رضا(علیه السلام) فرمود:محرّم ماهی است که مردم جاهلیت,خونریزی را در آن حرام می دانستند و در آن ماه,خونِ ما ریخته شد و حرمتِ ما هتک شد و کودکان و زنان ما اسیر شدند و آتش به خیمه های ما زدند و هر چه در آن بود غارت کردند و حضرت رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را درباره ی ما رعایت نکردند.روز شهادت حسین(علیه السلام) چشم ما را خونین و اشک ما را روان ساخت,عزیزان ما را در زمین کرب و بلا خوار کرد و تا روز قیامت غم و بلا برای ما گذاشت,باید بر چون او بگریند گریه کنندگان,زیرا گریه بر او گناهانِ بزرگ را بریزد.
سپس فرمود:محرّم که می آمد کسی پدرم را خندان نمی دید و تا دهم آن,آزادگی بر او چیره بود و روز دهمِ آن,روز مصیبت و اندوه و گریه ی او بود و می فرمود:روزی است که حسین(علیه السلام) در آن کشته شد. (وای چقدر این ایام و به خصوص روز عاشورا برای اهل بیت عزیز ما روز سختی است.امام فرمودند:"محرم کسی پدرم را خندان نمی دید"می دانید این یعنی چه؟یعنی در این ایام صاحب عصر,امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم عزادار هستند و شاید ایشان هم در این ایام خنده نکنند.پس شایسته است اگر خود را دوستدار و مطیع اهل بیت می دانیم به احترام آنها ما هم کمتر خنده کنیم.) 16.به سند پیوست من(یعنی شیخ عباس قمی) از شیخ صدوق,از طالقانی,از احمد همدانی,از علی بن حسن بن فضال,از پدرش,از امام رضا(علیه السلام) فرمود:هر کس روز عاشورا تعطیل کند,خدا حوائج دنیا و آخرتش را برآورد و هر کس روز عاشورا را روز سوگواری و اندوه و گریه ی خود کند,خدای عزّوجل روز قیامت را روز شادی و خرسندی او نماید و در در بهشت چشمش به ما روشن شود, و هر کس روز عاشورا را روز برکت نامد و در آن روز برای خانه اش چیزی ذخیره کند,خدا آن را برکت ندهد و روز قیامت با یزید و عبداللبه بن زیاد و عمر بن سعد_لعنهم اللّه_ محشور گردد و تا درک اسفل دوزخ برود. (حدیث 16 عجب حدیثی بود.این را قبول دارید؟ یعنی حضرت امر کردند روز عاشورا سعی کن بیشتر به عاشورا برسی.در واقعه عاشورا تفکر کنی.برای واقعه عاشورا عزاداری و دلسوزی کنی.البته بعضی مشاغل برایش این امکان فراهم نیست ولی همین که این افراد در دل آرزو کنند کاش این روز تعطیل بودم و به عزاداری سیدالشهدا می پرداختم مشمول این حدیث می شود. امام فرمودند:"هر کس روز عاشورا را روز برکت نامد" چه کسانی روز عاشورا را روز برکت می دانند؟خوب فکر کنید.بلی,یهود.و این نشان می دهد این قوم چقدر با اهل بیت مظلوم ما سر عناد و دشمنی دارند.) |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| در محضر آیت الله سید علی قاضی(رحمة الله علیه) | عبدالرحمن | 14 | 9,021 |
۱/شهریور/۹۵ ۱۷:۴۹ آخرین ارسال: ماحی |
|
| در محضر حاج محمد اسماعیل دولابی (رحمة الله علیه) | Hadith | 222 | 94,188 |
۷/فروردین/۹۵ ۱۳:۳۰ آخرین ارسال: سدرة المنتهی |
|
| سخنان آیت الله بهجت (رضوان الله علیه) | Agha sayyed | 315 | 128,022 |
۳/تیر/۹۴ ۱۴:۴۶ آخرین ارسال: saloomeh |
|
| زندگانی آیت الله سید علی قاضی رحمه الله علیه | آوا | 14 | 4,645 |
۳۰/اردیبهشت/۹۴ ۱۵:۱۹ آخرین ارسال: آوا |
|
| خاطراتی از آیت الله بهجت (رضوان الله علیه) | ترنم | 18 | 8,225 |
۱۱/فروردین/۹۴ ۹:۰۹ آخرین ارسال: رضوانه |
|
| به یاد آیتالله نخودکی اصفهانی(رحمة الله علیه) | علمدار133 | 9 | 5,869 |
۱۷/آذر/۹۳ ۱۳:۲۸ آخرین ارسال: یاوران مهدی |
|
| آیت الله آقا مصطفی خمینی (رحمة الله علیه) | Agha sayyed | 1 | 2,160 |
۲۸/آبان/۹۲ ۱۹:۱۹ آخرین ارسال: عبدالرحمن |
|









