کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 1 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
صلح در بازیهای ویدئویی
۲۱:۳۱, ۱۳/آذر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/آذر/۹۰ ۲۱:۳۳ توسط fereydun.)
شماره ارسال: #1

بازی های زیادی هستند که از صلح حرف می زنند.مثلا به عنوان یک هدف غایی و دلیلی برای تلاش قهرمانان داستان و رشادت ها و فداکاری هایشان.این هدف نهایی آنقدر بزرگ است که به راحتی می توان آن را یکی از بزرگترین هدف ها در دنیای بازی های ویدئویی نامید.اگر چند دهه به گذشته برگردیم اوضاع خیلی متفاوت می شود.کشورها وگروهها و عقیده های مختلف هر کدام برای خودشان هدفهایی داشتند:از تسخیر جهان و رسیدن به قله های علم تا اندیشه های چپ و راست سیاسی و عقیدتی و ایدئولوژیک.بعد از قرن هولناک و پرخون بیستم و جنگهای جهانی و منطقه ای, آن اوضاع تغییر کرد.همه ی ایده های مختلف در گوشه ای از جهان به قدرت رسیدند و آدمها فهمیدند که هیچ کدامشان آنقدرها هم ایده ی کامل و درستی نبوده اند.بعد از این سالهای پر خون بود که صلح جهانی تبدیل شد به یکی از هدفهای مهم زندگی بشر.یعنی که ما آدمها احساس کردیم قبل از هر چیزی بهتر است جنگ و خونریزی نباشد,بعد می توان در صلح و آرامش بقیه ی مشکلها را بهتر حل کرد.
برای همین بود که همه جا پر شد از اسم "صلح".نهادهای پشتیبان صلح,سازمانهای بین المللی,سازمانهای غیر دولتی,سخنرانیهای سیاست مداران و نطقهای انتخاباتی کاندیداها و در کنارش فیلمها و آهنگها و شعرها و داستانها و "بازیهای ویدئویی".
شاید در بین بازیهای ویدئویی,MGS,COD:MWوAssassin's Creed از مطرح ترین عنوانهایی باشند که با مقوله ی صلح سرو کار داشته اند.و البته در همه ی این بازیها صحنه های درگیری و خشونت و خونریزی و جنگ , به شکلهای مختلف وجود دارد. سوالی که پیش می آید این است که چرا در این بازیها , و بازیهای مشابه, و فیلمهای سینمایی و... هر وقت حرف صلح و تلاش برای صلح مطرح است , داستان پر می شود از خونریزی و کشتن و جنگ؟ یعنی به جز جنگ و خونریزی راه دیگری برای به دست آوردن این موهبت بهشتی وجود ندارد.واز آن مهمتر , آیا می توان با کشتن و خونریزی به صلح رسید؟
بازیهای ویدئویی و فیلمها برای اثبات کردن این قضیه که تنها راه رسیدن به صلح از جنگ می گذرد ترفندهای متفاوتی دارند.ترفندهایی که می تواند بازیکن یا بیننده را هنگام بازی کردن یا فیلم دیدن قانع کند که رفتار شخصیت اول داستان اخلاقی است و واقعا راه دیگری برای رسیدن به صلح وجود ندارد.این قانع کردن به حدی می رسد که بازیکن هنگامی که در نقش شخصیت مثبت و خوب داستان آدم می کشد به هیچ وجه احساس عذاب وجدان نمی کند.ماجرا به همین جا هم ختم نمی شود.چرا که بازیکن , یا بیننده ای که با شخصیت اصلی داستان هم ذات پنداری می کند,احساس می کند که مشغول انجام دادن درست ترین کار ممکن است و در این خوب بودن راه انتخاب شده و هیچ گونه شک و تردیدی ندارد.این طرز نگاه کردن به ماجرا و این گونه دیدن این مبارزه ها باعث می شود که قبح کشتن انسان برای بازیکن ریخته شود.هنگامی که کشتن حتی یک انسان کار بدی به نظر نیاید,زمینه برای خونریزی ها و قساوتهای بیشتر باز می شود.


اصل اخلاقی کانت
"چنان عمل کن که انسانیت را چه در شخص خودت و چه در دیگران,همواره و در عین حال به عنوان غایت به کار بری نه صرفا به عنوان وسیله"(کانت,نقد عقل عملی)
طبق این اصل هر کاری که در آن یک انسان به عنوان وسیله انگاشته شود از لحاظ اخلاقی محکوم است.یعنی اگر به این اصل پایبند باشیم,نمی توانیم به خاطر حفظ جان چند میلیون انسان, یک انسان بی گناه را بکشیم.چرا که در این صورت از آن یک انسان بیچاره به عنوان یک ابزار استفاده کرده ایم
بسیاری از علمای اخلاق اعتقاد دارند که در صورتی که این اصل اخلاقی رعایت شود,بسیاری از کشت و کشتارها در گوشه و کنار دنیا متوقف خواهد شد.چرا که در این صورت مثلا حمله به عراق و افغانستان و کشتن کلی آدم بی گناه به بهانه ی جلو گیری از یک فاجعهی بزرگ کار اشتباهی به شمار می آید.
البته این اصل تنها برای کشت و کشتار کاربرد ندارد. ما در بسیاری از رفتارهای روز مره ی خودمان هم خیلی وقتها آدمهای دور و برمان را به عنوان وسیله ای برای پیشرفت خودمان,یا عقیده امان در نظر می گیریم.


لیبرال دموکراسی

فرانسیس فوکویاما در کتاب "پایان تاریخ" پیش بینی کرد که در پایان دنیا لیبرال دموکراسی امریکایی در تمام دنیا به قدرت می رسد و همه ی تمدن ها به این بینش می رسند که باید لیبرال دموکرات باشند.به نظر او در چنین شرایطی صلح جهانی هم به دست خواهد آمد.برخی از تحلیل گران سیاسی اعتقاد دارند که فعالیتهای نظامی امریکا در خاور میانه و افریقا هم به همین منظور است که بتواند نسخه ی سیاسی خودش را در تمام دنیا پیاده کند.هرچند که فجایعی که در عراق و افغانستان اتفاق افتاد باعث شد خیلی ها ,حتی خود فوکویاما ,تغییراتی در نظریه ی پایان تاریخ بدهند.
دریدا یکی از منتقدان این طرز تفکر بود و اعتقاد داشت که افکار دیگر نیز,که به نظر می رسد مرده اند,دوباره جان خواهند گرفت ودنیا به سمتی نخواهد رفت که همه ی صداها خاموش شوند و فقط صدای لیبرال دوموکراسی غربی در آن به گوش برسد.


مجبور بودم می فهمی؟

یکی از ترفند هایی که کشتن آدمهای دیگر را عادی جلوه می دهد ایجاد کردن یک موقعیت خطیر و گیر انداختن شخصیت مثبت بازی در شرایط مبارزه با مرگ و زندگی است. مثلا این طوری که از ابتدای بازی شخصیت اول وسط تیر و ترکش است و اگر چند ده نفر دشمن مقابل خودش را به درک نفرستد حتما خواهد مرد.برای همین بازیکن از ابتدا به راحتی آدم می کشد.
به هر حال وقتی بازیکن خودش را در یک سنگر لو رفته ببیند که توسط چند سرباز مسلح دشمن محاصره شده است که یکریز به طرفش شلیک می کنند,به تنها چیزی که فکر نمی کند بد بودن کشتن انسانها است.عده ای به قصد کشتن شما آمده اند و شما در یک موقعیت دفاعی/انفعالی هستید:اگر نکشید کشته می شوید.فرصتی هم برای فکر کردن وجود ندارد.باید در چند ثانیه تصمیمتان را بگیرید.فکر می کنید بازیکنی هست که در این شرایط مثلا به این نکته فکر کند که چرا این جنگ شروع شده و کدام طرف بر حق است و برای پایان یافتن جنگ چه کار باید کرد و چه کسی جنگ را شروع کرده و این جور حرفها؟
تنها چیزی که در آن لحظه دیده می شود این است که باید هرچه زودتر آدمهای بد مقابل را کشت.نه به خاطر اینکه بد هستند(که در این صورت بد بودنشان نیاز به دلیل داشت)تنها به این خاطر که اگر نکشی کشته می شوی.


هدف والا
شما یک هدف بسیار والا دارید.قرار است یکی از ابر قدرتهای جهان یک سلاح کشتار جمعی جدید بسازد و در صورتی که موفق شود چند صد میلیون نفر در کمتراز یک ساعت کشته خواهند شد و از این حرف ها.بعد این سلاح جدید نیاز به یک کیت الکترونی پیچیده دارد که دست یکی از آدمهای بد ماجراست.شما باید مخفیانه به آپارتمان او بروید و کیت را از او دزدیده و نابود کنید تا جان میلیونها نفر را نجات دهید.تازه این همه ی ماجرا نیست؛شما برای این کار یک ساعت بیشتر وقت ندارید.
فرض کنید که در چنین شرایطی گیر افتاده باشید.حالا وقت کافی برای توضیح دادن ماجرا به نگهبان سمج آپارتمان دارید؟یا بهتر است از شرش خلاص شوید؟به هر حال پای جان چندین میلیون نفر انسان در میان است.در چنین شرایطی است که بازیکن با یک دو دوتا چهارتا کردن به این نتیجه می رسد که با کشتن یک ادم بی گناه و سمج می تواند کار بسیار مهمی انجام دهد و جان میلیونها نفر را نجات دهد یا از شروع یک جنگ جهانی دیگر جلوگیری کند و این یعنی صدور جواز مرگ برای یک انسان بی گناه.به نظر شما برای نجات جان چند میلیون نفر انسان بی گناه می توان یک انسان بی گناه را کشت؟


همه بد هستند

در حالت دیگری بازیکن خودش را در یک دنیای کثیف می بیند.چند گروه مختلف با هم مشغول جنگ هستند.سر قدرت یا ثروت.همه ی طرفهای درگیر در "بد" بودن از بقیه کم ندارند.هیچ کجا انسان خوبی پیدا نمی شود.هیچ گروهی به هیچ اخلاقی پایبند نیست و تنها اصل مورد توافق همه کشتن بقیه است.حالا فرض کنید بازیکن در ابتدای بازی می بیند که یکی از این گروه ها نامزدش را می کشد.بعد از آن هم شخصیت اصلی بازی دچار ناراحتی های روانی می شود و در حالتی نیمه هوشیار و عصبانی دنبال انتقام گرفتن است.طبیعی است که در چنین حالتی کشتن آدمهای توی خیابان هم خیلی بد به نظر نمی رسد.به هر حال همه ی آدمها ساکنان این دنیای کثیفی هستند که هیچ چیز خوبی در آن نیست.
این طور می شود که بازیکن با همدلی کردن با شخصیت اصلی در مسیر بازی پیش می رود و آدمها را یکی پس از دیگری می کشد تا به هدفش برسد.در این میانه هم خیلی به ذهنش خطور نمی کند که کشتن این همه آدم(چه گناه کار و چه بی گناه)چه سودی دارم و آخرش که چه.احساسات او تحریک شده است و فعلا حرف از چیزی دیگر زدن جایز نیست.


ارتش های خصوصی
در بازی های مختلفی از ایده ی ارتش های خصوصی استفاده شده است. تا به حال ارتش خصوصی ای در دنیا دیده نشده است ,ولی به روایت همین بازی ها,این ارتشها سازمانهایی خصوصی هستند که هیچ مرام و اخلاقی ندارند و برای کسی که به آنها پول بدهد می جنگند.کاری هم به حق و باطل ندارند.طبیعی است که برای این ارتشها صلح منفور ترین واژه ی دنیاست.چرا که هنگام صلح همه اشان بی کار خواهند شد.برای همین هم در همه ی جاهایی که سروکله ی این ارتشها پیدا می شود,فرماندهانشان از پیگیرترین افراد در برافروخته ماندن آتش جنگ هستند و حتی اگر طرفین جنگ به صلح راضی شوند,آنها نخواهند گذاشت که از کار بیکار شوند.
خوشبختانه هنوز خبری از این ارتشهای مخوف در دنیای واقعی نیست.روزی که یکی از این ارتشها تاسیس شود ,روز بسیار بدی برای طرفداران بشریت خواهد بود؛بدون شک .


اخلاق در جنگ

اجازه دادن به نیروهای امدادی صلیب سرخ یا هلال احمر برای کمک به مصدومان و مجروهان ,نکشتن کسانی که تسلیم شده اند,عدم بد رفتاری با اسیران و شکنجه نکردن آنها,آسیب نرساندن به افراد و تجهیزات غیر نظامی و... را از اصول اخلاقی در جنگ می دانند.
هرچند که بیشتر وقتها این اصول در جنگها زیر پا گذاشته می شوند و کشورهای متخاصم با تحت فشار گذاشتن خبرنگارها اجازه ی گزارش کردن ماجرا را نمی دهند.اما در کل می توان گفت که وقتی دو ارتش مشغول جنگ هستند و همدیگر را می کشند,مطرح کردن این اصول اخلاقی و نازیدن به رعایت کردن آنها بیشتر به منظور راحت کردن وجدان سربازان است. که با وجدان راحت و با رعایت اصول اخلاقی آدم بکشند.
اما به هر حال با رعایت کردن این اصول اخلاقی در جنگ , فجایع انسانی لااقل کمتر خواهند شد.


همه مثل من باشید
انسانها در گوشه و کنار دنیا با روشهای متفاوتی زندگی می کنند.عقاید و نظرهای گوناگونی دارند و به ارزشهای مختلفی پایبند هستند.برخی ها اعتقاد دارند که تنها در یک صورت می توان شاهد یک صلح پایدار جهانی بود:"هنگامی که همه ی مردم دنیا مثل هم فکر کنند" در چنین حالتی همه با هم دوست می شوند و کسی با دیگری نخواهد جنگید.برای رسیدن به این هدف باید چه کار کرد؟ تنوع افکار و نظرهای مردم تا حدی زیاد است که امکان هم نظر کردن آنها وجود نداشته و نخواهد داشت.این یعنی باید همه را به زور مثل هم کرد؟
ایده ای که در بازی Assassin's Creed به آن پرداخته می شود در همین راستاست.پیدا کردن قطعه های گمشده و جادو و هیپنوتیزم کردن مردم دنیا , به صورتی که همه مثل هم فکر کنند,یکی از اهداف گروههای مخفی در بازی است.هدف آنها هم صلح جهانیست.اما به قیمت هم شکل کردن همه ی آدم ها.حالا گیریم که در این هم شکل کردن آدم ها چند نفری هم کشته شوند؛آداب و رسوم و زبان و فرهنگ چند قوم و ملیت ضعیف هم به فراموشی سپرده شوند و هزاران نفر از فقر و گرسنگی و... بمیرند.در عوض قرار است صلح جهانی ایجاد شود که لابد به همه ی اینها می ارزد.می ارزد؟


پایان خوش

شاید روزی آدمهایی در دنیا زندگی کنند که اعتقاد داشته باشند برای صلح و دوستی لازم نسیت همه ی مثل هم فکر کنند.شاید آنها این مهارت را داشته باشند که در عین متفاوت بودن با هم, به اخلاق و سبک زندگی یکدیگر احترام بگذارند و در کنار هم با آرامش و دوستی زندگی کنند .شاید آنها به نتیجه برسند که می شود در عین متفاوت بودن دوست هم بود و به دیگران آسیبی نرساند.شاید آنها قالبهایی برای آدم بودن تعریف نکنند و نگویند یا مثل ما باش و یا نباش.
آنها مسلما در دنیای بهتری زندگی خواهن کرد.دنیایی که در آن نیازی به اتزیو و الطائر و سالید اسنیک و افسران شبیه سازی شده و سربازان هیکلی ارتش امریکا نخواهد بود.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، help me ، مجید املشی ، سرباز ولایت
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  رشد بازیهای کارتی ! Islam 7 3,948 ۱۲/آذر/۹۵ ۲۰:۳۶
آخرین ارسال: amirabdi
  لیست بازیهای نقد شده در بخش MAHDI59 4 3,467 ۱۲/مهر/۹۵ ۱۴:۳۱
آخرین ارسال: mahtabnaderimc
Lightbulb بازیهای رایانه ای خوب یا بد؟ hadi22 0 1,306 ۱۳/مرداد/۹۳ ۲۲:۳۱
آخرین ارسال: hadi22
Rainbow فرازوفرود بازیهای رایانه ای eng55 3 2,485 ۲۳/مرداد/۹۱ ۲۰:۰۴
آخرین ارسال: amir-kratos
  نوجوانان‌ ایرانی‌ در‌ محاصره‌ بازیهای‌ غیر اخلاقی نسیم 21 15,768 ۱۵/مرداد/۹۱ ۲۲:۱۳
آخرین ارسال: راضیه
  تجلی حکمرانی استعمارگر پیر در بازیهای رایانه‌ای محمود 0 1,459 ۹/مهر/۹۰ ۱۲:۴۷
آخرین ارسال: محمود
  سایه شوم بازیهای رایانه ای مبتذل بر خانواده ایرانی N.Mahdavian 3 3,224 ۱۵/شهریور/۹۰ ۱۷:۳۲
آخرین ارسال: Mitsonary

پرش در بین بخشها:


بالا