کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
يكي از تحريفات عاشورا
۱۴:۴۷, ۲۰/آذر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/آذر/۹۰ ۱۴:۵۳ توسط Resistance.)
شماره ارسال: #1
آواتار
يكي از تحريفات عاشورا


ديگه كمتر جايي پيدامي شه اون شور و حال قديم رو داشته باشه.
شايد الان تنها مناطق پايين شهر تاحدودي اون اصالت رو در عزاداري هاشون حفظ كرده باشن. قطعا انواع تحريفات رو مي دونين و نيازي به توضيح نيست.فقط تيتر وار بيان مي كنم،نوحه خواني ها، ريتم هاي جديد مداحي، مقتل خواني هاي غير واقعي و... نكته اي كه من دنبالشم و نظرم رو جلب كرده استفاده از علم و كتل در مراسم عاشورا ه.مي خوام بدونم اصلا ريشه ي تاريخي اون چي ه؟ چه دليلي باعث شده چنين ابزاري رو بردوش بذاريم؟ نمي دونم شايد تعصب بيجا دارم اما خيلي شبيه به صليب مي مونه.
[تصویر: 231.JPG]

[تصویر: n00013314-b.gif]







این مطلب رو ایرنا درج کرده بود علم و کتل و بیرق از ابتدا تا امروز
[تصویر: 20498.jpg]
پیشینه این مراسم و مناسک به دورترین ایام دوران اساطیری و تاریخی میهن‌مان بازمی‌گردد. نمونه برجسته و معتبر آن آیین سوگواری سالانه...

صورتهای تمثیلی و رمزی و رفتارهای مذهبی و کاربرد اشیای نمادین در مناسک و مراسم مذهبی دارای معانی ویژه ای است که درک آنها با معیارهای بیرون از حوزه تفکرات دینی بیگانه با عقاید مردم تا حدودی دشوار می‌نماید. بنابراین، فلسفه پیدایی چنین صورتهای مثالی و شبیه‌ها و تابوت واره‌ها در رفتارهای آیینی ـ عبادی مردم هر جامعه را باید در فرهنگ دینی همان جامعه و درنظام اعتقادی مردم آن در گذشته‌های دور و در تاریخ اسطوره ای و فرهنگهای درآمیخته آن مردم جست وجو کرد.

از طرفی دیگر مراسم و مناسک دهه اول محرم بویژه عاشورا و تاسوعا علاوه بر اینکه جنبه مذهبی برای مردم این سرزمین دارد، ریشه در باورهای اسطوره ای و آرمانی آنها دارد و حتی بسیاری از افرادی که چندان پایبند به آداب و سنن مذهبی نیستند، برای این ایام و مراسم آن ارزش فراوانی قائلند و بدان پایبندند. سؤال اصلی این است که این رسوم از کجا و کی درمیان شیعیان جهان و البته ایران رواج و رونق یافته؟ این علم و بیرق و علامتها نماد و نشانه چیست؟ ریشه در کدام باور و حادثه تاریخی مان دارند؟ و چگونه با گذشت ایام دستخوش تغییر و تحولات شده اند و تا به شکل امروزی درآمده‌اند؟

برای یافتن باید به سابقه تاریخی و اسطوره ای این رسم و رسوم پرداخت. «علی بلوکباشی» یکی از محققان ساختن شبیه شهیدان و تابوتهای تمثیلی شهیدان و آیین حمل آنها را در دسته‌های عزا در فرهنگ ایران بسیار دور و دراز می‌داند و معتقد است پیشینه این مراسم و مناسک به دورترین ایام دوران اساطیری و تاریخی میهن‌مان بازمی‌گردد. نمونه برجسته و معتبر آن آیین سوگواری سالانه مرگ سیاوش و حمل و گرداندن تابوت است. بنابر روایتهای تاریخی، مردم فرارود (ماوراءالنهر) تا نخستین سده‌های اسلامی، هر ساله در مراسم یادمان سال مرگ سیاوش، قهرمان اسطوره‌ای ایران که خون پاکش به ناحق بر زمین ریخت، شبیه او را می‌ساختند و در عماری و محملی می‌گذاشتند و بر سرزنان و سینه کوبان و نوحه خوانان در شهر می‌گرداندند.

رسم «تابوت گردانی» درمیان شیعیان احتمالاً همزمان با تشکیل نخستین تجمع‌های شیعی در مجالس سوگ شهیدان دین و راه افتادن دسته‌های زائر مرقد امیرمؤمنان حضرت علی (علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) رواج یافت. مطابق مدارکی که به دست آمده «شعاری» یا ساز و برگی مخصوص در میان شیعیان، از اوایل سده پنجم هجری، وجود داشته است که از آن در مراسم سوگواری خود استفاده می‌کردند. «ابن جوزی» در «المنتظم» در شرح وقایع سال 425ق می‌نویسد: شیعیان محله کرخ بغداد، به هنگام رفتن به زیارت مزار امیرمؤمنان و سیدالشهدا و دستگاههای آرایه بندی و طلاکاری شده‌ای به نام «منجنیق» با خود حمل می‌کردند. منجنیق نخستین و قدیم ترین تابوت واره مذهبی شیعیان مظهری از تابوت یا صندوق گور (ضریح) حضرت علی (علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) بوده است..
شباهت تقریبی میان منجنیق شیعیان کرخ و نخل امروزی را یک باستان شناس و سیاحتگر فرانسوی، با وضعی از نخل نیشابوریان در چند صد سال بعد تأیید می‌کند. وی که در نخستین دهه قرن بیستم از ایران دیدن می‌کرد، با مشاهده نخل اهل نیشابور که در میدان عمومی ‌شهر نیشابور قرار داشت، آن را یک نوع منجنیق وصف می‌کند و می‌نویسد: «منجنیق شعار مقدسی است که در روز عاشورا آن را با پارچه‌های ابریشمی ‌زینت داده و با تشریفات زیادی در محلات می‌گردانند.» «این منجنیق نقاشی شده و از نوارهای نازکی پوشیده شده بود و در میان آن وسایل روشنایی از قبیل لاله و غیره دیده می‌شد.

نخستین گزارشهای جسته، گریخته از سیاحتگران خارجی مربوط به عصر صفوی است. «پیترو ولاواله» جهانگرد ایتالیایی که دوبار شاهد حرکت دسته‌های عزا در دوره شاه عباس اول در اصفهان بوده در شرح مراسم عزاداری در سوگ شهادت حضرت علی (علیه السلام) در 21 رمضان 1026 به حمل تابوت اشاره کرده و می‌نویسد: «دسته‌های عزاداری در پی شماری بیرق و علم، تابوت‌هایی پوشیده به مخمل سیاه را بر دوش می‌کشیدند و روی تابوت‌ها مجموعه ای از سلاح‌های مختلف تعرضی و تدافعی و پرهای رنگین قرارداده بودند و دورتادور آنها عده زیادی راه می‌رفتند و نوحه می‌خواندند و عده دیگر بوق و کرنا و سنج می‌زدند و فریادهای عجیب برمی‌آوردند و جست وخیز می‌کردند.» همین نویسنده در وصف مراسم عزاداری عاشورا سال 1027 ق ـ یک سال بعد ـ می‌نویسد: دورا دور آنها را با مخمل سیاه پوشانده بودند و روی هر تابوت یک عمامه سبز و یک شمشیر گذاشته و سلاح‌هایی از اطراف آن آویخته بودند. این اشیا را روی طبق‌هایی چند بر سر عده ای گذاشته بودند و به آهنگ سنج و نای جست وخیز می‌کردند و دور خود چرخ می‌زدند.

از دیگر جهانگردانی که اتفاقاً در روز عاشورای 1078 ق در میدان نقش جهان اصفهان حضور داشته تاورنیه است که می‌نویسد: «دوازده دسته از دوازده محله اصفهان با علم وکتل و عماری و ساز وبرگ‌های مخصوص عزاداری به میدان نقش جهان آمدند. هر دسته یک عماری داشت که هشت تا ده نفر آن را حمل می‌کردند. چوب عماری به انواع گل و بوته نقاشی شده در هر عماری تابوتی گذارده، روی آن رابا پارچه زری پوشانده بودند… در جلوی هر دسته یک یدک (کتل: اسب جنیب) را می‌کشیدند، کتل‌ها را با زین و یراق آراسته و به آنها تیر و کمان و شمشیر و خنجر آویخته بودند. در یک صد گامی ‌جایگاه شاه یدک کشان اسب‌ها را به تاخت وامی‌داشتند و دسته با عماری دنبال آنها می‌دویدند.» درواقع این اسبها مظهر همان اسبانی بودند که شهیدان بر آنها سوار شده بودند و به جنگ می‌رفتند.
اسناد و مدارکی که از دوران زندیه و قاجاریه در دست است به دلیل نزدیکی آنها به سده‌های معاصر متقن تر و پرشمارند. در این دوره سیاحان بی شماری به ایران سفر کرده و از شهرهای آن دیدن کرده‌اند. ویلیام فرانکلین خاورشناس و افسر ارتش انگلیس، که در اواخر دوره زندیه از کلکته به ایران آمده بود، از آیین سوگواری مردم درماه محرم در شیراز گزارشی چنین می‌دهد «در روز عاشورا تابوت‌های شهدا را که با خون آغشته بود، می‌آوردند. روی تابوت‌ها، شمشیرها و عمامه‌های شهیدان را که باپرهای «حواصیل» تزیین شده بود، گذاشته بودند. که پس از اتمام مراسم، این تابوت‌ها را با تشریفاتی خاص به خاک می‌سپردند».
از سیاحان دوره قاجار،‌ هاینریش بروگش آلمانی است که در زمان ناصرالدین شاه از مراسم عزاداری که «درمیان باغ کاخ ونزدیک اتاقی که شاه برای تماشای تعزیه درآن می‌نشست» می‌نویسد: «مهمانان درون چادر بزرگی نشسته بودند و مراسم را تماشا می‌کردند. درآغاز مردان قوی هیکلی علامات و علم‌هایی را به میدان می‌آوردند». بعدازاین هشت نفر وارد میدان شدند که یک چارچوبی را بر دوش حمل می‌کردند و روی این چارچوب چیزی شبیه قبر درست کرده بودند و به ما توضیح که سمبل قبر پیغمبر اکرم اسلام است. روی قبر چندین طاق شال کشمیر کشیده بودند و چند شمع کافوری نیز روی آن دریک شمعدانی می‌سوخت. در دوطرف این قبر نیز دو نفر دیگر با علم و کتل حرکت می‌کردند»

در دوره کنونی نیز همانطور که همگان از کودکی دیده ایم و شنیده ایم در نخستین دهه محرم و دهه پایانی صفر، بویژه در روز اربعین حسینی، دسته‌های عزادار سینه زن، زنجیرزن راه می‌افتند و بنابر سنت فرهنگی شهر و دیار خود نشان‌های مذهبی و صندوق‌ها و ضریح‌هایی تابوت واره با خود حمل می‌کنند. به عنوان مثال روستای «فرخی» در منطقه کویری خور و بیابانک (واقع در کویر مرکزی) از توابع نایین اصفهان از جمله مناطقی است که یکی از مهمترین مراسم عزاداری آنان رسم نخل گردانی یا تابوت گردانی است.

دراین روستا بعد از پایان روضه خوانی، مردم عزادار در حسینیه بزرگ گردهم می‌آیند و گروهی دیگر پشت سر آنها به یاد امام حسین«ع»، سه نخل (به عنوان تابوت امام حسین«ع»، حضرت علی اکبر«ع» و حضرت علی اصغر«ع») را بر دوش خود حمل می‌کنند. در جلو نخل‌ها چند نفر از بزرگان و علما و مردم حرکت می‌کنند و محتشم خوانی می‌کنند ( 12 بند معروف محتشم کاشانی ) در قدیم رسم بوده همراهان نخل‌ها پابرهنه این مراسم رابرگزار می‌کردند تا یادی از بازماندگان اسیر شده حضرت اباعبدالله الحسین کرده باشند این را نیز بگوییم که در قدیم، علامت کشان وتابوت کشان ونخل گردانان دسته‌ها، پهلوانان و گردان محله بودند که سنگینی حمل علامت‌های بزرگ چندین تیغه و تابوت‌های تمثیلی بانیروی عشق و شور به سالار شهیدان می‌توانستند تحمل کنند.
منبع: irna.ir

[تصویر: NewsImage.aspx?url=464]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: hesam110 ، MAHDI59 ، MohammadSadra ، Agha sayyed ، ST92 ، criss angel ، montazer_rm ، سجاد_ف ، misagh ansari ، Abasaleh ، مفقود الاثر ، عبدالرحمن ، 135

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۱:۴۹, ۴/دی/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/دی/۹۰ ۲۱:۵۰ توسط Goldene.)
شماره ارسال: #11

با سلام

من نميدونم اين چه صيغه ايي هست كه ميگن يكي به خاطر عَلَم مياد
يكي به خاطر طبل مياد
يكي به خاطر غذاش مياد
يكي براي تفريحش مياد

و.....

درستش اين هست كه براي امام حسين عليه السلام وارد اين هيئت ها بشي

در زمان امام حسين عليه السلام عده زيادي در ابتداي عزيمت ايشان به صحراي كربلا همراهشان بودند
تعدادي از آنها كه به اذعان خبرهاي درج شده در تاريخ كم هم نبودند به بهانه هايي جور واجور ايشان رو همراهي ميكردند
تا اينكه خبر از كوفه آمد كه بيشتر اونها كه نامه فدايت شوم به امام نوشته بودند يا از ترس سر باز زدند يا به خاطر دنيا خائن از آب در اومدند و همچنين امام حسين عليه السلام به كساني كه همراهشان بودند سرانجام كار را فرمودند و گفتند هر كه ميخواهد برود كه چون خيالات آنها يا به قولي ميديدند به بهانه هايي كه داشتند هرگز نخواهند رسيد پس رفتند كه رفتند

آن عده كمي كه با امام حسين عليه السلام ماندند گرچه قليل بود ولي بهترين ياران و بهترين سربازان بودند
گرچه در كميت خيلي كم بودن ولي در كيفيت بي مثال بودند

يك عده ميگن عَلَم باشه كه جوانان بيايند
يك عده ميگويند كه طبل باشه كه جوانان بيايند
اين حرف خيلي حرف سبك و نسنجيده اي هست

ميترسم يك فردايي بيايد كه نعوذ بالله يك چيزهايه ديگه هم براي جذب حداكثري جوانان به اين دستجات راه پيدا كنه
بهتر است به جاي كميت به كيفيت توجه كرد

تربيت بايد تربيت حسيني باشه نه تربيت عَلَمي و تربيت طبلي و تربيت شكم و .......



ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Resistance ، rastin
۱۵:۳۵, ۵/دی/۹۰
شماره ارسال: #12
آواتار
آدم ها با تربیت های دینی با درصدهای کم و زیاد به هیات ها میان و در مراسم های مذهبی شرکت می کنند . تعدادی از افرادی که در مراسم محرم شرکت می کنند شاید تا محرم بعدی هیچ مراسم و منبر و مسجدی نرن . یکی به بهونه غذا میاد یکی به بهونه طبل و علم خیلی ها هم به عشق سالار شهیدان . اونی که با عشق میاد همیشه میاد همه سال هم عاشقه ولی افرادی که با بهونه میان رو باید تربیت کرد باید ساخت و این مسوولیت عمده و زیادش به عهده روحانیون عزیز ماست که با سواد و علم خودشون با فن بیانشون جوون رو جذب کنند اومدنش از بهونه به عشق تبدیل بشه . بچه هیاتی های عاشقم باید با بهونه ای ها دست رفاقت بدن و به جمع خودشون واردشون کن . یا علی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: جویای حقیقت ، در جستجوی سختی
۰:۰۴, ۶/دی/۹۰
شماره ارسال: #13
آواتار
سلام
خیلی کوتاه میگم.
من که از همه این بدعت ها داغونم
دیگه ار این کلمه از قدیم همین بوده متنفرم.

برای تحریفات عاشورا میشه به هر سه جلد حماسه حسینی استاد مطهری مراجعه کرد.

به سایت خودشون مراجعه کنید قابل دانلود است.
http://www.motahari.org

در سایه امن محبوب یکتا پایدار موفق باشید.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۲۹, ۲۱/دی/۹۰
شماره ارسال: #14

باسلام و خسته نباشید
به نظر من این طور مراسم ها همگی از غیر شیعه وارد شیعیان گردیده اند
مگر در زمان ائمه سینه زنی و روضه خانی مرسوم بوده است مگر زنجیر زنی و دسته و هیئت و حسینیه بوده استAngry
واقعا جای تعجب است که ما هی دوست داریم بدانیم این مراسم از کجا امده و چه کسی و کی و کجا چگونه بوده است
علم و کتل دو ابزار برای راه افتادن دسته جات در قدیم بوده است
کاروان وقتی حرکت می کرده می بایست یک علم در جلو حرکت می نموده است که نشان دهد این کاروان از کجا آمده است و قصدش از حرکت چیست؟ تاجر اند یا زائر یا مهاجم کتل هم طول و عرض کاروان را مشخص می نموده است به مرور زمان نیز علایمی بر روی آن به عنوان نماد آورده شده است مثل کبوتر و ... شاید مراد از آنها این بوده که به غیر از انسان ها هم بقیه جانداران برای عزاداری با این کاروان همراه شده اند . ولی اگر یک غیر شیعه منصف به این علم نگاه کند با خود می گوید این ها بی عقلند که چنین چیزی با خود حمل می کنند.
در قدیم کاروان هایی برای اقامه عزا راه می افتاده است وهر محله ای برای خود علم خود را داشته تا از بقیه محله ها متمایز باشد همین
حالا ما هی دوست داریم این مراسمات را مربوط کنیم به مسیحی ها و اینکه انها قصد ورود تحریفات را در عقایدمان داشته اند
چیزی که مهم است این است که آیا این مراسمات غیر شیعیان را از شیعه بودن می ترساند یا برعکس جاذبه دارد
عزاداری برای حضرت سیدالشهدا جزو شعایر می باشد و باید هر طور که هست حفظ و تقویت گردد .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۰۸, ۲۸/دی/۹۰
شماره ارسال: #15
آواتار
همیشه از این علم و کتل ناراحت بودم . برخی بهونه آوردن که بودنش خوبه و از این حرفها ولی قبول کنید وقتی دشمن بخواد تاثیر بذاره با برنامه وارد میشه . همین مراسم عذاداری ساده و بسیار معنوی و بی ریا در شهرستان های کوچیک مگه چشه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سجاد_ف
۱۰:۵۹, ۳/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #16

باسلام مجدد
شاید من منظورم نتونستم درست بیان کنم
بنا نیست که عزاداری ما با عزاداری در زمان امامان به یک شکل باشد.
مهم این است که عزاداری ما شیعیان در این دوره با این نماد ها شناخته می شود و اگر آن را حذف کنیم با نمادهای خود خداحافظی می کنیم بدون اینکه جایگزینی برایش پیدا کرده باشیم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۰۴, ۱۵/دی/۹۱
شماره ارسال: #17

افرادی که بدعت ها رو به وجود میارن دارن با ماه محرم مثله یک تجارت رفتار میکنن،دادن پیتزا و فست فود ها به عنوان غذای نذری و یا مداحی هایی که آدمو یاد موزیک های لس انجلسی میندازه و...
چرا این کارارو میکنن؟چون میخوان مشتری بیشتریو جذب کنن
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاوران مهدی
۰:۰۳, ۱۶/دی/۹۱
شماره ارسال: #18
آواتار
در این مورد 2 تا قول وجود داره
آیت الله جوادی آملی نظرش اینه که اینها بدعته و نباید باشه

آیت الله وحید نظرش اینه که هر چی بوده . بوده مهم اینه که الان سنبل عزاداریه و حرمتی نداره

به طور مفید و مختصر Wink
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Havbb 110 ، یاوران مهدی ، عبدالرحمن
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
Information صوم عاشورا ( روزه روز عاشورا ) وهابیت -اهل سنت - شیعه mahdy30na 6 3,749 ۱۸/مهر/۹۵ ۱۶:۴۹
آخرین ارسال: mahdy30na

پرش در بین بخشها:


بالا