|
پیامک محرم
|
|
۲۲:۲۹, ۷/آذر/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با عرض تسلیت به مناسبت فرارسیدن ماه محرم ماه پیروزی خون بر شمشیر از دوستان خوبم در تالار بیداری اندیشه میخوام اگر پیامکی در این حال وهوا دارن جهت استفاده کل اعضا در این تاپیک قرار بدهند
محرم آمد و ماه عزا شد/ مه جانبازی خون خدا شد جوانمردان عالم را بگویید / دوباره شور عاشوار به پا شد |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۰:۵۰, ۱۲/آذر/۹۰
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
ای آب حیات دین احمد ای کشتی امت محمد بگذار که در غمت بمیرم کز چشم تو خون بها بگیرم |
|||
|
|
۱:۰۲, ۱۲/آذر/۹۰
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
با سلام
آهسته گویمت نکند بشنود رباب [b]از عمر اصغرش تنها سه روز مانده است
|
|||
|
|
۱:۰۳, ۱۲/آذر/۹۰
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
راه حسین، کوتاهترین راه رسیدن به بهشت است.
—— خون جاری عاشورا، تا ابدیت در رگ و ریشه آزادگی جاری است. —— حسین، میزان سنجش صداقت آدمی است و قبول ولایت حسین، براتِ آزادی انسان از جهنم پلیدیهاست. —— عاشورا، عاشقانه ای آرام در قلب واقعه کربلاست. —— حسین، زیباترین نامی است که در شناسنامه بشر نوشته اند. —— عاشورا، صحنه نمایش فراگیر و فشرده تمامیت کارزار خوبی و بدی است. —— عاشورا، عرضه اثبات ظفرمندی انسان خداگونه بر سپاه ابلیس است. —— حسین، تفسیر بعثت، ترجمان نبوت و معنای امامت است. —— عاشورا، تداوم رسالت انسان در پهنه خلقت است. |
|||
|
|
۲:۵۵, ۱۲/آذر/۹۰
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
حلال جميع مشکلات است حسين
شوينده ي لوح سيئات است حسين
اي شيعه تو را چه غم ز طوفان بلاست
جائي که سفينه النجاه است حسين .
|
|||
|
|
۱۷:۰۹, ۱۲/آذر/۹۰
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
پنداشته اند كه ما ز خاموشانيم همرنگ جماعت فراموشانيم ما آرزوي كرب و بلا را داريم با ياد حسينمان كفن پوشانيم |
|||
|
۱۷:۳۷, ۱۲/آذر/۹۰
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
آدم عاشورایی کسی است که پیش از انکه در دنیا بمیرد ، دنیا در او مرده باشد.
|
|||
|
|
۲۲:۲۹, ۱۲/آذر/۹۰
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
پدرت را نبُوَد بعدِ تو امیدِ حیات
جان من بودی و تقدیم خدایت کردم یا رب این دشت بلا این من و این اکبر من هر چه را داشتم ای دوست, فدایت کردم. |
|||
|
|
۱۴:۰۵, ۱۳/آذر/۹۰
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
مَـشک بـرداشت که سیـراب کـند دریـا را
رفـت تـا تـشنـگی اش آب کـند دریـا را آب روشن شد وعکـس قـمر افتاد در آب مـاه میخواست که مهتاب کند دریا را تـشنه میخواست ببیند لـب او را دریا پـس ننـوشیدکه سیراب کند دریـا را |
|||
|
|
۲۲:۰۲, ۱۶/آذر/۹۰
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
چه کوتاه است فاصله ی ظهر غدیر تا ظهر عاشورا و از بالا رفتن دست یدالله تا بالا رفتن سر ثارالله السلام علیک یا ابا عبدالله (علیه السلام)
|
|||
|
|
۲۳:۳۳, ۱۷/آذر/۹۰
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز دانشآموزان عالم را همه دانا کند ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند
|
|||
|
|
|
|
|









