|
{{اباصالح کنیه امام زمان نیست}}(بخوانید حتماً)
|
|
۱۴:۴۸, ۹/آذر/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله. اول. باید به خاطر طولانی بودن مطلب عذر خواهی کنم. دوم. خواهش میکنم مطلب را بخوانید بسیار مهم است. . . ===================================================== ===================================================== . در اين ترديدي نيست که برخي از مردم به هنگام گرفتاري، حضرت امام زمان عليه السلام را با کنيه «اباصالح» به فريادرسي خوانده اند. نويسنده کتاب «النجم الثاقب» مي گويد: در بين مردم عرب شهري و بياباني، امام زمان را در هنگام گرفتاري با «اباصالح» صدا مي زدند
{النجم الثاقب، ج2 ص425} . . توجه داشته باشيم که «اباصالح» را در وقت گرفتاري و به خصوص گم کردن راه و کالا به کار ميبرند نه در همه حالات و مي توان از اسم «صاحب الزمان» اسم مغيث و اسم غوث هم استفاده کرد و در وقت گرفتاري با اين نامها حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه را به فريادرسي خواند . . . بر پايه برخي از روايات، موکّل بيابانها «صالح» نام دارد و موکل درياها ((حمزه)) {وسائل الشيعه، چاپ آخوندي، ج8 ص325،بحار الانوار، چاپ بيروت، ج73 ص253} . . اگر کسي در بيابانها گم شود، بهتر است همين «صالح» را با عبارت «يا صالح» به فريادرسي بخواهد و اگر در دريا گم شود فرياد بزند «يا حمزه». افرادي در طول تاريخ چنين کرده اند و موکل بيابانها به فرياد آنها رسيده است. . . در النجم الثاقب، بحار الانوار و مآخذ ديگر مواردي از گم گشتگان نجات يافته را آورده اند. .. . . شيخ صدوق در خصال، در ضمن حديث اربعماه آورده است: ((...و من ضل منکم في سفر او خاف علي نفسه، فليناد يا صالح! اغثني)) {خصال، ص618 س13...اين حديث را در وسايل الشيعه، ج8، ص325، ح4 و بحارالانوار، ج73، ص243 نيز آورده است. } . . اين حديث مي گويد: اگر کسي از شما در مسافرت راه را گم کند و يا خطري او را تهديد کند بايد فرياد بزند «يا صالح کمکم کن» چون در ميان جن هاي مومن که برادران شما هستند يک نفر به نام «صالح» وجود دارد که در شهرها و کشورها گردش مي کند و او خود را وقف شما کرده است و هنگامي که صداي کمک خواهي کسي را بشنود پاسخ مي دهد و کسي را که از شما گم شده، راهنمائي مي کند و اگر مرکب کسي رم کند آن را مي گيرد و براي صاحبش نگه مي دارد .
. . . . نويسنده کتاب محاسن مي گويد: از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت کرده اند که فرمود : ((اذا ضللت في الطريق فناد يا صالح يا ابا صالح ارشدونا الي الطريق رحمکما الله)) (( هنگامي که راه را گم کردي صدابزن: اي صالح! اي اباصالح! راه را به ما نشان بدهيد)) {محاسن برقي، ج2، چاپ دوم، ص110، باب ارشاد الضال عن الطريق، حديث 100، } . . . در محاسن چاپ مجمع علمي آمده است: «يا صالح يا ابا صالح» همين حديث را صاحب النجم الثاقب در جلد اول باب دوم، ص 163، از محاسن نقل كرده و آورده است: «يا صالح و يا ابا صالح» و در بررسي متن حديث گفته است ترديد از راوي است. مي توان گفت به قرينه رواياتي که گذشت، عبارت روايت محاسن برقي بايد يا صالح باشد و بر اين اساس، گم گشتگان بيابانها مي توانند موکل بيابانها را که صالح است صدا بزنند و به لطف خدا، صالح به فرياد مي رسد. . . . به اين نکته توجه شود که همه اين روايات به گم گشته ها و موکل بيابان مربوط است و ارتباطي به امام زمان عليه السلام ندارد . . . --------------------------------------------- آيا حضرت مهدي عليه السلام، کنيه اي به عنوان اباصالح دارد؟ . . در جواب اين سوال بايد گفت شيخ عباس قمي در منتهي الآمال براي حضرت مهدي عليه السلام نامهائي را ذکر کرده ولي سخني از اباصالح به ميان نياورده است {منتهي الآمال، ج2، چاپ هجرت، ص757 س12} . . همين شيخ عباس قمي در سفينه البحار ج2، که درباره امام زمان بحث مي کند، از اباصالح سخني به ميان نياورده است. و در همين سفينه البحار در کلمه اب، کلمه صحب و صلح هم اشاره اي به اباصالح نکرده است. . . در اصول کافي، ج1 ص328 باب الاشاره و النص الي صاحب الدار روايات زيادي آورده ولي به اباصالح اشاره اي نکرده است. . . نويسنده منتخب التواريخ، ص855 هم اشاره اي به اباصالح ندارد. . در بحار الانوار چاپ بيروت، ج51 ص28 باب دوم، اسماء و القاب و کنيه هاي امام زمان، اشاره اي به اباصالح نشده است. . . در اين کتابها بر اساس روايات به اين نامها اشاره کرده اند: بقيه الله، حجه الله، خلف صالح، قائم، مهدي، صاحب الامر، صاحب الدار، صاحب الزمان، صاحب، ابوالقاسم، صاحب العصر، منتظر. ---------------------------------------------------------------- . . ممکن است برخي چنين فکر کنند که حضرت مهدي عليه السلام فرزندي به نام صالح دارد و براي همين آن حضرت را اباصالح ناميده اند ولي بايد در جواب گفت: . نمي توان گفت که حضرت مهدي ازدواج کرده و صاحب اولاد است و اگر فرض کنيم که آن حضرت داراي اولاد است همانطوري که برخي بر اين باورند، در اين صورت مي گوئيم در ميان اولادي که براي آن حضرت ذکر کرده اند کسي به نام صالح نيست . {انوار نعمانيه،ج2 ص63. منتخب التواريخ،ص861. تاريخ غيبت کبري، نوشته سيد محمد صدر، ترجمه دکتر افتخار زاده، چاپ اول ص91} . . صاحب النجم الثاقب در ص425 ج2 باب نهم مي گويد: «ولم نجد مصدرا ذلک في الاخبار الخاصه الا مارواه البرقي في المحاسن» ما براي کنيه بودن اباصالح براي امام زمان عليه السلام روايتي نيافتيم مگر روايت محاسن برقي. . . و ما در بررسي هاي گذشته نشان داديم که متن محاسن يا صالح است نه يا اباصالح . . . . . به اين حقيقت بايد توجه کرد که در جهان هستي، همه عوامل دست اندرکار، در خدمت حضرت صاحب الامر است. اين يک مطلب عرفاني است و اگر کسي به توحيد عرفاني رسيده باشد اين حقيقت را مي يابد که همه حرکات و فعاليت ها در نظام هستي، زير نظر حضرت صاحب الامر است و از اين نظر آن حضرت اصل همه چيز است و فرمان همه به دست او است. بر اين پايه، موکل بيابانها، موکل درياها و عوامل ديگر در اطاعت او هستند. حال اگر گم شدي و يا به خطر افتادي مي تواني موکل بيابان يا دريا را صدا بزني و مي تواني سرور همه کائنات و سرور همين صالح را صدا بزني و اگر داراي ادب بيشتري باشي، صاحب موکل را صدا مي زني و مي گوئي: يا اباصالح اغثني. . . اگر يا صالح بگوئي يا يا اباصالح بگوئي، به فرياد تو مي رسند گرچه يا اباصالح گفتن زيباتر است و با وجود او، مأموراني از مأموران او را صدا زدن خوب نيست ولي آنکه به فرياد تو مي رسد همين صالح است و او از سوي امام زمان مأمور است و ممکن است براي برخي اشخاص، خود حضرت ظاهر شود ولي اين امر بسيار کم است . . . از آنچه گذشت معلوم شد که کنيه اباصالح را خود مردم گرفتار ابداع کرده اند و از سوي امامان سفارشي در اين باره نرسيده است و کلمه صالح به معناي موکل بيابانها است و اب در اين عبارت به معناي سرور، پدر، فرمانده و امام است و علت اينکه شيعيان يا صالح نگفته اند و يا اباصالح گفته اند اين است که خواسته اند ادب را مراعات کنند و از خود حضرت کمک بخواهند نه از مأموري از مأموران او. بنابراين يا اباصالح همان يا صاحب الامر است . . . . -------------------------------------- التماس دعا
|
|||
|
|
۲۱:۳۶, ۹/آذر/۹۰
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
ابوالقاسم کنیه حقیقی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هشت.ویکی از نشانه های حضرت هم ،همین نام هست. وسه نفر بااین کنیه میشناسیم: 1- پیامبر عظیم الشان اسلام حضرت محمدصلی الله علیه وآله وسلم 2- جناب محمدحنفیه 3- امام عصر علیه السلام یاحق |
|||
|
|
۱۶:۴۲, ۱۳/آذر/۹۰
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بسم الله
. . اما درباره ابوالقاسم: . رواياتي داريم مبني بر اين كه حضرت ازدواج كرده است در اين روايات احتمالات متعددي مطرح است. ممكن است در دوران غيبت صغري، امام(علیه السلام) ازدواج كردهاند ولي همسر آن حضرت عمر طولاني نداشته و وفات نموده است و ممكن است حضرت در طول سالهاي غيبت ازدواجهاي متعددي انجام داده باشند. دلایلی هم هست برای ازدواج نکردن آن حضرت .(اما قطعی نیست) در هر صورت كيفيت دقيق اين موارد بر ما معلوم نيست چنان كه اصل ازدواج آن حضرت تنها به دليل سنّت ازدواج عمل آن حضرت به سنّت است هر چند ممكن است به دليل همان حكمت غيبت اين سنت ترك شود و گرنه دليل قطعي مبرهني دردست نيست ؛ بنابراين به طور قاطع نميشود در اين مورد سخن گفت، چون منابعي كه در اختيار است يا ابهام دلالي دارد يا از نظر سند مشكل دارد. بنابراين نميشود بطور قاطع در مورد ازدواج آن حضرت و داشتن فرزند نظر داد و چنان كه گفته شد حكمت غيبت كه باعث شد انسانها از نعمت بزرگ حضور امام محروم گردند شايد همانحكمت باعث شود كه حضرت سنت ازدواج را به عمل نياورد (و الله اعلم). . . . درباره کنیه «اباالقاسم» می توان گفت که چه بسا کنایه باشد و منظور از «قاسم» تقسیم کننده مردم به بهشتی و جهنمی است ، همان طور که درباره امام علی علیه السلام گفته شده است: «قسیم النار و الجنه». لذا این کنیه برای پیامبر صلی الله علیه و آله و امام مهدی عجل الله تعالی فرجه به این مناسبت نیز بکار رود. . . ((معانی الاخبار، ص 52، عیون اخبارالرضا، ج 1، ص 91)) |
|||
|
|
۲۰:۴۵, ۱۶/آذر/۹۰
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
همانطور که شما نوشتید2نکته بوجود می آید:
1- شما تابه حال شنیده اید که میگن پدر فیزیک این به این معنی نیست که آن شخص پسری بنام فیزیک دارد یعنی اکثر ابعاد فیزیک را شکافته و علم فیزیک را گسترش داده است.شنیده اید که لقب امام رضا(علیه السلام) ابوالحسن است اگر امام علی(علیه السلام)را فرض بگیریم. میگویید فرزند بزرگ ایشان امام حسن(علیه السلام) است اما امام رضا(علیه السلام) 2فرزند داشتند پسرشان امام محمد تقی(علیه السلام)یا امام جواد(علیه السلام) هستند ویکی هم دخترشان است.پس ابوالحسن یعنی پدر خوبی ها....پس میتوان نتیجه ای که در مطالب بالا ذکر کرده اید را گرفت 2- شخصی از تشرف یافتگان میگوید: در مسجد در حال عبادت امام زمان(علیه السلام) آمدند.ایشان مرا به شهری بردند ناشناس من اولاد ایشان را دیدم.پس ممکن است ایشان فرزند بزرگترشان صالح نام داشته باشد. اما بقی از کجامیدانستند؟ یا ایشان به تشرف یافتگان فرموده اند یا نکته اول درست است. |
|||
|
|
۱۶:۲۴, ۱۵/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/دی/۹۰ ۱۶:۲۶ توسط ساجد.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
باید به حضور دوستانی که این مطلب رو می خونن بگم که منظور از گذاشتن این پست تایید یا رد مطالب فوق نیست چون من در حال حاضر نتونستم بطور کامل پست قبلی رو بخونم بخاطر همین هیچ نظری نمیدم این پست رو به این دلیل گذاشتم که از این دید هم به موضوع اباصالح نگریسته بشه همین یا علی معناي لغوي أب : كلمه أب در لغت عرب به معناي پدر آمده است. بدين جهت برخي از مردم تصور ميكنند كه عبارت أباصالح در حالت تركيبي بايد به معناي پدر صالح باشد تا معني و مفهوم جمله صحيح گردد. براي رفع اين شبهه برخي از مؤمنين هم در مقام جواب برآمده و چنين اظهار داشتهاند كه: چون امام زمان(علیه السلام) با تشكيل زندگي خانوادگي، فرزندي به نام صالح دارند، بدين جهت او را با كنيه1 اباصالح ميخوانيم. لكن به نظر ميرسد كه اينگونه جوابها از حقيقت حال و واقعيت آنچه هست پرده برنميدارد، چون راهي براي درك چگونگي زندگاني امام زمان(علیه السلام) و پيبردن به اين موضوع كه آيا آن حضرت به طور يقين فرزندي به نام صالح و غيره دارند يا نه، وجود ندارد؛ زيرا آنچه كه از منابع معتبر به دست آمده اين است كه كيفيت زندگاني و همچنين مسكن و مأواي آن حضرت، همانند خودشان، براي ما مستور و پنهان است و بر همين اساس ميگوييم كه جواب ياد شده توجيه مطلوب و دلپسندي به نظر نميآيد. تحقيق عميقتر : القاب و صفات و كنيههايي كه براي پيامبر اسلام و اهل بيت آن حضرت در روايات و دعاها به كار رفته است هر كدام معني و مورد خاصي دارند، مثلاً كلمه «امين» كه يكي از القاب معروف پيامبر اسلام(صلی الله علیه واله) است بهطور يقين به خاطر كمال امانتداري و امين اسرار و اموال مردم بودن به آن حضرت گفته شده است. هدف از بهكار بردن كنيه «أَب» و «أُم» براي افراد، اثبات پدر يا مادر بودن آن اشخاص است نسبت به مضافاليهشان، مانند ابوالحسن (پدر حسن)، ابو جعفر (پدر جعفر)، ام داوود (مادر داوود)، لكن از نظر لغت عرب اينطور نيست كه كلمات ياد شده (أَب و أُم) هميشه به معناي پدر و مادر باشد، بلكه گاهي به معناي صاحب و مالك و كنه و اساس شيء ميباشد مانند: ابوالفضل، ابوتراب، امالقري، امالفساد و امثال آن كه بهطور يقين هيچكدام آنها در معناي پدر و مادر به كار نرفته است. چون حضرت ابوالفضل(علیه السلام) پسري به نام فضل نداشته است كه ابوالفضل ـ در اين مورد ـ به معناي پدر فضل باشد. علي(علیه السلام) نيز فرزندي به نام تراب نداشته است كه آن حضرت پدر تراب باشد و همچنين است كلمه أُمالقري كه كنيه معروف شهر مكه است، چرا كه شهر مكه فرزندي نداشته است كه مادر آن باشد. پس با توجه به مطالب گذشته معلوم ميگردد كه در برخي از موارد كلمات ياد شده (أَب و أُمّ) معناي ديگري دارند كه غفلت بعضي از مردم از آنها سبب شده كه سؤال و جوابهاي بيشماري را به دنبال داشته باشد. مثلاً كلمه أُمّ، علاوه بر معناي ظاهري مادر، در معناي كُنه و اساس شيء هم استعمال شده است مانند: أُمالقري و أُمالفساد كه بهطور يقين جمله نخست (امالقري) به معناي اساس و مركز شهرها و سرزمينها و جمله دوم (امّالفساد) هم به معناي ريشه و اساس فساد و تباهي ميباشد. همچنين كلمه أب هم اينطور نيست كه همه جا به معناي پدر بوده و در آن معني بهكار رفته باشد بلكه در برخي از موارد معناي ديگري هم دارد كه در پارهاي از آيات و روايات و دعاها در آن معاني بهكار رفته است. امام زمان(علیه السلام) را چه وقت «اباصالح» بخوانيم؟ شكي نيست كه وقتي با خداوند متعال مناجات ميكنيم و نيازها و احتياجات خود را به محضر مقدسش عرضه ميداريم همسو و متناسب با نيازمان نامها و صفات مقدس او را بر زبان ميآوريم مثلاً در مقام طلب مغفرت از ساحت مقدس خداوند متعال او را «يا غفّار» و در مقام طلب نمودن روزي حلال و فراوان با كلمه يا رزاق و در مقام درخواست ثبات قدم و استوار و پايدار ماندن در راه حق او را با جمله يا «مقلبالقلوب و الابصار» و امثال آن ميخوانيم. بنابراين براي اجابت دعا و قبولي مناجات با خداوند متعال، راه و رمز و اوقات و ساعات خاصي وجود دارد كه پيامبر اكرم(صلی الله علیه واله) و اهل بيت آن حضرت آنها را در ميان احاديث و روايات معتبر به ما تعليم فرمودهاند به گونهاي كه حتي دعاي صبح و شام و دعاي اول و آخر هفته و ماه و سال و چند و چون آن را هم ياد دادهاند. حال بايد ديد كه دعاي معروف گم شدگان در صحرا و بيابان را كه در روايات آمده است و همچنين كنيه معروف اباصالح(علیه السلام) را در كجا و چه وقت بايد خواند؟ از امام باقر(علیه السلام) و همچنين از امام صادق(علیه السلام) روايت كردهاند كه فرمودهاند: «إذا ضللت فيالطريق فناد «يا صالح» أو «يا أبا صالح» ارشدنا إلي الطريق رحمكماللّه» اگر در دشت و صحرا از جاده منحرف شده و راه گم كرديد پس «صالح» و يا «أباصالح» را صدا كن و بگو: «اي صالح» و يا بگو «اي اباصالح» ما را دريابيد و راه را بر ما نشان دهيد، خداوند شما را رحمت فرمايد. و روي همين اساس است كه علماي ربّاني و مؤمنين پيرو اهل بيت(علیهم السلام) در جلسات و اجتماعات معنوي و پر شورشان، آن هم نه فقط در حال گم شدن در دشت و صحرا، بلكه در همه گمراهيهاي فكري و عملي و علمي و نابسامانيهاي مادي و معنوي در غيبت كبري، امام زمان أباصالح(علیه السلام) را به كمك و ياري ميطلبند. ممكن است پرسيده شود: چرا در برخي از موارد مانند گم كردن راه و درمانده شدن در صحرا و بيابان امام معصوم(علیهم السلام) و يا علماي ربّاني، ما را به جاي گفتن «يااللّه» و مانند آن، به گفتن «يا صاحبالزمان» و «يا اباصالح المهدي ادركني» و... سفارش كردهاند، حال آنكه خداوند متعال در فريادرسي مهربانتر و نيرومندتر از امام زمان(علیه السلام) است؟ جواب اين پرسش را ميتوان چنين بيان كرد كه چون امام زمان(علیه السلام) خليفةاللّه و حجت خداوند متعال در ميان مردم و راهنماي ايشان است بدين جهت در مقام گم كردن راه و گم شدن در دشت و صحرا و يا متحيّر ماندن در امور ديگر به مدد خواستن از امام زمان(علیه السلام) توصيه و سفارش كردهاند. چرا كه خداوند سبحان، ايشان را براي ارشاد و راهنمايي مردم برگزيده است و آن حضرت جهت ارشاد و راهنمايي و صعود به مدارج عالي ايمان و خوشبختي بهترين راهگشا و برترين هدايتگر است بنابراين كمك خواستن از امام زمان به منزله كمك گرفتن از خداوند متعال است. بر اين اساس است كه در دوران غيبت كبري، علماي ربّاني، در موارد بيشماري براي عرض حاجت و رفع گرفتاري خويش به امام زمان(علیه السلام) متوسل ميشوند. زيرا ايشان بر اين مطلب يقين دارند كه امام زمان(علیه السلام) اگر چه بنا به علل و عوامل بيشماري از نظرها غايب است ولي حال و احوال مردم از نظر ايشان پنهان نيست، چنانكه در نامه معروف آن حضرت كه در سال 410ق. به شيخ مفيد ارسال داشتهاند آمده است: ما به همه اخبار شما آگاهيم و هرگز احوال و غم و شادي شما بر ما پوشيده و پنهان نيست. بنابراين چقدر زيباست كه انسان در مقام گرفتاري و گمكردن راه و جاده و يا مسير مادي و معنوي زندگي به ساحت مقدس حجت حق، امام زمان(علیه السلام) متوسل شود و با گفتن جملههاي دلنشين و آرامبخشي چون: «يا صاحبالزمان ادركني»، «يا فارسالحجاز و يا اباصالحالمهدي أغثني» از آن حضرت كمك و ياري درخواست نمايد. چرا كه در حال حاضر امام زمان(علیه السلام)، حبلاللّه و واسطه فيض ميان خدا و مردم است، پس متوسل شدن به پيامبر و ائمه اطهار و امام زمان(علیه السلام) به معناي دقالباب كردن در رحمت و هدايتگر خداوند متعال است. البته اين نكته را هم بايد دانست كه گم شدن و از خود بيخود شدن و يا به عبارت ديگر گم كردن راه لازم نيست كه فقط راه مادي و دشت و صحرا باشد بلكه اگر كسي از نظر فكر و عقيده و ايمان و اعتقاد هم، جاده و راه را گم كرده باشد، سزاوار است كه در اينگونه موارد هم به ساحت مقدس آن حضرت توسل جويد و آن حضرت را به كمك و ياري بخواند. وقتي فرزندان و اهل خانه لياقت حضور آن پدر را بازيابند و پدر نيز قابليت حضورش را در آنان احساس كند به منزل خود باز ميگردد. بر همين اساس است كه گفته ميشود: منتظران مصلح خود بايد صالح باشند. يعني صلاحيت و قابليت حضور او را داشته باشند، چرا كه بيصلاحيت و بيآنكه قابليت حضور باشد، انتظار بازگشت و مراجعت كسي را داشتن معنا ندارد. پي نوشت : * با كمي تغيير و تلخيص از كتاب «امام زمان(علیه السلام) را اباصالح چرا؟» تأليف علي هجراني.
1 . كنيه در لغت عرب به كلمهاي گفته ميشود كه با لفظ أب (پدر) و يا كلمه أم (مادر) شروع شود مانند ابوالحسن كه از كنيههاي معروف علي(علیه السلام) است و مانند أمّالائمه كه از كنيههاي معروف حضرت فاطمه(سلام الله علیها) است. |
|||
|
|
۱۵:۳۰, ۱۶/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/دی/۹۰ ۱۵:۳۰ توسط یا ثارالله.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
(۹/آذر/۹۰ ۱۴:۴۸)miley نوشته است: نقل قول کردم که کسانی که کل مطلب را نمی خوانند این قسمت را از دست ندهند. خیلی جالب بود. ممنون. |
|||
|
|
۲۳:۰۱, ۳۰/مرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/مرداد/۹۳ ۲۳:۰۷ توسط yaldaetemadi.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
![]() یکی از سۆالاتی که پیرامون امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) به ذهن می رسد این است که آیا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) فرزندی به نام صالح دارند که او را «اباصالح» می خوانیم و یا دلیل دیگری برای دادن این کنیه به حضرت وجود دارد؟
معنای لغوی «اباصالح» کلمه "اب" در لغت عرب به معنای پدر آمده است. بدین جهت برخی از مردم تصور می کنند که عبارت اباصالح در حالت ترکیبی باید به معنای پدر صالح باشد تا معنی و مفهوم جمله صحیح گردد. برای رفع این شبهه برخی از مۆمنین هم در مقام جواب برآمده و چنین اظهار داشته اند که: چون امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) با تشکیل زندگی خانوادگی، فرزندی به نام صالح دارند، بدین جهت او را با کنیه اباصالح می خوانیم. به نظر می رسد که اینگونه جواب ها از حقیقت پرده برنمی دارد، چون راهی برای درک چگونگی زندگی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) و پی بردن به این موضوع که آیا آن حضرت به طور یقین فرزندی به نام صالح دارند یا نه، وجود ندارد. این سخن صحیح نمی باشد زیرا: اوّلا: با جستجو و تفحّص در میان کنیه های نقل شده برای حضرت مهدی (علیه السلام) در کتابهای معتبر، چنین کنیه ای نقل نشده است، بلکه به نظر میرسد این کنیه بر اثر کثرت استعمال در میان مردم، معروف شده است، و در بعضی از مجلاّت و کتابها که در پاسخ از این سۆال مطالبی گفته شده است، بیشتر جنبه های ذوقی و استحسانی، با احتمالاتی بدون ذکر سند و دلیل در نظر گرفته شده است، مثلا: گفته شده است که این کنیه ممکن است از آیه شریفه (وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِنم بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الاَْرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّــلِحُونَ) گرفته شده باشد. و یا می گویند: چه مانعی دارد که ما به آن حضرت بگوئیم أبا صالح یعنی پدر تمام نیکی ها و خوبی ها؟ وممکن است برخی استدلال کنند به احادیثی که در آنها واژه أبا صالح و صالح بکار رفته است. در کتاب من لا یحضره الفقیه چنین آمده است: «امام صادق(علیه السلام)فرمود: هرگاه راه را گم كردى صدا بزن یا صالح! یا بگو: یا أبا صالح راه را به ما نشان دهید، خداوند شما را رحمت كند». ممکن است کنیه ابا صالح بدین جهت باشد که امام زمان (علیه السلام) پدر و مجری اصلاح جامعه است، یعنی او تنها کسی است که به اذن خدا جامعه بشری را اصلاح خواهد نمود.مشاوره امّا مرحوم مجلسی (رحمه الله) در حکایات و داستانهای اشخاصی که امام زمان (علیه السلام) را دیدهاند «قضیهاى را از پدرش نقل میكند و او نیز از شخصى بنام امیر اسحاق استرآبادى كه چهل مرتبه با پاى پیاده به حجّ مشرّف شده بود نقل می كند كه در یكى از سفرهایش قافله را گم كرد و متحیّر با حالت عطش و بىآبى مانده بود، سپس صدا زد یا صالح یا أبا صالح ما را راهنمایى بفرما، ناگاه شخص سوارهاى را از دور دید كه آمد و او را راهنمایى كرد و به قافله اش رساند، وى میگوید: پس از آن قضیّه من متوجه شدم كه او حضرت مهدى(علیه السلام) بوده است.» روشن است که این قضیه ارزش علمی و استدلالی ندارد، و صرفاً داستانی بیش نیست، زیرا معلوم نیست که شخص مورد نظر واقعاً امام (علیه السلام) را دیده باشد.مشاوره[/i] ثانیاً: با توجّه به معانی مختلف کلمه «أب» در لغت عرب که تنها به معنای پدر نیست، بلکه به معنای صاحب و غیر آن نیز آمده است، و همچنین در روایتی از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) آمده است که فرمود: «من و على پدران این امتیم»، می توان استفاده نمود که مقصود از این کنیه معنای پدرِ فرزندی به نام صالح نیست، بلکه أبا صالح یعنی کسی که افراد صالح و شایسته در اختیار دارد.[b]و نیز ممکن است کنیه ابا صالح بدین جهت باشد که امام زمان (علیه السلام) پدر و مجری اصلاح جامعه است، یعنی او تنها کسی است که به اذن خدا جامعه بشری را اصلاح خواهد نمود. القاب و صفات و کنیه هایی که برای پیامبر اسلام و اهل بیت آن حضرت در روایات و دعاها به کار رفته است هر کدام معنی و مورد خاصی دارند، مثلا کلمه «امین» که یکی از القاب معروف پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله) است به طور یقین به خاطر امانتداری و امین اسرار و اموال مردم بودن به آن حضرت گفته شده است.هدف از به کار بردن کنیه «اب» و «ام» برای افراد، اثبات پدر یا مادر بودن آن اشخاص است نسبت به مضاف الیه شان، مانند ابوالحسن (پدر حسن)، ابو جعفر (پدر جعفر)، ام داوود (مادر داوود)، لکن از نظر لغت عرب این طور نیست که کلمات یاد شده (اب و ام) همیشه به معنای پدر و مادر باشد، بلکه گاهی به معنای صاحب و مالک و کنه و اساس شی ء می باشد مانند: ابوالفضل، ابوتراب، ام القری، ام الفساد و امثال آن که به طور یقین هیچ کدام آنها در معنای پدر و مادر به کار نرفته است. چون حضرت ابوالفضل (علیه السلام) پسری به نام فضل نداشته است که ابوالفضل - در این مورد - به معنای پدر فضل باشد. امیرالمومنین (علیه السلام) نیز فرزندی به نام تراب نداشته است که آن حضرت پدر تراب باشد و همچنین است کلمه ام القری که کنیه معروف شهر مکه است، چرا که شهر مکه فرزندی نداشته است که مادر آن باشد. بنابراین با عنایت به مطالب فوق و احتمالات متعدّد، نمی توان از این کنیه بر ازدواج و داشتن فرزند برای آن حضرت استفاده کرد.[b]مشاوره ازدواج[/i] مرحوم مجلسی (رحمه الله) نیز در این رابطه داستانی در بحار الأنوار نقل کرده است،، در حالیکه با رجوع به آن احادیث و دقّت در آنها معلوم میگردد، صالح یا أبا صالح نام جنّی است که مأموریت دارد تا اشخاص گمشده را هدایت و راهنمایی کند امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) را چه وقت «اباصالح» بخوانیم؟ شکی نیست که وقتی با خداوند متعال مناجات می کنیم و نیازها و احتیاجات خود را به محضر مقدسش عرضه می داریم همسو و متناسب با نیازمان نام ها و صفات مقدس او را بر زبان می آوریم. مثلا در مقام طلب مغفرت از ساحت مقدس خداوند متعال او را «یا غفار» و در مقام طلب نمودن روزی حلال و فراوان با کلمه «یا رزاق»، و در مقام درخواست ثبات قدم و استوار و پایدار ماندن در راه حق او را با جمله یا «مقلب القلوب و الابصار» و امثال آن می خوانیم. بنابراین برای اجابت دعا و قبولی مناجات با خداوند متعال، راه و رمز و اوقات و ساعات خاصی وجود دارد که پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله) و اهل بیت آن حضرت آنها را در میان احادیث و روایات معتبر به ما تعلیم فرموده اند به گونه ای که حتی دعای صبح و شام و دعای اول و آخر هفته و ماه و سال و چند و چون آن را هم یاد داده اند حال باید دید که دعای معروف گم شدگان در صحرا و بیابان را که در روایات آمده است و همچنین کنیه معروف اباصالح (عجل الله تعالی فرجه) را در کجا و چه وقت باید خواند؟ از امام باقر (علیه السلام) و همچنین از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده اند که فرمود: «اذا ضللت فی الطریق فناد «یا صالح» او «یا ابا صالح» ارشدنا الی الطریق رحمکم الله» «اگر در دشت و صحرا از جاده منحرف شده و راه گم کردید پس «صالح» و یا «اباصالح» را صدا کن و بگو: «ای صالح» و یا بگو «ای اباصالح» ما را دریابید و راه را بر ما نشان دهید، خداوند شما را رحمت فرماید.» ( محدث نوری، نجم الثاقب، ص 405، انتشارات مسجد جمکران.) و روی همین اساس است که علمای ربانی و مۆمنین پیرو اهل بیت (علیهم السلام) در جلسات و اجتماعات معنوی و پر شورشان، آن هم نه فقط در حال گم شدن در دشت و صحرا، بلکه در همه گمراهی های فکری و عملی و علمی و نابسامانی های مادی و معنوی در غیبت کبری، امام زمان اباصالح (عجل الله تعالی فرجه) را به کمک و یاری می طلبند.[b]مشاوره خانواده[/i] |
|||
|
|
۲۳:۲۴, ۳۰/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
با این حساب حضرت ابالفضل هم باید بچه ای به نام «فضل» داشته باشه.
|
|||
|
|
۱۳:۰۷, ۳۱/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
بسم الله..
(۳۰/مرداد/۹۳ ۲۳:۲۴)Ali#59 نوشته است: با این حساب حضرت ابالفضل هم باید بچه ای به نام «فضل» داشته باشه... در منابع بسیاری، کنیه آن حضرت را ابو الفضل برشمرده اند که در بین کنیه های ایشان، ابو الفضل (= ابو فاضل، ابو الفضائل) مشهورترین است؛ امّا موارد دیگر، یا غیرمشهور هستند و یا اینکه پس از واقعه کربلا، او را بدان خوانده اند. در باره این کنیه، بحث وجود دارد که آیا واقعی بوده و آن حضرت، پدر فرزندی به نام فضل بوده است یا اینکه به صورت اعتباری و در واقع، لقبی بوده است که بدین شکل به او نسبت داده اند. گفته ها و احتمالاتی در این زمینه وجود دارد که بدان پرداخته می شود: . الف. آنچه از بررسی اسامی افراد در تاریخ به دست می آید این است که انتخاب کنیه، همواره بر اساس نام فرزند بزرگ تر فرد نبوده و در موارد بسیاری، این قاعده وجود ندارد. . ب. نوشته اند در خاندان بنی هاشم، هر که عباس نام داشت، به او ابو الفضل می گفتند؛ همان گونه که عباس بن عبد المطلّب، عباس بن ربیعة بن الحارث بن عبد المطلّب و... نیز چنین بوده اند. این مطلب، گفته ای مقبول و موجّه به نظر می رسد. . ج. برخی دیگر گفته اند این کنیه برگرفته از برتری و فضلی بوده است که از کودکی در حضرت نمود فراوان داشته است و او را بدان صفت می شناخته اند؛ آن گونه که در سوگ او نیز سروده اند: اَبَا الْفَضْلِ یَا مَنْ أسَّسَ الْفَضْلَ وَالإبَأَبِی الْفَضْلُ إلاَّ أنْ تَکُونَ لَهُ أَبَا ای ابو الفضل! ای کسی که هر برتری و پاکدامنی را بنا نهادی! آیا برای من برتری و فضلی وجود دارد که تو پدر آن نباشی؟ (آیا کسی می تواند فضلی داشته باشد که در تو نباشد.) . همچنین در بین اعراب و مسلمانان نیز چنین سنتی بسیار دیده می شده است که کنیه افراد را بر اساس ویژگیهای آنان می گذاشته اند. آورده اند روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله شنید که فردی را ابو الحَکَم می خوانند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله او را نزد خود خواند و فرمود: «همانا حَکَم (داور) خداست و حُکم از آن اوست؛ تو چرا ابو الحکم خوانده می شوی؟» او پاسخ داد: هرگاه قبیله ام بر سر مسئله ای اختلاف پیدا می کنند، نزد من می آیند و من، بین آنان داوری و با صادر کردن حکم خویش اختلاف را برطرف می کنم.» پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به او فرمود: «چه کار خوبی می کنی!» و برگزیدن چنین کنیه هایی را بر افراد، بدون اشکال دانست. . د) گذشته از مطالب پیشین، منابع، در ردیف فرزندان عباس علیه السلام نام پسری را به اسم فضل آورده اند؛ امّا چون فضل، فرزندی نداشت، احتمال این وجود دارد که نام او از حافظه تاریخ حذف شده باشد. این مسئله، سبب شده است که برخی برای توجیه کنیه حضرت عباس علیه السلام بر مطالبی مانند آنچه گذشت، تمسک جویند؛ گرچه هیچ یک از آنها با هم منافاتی ندارد و قابل جمع است؛ یعنی وقتی در کودکی، شخصی را ابو الفضل بخوانند، در او زمینه هایی هم ایجاد می شود که نام یکی از فرزندان خویش را فضل بگذارد. . . http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart/2689/6602/77046
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |













![[تصویر: 95939_587.jpg]](http://www.parsine.com/files/fa/news/1392/10/16/95939_587.jpg)