|
نقد و تحلیل فیلم عطر : داستان یک آدمکش
|
|
۱۰:۴۰, ۸/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/فروردین/۹۱ ۲۰:۳۰ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بنام خدا
نام فیلم : Perfume : The Story Of A Murderer کارگردان : Tom Tykwer تهیه کننده : Bernd Eichinger نویسندگان : Tom Tykwer and Bernd Eichinger , Andrew Birkin موسیقی : Tom Tykwer and Johnny Klimek , Reinhold Heil بازیگران : Karoline Herfurth and Rachel Hurd-Wood , Alan Rickamn , Dastin Hoffman, Ben Whishaw محصول سال 2006 آلمان فیلمبرداری شده در : آلمان ، اسپانیا و فرانسه ژانر : درام زبان : انگلیسی ( با ته لهجه ی فرانسوی و البته استفاده ی کم و بیش از اصطلاحات فرانسوی ) بودجه : 63.7 میلیون دلار ( پر خرج ترین فیلم تاریخ آلمان ) فروش کل : 136 میلیون دلار امتیاز در IMBD : هفت و نیم مدت زمان : 146 دقیقه جوایز : برنده ی جوایز بهترین کارگردانی و بهترین طراحی تولید در جشنواره ی فیلم باواریا و نامزد در هشت رشته در جشنواره ی فیلم آلمان _این فیلم اقتباس شده از رمان معروف Perfume نوشته شده به وسیله ی Putrick Sunkind نویسنده ی آلمانی و منتشر شده در سال 1985 می باشد. در این نقد فیلم به مثابه اثری مستقل از رمان در نظر گرفته شده است. نقد و تحلیل فیلم عطر : داستان یک آدمکش _ قسمت اول ( پیش فرض های موجود ) : _Jean-Baptiste یک نام فرانسویست ، که انگلیسش John The Paptist ( به معنای جان تعمید دهنده ) است همان یوحنا معمدان یعنی حضرت یحیی (علیه السلام) ( پسر ذکریا ) می باشد. _ ارتباطاتی می توان بین شخصیت اول داستان و ویژگی های بارز یحیی پیدا کرد : 1.بزرگترین ویژگی حضرت یحیی (علیه السلام) تعمید دهنده بودن اوست. اما تعمید به چه معناست؟ تعمید معانی مختلفی دارد که در اینجا منظور غسل تعمید است. غسل تعمید یکی از فرامین اصلی آیین مسیحیت است که در آن بچه ی تازه متولد شده ی مسیحی و یا فردی که تازه مسیحی شده است باید توسط شخصی که خود قبلا تعمید داده شده است غسل داده شود. که معمولا این عمل در کلیسا و به دست اسقف انجام می شود. می گویند که حضرت یحیی (علیه السلام) اولین کسی بوده است که دستور تعمید را برای مردم تشریح کرده است و حتی خود حضرت عیسی (علیه السلام) را تعمید داده است. به هر حال تعمید در مسیحیت نشان عصمت و پاکی است. اما می رسیم به شخصیت داستان! او هم تعمید می دهد و زندگی می بخشد اما کمی متفاوت تر! اجازه بدهید که در طول داستان این موضوع را موشکافانه تر بررسی کنیم. 2. دیگر ویژگی بارز حضرت یحیی (علیه السلام) زهد ، تقوای زیاد و دوری از آمیزش با زنان بوده است. البته در اینجا نویسنده کمی روابط علت و معلولی را تغییر داده است! مثلا علت این که شخصیت اول داستان تنهاست و هیچ گاه مورد لطف دیگران قرار نمی گیرد را عدم برخورداری از بو می داند. ( البته در نقد اصلی بیشتر درباره ی این قضیه صحبت خواهیم کرد. ) و جالب تر این که هیچ گاه در برخورد با زنان و دختران جوان ( حتی در بهترین موقعیت ها ) هیچ احساس جنسی ای نسبت به آنها ندارد!!؟؟ 3. حضرت یحیی (علیه السلام) به عقیده ی همه ی آیین های ابراهیمی از پیامبران الهی بوده است و ازآن مهم تر این که در سنین پایین به مقام نبوت رسیده است. در جایی از فیلم اشاره به این که هدف Jean-Baptiste موجب خشنودی خدا می شود شده است ( به نوعی در راستای اطاعت از خدا گام بر می دارد.) در اصل نویسنده می خواهد با استفاده از این ترفند کارهای قهرمانش را توجیه کند!! موضوع جالب تر این که اتفاقا در سنین نوجوانی ( و در آستانه ی جوانی حدودا 16 الی 20 سالگی ) سودای رسیدن به هدفش را دارد. و از این حیث هم شباهت با حضرت یحیی (علیه السلام) دارد. 4. ماجرای مرگ حضرت یحیی (علیه السلام) : می گویند حضرت یحیی (علیه السلام) در پی مبارزه با ازدواج نا مشروع هرودیس ( یکی از پادشاهان آن زمان ) با یکی از محارم خویش به نام هیرودیا به زندان فرستاده شد و سرانجام به فرمان هیرودیا سر بریده شد. در اینجا البته نویسنده داستان را وارونه کرده و قصد دارد عقاید انحرافی خود را به طور نا ملموسی وارد فضای درام کند و جزء انگیزه های شخصیت اول داستان قرار دهد. ( توضیح بیشتر در ادامه . . . ) 5. یحیی به معنای زندگی بخش است. این ویژگی اتفاقا خیلی شباهت به رسالت شخصیت اول داستان دارد که به نوعی در ژست یک منجی قرار می گیرد. در مجموع نویسنده چندان به شخصیت حضرت یحیی (علیه السلام) وفادار نیست! و برخی ویژگی های دیگری به آن افزوده است که حتی گاهی مواقع او را به مسیح شبیه تر می بینیم . . . اما پسوندی که در انتهای نام او می آید Jean-Baptiste Grenouille ) Grenouille ) در زبان فرانسوی معنای قورباغه را می دهد. اما چرا قرباغه؟ این سوالی است که جواب دادن به آن مستلزم تحقیق در ارتباط با زندگی قورباغه هاست. مواردی که از نظر نگارنده در زندگی قورباغه ها مرتبط با فیلم هستند عبارت اند از : 1.قورباغه ها جانورانی خونسرد هستند. البته خونسردی صفتی است که در انسان ها معنایی متفاوت دارد که جزء ویژگی های اصلی شخصیت اول داستان است. 2.قورباغه ها داری خواب زمستانی می باشند. بنابراین می توانند مدت زمان زیادی در برابر شرایط سخت ( مانند سرما ، بی غذایی و بی آبی و . . . ) دوام بیاورند. این ویژگی را هم می توان در سکانس های کلیدی فیلم برای شخصیت اول فیلم دید. که در ادامه توضیح داده خواهد شد. 3.زندگی قورباغه ها و به طور کلی دوزیستان دارای چند مرحله تغییر و تحول می باشد که این سیر تغییر رو هم می توان در زندگی شخصیت اول فیلم دید. 4.قورباغه ها معمولا چندان مورد توجه انسان ها قرار نمی گیرند. یعنی شکل ظاهری ، پوست سخت و بوی نه چندان خوشایند آنها باعث می شود که کم تر کسی پیدا شود که به آنها علاقه مند شود. که شخصیت اصلی ماجرا هم از این ویژگی مبرا نیست. و البته با توجه به این که این اسم برایش انتخاب شده است نمی تواند بی ربط به محل تولدش ( که در ادامه توضیح می دهم ) باشد. 5. قورباغه در اکثر فرهنگ ها نماد زندگی و باروری است. و این هم گواهی دیگر بر منجیت شخصیت اول داستان. 6.پرش و جست و خیزهای شخصیت داستان در طول فیلم برای رسید به هدفش هم بی شباهت به قورباغه نیست! 7. قورباغه خطاب شدن فرانسوی ها توسط اکثر مردم اروپا ( به خصوص انگلیس ) هم نمی تواند بی تاثیر در دیدگاه نویسنده باشد. به هر حال Jean-Baptiste Grenouille با پیش فرض های موجود قرار است قهرمان ( یا شاید هم ضد قهرمان ) ما در فیلم Perfume باشد. _در ارتباط با پیش فرض ها نوبت می رسد به Perfume! با این کلمه می توان حدس زد که قرار است با چه فیلمی رو به رو باشیم! فیلمی متفاوت که قرار است مبتنی بر حس بویای انسان باشد و بعید می دانم اینقدر جدی تا به حال در دنیای سینما به سراغش آمده باشند. موفقیت این فیلم هم یقینا به دلیل وجود بن مایه ی قوی ایست که در دست Tykwer Tom جوان قرار گرفته است. شاید بد نباشد که ابتدا نگاهی گذرا به تاریخچه ی پیدایش عطر و نحوه ی عطر سازی و همچنین انواع عطرها و تاثیرات آن بیندازیم : ![]() _تاریخچه ی پیدایش عطر : تاریخچه ی پیدایش عطر احتمالا به مصریان باستان بر می گردد. آنها از این عطر ها در کنار مومیایی کردن برای خوشبو شدن اجساد استفاده می کردند. و یا در مراسم های مذهبی در کنار روشن کردن آتش از عطر استفاده می کردند و معتقد بودند که با این کار بوی خوش عطر بر دود آتش می نشیند و به و این دود به روح مرده می پیوندد و بوی ناخوش جسد از روح پاک می شود. از همین رو آن را Per + Fume نامیدند. Per به معنای درون و Fume به معنای دود می باشد. بعد از مصر عطرهای گوناگون در سراسر اروپا رواج پیدا کرد که با ورود به قرون وسطی استعمال عطر در سراسر اروپا به فراموشی سپرده شد و اعراب و مسلمانان در زمینه های نگه داری و ساخت عطرهای گوناگون پیشرفت های زیادی کردند و این را باید مدیون اسلام دانست! تا آنجا که پیامبر در حدیثی معروف به اهمیت عطر پرداخته است و مسلمانان را همواره به استفاده از عطرهای خوشبو تشویق می کرد. در پی وقوع دوره ی رنسانس اروپا و مخصوصا فرانسه شروع به ساخت و تولید عطرهای گواناگون کردند. در اوایل قرن هفدهم اولیان صنف عطر سازان در فرانسه تاسیس شد و اولین گونه های عطر بعد از سال ها دوباره مورد استفاده ی مردم ( البته قشر ثروت مند ) قرار گرفت. _مواد سازنده ی عطر : هر عطر از نظر مدت زمان ماندگاری به سه بخش تقسیم می شود : جزء اول : Top Note نام دارد که دوامش به یک ساعت هم نمی رسد و خوشبو ترین بخش عطر می باشد. جزء دوم : Middle Note نام دارد که ماندگاریش چند ساعت می باشد و ملایم تر می باشد. بوی این بخش از عطر حاوی اهمیت زیادی است. جزء سوم : Base Note نام دارد که تا چندین روز بر روی لباس باقی می ماند. _انواع عطر ها از نظر غلظت : 1.Perfume ( پرفیوم ) : غلظت عصاره های خوشبو در آن بین 15 تا 40 درصد می باشد. این نوع غلیظ ترین و گرانترین نوع عطر می باشد. 2.Eau De Perfume ( ادو پرفیوم ) : با غلظتی در حدود 7 تا 15 درصد به دلیل مناسب تر بودن قیمت رایج ترین نوع عطر می باشد. 3.Eau De Cologn ( ادو کلن ) : غلظتش بین 1 تا 6 درصد است که ماندگاری فوقاالعاده کمی دارد. _منابع اولیه : منابع اولیه به طور کلی به سه دسته تقسیم می شوند : 1.منابع حیوانی : مانند آهو 2.منابع گیاهی : مانند انواع گل های خوشبو و یا صمغ برخی درختان 3.منابع مصنوعی _مورد دیگری که در ارتباط با پیش فرض ها باید به آن اشاره کرد اصلی ترین شعار تبلیغاتی فیلم است یعنی : " HE LIVED TO FIND BEAUTY. HE KILLED TO POSSESS IT " - - - " او زندگی کرد تا زیبایی را پیدا کند. او کشت تا آن را صاحب شود " با توجه به اسم فیلم ( داستان یک آدمکش ) و این شعار تبلیغاتی می توان حدس زد که شخصیت اول ما علاوه بر ویژگی های ذکر شده مرتکب جنایت وحشتناکی مثل قتل هم می شود. که این مورد برای شخصیت اول یک فیلم می تواند مخاطب را به چالش بکشد و او را بر سر دو راهی ها قرار دهد. اما انگیزه ی وی از انجام این قتل ها و قضاوت کارگردان در مورد تایید یا عدم تایید این جنایات بحث های مهمی هستند که ناگزیر در پیش فرض ها نمی توان به آنها پرداخت و در ادامه به این موضوع مهم می پردازیم. نکته ی دیگری که در این شعار به چشم می خورد به حرص قدرتمند شدن شخصیت اول داستان می باشد که این طور که پیداست باید با قتل به این موهم برسد . . . !! _آخرین موردی که در ارتباط با پیش فرض های موجود باید به آن اشاره کرد ماجرای به فیلم تبدیل شدن رمان Perfume است. نویسنده ی آن یعنی Putrick Sunkind آلمانی در همان بدو انتشار رمانش بارها با پیشنهاد های مختلفی برای به فیلم تبدیل شدن رمانش رو به رو شد اما هیچ کدام از آنها را نپذیرفت و مقاومت خیلی زیادی نشان داد تا اینکه بالاخره در سال 2001 پیشنهاد 10 میلیون یورییه هموطنش Eichinger را پذیرفت. Eichinger هم ابتدا سراغ کارگردان ها بزرگی همچون مارتین اسکورسیزی ، ریدلی اسکات و تیم برتون می رود که با جواب های منفی این کارگردانان بزرگ رو به رو می شود. حتی گفته می شود که سال ها قبل هم کوبریک کارگردان نام آشنای تاریخ سینما ابتدا در صدد ساختن فیلم این رمان بوده است اما پس از مطالعه ی دقیق تر رمان به این نتیجه می رسد که نمی تواند بسیاری از سکانس های فیلم را به تصویر در بیاورد و اذعان داشته است که دنیای خلق شده توسط نویسنده را نمی توان به درستی به تصویر در آورد. اما نهایتا Eichinger شهامت به خرج داده و به سراغ هموطن گمنامش یعنی Tom Tykwer می رود. Tykwer با توجه به سابقه ی کاری اش اثری قابل قبول ارئه داده است اما به عقیده ی اکثر منتقدین فیلمش قائم به ذات نیست و نتوانسته چندان از فضای قصه جدا شود. ادامه دارد . . . موفق بمانید محمد |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۲:۳۲, ۲۹/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
سلام!
در ارتباط با مقوله ی روانشناسی البته بنده تخصصی ندارم و تا اونجایی که می دونم مبحث خیلی پیچیده ایه و دلیلش هم پیچیده بودن انسان هاست! که به دست آوردن یک فرمول واحد که بتونه راجع به همه ی انسان ها صدق کنه قطعا غیر ممکنه! و در مورد روانشناسی رنگ ها من چندی قبل تحقیقاتی انجام داده بودم و توی بخش بعدی نقد مقدماتش رو قرار میدم! اما در ارتباط با سوال اول و دومتون با توجه به توضیحاتی که دادم باید کمی متوجه شده باشید که تاثیر واحد به معنای مطلق به هیچ وجه وجود نداره و هر آدمی واکنش منحصر به فردی روی یک رنگ خاص داره که به خیلی از عوامل بستگی داره. مثل جنسیت، سن، دوره ی زمانی و از همه مهم تر پیش ذهنیت و موارد پیچیده ی دیگه! در ارتباط با پیش ذهنیت و آنچه که در آیینه ی ناخودآگاه انسانی وجود داره مثالی که الان به ذهنم می رسه رنگ سفید هست. که در ایران باستان برای عزا به کار می رفته و الان برای عروسی و قطعا واکنش انسان ها اون زمان به رنگ سفید با الان متفاوت بوده و موارد دیگه! و این نشون میده که تبلیغات چقدر میتونه در عوض کردن ذهنیت آدم ها به مرور زمان کارساز باشه! و اون چیزی که من در ارتباط با دو مقوله ی پذیرش رنگ در یک فرهنگ خاص و روانشناسی گفتم به معنای جدا کردن اون ها نبود و این دوتا کاملا به هم وابسته هستند و از هم تاثیر می گیرن! در ارتباط با این موضوع در پست بعدی مواردی رو اشاره خواهم کرد . . . یا علی |
|||
|
|
۲۰:۳۵, ۲۹/شهریور/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/شهریور/۹۰ ۱۳:۰۴ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
|
قسمت 2_قتل های زنجیره ای : در حالی که بزرگان و قانون گذاران شهر در کنار یکدیگر جمع شده اند، Antonie Richis به
تنهایی اعتقاد به حکومت نظامی و دخالت پلیس دارد ولی بقیه بیشتر به دنبال منافع شخصی و تجارت هایشان هستند. Grenouille هم از این آشفتگی استفاده می کند و یکی پس از دیگری سوژه هایش را شکار می کند و جنازه ها را برای قدرتنمایی و طعنه به مردم شهر هر کدام را در گوشه کناری به شکلی یکسان رها می کند! بعد از اینکه حکومت نظامی و پلیس نمی تواند کاری از پیش ببرد همه دست به دامن کلیسا، Holy Mother ( مریم مقدس ) و اسقف اعظم می شوند : ابتدا خبر از دستگیری قاتل به همه ی مردم شهر می رسد و خوشحالی کاذبی به وجود می آید ولی Richis که به ماجرا مشکوک است و احساس می کند که دخترش قربانی نهایی این ماجرا خواهد بود تصمیم به ترک شهر و پناه به زادگاه اول خویش یعنی اسپانیا می گیرد. غافل از این که شامه ی تیز Grenouille مهلت گریز به هیچ کس را نمی دهد. حتی اگر آن شخص کیلومتر ها دور شده باشد : سرانجام در مسافر خانه ی بین راه آخرین قربانی را در عین ناباوری در دل تاریکی شب به چنگ می کشد تا 13 امین و آخرین اسانس را به عطر جادویی اش اضافه کند . . . تحلیل : قتل های پیاپی شدیدا عجیبند!!! و خط تعلیق داستان نفس گیر و دلهره آور شده است و مخاطب خیلی دوست دارد ببیند ماحصل این قتل ها چیست و سرانجام قهرمان به کجا می رسد!؟!؟ نکته ی مهم زنجیره ای بودن آنهاست! قاتل زنجیره ای با قاتل معمولی فرقی اساسی دارد! و آن داشتن ایدئولوژی است! شاید معروفترین فیلمی که بتوان در از آن در این زمینه یاد کرد فیلم شاخص Seven ( اثر فینچر ) باشد که در آنجا هم قاتل شخصیت پیچیده و همچنین ایدئولوژی قوی ای داشت. از این حیث می توان حدس زد که Grenouille به دنبال تغییر و تحولات، به دنبال عرضه ی یک ایدئولوژی جدید و اصلا به دنبال پیاده سازی یک آرمانشهر در خفقان آن روزهای فرانسه و اروپاست. حالا چیستی این ایدئولوژی و چگونگی این آرمانشهر مطالب مهمی است که ناگزیر باید منتظر بمانیم . . . مساله ی بعدی سوژه هایی است که به قتل می رسند. همانطور که Antonie می گوید همه به غیر از فاحشه، دخترانی جوان، زیبا و باکره بودند. از Laura که نه تنها تا به حال با هیچ کس هم بستر نشده است، بلکه حتی حاضر نیست خوش و بشی با شوهر آینده اش داشته باشد، تا بقیه ی دختران! که به نظر می رسد هر کدام هم نقشی کلیدی در اجتماع آن روزهای فرانسه دارند. ( مانند آن دختر چوپان، ویا آن راهبه و دیگران! ) هر چند که قهرمان داستان میل جنسی ای به دختران ندارد اما کنایتا بکارتشان را به نابودی می کشاند. این را می توان از اجساد برهنه ای که در سرتاسر شهر برای قدرتنمایی و دادن هشدار به جا می گذارد متوجه شد. مخاطب اگر کمی با تجربه باشد از همین سکانس ها می تواند حرف های زرگری نویسنده را متوجه شود . . . اما می رسیم به کلیسا! جایی که همه از قدرت محدود بشر ناامید شده اند و دست به دامن Holy Mother شده اند. کلیسا هم با موضع سختی که در برابر این قاتل مرموز گرفته است طبق معمول در حال دادن امید واهی است. این را می توان از جایی که شخصی ناگهان وارد می شود و خبر دستگیری قاتل را می دهد فهمید و تایید کلیسا باعث می شود تا مردم چند روزی در هپروت خیالی ناشی از دستگیری قاتل به سر ببرند. اصلا کل قدرت پوشالی کلیسا در عصر مدرنیته را می توان در سکانسی که Grenouille راهبه را به قتل می رساند و برای دهن کجی جنازه ی تمام عریانش را در صحن کلیسا رها می کند متوجه شد. اینجا اسقف کلمات جالبی در وصف حال قهرمان به کار می برد: _Demon : ریشه اش به کلمه ی یونانی Daimons به معنای انباشته از خرد و دانش بر می گردد. در آن زمان یونانایان باستان معتقد بودند که موجودات فرازمینی خوب و بد با قدرت های خارق العاده در میان آنها وجود دارد. موجودات خوب وظیفه ی نگهبانی و موجودات بد وظیفه ی شرارت، به عهده داشتند. بعد ترها هم در تورات و انجیل همین لغت Demon برای اطلاق به ارواح تاریک و خبیثه به کار می رود. البته استعمال این لغت تقریبا در همه ی آیین ها و تمدن ها ( از آیین بودا و چین باستان تا سرخپوستان و حتی زرتشتیان ) بوده است. حتی امروزه با داغ شدن بازار جادوگری در دنیا و شایعه های ورود به عصر ترنس مدرن چاپ کتابهایی موسوم به Demonographi ( دمونوگرافی ) در دنیا زیاد شده است. هم اکنون برخی معتقدند که دمون ها در واقع همان شیاطین و جنیان هستند و . . . _Phantom : شبه انسان یا همان شبح را گویند. که از گذشته های دور در باورهای خرافی مردم تا به امروز وجود داشته است و انسان ها همواره پدیده هایی که نمی توانستند توجیه علمی برایش بیان کنند را به موجودات فرازمینی ارتباط می دادند. و بدون هیچ استثنا در همه ی فرهنگ ها و دوره ها اعتقاد به شبح وجود داشته است. _Murderer : قاتل _Depraved Monster : هیولای فاسد! معمولا در همه ی فیلم ها هیولاها موجوداتی ترسناک با قیافه های کریه و زمخت و قصه کاملا در حال و هوای سوررئال قرار داشت. تا این که استاد مسلم سینما یعنی آلفرد هیچکاک ژانر وحشت را متحول کرد و مهم ترین ایده، یعنی ترس از معمولات و عادیات زندگی ( که به گفته ی خودش متاثر از نظریه ی ناخودآگاه فروید بود! ) را در فیلم هایش مطرح کرد. و به گفته ی همه ی منتقدین هیچکاک ژانر وحشت را از سیطره ی سوررئال نجات داد و . . . بگذریم! _Vile Viper : افعی شرور _Ignominious Carbuncle : دمل کریه _Evil Extricable : شرور نابودشدنی _Disciple Of Satan : به معنای مرید شیطان! Satan یک لغت عبری است و معنای "مطرود" می دهد. و لقبی است که بعد از تمرد ابلیس به او نسبت داده شده است. _Slayer Of Souls : ستاننده ی جان ها _Necromancer و Sorcerer : ساحر _Diabolist : شیطانی! در واقع هم ردیف کلمات Satanism و Demonism! _Damned Heretic : دوزخی فاسدالعقیده _Devil : اسم عام تر شیطان است که بعدترها از همان Diabol وارد فرهنگ لغت می شود. این موضع خصمانه ی کلیسا البته طبیعی است. زیرا از افکار مرد شرور ایدئولوژی هایش بیمناک است تا مبادا جایگاهش را از دست بدهد. حالا باید دید که این کشمکش تا کجا ادامه می یابد و چه کسی پیروز نهایی است!؟ مساله ی بعدی رویارویی دو شخصیت مهم داستان است که حداقل چهار بار با یکدیگر برخورد دارند. و البته به نظر می رسد که هر دو به نوعی متوجه حضور دیگری می شوند : معروفترین آنها همان آخرین برخورد در اتاق خواب Laura است که در کمال تعجب هیچ واکنش عجیبی نسبت به حضور Grenouille نشان نمی دهد!! البته فیلم دیالوگ های رد و بدل شده بین آنها را نشان نمی دهد ولی می توان حدس زد که Laura با رضایت کامل قربانی شده است!؟ و اما مطلب آخر راحت تسلیم شدن ایدئولوژیست ماجراست! شخصی که با آن همه مهارت دست به قتل های زنجیره می زند و از همه ی حصار ها، دیوار ها و موانع عبور می کند ( حتی جایی که از کنار یک سگ بدون کوچکترین سر و صدایی عبور می کند!! ) حالا اینقدر ساده تسلیم ماموران یک شهر دور افتاده می شود؟؟!! و این نشان می دهد که این انسان درونگرا فکرهای بزرگتری در سر دارد . . . بد نیست در انتهای مطلب نگاهی به روانشناسی رنگ ها در سینما بیاندازیم که در این اثر تقریبا به درستی به کار گرفته شده بودند : پرانتز باز : مقدمه : رنگ های بنیادین ( Primary Colors ) بر اساس دسته بندی های مختلف به رنگ هایی متفاوت بدل می شوند. سه روش معروف تر عبارت اند از : 1.مدل RGB : که رنگ های اصلی را Red، Green و Blue معرفی می کند و بقیه ی رنگ ها را مشتق از این سه رنگ می داند. 2.مدل RYB : که رنگ های اصلی را Red، Yellow و Blue می داند. 3.مدل CMYK : که رنگ های اصلی اش Cyan ( فیروزه ای )، Magenta ( ارغوانی )، Yellow و Black می باشد. روش آخر جدیدتر و پیچیده تر است و از میان روش های 1 و 2 هم ما روش دوم را انتخاب می کنیم که قدیمی تر است : مدل RYB
اولین بار آیزاک نیوتون این سه رنگ ( قرمز، زرد و آبی ) را روی چرخه ای موسوم به چرخه ی رنگ ها قرار داد و نشان داد با کم و زیاد کردن غلظت آنها می توان باقی رنگ ها راپدید آورد. جالب تر این که از هر طرف و در واقع از هر رنگی که شروع کنی و ساعتگرد یا پادساعتگرد غلظت رنگ ها را تغییر دهی دوباره به همان جای اول می رسی!؟ نکته : به رنگ هایی از ترکیب فقط دوتا از رنگ های پایه به دست می آیند رنگ های ثانویه ( Secondary Colors ) گفته می شود. به رنگ هایی که از ترکیب یک رنگ اولیه و یک رنگ ثانویه تشکیل می شوند رنگ های مرتبه ی سوم ( Trtiary Colors ) و دست آخر به باقی ترکیب ها رنگ های مکمل ( Complementary Colors ) گفته می شود. نکته : اگر از رنگ های اولیه به ثانویه برسی عمل افزایشی ( Additive ) و اگر از یک رنگ ثانویه و یک رنگ اولیه به یک رنگ اولیه برسی عمل کاهشی ( Subtravtive ) نام دارد. رنگ های ثانویه عبارت اند از : ( همانطور که در شکل هم مشخص است! ) رنگ نارنجی = قرمز + زرد رنگ سبز = آبی + زرد رنگ بنفش = آبی + قرمز تذکر : از عدم وجود این سه رنگ، رنگ سفید و از ترکیب هر سه تای آنها رنگ سیاه به وجود می آید. اما امرزه طیف رنگ ها بسیار گستره شده اند و دیگر دسته بندی کلاسیک برایشان امکان پذیر نیست و شاید دست کم بتوان بیست رنگ اصلی برای روانشناسی مد نظر گرفت که خود نیازمند مقاله ای طولانی است! ما در اینجا همین 8 رنگ اصلی ( سه رنگ پایه + سه رنگ ثانویه + دو رنگ سفید و مشکی ) را مورد بررسی قرار می دهیم : نکته : توجه شود که همانطور که قبلا هم اشاره شد روانشناسی رنگ ها با پذیرش آن رنگ در یک فرهنگ خاص و طی یک دوره ی خاص متفاوت است. هر چند که تا حدی ذهنیت قبلی انسان ( ضمیر ناخودآگاه ) در برداشتش از یک رنگ موثر است و چندان نمی توان این قضیه را در روانشناسی نادیده گرفت. بنابراین مطالبی که در ادامه گفته می شوند تنها تقریبی از واقعیت هستند و نمی توان گفت که برای همه ی انسان ها در همه جای دنیا کاملا صادقند : روانشناسی رنگ ها ( Pschology Of Colors ) :
رنگ آبی
در طیف رنگ های سرد قرار دارد. باعث کاهش فشار خون، ضربان قلب، حرارت و آهنگ حرکت بدن، تعداد نبض و اشتها می شود. در اکثر افراد ایجاد آرامش فکری و جسمی می کند و برای پاره ای از افراد هم باعث افسردگی و گوشه گیری می شود. _در رنگ درمانی معمولا برای کاهش درد و استرس استفاده می شود. _در خطای دید باعث می شود که جسم عقب تر رفته و دورتر به نظر بیاید. رنگ قرمز
جزء رنگ های گرم است. می شود گفت که کاملا در تضاد با رنگ آبی است. باعث افزایش فشار خون، ضربان قلب، تعداد نبض، حرارت بدن، اشتها، آهنگ حرکت بدن و آدرنالین مغز می شود. به طور کلی احساسات انسان را تحریک می کند و باعث جلب توجه می شود. اما دامنه ی این احساسات متفاوت است. از حس خشم و عصبانیت تا حس فداکاری و همچنین حس شور و هیجان و حتی گاهی افزایش میل جنسی می تواند تغییر کند. و باید دید که در چه زمینه ای مورد استفاده قرار می گیرد. _در رنگ درمانی به منظور درمان افسردگی و اختلالات هیجانی استفاده می شود. _در خطای دید باعث می شود که جسم جلوتر آمده و برآمده تر به نظر برسد. ادامه دارد . . . پرانتز بسته ادامه دارد . . . موفق بمانید محمد |
|||
|
|
۲۲:۰۴, ۹/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
|
اینقدر نقدش قشنگ بود که داشتم میرفتم فیلمش رو بگیرم ولی
نقل قول:ادامه دارد . . .پس بقیش چی شد؟؟؟ ![]() ![]()
|
|||
|
|
۱۹:۰۸, ۱۰/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/اردیبهشت/۹۱ ۱۹:۱۰ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
سلام دوست گرامی! ممنون از پیگیری شما! من رو به گذشته های خیلی دور بردید! این تاپیک، اولین تاپیک من توی تالار و اولین نقدی بود که با جدیت توی عمرم نوشتم!![]() ![]() در مورد ادامه اش هم بنا به دلایل زیادی کنسل شد که شاید دوباره از نو پیگیری بشه! ( شاید این تابستون تمومش کنم! )و اما دلایل : 1. افتادن چندین وقفه و طولانی و طاقت فرسا شدن نقد که شور و شوق حقیر برای نوشتن ادامه اش کم شد! 2. شروع دانشگاه و درس و زندگی! ![]() 3. کاهش کیفیت نقد به دلیل وجود یک فرس زمانی که این اجبار منجر به پدید آمدن استرس می شود! 4. عدم استقبال کاربران! ![]() ... از توجه شما سپاسگزارم! ![]() یا علی |
|||
|
|
۱۱:۰۵, ۲۴/دی/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/دی/۹۱ ۲۰:۳۴ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
|
سلام
نقل قول:عطر و بو و عطرسازی و . . . همه و همه بهانه هایی هستند که نویسنده فقط از آنهای به عنوان نماد استفاده می کند. بسیار خوب ما هم نمیگوییم خیر. بفرمایید چه نمادی؟ منظور فیلم از عطر چیست؟ چرا باید این عطر از بدن دختران باکره گرفته شود؟ (ربطی به قربانی کردن دختران در آیینهای رازآلود!! دارد یا خیر؟) برای گرفتن این عطر چرا باید دختران کشته شوند؟ مگر عطر نماد چیست که بدست آوردن آن بدون کشته شدن قربانی امکان ندارد؟ یک جایی (اگر درست یادم باشه) نوشتید شخصیت قاتل نماد منجی است؟ برعکس من فکر می کنم شخصیت قاتل نماد دجال است! عطر نماد گناه است که در برخی ادیان از بین رفته قدیم یا ادیان تحریف شده زنان را شیطانی و یا مرتبط با شیطان می دانند.(دختران باکره انتخاب میشوند که تصور نشود پس از ارتباط جنسی با مرد یا ... آلوده شده اند) پس دجال گناه را از بدن دختران می گیرد و چون گناه با وجود آنان عجین است ( طبق آموزه های ادیان تحریف شده) پس فقط با مرگ از آنان جدا میشود. این گناه جمع آوری می شود و آخر فیلم می بینیم که با پخش آن در هوا مردم به گناهکاری رو می آورند!! |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| تحلیل فیلم 'مثل بالا،خیلی پایین'؛ | vahrakan | 2 | 2,422 |
۱۲/شهریور/۹۵ ۱۹:۵۷ آخرین ارسال: vahrakan |
|
| تحلیل فیلم "The Adjustment Bureau " | Reza2035 | 7 | 10,087 |
۹/مرداد/۹۵ ۵:۴۳ آخرین ارسال: A.N.P.X |
|
| تحلیل فیلم Exodus: Gods and Kings / موسی به روایت سامری | vahrakan | 9 | 7,798 |
۸/بهمن/۹۴ ۱۸:۲۴ آخرین ارسال: سرباز منتظر |
|
| تحلیل فیلم THE WORLD END | captaincharisma | 4 | 4,929 |
۱۹/آذر/۹۴ ۱۶:۵۱ آخرین ارسال: pars.movies |
|
| مواد لازم برای ساخت یه فیلم شیطانی +تحلیل فیلمای هالیوود | Justice Bringer | 133 | 102,841 |
۲۷/مرداد/۹۴ ۱۹:۰۵ آخرین ارسال: Marooned |
|
| بررسی و تحلیل فیلم هابیت: برهوت اسماگ | عدالت | 14 | 11,111 |
۸/خرداد/۹۳ ۲۰:۲۲ آخرین ارسال: مصطفای جبهه ها |
|
| تحلیل فیلم life of pi | Imam12 | 25 | 12,518 |
۱۷/بهمن/۹۲ ۲۲:۱۹ آخرین ارسال: Reza2035 |
|






![[تصویر: iesphqnzybb74ocf43.png]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/iesphqnzybb74ocf43.png)
![[تصویر: yf6t6b47u47l7jn30iz0.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/yf6t6b47u47l7jn30iz0.jpg)
![[تصویر: ey59gjgv50noo8rb6.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/ey59gjgv50noo8rb6.jpg)
![[تصویر: yj7tky5a2skt8oopgqcj.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/yj7tky5a2skt8oopgqcj.jpg)



![[تصویر: k8dqskki3enhsrnouu.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/k8dqskki3enhsrnouu.jpg)
![[تصویر: yzvlnkdlenw6pxofyaso.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/yzvlnkdlenw6pxofyaso.jpg)
![[تصویر: rvmf5n02z6odwblmhs8.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/rvmf5n02z6odwblmhs8.jpg)
![[تصویر: 92j0keoekc1fj8jglwv6.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/92j0keoekc1fj8jglwv6.jpg)
![[تصویر: 510qe5cvtbx0vmsdeirt.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/510qe5cvtbx0vmsdeirt.jpg)
![[تصویر: rorazhyarevli81hs95r.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/rorazhyarevli81hs95r.jpg)
![[تصویر: pdmk4jsrh1c9slkenpws.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/pdmk4jsrh1c9slkenpws.jpg)
![[تصویر: 7y38pynywby3pbqo9ho7.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/7y38pynywby3pbqo9ho7.jpg)
![[تصویر: nv1nesms6mtx93kriixo.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/nv1nesms6mtx93kriixo.jpg)
![[تصویر: hmoidry3t4z2yqjopvir.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/hmoidry3t4z2yqjopvir.jpg)
![[تصویر: wefyoz5k5hqn2as4w5mg.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/wefyoz5k5hqn2as4w5mg.jpg)
![[تصویر: 01xonzydr6oc0m9snr.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/01xonzydr6oc0m9snr.jpg)
![[تصویر: owt1x91ndlntt3psnnac.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/owt1x91ndlntt3psnnac.jpg)
![[تصویر: ivc22uk0sskpl3fb4.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/ivc22uk0sskpl3fb4.jpg)


من رو به گذشته های خیلی دور بردید!
این تاپیک، اولین تاپیک من توی تالار و اولین نقدی بود که با جدیت توی عمرم نوشتم!



